مرسلون

سیدحسین اکرمی

سیدحسین اکرمی

سه شنبه, 06 شهریور 1397 18:52

خواستگاری به سبک زندگی صحیح

یکی از رموز موفقیت در ازدواج و انتخاب همسر مناسب و متناسب این است که یک سری مسائل اصولی از قبیل تدین و دین‌داری و اصالت خانوادگی و اخلاق را مدنظر قرار دهیم اما یک سری مسائل جزئی تجربی هست که در اثر تجربه به دست می‌آید و بی‌توجهی به آن‌ها ممکنه حتی گاهی به یک معضل بزرگ بعد ازدواج تبدیل بشه وزندگی ما را جهنم کنه آن‌چنان‌که برخی افراد دوروبرمان را می‌بینیم که با اختلافات و مشکلات در زندگی مشترکشان مواجه شده‌اند که به جدایی یا طلاق عاطفی و عدم آرامش منجر شده است.

بنابراین در موقع خواستگاری چند مسئله مهم را مدنظر داشته باشید تا بعدش گرفتار نشید:

1) طرز فکر و الگوی طرف در زندگی

2) گرم‌مزاجی و سردمزاجی

3) اصول و نحوه تربیت و رشد بچه و تعداد بچه و مانند این‌ها

امروزه تفاوت مزاج‌ها موجب اختلافات دامنه‌دار در زندگی زناشویی شده مثلاً مردی گرم‌مزاج است ولی زنش کلاً سرد است و میل جنسی ضعیفی داره و حتی چندش و حال تهوع نسبت به مسائل جنسی داره و حتی شب‌ها تنها خوابیدن در گوشه اتاق یا جلوی تلویزیون را به همخوابی با شوهرش ترجیح میده به‌جای اینکه در آغوش همسرش بخوابه یا بالعکس می‌بینی زن تمایل زیادی داره و هر دو سه روز یک‌بار ابراز تمایل میکنه ولی مرد کلاً سرده و هفته‌ای یک‌بار یا دو هفته یک‌بار هم حال شو نداره.

تبلیغات وسیع به‌سوی زایمان سه زارین که امروزه بدون هیچ عذر موجهی دختران سالم روی به سه زارین که نوعی جراحی است و ازنظر جسمی و روحی و ظاهری باعث بدریخت و زشت شدن بدن زن و آسیب‌های عفونی و روحی و ذهنی به زن و بچه به دنیا اومده از این طریق می‌شود و باعث کم شدن علاقه شوهر به بدن زنش میشه ولی متأسفانه آن‌قدر تبلیغ‌شده که از قبل ازدواج، دختران به فکر زایمان سه زارین هستند و نوعی ترس کاذب در ذهنشون نسبت به زایمان طبیعی وجود داره که متدینین باید توجه ویژه قبل ازدواج به این موضوعات داشته باشند تا بعداً گرفتار نشوند.

از بدو تولد می‌بینی به‌جای تقویت خود و شیر مادر، به فکر غذاهای صنعتی مثل شیر خشک و سرلاک و این‌جور چیزا هستن که باعث مشکلات گوارشی و عفونی و کندذهنی و پوکی استخوان در کودکان میشه و گاهی تا سال‌ها گریبان گیر بچه‌ها میشه و قبل از رسیدن به دوسالگی برخلاف فرموده قرآن با فرمول‌ها و پروژه‌های مختلف و زدن داروهای شیمیایی تلخ به سینه و دور کردن بچه از سینه مادر با ترفندهای خاله‌زنکی و بدون مطالعه و بی‌اطلاع از فرامین اسلامی که حتی برای توالت رفتن ما آداب و مستحبات و واجبات و محرماتی وضع‌شده تا چه برسه به مسئله مهم بچه‌داری و تغذیه و آداب شیر دادن و (فلینظر الإنسان الی طعامه) (1) و... . نوعی مد شده و کلاس می‌ذارند و افتخار می‌کنند که با ترفندهای مختلف توانسته‌اند نوزاد را در سنین زیر دوسالگی از شیر بگیرند.

سرگرم کردن بچه از یک‌سالگی با ترانه‌ها و آوازها و برنامه کودک‌های غربی که از شبکه پویا هم پخش می‌شه و مروج الگوهای بی‌حجابی و سوپرمن‌های تخیّلی است به‌جای الگو قرار گرفتن صوت قرآن و معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام و جوانمردان ایرانی و اسلامی و الگوهایی چون حضرت ابوالفضل و قاسم علیهماالسلام و علمای فاضل و فرماندهان رشید ایران اسلامی.

