مرسلون

علی اسماعیلی

علی اسماعیلی

یکشنبه, 17 تیر 1397 14:00

جنایات یزید بن معاویه

چهاردهم ربیع‌الاول روزبه درک واصل شدن یزید بن معاویه (لعنة الله علیه) است؛ برای شناخت چهره پلید این مرد بعضی از ویژگی‌های يزيد بن معاويه (لعنت الله عليه) را در اینجا به اطلاع شما عزیزان می‌رسانم:

1) با مادر و خواهر و دختر خود زنا می‌کرد.

2) هرروز مست و هر شب خمار بود.

3) نماز نمی‌خواند.

4) سگ بازی و ميمون ‏بازی می‌کرد؛ نام ميمون او ابوقيس بود؛ او را لباس زيبا می‌پوشاند و آن ميمون را سوار اسب می‌کرد و به مسابقه می‌فرستاد.

5) مادر او مسيحی بود.

6) باکمال بی‌آبرویی سربازان او اسب‏های خود را كنار و نزديک قبر پيامبر (صلی‌الله علیه واله) بستند.

7) از سال 60 هجری تا 64 هجری قمری 3 فاجعه بزرگ مرتكب شد:

الف) سال 61 واقعه كربلا را به وجود آورد.

ب) ذی‌الحجه سال 63 واقعه حرّه به دستور او انجام شد.

ج) و محرم‌الحرام سال 64 يورش به مكه و هتک حرمت‌خانه خدا به دستور او و توسط سپاهيان وی انجام شد (1).

8) در مدينه شروع به غارت و در نه ماه، هزار حرام‌زاده در مدينه به دنيا آمد.

9) كعبه را آتش زد.

10) وقتی اهل مدينه عامل يزيد را بيرون كردند، لشگری به مدينه فرستاد كه 4000 نفر از قريش و بنی‏هاشم و انصار را كشتند و از آن‌ها بيعت گرفتند كه عبد يزيد باشند و الا گردنشان زده می‌شود.

11) یکی از اشعار او كه دلالت بر كافر بودنش می‌کند: لَعِبَتْ هاشِمُ بالمُلک فَلا *** خَبَرٌ جاءَ وَ لا وَحْي نَزَلَ‏.


پی‌نوشت:
1) احتجاج طبرسی، جلد 2، صفحه 307

سه شنبه, 05 تیر 1397 03:26

اهل تسنن و یزید

در سال 64 هجری قمری در شب 14 ربیع‌الاول یزید بن معاویه بن ابی سفیان در سن 39 سالگی به درک حجیم شتافت؛ مادر یزید دختر میسون بنت بجدل کلبی است؛ او کسی است که غلام پدر خویش را بر خود متمکن ساخت و به یزید بارور شد از همین‌جاست که طبق فرمایش ائمه (علیهم‌السلام) قاتل امام حسین (علیه‌السلام) ولد الزناست؛ که این کلام شامل شمر لعین و عمر سعد و ابن زیاد ملعون هم است.

یزید فردی شارب الخمر و قمارباز و میمون‌باز ناکح با محارم و صاحب اشعار کفرآمیز و تارک الصلاة است؛ چنانچه دمیری در کتاب حیات الحیوان (1) و مسعودی در مروج الذهب (2) نوشته‌اند او میمون‌های زیادی داشت که لباس‌های حریر و زیبا بر آن‌ها می‌پوشاند و طوق‌های طلا بر آن‌ها قرار می‌داد و سوار بر اسب‌ها می‌نمود و همچنین سگ‌های بسیاری طوق بر گردن داشت که با دست خود آن‌ها را شست شو می‌داد و سپس ته‌مانده غذاهای سگ‌ها را خودش می‌خورد و در اثر اعتیاد به مشروبات الکلی مست و مخمور بوده است؛ یزید کسی بود که خانه‌ی کعبه را خراب کرد و پرده‌ی کعبه را سوزاند و او کسی بود که در واقعه‌ی حره سه روز مال و جان و ناموس مردم را به سربازان خود حلال کرد.

