مرسلون

داستان سفر

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

a31969505da81211a5e92359b1083fa8_Copy داستان سفر

سعید و علی دو پسرعموی هم‌کلاس در مقطع پیش‌دانشگاهی و ‌پای ثابت فضای مجازی بودند؛ علی نسبت به سعید انقلابی‌تر بود. سعید بااینکه پسر خوبی بود ولی تحت تأثیر فضای مجازی بود و اخبار شبکه‌های ضدانقلاب را بیشتر دنبال می‌کرد؛ بیشتر مطالب موردبحث آن‌ها اتفاقات خاصی بود که در ایران می‌افتاد، مثل انتخابات، برجام و سند 2030، سقوط هواپیما، آتش‌سوزی پلاسکو و غرق شدن کشتی؛ وقتی  بحث می‌کردند، سعید، حرف‌های  کانال‌ها و صفحات ضدانقلاب  را نقل می‌کرد و علی هم مطالبی که تحقیق کرده و به آن رسیده بود را  می‌گفت.

مشغول دادن امتحانات ترم اول  بودند که مدیر مدرسه‌شان در آخرین روز امتحان برگه رضایت‌نامه‌ای  برای نمایشگاه انقلاب اسلامی در شهر دیگر با دو روز سفر، به دانش آموزان داد؛ موعود سفر رسید و هر دو با رضایت‌نامه به مدرسه آمدند، هفت ساعت درراه بودند، مدیر مدرسه آقای محمدیان که در اتوبوس آنان بود، با زبانی شیرین و رسا شروع به صحبت کرد؛ از اینکه در زمان قبل انقلاب هم سن بچه‌ها بود، از محیط مدرسه و شهرشان در آن زمان سخن می‌گفت؛ آن زمان این‌طور پیشرفت نکرده بودیم و هر چه داشتیم به‌وسیله خارجی‌ها برای ما به وجود می‌آمد، دکترهای کشور از کشورهای خارجی بودند به فکر مریض‌ها نبودند.

سپس به خاطره‌ای که خود شاهدش بود اشاره کرد: روزی خانم یکی از همسایه‌ها قرار بود زایمان کند به بیمارستان بردند اما دکتر هندی بجای ویزیت و معاینه، کار را به پرستار ناشی سپرد که متأسفانه خانم همسایه‌ی ما، فوت کرد و خانواده‌ی خانم شکایتشان به‌جایی نرسید و نتوانستند حق خود را بگیرند.

آقای مدیر صحبت‌های خود را این‌گونه ادامه دادند: از دین مردم چیزی باقی نمانده بود، شاید بگویید الآن هم این‌طور هست ولی باید بدانید که آن زمان، زن ارزش خاصی نداشت و شاه در مقابل دین مردم و عزاداری هاشان می‌ایستاد هرچند دین‌داران واقعی به‌صورت خلوت، عزاداری و عبادت می‌کردند؛ این روزها هم دشمن چون می‌ترسد قدرتش از بین برود با تهاجم فرهنگی باعث شده، مردم غفلت کنند؛ به‌یقین باید شما و خانواده‌هایتان از خودتان مراقبت کنید و با این تهاجم مبارزه کنید؛ دانش آموزان با سکوت خود و با دقت به صحبت‌های آقای محمدیان گوش می‌کردند: در شهر، آب آشامیدنی به‌راحتی در دسترس نبود و  وضع روستاها به‌مراتب بدتر بود.

شاه به خود و اطرافیانش می‌رسید، همین شاه بود که استان بحرین را از دست داد و می‌خواست حق کاپیتولاسیون بدهد، ولی امام خمینی با بینش و بصیرت عمیق جلوی این کار را گرفت؛ شاید بگویید، در زمان شاه ورزشگاه آزادی ساختند و ریل راه‌آهن‌ها و پیشرفت‌های دیگری  در آن زمان بود، به‌طور یقین وجود داشت اما منفعت زیاد و تمام برای خود شاه بود و حتی برای ساخت این امکانات، متکی به کشورهای خارجی بودند.

و دقایقی  بعد، اتوبوس به محل نمایشگاه رسید و بچه‌ها پیاده شدند؛ نمایشگاه چهار بخش داشت، در هر بخش، زمان قبل انقلاب و بعد از انقلاب، از جنبه‌های مختلف علمی-فرهنگی، سیاسی-اجتماعی، اقتصادی-معیشتی، امنیتی-نظامی مورد مقایسه قرار می‌گرفت.

دانش آموزان با دقت به آثار نگاه می‌کردند.

سعید، با دلیل و توضیحات راهنما همراه می‌شد و به جواب  سؤالات خود دست پیدا می‌کرد. رفته‌رفته در دلش آرامش و اطمینان برقرار می‌شد؛ در قسمتی از نمایشگاه به‌دروغ پراکنی شبکه‌های معاند پرداخته‌شده بود و چهره از نیت پلیدشان برمی‌داشت. توضیحات راهنما در قسمت علمی و فرهنگی بیشتر روی تولیدات دانش‌بنیان، فضاپیما، فرهنگ اسلامی، برادری و حمایت از مظلوم با توجه به کلام ائمه و رهبر فقید انقلاب بود و اینکه چطور این اندیشه جهانی شده است؛ در قسمت سیاسی و اجتماعی، قدرت بلامنازع منطقه با اتکا به نیروهای خودباور بود؛ در عرصه اجتماع به این مسئله اشاره شد که در قبل از انقلاب، فعالیت در عرصه اجتماع، مانند احزاب و نقد و از همه مهم‌تر انتخابات آزاد، رؤیایی بیش نبود.

درزمینه اقتصادی و معیشتی بااینکه، چندین سال است ایران را محاصره اقتصادی می‌کنند، اما نسبت به قبل از انقلاب، پیشرفت‌های چشمگیری درزمینهٔ خودکفایی و عدم وابستگی به کشورهای دیگر بوجودآمده است؛ هرچند بی‌کفایتی تعدادی مسئولین و منفعت‌طلبی عده‌ای  باعث بروز مشکلاتی شده است.

دانش آموزان به سمت بخش امنیتی و نظامی رسیدند اما  نگذاشتند راهنما حرف بزند و فقط محو در کارهای جهادی نیروهای امنیتی بودند و می‌دیدند که چطور نیروها جان خود را برای حفظ اسلام و کشور می‌دهند و دشمن از ترس این قدرت جرئت انجام کاری ندارد.

سه ساعت گردش در نمایشگاه با پذیرایی مدیر مدرسه، تمام شد.

مدیر مدرسه در آخر جلسه گفتند: ابتدای دوران بعثت پیامبر مشکلات فراوانی، برای پیامبر به وجود آمد اما ایشان صبر کردند و از اهداف والایشان دست  نکشید و در این راه عزیزترین افراد خویش را از دست دادند اما با توکل بر خدا و کوشش خستگی‌ناپذیر پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم و اطرافیان، سبب جهانی‌شدن رسالتشان گردید.

انقلاب کشور ما در ابتدای راه خویش است و یقیناً با پیروی از مکتب ناب محمدی و بهره‌گیری از دانشِ شما دانش آموزان زرنگ و جهادی، می‌تواند به بالاترین قله‌ها برسد. (1)


پی‌نوشت:

1) ابوالفضل علی‌محمدی

 

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: داستان
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: تولیدی
  • محیط انتشار: وبلاگ
  • سطح قالب: سطح الف
  • قالب انتشار: مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی»
خواندن 8 دفعه

آخرین‌ها از ابو الفضل علی محمدی (کاربر مهمان)

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.