مرسلون

گروه تبلیغی راشد

گروه تبلیغی راشد

گروه فرهنگی تبلیغی راشد در سال 1393 با رویکرد فرهنگی تبلیغ و متمرکز بر منطقه تربت حیدریه تشکیل و در فضای مجازی فعالیت میکند.

این گروه با هدف ارتباط مبلغین با مخاطبین خود در شهرستان ،پاسخگویی و پرداختن به اسیب های فرهنگی منطقه راه اندازی شده است .

نشانی وبگاه: http://www.rashed-torbat.ir/
جمعه, 12 آبان 1396 21:00

مَرنج و مَرنجان

حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «رأس الجهل، معاداه الناس؛ سرآمد نادانی، دشمنی با مردم است.» [1] کاری احمقانه‌تر از دشمنی با مردم در جهان وجود ندارد.
مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می‌فرمایند: تمام علم اخلاق در دو کلمه خلاصه‌شده است: مرنج و مرنجان ... و این کار، کار آسانی نیست. اول باید بیاموزیم که حادثه‌ای در بخش‌های پایینی، ما را از آغوش خداوند جدا نکند. اگر به خاطر امری از امورات دنیا میان ما و خداوند فاصله افتاده و از آغوش خانواده آسمانی‌مان جداشده‌ایم، به این معناست که هنوز خداوندِ بزرگ، تنها اله خود را نپذیرفته‌ایم. فاصله گرفتن از آسمان، انسان را ضعیف می‌کند تا جایی که حادثه‌ای، حرف ناحقی، ظلمی، توهینی، تحقیری و... می‌تواند باطن ما را به آتش بکشاند.
تمام مشکلات موجود در جوامع (خودکشی‌ها، جنگ‌ها، درگیری‌ها، طلاق‌ها و...) نشان می‌دهند که انسان‌ها آمادگی انفجار در لحظات عصبانیت و آتش گرفتن در میادین خصومت رادارند و هنوز بعد از سال‌ها دین‌داری نمی‌توانند موجود وحشی درون خود را، آرام نموده و تحت کنترل خویش درآورند.
امام سجاد (علیه‌السلام) نیز می‌فرمایند: هرگز باکسی دشمنی نکن، هرچند گمان بری که به توزیانی نمی‌رساند و به دوستی با هیچ‌کس بی‌رغبتی نکن، زیرا نمی‌دانی که چه وقت به دوستی او محتاج می‌شوی و نمی‌دانی کی از دشمنت ترسان می‌گردی. گاهی دیده می‌شود که انسان‌های خودبرتربین، گروهی را ریز دیده و گمان زیان از سوی آن‌ها نمی‌برند. به همین سبب به‌راحتی آنان را تحقیر نموده و به توهین و پرخاشگری می‌پردازند. چه‌بسا از چنین دشمنی‌هایی چنان ضربه‌های عظیمی بر آنان وارد می‌شود که حتی تصور آن نیز بر انسان ناممکن به نظر می‌رسید. از سویی ممکن است همین انسان‌هایی که روزی تحقیرشده‌اند، زمانی بیابند. از طرفی بی‌رغبتی نسبت به دوستی انسان‌ها، کاری ناپسند و غیرعقلانی است؛ البته اگر در رفاقت و رفت‌وآمد باکسی، احتمال معصیت وجود دارد، باید علی‌رغم آنکه محبتمان را به این دسته از افراد نشان داده و خیرخواهی خود را به آنان ثابت می‌کنیم، از حضور در جمع‌ها و مهمانی‌هایی که به معصیت آلوده‌اند، خودداری کنیم. این قانون اساسی زندگی ما را، باید تمام انسان‌های پیرامونمان بدانند: خشنودی خداوند و رضایت خانواده آسمانی ما در نزدمان بسیار مهم‌تر و ارزشمندتر از خشنودی اطرافیان و عزیزان ما در زمین است و اگر در مواردی مجبور به انتخاب یکی از آن‌ها باشیم: با رعایت احترام و مهرورزی به دیگران، رضایت خداوند و خانواده آسمانی‌مان را برمی‌گزینیم.


پی‌نوشت‌ها:
[1]. تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ج 4، ص 51
[2]. مقاله خوبان، شماره 76، صفحه 15

 

پنج شنبه, 02 آذر 1396 05:28

از كرانه‌ی كوثر

فاطمه، محور خشم و خشنودى خداوند:
على (علیه‌السلام): رسول خدا (صلی‌الله علیه وآله وسلم) به فاطمه فرمود:ان الله يغضب لغضبك و يرضى لرضاك; [1] همانا خداوند به خشم تو خشم می‌کند و به خشنودى تو خشنود می‌شود.
روايات در زمينه محوريت‏ خشم و خشنودى حضرت فاطمه (علیهاالسلام) از طریق منابع شيعى و سنى بسيار است. در منابع شيعى مى‏توان به اين سخن‏ پيامبر اكرم (صلی‌الله علیه وآله وسلم) اشاره كرد:«ان الله ليغضب لغضب فاطمة و يرضى لرضاه» [2]روشن است كسى كه جز خدا را در عالم نمی‌بیند و در برابر او تسليم مطلق است و اراده‌ای جز اراده خداوند ندارد، قهرا رضاى او رضاى حق و خشم او خشم حق خواهد بود و او انسان‏ كاملى است كه رفتار و كردار او، امام و اسوه و حجت‏ خلق خدا خواهد گشت.


