مرسلون

گروه تبلیغی ترنج

گروه تبلیغی ترنج

گروه ترنج در سال 1390 با رویکرد فرهنگی تبلیغی تشکیل و فعالیت خود را در حوزه فضای مجازی آغاز نموده است .

اهداف گروه:

تولید و ترویج محتوای دینی و فرهنگی در راستای دفاع ازفرهنگ قرآن و مکتب اهلبیت”علیهم السلام” در فضای مجازی

 مقابله و پاسخگویی به هجمه های دشمن و فرق انحرافی در فضای مجازی  

  ترویج سبک زندگی اسلامی

 استفاده از ظرفیت فضای مجازی جهت تبلیغ و نشر معارف اسلامی

نشانی وبگاه: http://anardon.ir/
دوشنبه, 24 مهر 1396 05:16

روزی دست خداست

وَ مَا مِن دَابَّةٍ فىِ الْأَرْضِ إِلَّا عَلىَ اللَّهِ رِزْقُهَا وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَ مُسْتَوْدَعَهَا كلُ‏ٌّ فىِ كِتَابٍ مُّبِين: و هيچ جنبنده‏اى در زمين نيست مگر آنکه روزى او بر عهده‌ی خداوند است و [خداوند] قرارگاهشان و بازگشت گاهشان را می ‏داند. همه در كتابى مبين [لوح محفوظ] است

حضرت على علیه‌السلام در وصیت به فرزندش امام حسن می‌فرماید: رزق دو گونه است:
نوعى از آن را بايد با تلاش و كوشش به دست آورى و نوعى ديگر خود به سراغ تو می‌آید. (مثل نور، باران و هوا در طبيعت و هوش، حافظه و استعداد در انسان)

پس مراد آيه آن نيست كه در گوشه‏اى بنشينيم و منتظر نزول غذاى آسمانى باشيم، بلكه منظور آن است كه هم كار و تلاش داشته باشيم و هم آنچه را به دست می‌آوریم رزقى از جانب خدا بدانيم، لذا همگی پيشوايان دينى ما كار می‌کرده‌اند.
لازمه‌ی رزق‏ رسانى به همه‌ی موجودات، علم به مكان و نياز آن‌هاست، بايد يك سيستم بسيار دقيق وجود داشته باشد كه آخرين آمار، آخرين نيازها و آخرين قرارگاه را بداند...
تعداد انسان‏ها و حيوانات از دريايى، هوايى و صحرايى و همگى موجودات ریزودرشت با ویژگی‌های گوناگون و نيازهاى بسيار متنوّع آنان را بداند...

چند حدیث:
حضرت امام حسن عسکری (علیه‌السلام) فرمودند: گرچه خداوند در نظام حکیمانه‌ی آفرینش، ارزاق مردم را تضمین کرده است ولی مبادا اندیشه‌ی ضمانت خداوند رازق، مغرورتان سازد و شمارا از انجام فریضه‌ی کار و کوشش بازدارد(1)

حضرت امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: اگر روزی را ببینی که سربازان در میدان کارزار از دو طرف در مقابل یکدیگر صف‌کشیده‌اند و با مشتعل‌شدن آتش جنگ، نگرانی و وحشت همه‌جا را فراگرفته است تو در همان روز از انجام کار و طلب روزی باز نایست و در همان شرایط سخت و دشوار برای به دست آوردن معاش کوشش کن.(2)

حضرت رسول اکرم (صلی‌الله علیه وآله و سلّم) فرموده‌اند: که بیاموزید از کلاغ سه خصلت را، جماع کردن پنهان و بامداد به طلب روزی رفتن و بسیار حذر کردن.(3)


پی نوشت:

