رهرو ولایت

رهرو ولایت

تاریخچه گروه:

گروه رهرو ولایت در سال 1388 فعالیت خود را در کلوب شروع کرد با توجه به استقبال اعضای کلوب از مشاوره های ما،  تصمیم گرفتیم فعالیت خود را در قالب وبلاگ ادامه دهیم و در این راستا وبلاگ مشاوره ازدواج و خانواده را ایجاد کردیم در کوتاهترین زمان ممکن این وبلاگ به یکی از مهمترین سایتهای مشاوره ای تبدیل شد بعد از آن فعالیت را از وبلاگ به وبسایت تغییر دادیم و از طرف دیگر با حضور خود در شبکه های اجتماعی به پاسخگویی مسائل ازدواج و خانواده پرداختیم.

هم اکنون گروه رهرو ولایت در سایت ها، وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی مختلف مشغول تبلیغ می باشد.

 

اهداف گروه:

 

مهمترین هدف گروه اصلاح فرهنگ ازدواج و خانواده بر اساس موازین شرعی است و مبارزه با فرهنگ غلط فعلی ازدواج د در جامعه و بعضی از رسومات وام گرفته شده از غرب که در قالب موارد زیر  پی گیری خواهیم کرد:
این گروه ضمن پایبندی به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و در راستای فرمایشات امام و مقام عظمای ولایت در زمینه های زیر با نصب العین قرار دادن فرمایشات رهبری فعالیت می نماید.
-ترویج و تبلیغ ازدواج آسان و ازدواج به سبک اسلامی یا به عبارتی تلاش برای جا افتادن فرهنگ اسلامی در ازدواج به جای فرهنگ غلط ایرانی.
1- ترویج سبک زندگی اسلامی
2- تلاش برای پایین اوردن توقعات زوجین
3- ترویج فرهنگ تحمل و صبر و از خود گذشتگی به جای طلاق
4- ترویج و تبلیغ مباحثی که در فرهنگ غلط جامعه تبدیل به قبح شده اند مثل الزام زنان شوهر متوفی به وفاداری و زندگی با عکس شوهر مرده یا ازدواج زنان مطلقه و در مواردی ازدواج مجدد و ازدواج موقت .
5- تبیین عواقب طلاق و مبارزه با جدایی های بدون دلیل
6- فرهنگ سازی برای ازدواج در سنین پایین
7- اسیب شناسی شبکه های اجتماعی
8- تبیین اثرات منفی دوستی های قبل از ازدواج
9- آسیب شناسی روابط نامشروع
10- تحلیل و تبیین اسیب های استفاده از شبکه های ماهواره ای و روشن گری در زمینه ضربات مهلک این شبکه ها به بنیان های خانواده.
11- آموزش های لازم برای فرایند ازدواج مثل عقد، عروسی، زناشوئی و...
12- آموزش مهارت های زندگی
13- آموزش همسرداری و سبک زندگی اسلامی
14- آموزش استفاده صحیح از شبکه های نو ظهور اجتماعی
15- تشویق و ترغیب زوجین به تولید نسل
اهداف پیش رو
1-ایجاد دایره المعارف ازدواج و خانواده
2- نقد ونظرنسبت به مطالب سایتهای مشابه
3--برگذاری سمینار و جلسات پرسش و پاسخ دانشجویی در دانشگاههای سراسر کشور
4- -ایجاد سایتی جامع و مخصوص مشاوره ازدواج و خانواده
5- -تبلیغ سایت در رسانه های جمعی و عمومی و در صورت امکان از شبکه های صدا وسیما
6--تولید مطلب و محتوی برای رسانه های مکتوب
7--تولید نرم افزار مشاوره خانواده برای اندروید و ویندوز