در علت مرگ او چند قول است:

1) به مرگ ناگهانی هلاک شده است.

2) شیخ صدوق می‌گوید: یزید شب به حالت مستی خوابید و صبح او را مرده یافتند درحالی‌که بدن او مانند کسی که قیر مالی شده است بود و بدن نحس او را در باب الصغیر دمشق دفن کردند.

احمد بن حنبل و جماعتی از اهل سنت لعن یزید را تجویز کرده‌اند و عده‌ای از آنان معتقد به کفر یزید هستند حتی ابن جوزی سنی کتابی بر رد یزید نوشته است.


پی‌نوشت:
1) الحیاة الحیوان دمیری، جلد 1، صفحه 74
2) مروج الذهب مسعودی، جلد 2، صفحه 72

یکشنبه, 27 خرداد 1397 06:36

شجره ملعونه

شیعیان اگر نظر خوبی به معاویه ندارند به خاطر چیست؟ و یا اگر به خلفا معتقد نیستند و آن‌ها را خلیفه و جانشین بعد از رسول خدا (صلی‌الله علیه وآله وسلم) نمی‌دانند چیست؟ آیا بدون دلیل و از روی هوی و هوس است یا از آیات و روایات و از روی دلیل است؟

 

دلیل اول: قرآن کریم

در رابطه با بنی امیه و مخصوصاً معاویه بعضی از آیات در قرآن وجود دارد که به‌صراحت آن‌ها را نفی کرده و ازجمله آن آیات، این آیه است که خداوند می‌فرماید: وَ مٰا جَعَلْنَا اَلرُّؤْيَا اَلَّتِي أَرَيْنٰاكَ إِلاّٰ فِتْنَةً لِلنّٰاسِ وَ اَلشَّجَرَةَ اَلْمَلْعُونَةَ فِي اَلْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَمٰا يَزِيدُهُمْ إِلاّٰ طُغْيٰاناً كَبِيراً (1): و ما آن رؤیایی را که به تو نشان دادیم، فقط برای آزمایش مردم بود؛ همچنین شجره ملعونه [= درخت نفرین‌شده] را که در قرآن ذکر کرده‌ایم؛ ما آن‌ها را بیم داده (و انذار) می‌کنیم؛ اما جز طغیان عظیم، چیزی بر آن‌ها نمی‌افزاید!

درباره‌ی این آیه جناب قرطبی در تفسیرش (2) از سهل بن سعد نقل می‌کند که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم) در عالم رؤیا دید که بنی امیه همانند میمون‌ها بر منبرشان  بالا و پایین می‌روند؛ حضرت غمگین شد و آن‌چنان از این خواب متأثر شد که دیگر بعدازآن کسی پیامبر را خندان ندید؛ بعد خداوند آیه بالا را بر پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم نازل کرد که این آیه برای بنی امیه گران تمام شد؛ و مانند این روایت را بیهقی در دلایل النبوة که کتاب تفسیری است از سعید بن مسیب که از صحابه پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم) است نقل کرده که: قَالَ أُرِيَ بَنِي‏ أُمَيَّةَ عَلَى‏ الْمَنَابِرِ فَسَاءَهُ ذَلِكَ فَقِيلَ لَهُ إِنَّهَا الدُّنْيَا يُعْطَوْنَهَا فَسَرَى عَنْهُ فِتْنَةٌ لِلنَّاسِ قَالَ بَلَاءٌ لِلنَّاسِ؛ (3) و همچنین این روایت از چند نفر دیگر از صحابه مانند ابن عباس و عبدالله بن عمر و حسین بن علی (علیهماالسلام) هم نقل‌شده پس جای تردید در این روایت وجود ندارد.