1)تحف العقول، ص ۴۸۹

2)تحف العقول، ص ۴۸۹

3)حیلة المتّقین، ص ۶۰

یکشنبه, 17 دی 1396 05:01

حب دنیا

آیا واقعاً خانواده انسان را از یاد خدا غافل می‌کند؟
درست است كه اموال و اولاد از مواهب الهى هستند و در ارزش خانواده و اولاد شکی نیست، همان‌طور آیات و روایات بسیاری در باب خانواده وجود دارد تا جایی که حضور محض در کانون خانواده را عمل صالح می داند! ولى تا آنجا كه از آن‌ها در راه خدا و براى نيل به سعادت كمك گرفته شود. اما اگر علاقه افراطى به آن‌ها سدى در ميان انسان و خدا ايجاد كند بزرگ‌ترین بلا محسوب می‌شوند.
در حديثى از امام باقر علیه‌السلام اين معنى به روشن‌ترین وجهى ترسیم‌شده است، آنجا كه می‌فرماید: ما ذئبان ضاريان فى غنم ليس لها راع، هذا فى اولها و هذا فى آخرها باسرع فيها من حب المال و الشرف فى دين المؤمن: دو گرگ درنده در يك گله بی چوپان كه يكى در اول گله و ديگرى در آخر آن باشد آن‌قدر ضرر نمی‌زنند كه مال‌پرستی و جاه‌طلبی به دين مؤمن ضرر می‌رسانند.(1)
مراد از مشغول كردن اموال و اولاد آن است كه همه فكر و ذكر انسان متوجه آن‌ها باشد به‌طوری‌که خدا را فراموش كند در این صورت دستورهاى خدا مورد عمل واقع نمی‌شود.


پی‌نوشت:
1)اصول كافى جلد ۲ باب «حب الدنيا» حديث ۳

 

شنبه, 05 اسفند 1396 17:00

خوش‌زبانی

اگرچه به همه‌ی مردم نمی‌توان احسان كرد، ولى با همه می‌توان خوب سخن گفت «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً» با توجه به استفاده از کلمه الناس به این مطلب می‌رسیم که خواسته قرآن این است که با تمامی مردمان روی زمین به زبان خوش‌سخن بگوییم
نه‌فقط با مسلمانان چون اگر منظور مسلمانان بود می‌فرمود: «قُولُوا للمُسلِمین حُسْناً» برخورد خوب و گفتار نيكو با همه‌ی مردم لازم است
چند حدیث در این باب:
امير مؤمنان على علیه‌السلام فرمود: عذر برادر خود را بپذير و اگر او عذرى نداشت براى خطاى او عذرى بتراش اِقْبَلْ عُذْرَ اَخيكَ، وَاِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ عُذْرٌ فَالْتَمِسْ لَهُ عُذْرا(1)

رسول خدا صلی‌الله عليه وآله وسلم فرمود نگاه خود را به گرفتار و معلول‌ها و جذامی‌ها، طولانى نكنيد چون نگاه طولانى شما، آن‌ها را محزون و رنجیده‌خاطر می‌کند.

لاتُديمُوا النَّظَرَ اِلى اَهْلِ الْبَلاءِ وَالْمجْذُومينَ فَاِنَّهُ يَحْزُنُهُمْ(2)

امام صادق علیه‌السلام فرمود پيامبر خدا با هرکسی دست می‌داد دستش را نمی‌کشید تا طرف مقابل دستش را بكشد و از او جدا نمايد: ما صافَحَ رَسُولُ اللّهِ صلی‌الله عليه وآله رَجُلاً قَطُّ فَنَزَعَ يَدَهُ حَتّى يَكُونَ هُوَالَّذى نَزَعَ يَدَهُ مِنْهُ(3)


پی نوشت:

1)بحارالانوار، ۷۴/۱۶۵

2)بحارالانوار، ۷۵/۱۵

3)محجة البيضاء، ۳/۳۸۸

شنبه, 22 مهر 1396 18:04

شفاعت در قرآن

معنای لغوی شفاعت:

کلمه‌ی شفاعت از ریشه‌ی ثلاثی «شفع» می‌باشد. شفع در اصل به معنای زوج و جفت آمده است.(۱)
همچنین راغب شفع را در حالت مصدری به معنای «پیوستن و ضمیمه شدن چیزی به همانند خود» می داند.(۲)
بنابراین شفع و شفاعت، هر دو مصدرند به معنای منضم چیزی به چیزی و شفاعت، بیشتر در مفهوم پیوستن به دیگری به‌منظور درخواست یاری دیده می‌شود و معمولاً انضمام به کسی موردنظر است که ازنظر حرمت و مقام، بالاتر از شفاعت شونده است و شفاعت در قیامت به این معنا می‌باشد.(3)

