بلاغ مبین

بلاغ مبین

گروه بلاغ مبین در سال 1393 با رویکرد فرهنگی تبلیغی تشکسل و در فضای مجازی فعالیت خود را اغاز کرده است .

اهداف گروه:

1: تولید و ترویج محتوای دینی و فرهنگی در راستای دفاع ازفرهنگ قرآن و مکتب اهلبیت”علیهم السلام” در فضای مجازی

۲-  مقابله و پاسخگویی به هجمه های دشمن و فرق انحرافی در فضای مجازی  

3:  ترویج سبک زندگی اسلامی

4: استفاده از ظرفیت فضای مجازی جهت تبلیغ و نشر معارف اسلامی

نشانی وبگاه: http://balagh.mihanblog.com/
دوشنبه, 03 مهر 1396 07:58

آیا مداحی حرام است؟!

باوجوداینکه مداحی حرام هست چرا کسی جلوی این مداحان رو نمی‌گیرند بلکه تشویق هم می‌کنند و استناد به کتاب لعمه دمشقیه شهید اول شده است.

پاسخ شما: با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباطتان با وبلاگ بلاغ
مدّاحی اهل‌بیت عصمت و طهارت سلام‌الله علیهم اجمعین چنانچه برای خدا باشد عبادت است و اجر عظیم دارد و به همین جهت مداح باید اهل تقوا و مقیّد باشد اشعاری كه می‌خواند خلاف واقع و دروغ نباشد و این عبادات را تا می‌تواند به قصد قربت انجام دهد تا از مثوبات آن برخوردار شود
مداحی كه با ریتم موسیقی و به صورت غنا‌ خوانده شود حرام است.(1)
یا چهچه زدن در مداحی اگر غناء نشود و به حد غناء نرسد اشکال ندارد.(2)
در پایان حسن ختام مطالبی نغز از مقام معظم رهبری در این خصوص می‌آورم
عاطفه مردم ما و پیوندشان با ائمه (علیهم‌السلام) و عشقشان كه در شادی آن‌ها حقیقتاً شاد می‌شوند و در عزای آن‌ها حقیقتاً محزون و غمگین می‌شوند، چیز بسیار مهمی است. حفظ و تقویت و پالودن و پیراستن و جهت دادن و هدایت این، بر عهده كسانی از برگزیدگان - ازجمله همین سلسله محترم مداحان كه دارای این منصب عالی هستند - می‌باشد.(3)
مدّاحیِ شما چند چشمه هنری وجود دارد: شعرتان هنر است؛ صدایتان هنر است؛ آهنگی كه انتخاب می‌کنید، هنر است؛ اشارات و كارهایی كه انجام می‌دهید، هنر است. عنصر دوم، عنصر تعقل است؛ چون منطق، استدلال، حرف حساب، حرف درست و حرف خوب در لابلای این شعرها فراوان وجود دارد و می‌تواند ذهن‌ها را قانع كند. البته منطق، شکل‌های مختلفی دارد. گاهی برهانی است، گاهی خطابی است، گاهی شعری است؛ مقصود این است كه بتواند این پیام را به اعماق ذهن مخاطب برساند و او را قانع كند. خصوصیت سوم این است كه شما حامل پیام دینی محسوب می‌شوید؛ یعنی سِمت معنوی و روحانی دارید. در دنیا خوانندگان خوب زیاد هستند و ممكن است شعرهای خوبی هم بخوانند؛ اما آن‌ها از موضع مدّاح حرف نمی‌زنند؛ ولی شما از موضع مدّاح اهل‌بیت و از موضع معنوی و روحانی حرف می‌زنید. البته خصوصیات دیگری هم وجود دارد، اما این سه خصوصیت در كنار هم مهم‌تر است.(4)


پی نوشت:

1-احكام عزاداری از نگاه آیت‌الله صافی گلپایگانی دام ظله
2-کسب‌های حرام و بعضی گناهان آیت‌الله وحید خراسانی دام ظله
3-بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمع كثیری از مداحان 1368/10/28
4-بیانات معظم له در دیدار جمعی از مداحان 1377/07/19

 

