علی اصغر صرفه جو

علی اصغر صرفه جو

یکشنبه, 26 فروردين 1397 13:41

دستاوردهای حکومت امام مهدی (عج)

خیر و برکت فراوان:

از دستاوردهای بزرگ حکومت قائم آل محمد، خیر و برکت فراوان و بی‌سابقه است؛ در بهار و دولت او همه جا سبز و خرم گشته و نشاط و حیات می‌یابد و آسمان می‌بارد و زمین می‌رویاند و برکات الهی سرشار و بی‌شمار می‌گردد.

امام صادق علیه‌السلام فرمود: خداوند به سبب او یعنی امام مهدی (عج) برکات آسمان‌ها و زمین را جاری می‌کند [در ایّام دولت او] آسمان می‌بارد و زمین دانه می‌دهد. (1)

در سایه حکومت آن حضرت کویری نمی‌ماند و همه زمین جامه‌ی حیات و شادابی به تن می‌کند؛ این تحوّل چشمگیر و فراوانیِ بی‌نظیر به جهت آن است که روزگار مهدی، زمان جوانه زدن نهال پاکی و تقوا و شکوفایی گل‌های ایمان است و مردم در همه اصناف و اقشار تحت تربیت الهی قرار گرفته و روابط خود را بر اساس ارزش‌های خدایی انجام می‌دهند و خداوند وعده فرموده است که چنین محیط پاکی را از برکات و خیرات سیراب گرداند؛ قرآن کریم در این زمینه فرموده است: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقوا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ (2): اگر مردم شهرها ایمان آورده و تقوا پیشه می‌کردند ‌[درهای] برکات آسمان و زمین را به رویشان باز می‌کردیم.

 

از بین رفتن فقر و تهی دستی:

وقتی همه منابع زمینی برای امام مهدی آشکار گردد و برکات آسمان و زمین بر مردم زمان او بی‌دریغ جریان یابد و اموال بیت‌المال مسلمین به عدالت تقسیم گردد، جایی برای فقر و تهیدستی نمی‌ماند و بشریت در دولت امام مهدی (عج) برای همیشه از چنگال فقر و نداری رها می‌شود؛ (3) در روزگار او روابط اقتصادی بر اساس برادری و برابری شکل می‌گیرد و اصل سودجویی و منفعت‌طلبی شخصی، جای خود را به حس دلسوزی و غمخواری و مواسات با برادران دینی می‌دهد و در این حال همه به یکدیگر به‌عنوان اعضای خانواده نگاه می‌کنند، بنابراین همه، دیگران را از خود می‌دادند و بوی یگانگی و یکرنگی در همه جا به مشام می‌رسد. (4)

امام باقر فرمود: (امام مهدی) هر سال دو بار به مردم می‌بخشد و در هر ماه دو بار به آن‌ها روزی (و نیاز زندگی) عطا می‌کند و [در این کار] به مساوات بین مردم عمل می‌نماید تا اینکه [چنان مردم بی‌نیاز می‌شوند که] هیچ نیازمندی به زکات پیدا نمی‌شود. (5)

از روایات استفاده می‌شود که عدم نیازمندی مردم به جهت روحیه قناعت و بی‌نیازی روحی است؛ به بیان دیگر پیش از آنکه مردم از بیرون، صاحب مال فراوان شوند و بی‌نیاز گردند، از درون، روح بی‌نیازی در آن‌ها پیدا می‌شود و به آنچه خداوند از فضل خویش به آن‌ها عطا کرده راضی و خشنود می‌گردند از این رو چشمی به اموال دیگران ندارند.

پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم در توصیف روزگار دولت مهدی فرموده است: خداوند [روح] بی‌نیازی را در دل‌های بندگان قرار می‌دهد؛ (6) این در حالی است که پیش از ظهور روحیه آزمندی و زیاده‌طلبی عامل مؤثری در رقابت‌های غلط و انباشتن اموال بر روی هم و انفاق نکردن آن‌ها به نیازمندان بوده است؛ خلاصه اینکه در زمان امام مهدی (عج) بی‌نیازی از بیرون و درون خواهد بود؛ از سویی ثروت سرشار به عدالت تقسیم می‌گردد و از سوی دیگر قناعت، ویژگی اخلاقی مردمان می‌شود.


