سیدحسین اکرمی

سیدحسین اکرمی

پنج شنبه, 30 فروردين 1397 02:43

وضو گرفتن با ناخن چرکین

پرسش: گاهی اوقات پیش می‌آید که زیر ناخن‌هایمان مقداری چرک و کثیفی جمع می‌شود و همین امر موجب می‌شود که موقع وضو گرفتن که می‌شود شک کنیم که آیا وضو با چنین وضعی صحیح است یا نه؟

 

پاسخ:
بر اساس فتوای مراجع عظام تقلید در صورتی که چرک به‌گونه‌ای باشد که مانع از رسیدن آب به پوست شود وضو باطل است اما اگر به حدی نباشد که مانع شود خللی در صحت وضو ایجاد نمی‌کند؛ همچنین باید توجه داشته باشیم که اگر ناخن بیش از حد معمولی آن بلند باشد، باید چرک زیر آن را به مقداری که از اندازه معمول بلندتر است چنانچه آن چرک، مانع از رسیدن آب وضو به پوست باشد، آن را برطرف نمود؛ همچنان که کوتاه کردن ناخن مستحب است؛ چون زیر آن چرک جمع می‌شود و موجب بیماری است؛ البته اگر بانوان ناخن‌ها را کمی بلند بگذارند مستحب و موجب زینت و زیبایی آن‌هاست، به شرطی که از نامحرم بپوشانند. (1)


پی‌نوشت:
1) برگرفته از: توضیح المسائل ده مرجع، مسئله 291.

 

چهارشنبه, 29 فروردين 1397 12:31

افعال مکروه برای ولد الزنا

پرسش: چه چیزهایی برای زنازاده مکروه است؟

 

پاسخ:

براساس دین مبین اسلام، مکروه است که با انسانی که از طریق نامشروع (زنا) متولد شده ازدواج کنیم و همچنین انتخاب دایه‌ای که ولد الزنا است کراهت دارد و همچنین در مورد زنی که کودک شیرخواری دارد که از طریق زنا به دنیا آمده، مکروه است که او را براى شیر دادن به فرزند انتخاب کنیم. (1)


پی‌نوشت‌:

1) برگرفته از: فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، جلد ۴، صفحه ۲۹۸ - ۳۰۰.

 

چهارشنبه, 29 فروردين 1397 12:19

انتخاب مرجع و تبعیت

پرسش گاهی دیده می‌شود که وقتی از برخی از جوانان سؤال می‌شود که مرجع تقلید خود را چگونه و بر چه اساسی انتخاب کرده‌اند، در جواب این طور می‌گویند که چون به یکی از اعضای خانواده‌ی آن‌ها مثل پدر یا مادر و مانند این‌ها اعتماد داشته‌اند، لذا در انتخاب مرجع تقلید برای خود، از پدر یا مادر یا سایر اعضای خانواده پیروی و تبعیت کرده‌اند و به خودشان زحمت تحقیق راجع به مرجع تقلید اعلم نداده‌اند؛ این قبیل مسائل سؤالی را برای ما به وجود می‌آورد که آیا اساساً در تشخیص مجتهد اعلم می‌توان از اعضای خانواده پیروی کرد؟ در این نوشته تلاش کردم پاسخ این سؤال را بر اساس نظر مراجع بزرگوار تقلید بیان کنم.

 

پاسخ:

در پاسخ باید گفت که اصولاً در مسائل مربوط به تقلید و انتخاب مرجع تقلید، تبعیت از یکدیگر جایز نیست و هر انسان مکلفی باید در این امر، مستقلاً عمل کند پس افراد خانواده در وهله اول نمی‌توانند کورکورانه از سرپرست خانواده یا مادر یا هر کس دیگری تبعیت کنند بلکه تنها در صورتی که اطمینان داشته باشند که او به‌درستی تحقیقات لازم را در انتخاب مجتهد اعلم به عمل آورده، از او پیروی کنند؛ در جایی که عمل به فتوا باعث سختی و مشقت برای افراد دیگری که در یک منزل هستند می‌شود (مثل جایی که مرجع شوهر گوش دادن به همه انواع موسیقی را حرام می‌داند و مرجع همسرش فقط گوش دادن به موسیقی مطرب و لهوی را حرام می‌داند) برای مراعات حال شوهر بهتر است به احتیاط در آن مورد عمل شود؛ ولی در هر صورت شوهر نیز نباید همسر و فرزندانش را برای همراهی تحت فشار قرار دهد؛ بلکه می‌تواند به‌آرامی از محیط خارج شود تا صدای موسیقی را نشوند.