شنبه, 05 اسفند 1396 17:56

وسوسه و وسواس

وسوسه در لغت به معنای شك، بدگمانی و پچ‌پچ می‌باشد. وَسواس، صدا و آوازی است كه از زیورآلات و یا نی، شنیده می‌شود و به شیطان و هر سخن وسوسه‌آمیزی هم وسوسه گفته می‌شود. وسواس با خود سخن گفتن و فكر كردن است، كسی كه وسوسه بر او غالب و مسلط شده باشد مُوسْوِس گفته می‌شود.[1]مرحوم كاشف الغطاء در تعریف وسواس می‌نویسد:
«وسواس كه در سوره ناس از آن به خداوند پناه برده می‌شود، حالتی است كه مانع از اطمینان و ثبات آدمی می‌شود و حالاتی هم چون دیوانگان بر او عارض می‌شود. سرچشمۀ وسواس خیال و نگرانی فكری است به‌طوری‌که آدمی در عین سلامتی خود را مریض می‌بیند و كارهای صحیح را باطل و غلط پنداشته و هر چیز طاهر و پاكی را نجس و هر حلال را حرام می‌پندارد، وسواس بیماری عجیبی است كه به دیوانگی منجر می‌شود چنین شخصی اراده و نیّت بر عمل خاصی نخواهد داشت و تكرار در عبادات و معاملاتش دلیل استوار نبودن اراده و نیت اوست» [2] بنابراین وسواس نوعی بیماری روانی و بیشتر شک در انجام صحیح تکالیف مذهبی است كه ازنظر خداوند نكوهیده اما در نظر خود شخص، پسندیده جلوه می‌كند. وسواس گاهی در نیت، گاه در مخارج حروف و گاه در صحت وضو و غسل و گاه در عدد ركعات نماز و گاه در طهارت و نجاست و... ظهور می‌كند.
در آموزه‌های دین مبین اسلام، وسواس نشانۀ نفوذ شیطان بر قلب انسان است و لذا تأكید شده كه به آن بی‌اعتنائی ‌شود.


پی نوشت:

[1]- لسان العرب، ج 6، ص 254
[2]- كشف الغطاء، مقصد 11، ص 64

 

چهارشنبه, 29 شهریور 1396 05:49

نشانه‌های وسواس و علاج آن

نشانه‌های وسواس:

1) اجتناب شخص وسواسی از دیگران به بهانه ناپاكی آنان
2) تردید زیاد در تمام امور
3) شك بسیار در صحت عبادات و دیگر حوادث
4) نگرانی بیهوده دربارۀ پاكیزگی و آلودگی لباس
5) لجاجت و عناد در كارها

علاج وسواس در روایات:

محدث نوری در مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل روایتی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام خطاب به کمیل نقل کرده درباره دفع وسوسه، نقل می‌کند: ای کمیل زمانی که شیطان در سینه (قلب) تو را وسوسه کرد، بگو أَعُوذُ بِاللَّهِ الْقَوِیِّ مِنَ الشَّیْطَانِ الْغَوِیِّ وَ أَعُوذُ بِمُحَمَّدٍ الرَّضِیِّ مِنْ شَرِّ مَا قُدِّرَ وَ قُضِیَ وَ أَعُوذُ بِإِلَهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ وَ سَلِّمْ تُكْفَ مَئُونَةَ إِبْلِیسَ وَ الشَّیَاطِینَ مَعَهُ وَ لَوْ أَنَّهُمْ كُلَّهُمْ أَبَالِسَةٌ مِثْلَهُ‌[1]عبدالله بن سنان می‌گوید در حضور امام صادق علیه‌السلام در مورد مردی كه مبتلا به وسواس در وضو و نماز بود گفتم وی مرد عاقلی است. آن حضرت فرمود: او چه عقلی دارد و چگونه عاقل است درحالی‌که در وسوسه‌هایش از شیطان فرمان‌برداری می‌نماید.
گفتم: چگونه از شیطان پیروی می‌كند؟ آن حضرت فرمود: از خودش بپرس انگیزه این وسوسه‌ها از كجا و از كیست، بی‌شك خواهد گفت از كار شیطان است.[2] مرحوم یزدی در عروة الوثقی می‌نویسد: وسواسی كه قطع و یقین در شستن برایش به دست نمی‌آید، باید به مردم عادی بنگرد و همان اعمالی كه آنان در شستشو و طهارت انجام می‌دهند، انجام دهد.


پی نوشت:

[1]- مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‌6، ص: 426
[2]- «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: ذَكَرْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام رَجُلًا مُبْتَلًى بِالْوُضُوءِ وَ الصَّلَاةِ- وَ قُلْتُ هُوَ رَجُلٌ عَاقِلٌ- فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام وَ أَیُّ عَقْلٍ لَهُ وَ هُوَ یُطِیعُ الشَّیْطَانَ- فَقُلْتُ لَهُ وَ كَیْفَ یُطِیعُ الشَّیْطَانَ- فَقَالَ سَلْهُ هَذَا الَّذِی یَأْتِیهِ مِنْ أَیِّ شَیْ‌ءٍ هُوَ- فَإِنَّهُ یَقُولُ لَكَ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ» وسائل الشیعة، ج‌1، ص:63