پی‌نوشت:
1) غیبت طوسی، جلد 149، صفحه 188
2) سوره اعراف، آیه 96
3) منتخب الاثر، فصل 7، باب 3، صفحه 589 و 593
4) نگین آفرینش، صفحه 201 و 202
5) بحارالانوار، جلد 52، حدیث 212، صفحه 390
6) همان، جلد 51، صفحه 84

 

یکشنبه, 26 فروردين 1397 13:05

حکومت امام مهدی (عج)

از مجموع احادیث مربوط به دوران حکومت مهدی استفاده می‌شود که امام عصر ارواحنا فداه از تمام این سه عامل باز دارنده، در عصر انقلابش بهره می‌گیرد، آن‌چنان که جمله معروفی که حکم ضرب‌المثل را دارد جامه‌ی عمل به خود می‌پوشد، همان جمله که می‌گوید: زمانی فرا می‌رسد که گرگ و میش در کنار هم آب می‌خورند؛ مسلماً گرگان بیابان تغییر ماهیت نمی‌دهند، لزومی هم ندارد که چنین شود، میش‌ها هم از حالت کنونی در‌نمی‌آیند، بلکه این اشاره به برقراری عدالت در جهان و تغییر روش گرگ صفتان خون‌خوار است که در سازش با حکومت‌های جبّار قرن‌ها به خوردن خون قشرهای مستضعف جامعه انسانی ادامه می‌دادند.

آن‌ها در پناه نظام جدید، یا به‌کلی تغییر روحیه می‌دهند؛ چرا که گرگ صفتی هرگز جزء سرشت بشر نبوده و نیست و از نهادهای عَرَضی و قابل تغییر است و یا حداقل بر سر جای خود می‌نشینند و به‌جای خوردن منافع دیگران، در کنار آن‌ها از مواهب الهی به‌طور عادلانه بهره می‌بردند، همان گونه که «گرگ» در کنار میش بر سر «چشمه» چنین هستند! در غیر این دو صورت، مشمول تصفیه شده و وجودشان از میان برداشته خواهد شد! از جمله اشارات قابل توجه در این زمینه همان است که در مورد تقسیم صحیح مال در حدیثی از پیامبر نقل شده که آن‌قدر مردم غنای جسمی و روحی پیدا می‌کنند که اموال اضافه می‌آید و طالبی ندارد؛ یعنی مردم در یک نظام صحیح حکومت آن‌چنان تربیت می‌شوند که اموال زائد بر نیاز خود را دردسری برای خویش می‌بینند و تمام شور و شرها و غوغایی که از این رهگذر پیدا می‌شود، فرو می‌نشیند؛ زندگی همه تأمین و در مورد آینده نیز هیچ گونه نگرانی ندارند تا به خاطر تأمین آن، تن به آلودگی‌ها و مسابقه جمع ثروت بدهند؛ و نیز در حدیث دیگری خواندیم که سطح افکار مردم در عصر حکومت او آن چنان بالا می‌رود که به هیچ وجه با امور قابل مقایسه نیست، طبعاً تضادها و کشمکش‌هایی که مولود کوته نظری‌ها و تنگ چشمی‌ها و پایین بودن سطح افکار و خلاصه شخصیت در میزان مال و ثروت است، برچیده خواهد شد.

به دلیل مراقبت شدیدی که در عصر حکومت او – طبق روایاتی که گذشت – اعمال می‌شود، حتی مجرمان در محیط خانه‌ی خود در امان نیستند، چرا که ممکن است با وسایل پیشرفته تحت کنترل باشند؛ حتّی مثلاً امواج صوتی آن‌ها از پشت دیوار قابل کنترل باشد، این خود اشاره دیگری به وسعت ابعاد مبارزه با فساد در عصر حکومت اوست؛ داوری کردن او بر طبق قانون دادرسی محمد و داوود، خود گویا اشاره‌ی به این نکته‌ی لطیف است که او هم از موازین ظاهری دادرسی اسلامی همچون اقرار و گواهی گواهان و مانند آن استفاده می‌کند و هم از طرق روانی و علمی برای کشف مجرمان اصلی، آن‌چنان که پاره‌ای از نمونه‌های آن از عصر داوود نقل شده است. (1)

به‌علاوه در عصر او به‌موازات پیشرفت علوم و دانش‌ها و تکنیک و صنعت، آن‌قدر وسایل کشف جرم تکامل می‌یابد که کمتر مجرمی می‌تواند ردپایی که با آن شناخته شود از خود به‌جا نگذارد؛ در یکی از مطبوعات خبری در مورد شگفتی‌های مغز آدمی آمده است که مغز انسان امواجی برابر با اعتقادات درونی خود بیرون می‌فرستد که با اندازه‌گیری آن می‌توان به راست‌گویی و دروغ‌گویی افراد در اظهاراتشان پی برد! مسلماً این وسایل تکامل می‌یابد و وسایل دیگری نیز اختراع می‌شود و با استفاده از روش‌های پیشرفته روانی، مجرمان کاملاً مهار می‌شوند، هر چند مجرم در چنین جامعه‌ای اصولاً کم است، (ولی همان کم نیز خیلی مهم است). (2)

