مرسلون

گروه تبلیغی زمان اندیشه

گروه تبلیغی زمان اندیشه

تاریخچه گروه:

بدون تاریخ رسمی ... اما حدود یکسال کم و بیش بر روی طرح جامع سایت کار شده و نیاز سنجی شده و طرح شکل گرفته است

 

اهداف گروه:

ارائه جامع مطالب خداشناسی؛

1- خداشناسی عقلی فلسفی ( با کمک کتب علامه طباطبایی ره، شهید مطهری، استاد جوادی آملی خاصه براهین اثبات خدا، استاد مصباح خاصه خداشناسی ایشان، استاد سبحانی و کتاب خداشناسی فلسفی استاد عبودیت و..، )

2- خداشناسی نقلی ( با بهره کامل از کتبی مانند قرآن کریم، توحید صدوق ره، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه، ادعیه قطعی الصدور، روایات و ...)

3- خداشناسی علمی تجربی (با کمک کتبی مانند نهج البلاغه، توحید مفضل، خداشناسی استاد ری شهری و براهین اثبات وجود خدا ترجمه آرامی...)

4- مکاتب خداشناسی و موافقان ...

5- مکاتب شکاک در خداشناسی از جمله آگنوستیک ها (ندانم گراها)، معرفی ، ادله و نقد

6- مکاتب منکر خداشناسی از جمله آتئیست ها، معرفی، ادله و نقد

در کل اهداف گروه ارائه جامع و بروز مطالب خداشناسی و پاسخ به شبهات عقلی و علمی در این باره است، که تکمیل پاسخ شبهات سایر سایتها نیز در دستور کار است و ارائه معرفی کتب برای مراجعه و روش تحقیق و نیز ارائه آدرس مقالات نور در این زمینه ها است که هم ارتباط با سایت نور است برای نشر مقالات و هم زمینه ساز تحقیقات بهتر و تولید علمی قوی تر در کشور در این باب خواهد بود. ان شاءالله

برنامه بر رصد مناسب سایتهای کلامی و پاسخگو و ارائه سایتی متفاوت و جامع است. ان شاءالله

در هر موزد طرح های گرافیکی و اینفوگراف و پوستر از جملات کلیدی  و مهم نیز تهیه و ارائه می شود و اگر امکانش مهیا شد کلیپ نیز انجام می شود. طرح هایی برای کلیپها علمی اعتقادی هست که اگر آمادگی باشد قابل تهیه است.

