إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً

إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً

تاریخچه گروه:

گروه وادی مقدس از خرداد ماه سال 1395 رسما فعالیت خود را در قالب گروهی در حوزه فضای مجازی شروع  وباموضوع تربیت  و خودسازی این فعالیت را ادامه می دهد . فعالیت گروه محدود به یک فضا نمی باشد بلکه با حضور در فضاهای مختلف وبلاگ ،شبکه های اجتماعی و پیام رسان با استفاده از قالب های گرافیکی و متون کوتاه پیام دین مقدس اسلام را به کاربران فضای مجازی میرساند.

 

اهداف گروه:

شبکه تخصصی وادی مقدس به صورت تخصصی پیرامون مسایل خودسازی وتربیتی فعالیت دارد و در هر موضوعی از موضوعات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی واقتصادی که وارد میشود رویکرد تربیتی و آموزشی مطابق با آموزهای قرآنی وروایی را دنبال میکند

(در حوزه تبلیغ هنری علاوه بر ظرفیت  گرافیک و طراحی  در قالب عکاسی ،متون کوتاه ادبی و دیگر فعالیت های هنری را دارا می باشد )

وبلاگ وادی مقدس

وادی مقدس در تلگرام

وادی مقدس در کلوپ

وادی مقدس در فیس نما

وادی مقدس در لنزور

ضرورت آموزش تعالیم قرآنی به فرزندان در کلمات اهل‌بیت علیهم‌السلام:
مراحل آموزش فرزندان آمده است : «الْغُلَامُ‏ یَلْعَبُ‏ سَبْعَ‏ سِنِینَ‏ وَ یَتَعَلَّمُ الْکِتَابَ سَبْعَ سِنِینَ وَ یَتَعَلَّمُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ سَبْعَ سِنِینَ.» (1) امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند : کودک تا هفت سال بازی می‌کند، پس‌ازآن هفت سال به او نوشتن و پس‌ازآن قرآن و احکام آموزش بدهید . در این حدیث به‌صراحت آموزش قرآن و احکام حلال و حرام به فرزندان بیان‌شده است ، فهمیده می‌شود که در هفت سال دوم زندگی کودک که دوره آموزش است ضرورت دارد محور آموزش معارف قرآنی باشد و در کنار آن مطالب دیگر نیز به کودکان آموزش داده شود . اما متأسفانه در عصر حاضر اکثر افراد از این امر مهم در غفلت‌اند، در همین زمینه از پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله وسلم روایت‌شده که فرمودند : « وَیْلٌ‏ لِأَطْفَالِ‏ آخِرِ الزَّمَانِ‏ مِنْ‏ آبَائِهِمْ‏ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مِنْ آبَائِهِمُ الْمُشْرِکِینَ فَقَالَ لَا مِنْ آبَائِهِمُ الْمُؤْمِنِینَ لَا یُعَلِّمُونَهُمْ شَیْئاً مِنَ الْفَرَائِضِ وَ إِذَا تَعَلَّمُوا أَوْلَادُهُمْ مَنَعُوهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُمْ بِعَرَضٍ یَسِیرٍ مِنَ الدُّنْیَا فَأَنَا مِنْهُمْ بَرِی‏ءٌ وَ هُمْ مِنِّی بِرَاءٌ.»(2) وای بر فرزندان آخرالزمان از دست پدرانشان . سؤال شد از پدران مشرک آن‌ها ؟ فرمودند : نه، از پدران مؤمن آن‌ها که به آن‌ها واجبات و حلال و حرام دین را نمی‌آموزند و از یادگیری آن‌ها جلوگیری می‌کنند و تنها به کامیابی‌های دنیوی آن‌ها راضی‌اند ، من از آن‌ها بیزارم و آن‌ها از من . پس باید به این امر مهم یعنی آموزش قرآنی و بر اساس تعالیم الهی به فرزندان توجه ویژه داشت چراکه زیربنای تمامی دوران زندگی کودکان دوران خردسالی ایشان و آموزشی که در آن می‌بینند هست ، حال اگر معارف و تعالیمی که می‌آموزند بر اساس معارف حقّه‌ی الهیه باشد زندگی ایشان به‌سوی تعالی و اگر تعالیم مسموم و ناسالم به آن‌ها ارائه شود مسیر حیاتشان به‌سوی تاریکی خواهد بود . امام صادق علیه‌السلام در مورد تأثیر قرائت قرآن بر روی جوانان و خردسالان دربیانی نورانی کی فرمایند : «مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ هُوَ شَابٌّ مُؤْمِنٌ اخْتَلَطَ الْقُرْآنُ‏ بِلَحْمِهِ‏ وَ دَمِهِ وَ جَعَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَعَ السَّفَرَةِ الْکِرَامِ الْبَرَرَةِ وَ کَانَ الْقُرْآنُ حَجِیزاً عَنْهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَقُولُ یَا رَبِّ إِنَّ کُلَّ عَامِلٍ قَدْ أَصَابَ أَجْرَ عَمَلِهِ غَیْرَ عَامِلِی فَبَلِّغْ بِهِ أَکْرَمَ عَطَایَاکَ قَالَ‏ فَیَکْسُوهُ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ حُلَّتَیْنِ مِنْ حُلَلِ الْجَنَّةِ وَ یُوضَعُ عَلَى رَأْسِهِ تَاجُ الْکَرَامَةِ ثُمَّ یُقَالُ لَهُ هَلْ أَرْضَیْنَاکَ فِیهِ فَیَقُولُ الْقُرْآنُ یَا رَبِّ قَدْ کُنْتُ أَرْغَبُ لَهُ فِیمَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ هَذَا فَیُعْطَى الْأَمْنَ بِیَمِینِهِ وَ الْخُلْدَ بِیَسَارِهِ ثُمَّ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ فَیُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ اصْعَدْ دَرَجَةً ثُمَّ یُقَالُ لَهُ هَلْ بَلَّغْنَا بِهِ وَ أَرْضَیْنَاکَ فَیَقُولُ نَعَمْ قَالَ وَ مَنْ قَرَأَهُ کَثِیراً وَ تَعَاهَدَهُ بِمَشَقَّةٍ مِنْ شِدَّةِ حِفْظِهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ هَذَا مَرَّتَیْنِ.»(3) هر که در حال جوانى قرآن بخواند و باایمان هم باشد قرآن با گوشت و خونش بیامیزد، و خداى عز و جل او را با فرشتگان پیغام برنده و نیک‌رفتارش رفیق کند، و قرآن براى او در روز قیامت پرده و مانعى از آتش باشد و گوید: بار پروردگارا هر کارگرى به مزد کار خویشتن‏ رسیده جز کارگر من، پس گرامى‏ ترین عطاهاى خود را به او برسان، فرمود: پس خداى عزیز و جبار دو جامه از جامه‏هاى بهشتى به او بپوشاند و بر سرش تاج کرامت نهاده شود، سپس به قرآن گفته شود: آیا ما تو را درباره این شخص خشنود کردیم؟ قرآن گوید: بار پروردگارا من برتر از این درباره او میل داشتم، پس نامه امان (از دوزخ را) به دست راستش دهند، و فرمان جاویدان ماندن در بهشت را در دست چپش گذارند و وارد بهشت گردد، پس به او گفته شود: بخوان (قرآن را) و یک درجه بالا برو، سپس به قرآن گویند: آیا آنچه تو خواستى به او رساندیم و تو را خشنود کردیم؟ گوید: آرى، حضرت فرمود: هر کس قرآن را بسیار بخواند و بااینکه حفظ آن (بر او) دشوار است آن را به ذهن خویش بسپارد خداى عز و جل دو بار پاداش آن را به او بدهد. حال اگر پدران و مادران دلسوز دوست دارند فرزندانشان از این‌همه عنایات عظیم الهی در دنیا و آخرت بهره‌مند شوند لازم است برنامه‌ای برای آموزش تعالیم قرآنی واله‌ی تنظیم نمایند .