ترویج استقلال مالی زنان باهدف دور کردن آنان از امر خطیر همسرداری و خانه‌داری و تربیت فرزند و واردکردن آنان در جامعه پر از نامحرم و گذراندن بیشتر اوقات زنان در خارج از خانه و اهمیت ندادن به امورات منزل و همسر و فرزند که نافرمانی از شوهر و اختلافات در اداره امور خانه را به دنبال دارد.

همه این‌ها و مواردی دیگر که شما بیشتر از من اطلاع دارید همگی به دنبال تغییر سبک زندگی اسلامی و سنتی ما به سمت اضمحلال بنیان خانواده و جامعه با پرورش نسلی بیمار و مریض و گمراه است.


پی‌نوشت‌:

1) عبس، آیه 24

سه شنبه, 06 شهریور 1397 18:30

شیر مادر یا شیر خشک

پیامبر (صلی‌الله علیه وآله وسلم) فرمودند: بهترین غذا برای کودک شیر مادر است؛(1) اما کسانی که فاقد فرهنگ اسلامی هستند الگویشان در غذا و لباس فقط اروپاست و مد شده با تلقین اینکه شیر مادر قوی نیست محصولات شیمیایی خودشون را به فروش برسانند که منجر به پوکی استخوان و بیماری‌های عفونی و شروع خرابی دندان‌ها در سنین کودکی و کندذهنی و نسلی ضعیف الجسم و ضعیف الذهن را به دنبال خواهد داشت. خوب چرا تبلیغ نمی‌کنند که به فرموده قرآن به حضرت مریم (سلام‌الله علیها) عمل کنند که سفارش شد بعد وضع حمل حضرت عیسی مرتب خرما از درخت بکند و بخورد؟ چرا سواد خودمان را در استفاده از کتاب و فضای مجازی بالا نمی‌بریم؟ این‌همه سایت و کانال و شبکه اجتماعی مفید راجع به تغذیه صحیح کودک و نوزاد و مضرات شیر خشک و غذاهای صنعتی و فواید شیر مادر و اولویت آن در معارف اهل‌بیت (علیهم‌السلام) وجود دارد که به‌جای درس گرفتن از آن‌ها مظلومانه به گوشه‌‌ای رها کرده‌ایم و مرجع و منبع دریافت اطلاعات اولیه‌مان شده چند تا کانال و شبکه فاسد و یهودی و بهایی که دلشان جز برای نابودی نسل شیعه نمی‌تپد. به‌جای هدایت مادران به‌سوی خرما و انجیر و زیتون و انار و روغن ارده کنجد و روغن‌زیتون و شیر و لبنیات طبیعی که درآیات و روایات مختلف حتی به نام آن‌ها اشاره‌شده، ما را به‌سوی شیر پاستوریزه و شیر خشک و روغن‌های نفتی سوق می‌دهند و مغازه‌ها و داروخانه‌های ما پر است از محصولات غربی و ترا ریخته و فراوری‌شده و صنعتی که دشمن جان و روان بشر امروزی است و بعدشم برای تکمیل پروژه ننگین غیرانسانی‌شان و توجیه افکاری که بهره ناچیزی از معارف قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام برده‌اند، ندای عدم قوّت شیر مادران را سر می‌دهند؟

خوب اگر هم شیر مادران امروزی قوت ندارد چرا از سویق و سرلاک اسلامی حاوی گندم و جو و پودر سنجد و جوانه گندم و خرمای تازه و دست‌اول که در بازار موجود است و یا از انار و سیب و زیتون و روغن ارده کنجد و روغن‌زیتون مادران وزنان و بچه‌های ما تغذیه نمی‌کنند؟ آیا اسلام فقط نماز و روزه است یا اینکه باید سبک زندگی ما در تمام عرصه‌ها اسلامی باشد؟ آیا ننگ نیست که اسلامی را تبلیغ کنیم که برای توالت رفتن آدمی برنامه و آداب و واجبات و مستحبات دارد ولی برای تغذیه و سلامت جسم و روان ما برنامه و دستوری نداشته باشد؟ به‌راستی چرا این‌قدر از معارف قرآن و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) زاویه‌مان روزبه‌روز بیشتر می‌شود و به‌راستی داریم به کجا می‌رویم آیا این است آن سبک زندگی اسلامی که می‌خواهیم نسل‌های آینده ضعیف و مفلوک و تنبل و مریض و بیمار و کسل و دارای ضعف اعصاب و روان و مشکلات گوارشی و سوءتغذیه و کندذهن به جهان اسلام تحویل بدهیم؟ آیا وقت آن نرسیده که علمای اعلام و اسلام‌شناس وارد عرصه بشوند و میدان را از دست یک عدّه غرب‌زده مدعی تمدّن جاهلانه و غرب نجات بدهند؟