چنانکه ملاحظه کردید عصر بعد از ظهور، عصر شکوفایی در تمام زمینه‌هاست و به‌حق، مدینه فاضله‌ای است که افلاطون‌ها آرزوی آن را می‌کشیدند و طرح آن را در کتاب‌هایشان می‌دادند؛ ولی حضرت مهدی آن را عملاً ایجاد می‌کند و چه زیباست زندگی در زیر لوای آن حکومت، حکومت عدلی که پیامبر و ائمه معصومین علیهم‌السلام مکرّر از آن خبر داده‌اند و به بشریت بشارت روزی را داده‌اند که این عالم مهد قسط و عدل شود؛ در اثر اجرای عدالت و تکمیل عقول و فروکش کردن آز و حرص و طمع و کامل شدن ایمان و سرانجام، پیشرفت همه جانبه بشر در زندگی و جامعه، جامعه پر از عدل و داد شده و به‌حق مصداق: «یَمْلَأُ اللهُ الأَرضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً» خواهد بود که البته «بَعدَ ما مُلِئَت ظُلماً وَ جَوراً».


پی‌نوشت:
1) حکومت جهانی مهدی، صفحه 278.
2) همان، صفحه 281.

 

شنبه, 18 فروردين 1397 12:33

عصر ظهور و نمونه‌های پیشرفت‌

برای مبارزه با فساد و تجاوز و ستم از یک سو لازم است پایه‌های ایمان و اخلاق تقویت شود و از سوی دیگر یک سیستم صحیح و نیرومند قضایی با هشیاری کامل و احاطه‌ی وسیع به وجود آید؛ مسلماً پیشرفت کامل صنایع، وسایلی را در اختیار بشر می‌گذارد که با آن به‌خوبی می‌توان در هر موردی، حرکات همه‌ی مردم را تحت کنترل قرار داد و هر حرکت ناموزون و نابجایی را که به فساد و تجاوز منتهی می‌شود، زیر نظر گرفت. با علائم و آثاری که مجرمان در محل جرم باقی می‌گذارد، از آن‌ها عکس‌برداری کرد، صدای آن‌ها را ضبط نمود و آن‌ها را به‌خوبی شناخت. قرار گرفتن چنین وسایلی در اختیار یک حکومت صالح، عامل مؤثری برای پیشگیری فساد و ستم است، به‌گونه‌ای که می‌توان در صورت وقوع چنین موضوعی حق را به صاحب حق رساند؛ شکی نیست که در عصر آن مصلح بزرگ جهان، آموزش‌های اخلاقی با وسایل ارتباط جمعی فوق‌العاده پیشرفته، آن‌چنان وسعت می‌گیرد که اکثریت قاطع مردم جهان را برای یک زندگی صحیح انسانی و آمیخته با پاکی و عدالت اجتماعی آماده سازد؛ ولی از آنجا که انسان، آزاد آفریده شده و در اعمال خویش از اصل جبر پیروی نمی‌کند، خواه‌ناخواه افرادی - هر چند در اقلیت – در هر اجتماع صالحی ممکن است پیدا شوند که از آزادی خود سوء استفاده کنند و برای وصول به مقاصد شوم بهره گیرند، لذا باید یک دستگاه قضایی سالم و کاملاً آگاه و مسلط باشد که حقوق مردم را به آن‌ها برساند و ستمگر را بر سر جای خود بنشاند.

بامطالعه و دقّت در جرائم و جنایات و مفاسد اجتماعی و طرق پیشگیری از آن‌ها روشن می‌شود که:

اولاً: با اجرای عدالت اجتماعی و تقسیم عادلانه ثروت، ریشه‌ی بسیاری از مفاسد اجتماعی که از تنازع و کشمکش بر سر اندوختن ثروت‌ها و استثمار طبقات ضعیف، حیله و تزویر و انواع تقلب‌ها و دورغ، خیانت و جنایت برای درآمد بیشتر از هر راه و به هر وسیله سرچشمه می‌گیرد، برچیده می‌شود، مفاسدی که شاید رقم بزرگ فساد و ظلم در هر جامعه‌ای را تشکیل می‌دهد و با از میان رفتن ریشه‌ی اصلی، شاخ و برگ‌ها خود به خود می‌خشکند.