نشانی وبگاه: http//www.topfamily.ir/
شنبه, 20 آبان 1396 06:24

علاقه به پسرعمه

من دختر 18 ساله هستم، از جنوب کشور، ازلحاظ مالی وضعیت خوبی داریم، یک مشکلی برایم پیش‌آمده است و نزدیک دوساله زندگی آرام من را به‌هم‌ریخته است.
خانواده مذهبی دارم که مخالف هرگونه ارتباط با پسر می‌باشند؛ اما در ارتباط با پسرهای فامیل درصورتی‌که مشکلی پیش نیاید آزادمان گذاشتند. من از 8 سالگی به پسرعمه‌ی بزرگم داداش گفته‌ام. خداوکیلی هم تا قبل از 2 سال پیش مثل برادر واقعیم دوستش داشتم و آن‌هم رفتارش با من درست مثل خواهرش بود. لازم به ذکر است که این پسر سه سال پیش با یک دخترخانمی نامزد کرده بود و 6 ماه رابطه تلفنی داشت؛ اما بعد از 6 ماه خود آن دختر گفته که نمی‌خواهد باهاش ازدواج کند و ارتباطشان را تمام کرده. بعد از تمام شدن رابطشآن‌من نقش مهمی توی فراموش کردن آن دختر برای پسرعمه‌ام داشتم چون خیلی دلداریش می‌دادم. تقریباً یک سال از آن مسئله گذشته بود که توی عروسی عموم، پسرعمه‌ام قصد نزدیک شدن به من و عشق‌ورزی را داشت که موفق نشد آسیبی به هم بزند اما تا یک حدی پیش رفت. بعدازآن اتفاق من عصبی شدم و باهاش دعوا کردم و متعرض شدم که تو مثل برادرم بودی و این کارا یعنی چی؟ آن‌هم به‌راحتی گفت آن لحظه بهت نیاز داشتم حالا هم که طوری نشده آبجی. راستی فراموش کردم بگم که من، پدر، مادر و برادر کوچکم در بندرعباس غریب هستیم و به خاطر کار بابام اینجا زندگی می‌کنیم و اصالتاً به کرمانشاه برمی‌گردیم، همه‌ی خانواده ما هم که پرجمعیت هستند در کرمانشاه زندگی می‌کنند. وقتی بعدازآن اتفاق برگشتیم بندرعباس تا مدت‌ها ذهنم مشغول بود. متأسفانه توی خانواده ما میزان اعتماد به او خیلی زیاد است، چون ازلحاظ اعتقادی محکم است، البته به نظر من ظاهراً معتقد است! بعد از اون قضیه سعی کردم فراموش کنم اما نشد اویل تنفر داشتم کم‌کم احساس کردم دوستش دارم. نه برادرانه یک‌جور دیگر؛ اما رفتار آن تغیرمی‌کرد. یک‌وقت‌هایی باهام مثل همیشه بود یک‌وقت‌هایی سرد برخورد می‌کرد. تا اینکه چند ماه بعد به هم گفت