پی‌نوشت:

1) مستدرک الوسائل، جلد 15

2) بقره، آیه 233؛ این آیه به اعتباری، مهم‌ترین آیه در خصوص شیر مادر است؛ احقاف، آیه 15؛ لقمان، آیه 14

 

یکی از عرصه‌هایی که متأسفانه به بیراهه رفتیم و با دست خودمان تیشه به ریشه سلامتی‌مان می‌زنیم آلوده کردن یا اسراف آب‌وهوا با دستان خودمان است. آب‌شیرین‌کن‌های سطح شهر قم که مشکل نشتی آب‌دارند و سیستم آبیاری درختان و پارک‌ها که رسیدگی نمی‌کنند و آب به داخل خیابان سرازیر می‌شود اسراف و حرام نیست؟ کاشت هندوانه و سایر محصولاتی که آب‌های زیرزمینی را هورت می‌کشند و مسئولان دولتی کشت آن‌ها را ممنوع نمی‌کنند حکایت از آینده‌ای گل‌وبلبل برای زندگی ما ندارد بلکه نشست زمین و افزایش بیابان و گردوخاک را در همین سال‌های فعلی و آینده نزدیک بیش‌ازپیش به دنبال خواهد داشت.

به‌راستی چرا کسانی که دستشان می‌رسد اقدام مفید و مؤثری در جهت حفظ منابع حیاتی ما ندارند؟ آیا هدفشان نابود کردن ایران و ایرانی است یا هدف مقدس دیگری را در ذهن دارند که ما از آن بی اطّلاعیم؟ چه کسی باید جلوی این‌ها را بگیره؟ بله این‌طور نیست که هوا آلوده‌شده و آب داره تموم میشه بلکه هوا را آلوده کرده‌ایم و آب را تموم کرده‌ایم احتمالاً با این وضع نه‌تنها برای نسل آیندمون بلکه برای آب خوردن و طهارت خودمونم دیگه چیزی نخواهد ماند.

آیا موتورسیکلت‌ها و اتوبوس‌هایی که روغن‌سوزی دارند و در سطح شهر تردّد می‌کنند و کل شهر را با دود غلیظ سیاه و آبی موردعنایت قرار می‌دهند حق‌الناس و موجب اذیت و نابودی سلامت مردم و کودکان ما نیست؟ چرا پلیس جمعشون نمی‌کنه؟ چه نهادی مسئول رسیدگی است؟ چرا کسی نهی از منکر نمی‌کنه و راحت از کنار این مسائل عبور می‌کنه؟ چرا این‌همه کارخانه و وسایل دودزا در یک شهر تجمع کرده‌اند؟ مگر هوای یک شهر چقدر ظرفیت دارد؟ چرا موتورسیکلت‌ها و اتومبیل‌های برقی ساخت مهندسین و مبتکرین خودمون بهش توجه نمیشه؟ آقا مگه ما خودمون توی ایران می‌تونیم از این فنّاوری‌ها درست کنیم؟ بله که می‌تونیم نمونشم داریم شما یا خوابی یا غافلی یا خودتو به خواب زدی که هنوز نمی‌دونی یا نمی‌خواهی بدونی که مغز ایرانی هر کار نشدنی را شدنی میکنه؛ آقا کجا شده یه نمونه مثال بزن؛ بله همون مغزهایی که ماشین‌های با طرح بسیار عالی که قیافشم از پژو و پراید لگن بهتره و در سطح بهترین ماشین‌های خارجی و بارنگ‌های متنوع تولید کرده کافیه به‌جای توئیت نوشتن و چت کردن یه جستجوی ساده توی اینترنت بزنی.

تازه علاوه بر اتومبیل برقی، اتومبیل هیبریدی و خورشیدی هم تولید کردن و مخشو دارن که بهترشو تولید کنند چندساله داره خاک می خوره یه دو کم حمایت کنید بد نیست.

واقعاً چرا نیروگاه‌های برق ما داره با آب و گاز برق تولید میکنه؟ شاید بعضیا اولش از این حرف تعجب کنند ولی آقا واقعیته برید ببینید دارن سرمایه ملی را چطور  به باد میدن تا برق تولید بشه. واقعاً این 300 روز آفتابی که توی ایران میگن چرا از انرژی خورشید استفاده نمیشه یا این‌همه شهرهایی که در نصف سال بادهای زیادی دارند چرا انرژی بادی که سالم و بی هزینه و پاک است در جهت تولید برق سهمش ناچیز است؟