ثانیاً، آموزش و تربیت صحیح اثر عمیقی در مبارزه با فساد و تجاوز و انحرافات اجتماعی و اخلاقی دارد، یکی از علل مهم توسعه‌ی فساد در جامعه کنونی این است که نه تنها از وسایل ارتباط جمعی آن برای آموزش صحیح استفاده نمی‌شود، بلکه همه‌ی آن‌ها غالباً در خدمت کثیف‌ترین و زشت‌ترین برنامه‌های استعماری فساد قرار دارد، برنامه‌هایی که شب و روز به‌طور مُدام از طریق ارائه فیلم‌های بدآموز و داستان‌ها و برنامه‌های گمراه‌کننده و حتی اخبار دروغ و نادرستی که در خدمت مصالح استعمار جهانی است، به ظلم، تبعیض و فساد خدمت می‌کنند؛ البته این‌ها نیز از جهتی ریشه‌ی اقتصادی دارد و برای تخدیر مغزها و به ابتذال کشیدن مفاهیم سازنده و نابود کردن نیروهای فعّال و بیدار هر جامعه، برای بهره‌گیری بیشتر غول‌های استعمال اقتصادی حرکت می‌کند، بدون آنکه با مانع مهمی روبرو شوند؛ هر گاه این وضع دگرگون شود، در مدت کوتاهی به‌طور قطع، قسمت مهمی از مفاسد اجتماعی فرو خواهد نشست. این کار جز از یک حکومت صالح و سالم جهانی که در مسیر منافع توده‌های جهان – و نه استثمارگران – برای ساختن جهانی آباد و آزاد و مملو از صلح و عدالت و ایمان است، ساخته نیست.

ثالثاً، وجود یک دستگاه قضایی بیدار و آگاه با وسیله‌ی مراقبت دقیق که نه مجرمان از چنگ آن فرار کنند و نه از عدالت سر باز زنند نیز عامل مؤثری در کاهش میزان فساد، گناه و تخلّف از قانون است.

اگر این سه جنبه دست به دست هم دهند، ابعاد تأثیر آن فوق‌العاده زیاد خواهد بود. (1)


پی‌نوشت:
1) حکومت جهانی مهدی، صفحه 276-277؛ سیمای آفتاب، صفحه 429.

 

سه شنبه, 07 آذر 1396 05:55

پیشرفت فوق‌العاده علمی

در دوران حکومت حضرت مهدی، اسرار علمی فراوان در علوم اسلامی و انسانی آشکار می‌شود و دانش بشری به‌گونه‌ای غیرقابل‌تصور توسعه می‌یابد.
امام صادق می‌فرماید: «علم و دانش، بیست‌وهفت حرف است و همه آنچه پیامبران آورده‌اند، تنها دو حرف آن است و مردم تاکنون جز با آن دو حرف آشنایی ندارند و هنگامی‌که قائم ما قیام کند بیست‌وپنج حرف دیگر را بیرون آورده و در میام مردم گسترش دهد و آن دو حرف را نیز به آن‌ها ضمیمه ساخته و مجموع بیست‌وهفت حرف را منتشر خواهد کرد».[1]بدیهی است که رشد و توسعه علمی در همه زمینه‌ها برای انسان روی می‌دهد و در روایات متعدّد اشاراتی آمده است که نشان می‌دهد فاصله‌ی دانش صنعتی در آن زمان با صنعت کنونی، بسیار زیاد خواهد بود؛[2] همان‌گونه که در صنعت کنونی با قرن‌های پیشین تفاوت چشمگیری دارد.
در اینجا به بعضی از روایات اشاره می‌کنیم:
امام صادق درباره چگونگی ارتباطات در حکومت امام مهدی (می‌فرماید: «در روزگار قائم) مؤمن در مشرق زمین، برادرش را که در مغرب زمین است می‌بیند».
همچنین می‌فرماید: «هنگامی‌که قائم ما قیام کند، خداوند قدرت شنوایی و بینایی شیعیان ما را افزایش می‌دهد، به‌گونه‌ای که آن حضرت از فاصله یک برید (چهار فرسنگ) با شیعیان خود سخن می‌گوید و آنان سخن او را می‌شنوند و او را می‌بینند درحالی‌که حضرت در جایگاه خود قرار دارد».[3]درباره‌ی میزان آگاهی حضرت مهدی از احوال مردم به‌عنوان رئیس حکومت و مرکز تصمیم‌گیری و فرماندهی در روایت آمده است که: «اگر کسی در خانه خودش سخنی بگوید، بیم آن دارد که مبادا دیوارهای خانه‌اش گزارش دهند».[4]با توجّه به وسایل پیشرفته ارتباطی، درک این روایات آسان‌تر است؛ ولی روشن نیست که آیا همین وسایل به‌صورت پیشرفته‌تر به کار گرفته می‌شود یا سیستم دیگری که پیچیدگی بیشتری دارد جایگزین وسایل امروزی خواهد شد.