 

دلیل دوم: روایات

که در اینجا به یک روایت مشهور که هم در منابع شیعه وجود دارد و هم در منابع اهل سنت که پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم فرمود: مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یعْرِف اِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً (4): کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است؛ و مراد شناخت پیشوایی آسمانی است که خدا قرار داده است؛ پیشوایی آسمانی قوم بنی‌اسرائیل حضرت موسی علیه‌السلام بوده؛ امام زمان مسیحیان حضرت عیسی علیه‌السلام بوده و پس در هر عصر و زمانی امامی وجود داشته است و عدم شناخت و عدم معرفت درست به آن امام پیامدش آن است که اگر در آن حالت بمیرد جاهل و نادان از دنیا رفته است!

حال اگر کسی نه‌تنها امام زمان خود را نشناسد بلکه پا را فراتر گذاشته و به جنگ خلیفه خدا بیاید و کمر به جنگ او ببندد در حالی تمام اهل سنت این را قبول دارند که امام زمان معاویه علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام است (تمام مردم بعد از عثمان با علی علیه‌السلام بیعت کردند)؛ پس سؤال ما این است که ازنظر فقه اهل سنت کسی  که با امام زمانش بجنگد حکمش چیست؟!

علمای اهل سنت اگر دقت کنند در کتاب صحیح مسلم روایتی در باب خروج  امام عادل آمده که تعبیرش این است: ان خرج آن الطاعة و فارغ الجماعة فمات میتة الجاهلیة (5): هر کس که از امام و خلیفه وقت خارج شود و از گروه مسلمین خارج شود، مرگش مرگ جاهلی است.

پس این روایات می‌تواند دلیل این باشد که خروج کسانی مانند معاویه در جنگ صفین که حدود 110 هزار خون مسلمان‌ها به زمین ریخته شد آیا این کافی نیست که از تعصبات خارج شویم و عقاید خودمان را بیاوریم و به کتاب و سنت عرضه بداریم و ببینیم اگر عقیده‌ای برخلاف است آن را اصلاح کنیم و از تعصبات کور کورانه پرهیز کنیم؛ و تا نام معاویه می‌آید شروع به گریه نکنیم!


پی‌نوشت:

1) اسراء، آیه 60

2) تفسیر قرطبی، جلد 10، صفحه 283

3) دلایل النبوة للبیهقی، جلد 6، صفحه 509؛ سیوطی، در المنثور، جلد 4، صفحه 191؛ تفسیر فخر رازی، جلد 10، صفحه 283؛ مختصر تاریخ  ابن عساکر، جلد 24، صفحه 191

4) شرح مقاصد، جلد 5، صفحه 239؛ مسند احمد، جلد 4، صفحه 96؛ مسند کبیر، جلد 19، صفحه 388؛ مجمع الزوائد هیثمی، جلد 5، صفحه 218

5) صحیح مسلم، جلد 6، صفحه 21، کتاب الاماره باب الامر بالزوم الجماعة

دوشنبه, 31 ارديبهشت 1397 07:32

وحدت مسلمانان

يكى از ابتلائات ما مسلمانان اين است که دچار سوءتفاهم‌های زيادى نسبت به يكديگر هستیم؛ يعنى گذشته از پاره‌ای از اختلافات در عقیده‌، دچار توهمات بيجاى بسيارى درباره يكديگر هستیم؛ و درگذشته و در حال حاضر دشمنان آتش‌افروز کوشششان بر اين بوده و هست كه بر بدبینی‌های مسلمين نسبت به يكديگر بيفزايند؛ مسلمانان ازنظر اختلافات مذهبى طورى نيستند كه نتوانند وحدت داشته باشند و یا نتوانند با يكديگر برادر و مصداق «انّماالمؤمنون اخوة» (1) بوده باشند زيرا:

1) خدايى كه همه پرستش می‌کنند يكى است؛ همه می‌گویند: لااله الّا الله

2) همه به رسالت حضرت محمد صلی‌الله عليه وآله وسلم ایمان‌دارند و نبوت را به او پایان‌یافته می‌دانند و دين او را خاتم اديان می‌شناسند.

3) همه قرآن را كتاب مقدس آسمانى خود می‌دانند و آن را تلاوت می‌کنند و قانون اساسى همه مسلمين می‌شناسند.