راستی می‌دونستید سالانه این ماشین‌ها چقدر دارن دود وارد شهرهای ما و باغچه‌ها و محیط زندگی ما و ریه‌ها و سینه‌ها و خون ما می‌کنند و نصفش به‌صورت جامد روی زمین ته‌نشین میشه و نصف دیگشم توی هوا همیشه معلّقه و از جو زمین بیرون نمیره یا فقط به فکر پول‌هایی هستی که با سوختن و دود کردن بنزین می‌ره توی جیب یه عده؟

تا حالا فکر کردی چرا مخ ایرانی تا وقتی توی ایرانه جواب نمی‌ده یا در جهت اختلاس و مانند این‌ها کار می‌کنه ولی وقتی خارجی‌ها جذبش می‌کنند استعدادهاش فوران میکنه؟ یه کم فکرت را به کار بندازی متوجه میشی آره ما فرار مغزها نداریم بلکه بیرون کردن مغزها داریم یعنی داریم با دست خودمون مغزمتفکرها را بیرونشون می‌کنیم چون نمی‌تونیم براشون کار فراهم کنیم اونوقت می‌خواهیم تولیدمثل را هم افزایش بدهیم تا برآیند نیروهای بیکارمون بیشتر بشه؟ یا شایدم اونقدر انیشتین توی ایران داریم که مملکت ما دیگه ظرفیت پذیرش اونا رو نداره و لذا صادرشون میکنه تا برای خارج کار کنند یا مثل اون مبتکر و مخترع ماشین برقی و خورشیدی خاک بخوره تا قدری خاکی بودن را یاد بگیره یا شایدم افراد ناصالح دست‌به‌دست هم داده‌اند تا دودستی میزشان را بچسبند و میدان را خالی نکنند تا آنجا که دیگه نامی از ایران و ایرانی در هیچ کجای دنیا شنیده نشه؟!

از دست ما هم که به‌جز دعا و طلب هدایت و عاقبت‌به‌خیری کار دیگه‌ای بر نمیاد خدا کنه اونایی که کاری از دستشون بر میاد و دستشون به‌جایی می رسه، کاری را که مصلحت واقعی اسلام و مسلمین است را انجام بدهند و کوتاهی نکنند که فعلاً شاهد کوتاهی هستیم؛ چراکه من کشاورز و بنا و کارگر و کارمند و راننده و مغازه‌دار که نمی‌تونم جلوی ماشین‌های دودزا و نشتی و هدر رفت آب پارک‌ها ولوله‌های شهری و آب‌شیرین‌کن‌ها و نابودی مغزمتفکرها را بگیرم اونایی هم که می‌تونند فعلاً که جلوی نصف شو نگرفتند مگه اینکه خود خدا یا امام زمان جلوشونو بگیره یا هدایتشون کنه!

 

جمعه, 22 تیر 1397 10:28

اولین محاسبه

حتماً در اطرافتان باکسانی مواجه شده‌اید که نسبت به خواندن نماز اهمیت چندانی نشان نمی‌دهند و آن را سبک می‌شمارند و گاهی آخر وقت یا وسط وقت به‌جا می‌آورند و یا نعوذبالله تارک الصلاة هستند و اصلاً نماز نمی‌خوانند؛ اما می‌خواهم شما را بابیانی از امام صادق (علیه‌السلام) آشنا کنم که می‌توانید جایگاه نماز را بهتر درک کنید و بدانید که نماز آن‌قدر مهم است که سرنوشت ابدی انسان را می‌تواند رقم بزند؛ به‌گونه‌ای که اگر نماز مقبول درگاه الهی واقع نشود بقیۀ اعمالش نیز پذیرفته نخواهد شد.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: اوَّلُ ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاةُ، فَإنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ، وَ إذا رُدَّتْ، رُدَّ عَلَیْهِ سائِرُ عَمَلِهِ (1): اولین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته می‌گردد وگرنه مردود خواهد شد.


پی‌نوشت:
1) وسائل الشیعه؛ جلد 4، صفحه 34، حدیث 4442

سه شنبه, 19 تیر 1397 07:31

مظلومیت امام علی (ع)