نشانی وبگاه: http://khodajo.ir/
جمعه, 12 آبان 1396 21:00

خدا و عبادات

انسان نعمت را دوست دارد حتی همین نعمت ناقص دنیا را چنان دوست دارد که می‌خواهد جاودان و تندرست بماند. لذا اصلی‌ترین مشکل ذهن انسان "بودن " نیست، چگونگی بودن است که مثلا چرا ما تکلیف داریم و حساب‌وکتاب و پاداش و جزا؟ لذا پرسش اول ذهن، نسبت به برنامه عالم است تا خود عالم.
اما بررسی پاسخ که محتاج تأمل و دقت نظر شما خواننده عزیز است؛
خداوند بی‌نیاز و غنی مطلق است و معنا ندارد خالقی به مخلوقش محتاج باشد. پس خداوند امر کرده تا تو را نجات دهد مثل تو که برای نجات ماهی بیرون آب، هرچه هم از تو بترسد اما او را به جبر گرفته و به آب برمی‌گردانی. طبیب امر به درمان می‌کند، نه چون نیازی به اطاعت تو دارد، چون می‌داند تنها راه درمان تو همان است.
اما خدا چرا راهی داده که در آن باید پرستش باشد؟
"إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَ لا يَرْضى‏ لِعِبادِهِ الْكُفْرَ وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ ا لصُّدُورِ
ترجمه؛ اگر ناسپاسى كنيد، خدا از شما بی‌نیاز است؛ و ناسپاسى را براى بندگانش نمی‌پسندد. می‌پسندد كه سپاسگزار باشيد؛ و هیچ‌کس بار گناه ديگرى را بر دوش نمی‌کشد. بازگشت همه شما نزد پروردگارتان است. او شمارا از كارهايى كه می‌کرده‌اید آگاه می‌کند. او به آنچه در دل‌ها می‌گذرد آگاه است."(1)
پناه‌برخدا از نفس سرکش آدمی که این زبان زیبا را به رهاشدگی و سرگشتی چندروزه دنیا می‌فروشد. فرموده خداوند راضی نیست برای بندگانش که کفران کنند و از حق روی گردانند؛ یعنی شان انسان خلافت الهی است و در نظام زیبای هستی خداوند که تنها زیبا را می‌پسندد برای بنده‌اش زیبایی شکر را می‌پسندد و نه زشتی نمک‌نشناسی را. چه ناپسند است که دوستی برای ما هدایای ارزشمند و فراوان آورد و ما آن را گرفته و بعد به او پشت کنیم و مشغول کار خود شویم. این را دورترین فرد بشر از علم نیز درک می‌کند که سپاس گذاری در برابر خوبی‌ها لازمه اخلاق انسانی و از اصول بنیادین اخلاق است که به این ویژگی عمومی در الهیات فطرت زیبادوستی و با شرحی فطرت خداپرستی می‌گویند. خالق بی‌نیاز قادر است برما سخت بگیرد طوری که برترین امپراتورها را خاک‌مال کند و کاری کند که مویشان از شدت رنج و ترس سفید و پوستشان چروکیده شود و شرابشان همراه زخم دهان تا منتهای گلو باشد و طعامشان با سوزش دلی باشد که چرک از بدنشان بیرون زند؛ اما به ما راه درست را بابیانی نرم نشان می‌دهد که چرک‌های قلب ما را ببرد و ترس از او در قلبمان به عشق و محبت بدل شود و بدانیم که او از هر مادری دلسوزتر است و راه‌نشان می‌دهد. همچنان که مادر نهی می‌کند طفلش را از لب پرتگاه تا مبادا هلاک شود. خالق هم که نظامی دقیق خلق کرده و به ریزودرشت و اثرات آن واقف است، در این نظام هستی به ما خبر داده که چگونه باشیم تا از آفات و هلاکت ایمن باشیم و سنت خدا ثابت است و او بهتر می‌داند کدام فعل برتر است. پس خدایی تنها سزاوار اوست و توکل، همراهی و همرنگی با خالق و خلقش شایسته ما بندگان است که نعمت اختیارداریم.
اما خدا چرا درد داده که درمانش پرستش باشد؛ یعنی چرا ما را طوری خلق کرده که برای سعادت محتاج پرسش باشیم؟
خلق نظام احسن در کمال حکمت صورت گرفت و در این نظام گل سرسبدی بود که بنی‌آدم بود که قوای خدایی داشت از قدرت و علم و اراده و ...، خداوند راهنمای استفاده درست از این برترین ویژگی‌ها را به ما داده تا هرچه بیشتر در جهت نظام احسن قرار بگیریم. همه فقها تا فلاسفه شیعه متفقد که امرونهی الهی تابع مصالح برتر تکوینی نظام هستی است و نه یک عمل و جایزه قراردادی که به آن در اصطلاح اصولی می‌گویند "احکام تابع مصالح و مفاسد (حقیقی) است ". چیزی مانند قوانین رانندگی و تبعات آن و مانند قانون مجازات قاتل درحالی‌که سودی برای مقتول ندارد اما لازمه عدل بشری است. جزا در امور الهی نیز لازمه حکمت و عدالت در عین رحمت الهی است و لذا عالم انسانی لغو و لهوی خواهد بود اگر در آن نیکوکار و بدکار مساوی باشند، مثل‌اینکه در عالم ماده نور و تاریکی فرق نکنند. "هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمي‏ وَ الْبَصيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ "(2)
مثل‌اینکه بین قاتلین هیروشیما و هیتلر، با راشل کوری و انسان‌های سالم و صالح زمین فرقی نباشد. چه زشت و دردآور بود آن‌چنان دنیایی. برای تصور بهتر مثال دیگر مادی در مورد نظام احسن و برنامه الهی برای بهره درست از آن، می‌تواند مثال برق باشد. برق نعمتی بزرگ و درعین‌حال نیروی ویرانگر و خطرناک دارد؛ بنابراین برای بهره از آن نیازمند آگاهی است والا فرد جاهل خود را نادانسته هلاک می‌کند، درحالی‌که برق در نظام هستی نعمت بزرگی است و تنها باید برنامه بهره آن را بدانی. فرض کنید قبل از کشف بشری، کتاب کاملی که اطلاعات برق را در اختیار بشر قرار دهد چقدر باارزش بود. امرونهی الهی همان کتاب برنامه و بهره‌برداری درست در کل نظام هستی است نه صرف چند روز مختصر دنیا. لذا آن راهنمای هر طالب هدایتی است و به ما خبر از حقایق هستی داده که بدون آن علم بشری از آن خبری نمی‌یافت و امکان کشف برایش نبود. نه اینکه خداوند اول احکام بگذارد و بعد جوایزی برای آن قرارداد کند. خداوند برنامه نظام هستی را در اختیار بشریت قرارداد تا گمراه و سرگردان نباشند. از همین رو می‌فرماید ما به‌واسطه ایمان بر شما منت داریم و باایمان آوردن خود منت بر ما نگذارید. "يَمُنُّونَ عَلَيْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإيمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقينَ "(3) ترجمه؛ منت مى‏نهند بر تو كه اسلام آوردند بگو منت مگذاريد بر من اسلامتان را بلكه خدا منت مى‏گذارد بر شما كه هدايت كرد شمارا براى ايمان اگر هستيد راست‌گویان (4) به‌راستی این نعمت بزرگی است که خداوند قوانین و علم حقایق هستی و ملکوتی را در اختیار بشر قرارداد تا راه و گمراهی را بشناسد.