نگاه قرآن به شفاعت: کلمه‌ی شفاعت و مشقات آن در حدود سی بار در آیات قرآن دیده می‌شود، (البته در مواردی هم بدون کاربرد این ریشه به شفاعت اشاره‌شده است). این آیات در چند دسته قابل‌بررسی است:(۴) ۱ ـ آیاتی که به‌طور مطلق شفاعت را نفی می‌کند، مانند: و لایقبل منها شفاعة ...(۵) یوم لابیع فیه و لاخلة و الاشفاعة ...(۶) ۲ ـ آیاتی که شفیع را منحصراً خدا معرفی می‌کند، مانند ما لکم من دونه من ولی و لا شفیع ...(۷) قل لله الشفاعه جمیعاً ...(۸) ۳ ـ آیاتی که شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا می‌کند، مانند من ذا الذی یشفع عنده الاباذنه(۹) و لا تنفع الشفاعة عنده الا لمن اذن له (۱۰) ۴ ـ آیاتی که شرایطی را برای شفاعت شونده بیان کرده است، مانند و لا یشفعون الالمن ارتضی (۱۱) با توجه به آیات فوق موارد زیر حائز اهمیت و توجه دقیق است: ۱ پاداش الهی به بندگان، دارای درجات متعددی بوده که بالاترین آن مقام قرب خودش می‌باشد. وَ لِکُلٍّ دَرَجاتٌ مِمّا عَمِلُوا وَ لِیُوَفِّیَهُمْ أَعْمالَهُمْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ. (۱۲) یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی (۱۳) ۲ با توجه به رحمت واسعه الهی و لطف خاصی که به بندگانش دارد، چشم‌پوشی از بسیار خطاهای آن‌ها، در صورت حق‌الناس نبودن، امر مسلمی بوده :نَبِّیء عِبادِی أنا الغفور الرحیمُ (۱۴) و اینجاست که جهت جبران کمبودها و کسریهای اعمال آن‌ها، هم‌گروه شدن و پیوستن به پیامبر را جهت ورود به مقامات بالاتر را جایز دانسته است. (شفاعت): وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً( ۱۵) ۳ برای چنین پاداش عظیم، شرط اول، رضایت خداوند از بنده‌اش می‌باشد. (لا یشفعون الا لمن ارتضی (۱۱) و این نیز به اعمال خود شخص و بازرسی خود خداوند مربوط می‌شود. (و لایقبل منها شفاعة ...(۵) یوم لابیع فیه و لاخلة و لاشفاعة ...(۶) ۴ پس‌ازآن‌که خداوند از بنده‌اش اعلام رضایت کرد، به شفیعانی مثل پیامبر (صلی‌الله علیه وآله و سلم) اجازه می‌دهد تا او را در گروه خودسازمان‌دهی کرده و همراه خود به محفل انس الهی وارد نمایند و کسی حق شفاعت جداگانه و درخواست از خدا برای این کار را ندارد. (من ذاالذی یشفع عنده الاباذنه (۹) نتیجه: خداوند در قیامت به سبب کارهای نیک افراد و رحمت واسعه خود، بسیاری از خطاهای آن‌ها را بخشیده و پس از راضی شدن از آن‌ها، به پیامبر (صلی‌الله علیه وآله و سلم) اجازه هم‌گروه کردن آن‌ها را با خود می‌دهد. بنابراین در بدو امر و بی‌مقدمه، هیچ درخواست شفاعتی نه توسط شخص بنده و نه توسط شخص شفیع، موردپذیرش خداوند واقع نخواهد شد. استغفر لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعین مرة فلن یغفر الله لهم ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لا یهدی القوم الفاسقین (۱۶) و در یک کلام: و تنها چیزی که بنده را (اعم از رسولان و مردمان عادی) نزد خدا مطمئن می‌کند، اعمال او در دنیا و رحمت واسعه الهی است. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در خطبه‌ای که در اواخر عمر شریفشان برای مسلمین ایراد فرمودند، این نکته را گوشزد فرمودند که برای نجات و رستگاری، دو عامل و دو رکن اساسی وجود دارد: عمل و رحمت. ایها الناس انه لیس بین الله و بین احد نسب و لا امر یؤتیه به خیرا او یصرف عنه شرا الا العمل، الا لا یدعین مدع و لا یتمنین متمن؛ و الذی بعثنی بالحق لا ینجی الا عمل مع رحمة و لو عصیت لهویت. اللهم هل بلغت؟ (۱۷) ای مردم! بین خدا و هیچ‌کس رابطه خویشاوندی نیست و هیچ رابطه دیگری هم که موجب جلب منفعت یا دفع ضرر شود وجود ندارد جز عمل. بنگرید! هیچ‌کس ادعای گزاف نکند، هیچ‌کس آرزوی خام در دل نپرورد. قسم به خدایی که مرا به‌راستی برانگیخت چیزی جز عمل توأم بارحمت خدا سبب رستگاری نمی‌گردد، من خودم هم اگر گناه می‌کردم سقوط کرده بودم. آنگاه فرمود: خدایا تبلیغ کردم؟ و یا توصیه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به دختر عزیزش فاطمه (سلام الله علیها): «یا فاطمه اعملی بنفسک انی لا أغنی عنک شیئا»: دخترکم خودت برای خودت عمل کن. من به درد تو نمی‌خورم و از انتساب با من کاری ساخته نیست.(۱۸)