پی‌نوشت‌:
1) برگرفته از: استفتائات امام، جلد 1، س 24؛ استفتائات بهجت، جلد 1، س 83؛ احکام جوانان سبحانی، مسئله 10؛ جامع الأحکام صافی، جلد 1، س 7؛ برگرفته از کتاب «رساله مصور»، جلد 1، صفحه 61.

 

سه شنبه, 28 فروردين 1397 03:31

مصالحه به کمتر از حق طلبکار

پرسش: اگر کسی مبلغی را به دیگری بدهکار باشد و خودش می‌داند که چه مقدار بدهکار است، ولی طلبکار یادش نباشد که دقیقاً چقدر بوده است، آیا در صورتی که طلبکار راضی به مصالحه باشد، بدهکار می‌تواند به مبلغی کمتر با او مصالحه کند؟ بدین گونه که بدهکار بداند که مثلاً صد هزار تومان به کسی بدهی دارد ولی آن شخص نمی‌داند یا فراموش کرده که دقیقاً چقدر بوده و بدهکار بخواهد به هشت‌صد هزار تومان با او مصالحه کند. در این صورت آیا این مصالحه صحیح است؟

پاسخ:

آیت الله خامنه‌ای (دام‌ظله)، با توجه به این که طلبکار به یاد ندارد که اصل طلبش چقدر بوده، اگر شخص بدهکار و لو اجمالاً بداند که مقدار بدهی‌اش بیش از مبلغی است که می‌خواهد به آن مصالحه کند، در این صورت مقدار زائد برای بدهکار حلال نیست، مگر این که بعداً به طلبکار بگوید و به‌گونه‌ای رضایت او را جلب کند. (1)

آیت الله مکارم شیرازی (دام‌ظله): در صورتی که بدهکار باوجود این كه مقدار بدهى خودش را می‌داند، اظهار بی‌اطلاعی كند و طلبكار او نداند و طلب خود را به كمتر از مقدارى كه هست مصالحه كند، صحیح نیست و بدهكار نسبت به مقدار زائد مدیون است؛ مگر این كه چنان باشد كه اگر مقدار طلب خود را هم مى‌دانست باز به این صلح راضى بود. (2)


پی‌نوشت‌:
1) رساله آموزشی رهبری، بخش صلح، مسئله 8.
2) رساله آیت الله مکارم شیرازی، مسئله 1844.

 

سه شنبه, 28 فروردين 1397 02:34

نماز خواندن با نامحرم در اتاق خلوت

پرسش: آیا نماز با نامحرم در اتاق خلوت اشکال دارد؟

 

پاسخ این سؤال را بایستی بر اساس دیدگاه فقهی مراجع عظام تقلید تبیین کنم تا ابعاد آن برای کسانی که با این مسئله آشنایی کافی ندارند، به‌درستی روشن شود. برای این منظور به تبیین فتاوای برخی از مراجع عظام تقلید بسنده می‌کنم چرا که سایر نظرات نیز تقریباً خارج از این چند نظر نیست:

حضرت آیت الله خامنه‌ای (دام ظلّه) در مورد این مسئله نظرش بر این است که اصل ماندن مرد و زن نامحرم در یک اتاق یا مکان خلوتی که دیگران قادر نیستند داخل آن بیایند و خوف این وجود داشته باشد که به حرام بیفتند، حرام است و از نماز خواندن در آن محل نیز بنابر احتیاط مستحب باید خودداری کنند؛ لیکن اگر نماز خواندند، باطل نیست. (1)

از دیدگاه آیت الله سیستانی، باقی بودن مرد و زن نامحرم در مکانی که احتمال معصیت و فساد را بدهند حرام است؛ هر چند که دیگران نیز بتوانند وارد آنجا بشوند و احتیاط مستحب این است که از نماز خواندن در آنجا خودداری کنند. (2)