4) همه به‌سوی یک قبله نماز می‌خوانند و يك بانگ به نام اذان برمی‌آورند.

5) همه در يك ماه معين از سال كه ماه رمضان است، روزه می‌گیرند.

6) همه روز فطر و اضحی را عيد خود می‌شمارند.

7) همه مراسم حج را مانند هم انجام می‌دهند و باهم در حرم خدا جمع می‌شوند.

8) و حتى همه خاندان نبوت را دوست می‌دارند و به آن‌ها احترام می‌گذارند.

این‌ها كافى است كه دل‌های آن‌ها را به يكديگر پيوند دهد و احساسات برادرى و اخوت اسلامى را در آن‌ها برانگيزد؛ جهات اختلاف فرق و مذاهب آن‌قدر زياد نيست كه مانع اخوت اسلامى بشود و جهات اشتراك آن‌ها آن‌قدر زياد و نيرومند است كه می‌تواند مسلمانان را به هم بپيوندد. (2)


پی‌نوشت:
1) حجرات، آیه 10
2) مجموعه آثار شهید مطهری، جلد 25، صفحه 38

شنبه, 10 شهریور 1397 08:17

معاویه در بیان پیامبر اکرم (ص)

رسول گرامی اسلام حضرت محمد (صلی‌الله علیه وآله وسلم) روزی شخصی را سراغ معاویه فرستاد؛ فرستاده پیامبر نزد معاویه رفت و از او خواست تا جهت نوشتن نامه‌ای خدمت پیامبر (صلی‌الله علیه وآله وسلم) بیاید؛ به او گفتند معاویه مشغول خوردن است؛(بدین معنا که الآن نمی‌تواند بیاید) آن شخص نزد پیامبر (صلی‌الله علیه وآله وسلم) برگشته و ماجرا را خدمت آن حضرت (صلی‌الله علیه وآله وسلم) عرض کرد؛ پیامبر (صلی‌الله علیه وآله وسلم) سه بار سراغ معاویه فرستادند و هنگامی‌که هر سه بار با همین پاسخ مواجه شدند، معاویه را نفرین کرده و فرمودند: لا اشبع الله بطنه (1): خدا شکم معاویه را سیر نکند.

در روایات است که معاویه پس‌ازآن سیر نشد؛ (2) درحالی‌که ابن کثیر این حدیث را جزء فضایل معاویه نوشته است و می‌گوید: معاویه در شام امیر شد درحالی‌که در روز هفت مرتبه غذا می‌خورد و برایش کاسه‌ای بزرگ که در آن گوشت فراوان و پیاز بود آورده می‌شد و از آن می‌خورد و شیرینی و میوه به مقدار فراوان می‌خورد و می‌گفت: سوگند به خدا سیر نمی‌شوم؛ تنها خسته می‌شوم؛ سپس ابن اثیر می گوید: و این نعمت و معده‌ای است که همه‌ی پادشاهان دنیا راغب آن هستند.

اما آنچه از لابه‌لای روایات به دست می‌آید این است که این مورد، مورد عذاب است، نه رحمت؛ و سخن پیامبر (صلی‌الله علیه وآله وسلم) نفرین است، نه دعا؛ چون در روایت داریم که انسان ظرفی را پر نمی‌کند که بدتر از شکمش باشد؛ همچنین ابوذر غفاری براین مرد طعنه می‌زد و می‌گفت: لعنک رسول‌الله و دعا علیک مرات ان لا تشبع (3): رسول خدا تو را لعن کرد و چند بار تو را نفرین نمود که سیر نشوی؛ و این عیب و نقص به‌عنوان ضرب‌المثل در میان عرب درآمد: من رفیقی دارم که شکمش مثل دوزخ است گویا در روده‌اش معاویه است.