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) همواره در دوران قبل از به خلافت رسیدن و نیز در ایام پس از خلافتش با احتجاج به مظلومیت خود، شكایت از وضعیت نابسامان آن روز را فریاد می‌زد و خود را محور و اساس دین معرفی می‌کرد، تا آنجا که می‌فرمود: آگاه باشید که به خدا سوگند كه فلان (ابن ابی قُحافه) خلافت را چون جامه‌ای بر تن كرد و نیك می‌دانست كه پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب. سیل‌ها از من فرومی‌ریزد و پرنده را یاراى پرواز به قله رفیع من نیست؛ پس میان خود و خلافت پرده‌ای آویختم و از آن چشم پوشیدم و به دیگر سو گشتم و رخ برتافتم.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در آن اوضاع غبارآلود مانند کسی بود که از طرفی بخواهد با دست‌شکسته به‌سوی دشمن بتازد و از سوی دیگر بر آن فضاى ظلمانى و تاریک صبر کند، آن‌چنان‌که افراد بزرگ‌سال را سالخورده می‌کند و کودکان را پیر می‌کند و مؤمنان همواره تا رسیدن به لقای پروردگار باید در رنج و سختی باشند؛ لذا آن حضرت شكیبایى در آن شرایط را به‌عنوان کاری خردمندانه و عاقلانه‌تر برگزید، درحالی‌که مانند كسى بود كه بیست‌وپنج سال خار به چشم و استخوان در گلو تحمل می‌کرد؛ چراکه میراث امامان را به غارت برده بودند. (1)


پی‌نوشت‌:
1) برگرفته از نهج‌البلاغه، خطبه 3

دوشنبه, 18 تیر 1397 11:31

امام علی (ع) و غصب خلافت

مکرراً از زبان مولا علی (علیه‌السلام) در منابع معتبر آمده که ایشان به‌هیچ‌وجه به مسئله سقیفه و خلافت خلفای سه‌گانه رضایت نداشته و همواره مردم را نسبت به انحراف از مسیر حق هشدار می‌داده که به‌عنوان نمونه می‌توان به نامه آن حضرت به مردم مصر و به همراه «مالك اشتر» اشاره کرد که به‌صراحت عنوان نموده که خلافت توسط عدّه‌ای غصب شده است و مردم عرب آن زمان ناباورانه بعد از رحلت پیامبر، بر سر مسئله خلافت با یکدیگر به نزاع پرداختند؛ همچنان که آمده است: اما بعد، خداوند سبحان، محمد صلی‌الله علیه وآله وسلم را مبعوث ساخته كه بیم دهنده جهانیان و شاهد و پاسدار پیامبران باشد؛ پس آن هنگام كه وی از جهان رخت بربست، مسلمانان به نزاع پرداختند؛ به خدا سوگند! هرگز در قلبم خطور نمی‌كرد كه عرب این امر (خلافت) را پس از او صلی‌الله علیه وآله وسلم از اهل‌بیتش برگیرند و آن را از من بازدارند (ولی چنین كردند!) مشاهده كردم مردم برای بیعت با فلان هجوم بردند! من دست كشیدم و دخالت نكردم تا آنكه دیدم گروهی از اسلام دست برداشته و مردم را به‌سوی نابود ساختن دین محمد (صلی‌الله علیه وآله وسلم) دعوت می‌كنند! از این ترسیدم كه اگر اسلام و اهل آن را یاری نكنم بااینکه در آن شكاف و یا نابودی مشاهده می‌كنم مصیبت آن بزرگ‌تر را از دست رفتن حكومت بر شما است؛ چراکه حكومت و ولایت متاعی است ناچیز و چند روز بیش دوام ندارد، همچون سراب و یا همچون ابر به‌زودی از بین می‌رود؛ لذا بود كه در آن حوادث به كمكشان قیام نمودم تا باطل از بین رفت و دین آرامش یافت. (1)


پی‌نوشت‌:
1) نهج البلاغة، نامه 62

دوشنبه, 18 تیر 1397 08:00

عترت و سفارش نبوی

به شاهد تاریخ و منابع شیعه و سنی، پیامبر اسلام صلی‌الله علیه وآله وسلم در روزهای آخر عمر شریفشان رو به مردم کردند و راجع به عترت پاکشان سفارش‌هایی داشتند که گویای این است که بعد وجود مبارک پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم، اهل‌بیت ایشان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند که بدون تمسک به آنان راه نجاتی نخواهیم داشت؛ به‌گونه‌ای که حجت را بر مردم تمام کرد و هیچ عذری برایشان باقی نگذاشت: ای مردم! من به‌زودی قبض روح می‌شوم و از این جهان می‌روم و من سخنی كه عُذر شمارا قطع كند به شما گفتم؛ آگاه باشید! من كتاب خدا و عترتم اهل‌بیتم را در میان شما می‌گذارم؛ سپس دست حضرت علی علیه‌السلام را گرفته بلند كرد و فرمود: هذا علیٌ مَعَ القرآنِ وَالقُرآنُ مَعَ عَلِیٍّ لایَفتَرِقانِ حَتّی یَردا عَلَیَّ الحَوضَ: این علی با قرآن است و قرآن با علی است، از هم جدا نخواهند شد تا آنگاه‌که در كنار حوض به من ملحق گردند. (1)


پی‌نوشت:
1) الصواعق المحرقة، ابن حجر، آخر فصل 2، باب 9، صفحه 75، ط المیمنیة؛ ینابیع المودة (قندوزی حنفی)، صفحه 285، ط اسلامبول.