حضرات آیات عظام صافی و مکارم هم فتوایشان بر این است که اگر مرد و زن نامحرمی در اتاق یا محل خلوتی حضور داشته باشند که هیچ کسی امکان ورود به آنجا نداشته باشد، احتیاط واجب آن است که ماندنشان در آنجا حرام است؛ هر چند که احتمال فساد ندهند و مثلاً مشغول گفتگوهای علمی و ضروری و مانند این‌ها باشند. نماز خواندن نیز در این‌گونه جاها صحیح نیست. (3)


پی‌نوشت‌:
1) استفتائات خامنه‌ای (رسالۀ مصوّر، جلد 2، صفحه 70).
2) توضیح المسائل سیستانی، م 876.
3) توضیح المسائل صافی، م 876. توضیح المسائل مکارم، م 814.

 

دوشنبه, 27 فروردين 1397 18:15

نماز با بدن یا لباس خونی

پرسش: گاهی پیش می‌آید که مقداری از دست یا پا یا عضو دیگری از بدن یا گوشه‌ای از لباسمان خونی می‌شود که موقع نماز برایمان شبهه می‌شود که آیا نماز خواندن با این وضعیت درست است یا نه؟

پاسخ:

این مسئله دارای شقوقی است که هر کدام حکمی دارد و باید طبق نظر مراجع عظام تقلید به آن بپردازیم:

در صورتی که در قسمتی از بدن یا لباس نمازگزار، بریدگی یا زخمی باشد که به سبب آن خونی شده باشد، اگر به‌گونه‌ای باشد که به‌زودی بهبودی می‌یابد و به‌راحتی می‌توان آن را شست و پاک کرد،‌ در صورتی که مقدار آن از یک درهم بیشتر باشد، باید برای نماز حتماً آن را شست و بر طرف کرد، وگرنه نماز خواندن با آن باطل است. (1) در صورتی که لباس نمازگزار با خون حیوانات نجس العین (سگ و خوک) و نیز سایر حیواناتی که حرام گوشت هستند نجس شده باشد، به فتوای همه مراجع (جز امام) اگر کمتر از درهم باشد نیز نماز خواندن با آن حالت اشکال دارد. (2)

در صورتی که بدن یا لباس در اثر سرایت رطوبت لباسی که با خون برخورد کرده نجس شود، اگر چه مقدار نجس شده کمتر از درهم باشد، نماز با آن باطل است؛ بنابراین اگر خون و رطوبتی که به آن رسیده، به‌اندازه درهم یا بیشتر شود و اطراف را آلوده کند،‌ نماز با آن باطل است؛ بلکه در این صورت اگر رطوبت و خون به‌اندازه درهم هم نباشد و اطراف را هم آلوده نکند، نماز خواندن با آن اشکال دارد؛ ولی اگر رطوبت مخلوط به خون شود و از بین برود،‌ نماز صحیح است. (3)


پی‌نوشت‌:

1) توضیح المسائل ده مرجع، م 850؛ امام، سیستانی و مکارم، العروه الوثقی مع تعلیقات، جلد 1، فیما یعفی عنه فی الصلاه، با استفاده از قبل از م 1؛ خامنه‌ای: استفتا؛ بهجت، استفتائات،‌ جلد 2، س 1547، 1552، 1554 و 1556؛ سبحانی، توضیح المسائل، م 817.

2) توضیح المسائل ده مرجع، م 859؛ خامنه‌ای، استفتا.

3) توضیح المسائل ده مرجع، م 858؛ سبحانی، توضیح المسائل،‌ م 824.

 

دوشنبه, 27 فروردين 1397 14:16

دست گَردان

در توضیح دست‌گردان باید گفت که عبارت است از اینکه وقتی مالک وجوهات شرعی یا وکیل او به حاکم شرع‌ یا نماینده او مراجعه می‌کند تا مبلغ وجوهات را بپردازد، مقداری از آن را دوباره به وى برگرداند و تخفیف بدهد. همچنان که اگر شخصی مقدار زیادی خمس، زکات یا سایر وجوهات شرعى بر ذمه‌اش باشد ولى در حال حاضر شرایطش به‌گونه‌ای باشد که فعلاً نتواند آن را پرداخت کند، بنابر قول برخى از علما، حاکم شرع مى‌تواند با دست گردان کردن، فعلاً بدهی شرعی را از گردن او بردارد تا او بعد از اینکه تمکن پیدا کرد، آن را پرداخت کند.