پی نوشت:

1-الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 47
2-مستدرک الو سائل و مستنبط المسائل، ج‏15، ص: 164
3- الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 603

آنچه که روشن است این است که نه‌تنها اوقات بر نطفه تأثیر دارند بلکه تمام محیط اطراف بر روی آن اثر گذارند، برخی امور که بر نطفه اثر دراند حالات شخصی هر یک از والدین و هر دو آن‌هاست، در روایات از این‌که والدین با برخی حالات اقدام به نزدیکی و انعقاد نطفه کنند نهی شده و برای آن‌ها آثار سوئی ذکرشده است که به برخی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره‌ای گذرا می‌کنیم.
رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله فرمود:
«‏ مَنْ جَامَعَ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ حَائِضٌ فَخَرَجَ الْوَلَدُ مَجْذُوماً أَوْ أَبْرَصَ فَلَا یَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ‏». هرکه جماع کند با زن خود در حیض، پس فرزندی که به هم رسد مبتلا شود به خوره یا پیسی، پس ملامت نکند مگر خود را.(1)
در حدیث صحیح از رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله نقل‌شده است:
«لَا تَتَکَلَّمْ عِنْدَ الْجِمَاعِ فَإِنَّهُ إِنْ قُضِیَ بَیْنَکُمَا وَلَدٌ لَا یُؤْمَنُ‏ أَنْ‏ یَکُونَ‏ أَخْرَس‏» وقت جماع سخن مگویید که بیم آن است فرزندی که به هم رسد لال باشد و در آن‌وقت نظر به فرج زن مکنید که بیم آن است فرزندی که به هم رسد کور باشد؛ و در روایات دیگر از آن حضرت منقول است: باکی نیست نگاه کردن به فرج در وقت جماع.(2)
در چندین حدیث معتبر واردشده است: مرد و زن در حالتی که خضاب به حنا و غیر آن بسته باشند جماع نکنند که هر که در حالت خضاب با زن خود جماع کند فرزندی که به هم رسد مخنث (خنثی، دوجنسه) باشد.
در حدیث موثّق از حضرت صادق علیه‌السلام منقول است کراهت دارد مرد روبه‌قبله جماع کنند.(3).