پنهانی صیغه‌اش بشوم آن‌هم قول می‌دهد آسیبی به هم نزند فقط راحت‌تر باشیم. تحمل این حرف از سمت آن برای من خیلی سخت بود. به خاطر همین بدبرخورد کردم و تا یک مدتی باهاش قهر بودم اما طاقت نداشتم. دوباره باهاش آشتی کردم و بهش گفتم که دوستش دارم آنم گفت دیگر برایش مثل یک خواهر کوچک‌ترم و عاشقم نیست. خیلی به هم برخورده بود. اگر دوستم نداشت حق نداشت به هم‌دست بزند، اگر هم دوستم داشت بازم حق نداشت، اما تحمل آن اتفاق برام راحت‌تر بود حس کسی را داشتم که ازش سوءاستفاده کردند؛ اما کاری از دستم برنمی‌آمد. هر بار می‌شنیدم براش رفتن خواستگاری حالم بد می‌شد. متأسفانه تو این گیرودار یک اشتباه بدتر انجام دادم آن‌هم رفتن سمت یک پسری بود که از بچگی همبازیم بود و من را دوست داشت. یک جورایی می‌خواستم جای خالی او را باوجودآن پسر پرکنم که تونستم اما وقت‌هایی که می‌دیدمش واقعاً می‌لرزیدم. بعد از قضیه او تحمل تنهایی را نداشتم به خاطر همین سمت آن پسر رفتم. آن پسر هم ازنظر مسافت به من دور بود. فقط رابطمان تلفنی بود. الآن احساس می‌کنم هنوز پسرعمه‌ام را دوست دارم...
چند روز پیش رابطم را با آن پسر هم تمام کردم بااینکه میدانم آن‌من را برای ازدواج می‌خواهد. ضمناً همه من را از گفتن این قضیه به پدرم منع کردند اما من به پدرم گفتم. البته بعد از گذشت 1 سال و نیم گفتم، پدرم آدم روشنفکری است و قابل‌اعتماد برخورد بدی هم نشان نداد اما به هم گفت که از او نمی‌گذرد و بعداً یک‌جوری تلافی می‌کند. او بعد از مدت‌ها عید امسال خونمان مهمان بود با خانواده‌اش وقتی تنها شدیم به هم گفت که از کارش پشیمان است و ازم معذرت می‌خواهد و توبه هم کرده است. نمی‌دانم چرا اما احساسات من درگیر است و من هنوز نتوانستم فراموشش کنم. حتی تو این سن خواستگار هم داشتم اما رد کردم. واقعاً نمی‌دانم باید چیکار کنم از طرفی دوستش دارم از طرفی می‌دانم بابام دیگر منو بهش نمی‌دهد و اینکه آن‌هم خواستگاری من نمی‌آید. لطفاً کمکم کنید چون واقعاً نمی‌دانم باید چیکار کنم که فکرم آرام شود. منتظر جوابتان هستم. با تشکر.