بنابراین دست گردان کردن به دو شکل قابل تصور است:

اول آنکه شخص تمامى مبلغ خمس را به حاکم شرع بپردازد و سپس آن را به قرض بگیرد.

دوم آنکه مقدارى از خمس را که در نزدش ‌موجود است به حاکم بپردازد و حاکم پس از اینکه آن مقدار را قبول کرد، آن را به وى قرض دهد تا آن شخص بعداً براى بار دوم همان مبلغ را به حاکم پرداخت کند و حاکم دوباره آن را به وى برگرداند و همین طور تا پرداخت همه‌ی مبلغ بدهکارى.

فایده‌ا‌ی که می‌توان برای دست گردان ذکر کرد این است که با دست گردان، خمس به ذمّه و عهده شخص منتقل مى‌شود و در نتیجه او اجازه می‌یابد که در اموالى که متعلق خمس قرار گرفته تصرف کند و در صورتی که با آن مبلغ دست به تجارت بزند، سود حاصل از آن، مال خودش خواهد بود، در حالى که بدون دست گردان، تصرف در آن اموال، حرام است و در صورتی که با آن پول تجارت کند، تنها مالک بخشى از سود خواهد شد نه همه آن.


پی‌نوشت‌:
1) برگرفته از رساله دوازده مرجع، مسئله 1852.

 

پنج شنبه, 23 فروردين 1397 04:15

حکم شرعی خارج کردن وسایل مسجد

پرسش: برخی اوقات پیش می‌آید که در مراسم عزاداری یا عروسی‌ها، به علت حضور جمعیت زیادی از مردم، وسایلی از قبیل ظرف و ظروف و مانند این‌ها کم می‌آید و ناچار می‌شویم که از در و همسایه و یا حتی از مساجد به امانت ببریم که این سؤال را در ذهن مردم ایجاد می‌کند که آیا جایز است که این وسایل مسجد و یا وسایلی مانند بلندگو، قرآن و مانند این‌ها که وقف مسجد شده‌اند را برای بهره‌برداری شخصی یا مراسم روضه‌خوانی و عروسی را از مسجد خارج کرد؟

 

پاسخ:

از نظر شرعی در صورتی که این وسایل برای استفاده مسجد وقف شده باشند، خارج کردن آن‌ها از مسجد جایز نیست و باید در همان جهتی که برای آن وقف شده و با صلاحدید متولی شرعی وقف استفاده شود؛ البته جا به‌جا کردن فرش مسجدی که قدیم‌تر ساخته شده به مسجدی که در کنار آن ساخته شده و متصل به مسجد قدیم است، مانعی ندارد. (1)


پی‌نوشت‌:
1) توضیح المسائل ده مرجع، برگرفته از مسئله 2676.

 

مسلماً والدین در خانواده دارای جایگاه ممتاز و ویژه‎ای هستند. از اولین توصیه‌هایی که دارند در قرآن کریم به آن اهتمام ویژه‎ای نشان داده، احسان به والدین است؛ تا آنجا که این مسئله بلافاصله بعد از موضوع عبادت خداوند ذکر شده است. تصویری که قرآن از جایگاه والدین ارائه می‎دهد، دارای اهمیت و اعتبار منحصر به ‌فردی است، به‌گونه‌ای که می‌توان به‌جرئت گفت که در نظام حقوقی و اخلاقی اسلام تنها رابطۀ انسان با والدین است که به‌استثنای معصومین (علیه السلام) در سطح بسیار مهم و ویژه‎ای تنظیم شده است؛ همچنان که قرآن کریم در آیاتِ متعدّدی احسان و نیکی به والدین را پس از امر به عبادت و پرستش خداوند و نهی از شرک، عنوان کرده است.