اما چرا احسن مخلوقات را آفرید تا بعد بخواهد برنامه دهد؛ اگر نبودند که برنامه نیاز نبود؟
احسن مخلوقات زیباترین گل آفرینش است و فیض الهی اگر این برترین اثر را زیبا را نمی‌آفرید جای سؤال و تعجب بود که توانای فیاض چه مانع شد که خلقی در کمال زیبایی و قوای الهی را خلق نکند. لذا انسان در اصل برترین خلقی است که می‌شناسیم، مشروط بر اینکه خودش کار را خراب نکند. زیرا او قوه الهی تفکر و اختیار را دارد و این بسیار عظیم‌تر از نعمت برق و انرژی اتمی است؛ و اختیار یعنی بتواند راه خیر برود یا نرود که اگر نرود پس راه شر و خلاف کل نظام کائنات را انتخاب کرده است. اگر عده ایی پلید انرژی اتمی را بمب بر سر زن و کودک بی‌پناه کرده، آیا معقول است که بگوییم انرژی و قدرت و عقل و اختیار بد هستند؟ اگر خداوند به ما فرصت داده تا خلیفه خدا در زمین باشیم یعنی اینکه خدا گونه باشیم و بتوانیم اراده و اختیار داشته باشیم و خود خیر را برگزینیم. اگر بنا شود خداوند در ظلم اختیار انسان را بگیرد و مانع شود، این نعمت اختیار که تباه‌شده است و آدمیان مرتبه و شأنی نداشتند همان‌طور که یک زندانی برای دزدی نکردن مورد تشویق قرار نمی‌گیرد و هیچ هنر و زیبایی از خود نشان نداده. خداوند هم در نظام احسن اراده فرمود ما زیبایی خلیفه الهی را نمایان کنیم و این درگرو اختیار است و الا ما هنری نکرده‌ایم وقتی مجوز خطا نداشته باشیم. لذا ما باید در جایگاه بی‌نظیر خلیفه الهی بیشتر تأمل‌کنیم. خلیفه الهی باید ویژگی‌های الهی داشته باشد و الا مترسک است نه خلیفه.
شاید عزیزی در تأمل اینکه چه مانع فیض و خلق باشد بگوید؛ مانعش این بود که من نمی‌خواهم جهنم روم؛
تأمل بیشتر کلید حل این مشکل نیز هست؛ هیچ‌کس نمی‌خواهد و هیچ‌کس برای جهنم خلق نشده است.
رحمت خداوند بی‌کران است و کافی است بنده میل خدایی نکند و بداند بنده است و چند مدتی کوتاه برنامه نظام احسن را بکار گیرد و عالم را به خاطر خود و هوس خود به هم نریزد. آن موقع انسان رنگ الهی گرفته و همان گل برتری از نظام احسن که بود می‌ماند و باعزت در جوار نعمت و رحمت خالق خود جاودان در زیبایی‌ها می‌شود.
"نَبئ عِبَادِى أَنىّ‏ أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ * وَ أَنَّ عَذَابىِ هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِيمُ*"(5) با این آیه چرا دل به خدا ندهیم و با آن ترس عذاب چه چیز جز کبر و خودبزرگ‌بینی سبب نگاه مکدر به خالق حکیم می‌شود زیرا او فقط همراهی با خلقت زیبا را خواستار است و ما را به آن راهنمایی کرده، چه می‌شود که انسان نادان بادانش اندکش این راه روشن و سهل را رها کند و از عذاب هم نترسد و سراغ خودسری در نظام احسن برود و عرصه را بر سایر مخلوقات زمین و دریا و آسمان تنگ کند و بعد هم بگوید هرچه کردم، کردم نه توبه می‌کنم و خدا هم نباید مرا عذاب کند و جهلش را با چالش در تدبیر و کار خداوند تکمیل کند. به‌درستی که چنین مریض معاندی سزاوار محرومیت از رحمت و غفران الهی است.
پس مدتی صبر کنیم تا بشنویم؛ "سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ* ترجمه؛ سلام بر شما به سبب آنچه صبر كرديد پس خوب است سرانجام آن سرای."(6) و نگذاریم جهل ما به برخی حقایق همه هستی ما را تباه کند. چراکه ما وقتی علم به نسخه طبیب نداریم، بازهم از مصرف آن منصرف نمی‌شویم و به او اعتماد می‌کنیم چراکه بهتر می‌داند.
"صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ* ترجمه؛ رنگ خدا و چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟! و ما عبادت‌کنندگان اوييم."(7)
"اسْتَجيبُوا لِرَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ ما لَكُمْ مِنْ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ وَ ما لَكُمْ مِنْ نَكيرٍ* ترجمه؛ قبل از آنکه روزى بيايد كه در برابر خداوند هيچ بازگشتى نباشد، پروردگارتان را اجابت كنيد، در چنين روزى براى شما هيچ پناهگاهى نيست و شمارا هيچ انكارى نيست "(8)
همه خوبی‌ها از خداست و هر چه بدی می‌کنیم خودمان به خود می‌کنیم، فقر و جنگ همه نتیجه خودپرستی و خودخواهی ما و سوءاستفاده از قوای ویژه الهی است. ما همه می‌دانیم که آب نعمت است و اگر کسی خود یا دیگری را در آن خفه کند چیزی از ارزش آب کم نمی‌شود. این ما هستیم که با خودسری و مخالفت با برنامه نظام احسن عالم را پر از سیاهی و تاریکی و جنگ بی‌فرجام کرده‌ایم. والا اگر به برنامه سازنده خود گوش می‌دادیم گردی بر قبای کسی نمی‌نشست و همه سعادتمند در دوسرا بودیم.
در عالم همه موجودات در حد خود نقش‌آفرین نظام احسن هستند و قادر بر خدایی نیستند، به‌جز انسان و مقداری جن که قدرت خدایی به او عطاشده که تصمیم بگیرد و اراده کند و لذا خلیفه الهی همین قوا و استعدادهای انسان است و هر انسان بالقوه یکجانشین خدا درروی زمین است، اما نباید با سوءاستفاده یا جهالت از توان بی‌نظیر خود، ردای خلافت اشرار به تن کند و نظام را بر هم زند.
و اگر عزیزی این امور را متوجه نشد یک مطلب کلی را فراموش نکند؛ "خداوند بهتر می‌داند "، همین‌قدر بدان که او بهتر می‌داند و علم ما اندک است، پس بهتر است به‌جای چالش در صنع بی‌نظیر او، همراه آن حکیم بی‌همتا شویم که درحالی‌که ترس و نیازی به ما که کمترین هستیم نداشت، بااین‌حال فرمود؛ من خلقی حکیمانه کردم و مهربان به بندگان هستم و به آن‌ها راه درست در این نظام گسترده را نشان داده‌ام. "إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً * ترجمه؛ ما راه را به او نشان داديم كه يا شكر مى‏كند و يا ناسپاسى مى‏ نمايد." (9)