یکشنبه, 03 تیر 1397 17:03

منابع دینی و سیاست

سیاست باریشۀ «سَوَسَ» یا «سَیَسَ» در قرآن به‌عنوان یک ریشه نیامده است، اما این واژه در روایات ذکرشده است؛ مثلاً دربارۀ اهل‎بیت (علیهم السّلام) تعبیر «دَعَائِمَ الْأَخْیَارِ وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ» به‌کاررفته شده است: السَّلَامُ عَلَیْكُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلَائِكَةِ ... وَ دَعَائِمَ الْأَخْیَارِ وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ وَ أَرْكَانَ الْبِلَادِ ... وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ (1): سلام بر شما ای اهل‌بیت نبوت و جایگاه رسالت و عرصه رفت‌وآمد فرشتگان، ... و استوانه‌های خوبان و سیاست‌مدار‌ترین بندگان و پایه کشورها ... رحمت و برکات خدا بر شما باد.

و در کتاب کافی روایت امام صادق (علیه‌السلام) چنین نقل‌شده است: علی بن ابراهیم عن ابیه عن ابن ابی عمیر عن عمر بن اذینه عن فضیل بن یسار قال سمعت اباعبدالله (علیه‌السلام) یقول لبعض أصحاب قیس الماصر إن الله عزوجل أدب نبیه فأحسن أدبه فلما اکمل له الأدب قال: وَ إنَّکَ لَعَلی خُلُق عَظِیم (2) ثم فوّض إلیه أمر الدین و الامة لیسوس عباده فقال عزّ وجلّ: «مَا آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوه وَ مَا نَهَاکُمُ عَنهُ فَانتَهُوا (3) (4)

علی بن ابراهیم، از پدرش، از ابن ابی عمیر، از عمر بن اذینه، از فضیل بن یسار روایت کرده است که گفت: شنیدم از امام جعفر صادق (علیه‌السلام) که به بعضی از اصحاب قیس ماصر می‏فرمود: خدای عزوجل به پیغمبر خویش ادب آموخت و ادب او را نیکو ساخت، پس وقتی‌که ادب را برای او کامل گردانید، فرمود: و به‌راستی‌که تو بر اخلاق والا و پسندیده هستی؛ بعدازآن، امر دین و امت را به او تفویض فرمود تا بندگان او را سیاست کند و به امور ایشان توجه داشته باشد و خدای عزوجل فرمود که آنچه را رسول به شما داد، بگیرید و ازآنچه شمارا بازداشت، دست نگه‌دارید.

پس‌واژه سیاست به معنای تدبیر در روایات ما وجود دارد؛ قابل‌توجه است که آنچه در روایات و اصطلاحات اندیشمندان سیاسی اسلام وجود دارد این‌ است که در مفهوم سیاست یک نوع هدایت‎گری به‌سوی کمال و خداوند متعال دیده می‌شود؛ در کتاب المحجّة البیضاء از مرحوم فیض کاشانی که نوعی ویرایش کتاب احیاءالعلوم غزالی است آمده: ... و السیاسة فی استصلاح الخلق وإرشادهم إلى الطریق المستقیم المنجی فی الدّنیا والآخرة على أربع مراتب: الأولى ـ وهی العلیا ـ سیاسة الأنبیاء وحكمهم على الخاصّة والعامّة فی ظاهرهم وباطنهم، الثانیة الخلفاء والملوك والسلاطین وحكمهم على الخاصّة والعامّة جمیعا، ولكن على ظاهرهم لا على باطنهم، الثالثة سیاسة العلماء باللّه سبحانه وتعالى وبدینه الّذین هم ورثة الأنبیاء علیهم السّلام وحكمهم على باطن الخاصّة فقط ولا یرتفع فهم العامّة إلى الاستفادة منهم ولا ینتهی قوّتهم إلى التصرّف فی ظواهرهم بالإلزام والمنع، الرّابعة سیاسة الوعّاظ وحكمهم على بواطن العوام فقط. وأشرف هذه السیاسات الأربع بعد النبوّة إفادة العلم وتهذیب نفوس الناس عن الأخلاق المذمومة المهلكة وإرشادهم إلى الأخلاق المحمودة المسعدة و هو المراد بالتعلیم. (5)

سیاستی که در جهت اصلاح امور مردم و ارشاد آن‌ها به راه راست است و مایۀ رستگاری انسان در دنیا و آخرت هست، چهار مرتبه دارد.