در سوره بقره می‌فرماید: وَ إِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِّنكُمْ وَأَنتُم مُّعْرِضُونَ (1): و [به یاد آورید] زمانى را كه از بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم كه جز خداوند یگانه را پرستش نكنید و نسبت به پدر و مادر و نزدیكان و یتیمان و بینوایان نیكى كنید و با مردم به نیکی سخن بگویید، نماز را بر پا دارید و زكات بدهید، سپس [با این كه پیمان بسته بودید] همۀ شما جز عدّه كمى سرپیچى كردید [و از وفاى به پیمان خود] روی‌گردان شدید؛ در سوره نساء نیز پس از دستور به پرستش خداوند و شرک نورزیدن به او، به مسئله احسان و نیکی به والدین می‎پردازد و بعد از آن به موضوع نیکی به سایر نزدیکان و خویشان و افراد نیازمند و یتیمان اشاره می‎کند و از افراد متکبّر اعلام برائت می‎کند: وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِكُوا بِهِ شَیئاً وَبِالْوالِدَینِ إِحْساناً وَبِذِی الْقُرْبى‏ وَالْیتامى‏ وَالْمَساكِینِ وَالْجارِ ذِی الْقُرْبى‏ وَالْجارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَما مَلَكَتْ أَیمانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاً فَخُوراً (2): و خدا را بپرستید و هیچ‌چیز را شریک او قرار ندهید و به پدر و مادر نیكى كنید و همچنین به خویشاوندان، یتیمان، مسكینان، همسایه نزدیک، همسایه دور، دوست و هم‌نشین، واماندگان در سفر و بردگانى كه مالک آن‌ها هستید، زیرا خداوند كسى را كه متكبّر و فخرفروش است [و از اداى حقوق دیگران سرباز می‌زند] دوست نمی‌دارد؛ و در سوره اسراء هم بعد از بیان دستور الهی مبنی بر نهی از قرار دادن شریک برای خداوند، می‎فرماید که باید به پدر و مادر نیکی کرد و مخصوصاً هنگامی که به سن کهنسالی رسیده باشند این تکلیف سنگین‎تر می‎شود؛ تا جایی که ما را از هرگونه بی‌توجهی و کوچک‎ترین بی‎احترامی به آن‎ها بر حذر می‎دارد: وَ قَضَى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیاهُ وَبِالْوالِدَینِ إِحْساناً إِمَّا یبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَلا تَنْهَرْهُما وَقُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِیماً * وَاخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّیانِی صَغِیراً (3): پروردگارت دستور فرموده است كه جز خودش را نپرستید و با پدر و مادر نیكى كنید؛ هرگاه یكى از آن‌ها یا هر دوی‎شان نزد تو به سنّ پیرى رسیدند، كمترین اهانتى بر آن‌ها روا مَدار و آن‌ها را از خود مَران و گفتار لطیف، سنجیده و بزرگوارانه به آن‌ها بگو * بال‌های تواضع خویش را در برابرشان بامحبت و مهربانى فرود آور و بگو: پروردگارا چنان كه آن دو، مرا در كوچكى پروراندند مشمول رحمتشان گردان؛ همچنین در سوره لقمان می‎فرماید که در هر شرایطی باید از والدین اطاعت کرد، مگر تنها در صورتی که ما را امر به نافرمانی خدا و شریک قرار دادن برای او کنند که البته باز هم در عین حال نباید عکس‌العمل ناشایستی در برابر آنان نشان دهیم: وَ إِن جَاهَدَاكَ عَلَىٰ أَن تُشْرِكَ بِی مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (4): و اگر پدر و مادر تلاش كنند كه تو موجودى را كه از آن آگاهى ندارى، شریک من قرار دهى، از آن‌ها اطاعت مكن، ولى در دنیا با آن‌ها به‌طور شایسته‌ای رفتار كن و راه كسانى را پیروى كن كه به‌سوی من رجوع و توبه کرده‌اند، سپس بازگشت همه شما به‌سوی من است و من شما را به آنچه عمل کرده‌اید آگاه می‌کنم؛ احسان به والدین مفهوم فراگیری است که 6 بار در سُور مکّی و مدنی وارد شده است و این نشان‎گرِ جایگاهِ والایِ والدین در خانواده است. مصادیقی از این احسان به والدین را در آیه 23 تا 25 سوره اسراء و آیه 15 سوره لقمان مشاهده کردیم که عبارت‌اند از:

1) برخورد کریمانه و بزرگوارانه با والدین و به کار بردن سخنان سنجیده و مؤدبانه.