پی‌نوشت:
1) مسند احمد، جلد 1، صفحه 551، شماره 3049
2) صحیح مسلم، جلد 8، صفحه 27، کتاب البر والصلة والآداب؛ تاریخ ابن کثیر، جلد 8، صفحه 119، حوادث سال 60 هجری
3) شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید، جلد 8، صفحه 255، خطبه 130

سه شنبه, 28 شهریور 1396 05:05

آرامستان

یکی از آداب مستحبی که در دین اسلام به آن سفارش فراوان شده رفتن به آرامستان‌ها هست. دلیل بر این سفارش‌ هم این است که انسان با رفتن بر سر مزارها یاد مرگ خواهد افتاد. این یاد مرگ سبب می‌شود که فرد آماده شود. تا انسان تصمیم بر سفری نگیرد برای آن سفر آماده نمی‌شود، بنابراین یاد مرگ موجب می‌شود که جلوی بسیاری از طغیان‌ها و ظلم‌ها و خلافکاری‌ها گرفته شود زیرا انسان می‌داند روزی زندگی‌اش به پایان می‌رسد و زمان آن‌هم مشخص نیست مخصوصاً در دنیای امروز که مملو از حوادث گوناگون است. آن‌هم مرگی که بسیار راحت مثلاً با لخته شدن ذره‌ای خون در رگ‌های مغزی ایجاد می‌شود و موجب فلج شدن و یا مرگ می‌گردد. بسیاری از افراد هستند که تمایل ندارند به فکر مرگ باشند. درحالی‌که این نهایت نادانی است. امیر مؤمنان علی(علیه‌السلام) می‌فرماید: «وَ كَيْفَ غَفْلَتُكُمْ عَمَّا لَيْسَ يُغْفِلُكُم؛ شما چگونه غافل می شوید از چیزی که آن از شما غافل نمی‌شود»؟ بنابراین عقل می‌گوید، یاد مرگ را فراموش نکنید.» [1]

راه و رسم عقلا این است که به پایان زندگی خود بیندیشند. در روایت است که رسول خدا(صلی‌الله علیه وآله و سلم) فرمود : «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَكْيَسَكُمْ أَكْثَرُكُمْ ذِكْراً لِلْمَوْت[2]: باهوش‌ترین شما کسی است که بیش از همه به یاد مرگ باشد».

 


پی‌نوشت:

1- نهج‌البلاغه لابن ابی الحدید: ج 13 ص 99.

2- بحارالانوار، علامه مجلسی ج 74، ص 176 چاپ بیروت.

سه شنبه, 10 مرداد 1396 08:29

آثار و برکات پرداخت خمس

بسیاری از آموزهای دینی ما دارای ثمرات مادی و معنوی هستند و به طور کلی هر دستور خدا اعم از واجبات و محرمات آثار فراوانی در زندگی بشر دارد چون از خدای حکیم کار لغو و بیهوده صادر نمی شود.
نمونه‌ای از این آموزه‌ها  بحث «خمس» می‌باشد. پرداخت خمس فواید  زیر را دارد:
1. پرداخت خمس سبب پالایش روح از زنگارها و پاداشهای معنوی را در پی دارد.
2. خمس سبب رضا و خشنودی خداوند می‌شود.
3. خمس سبب افزایش رزق و روزی و سامان دادن به اقتصاد انسان ها می شود.
درباره فایده پرداخت خمس، امام رضا‌(علیه‌السلام) می‌فرماید: «کَتَبَ رَجُلٌ مِنْ تُجَّارِ فَارِسَ مِنْ بَعْضِ مَوَالِی أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا‌(علیه ‌السلام) یسْأَلُهُ الْإِذْنَ فِی الْخُمُسِ فَکَتَبَ إِلَیهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ کَرِیمٌ ضَمِنَ عَلَى الْعَمَلِ الثَّوَابَ وَ عَلَى الضِّیقِ الْهَمَّ لَا یحِلُّ مَالٌ إِلَّا مِنْ وَجْهٍ أَحَلَّهُ اللَّهُ وَ إِنَّ الْخُمُسَ عَوْنُنَا عَلَى دِینِنَا وَ عَلَى عِیالَاتِنَا وَ عَلَى مَوَالِینَا وَ مَا نَبْذُلُهُ وَ نَشْتَرِی مِنْ أَعْرَاضِنَا مِمَّنْ نَخَافُ سَطْوَتَهُ فَلَا تَزْوُوهُ عَنَّا وَ لَا تَحْرِمُوا أَنْفُسَکُمْ دُعَاءَنَا مَا قَدَرْتُمْ عَلَیهِ فَإِنَّ إِخْرَاجَهُ مِفْتَاحُ رِزْقِکُمْ وَ تَمْحِیصُ ذُنُوبِکُمْ وَ مَا تُمَهِّدُونَ لِأَنْفُسِکُمْ لِیوْمِ فَاقَتِکُمْ وَ الْمُسْلِمُ مَنْ یفِی لِلَّهِ بِمَا عَهِدَ إِلَیهِ وَ لَیسَ الْمُسْلِمُ مَنْ أَجَابَ بِاللِّسَانِ وَ خَالَفَ بِالْقَلْبِ وَ السَّلَام.