پی‌نوشت؛
1. الزمر: 7، ترجمه آیتی
2. الرعد: 16
3. الحجرات: 17
4. ترجمه اشرفی، آیه 17 حجرات
5. الحجر: 49-50، به بندگانم خبر بده كه منم غفور و رحيم * و عذاب من همان است عذاب اليم * ترجمه احسن الحديث: سيد علی‌اکبر فرشی
6. الرعد: 24، ترجمه اشرفی
7. البقره: 138، ترجمه ارفع
8. الشوری: 47، ترجمه برزی
9. الانسان: 3، ترجمه ارفع

 

پنج شنبه, 02 آذر 1396 05:28

پروفسور کالینز و خداباوری

پروفسور فرانسیس کالینز، نویسنده کتاب "زبان خدا "

متخصص ژنتیک و پزشک آمریکایی که به دلیل کشفیات برجسته درباره بیماری‌های ژنتیکی و سرپرستی پروژه ژنوم انسان شهرت دارد. Endocrine society از وی به‌عنوان یکی از موفق‌ترین دانشمندان عصر ما نام می‌برد. این دانشمند می‌گوید: من به‌طورجدی به قدرت آفرينش خدا كه همه‌چيز را در نخستين مرحله به وجود آورده باشد معتقد هستم. من دريافته‌ام كه مطالعه جهان طبيعت يك فرصت و موقعيتي است تا عظمت، عالي بودن و پيچيدگي آفرينش خدا را مشاهده نمائيم.(1)


پی‌نوشت:
1)بخشی از سخنان پروفسور کالینز در مناظره با داوکنیز

 

استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.