تیسیر

تیسیر

تاریخچه گروه:

گروه تیسیر در مهر ماه سال 94 با رویکرد فرهنگی تبلیغی و تربیتی تشکیل و در حوزه فضای مجازی فعالیت خود را آغاز نموده است .

 

اهداف گروه:

تولید و ترویج محتوای دینی و فرهنگی در راستای دفاع ازفرهنگ قرآن و مکتب اهلبیت”علیهم السلام” در فضای مجازی

پرداختن به مسائل تربیتی و اخلاقی

  ترویج سبک زندگی اسلامی

 استفاده از ظرفیت فضای مجازی جهت تبلیغ و نشر معارف اسلامی

 

نشانی وبگاه: http://hoopoe.parsiblog.com/
سه شنبه, 09 آبان 1396 18:28

تاثیر تغذیه در اخلاق

مقدمه:
یکی از مکاتب مهم طبی درزمینه‌ی پزشکی، مکتب طب اسلامی است که البته با طب سنتی و ایرانی تفاوت دارد. تفاوت مهمی که پزشکی اسلامی را از سایر مکاتب طبی دنیا ممتاز ساخته است، توجه جدی به جنبه‌های روانی و اخلاقی در کنار ساحات جسمی بدن است. پزشکی مدرن با همه پیشرفت‌هایی که داشته است، متأثر از مکاتب مادی و اومانیستی، به جنبه‌های روحی و ذهنی توجه اصیل نداشته است.
طب سنتی و ایرانی هرچند اشاراتی در این زمینه دارد، اما با طب اسلامی فاصله دارد و البته پزشکی اسلامی منحصر در کتب حدیثی منتشره با این عنوان نیست؛ بلکه باید کار اجتهادی علمی روی این مطالب به‌صورت سازمان‌دهی شده و گروهی انجام داد تا پختگی لازم را پیدا کند. ظاهرگرایی، عجله، دست‌کم گرفتنِ میراث عظیم اسلامی، عدم التفات به مبانی مستحکم طب ایرانی اسلامی و عدم سرمایه‌گذاری جدی در مسیر تحقیقات عمیق، از موانع جدی پیش روی ماست.
چند نکته مهم:
الف. این مجموعه به دنبال پیچیدن نسخه برای بیماران روحی نیست. غرض، بیان وجود رابطه جدی بین طب، تغذیه و اخلاق است که جا دارد پیرامون آن تحقیق گسترده‌ای صورت بگیرد.
ب‌. در بیماری‌های اخلاقی نیز مثل بیماری‌های جسمی باید به طبیب حاذق در این فن مراجعه کرد، صرفِ خواندن این‌گونه مطالب، برای درمان بیماری‌های اخلاقی، کافی نیست.
ج‌. آنچه در این نوشتار به‌عنوان دارو ذکر می‌شود، نباید به‌عنوان درمان قطعی تلقی گردد. آری، این داروها به‌عنوان جزئی از درمان بیماری (با تشخیص طبیب حاذق) تأثیر خواهد داشت.
یک داستان:
آورده‌اند روزی شریک بن عبدالله بر مهدى خلیفه عباسى وارد شد. خلیفه بدو گفت: «از بین این سه کار، موظّفی یکی را اختیار کنی!» شریک بن عبدالله پرسید: «کدام سه؟» خلیفه گفت: «یا تو را به منصب قضاوت از طرف خود منصوب کنم یا تعلیم فرزندم را برعهده‌گیری و یا لااقل در ضیافت ما شرف حضورداشته، افتخار هم‌غذا شدنت را به ما بدهی!»
شریک بن عبدالله با خود اندیشه کرد که قاضی شدن از طرف این خلیفه و تربیت اولادش، بلاشک همیاری ظالم است و حرام! پس عرضه داشت: «والا حضرتا! گویی سومى از همه سهل‌تر است!» آنگاه خلیفه او را نگاه داشت و به طباخ باشی فرمان بداد که خوراک مغز آمیخته با شکر و عسل براى مهمان ویژه دربار فراهم سازد.
القصه، شریک وارد مهمانسرای دربار شد و غذاى بسیار لذیذ و البته، حرام دربار را به کام خود کشید. باری، هنوز لقمه‌ها از عهده¬ سیر کردنِ شریک برنیامده بودند که طباخ باشی رو به خلیفه کرد و گفت: «این پیرمرد بعد از خوردن این غذا، هرگز روى رستگارى را نخواهد دید!» و طباخ دربار، عجب سخن حکیمانه‌ای گفت؛ چراکه به نقل فضل ابن ربیع، بعدازاین ماجرا شریک بن عبدالله هم به تعلیم فرزندان خلیفه پرداخت و هم منصب قضاوت را پذیرفت.


پی نوشت:

1)اخلاق در قرآن کریم، آیت‌الله ناصرمکارم شیرازی، جلد اول، ص 149.