پی نوشت:

[1]. بحارالانوار، ج 52، ص 326.
[2]. نگین آفرینش، ص 207-208.
[3]. همان، ص 336.
[4]. همان، ص 390؛ نگین آفرینش، ص 209.

 

دوشنبه, 06 آذر 1396 07:29

شاهدان ولادت امام زمان(ع)

ابوالادیان، یکی از دوستداران امام حسن عسکری می‌گوید:
وارد خانه امام حسن عسکری شدیم و با جنازه‌ی آن حضرت مواجه شدیم. برادر امام حسن عسکری (جعفر کذّاب) جلو آمد که بر جنازه‌ی امام و برادر خود نماز بخواند چون دست‌ها را برای تکبیر بالا برد، کودکی در صحن خانه ظاهر شد و عبای جعفر را گرفت و کشید و فرمود: «ای عمو! برو عقب، برای نماز پدرم من از همه شایسته‌ترم».
جعفر درحالی‌که رنگ صورتش پریده بود، خود را عقب کشید و آن کودک بر جنازه‌ی پدرش نماز گزارد، آنگاه جنازه‌ی امام در کنار قبر پدر بزرگوارشان امام هادی دفن گردید. [1]آری حضرت مهدی خود مباشر نماز و دفن پدر بزرگوارشان بود که طبق روایات، بر امام جز امام نماز نمی‌خواند و جنازه امام را جز امام دفن نمی‌کند. [2]کسانی که بر جنازه امام حسن عسکری نماز خوانده و در مراسم تشییع‌جنازه‌ی امام عسکری، چهره نورانی مهدی موعود را دیده‌اند 39 تن می‌باشند که بعضی از آن‌ها عبارت‌اند از:
1- ابراهیم بن محمّد تبریزی؛ 2- احمد بن عبدالله هاشمی؛ 3- ابوالادیان؛ 4- ابوسهل اسماعیل بن علی نوبختی؛ 5- ابوالحسن ضرّاب اصفهانی؛ 6- راشد اسدآبادی؛ 7- ابوراجح حمامی؛ 8- کامل بن ابراهیم؛ 9- رشیق صاحب المادرای؛ 10- و سی نفر دیگر از شیعیان خالص و مورد اعتماد دیگر. [3]بنابراین باوجوداین همه شاهدان عینی که در تاریخ ثبت‌شده است باید بگوییم آن حجّت خدا
مهدی موعود و هسته مرکزی جهان آفرینش و رمز بقای آسمان و زمین، امروز بر فراز همین کره خاکی زندگی می‌کند و به برکت اوست که آسمان فرونمی‌ریزد و زمین ساکنانش را در کام خود فرونمی‌برد. او در انتظار فرارسیدن روز موعود است که به‌فرمان حق، باطل را از پهنه گیتی نابود سازد و پرچم حق را در سراسر کره خاکی به اهتزاز درآورد. [4]دیدار چهل نفر از شیعیان خاص
جعفر بن محمد بن مالک از جماعتی از شیعیان روایت می‌کند: در محضر امام حسن عسکری بودم و چهل نفر در آنجا حضور داشتند، عثمان بن سعید عَمری برخاست و عرض کرد: ای فرزند رسول خدا می‌خواهم از موضوعی بپرسم که تو به آن آگاه هستی. امام فرمود: «بنشین ای عثمان»! آنگاه خشمگینانه برخاست تا بیرون برود، در این حین به حاضران فرمود: هیچ‌کس بیرون نرود، پس از ساعتی، آن حضرت صدا زد: «ای عثمان بن سعید!» عثمان پیش روی امام عسکری ایستاد. آنگاه امام به حاضران فرمود: «آیا به شما خبر دهم که برای چه به اینجا آمده‌اید؟» حاضران گفتند: آری‌ای پسر رسول خدا!
امام فرمود: «آمده‌اید از حجّت بعد از من بپرسید». حاضران گفتند: آری برای پاسخ به همین سؤال آمده‌ایم. ناگاه حاضران کودکی را که چهره‌اش مانند پاره‌ی ماه بود و از همه بیشتر به امام حسن عسکری شباهت داشت، نزد آن حضرت دیدند، امام عسکری درحالی‌که به کودک اشاره می‌کرد به حاضران فرمود: «هذا اِمامَکُم مِن بَعدِی و خَلیفَتی عَلَیکُم اَطِیعُوهُ و لا تَتَفَرَّقُوا مِن بَعدی فَتُهلِکُوا فی اَدیانِکُم...»[5]؛ این امام شما بعد از من است و خلیفه‌ی من بر شما است، او را اطاعت کنید و بعد از من متفرّق نگردید که در این صورت در دین خود هلاک می‌گردید، آگاه باشید که شما بعدازاین، پسرم حضرت مهدی () را نخواهد دید تا دورانش کامل گردد، لذا در امور خود به عثمان بن سعید مراجعه کنید و آنچه او می‌گوید اطاعت نمایید و سخنش را بشنوید، او خلیفه‌ی امام شماست و زمام امور در دست او می‌باشد.


