مرسلون

تکبر و غرور

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
تکبر و غرور تکبر و غرور

عده‌ای آن‌قدر متکبر و مغرور و جسورند که همه چیز را زیر پا می‌گذارند و حاضرند همه چیز و همه کس را مسخره کنند؛ گروهی از افراد نادان نیز سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و خود حضرت را مسخره می‌کردند و با انکار قیامت و زنده شدن مردگان می‌گفتند: وَ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا هَلْ نَدُلُّکُمْ عَلى‏ رَجُلٍ یُنَبِّئُکُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّکُمْ لَفی‏ خَلْقٍ جَدیدٍ: (1) و کسانى که کفر ورزیدند (به یکدیگر) گفتند: آیا شما را بر مردى راهنمایى کنیم که به شما خبر می‌دهد که آن گاه که (در زیر خاک) به‌کلی متلاشى شدید حتما (در جهانى دیگر) در آفرینشى نو ظهور خواهید کرد؟!

در آیه بعد حالت مشرکان را چنین وصف می‌کند. چون در نظر کفار زنده شدن اجساد بعد از فنا و پوسیدن، امرى عجیب بوده، آن قدر عجیب بوده که به نظرشان هیچ عاقلى به خود اجازه نمی‌دهد که چنین سخنى بگوید، مگر آنکه بخواهد مردم را دچار اشتباه و ضلالت کند و منافع آنان را تصاحب کند و اگر چنین منظورى در کار نباشد، چطور یک فرد عاقل مطلب به این روشنى را نمی‌فهمد؟ و نمی‌داند که بدن پوسیده دو باره زنده نمی‌شود. (2)

قرآن سخن این کافران را که در مورد حضرت سخن می‌گفتند، چنین بیان می‌کند: أَفْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِی الْعَذابِ وَ الضَّلالِ الْبَعیدِ (3): آیا او بر خدا دروغ بسته یا به‌نوعی جنون گرفتار است؟! (چنین نیست)، بلکه کسانى که به آخرت ایمان نمی‌آورند، در عذاب و گمراهى دورى هستند (و نشانه گمراهى آن‌ها همین انکار شدید است)

چون مسئله در نظرشان محال مى ‏نموده، لذا امر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) را که مدعى قیامت است، دایر بین دو چیز دانستند: یکى افترا بستن به خدا و دیگرى دیوانگى؛ آن وقت از یکدیگر می‌پرسند: که به نظر شما این مرد کدام یک از این دو انحراف را دارد، آیا به خدا افترا می‌بندد تا به اغراض خود برسد و یا آنکه دیوانه است؟ و معناى آیه این است که: آیا به نظر شما این مرد عاقل است؟ و عالما و عامداً به خدا افتراء مى ‏بندد؟ و دم از بعثت و قیامت می‌زند؟ و یا آنکه به‌ نوعی جنون مبتلا شده؟ و آنچه می‌گوید بدون فکر مستقیم است؟

بَلِ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِی الْعَذابِ وَ الضَّلالِ الْبَعِیدِ؛ در این جمله سخن کفار را رد می‌کند و از تردیدى که ایشان کردند که آیا چنین است یا چنان، اعراض نموده، حاصلش این است که: این مرد نه به خدا افتراء مى‏بندد و نه دچار جنون شده، بلکه این کفار در عذابى قرار گرفته‌اند که به‌زودی برایشان ظاهر می‌شود و چون اهل عذاب شده‌اند، از حق دور گشته‌اند و در ضلالتى دور قرار گرفته‌اند، آن قدر دور که به این زودی‌ها نمی‌توانند حق را تعقل کنند و به آن ایمان بیاورند؛ و اگر در جمله‏ (بَلِ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ) بااینکه می‌توانست بفرماید: بل هم فى العذاب و الضلال البعید، به‌جای ضمیر، نام آنان را مجدداً ذکر کرده که براى این است که به علت وقوعشان در عذاب و ضلالت آنان اشاره نموده و بفرماید علت آن این است که به آخرت ایمان ندارند. (4)

أَفَلَمْ یَرَوْا إِلى‏ ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَیْهِمْ کِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیَةً لِکُلِّ عَبْدٍ مُنیبٍ (5): آیا به آنچه پیش رو و پشت سر آنان از آسمان و زمین قرار دارد نگاه نکردند (تا به قدرت خدا بر همه چیز واقف شوند)؟! اگر ما بخواهیم آن‌ها را (با یک زمین ‏لرزه) در زمین فرو می‌بریم، یا قطعه‌هایی از سنگ‌های آسمانى را بر آن‌ها فرو می‌ریزیم؛ در این نشانه‌ای است (بر قدرت خدا) براى هر بنده توبه ‏کار (6)؛ این آیه کفار را اندرز می‌دهد و تهدید می‌کند و این عملشان را که آیات خدا را تکذیب کرده و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را استهزا کردند، جرمى بسیار بزرگ دانسته و ایشان را نسبت به ارتکاب آن جرى و جسور می‌خواند.

منظور از جمله‏ (ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ) این است که بفرماید: آسمان و زمین ایشان را از جلو و عقب احاطه کرده، هر جا که نظر کنند آسمانى می‌بینند که بر سرشان سایه افکنده و زمینى که روى آن هستند، نه از طرف بالا می‌توانند بگریزند و نه از طرف پایین؛ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَیْهِمْ کِسَفاً مِنَ السَّماءِ: آسمان و زمینى که از بالا و پایین ایشان را احاطه کرده، باتدبیر ما می‌گردند و اداره می‌شوند و منقاد و مسخر ما هستند، اگر ما بخواهیم زمین دهن باز کرده، ایشان را در خود فرو می‌برد و همه آنان را بدین وسیله هلاک می‌کنیم و یا آنکه قطعه‌ای از آسمان را بر سرشان می‌کوبیم و نابودشان می‌سازیم. پس چرا از این حرف‌ها دست بر‌نمی‌دارند؟

إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ: در آنچه گفته شد (از احاطه آسمان و زمین بر انسان‌ها و اینکه آن دو به تدبیر ما اداره می‌شوند و همواره به‌فرمان ما هستند، اگر فرمان به زمین دهیم ایشان را در خود فرو می‌برد و اگر به آسمان فرمان دهیم قطعه‌ای از آن بر سرشان می‌افتد و هلاکشان می‌کند) خود آیتى است که براى هر بنده‌ای که بخواهد به خود آید و به خدایش برگردد بس است و اگر این مردم به این‌گونه امور بی‌اعتنایی می‌کنند و بر تکذیب این آیات جسورانه اقدام می‌نمایند، جز بدین جهت نیست که ایشان مغرور و متکبرند و روح سرکششان اجازه به ایشان نمی‌دهد که در برابر خدا تسلیم شده و توبه نموده، به اطاعت او برگردند. (7)


پی‌نوشت:
1) سباء، آیه 7
2) ترجمه تفسیر المیزان، جلد 16، صفحه 541
3) سبا، آیه 8
4) ترجمه تفسیر المیزان، جلد ‏16، صفحه 541
5) سبا، آیه 9
6) ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
7) ترجمه تفسیر المیزان، جلد ‏16، صفحه 542

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: مقاله اینترنتی
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: تولیدی
  • محیط انتشار: وبلاگ
  • سطح قالب: سطح ب
  • قالب انتشار: مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی», مناسب جهت«پاسخ به شبهات»

آخرین‌ها از سعید پارسا

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.