پی‌نوشت:
[1]. كنزالعمال، ج‏7، ص‏111.
[2]. بحارالانوار، ج‏43، ص‏19.

 

دوشنبه, 25 ارديبهشت 1396 19:57

فرصتی برای آشتی با خدا

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِيهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِينَ وَ اجْعَلْنِي فِيهِ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ الْقَانِتِينَ وَ اجْعَلْنِي فِيهِ مِنْ أَوْلِيَائِكَ الْمُقَرَّبِينَ بِرَأْفَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ؛ خدايا مرا در اين روز از آمرزش جويان قرار بده و مرا ازجمله بندگان شايسته و فرمان‌بردارت قرار بده به رأفتت اي مهربان‌ترین مهربانان.
ماه مبارک رمضان یک فرصت طلائی و بی‌نظیر برای تصفیه روح و جبران گذشته است همان‌طور كه خيلي از افراد از اين فرصت، كمال استفاده را بردند و خودشان را تصفيه كردند؛ بنابراین باید قدر دانست و سعي و تلاش مضاعف كنيم تا خودمان را در طومار آمرزش جويان اين ماه قرار دهيم همان كساني كه طبق روايات ما خداوند آن‌ها را دوست دارد: «عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِذَا تَابَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ تَوْبَةً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ قُلْتُ وَ كَيْفَ يَسْتُرُ عَلَيْهِ قَالَ يُنْسِي مَلَكَيْهِ مَا كَتَبَا عَلَيْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى جَوَارِحِهِ اكْتُمِي عَلَيْهِ ذُنُوبَهُ وَ أَوْحَى إِلَى بِقَاعِ الْأَرْضِ اكْتُمِي عَلَيْهِ مَا كَانَ يَعْمَلُ عَلَيْكِ مِنَ الذُّنُوبِ فَيَلْقَى اللَّهَ حِينَ يَلْقَاهُ وَ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ يَشْهَدُ عَلَيْهِ بِالذُّنُوب؛ [1] راوى می‌گوید شنيدم كه امام صادق عليه السّلام فرمودند: هنگامی‌که بنده مؤمنى توبه نصوح نمايد، خداوند او را دوست داشته و گناهانش را در دنيا و آخرت می‌پوشاند.

عرض كردم: چگونه گناهانش را می‌پوشاند؟ فرمودند: گناهان او را از خاطر و ياد دو فرشته‏اى می‌برد كه مأمور نوشتن اعمالش هستند، به اعضاى بدن او وحى مى‏نمايد كه گناهان او را كتمان كنيد و به مناطقى از زمين كه در آن‌ها گناه كرده است وحى مى‏كند: گناهانى را كه در آن مناطق مرتكب شده است بپوشانيد؛ و بدين ترتيب، در حالى خداوند را ملاقات مى‏كند كه هیچ‌چیزی نيست كه به کوچک‌ترین گناهى عليه وى شهادت دهد.» * مراحل توبه و پاک‌سازی ولي اين را بايد توجه كنيم كه اين توبه‌ای كه انسان گنه‌کار را از فرش به عرش الهي منتقل می‌کند و او را دوست خدا قرار می‌دهد شرايطي دارد و بدون احراز آن شرايط توبه واقعی محقق نشده لذا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به کسی که زبانی گفت: استغفرالله فرمودند: ثکلتک امک (مادرت به عزایت بنشیند) آیا فکر کرده‌ای که توبه به همین راحتی است؟ و بعد شرایطی را بیان فرمودند: اول اینکه نسبت به گذشته کردار خود واقعاً پشیمان گردد و لذا در رتبه‌ی دوم این پشیمانی به شکل عزم بر عدم بازگشت به گناهان سابق درمی‌آید. سومین مرحله رد نمودن حقوق مخلوقین است یا آن‌ها را راضی می‌کند یا به هر میزان که حقی ضایع نموده بازمی‌گرداند؛ و در مرحله چهارم نسبت به حقوق و تکالیف الهی که از به‌غفلت و گناه از بین رفته تدارک نموده و همه را جبران از قبیل نماز و روزه و حقوق مالی و ... جبران نماید. [2]