پی نوشت:

۱- فراهیدی،‌خلیل بن احمد، العین، ج ۱، ص ۲۶۰. ۲- راغب اصفهانی،‌مفردات،‌ج ۲،‌ص ۴۷۵. ۳- راغب اصفهانی،‌مفردات،‌ج ۲،‌ص ۴۷۵. ۴- با استفاده از: تفسیر نمونه ج ۱ ص ۲۲۶، هزار و یک نکته از قرآن کریم (اکبر دهقان) ص ۲۴۹. ۵- بقره /۴۸: و از او شفاعتی پذیرفته نشود. ۶-بقره /۲۵۴: روزی بیاید که در آن نه دادوستدی باشد و نه دوستی و نه شفاعتی. ۷- سجده /۴: غیر از او هیچ یاور و شفاعت کننده‌ای نیست. ۸-زمر ۴۴: بگو شفاعت همه‌اش از آن خداست. ۹-بقره /۲۵۵: کیست آن‌که جز به خواست و فرمان او نزد وی شفاعت کند؟ ۱۰-سبا/۲۳: و نزد خدا شفاعت سودی ندارد، مگر از کسی که به وی اجازه آن داده شود. ۱۱-انبیا/ ۲۸، شفاعت نمی‌کنند مگر کسانی را که خدا از آنان راضی شود. ۱۲-احقاف/ آیه ۱۹: و برای هر یک از انسان‌های نامبرده درجاتی است از پاداش و کیفر اعمالشان. پروردگارشان خود اعمالشان را به ایشان برمی‌گرداند تا ظلمی به ایشان نشود. ۱۳-فجر / ۲۷ تا ۳۰: ای نفس اطمینان یافته و باایمان، خشنود و پسندیده به‌سوی پروردگارت بازگرد و به‌صف بندگان من وارد شو و به بهشت من در آی. ۱۴-حجر / ۴۹: به بندگانم خبرده که من آمرزنده و مهربانم. ۱۵-نساء/ ۶۴ ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای اینکه به‌فرمان خدا، از وی اطاعت شود؛ و اگر این مخالفان، هنگامی‌که به خود ستم می‌کردند (و فرمان‌های خدا را زیر پا می‌گذاردند)، به نزد تو می‌آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش می‌کردند؛ و پیامبر هم برای آن‌ها استغفار می‌کرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان می‌یافتند. ۱۶-توبه ۷۹ و ۸۰: چه برای آن‌ها استغفارکنی و چه نکنی، تأثیری ندارد، حتی اگر هفتاد بار برای آن‌ها، استغفارکنی خداوند آن‌ها را نمی‌بخشد، چراکه آن‌ها به خدا و رسولش کافر شدند و خداوند قوم فاسق را هدایت نمی‌کند. ۱۷-شرح ابن ابی الحدید ج ۲ ص ۸۶۳ ۱۸- حکیمی، محمدرضا، ۱۳۷۰، الحیاه، ج ۲، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی

استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.