پی‌نوشت:

1- من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 404.

2- من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص: 552.

3- حلیة المتقین، باب چهارم.

خدای متعال انسان را آفرید و اراده نمود با آن بستری را فراهم نماید تا رب انسانی تربیت کند و راه آن را نیز عبودیت معرفی نمود، انسان را موجودی اجتماعی قرارداد تا با روابطی که بین ایشان صورت می‌گیرد هم خود آن‌ها و هم جامعه انسانی آن‌ها به‌سوی کمال حرکت کند. به همین دلیل نسل آن‌ها را در طول تاریخ امتداد بخشید که در هر عصری انسان‌هایی پای به عالم خاک نهاده وعده‌ای دیگر رخت از آن بربندند و راه تعالی و تکامل ایشان را در تحصیل علم و آداب و روابط و ضوابط قرارداد تا با آموختن و عملیاتی کردن آن‌ها در مسیر تعالی قرار بگیرند و معلمانی را نیز مجهز نموده و به‌سوی ایشان گسیل داشت تا آنچه را که نیاز داشتند به ایشان بیاموزد.
پس‌ازآن که قرن‌ها از خلقت اولین انسان گذشت جامعه بشری قابلیت ساختن تمدن‌ها را پیدا نمود و به همین دلیل خدای متعال نیز انبیاء بیشتری به‌سوی آن‌ها فرستاد تا به‌سوی تعالی هدایتشان کند.
جوامع درحرکت رو به رشد خود نیازمند نیروهای انسانی که دارای مهارت‌های لازم هستند می‌باشد و بدون این امر ساختن جامعه و سامان بخشیدن به آن امکان نخواهد داشت. خدای متعال اراده نمود تا در آخرالزمان حکومت صالحین محقق شود، فرمود:
﴿لَقَدْ کَتَبْنا فِی اَلزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ اَلذِّکْرِ أَنَّ اَلْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ اَلصّالِحُونَ﴾ در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!»1
که طبق عقیده فرقه ناجیه شیعه این حکومت در زمان ظهور امام زمان علیه‌السلام محقق خواهد شد؛ و ازآنجاکه گفته شد تمدن‌ها نیازمند انسان‌های دارای مهارت هستند حکومت جهانی آخرالزمان صالحین نیز نیازمند انسان‌هایی باایمان و اعتقادات قوی که در میدان علم و عمل سرآمد مردم جهان هستند می‌باشد.
بر این اساس لازم است افراد جامعه اسلامی ما تمام تلاش خود را مبذول دارند تا باتربیت انسان‌های باایمان و متخصص در امور لازم برای اداره جامعه مقدمات تحقق آن جامعه موعود را فراهم نمایند و این امر محقق نخواهد شد جز به این‌که خانواده‌های مسلمان راه‌کارهای تربیتی انسان را از متن دین فطری اسلام آموخته و عملی کنند.
اگر این امر محقق شد قطعاً شاهد آماده شدن شرایط برای جامعه مهدوی خواهیم بود.
انقلاب امام خمینی رحمت‌الله علیه از درون گهواره‌ها شروع شد، در سال 1342 شمسی که ایشان را دستگیر کرده بودند و به تهران می‌بردند یکی از مأمورین ساواک به ایشان گفته بود در این بیابان دیگرکسی نیست بدادت برسد! پس یارانت کجا هستند؟ ایشان فرموده بودند یاران من در گهواره‌ها هستند؟
این سخن آن روز برای آن افراد قابل‌فهم نبود اما پس از 15 سال همه دیدند که کودکان نوجوان و جوانی که در آن روزها در گهواره‌ها بودند چگونه انقلابی بی‌نظیر را رقم زدند و همه جهانیان را انگشت‌به‌دهان گذاشتند.
پس باید انسان‌ساخت، مهدی عج الله منتظر ماست.


1-(سوره أنبیاء، آیه 105)

یکی از اصلی‌ترین دغدغه والدین تربیت فرزندانشان است و برای این امر بسیار تلاش می‌کنند و می‌توان گفت که غصه اصلی بسیاری از آنان نیز همین است.
بسیاری افراد فکر می‌کنند که تنها تلاش و دلسوزی مجدانه آن‌هاست که موجب می‌شود فرزندانشان اصلاح شوند درحالی‌که حقیقت این نیست، درست است که مراقبت والدین عاملی مهم و تأثیرگذار است اما حقیقت امر آن است که اصل و عامل اصلی تربیت انسان‌ها اراده الهی است و اگر فضل و رحمت الهی به تربیت فردی تعلق بگیرد، همین امر موجب اصلاح امور او می‌شود که فرمود
﴿ لَوْ لا فَضْلُ اَللّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَکى مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لکِنَّ اَللّهَ یُزَکِّی مَنْ یَشاءُ وَ اَللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴾ اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، هرگز احدی از شما [از عقاید باطل و اعمال و اخلاق ناپسند] پاک نمی‌شد، ولی خدا هر که را بخواهد پاک می‌کند؛ و خدا شنوا و داناست.1
بر این اساس هنر این است که اسرار و رازهای داخل شدن در تحت تربیت الهی را دریابیم تا با آن رمزها داخل در تربیت الهی شویم، اگر به این امور دقت شود نه‌تنها خود ماتحت تربیت الهی قرار می‌گیریم بلکه نسل و ذریه ما نیز در این امر داخل می‌شوند و موردعنایت الهی قرار می‌گیرند که در مورد امر اول که تربیت خود انسان باشد رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله فرمود:
«قالَ اللَّهُ عزّوجلّ: لا أطَّلِعُ على‏ قَلبِ عَبدٍ فأعْلَمُ مِنهُ حُبَّ الإخْلاصِ لِطاعَتی لِوَجْهی وابْتِغاءَ مَرْضاتی إلّا تَولّیتُ تَقویمَهُ وسیاسَتَهُ.»  خداوند عزّوجلّ فرماید: هرگاه دل بنده‏ ام را بنگرم و دریابم که از روى اخلاص و براى خشنودى من طاعتم را به‌جا مى ‏آورد، اصلاح و تربیت او را خود به عهده گیرم.2
و بر امر دوم که تربیت فرزندان انسان باشد داستان حضرت خضر علیه‌السلام بر اصلاح دارایی دو یتیم که در سوره کهف مذکور است دلالت دارد که علت آن را صالح بودن پدر آن دو فرزند شمرده است:
﴿أَمَّا اَلْجِدارُ فَکانَ لِغُلامَیْنِ یَتِیمَیْنِ فِی اَلْمَدِینَةِ وَ کانَ تَحْتَهُ کَنْزٌ لَهُما وَ کانَ أَبُوهُما صالِحاً فَأَرادَ رَبُّکَ أَنْ یَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ یَسْتَخْرِجا کَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ﴾ اما آن دیوار از دو نوجوان یتیم در این شهر بود، وزیرش گنجی متعلق به آن دو قرار داشت و پدرشان مردی شایسته بود، پس پروردگارت خواست که آن دو یتیم به حد رشد رسند و گنجشان را به سبب مِهر [ی که] پروردگارت [به آن دو] داشت بیرون آورند.3
پس باید خدا را باور کرد و خود و اهل‌وعیال خود را به او بسپاریم و با گوش سپردن به اوامر او خود را در جاذبه ربوبی‌اش داخل کنیم.


1-سوره نور، آیه 21

2-الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة، ص: 332

3-سوره کهف، آیه 82

شناخت خصوصیات جسمی و روحی فرزندان یکی از امور بسیار دقیق و حساسی است که راه گشای بسیاری از مسائل تربیتی و برطرف‌کننده‌ی اکثر آسیب‌ها و معضلات بزرگ و کوچکی است ک در زندگی فرزند به وجود می‌آید بلکه برای انجام تمام امورمان نیازمند معرفت‌هایی این‌چنینی هستیم:
امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرمود:
«مَا مِنْ‏ حَرَکَةٍ إِلَّا وَ أَنْتَ مُحْتَاجٌ فِیهَا إِلَى مَعْرِفَةٍ» هیچ حرکتی نیست مگر این‌که تو در آن نیازمند یک معرفت و دانشی هستی.1
بنابراین در امر تربیت فرزندان هم شناخت حالات جسمی آنان لازم است و هم شناخت حالات روحی آن‌ها، به این نحو که ابتدا باید مزاج فرزندان و اعضای خانواده به‌خوبی شناسایی شود تا در امر پخت‌وپز غذا و ارائه‌ی خوراکی‌ها برای فرزندان مادر دچار سردرگمی نشود که برخی از بیماری‌های جسمی و روحی برای فرزندان حاصل شود، به دلیل این‌که بسیاری از نارسایی‌های جسمی فرزندان نتیجه‌ی استفاده‌ی ناصحیح از مواد غذایی است که مادر نادانسته به خورد فرزندان می‌دهد.
در دورانی که دشمنان بشریت را در گرداب و باتلاق جهل و استعمارهای گوناگون فرهنگی و غذایی و اقتصادی و فکری انداخته‌اند لازم و ضروری است که مادران آگاه با تحصیل و آموزش کسب کردن در مورد اولیات مربوط به صحت جسمانی فرزندان مقدار بسیاری از بیماری‌ها را در وجود فرزندشان از بین ببرند.
و اما شناخت خصوصیات روحی فرزندان نیز بسیار مهم است تا با آن بتوان در حالات خاص امور تربیتی را اجرا کرد به‌عنوان‌مثال اگر مادر بخواهد فرزند را درزمانی که او برحسب روحیات خود آمادگی پذیرش نصیحت را ندارد نصیحت کند این امر موجب می‌شود که نصیحت مادر دقیقاً اثر معکوس داشته باشد و موجبات لج بازی فرزند را فراهم کند یا آن‌که اصلاً اثری نداشت باشد.
لذا باید این قسم از خصوصیات فرزندان به‌خوبی شناخته شود تا برای اجرای دستورالعمل‌ها از آن استفاده کرد.
به‌عنوان‌مثال برخی از فرزندان هستند که هنگام گرسنگی دچار پرخاشگری می‌شوند و این امر موجب می‌شود نتوان به او امرونهی کرد و یا برعکس برخی از فرزند دان هنگام گرسنگی روحیه‌ی ایشان لطیف شده و ذهنشان بهتر کار می‌کند و آن زمان، زمان مناسبی برای آموزش دادن و نصیحت ایشان است و بدیهی است که این نصیحت کردن در این دو فرد دو عکس‌العمل متفاوت را به وجود خواهد آورد.
لذا باید در این بخش بسیار دقت کرد.
مطلبی که در اینجا بسیار مهم و اساسی است دانسته شود این است که باید دانست این خصوصیات و رفتارها و حالات روحی فرزندان تا آنجا که مخالفت و تناقضی با احکام و دستورات دین ندارند باید رعایت شود ولی در اموری که رعایت آن‌ها امر صریح شریعت است نباید اجازه داده شود که هیچ مصلحتی احکام الهی را تحت‌الشعاع قرار دهد به این معنی که مصلحت‌اندیشی‌های ما موجب شود حکم الهی زیر پا گذاشته شود چراکه خود این امر یعنی سهل‌انگاری احکام الهی یکی از معضلات و موانع تربیت صحیح والهی فرزندان است چراکه هدف در تربیت فرزندان الهی کردن ایشان است نه این‌که هر نوع تربیتی مراد باشد لذا باید حرمت احکام الهی را نگاه داشت و نباید هیچ مصلحتی را بر آن‌ها مقدم کرد.


1-تحف العقول، النص، ص: 172

پنج شنبه, 01 تیر 1396 06:32

بهترین دوست‌ها برای فرزندان

دوستی ارتباط برقرار کردن با انسان‌های دیگر از فطریات انسان هست و این امر فطری از ابتدایی‌ترین دوران تولد انسان آغازشده و تا آخرین ساعات حیات او ادامه دارد. انسان با دوستان خود ساعات حیاتش را تقسیم نموده و به عبارتی بهتر دوستان انسان جزئی از زندگی او هستند.
انسان باید بتواند دوستی‌های خود را مدیریت نموده و با آن‌ها در مسیر کمال قدم بردارد.
خدای متعال در خطاباتی که به انسان‌ها دارد در اکثر موارد آن‌ها را باهم جمع بسته و به‌صورت گروهی مورد خطاب قرار می‌دهد، یکی از آن موارد در آیه شریفه ذیل است که فرمود:
﴿اِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اَللّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا ﴾ همگی به ریسمان خدا [= قرآن و اسلام و هرگونه وسیله وحدت‌]، چنگ زنید و پراکنده نشوید.1
‏در این آیه شریفه خدای متعال سخن از جمعیت و گروه انسان‌ها به میان آورده است، معلوم می‌شود که باید به‌صورت گروهی راه عبودیت را طی نمود، گذشته از آن خدای متعال دوست دارد انسان‌ها باهم این راه را بروند.
خدای متعال در قرآن کریم راه دوست‌یابی را به ما نشان داده و فرموده که با چه کسانی دوست شویم، تقوا را راه دوست‌یابی و انبیاء و صدیقین و شهدا و صالحین را نیز بهترین دوست و رفیق‌ها معرفی نمود:
﴿مَنْ یُطِعِ اَللّهَ وَ اَلرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ اَلَّذِینَ أَنْعَمَ اَللّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ اَلنَّبِیِّینَ وَ اَلصِّدِّیقِینَ وَ اَلشُّهَداءِ وَ اَلصّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً ﴾ کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخیز)، هم‌نشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان؛ و آن‌ها رفیق‌های خوبی هستند.2
بنابراین مطالب اول باید دوست داشت چراکه اقتضای فطرت انسان است و ثانیاً باید با دوستان به‌سوی خدا حرکت نمود و ثالثاً باید باکسانی دوست شد که همگی باخدای متعال پیوند دارند.
بر اساس این مطالب لازم است فرزندان خود را به نحوی تربیت کنیم که محبت انبیاء الهی، اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام و آنانی که خود را به خدای متعال فروخته‌اند از شهداء و صالحین در دل‌های آن‌ها نفوذ کند و از برکت وجود ایشان بهره‌مند شوند.
کودکی از خردسالی در مساجد و هیئات مذهبی و سایر اماکن مذهبی با والدینش رفت‌وآمد دارد به‌شرط این‌که سایر مقدمات تربیتش به‌خوبی رعایت شده باشند، قطعاً محب خوبان عالم خواهد شد و با انسان‌های الهی سنخیت پیداکرده و همانند آن‌ها را به دوستی خود برمی‌گزیند و حتماً نه‌تنها از اشرار دوری گزیده بلکه از آن‌ها نفرت داشته و برائت می‌جوید.


1-سوره آل ‏عمران‏، آیه 103

2-سوره نساء، آیه 69

پنج شنبه, 01 تیر 1396 06:19

انتخاب همسر برای فرزندان

در امر انتخاب مورد مناسب برای ازدواج فرزندان بسیاری از خانواده‌ها در سختی قرار دارند، بسیاری افراد به دلیل نداشتن ملاک‌های مناسب در امر انتخاب مورد با وقفه‌های چندین ساله در امر ازدواج فرزندانشان مواجه می‌شوند، اما برخی نیز آن‌قدر آسان گرفته و در امر انتخاب مورد برای ازدواج فرزندانشان مسامحه به خرج می‌دهند که موجب مشکلات بسیاری در حیات فرزندانشان می‌شود. هم‌چنین بسیاری از فرزندان نیز در امر ازدواج به دلیل غلبه احساسات عقلشان تحت‌الشعاع قرارگرفته و نکات مهم را در نظر نمی‌گیرند، به همین دلیل اهل‌بیت علیهم‌السلام در سفارش‌های خود به شیعیان همواره از انتخاب ناصحیح در امر ازدواج منع نموده و هشدار داده‌اند.
امام صادق علیه‌السلام فرمود:
«قَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص خَطِیباً فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِیَّاکُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ‏ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ‏ قَالَ الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِی مَنْبِتِ السَّوْءِ.» رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله دریکی از خطبه‌هایشان فرمود: ای مردم بر حذر باشید از «خضراء الدمن»، گفته شد یا رسول‌الله «خضراء الدمن» چیست؟ فرمود: زن زیبارویی که در کشتگاه بد رشد کرده باشد.1
هم‌چنین امام صادق علیه‌السلام در بیان نورانی دیگری فرمود:
«‏ إِنَّمَا الْمَرْأَةُ قِلَادَةٌ فَانْظُرْ إِلَى مَا تَقَلَّدُهُ قَالَ وَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ لَیْسَ لِلْمَرْأَةِ خَطَرٌ لَا لِصَالِحَتِهِنَّ وَ لَا لِطَالِحَتِهِنَّ أَمَّا صَالِحَتُهُنَّ فَلَیْسَ خَطَرُهَا الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ بَلْ هِیَ خَیْرٌ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ أَمَّا طَالِحَتُهُنَّ فَلَیْسَ التُّرَابُ خَطَرَهَا بَلِ التُّرَابُ خَیْرٌ مِنْهَا.» زن گردن بند است، دقّت کن که چه چیز را بر گردن خود مى‏ آویزى و بدان که براى هیچ زنى هم قدر و هم ارزشى نیست، نه براى نیکان آنان و نه براى بدانشان و امّا با شایستگانشان، طلا و نقره همپایه نیست که زن خوب گرانبهاتر از طلا و نقره است و با فاسدانشان نیز خاک همانند نیست بلکه خاک ارزشمندتر از آنهاست.2
بنابراین هم بر والدین و هم بر زوج‌های جوان لازم است در انتخاب همسر فضیلت‌های اخلاقی و دینی را که مشخص‌کننده رابطه فرد باخدای متعال و ایمان اوست را در نظر بگیرند نه این‌که فضیلت‌های خانوادگی و مال و ثروت و زیبایی و ...، چراکه هیچ‌کدام از این امور خوشبختی نمی‌آورد و احساس امنیت و آرامشی که در سایه ایمان افراد خانواده به خدای متعال است بستری رؤیایی برای زندگی سالم را فراهم می‌آورد.


1- الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، ص: 332

2-الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، ص: 332

پنج شنبه, 01 تیر 1396 06:03

تعیین مهریه

بعدازآن که خانواده‌ها بر سر مسائل اساسی به توافق رسیدند ، لازم است که برای دخترخانم مهریه‌ای قرار داده شود ، اما آنچه امروزه شاهد آن هستیم تعیین مهریه‌های سنگین است که بسیاری از جوانان و خانواده‌ها را گرفتار کرده است و آرامش روحی و روانی را از آنان سلب کرده است .
مرد باید مقداری را به‌عنوان مهریه زن انتخاب کند که واقعاً قصد اداء آن را دارد ، چراکه به‌محض قبول مقدار مهریه اداء آن بر مرد واجب و لازم می‌شود چراکه مهریه حقی است بر گردن مرد که آن را در قبال زن تضمین کرده است و بر ذمه گرفته است .
برخی با خود می‌گویند مهریه را چه کسی داده و چه کسی گرفته است ، این‌که مهم نیست !
اما در جواب این افراد باید گفت که حرف شمارا اهل‌بیت علیهم‌السلام رد می‌کنند ، چراکه ،امام صادق علیه‌السلام دربیانی نورانی فرمود :
«مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً وَ لَمْ یَنْوِ أَنْ یُوَفِّیَهَا صَدَاقَهَا فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ زَانٍ»هر که دخترى را بگیرد و قصد دادن مهرش را نداشته باشد، در نزد خداوند زناکار است.1
پس باید مقداری را که مرد می‌تواند پرداخت کند به‌عنوان مهریه قبول کند .
البته باید دقت داشت که مهریه را نباید بسیار سنگین گرفت و در روایات وارده از اهل‌بیت علیهم‌السلام تعیین مهریه‌های زیاد باطل شمرده‌شده است . امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام دربیانی نورانی فرمودند :
«إِنَّ أَحَقَّ الشُّرُوطِ أَنْ یُوفَى بِهَا مَا اسْتَحْلَلْتُمْ بِهِ الْفُرُوجَ وَ السُّنَّةُ الْمُحَمَّدِیَّةُ فِی الصَّدَاقِ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ وَ مَنْ زَادَ عَلَى السُّنَّةِ رُدَّ إِلَى السُّنَّةِ» مهم‌ترین شرطى که باید وفا شود مهرى است که زنان را به وسیله آن به خود حلال کرده‏ اید و سنت محمد (ص) در مهر 500 درهم است، و هر که بر سنت بیفزاید آن را رد کرده است.2
گذشته از این مباحث مهریه سنگین موجب خوشبختی افراد نمی‌شود بلکه آرامش روانی افراد است که زندگی را برای آن‌ها شاد می‌کند، پس با مهریه سنگین آن را از بین نبریم.


پی‌نوشت:

1-مکارم الأخلاق، ص: 207

2-مکارم الأخلاق، ص: 207

پنج شنبه, 01 تیر 1396 05:45

آداب عقد و ازدواج

پس‌ازآن که تمامی مقدمات ازدواج فراهم شد لازم است مجلسی را فراهم نمود که در آن پیمان ازدواج بین زوجین برقرار شود که به آن در فرهنگ ما مسلمانان «مجلس عقد» می‌گویند، در روایات وارده از اهل‌بیت علیهم‌السلام آداب و شرایطی بیان‌شده است که به برخی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره‌ای گذرا می‌کنیم:
خطبه عقد در روز جمعه باشد
مستحب است در روز جمعه خطبه خوانده شود، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرمود:
«یَوْمُ الْجُمُعَةِ یَوْمُ خِطْبَةٍ وَ نِکَاحٍ‏»1 روز جمعه روز خطبه‌خوانی و نکاح است
قمر در عقرب نبودن
حضرت صادق علیه‌السلام فرمود:
«مَنْ ... تَزَوَّجَ وَ الْقَمَرُ فِی الْعَقْرَبِ لَمْ یَرَ الْحُسْنَى‏»2 هرکه عقد یا زفاف کند و ماه در عقرب (قمر در برج عقرب) باشد عاقبت نیکو نبیند.
خطبه خواندن قبل از عقد
قبل از عقد نکاح، خطبه خواندن سنّت است..(حلیۀ المتقین، باب چهارم، فصل سوم)
نقل‌شده است امام محمّد تقی علیه‌السلام چون دختر مأمون را عقد کرد، این خطبه را خواند: و به علت اختصار آن شیعیان نیز می‌توانند آن را بخوانند:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ إِقْرَاراً بِنِعْمَتِهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِخْلَاصاً بِوَحْدَانِیَّتِهِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ سَیِّدِ بَرِیَّتِهِ وَ عَلَى الْأَصْفِیَاءِ مِنْ عِتْرَتِهِ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ کَانَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَى الْأَنَامِ أَنْ أَغْنَاهُمْ بِالْحَلَالِ عَنِ الْحَرَامِ فَقَالَ سُبْحَانَهُ‏ وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ‏ (سوره نور، آیه 32)»(مکارم الأخلاق، ص: 206) سپاس خدا را براى اقرار به نعمت‌هایش و لا اله الا اللَّه براى اخلاص در یگانگی‌اش‏ و درود بر محمد بهترین انسان‌ها و بر برگزیدگان خاندانش (ائمه ع)؛ اما بعد: یکى از احسان‏هاى خداوند بر مردم آن است که به حلال از حرام بى‏نیازشان کرد و فرمود براى جوانان و دختران صالح خود ازدواج کنید که اگر فقیرند خداوند به فضل خود بى‏نیازشان سازد که خداوند وسعت دهنده داناست».
هم‌چنین خطبه‌های دیگری نیز نقل‌شده است که برای اطلاع از آن‌ها رجوع کنید به کتاب شریف: الکافی3
اطعام دادن
رسول صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمود:
«إِنَّ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِینَ الْإِطْعَامَ‏ عِنْدَ التَّزْوِیجِ‏.»4 همانا از سنت پیامبران اطعام در هنگام ازدواج است
البته ولیمه دادن حدود و مرزهایی دارد که نباید از آن‌ها تعدی نمود حضرت رسول صلی‌الله علیه و آله و سلم دراین‌باره فرمود:
«الْوَلِیمَةُ أَوَّلَ یَوْمٍ حَقٌّ وَ الثَّانِیَ مَعْرُوفٌ وَ مَا زَادَ رِیَاءٌ وَ سُمْعَةٌ.» 5 ولیمه روز اوّل حق است و در روز دوم نیکی است و بیشتر از آن ریا و خودنمایی است.
زفاف در شب و اطعام در روز
لازم است زمان خطبه عقد در شب، مخصوصاً در شب جمعه باشد و در روز اطعام و ولیمه‌ای به مهمانان داده شود، امام صادق علیه‌السلام فرمود:
«زُفُّوا عَرَائِسَکُمْ لَیْلًا وَ أَطْعِمُوا ضُحًى»6 عروسى را در شب قرار دهید و روز اطعام نمایید.


1-الخصال، ج‏2، ص 384

2-الکافی ط - الإسلامیة، ج‏8، ص: 275

3-الکافی ط - الإسلامیة، ج‏5، ص: 369، بَابُ خُطَبِ النِّکَاح‏.

4-الکافی ط - الإسلامیة، ج‏5، ص: 367

5-الکافی ط - الإسلامیة، ج‏5، ص: 368

6-مکارم الأخلاق، ص: 207

چهارشنبه, 31 خرداد 1396 06:17

زندگی بدون اخلاق امکان ندارد

امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام)
«لَوْ کُنَّا لانرجُو جَنَّةً وَلانَخْشی‏ نارَاً وَلاثَواباً وَلاعِقاباً لَکانَ یَنْبَغی لَنا انْ نُطالِبَ بِمَکارِمِ اْلَاخْلاقِ فَانَّها مِمَّا تَدُلُّ عَلی‏ سَبِیلِ النَّجاحِ‏»(1)
«اگر ما امید وایمانی به بهشت و ترس و وحشتی از دوزخ و انتظار ثواب و عقابی نمی‏داشتیم، شایسته بود به سراغ فضائل اخلاقی برویم، چراکه آن‌ها راهنمای نجات و پیروزی و موفّقیّت هستند»
مکرّر، اِمتحان کردم که بهر زندگی کردن
بِه است از تندی و آشفتگی، نرمی و آرامی
درست است که خوش‌اخلاقی، نرم‌خویی، راست‌گویی، مدارا، نوازش یتیم، احترام به پدر و مادر و هزاران توصیه و دستورات اخلاقی دیگر وجود دارد که همه آن‌ها در اسلام توصیه‌شده است، ولی اگر یک نگاه منصفانه به مجموعه دستورات اخلاقی داشته باشیم متوجه خواهیم شد که انجام آن‌ها حتی بدون اعتقاد به بهشت و جهنم هم در زندگی دنیا برای ما منشأ برکات و توفیقات زیادی خواهد شد و شاید بتوان گفت حداقل فایده‌ای که از عمل به این دستورات اخلاقی خواهیم برد آرامش خاطر و رضایت قلبی خودمان خواهد بود.


1-مستدرک الوسائل، جلد 2، صفحه 283

 

صفحه1 از4