مرتبه اول: که عالی‌ترین مراتب هست، سیاست پیامبران است که احکامی که آن‌ها آورده‎اند، بر تمامی مردم از خواص و عوام و در ظاهر و باطن اجرایش لازم است.

مرتبه دوم: سیاست خلفا و پادشاهان است که فرمان آن‌ها نسبت به خواص و عوام است و در ظاهر اجرا می‌شود نه در باطن.

مرتبه سوم: سیاست آن دسته از عالمان است که به خدای عزوجل و آئین او عالم و آگاه و وارثان پیامبران می‏ باشند؛ حکم آن‌ها تنها نسبت به باطن خواص است و فهم عوام به آن حد نیست که بتواند از احکام آن‌ها استفاده کند و نیز این عالمان از چنان نیرویی برخوردار نیستند که بتوانند در ظواهر آن‌ها تصرف و آنان را به کاری ملزم و یا از آن منع کنند.

مرتبه چهارم: سیاست واعظان است و حکم اینان تنها بر باطن عوام است.

شریف‌ترین این سیاست‌های چهارگانه پس از مقام پیامبری، افادۀ علم و تهذیب نفوس مردم از اخلاق زشت که مایۀ هلاکت هست و ارشاد آن‌ها به‌سوی اخلاق پسندیده‌ای که سبب سعادت خواهد بود و مراد از تعلیم همین است.

 

نتیجه

در قرآن کریم، نمی‌توانیم مستقیماً درباره واژه سیاست موردی را پیدا کنیم، اما می‌توان بر اساس نکاتی که در روایات و در کلمات علما وجود دارد، به‌طور اجمال دریافت که منظور از مفهوم سیاست، همان تدبیر و راهبری انسان‌ها به‌سوی خداوند متعال و طراحی نوع ارتباط بین حاکم و مردم در حکومت اسلامی است؛ البته معنای این حرف این نیست که قرآن کریم اصولاً به سیاست و آموزه‌های سیاسی نپرداخته است؛ بلکه مسائل سیاسی به‌طور فراوان در قرآن وجود دارد و با تعابیر متعددی به مسئله سیاست یا چگونگی تدبیر جامعه توسط حاکم و رابطه حاکم و مردم در قرآن پرداخته‌شده است.


پی‎نوشت‎:
1) مفاتیح‌الجنان، شیخ عباس قمی (ره)، فراز اول زیارت جامعه کبیره.
2) قلم، آیه 4
3) حشر، آیه 7
4) کافی، محمد بن یعقوب کُلینی (ره)، جلد 1، صفحه 266.
5) المحجة البیضاء، فیض کاشانی، جلد 1، صفحه 40

یکشنبه, 03 تیر 1397 16:26

بررسی مفهوم سیاست

سیاست از ریشه «سَوَسَ» گرفته‌شده است؛ وقتی می‌گویند: «أسَاسَ إسَاسةً» یا «أسَاسَهُ الناسُ» یعنی مردم او را به ریاست خود برگزیدند؛ «سائس» به کسی گفته می‌‏شود که به کاری اقدام کند و به‌خوبی عهده‎دار آن شود؛ مثلاً تعبیرِ «ساسَ سیاسَةَ (سوسَ) القوم» یعنی امور آن قوم را عهده‌دار شد؛ در لسان العرب «سَوَسَ» به معنای ریاست و تدبیر است و زمانی که کسی را به ریاست برسانند می‌گویند: أسَاسوهُ (1)

اگر در زبان فارسی نیز این واژه را بخواهیم در لغت‌نامه دهخدا پیگیری کنیم، معانی متعدّدی چون: پاس داشتن ملک، نگاه‌داشتن، حفاظت، نگاه‌داری، حراست، حکم ‌راندن بر رعیت، رعیت‌داری، ریاست و داوری را می‌توانیم ببینیم؛ بنابراین در مفهوم لغوی سیاست، یک نوع تدبیر همراه با سرپرستی و عهده‌داری و حفاظت وجود دارد؛ (2) ازآنجایی‌که این واژه، در دوران جدید، در علوم سیاسی و در کتاب‌های این رشته بیشتر موردتوجه اندیشمندان علم سیاست و صاحبان‌ اصطلاح قرارگرفته، معنای اصطلاحی واژه سیاست را در کتابِ مبانی سیاست از آقای «عبدالحمید ابو الحمد» موردتوجه قرار می‌دهیم: سیاست علمی است که همه شکل‌های رابطه‌های قدرت ـ در زمان‌ها و مکان‌های گوناگون ـ و جهت و چگونگی اعمال این قدرت را می‌نمایاند. (3)

در تعبیر دیگر ایشان از قول هارُولد لاسول (4) نقل می‌کند: سیاست علمی است که به ما می‌آموزد چه کسی می‌برد، چه می‌برد، کجا می‌برد، چگونه می‌برد، چرا می‌برد؛ (5) و در تعریفی دیگر، سه تن از استادان آمریکایی این‌طور نوشته‏‌اند: علم سیاست را می‌توان به‌عنوان علم دولت یا به‌عنوان رشته‌ای از علوم اجتماعی که مربوط به تئوری، سازمان‌ها، حکومت و اعمال دولت است، تعریف نمود؛ (6) البته با توجه به تعبیری که خود آقای «ابو الحمد» از سیاست دارد، هرکدام از این تعریف‌ها به وجهی از وجوه علم سیاست می‎پردازد. (7)

 

نتیجه:

از مجموعِ این تعاریف می‌توانیم این‌گونه نتیجه بگیریم که اصطلاح سیاست، به معنای علمی است که به‌وسیله آن، قدرت تدبیر و اداره جامعه را دارا می‎شویم و موضوع سیاست هم معمولاً شامل موضوعاتی می‌شود که مربوط به رابطه دولت با مردم، دولت با دولت‌های دیگر و مردم با دولت است.


پی‎نوشت‎:
1) لسان العرب، محمد بن مکرم (ابن منظور)، جلد 6، صفحه 108
2) لغت‌نامه دهخدا، علی‌اکبر دهخدا، جلد 38، حرف س، واژه سیاست
3) مبانی سیاست، عبدالحمید ابو الحمد، صفحه 33
4) Harold lasswell
5) مبانی سیاست، عبدالحمید ابو الحمد، صفحه 33
6) همان
7) همان

سه شنبه, 08 خرداد 1397 14:43

ابراز حب و بغض

بامطالعه مضامین آیات و روایات متوجه می‌شویم که هر جا بحث حب و خضوع و خشوع در برابر خالق هستی و اولیای الهی مطرح‌شده، به دنبال آن مسئله اعلام برائت و به‌اصطلاح بغض نسبت به نقطه مقابل آن مطرح‌شده و در احکام و اعمال عبادی تا دعاهای مختلف می‌توان ظهور و بروز آن را مشاهده کرد؛ ازجمله با دقت در اعمال حج از قبیل طواف خانه خدا و گفتن اذکار لبیک و مانند آن متوجه می‌شویم که از جهتی اعلام بندگی و عشق به خداست و از طرفی دیگر رمی جمرات که سنگ زدن به نماد شیطان است و اعلام برائت از مشرکین همگی دال بر جنبه اعلام تنفر نسبت به غیر خدا و مسیر و تفکر باطل است و یا زیارات ائمه اطهار (علیهم‌السلام) از اول تا آخر همگی از این دونقطه مقابل هم خالی نیستند.

بنابراین اینکه بعضی خیال می‌کنند که ما باید همه انسان‌ها را دوست داشته باشیم و برای همه آرزوی موفقیت و عافیت داشته باشیم و به‌اصطلاح با همه دست دوستی و اخوت بدهیم، شامل دشمنان خدا و کسانی که در مسیر باطل قدم برمی‌دارند و تفکرات تکفیری و سلفی و استکباری نمی‌شود و اساساً دین بدون حب و تولی نسبت به اولیای الهی و مسیر حق و نفرت قلبی و تبری نسبت به شیاطین انسی و جنی و تفکر داعشی، دین ناقصی است و ترویج‌دهنده روحیه بی‌خیالی و بی‌غیرتی و بی‌تفاوتی است که موردپسند خداوند متعال نیست؛ چراکه انسانی که از مسیر انسانیت و کمال و بندگی خارج‌شده و در مسیر استکبار و شیطان قرارگرفته شایسته دوستی و هم‌نشینی نیست؛ چراکه تجویزکننده قتل و غارت و حیوانیت است. (1)


پی‌نوشت‌ها:
1) مراجعه کنید به: امالی صدوق صفحه 32؛ ولایه الفقیه جلد 1، صفحه 13؛ بحارالانوار، جلد 27، صفحه 112؛ مستدرک الوسائل، جلد 1، صفحه 150؛ جامع احادیه الشیعه جلد 1، صفحه 427 و جلد 1، صفحه 429؛ سفینه، جلد 2، صفحه 691؛ بحارالانوار، جلد 65، صفحه 239؛ مستدرک الوسایل، جلد 4، صفحه 247؛ سلیم بن قیس، صفحه 715؛ مستدرک السفینه، جلد 10، صفحه 445؛ التفسیر الکبیر فخر رازی، جلد 27، صفحه 166 و الکشاف زمخشری، جلد 4 ذیل آیه 32 سوره شوری.

 

صفحه1 از6
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.