نماز، برای هدایت هم‌وطن

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
نماز، برای هدایت هموطن نماز، برای هدایت هموطن

این داستان را با دقت بخوانیم به‌راستی تا چه اندازه برای هدایتِ کسانی که از روی نادانی، به ما توهینی می‌کنند، سرمایه‌گذاری می‌کنیم...آریْ رسمِ انسانیت را از شاگردِ مکتبِ علی (علیه‌السلام) بیاموزیم.
روزى مالك اشتر از بازار كوفه می‌گذشت و پيراهن و عمامه‌ای زِبْر و كوتاه نشده به تن داشت. يكى از بازاريان او را ديد. لباس او در نظرش خوار و حقير آمد. به‌قصد اهانت به او، چيزى شبيه فندق را به سويش پرتاب كرد؛ امّا مالك، بی‌اعتنا گذشت.
به آن مرد گفتند: واى بر تو! آيا می‌دانی كه آن را به‌سوی چه كسى پرتاب كردى؟ گفت: نه. به او گفتند: اين، مالك اشتر، يار و همراه امير مؤمنان است. مرد، بر خود لرزيد و به‌سوی مالك رفت تا از او معذرت بخواهد؛ امّا او را ديد كه به مسجد رفته و به نماز ايستاده است.
چون نمازش به پايان رسيد، مرد بازارى برپاهای مالك افتاد و آن‌ها را می‌بوسید. مالك گفت: اين چه‌کاری است؟! گفت: از آنچه كردم، معذرت می‌خواهم. مالك گفت: ترسى نداشته باش. به خدا سوگند، به مسجد نيامدم، مگر به‌قصد آمرزش‌خواهی براى تو.[۱]


[۱] حكمت نامه جوان، محمد محمدی ری‌شهری، ج ۱، ص 426.

 

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: متن کوتاه
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: تولیدی
  • محیط انتشار: وبلاگ
  • سطح قالب: سطح ج
  • قالب انتشار: مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی»

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید