ایده ها

ایده ها

 

گروه ایده ها از سال 1390 فعالیت خود را در فضای مجازی اغاز کرده است .

ایم گروه با رویکرد فرهنگی تبلیغی در فضای انجمن و بعد در سایت فعالیت خود را ادامه داده و در حال حاضر به صورت مناسبتی در سایت فعالیت میکند.

 

نشانی وبگاه: eideha.com
یکشنبه, 19 شهریور 1396 03:38

امام رضا (علیه‌السلام)، ضامن آهو

ضامن آهو از القاب امام هشتم(علیه‌السلام) نيست، زيرا این مطلب در روایات نیامده است، البته در عرف از حضرت به‌عنوان «ضامن آهو» ياد مي‌شود، اين شهرت از بركات قبر آن امام همام است كه علامه مجلسى از آن به‌عنوان «بركات رضويه» یادکرد و داستان آن بدين قرار است.
علامة‌ مجلسى از عيون اخبار الرضا نقل مي‌كند: شخصى به نام حاكم رازى از طرف ابوجعفر عتبى به‌سوی ابومنصور بن عبدالرزاق فرستاده شد. حاكم مي‌گويد: چون روز پنجشنبه اجازه گرفتم كه به زيارت امام بروم،‌ابى منصور گفت: از من بشنو آنچه مربوط به مشهد است؛ گفت: در ايام جوانى نسبت به زائران امام هشتم متعصب بودم و به اذيت آنان پرداخته و لباس و زیورآلات آن‌ها را می‌گرفتم تا اینکه روزي به‌قصد صيد خارج شدم و سگ شكارى را به صيد آهو فرستادم. من نيز به دنبال آن رفتم تا اینکه آهو به ديدار مسجدى [كه در حرم امام بود] پناه برد و از حركت بازماند. همین‌که آهو توقف نمود سگ شكارى نيز ايستاد. دومين بار سعى كردم سگ به آهو نزديك شود، ولى سگ نزديك نمی‌شد. هرگاه آهو از ديوار مسجد فاصله می‌گرفت، سگ نيز آن را تعقيب مي‌كرد و هرگاه نزديك ديوار می‌شد، سگ آهو را تعقيب نمی‌کرد تا اینکه آهو وارد حجره‌اى از مشهد‌[رضوي] شد و من نيز وارد شدم و به خادم (ابى نصر مقري) گفتم: آهويى كه الآن وارد اين مكان شد كجا است؟
گفت: من آن راندیدم. پس وارد آن محل شدم، ديدم كه پشكل و بول آهو وجود دارد ولى آهو نيست؛ ازآن‌پس نذر كردم كه زوّار امام هشتم(علیه‌السلام) را اذيت نكنم و هميشه مشغول كارهاى خير باشم و از خداوند خواستم فرزند پسرى به من دهد و خداوند نيز فرزند پسرى به من داد و پسرم بعد از بالغ شدن كشته شد. دوباره به مشهد برگشتم و از خدا خواستم كه پسرى ديگر بدهد و خدا نيز داد و هر چيزى از خدا خواستم، به من داد و اين از بركات قبر امام هشتم(علیه‌السلام) است(۱)


پی نوشت:

1)محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، بيروت، موسسه الوفاء، ج ۴۹، ص ۳۳۳-۳۳۴

یکشنبه, 19 شهریور 1396 03:17

اهمیت تعلیم و تعلّم

وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ: و آن‌ها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هرچند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!(۱)
دو برنامه مهم و اساسی اسلام به جامعه معرفی می‌کند که در سلامت مادی و معنوی جامعه نقش بسزایی دارد و موجب سعادت دنیا و آخرت جامعه می‌شود:
۱: تزکیه
۲: آموزش
زمانی جامعه موفق خواهد بود و سبک زندگی اسلامی در آن نهادینه می‌شود که اخلاق یعنی تزکیه نفس و ترویج خوبی‌ها وجود داشته باشد و همچنین آموزش و علم‌آموزی حاکم باشد.
آموزش و مبارزه با بی‌سوادی از وظایف هر حکومتی می‌باشد که امکانات را برای آحاد جامعه فراهم کند تا همه قادر به شرکت در کلاس درس و مؤسسات آموزشی باشند و همچنین محتوایی مورد آموزش قرار بگیرد که موجب رشد و تعالی افراد جامعه شود. محتوایی که به سواد جامعه کمک کند و جهل و نادانی و بی‌سوادی را از جامعه برطرف کند. پیامبر عزیز خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم می‌فرمایند: بالتعلیم ارسلت؛ من برای آموزش دادن فرستاده‌شده‌ام(۲)
به همین اندازه که آموزش اهمیت دارد بلکه بیشتر از آموزش، تزکیه نفس اهمیت دارد که جامعه متخلق به اخلاق حسنه تربیت شوند. جامعه‌ای می‌تواند محتوای آموزشی مناسب و رشد دهنده تولید کنند که خود تزکیه نفس و متخلق بااخلاق حسنه باشند. جامعه بی‌اخلاق حتی اگر در بالاترین نقاط علمی باشند بی‌ثمر است.
مقام معظم رهبری در همین مورد می‌فرماید:
من چند تا از نقاط قوّتی را که در این مدت داشته‌ایم، عرض کنم، چند تا هم از نقاط ضعف را عرض کنم.
یکی دیگر از ضعف‌های ما این است که ما به‌موازات علم، به‌موازات پیشرفت‌های علمی، پیشرفت اخلاقی و تزکیه‌ی اخلاقی و نفسی پیدا نکرده‌ایم؛ این عقب‌ماندگی است. البته امروز در مقایسه‌ی با قبل از انقلاب، به‌مراتب و مراتب بهتر است – در این هیچ شکی نیست – اما باید پیشرفت می‌کردیم. در علم پیشرفت کردیم، در سیاست پیشرفت کردیم؛ باید در معنویت و در تزکیه‌ی نفس هم پیشرفت می‌کردیم. در قرآن هر جا تزکیه و تعلیم از زبان پروردگار است، تزکیه مقدم است بر تعلیم؛ آن‌هم تعلیم کتاب و حکمت – «یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة»(۱) – فقط یکجا از زبان حضرت ابراهیم، تعلیم مقدم است بنابراین ما از تزکیه‌ی اخلاقی و نفسی غفلت کردیم.(3)


پی نوشت:

۱) سوره جمعه آیه ۲

۲) بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۰۶٫

3)سخنرانی در تاریخ ۱۳۹۰/۱۱/۱۴

 

 

یکشنبه, 17 دی 1396 05:03

عفت و شخصیت انسان

و الذين هم لفروجهم حافظون: و آن‌ها كه دامان خود را از آلودگى به بی‌عفتی حفظ می‌کنند. (۱)
یکی از ارزش‌های انسانی که رعایت آن موجب سعادت و خوشبختی بشر می‌گردد موضوع عفت و پاک‌دامنی می‌باشد. آن نهادی که ما را به عفاف و پاک‌دامنی فرامی‌خواند، فقط دین نیست بلکه دعوت به عفت و پاک‌دامنی از فطرت انسان نشأت می‌گیرد و دین این موضوع را تأیید می‌کند. غیرت، جوان مردی و کرامت نفسانی خواستار عفت انسان می‌باشند. امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: العفة اصل الفتوّة (۲) عفت و پاک‌دامنی اصل جوانمردی است.
آنچه انسان را از مصون می‌دارد عفت است. عقل به انسان عفت را پیشنهاد می‌کند و ثمره عفیف بودن مصونیت از گناهان و زشتی‌ها می‌باشد.
حضرت علی علیه‌السلام دربیانی نورانی می‌فرمایند: یا کمیل ان احب ما امتثله العباد الی الله بعد الاقرار به باولیائه علیهم السلام التحمل و التعفف و الاصطبار
ای کمیل محبوب‌ترین بندگی‌ها و اطاعت‌ها نزد پروردگار، بعد از اعتقاد به اقرار به توحید و اعتراف به ولایت اولیاء خدا علیهم السلام بردباری و عفت و خویشتن‌داری و شکیبایی است. (۳)
برای عفت می‌توان دو معنا در نظر گرفت:
معنای اول، معنای خاص عفت است که به معنای پاک‌دامنی از شهوت‌ها و عفت در مسائل جنسی می‌باشد که خداوند متعال در سوره مؤمنون از ویژگی‌ها مؤمنون می‌فرماید:
و الذين هم لفروجهم حافظون / و آن‌ها كه دامان خود را از آلودگى به بی‌عفتی حفظ می‌کنند.
معنا دوم، معنای خاص عفت می‌باشد که منظور پارسایی و زهد و بی‌رغبتی به محرمات می‌باشد. انسان نسبت به همه لذت‌های حرام چشم‌پوشی کرده و رعایت عفت در چشم، عفت شکم، عفت دست‌وپا و دیگر اعضا نماید. در هر دو معنا عفت نشانه شخصیت و کرامت انسانی می‌باشد.


پی نوشت:

۱)سوره مؤمنون آیه ۵
۲)میزان الحکمه، ج ۶، ص ۳۵۹
۳)بحارالانوار ج ۷۴ ص ۴۱۴

 

غیبت امام زمان به چه معناست؟

غيبت از ماده “غيب ” و به معناي خفا و عدم ظهور است. هر آنچه از ديده ظاهري انسان مخفي شود را غايب و اين خفا را غيبت گويند. درباره غيبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) دو گونه معني می‌توان تصور كرد:

۱- كسي است كه غايب است و حضور در اجتماع ندارد.

۲ غيبت به معنی «پوشيده بودن از ديدگان» است نه حاضر نبودن.

آنچه از روایات استفاده می‌شود، غیبت امام زمان (علیه‌السلام) غیبت امام زمان، به معنای دوم است. بنابراين غیبت امام زمان (علیه‌السلام) این است که ایشان از دید ما پنهان است غایب بودن امام هرگز به این معنا نیست که وجود حضرت به یک روح نامرئى یا امواج ناپیدا تبدیل‌شده است! بلکه وى یک زندگى طبیعى عینى و خارجى دارد. بر این اساس حضرت در میان مردم و در دل جامعه‌ها رفت‌وآمد دارد. در نقاط مختلف زندگى می‌کند. فرق است بین «نامرئى» و «ناشناس». (۱). امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمود: مردم امام خود را گم می‌کنند. او در موسم حج حاضر می‌شود و مردم را می‌بیند، ولى آنان او را نمی‌بینند. (۲) پیامبر اسلام در پاسخ این پرسش که آیا شیعه در زمان غیبت، از وجود قائم فایده‏اى می‌برد؟ فرمود: بلى، سوگند به پروردگارى که مرا به پیامبرى برانگیخت، در دوران غیبتش از او نفع مى‏برند. از نور ولایتش بهره می‌گیرند، همان‌گونه که از خورشید به هنگام قرار گرفتن در پشت ابرها استفاده می‌کنند. (۳) از این تشبیه استفاده می‌شود که امام در همه‌جا حضور دارد و به مردم و نظام هستی نفع می‌رساند، منتهی ما ایشان را نمی بینییم.

امام صادق (علیه‌السلام) درباره‌ی مفهوم غیبت حضرت فرمود: «یَرَونَهُ وَ لا یَعْرِفُو نَهُ»(۴) «مردم حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) را می‌بینند ولی نمی‌شناسند.» به‌نحوی‌که هنگام ظهور آن حضرت به نظر بعضی آشنا می‌آیند. بارها مشاهده‌شده که فردی به توفیق زیارت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) نائل گردیده که در نگاه دیگرانی که در آن مکان حضورداشته‌اند آن حضرت فردی عادی به نظر می‌آمدند به‌علاوه آن حضرت واجد این قدرت الهی هستند که به چشم عده‌ای دیده شوند، ولی عده‌ای دیگر اصلاً ایشان را نبینند.


پی‌نوشت‌ها:

۱) محمد بن ابراهیم نعمانى‏ کتاب الغیبة، نشرصدوق، ص ۱۶۴٫

۲) محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، کتاب‌فروشی علمیه اسلامیه، ج ۱، ص ۳۳۸٫
۳)محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، بيروت، لبنان، ناشر: دار احیاء التراث العربي، ۱۴۰۳ – ۱۹۸۳ م، ج ۵۲، ص ۹۳٫
۴)شیخ صدوق، اکماالدین و تمام النعمه، تهران، اسلامیه، ج ۲، ص ۴۴۱