سعید پارسا

سعید پارسا

یکشنبه, 26 فروردين 1397 14:41

تکبر و غرور

عده‌ای آن‌قدر متکبر و مغرور و جسورند که همه چیز را زیر پا می‌گذارند و حاضرند همه چیز و همه کس را مسخره کنند؛ گروهی از افراد نادان نیز سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و خود حضرت را مسخره می‌کردند و با انکار قیامت و زنده شدن مردگان می‌گفتند: وَ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا هَلْ نَدُلُّکُمْ عَلى‏ رَجُلٍ یُنَبِّئُکُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّکُمْ لَفی‏ خَلْقٍ جَدیدٍ: (1) و کسانى که کفر ورزیدند (به یکدیگر) گفتند: آیا شما را بر مردى راهنمایى کنیم که به شما خبر می‌دهد که آن گاه که (در زیر خاک) به‌کلی متلاشى شدید حتما (در جهانى دیگر) در آفرینشى نو ظهور خواهید کرد؟!

در آیه بعد حالت مشرکان را چنین وصف می‌کند. چون در نظر کفار زنده شدن اجساد بعد از فنا و پوسیدن، امرى عجیب بوده، آن قدر عجیب بوده که به نظرشان هیچ عاقلى به خود اجازه نمی‌دهد که چنین سخنى بگوید، مگر آنکه بخواهد مردم را دچار اشتباه و ضلالت کند و منافع آنان را تصاحب کند و اگر چنین منظورى در کار نباشد، چطور یک فرد عاقل مطلب به این روشنى را نمی‌فهمد؟ و نمی‌داند که بدن پوسیده دو باره زنده نمی‌شود. (2)

قرآن سخن این کافران را که در مورد حضرت سخن می‌گفتند، چنین بیان می‌کند: أَفْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِی الْعَذابِ وَ الضَّلالِ الْبَعیدِ (3): آیا او بر خدا دروغ بسته یا به‌نوعی جنون گرفتار است؟! (چنین نیست)، بلکه کسانى که به آخرت ایمان نمی‌آورند، در عذاب و گمراهى دورى هستند (و نشانه گمراهى آن‌ها همین انکار شدید است)

چون مسئله در نظرشان محال مى ‏نموده، لذا امر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) را که مدعى قیامت است، دایر بین دو چیز دانستند: یکى افترا بستن به خدا و دیگرى دیوانگى؛ آن وقت از یکدیگر می‌پرسند: که به نظر شما این مرد کدام یک از این دو انحراف را دارد، آیا به خدا افترا می‌بندد تا به اغراض خود برسد و یا آنکه دیوانه است؟ و معناى آیه این است که: آیا به نظر شما این مرد عاقل است؟ و عالما و عامداً به خدا افتراء مى ‏بندد؟ و دم از بعثت و قیامت می‌زند؟ و یا آنکه به‌ نوعی جنون مبتلا شده؟ و آنچه می‌گوید بدون فکر مستقیم است؟

بَلِ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِی الْعَذابِ وَ الضَّلالِ الْبَعِیدِ؛ در این جمله سخن کفار را رد می‌کند و از تردیدى که ایشان کردند که آیا چنین است یا چنان، اعراض نموده، حاصلش این است که: این مرد نه به خدا افتراء مى‏بندد و نه دچار جنون شده، بلکه این کفار در عذابى قرار گرفته‌اند که به‌زودی برایشان ظاهر می‌شود و چون اهل عذاب شده‌اند، از حق دور گشته‌اند و در ضلالتى دور قرار گرفته‌اند، آن قدر دور که به این زودی‌ها نمی‌توانند حق را تعقل کنند و به آن ایمان بیاورند؛ و اگر در جمله‏ (بَلِ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ) بااینکه می‌توانست بفرماید: بل هم فى العذاب و الضلال البعید، به‌جای ضمیر، نام آنان را مجدداً ذکر کرده که براى این است که به علت وقوعشان در عذاب و ضلالت آنان اشاره نموده و بفرماید علت آن این است که به آخرت ایمان ندارند. (4)