پی نوشت:

[1]. بحارالانوار، ج 52، ص 670؛ الزام الناصب، ص 108.
[2]. یوم الخلاص، بحث ولادت.
[3]. همان، بحث ولادت.
[4]. شناخت امام عصر (مولوی نیا)، ص 28 و ص 29.
[5]. الغیبة الطّوسی، ص 217.

 

خلفاى عباسی از هرگونه اعمال فشار و محدوديت نسبت به امامان دريغ نمى‏كردند و اين فشارها در عصر امام جواد و امام هادى و امام عسكرى در سامرا به اوج خود رسيد. شدّت اين فشارها به‌قدری بود كه سه پيشواى بزرگ شيعه كه در مركز حكومت آن‌ها (سامرا) مى‏زيستند، با عمر كوتاهى جام شهادت نوشيدند. امام جواد در سن 25 سالگى، امام هادى در سن 41 سالگى و امام عسكرى در سن 28 سالگى كه جمعاً 92 سال مى‏شود و اين حاكى از شدّت فشارها و صدمات رسيده بر آن‌ها مى‏باشد؛ ولى در اين ميان، فشارها و محدودیت‌های زمان امام حسن عسكرى، به سه علّت از سه پيشواى ديگر بيشتر بود.
1 ـ در زمان امام عسكرى شيعه به‌صورت يك قدرت عظيم در عراق درآمده بود و همه مردم مى‏دانستندكه اين گروه به خلفاى وقت معترض بوده و حكومت هیچ‌یک از عباسيان را مشروع و قانونى نمى‏داند، بلكه معتقد است امامت الهى در فرزندان على باقى است. گواه قدرت شيعيان، اعتراف «عبیدالله»، وزير «معتمد» عباسى به اين موضوع است.[1]2 ـ خاندان عباسى و پيروان آنان، طبق روايات و اخبار متواتر، مى‏دانستند مهدى موعود كه تار و مار کننده كليه حکومت‌های خودكامه است، از نسل حضرت عسكرى خواهد بود، به همين جهت پيوسته مراقب وضع زندگى او بودند تا بلكه بتوانند فرزند او را به چنگ آورده و نابود كنند. به دلایل یادشده، فشار و اختناق در مورد امام فوق‌العاده شديد بود و از هر طرف او را تحت كنترل و نظارت داشتند. [2]3-تلاش‏هاى سياسى امام حسن عسکری، نامه‏ها و پیک‌های او، فعالیت شاگردان و نمايندگان او، حوزه علميّه طاغوت برانداز او، گفتار سازنده و حرکت بخش او نشان مى‏داد كه او نه‌تنها هرگز تسليم دستگاه طاغوتى بنی‌عباس نيست، بلكه زمینه‌سازی فرهنگى و سياسى عميق و گسترده‏اى بر ضد آن دستگاه مى‏كند.
ابعاد شش‌گانه فعاليت امام عسكرى
امام عسكرى باوجود همه اين فشارها و كنترل‏ها و مراقبت‏هاى بى‏وقفه حكومت عباسی، يك سلسله فعالیت‌های سياسى و اجتماعى و علمى در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افكار ضد اسلامى انجام مى‏داد كه مى‏توان آن‌ها را بدين گونه خلاصه كرد:
1. کوشش‌های علمى
گرچه امام عسكرى به‌حکم شرایط نامساعد و محدوديت بسيار شديدى كه حكومت عباسى برقرار كرده بود، موفق به گسترش دانش دامنه‏دار خود در سطح كل جامعه نشد، اما درعین‌حال با همان فشار و خفقان، شاگردانى تربيت كرد كه هرکدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات دشمنان نقش مؤثری داشتند.
شيخ طوسى، تعداد شاگردان حضرت را متجاوز از صد نفر ثبت كرده است كه در ميان آنان چهره‏هاى روشن، شخصيت‏هاى برجسته و مردان وارسته ‏اى به چشم مى‏ خورند. [3]