مردی از بازرگانان فارس که از پیروان امام رضا‌(علیه‌السلام) بود، به آن حضرت نامه‌ای نوشت و درباره خمس اجازه خواست. حضرت در پاسخ او را نوشت: به نام خداوند بخشنده و مهربان. همانا خداوند، وسعت دهنده و کریم است؛ در مورد عمل و کار ضامن ثواب هست و در تنگی، ضامن غم و اندوه. هیچ مالی حلال نیست جز از راهی که خدا آن را حلال کرده است، و همانا خمس، کمک ماست بر دین، عیالات و دوستان ما، و وسیله بذل و بخشش ما و مایه حفظ آبروی ما از کسی که از او بیم داریم. آن را از ما دریغ ندارید و خود را تا آنجا که می‌توانید از دعای ما محروم نسازید. به‌درستی که پرداخت خمس، کلید روزی شما است، و مایه پاک شدن گناهان شما، و چیزی است که برای روز بینوایی خود آماده می‌کنید، و مسلمان کسی است که به عهدی که خدا با او کرده وفا کند؛ و مسلمان نیست آن‌کس که با زبان اجابت کند و در قلب مخالفت نماید. والسلام.»(1)


پی‌نوشت:
1). اصول کافی، ثقه الاسلام کلینی، ترجمه: سید جواد مصطفوی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، ج2، ص 504.

سه شنبه, 12 ارديبهشت 1396 11:36

خدا ما را برای بازی خلق نکرده؟!

یکی از اصحاب امام رضا (علیه‌السلام) می‌گوید: می‌خواستم خدمت امام جواد (علیه‌السلام) بروم و چون سن مبارک امام ازلحاظ ظاهری در ایام طفولیت بود بهتر دیدم که برای او اسباب‌بازی ببرم و ایشان را خوشحال کنم کمی اسباب‌بازی بردم و خدمت امام روی زمین قراردادم و عرضه داشتم این اسباب‌بازی‌ها را برای شما آورده‌ام امام (علیه‌السلام) ابرو در هم کشید و فرمود: «مَا لِهَذَا خَلَقَنِي‏ اللَّهُ‏، مَا أَنَا وَ اللَّعِبَ؟!» (1) خدا ما را برای بازی خلق نکرده است. من از این سخن امام جواد نکته‌ای را برداشت کردم که خدا هم ما را در این دنیا برای بازی کردن خلق نکرده، برای تفریح و عیش و نوش و خوردن و خوابیدن خلق نکرده او ما را خلق کرده که از نعمت‌های دنیا استفاده کنیم و از جنبه‌ی حیوانیت خود کاسته و جنبه انسانیت خود را تقویت کنیم. پس این دنیا محل بازی و خوش‌گذرانی نیست این دنیا محل جمع‌آوری توشه برای جهان دیگر است. موفق باشید.


پی نوشت:

1- دلایل الإمامة (ط - الحديثة)؛ ص 402؛ بحارالانوار ج 50 ص 5.

استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.