أَفَلَمْ یَرَوْا إِلى‏ ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَیْهِمْ کِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیَةً لِکُلِّ عَبْدٍ مُنیبٍ (5): آیا به آنچه پیش رو و پشت سر آنان از آسمان و زمین قرار دارد نگاه نکردند (تا به قدرت خدا بر همه چیز واقف شوند)؟! اگر ما بخواهیم آن‌ها را (با یک زمین ‏لرزه) در زمین فرو می‌بریم، یا قطعه‌هایی از سنگ‌های آسمانى را بر آن‌ها فرو می‌ریزیم؛ در این نشانه‌ای است (بر قدرت خدا) براى هر بنده توبه ‏کار (6)؛ این آیه کفار را اندرز می‌دهد و تهدید می‌کند و این عملشان را که آیات خدا را تکذیب کرده و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را استهزا کردند، جرمى بسیار بزرگ دانسته و ایشان را نسبت به ارتکاب آن جرى و جسور می‌خواند.

منظور از جمله‏ (ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ) این است که بفرماید: آسمان و زمین ایشان را از جلو و عقب احاطه کرده، هر جا که نظر کنند آسمانى می‌بینند که بر سرشان سایه افکنده و زمینى که روى آن هستند، نه از طرف بالا می‌توانند بگریزند و نه از طرف پایین؛ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَیْهِمْ کِسَفاً مِنَ السَّماءِ: آسمان و زمینى که از بالا و پایین ایشان را احاطه کرده، باتدبیر ما می‌گردند و اداره می‌شوند و منقاد و مسخر ما هستند، اگر ما بخواهیم زمین دهن باز کرده، ایشان را در خود فرو می‌برد و همه آنان را بدین وسیله هلاک می‌کنیم و یا آنکه قطعه‌ای از آسمان را بر سرشان می‌کوبیم و نابودشان می‌سازیم. پس چرا از این حرف‌ها دست بر‌نمی‌دارند؟

إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ: در آنچه گفته شد (از احاطه آسمان و زمین بر انسان‌ها و اینکه آن دو به تدبیر ما اداره می‌شوند و همواره به‌فرمان ما هستند، اگر فرمان به زمین دهیم ایشان را در خود فرو می‌برد و اگر به آسمان فرمان دهیم قطعه‌ای از آن بر سرشان می‌افتد و هلاکشان می‌کند) خود آیتى است که براى هر بنده‌ای که بخواهد به خود آید و به خدایش برگردد بس است و اگر این مردم به این‌گونه امور بی‌اعتنایی می‌کنند و بر تکذیب این آیات جسورانه اقدام می‌نمایند، جز بدین جهت نیست که ایشان مغرور و متکبرند و روح سرکششان اجازه به ایشان نمی‌دهد که در برابر خدا تسلیم شده و توبه نموده، به اطاعت او برگردند. (7)


پی‌نوشت:
1) سباء، آیه 7
2) ترجمه تفسیر المیزان، جلد 16، صفحه 541
3) سبا، آیه 8
4) ترجمه تفسیر المیزان، جلد ‏16، صفحه 541
5) سبا، آیه 9
6) ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
7) ترجمه تفسیر المیزان، جلد ‏16، صفحه 542

