مرسلون

گروه تبلیغی اندیشه تمدنی اسلام

گروه تبلیغی اندیشه تمدنی اسلام

تاریخچه گروه:

گروه تبلیغی اندیشه تمدنی، بخش تبلیغی موسسه معارف و اندیشه تمدنی اسلام(قم) است. موسسه مزبور در حوزه های مختلفی از قبیل فقه حکومتی و سبک زندگی و وحدت اسلامی فعالیت پژوهشی، آموزشی و تبلیغی انجام می دهد.

 

اهداف گروه:

گروه تبلیغی اندیشه تمدنی در راستای اهداف کلان موسسه که تبیین و بسط اندیشه تمدنی اسلام است فعالیت می کند.
در حال حاضر علاوه بر کارهای پژوهشی متعدد در حوزه های پیش گفته، فعالیت در فضای مجازی نیز در دستور کار گروه است. قریب به سه سال است که پایگاه اینترنتی فقه حکومتی فعال است و در زمینه فقه حکومتی به فعالیت پژوهی-آموزشی و تبلیغی فعالیت می کند.
اه نادازی پورتال اینترنتی موسسه معارف و اندیشه تمدنی نیز در دستور کار است که یکی از بخش های اصلی  پورتال فوق مربوط به معاونت تلبیغ موسسه خواهد بود.

پایگاه فقه حکومتی

نشانی وبگاه: http://www.seratemostaqim.ir/
چهارشنبه, 15 شهریور 1396 17:44

غیر معصوم و حق ولایت

کسی که معصوم نیست، چطور ولایت دارد؟
ـ ولایت مراتبى دارد و بسیارى از مراتب آن هیچ ارتباطى با عصمت ندارد؛ مثل ولایت پدر بر فرزند، شوهر بر زن، قیّم بر صغیر و زعامت و “حاکمیت ”. لذا منظور از ولایت در تعبیر “ولایت‌فقیه ” موضوع ولایت کلیّه الهی و ولایت تکوینی نظیر آنچه پیامبر و ائمه داشتند نمی‌باشد که اقتضای آن قطعاً و حتماً عصمت است.
ـ «وقتی می گوییم ولایتی را که رسول اکرم (صلی‌الله علیه وآله وسلم) و ائمه (علیه‌السلام) داشتند، بعد از غیبت، فقیه عادل دارد، برای هیچ‌کس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها همان مقام ائمه (علیهم‌السلام) و رسول اکرم (صلی‌الله علیه وآله وسلم) است؛ زیرا اینجا صحبت از مقام نیست؛ بلکه صحبت از وظیفه است. “ولایت ”، یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس، یک وظیفه سنگین و مهم است؛ نه اینکه برای کسی شأن و مقام غیرعادی به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد. به‌عبارت‌دیگر، ولایت موردبحث، یعنی حکومت و اجرا و اداره، برخلاف تصوری که خیلی از افراد دارند، امتیاز نیست بلکه وظیفه‌ای خطیر است. از امور اعتباری عقلایی است. مثل این است که امام (علیه‌السلام) کسی را برای حضانت، حکومت، یا منصبی از مناصب، تعیین کند. در این موارد معقول نیست که رسول اکرم (صلی‌الله علیه وآله وسلم) و امام با فقیه فرق داشته باشد. مثلاً یکی از اموری که فقیه متصدی ولایت آن است اجرای حدود (قانون جزای اسلام) است. آیا در اجرای حدود بین رسول اکرم (صلی‌الله علیه وآله وسلم) و امام و فقیه امتیازی است؟ یا چون رتبه فقیه پایین‌تر است باید کمتر بزند؟ حد زناکار که صد تازیانه است اگر رسول اکرم (صلی‌الله علیه وآله) جاری کند، ۱۵۰ تازیانه می‌زند و حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) صد تازیانه و فقیه پنجاه تازیانه؟ یا اینکه حاکم متصدی قوه اجراییه است و باید حد خدا را جاری کند؛ چه رسول‌الله (صلی‌الله علیه وآله وسلم) باشد و چه حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، یا نماینده و قاضی آن حضرت در بصره و کوفه، یا فقیه عصر.»(1)

ـ یکى از اقسام ولایت «زعامت و رهبرى سیاسى» است. اکنون این سؤال پدید مى‏ آید که آیا این مرتبه از ولایت، عصمت مى‏ خواهد یا خیر؟ پاسخ آن است که وجود عصمت براى رهبر و پیشواى سیاسى، بسیار خوب و مفید است و باوجود شخص معصوم، هیچ فرد دیگرى، حق حکمرانى و ولایت ندارد. حال اگر شخص معصوم وجود نداشت و یا در غیبت به سر مى‏برد، چه باید کرد؟ آیا باید احکام ابدی اجتماعی اسلام تعطیل گردد؟ آیا امت اسلامى باید بدون رهبر باشد؟ یا باید به رهبرى و ولایت طاغوت تن دهد؟ و یا باید بهترین کسى که ازنظر علم، زهد، تقوا و مدیریت سیاسى، کمترین فاصله را با معصوم دارد، به رهبرى برگزینند و او بر اساس قوانین اسلامی که از عصمت برخوردار است (زیرا این قوانین از معصوم صادر گردیده است) و مصالح عمومی، به اداره ی جامعه بپردازد.
و البته ناگفته نماند که خطا دو گونه است:

یکم- خطاهاى فاحش و روشنى که حداقل براى عموم کارشناسان مسائل دینى، سیاسى و اجتماعى، بطلان آن روشن است. کسى که مرتکب چنین خطاهایى بشود، داراى شایستگى رهبرى نیست و ولایت ندارد.

دوّم- خطاهاى پیچیده و کارشناختى که در میان کارشناسان نیز چندان روشن نیست و معمولاً مورد اختلاف آرا و نظرات است (و باگذشت زمان ابعاد موضوع برای همه روشن‌تر می‌گردد). در این صورت نمی‌توان با قاطعیت حکم کرد که نظر کدام‌یک صحیح است؛ زیرا هرکس بر اساس مبانى پذیرفته‌شده خود، حکم می‌راند. این‌گونه موارد در مسائل اجتماعى و سیاسى زیاد به چشم می‌خورد و ولی‌فقیه هم به اقتضای اطلاعات و اخبار دقیق‌تر و وسیع‌تر و لحاظ مصالح عمومیِ اجتماع مسلمین یکى از آراى متفاوت را برمی‌گزیند. از طرف دیگر در چنین مواردى، چاره‌ای جز این نیست که یک رأى ملاک عمل قرار گیرد؛ زیرا کنش اجتماعى و سیاسى نیازمند وحدت رویه است و در غیر این صورت جامعه دچار هرج‌ومرج می‌شود. ضمن آنکه راه تحلیل و نقد و بررسى سالم براى همگان باز است؛ اما نظم و انضباط اجتماعى مستلزم وحدت رویه و عمل است؛ همچنان که در تمام نظام‏ هاى سیاسى این‌گونه عمل مى ‏شود و از آن گریزى نیست.

بنابراین در فرض فقدان معصوم یا غیبت او:
اولاً: هیچ راهى براى به صفر رساندن خطا وجود ندارد. وظیفه مردم در این موارد همانند وظیفه‌ی مقلد در تقلید از مرجع تقلید غیر معصوم است. (در موارد اختلاف فتوا میان مراجع که قطعاً در یک مورد واحد وجود نظرات بعضاً متفاوت مراجع دلیل بر صحت تمام نظرات نیست و تنها یک نظر است که نظر قطعی اسلام می‌باشد) ولی بنابر دلایل نقلی و روایی فراوان وظیفه‌ی مقلد در زمان طولانی غیبت به‌عنوان “بدیل اضطراری ” در تقلید از مرجع است و حتی در صورت فتوای اشتباه مراجع، هیچ گناه و وظیفه‌ای بر مقلد مترتب نمی‌باشد.

ثانیاً: نمى ‏توان به آنارشیسم و هرج‌ومرج تن داد و لاجرم باید یک رأى مورد تبعیت قرار گیرد؛ که دارای مرتبه ی عدالت و فقاهت است که نزدیک‌ترین مرتبه ممکن به عصمت مى ‏باشد.

ثالثاً: این‌طور نیست که اسلام به‌عنوان دین خاتم، قطعاً فقط برای ۲۰۰ سال اوّل اجتماع مسلمین برنامه داشته و پس‌ازآن جامعه مسلمین بی‌برنامه به حال خود رهاشده‌اند، لذا همواره امداد الهی و وعدۀ یاری آخرین حجّت الهی (2) از پس ابر و از مجرایش که زعامت شیعه و امتداد ولایت می‌باشد، شامل حال جامعه مسلمین خواهد گردید و شاهد امر نیز توفیق مستمر مرجعیت سیاسی شیعه در عصر غیبت می‌باشد که یک مورد انحراف و خطا در موضع‌گیری از والیان فقیه در مواقع حساس در طول تاریخ غیبت نمی‌توان یافت.


پی نوشت:

1)ولایت‌فقیه، امام خمینی (ره)، صفحه ۵۰

2)بحارالانوار، ج ۹، ص ۱۷۵

استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.