اما عزيزان تاريخ نشان داده است كه اين توبه قابل‌دسترسی است این‌طوری نيست كه ما ناامید شويم و دست از سعي و تلاش بكشيم خصوصاً در اين ماه مبارك كه ماه رحمت الهي محسوب می‌شود مثلاً در «بنی‌اسرائیل» زن فاحشه‌ی بدکاره‌ای بود. عادت او اين بود كه هرروز درب خانه‌اش را باز می‌گذاشت و كنار درب تختي قرار می‌داد و خود را آرايش می‌کرد و روي تخت می‌نشست، هر كس از مقابلِ خانه‌اش می‌گذشت، در دام می‌افتاد- قبل از اسلام، زنان بدكاره بالاي خانه‌ی خود بيرق می‌زدند- از خصوصيات او اين بود كه ده دينار را قبلاً دريافت می‌کرد. يك روز شخص عابد و زاهدي كه اهل اين كار نبود، از در خانه‌ی فاحشه می‌گذشت، اين عابد كه در عمرش جز تقوا و بندگي خدا كاري نداشت، چون چشمش به اين فاحشه افتاد، جمال و دلربايي زن، نظرش را جلب كرد و پايش سست شد. خواست وارد خانه شود، مأموري گفت: ده دينار بده، بعد وارد شو. چون عابد پول نداشت، فوراً رفت، كالايي را كه داشت فروخت، آنگاه بازگشت و ده دينار به مأمور داد و وارد خانه شد و پهلوي آن زن نشست، امّا هنگام عمل حرام یک‌دفعه بدنش لرزيد، خيالي رحماني به مغزش خطور كرد كه او را سخت لرزاند، به‌طوری‌که زن متوجّه شد و گفت: چرا می‌لرزی، از اين فكر بگذر. عابد گفت: خدا حاضر است و من از او می‌ترسم. زن گفت: بسياري از مردم، آرزوي مرا دارند، حالا تو می‌خواهی مرا رها كني و بروي؟ عابد گفت: پولي را كه پرداختم، به تو بخشيدم، مرا رها كن. عابد از خانه بيرون رفت، درحالی‌که دائماً فرياد می‌زد و نمی‌توانست آرام بگيرد، به‌ناچار از شهر خارج شد. آن زنِ بدكار، به فكر فرورفت. به خود گفت: خاک‌برسرت! اين مرد تابه‌حال گناه نكرده بود، حال كه خواست گناه بكند، از ترس خداوند و مكافات عمل، این‌طور حالش دگرگون شد، تو كه یک‌عمر گناه کرده‌ای چه می‌کنی؟ فوراً در خانه را بست و از گناهان خود پشيمان شد، به فكر افتاد كه به دنبال اين مرد برود و پس از توبه كردن با او ازدواج كند تا خداوند او را ببخشد. به دنبال عابد رفت و با نشانی‌هایی كه گرفته بود تا آن قريه كه عابد در آنجا بود، رفت. وقتي به آنجا رسيد، نزد عابد رفته، روی‌بند صورتش را كنار زد تا عابد او را بشناسد و به او گفت كه: «آمده‌ام، توبه كنم.» تا روی‌بندش را كنار زد، عابد فريادي كشيد و از دنيا رفت. زن، سر به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا، از گذشته‌هایم پشيمانم، به نزد اين مرد صالح آمدم تا با او ازدواج كنم و تداركِ گذشته‌ی سياهم را ببينم، حالا كه او از دنيا رفته، خدايا جانم را بگير و به او ملحق فرما. در همان حال، زن از دنيا رفت و يقيناً در عالم آخرت هر دو باهم خواهند بود.

هدايت در حكايت اي تشنه بيا كه دوست آبت بدهد ......... جُرمت بزدايد و ثوابت بدهد گر درد تو بی‌جواب ماند از در خلق ......... اينجاست طبيبي كه جوابت بدهد هرچند كه بار گنه اندوخته‌ایم ......... هرچند كه از برق خطا سوخته‌ایم در ما نبود نشاني از نوميدي ......... چون ديده به رحمت خدا دوخته‌ایم امروز خوبه اين را یادآور شویم كه بقول شاعر گر گدا كاهل بود تقصير صاحب‌خانه چيست؛ رحمت الهي آن‌قدر بی‌پایان است كه وقتي انسان درِ رحمت به روي خود بسته است، ديگر رحمت نمی‌آید، مثل شيشه است كه درش را ببندند و به دريا بيندازند، ولي اگر درش را بازکنی امكان ندارد بی‌بهره بماند. «توبه» در را باز كردن است، درِ رحمت را به روي خود گشودن است، در را كه بازکنی آن می‌آید؛ بنابراين هرکسی در هر شرايطي اگر از توبه نااميد بود، يعني بگويد: از توبه هم ديگر كاري ساخته نيست، اين بزرگ‌ترین گناه است. [3]


پی‌نوشت:

[1]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص: 171

[2]. برگرفته از چهل حدیث امام خمینی (ره) /278

[3]. تمثيلات و تشبیهات در آثار شهيد مطهري ص 149

استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.