مرسلون

خدای اسباب

این مورد را ارزیابی کنید
(7 رای‌ها)
خدای اسباب خدای اسباب

در کارها همیشه سعی داشت که از افراد مختلف کمک بگیرد و اصلاً انگار خدایی در جهان نبود؛ به او گفتم: مگر نه این است که هر چیزی از آن خداست؟

گفت: معلوم است!

گفتم: اگر چنین است پس چرا در کارهایت به او توجه نمی‌کنی؟

گفت: خوب درست است ولی این بدین معنا نیست که به اشیای دیگر تمسک نکنم!

گفتم: درست است؛ ولی این هم بدین معنا نیست که به خدا توجه نکنیم؛ بلکه باید در همه امور حتی زمانی که به اشیای تمسک می‌کنیم به او متوجه باشیم و بدانیم که اگر او نخواهد لحظه‌ای این ابزار کارگر نخواهند شد؛ ایاک نعبد و ایاک نستعین (1): فقط تو را می‌پرستم و فقط از تو یاری می‌جویم.


پی‌نوشت:
1) سوره حمد، آیه 5

 

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: متن کوتاه
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: تولیدی
  • محیط انتشار: وبلاگ
  • سطح قالب: سطح ب
  • قالب انتشار: مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی», مناسب جهت«پاسخ به شبهات»
  • طرح مجازی: حیات طیبه 97
خواندن 212 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « خدای توبه پذیر کمک به همسر »

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (6)

  1. ناشناس

سلام علیکم انحصاری که از آیات ایاک نعبد و ایاک نستعین به دلیل تقدیم و تاخیر ما حقّه التاخیر استفاده فرموده اید صحیح نمی باشد.

  پیوست ها
 
  1. مسعود طبره    ناشناس

با عرض سلام خدمت شما
از این که این مطلب را مورد توجه خود قرار داده اید متشکرم؛ ولی باید عرض کنم که اشکال شما صرفا یک جملیه ی خبری است که استدلالی برای تبیین و اثبات آن اقامه نشده است.
در هر حال در فرهنگ زبان عرب بیان شده که اگر آن چه معمولا...

با عرض سلام خدمت شما
از این که این مطلب را مورد توجه خود قرار داده اید متشکرم؛ ولی باید عرض کنم که اشکال شما صرفا یک جملیه ی خبری است که استدلالی برای تبیین و اثبات آن اقامه نشده است.
در هر حال در فرهنگ زبان عرب بیان شده که اگر آن چه معمولا مقدم است را موخر آورده شود و یا برعکس، در این صورت آن گزاره افاده ی حصر و اخنصاص خواهد کرد؛ البته می دانید که قواعد نحوی، قواعد غالبی هستند نه قواعد عام و شامل؛ و این آیه هم در حین تبیین با همین قاعده ی غالب تبیین می شود مگر این که دلیلی بر خلاف آن اقامه شود که ما را از تطبیق این قاعده ی غالبی باز دارد؛ و حال که چنین امری محقق نیست پس همان قاعده ی غالب را بر آیه هنگام تبیین تطبیق خواهیم کرد.

متشکرم

ادامه مطلب
  پیوست ها
  آخرین بار در تاریخ حدود 6 ماه قبل توسط مسعود طبره ویرایش شد مسعود طبره
  1. ناشناس    مسعود طبره

ممنون اینکه هر چه را مقدم آمده دالّ بر حصر تصور کنیم، و هرچه را موخّر آمده دلیل بر حصر بدانیم، قاعده ای است که برخی تفاسیر اهل تسنن بر آن معتقد هستند و اولین باری که این جمله و این فاعده ساخته شده است، اینگونه بود: "تاخیر ماحقه التقدیم، و تقدیم...

ممنون اینکه هر چه را مقدم آمده دالّ بر حصر تصور کنیم، و هرچه را موخّر آمده دلیل بر حصر بدانیم، قاعده ای است که برخی تفاسیر اهل تسنن بر آن معتقد هستند و اولین باری که این جمله و این فاعده ساخته شده است، اینگونه بود: "تاخیر ماحقه التقدیم، و تقدیم ما حقه التاخیر، قد یفید الحصر" متاسفانه عده ای این کلمه ی قد را برداشتند تا به مقاصد و عقاید خود برسند.
و اما در مورد این آیه شریفه در تفاسید و در مصادر اولیه تفسیری و روایی، این انحصار دیده نمی شود منظور در تفاسیر و در اعتقادات تشیع است.
و دیگر اینکه: این تقدیم و تاخیری که در آیه آمده دلالت بر اهتمام دارد و نه حصر.
و مطلب دیگر: اگر معتقد به حصر شدیم، جای ایراد و جریان اشکال را باز می گذارد که کسی اشکال کند اگر در روایات فرموده اند استعینوا بالعسل، و یا اگر در قرآن کریم آمده است؛ استعینوا بالصبر و الصلاة، دیگر حصر در این آیه نمی تواند مصداق داشته باشد.
امیدوارم توانسته باشم استدلال را بیان کنم.
از شما عذرخواهی می کنم.

ادامه مطلب
  پیوست ها
 
  1. ناشناس

در ضمن کلمه جاری را به جای یاری نگرش فرموده اید

  پیوست ها
 
  1. مسعود طبره    ناشناس

متشکرم اصلاح شد...

  پیوست ها
 
  1. ناشناس

ممنون اینکه هر چه را مقدم آمده دالّ بر حصر تصور کنیم، و هرچه را موخّر آمده دلیل بر حصر بدانیم، قاعده ای است که برخی تفاسیر اهل تسنن بر آن معتقد هستند و اولین باری که این جمله و این فاعده ساخته شده است، اینگونه بود: "تاخیر ماحقه التقدیم، و تقدیم...

ممنون اینکه هر چه را مقدم آمده دالّ بر حصر تصور کنیم، و هرچه را موخّر آمده دلیل بر حصر بدانیم، قاعده ای است که برخی تفاسیر اهل تسنن بر آن معتقد هستند و اولین باری که این جمله و این فاعده ساخته شده است، اینگونه بود: "تاخیر ماحقه التقدیم، و تقدیم ما حقه التاخیر، قد یفید الحصر" متاسفانه عده ای این کلمه ی قد را برداشتند تا به مقاصد و عقاید خود برسند.
و اما در مورد این آیه شریفه در تفاسید و در مصادر اولیه تفسیری و روایی، این انحصار دیده نمی شود منظور در تفاسیر و در اعتقادات تشیع است.
و دیگر اینکه: این تقدیم و تاخیری که در آیه آمده دلالت بر اهتمام دارد و نه حصر.
و مطلب دیگر: اگر معتقد به حصر شدیم، جای ایراد و جریان اشکال را باز می گذارد که کسی اشکال کند اگر در روایات فرموده اند استعینوا بالعسل، و یا اگر در قرآن کریم آمده است؛ استعینوا بالصبر و الصلاة، دیگر حصر در این آیه نمی تواند مصداق داشته باشد.
امیدوارم توانسته باشم استدلال را بیان کنم.
از شما عذرخواهی می کنم.

ادامه مطلب
  پیوست ها
 
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.