 

پاسخ:
اینکه رابطه تون با او پسر تمام کردید خیلی خوبه، چون ارتباط قبل از عقد و ازدواج وابستگی می‌آورد و باعث می‌شود که نقاط منفی طرف مقابل را نبینید و در ارتباط‌های این‌چنینی معلوم نیست قصد پسر ازدواج باشد. در مورد پسرعمه‌تان، رابطه با نامحرم هم از منظر شرع حرام و هم از منظر عقل مورد اشکال است، رابطه صمیمی با نامحرم ولو اینکه فامیلی مثل پسرعمو باشد، دارای آسیب‌هایی هست ولو اگر آن‌قدر نزدیک بودید که داداش صداش کنید این باعث نمی‌شود که از آسیب هاش کم شود و شما هم آسیب اعتماد نادرست را خوردید، درست است ایشان قصد نادرست داشته ولی سببش همین رابطه صمیمی و به قول خودتان برادرانه بوده است، همچنین اگر پسرعمه‌تان قصد ازدواج با شما را داشتند، از اولش سراغ شما می‌آمدند. پس سعی کنید به‌راحتی فراموشش کنید و عشق جدید و واقعی را جایگزین کنید.

چهارشنبه, 24 آبان 1396 05:33

ظاهراً مذهبی

اینجانب 33 سالم است، بخاطر برخی مسائل عمومی جوانان تا 3 سال پیش فکر ازدواج نبودم و انگیزه ازدواج در من از آن موقع قوی شد و با مواردی که دوستان و آشنایان معرفی می کردند جلسه ای ترتیب می دادم (بیشتر کافی شاپ) و با طرف صحبت می کردم . من آدم سخت پسندی هستم و کمتر کسی نظرم را جلب می کند و بدبختانه آن هایی که من پسندیدم 2-3 مورد آن ها من را در همان جلسه اول نپسندیدند (هر کدام به علتی). چندی پیش همسر یکی از دوستان یکی از همکارای سابقش را معرفی کرد و یک قرار 4 نفره (من-نامزد فعلیم-دوستم و همسرش) در یک رستوران گذاشتیم و من فقط توانستم ظاهر ایشان را ببینم و صحبت های بیشتری پیش نیامد. راستش از ظاهرش خوشم نیامد ولی بد هم نبود(با ملاک هایم فاصله داشت). مشکل اصلی برای من قدشان بود و رنگ پوستشان . خلاصه بعد یک هفته با خودم کلنجار رفتم و یک جلسه 2تایی باهم بیرون رفتیم.من یکم مذهبیم و رابط مان که همسر همکارم بود گفت که دختر خانوم هم مذهبی است. طی آن جلسه و همچنین صحبت های تلفنی و چتی از اخلاقیات همدیگر مطلع شدیم و قرار شد بعد امتحان های پایان ترم(هردو دانشجوییم) جلسه رسمی خواستگاری(آشنایی خانواده ها) برگزار بشود که شد و قرار شد 3 ماه به ما فرصت بدهند تا بیشتر آشنا بشویم .
طی این سه ماه این مسائل برام مبهم است :
- با اینکه ما محرم نبودیم طی یک جلسه بعد از خواستگاری تماس لمسی از طرف ایشان با مالیدن دستای من آغاز شد و بعد اینکه کراهت من را دید، من که فکر می کردم می خواهد من را امتحان کند و می خواستم ناراحت نشوم بهش گفتم این نشان می دهد که تو به من اعتماد داری.
- قبلاً ایشان 4 سال با همکارش نامزد بوده و این قضیه که آیا روابط قبلیشان مثل الان اینقدر پیشرفته بوده یا نه؟
- خودش و خانواده اش خیلی به من اطمینان دارند حتی من رفتم ایشان را که می خواست تنها از شمال بیاید از خانواده تحویل گرفتم و آوردمش خانه شان با اینکه خانه شان کسی نبود و ایشان تنها بود و ... (روابط سطحی)
نمی دانم این اطمینان است یا کلاً خانوادشان راحتند با اینکه مدعی مذهبی بودن، دارند.لطفاً راهنمایی کنید.