پی نوشت:

[1]كشف الغمّة (على بن عيسى الاربلى)، ج 3، ص 197، مكتبة بنی‌هاشمی، تبريز؛ اصول كافى، ج 1، ص 503؛ ارشاد، ص 388.
[2]سيره پيشوايان، ص 621 ـ 622؛ دلایل الامامة، ص 226؛ بحارالانوار، ج 50، ص 251؛ الغيبة، شيخ طوسى، ص 29.
[3]رجال، ص 427.

شنبه, 11 شهریور 1396 16:25

تغییر قبله و اعتراض یهود

«گزارش قرآن از اعتراض یهود به تغییر قبله»

سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَن قِبْلَتهِمُ الَّتىِ كاَنُواْ عَلَيْهَا قُل لِّلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ يهَدِى مَن يَشَاءُ إِلىَ‏ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم» [1]

شرح متن:
الف: سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَن قِبْلَتهِمُ الَّتىِ كاَنُواْ عَلَيْهَا؛ (به‌زودی بی‌خردان از مردم خواهند گفت: چه چیز آنان را از قبله‌ای که بر آن بودند، برگرداند؟)

پیش‌گویی قرآن از اعتراض یهود به تغییر قبله:
سؤال: به چه علت در آیه‌ی شریفه از دو ضمیر جمع استفاده‌شده است درحالی‌که هر دو به مسلمین برمی‌گردد؟
جواب: به دو جهت است:
جهت اول: برای این بود که تعجب یهودیان را نسبت به مسلمانان همواره در طول سالیان متمادی برانگیزاند و بگوید: بیت‌المقدسی که همه‌ی انبیاء به‌سوی آن نماز خواندند، خداوند آن را به مسلمانان نسبت می‌دهد.
جهت دوم: خدای تعالی کاری به اعتراض یهودیان ندارد، چون اعتراض آن‌ها سفیهانه بود بلکه خداوند می‌خواهد با این تعبیر، از یهودیان را در طول تاریخ چهره‌های محکومی بسازد و ادعای آنان را پوچ بشمارد.

تغییر قبله:
یهودیان مسلمانان را سرزنش کرده و می‌گفتند: قبله‌ای که شما به‌سوی آن نماز می‌خوانید مختص به یهودی‌ها است و این دلیل بر حقانیت ماست! این را بسیار ناراحت می‌کرد و هر سخنانِ توبیخ آمیز یهودیان، پیامبر اکرم لحظه در انتظار حادثه‌ی تغییر قبله بود. تا این‌که انتظار آن حضرت به پایان رسید چراکه روزی در مسجد بنی سالم که به ذو قبلتین معروف است مشغول اقامه‌ی نماز ظهر بودند که دستور تغییر قبله صادر شد، ایشان در آن هنگام در دست مبارکش را گرفت حالی که دو رکعت از نمازش را خوانده بود جبرئیلِ امین و آن حضرت را به سمت کعبه برگرداند.


پی‌نوشت:
1). بقره/142.
2). مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی (1403 هـ ق)، ج‏19، ص 196.

 