دوشنبه, 27 شهریور 1396 08:39

نامه طلبه قمی به جناب آقای پاپ

واتیکان از رهبران مسلمان خواست تا ضمن محکوم کردن جنایات گروه تروریستی داعش، با قربانیان این وقایع ابراز همبستگی و همدردی کرده و در قبال این خشونت‌ها سکوت نکنند.
پاپ فرانسیس رهبر مذهبی کاتولیک‌ها نیز در نامه‌ای به ˈبان کی مونˈ دبیر کل سازمان ملل، خواستار نهایت تلاش این سازمان جهت تضمین صلح و حقوق بشر و جلوگیری از خشونت علیه اقلیت‌های مذهبی و قومی در شمال عراق شد.
پاپ در این نامه ضمن ابراز نگرانی شدید از تحولات عراق و اعمال خشونت‌های تروریست‌های داعش علیه اقلیت‌ها نوشت: اعمال خشونت علیه مسیحیان و سایر اقلیت‌های مذهبی و قومی در شمال عراق، مصیبتی غیرقابل‌تحمل است که وجدان همه را در حمایت از قربانیان این خشونت‌ها تکان می‌دهد.
نامه طلبه قمی به جناب آقای پاپ
سلام بر جناب پاپ و کاردینال‌های محترم جناب آقای پاپ چرا شما جلوی کارخانه‌های اسلحه‌سازی اروپایی را که سه شیفته کار می‌کنند را نمی‌گیرید.
چرا یک‌بار به آن‌ها اعتراض نمی‌کنید که این‌همه اسلحه به چه‌کارتان می‌آید؟
چرا به آن‌ها نمی‌گویید که این‌همه صادرات اسلحه از اروپای مسیحی، با چه نیتی و به کجاست؟
چرا به‌جای صادرات محبت که مدعی آن هستید، سلاح‌های مخرب صادر می‌کنید.
سلاح‌های پیشرفته و مدرن داعش از کجا خریداری می‌شود؟ از کجا به دست آن‌ها می‌رسد؟
پول آن‌ها را چه کسی می‌دهد؟
پول آن‌ها را دوستان آمریکا و اروپا در این منطقه می‌دهند؟ چرا وقتی کودکان وزنان یمنی با سلاح‌های کشنده اروپایی در خاک و خون می‌غلتند، صدایتان درنمی‌آید؟ چرا وقتی مسلمانان میانمار را در وسط خیابان و جلوی نزدیکانشان زنده‌زنده آتش می‌زدند، کشورهای مسیحی اروپایی که شما رهبر آن‌ها هستید، نه‌تنها اعتراض نکردند بلکه به قاتل مسلمانان در میانمار جایزه صلح نوبل هم دادند. چرا اعتراض نکردید؟ آیا مسلمانان را بشر نمی‌دانید؟
اگر منظورتان از کشورهای اسلامی ایران است، این را بدانید که رهبر شجاع ایران و سربازان جان بر کفش با تمام قوت و قدرت داعش و تکفیری‌ها را در منطقه خواهند کوبید. اگر منظورتان از رهبران کشورهای دیگر است، این را بدانید که آن‌ها همه با شما دوست‌اند و شما آن‌ها را حمایت می‌کنید و در مقابل کشور آزاده و راست‌گویی مانند ایران را تحریم می‌کنند و شما ساکتید.
این را بدانید که پیرو امامی هستیم که وقتی زینت یک زن یهودی که تحت حکومت او زندگی می‌کرد، ربوده شد، فرمود: هرکس از شدت این غم بمیرد، او را سرزنش نکنید. آری ما پیرو علی بن ابی‌طالبیم که به هیچ کشوری تجاوز نکردیم ولی کشورهای مسیحی همه باهم جمع شدند که این کشور بی‌آزار را سرکوب کنند و داعش، نتیجه همین سیاست‌های غلط است و شما در مقابل ریشه مشکلات ساکتید و به شاخ و برگ می‌پردازید.
اگر جلوی این تجارتخانه‌های اسلحه‌سازی خود و صادرات آن‌ها به عراق و سوریه و ...را نگیرید، امروز ایزدی‌های عراق و سوریه و فردا در خود اروپا با مشکل مواجه خواهید شد.
ریشه را بخشکانید که شاعر پارسی روی ما چه نیکو سرود:
درختی که اکنون گرفتست پای
به نیروی شخصی برآید ز جای
و گر همچنان روزگاری هلی
به گردونش از بیخ بر نگسلی
سرچشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل(1) آقای پاپ: یک‌کم به خودتان و کلیسا حرکت دهید و افسار سیاستمداران خود را بگیرید و به درد مردم مظلوم دنیا برسید.
به آن‌ها کمی یاد دهید که از این وحشی‌گری در دنیا دست‌بردارند.
آقای پاپ چرا به سیاستمداران مسیحی نمی‌گویید: شما در خاورمیانه چه غلطی می‌کنید و چرا منطقه مسلمان‌نشین را به آشوب می‌کشید؟ اگر نفت می‌خواهید بیایید و مثل آدم بخرید و بروید.
آقای پاپ شنیده‌ام پای مهاجران و آوارگان را بوسیده‌ای. شما اگر واقعاً راست می‌گویید، دست از سر مسلمانان بردارید و پابوسی پیشکش خودتان؟ آقای پاپ مابه شما که مقام عالی‌رتبه مسیحی هستید احترام می‌گذاریم و اجازه نمی‌دهیم به پیروان و رهبران ادیان آسمانی کوچک‌ترین اهانتی شود و این چند خط را نه برای بی‌احترامی بلکه برای گفتن حقایق دنیا نوشتم؛ به امید اینکه اثری در قلب شما بگذارد.


پی نوشت:

1)سعدی شیرازی