 

پاسخ: در مورد ظاهر و قیافه طرف باید بگویم برای ازدواج یک پسند اولیه لازم است و تا حدودی ظاهر طرف باید به دلت بنشیند و این بستگی به خود شما دارد که ظاهر چقدر برایت مهم باشد، البته آن چیزی که بیشتر تأثیر دارد، تناسب های دیگرست چون بعد از ازدواج ظاهر عادی می شود و اگر رفتار و اخلاق دو طرف با هم تناسب داشته باشد عشق و علاقه هم بیشتر می شود. اختلاف قد به این مقدار هم طبیعی است و در معمول ازدواج ها چنین میزان اختلاف در قد دیده می شود، حالا یک کم کمتر و یک کم بیشتر، مگر اینکه قد برای شما فاکتور مهمی باشد.
در مورد اتفاقات بعد از خواستگاری باید بگویم برای ازدواج تناسب اعتقادی و مذهبی لازم است، منتها تعریف از مذهبی بودن برای همه یکی نیست و هر کسی مذهبی بودن را یک جور خاص معنا می کند! لذا شما باید ببینید مذهبی بودن آن ها در چه حدی است و آیا با عقاید و افکار شما سازگار است یا نه؟
اینکه در جلسه دوم میل به رابطه داشته و راحت خودش برای این کار پیش قدم شده، طبیعی نیست. چون معمول دخترها و به خصوص مذهبی ها به این راحتی با مرد نامحرم خودمانی نمی شوند و حتی مذهبی ترها بعد از عقد هم مدتی طول می کشد تا بتوانند راحت برخورد کنند.
لذا این عکس العمل ایشان چند دلیل می تواند داشته باشد:
.1اینکه تعریف اونا از مذهبی بودن یعنی اینکه خدا و پیغمبر را قبول دارند و بیشتر از این نیست. برای همین این نوع روابط از لحاظ ایشان و خانوادشان هیچ مشکلی ندارد. حتی شاید در روابط با مردان دیگر هم قدری اینطور باشند و در حد دست دادن یا روسری نپوشیدن و یا تاپ پوشیدن و... براشان عادی باشد و خیلی اهل رعایت حدود بین محرم و نامحرم نیستند که این به تربیت محیطی بر می گردد که در آنجا بزرگ شده است.
.2اینکه چون 4 سال نامزد داشته و چنین روابطی را تجربه کرده الان هم راحت با شما رابطه برقرار می کند.
.3اینکه طرف مذهبی هست ولی فکر می کند اگر کسی رفت خواستگاری و تا حدودی همه چیز را تمام شده دید برقراری این حد از رابطه مشکلی ندارد و طرف را شوهر خودش می داند و بهش اطمینان می کند. این می تواند ناشی از همان سادگی که مادرش گفته هم باشد که همه چیز را تمام شده می داند.
.4اینکه چون چهار سال نامزد بوده است و شکست خورده نمی خواهد شما را از دست بدهد و فکر می کند با این کارش شما را بیشتر جذب خودش می کند و دارد راحت برخورد می کند که به قول معروف نمک گیر بشوید و رهایش نکنید. این را می شود از حرف مادرش هم فهمید که گفته دختر من احساساتی است و همه چیز را تمام شده می داند.
مورد دوم که منتفی است، چون هیچ دختری به این راحتی حیاش را از دست نمی دهد و صرف اینکه با یک نفر نامزد بوده است نمی تواند دلیل این کار ایشان باشد.
اماموردهای دیگر، اگر سومی باشد که خب ایشان حکم شرعی این کار را نمی دانسته و شما باید این مسئله را بهش بگوییدو ...
اما اگر به خاطر مورد اول باشد باید بیشتر در مورد ایشان تحقیق کنید و تناسب های طرفین را بیشتر مورد دقت قرار بدهید، اگر شما خودت مذهبی هستی و با این جور اعتقادات نمی توانی کنار بیایی بهتر است بی خیال ازدواج با ایشان بشوید چون بعداً براتان مشکل ساز می شود. باید مقدار تقلید ایشان به مسائل محرم و نامحرم را ازش بپرسید و یا تحقیق کنید و یا از روش معکوس استفاده کنید مثلاً بگویید این اعتقادات لزومی ندارد تا ببینید چه برخوردی می کند. این مسأله مهم است، خصوصاً که بناست این فرد مادر بچه هاتان بشود و در تربیت شان نقش دارد.
مورد چهارم هم اگر به خاطر نبود حیا باشد، مثل مورد اول و باید در موردش بیشتر تحقیق کنید.
برای اینکه بفهمید کدام مورد بوده است می توانید در مورد روابط خانوادگیشان و نوع برخورد مادر و دختر با مردهای فامیل و ... تحقیق کنید و یا اینکه در این باره از خودش بپرسید که تو مهمونی ها چطوری است و ... می توانید ترتیبی بدهید و با یکی از رفیقان یا فامیل ها بروید خانه شان و ببینید مادر و دختر جلو نامحرم چطور رفتار میکنند و ...
اگردر آخر به این نتیجه رسیدید که طرف فکر میکند مذهبی است در حالی که چنین نیست و با شما سازگاری ندارد قیدش را بزنید ولی اگر علت این کارش بی حیایی و بی اعتقادی نبود در مورد اینکه قبلاً نامزد داشته و بهم خورده باید ببینی علت آن چی بوده است. اگر مشکل از طرف پسر بوده که خب هیچ مشکلی برای ازدواج وجود ندارد و اینکه رابطشا ن هم در چه حدی بوده تأثیری برای شما ندارد چون اعتقاد ایشان درسته ولی اگر از طرف دختر بود باید دقت کنید که شما دوباره مثل قبلی گرفتار آن مشکل نشوید.