2) رفتار متواضعانه و مهربانانه نسبت به پدر و مادر.

3) اطاعت مطلق از آن دو مگر در جایی که منجر به شرک و نافرمانی ساحت مقدّس خداوند شود.


پی‎نوشت‎:
1) بقره، آیه 83.
2) نساء، آیه 36.
3) اسراء، آیه 24 ـ 23.
4) لقمان، آیه 15.

 

از دیدگاه قرآن، مسئله سپاس‎گزاری از والدین و نیکی به آن‌ها، از ویژگی‌های انسان‌های مؤمن محسوب می‌شود؛ چرا که مادر انسان، او را باتحمل رنج فراوان مدتی حمل می‌کند و بار سنگین آن را به دوش خود می‌کشد و باتحمل درد وضع حمل می‌کند و تا حدود دو سال مسئولیت شیر دادن به فرزند را بر عهده دارد؛ همچنان که در سورۀ مبارک احقاف می‌فرماید: وَ وَصَّینَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَوَضَعَتْهُ كُرْهاً وَحَمْلُهُ وَفِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیّ وَعَلى‏ والِدَیّ وَأَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیكَ وَإِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ (1): ما به انسان توصیه كردیم كه به پدر و مادرش نیكى كند، مادرش او را با ناراحتى حمل می‌کند و با ناراحتى بر زمین می‌گذارد و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سى ماه است تا زمانى كه به كمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگى وارد شود؛ می‌گوید: پروردگارا! مرا توفیق ده تا شكر نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم دادى بجاى آورم و عمل صالحى انجام دهم كه از آن خشنود باشى و فرزندان مرا صالح كن، من به‌سوی تو باز می‌گردم و توبه می‌کنم و من از مسلمانان هستم؛ از سوی دیگر، انسان مؤمن نسبت به همسر خود اهتمام داشته و او را مایه دل‌خوشی خود می‌داند؛ چرا که آن‌ها را مایه آرامش و چشم روشنی خود می‌داند و همواره برای عاقبت به خیری و اصلاح آن‌ها دعا می‌کند: وَ الَّذِینَ یقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَذُرِّیاتِنا قُرَّةَ أَعْینٍ وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً (2): و کسانی که می‌گویند: پروردگارا از همسران و فرزندانمان مایع روشنی چشممان قرار دِه و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان.

در نهایت نیز قرآن کریم بیت انسان مؤمن با پدر و مادر و همسر و فرزندانش پیوندی عمیق را به تصویر می‌کشد و اهتمام و توجه به اعضای خانواده را امری مطبوع می‌شمارد؛ رَبَّنا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْن ٍالَّتِی وَعَدْتَهُم وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَأَزْواجِهِمْ وَذُرِّیاتِهِم إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَكِیم (3): پروردگار! ایشان را در جنّات عَدن كه وعده‌شان داده‏اى داخل فرما؛ هم ایشان را و هم پدران و همسران و ذریّات ایشان را كه صلاحیت دارند به‌درستی كه تنها تو عزیز فرزانه‌ای؛ بنابراین، قرآن همه اعضای خانواده را مورد توجه قرار می‌دهد و از ارتباط و همبستگی آنان به شایستگی یاد می‌کند که به‌نوعی این مطلب را می‌رساند که نیکویی بین فرزندان و والدین، دو طرف است و حالت یک‌جانبه ندارد و این‌گونه نیست که لزوم بّر و نیکی مختص فرزندان باشد؛ اظهار محبت به فرزند تا جایی که تأکید بر اموری مثل خوشحال کردن فرزندان و رعایت حقوق مادی و معنوی آنان نشان از اهمیت نقشِ فرزند در خانواده و پرهیز از یک جانبه گری در خانواده است.


پی‌نوشت‌:
1) احقاف، آیه 15
2) فرقان، آیه 74
3) غافر، آیه 8

 

صفحه1 از5