پنج شنبه, 02 آذر 1396 05:24

انتخاب همسر برمبنای عقل

سوال: انتخاب دختری برای ازدواج بر مبنای عقل و انتخاب کلی آن بر مبنای تمام مشخصه‌ها کار درستی است، اگر ازنظر ظاهری هم زیبا باشد ولی واقعاً در دل خودم جا نشود و به عبارتی آن عشق در کار نباشد و عشق بیشتر از جانب دختر باشد و از دید من به خاطر سن بیشتر که 29 سال دارم، تنها جنبه‌ی انتخابی داشته باشد، عاقبت خوشی دارد؟ من چند وقت است واقعاً حس جنسی‌ام و حس عاشقی‌ام که در سنین پایین زیاد رخ می‌داد که البته سراب بود، دیگر رخ نمی‌دهد، یعنی خیلی سرد شده‌ام. الآن هم دختری را انتخاب کرده‌ام که از همه لحاظ خوب است ولی جایی در دل من ندارد. لطفاً راهنمایی فرمایید.

 پاسخ

انتخاب اگر بر مبنای عقل باشد صحیح است (در نظر گرفتن معیارهای اصلی و تناسب‌های اخلاقی و دینی)، اما باید همراه با پسند قلبی باشد، یعنی علاقه‌ای حداقلی بعد از ملاقات از طرف مقابل در شما به وجود آمده باشد تا این علاقه بعداً وقتی تناسب‌ها را دید بیشتر هم بشود، در غیر این صورت هیچ تضمینی وجود ندارد که در آینده این علاقه به وجود بی آید. همچنین عاشق شدن و علاقه زیاد در ملاقات اولی لزومی ندارد (حتی مضر هم هست چون جلوی شناخت را می‌گیرد.) بلکه اگر دو نفر مناسب هم باشند عشق و علاقه کم‌کم در زندگی به وجود می‌آید، اما به‌شرط آن پسند اولیه که عشق نیست، اما تمایل داشته باشید که آن فرد موردنظر همسرتان بشود، توصیه می‌شود موردهای مناسب را رد نکنید چون هر چه سن بالاتر برود، احتمال اینکه نسبت به مسائل ازدواج سرد و سخت‌گیر بشوید وجود دارد، توکل و توسل به خداوند و اهل‌بیت عصمت و طهارت را نیز فراموش نکنید. در پناه حق سربلند باشید.

پنج شنبه, 02 آذر 1396 05:26

خودارضایی، گناه کبیره

سؤال: من یک پسر 22 ساله هستم که تقریباً از 12 سالگی مبتلابه خود ارضایی به‌صورت ندانسته و از طریق دوستان شدم. حدوداً 2 سال است که فهمیده‌ام گناه است و جز گناهان کبیره می‌باشد و چون پسری مقید هستم خیلی آزار می‌بینم. بارها تصمیم به ترک گرفته‌ام، یک‌بار حتی تا 4.5 ماه در ترک بودم اما شکست خوردم و الآن سعی می‌کنم یا دست به این کار نزنم یا در فواصل طولانی باشد. غالباً از یک هفته کمتر هم نمی‌شود. راهنمایی برای ترک همیشگی می‌خواهم چون شدیداً آزار می‌بینم و اصلاً تا چند سال آینده هم موقعیت ازدواج ندارم.

پاسخ:
برای ترک خود ارضایی راهکارهایی وجود دارد که در صورت عمل کردن به آن‌ها به نتیجه موردنظرتان می‌رسید، راهکارهای اول که عمل کردنی است ازجمله اینکه:
- ازدواج کردن (دائم یا موقت): چون بهترین و سریع‌ترین و همچنین مهم‌ترین راه درمان خود ارضایی ازدواج کردن است، اگر کسی بعد از بلوغ به حرام بی افتد ازدواج کردن بر او واجب می‌شود، اگر برای ازدواج کردن مانعی دارید برای رفع مانع، ازدواجتان بکوشید همچنین ازدواج کردن به معنای تشکیل زندگی نیست می‌توانید برای ازدواج اقدام کنید و عقد کرده تا زمانی که موقعیت تشکیل زندگی جور بشود، عقد بسته بمانید و اگر هم عقد نتوانستید بکنید ولی امیدوار باشید که ازدواج می‌کنید چون کسی که امید داشته باشد به‌زودی ازدواج می‌کند انگیزه بیشتری برای ترک خود ارضایی دارد تا کسی که اصلاً امیدی به ازدواج نداشته باشد.
- تقویت معنویت و ایمان به خدا و ترس از عذاب الهی با شرکت در مجالس مذهبی و حضور در اماکن زیارتی امکان‌پذیر خواهد شد.
- توجه به آثار منفی خود ارضایی مثل ناتوانی و بیماری‌های جنسی، مثل زود انزالی، تضعیف قوه‌ی جنسی و ناتوانی در ایجاد رابطه خوب و کامل با همسر ...
اما کارهایی را که باید ترک کنید ازجمله اینکه:
پرهیز از خوابیدن با شکم پر.
- اجتناب از پوشیدن لباس‌های تنگ.
- خودداری از نگاه كردن به مناظر، فیلم‌ها و تصاویر تحریک‌کننده.
- اجتناب از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسی و حتی شوخی‌های جنسی و تحریک‌کننده و فكر كردن در این امور.
- حتی‌المقدور پرهیز از خوردن مواد غذایی محرك مانند: خرما، پیاز، فلفل، تخم‌مرغ، گوشت قرمز، غذاهای پرچرب و استفاده از کافور در غذا و همچنین گشنیز و عدس برای کاهش میل جنسی.
- تخلیه مثانه قبل از خواب.
- پرهیز از نوشیدن افراط گونه آب و مایعات به‌خصوص شب‌ها و قبل از خوابیدن.
- خودداری از نگاه به بدن عریان خود در آینه.