انجام حجّ به نیابت حضرت مهدی عجل الله فرجه روش بزرگان، دانشمندان و صالحان از زمانه‌ای بسیار دور چنین بوده که به نیابت از حضرت مهدی عجل الله فرجه حجّ به‌جا می‌آوردند. این شیوه دلیل آن است که آنان برای عمل خود دلیل و برهان روشن و مسلّمی داشته‌اند. معمول انسان‌ها در مراسم سیاسی عبادی حج بعد از آنکه اعمال واجب خود را به‌جا آوردند، سعی می‌کنند اعمال حجّ را به نیابت از طرف محبوب‌ترین افراد خود نیز انجام دهند؛ حال این نیابت یا به خاطر خویشاوندی است؛ مانند پدر، مادر، فرزند و غیره یا به خاطر علاقه‌ی دینی و مذهبی است. بر این اساس حضرت مهدی عجل الله فرجه که محبوب‌ترین افراد نزد شیعیان است، از هرکسی شایسته‌تر است که به نیابت از آن حضرت حجّ به‌جا آورده شود. شاید سرّ این عمل آن باشد که در مراسم حجّ، نوعی وحدت و اتحاد بین گروه‌ها، نژادها و مذاهب مختلف اسلامی دیده می‌شود و یک حالت معنوی خاص در فضای ملکوتی آنجا حاکم است، توجّه به خدا زیاد است، همه دور یک محور و خانه می‌چرخند و از یک نقطه حرکت می‌کنند، همه در یک روزبه یاد فداکاری و ایثار حضرت ابراهیم علیه‌السلام قربانی می‌کنند، خلاصه یک اتّحاد و هماهنگی و توجه به خدا و همدلی خاصی در آن محیط نورانی احساس می‌شود. این حالت خاص که در مراسم حجّ مشاهده می‌شود، جلوه بسیار کوچکی از جامعه‌ای است که حضرت مهدی عجل الله فرجه آن را پی‌ریزی خواهد کرد. در آن جامعه، وحدت و هماهنگی بین تمام ملت‌ها و نژادها به وجود می‌آید، در آن جامعه جز صفا، صداقت، پاکی و عدالت چیزی مشاهده نمی‌شود، در آنجا همه به‌فرمان یک رهبر معصوم و مصلح بزرگ هستند، همه دارای یک آیین پاک بوده، دور محور حق می‌گردند. بنابراین انجام حج به نیابت از آن مصلح بزرگ علاوه بر اینکه خود نوعی اظهار ارادت و ابراز عشق نسبت به آن وجود مقدّس است، نشانه انتظار تشکیل دولتی است که می‌تواند جامعه‌ای بر اساس احکام و دستورات الهی و به‌دوراز بی‌عدالتی و ریاکاری بسازد و همه را در مسیر پرستش خدای یکتا قرار دهد. (1)
برخاستن به‌محض شنیدن اسم مبارک حضرت هنگامی‌که نام حضرت مهدی عجل الله فرجه برده می‌شود، به خصوص اگر نام مقدّس «قائم» به کار رود، در بین شیعیان معمول است که به‌منظور احترام و بزرگداشت مقام آن حضرت از جای خود برمی‌خیزند. در این رابطه روایاتی در کتاب‌های معتبر شیعه ثبت و ضبط است؛ نظیر روایت زیر:حضرت امام رضا(علیه‌السلام) دریکی از مجالس خراسان حضور داشت، هنگامی‌که کلمه‌ی«قائم» گفته شد، آن حضرت ایستاد و دست مبارکش را بر سرنهاده، فرمود: «اللّهُمَ عَجّل فَرَجهَ وَ سَهِّل فَرجَه». این عمل در زمان امام جعفر صادق علیه‌السلام نیز معمول بود. کسی خدمت آن حضرت عرض کرد: علت چیست که مردم در موقع ذکر کلمه‌ی «قائم» قیام می‌کنند؟ ایشان در جواب فرمود: «حضرت صاحب‌الامر(علیه‌السلام) غیبتی بسیار طولانی دارد و هر کس وی را به لقب «قائم» که اشاره به دولت او و اظهار تأثر نسبت به غربت اوست، یاد کند، آن جناب نیز به خاطر محبت زیادی که به دوستانش دارد، نظر لطفی به او خواهد کرد. سپس چون در این حال، موردتوجه امام واقع می‌شود، سزاوار است که به خاطر احترام ایشان به پا خیزد و تعجیل فرجش را از خدا بخواهد». (2)


پی‌نوشت:
[1]. در انتظار خورشید ولایت، ص132/. عيد تاعيد/ولادت تاظهورحضرت مهدي عج/علي اصغر صرفه‌جو/ /172.
[2]. دادگستر جهان (ابراهیم امینی)، ص193.

جمعه, 02 تیر 1396 13:06

فلسفه برگزاری عید فطر

دو فلسفه بزرگی در برگزاری عید فطر نهفته است:
اول: تذکاری از قیامت:
احوال قیامت با احوال روز عید فطر از جهت گوناگون مطابقت دارد؛ که حضرت علی (ع) به‌طور کامل ترسیم نموده است. حضرت علی (ع) می‌فرماید: روز عید روزی است که نیکوکاران پاداش می‌گیرند ولی گناهکاران زیان می‌کنند و این روز بسیار به قیامت شباهت دارد، پس با بیرون رفتن شما از منزل به سوی نماز عید، بیرون رفتن شما از قبر به سوی خدایتان یاد آورید؛ و وقتی در جایگاه نماز ایستادید به یاد آن روزی بیاورید که در محضر خداوند برای حسابرسی می‌ایستید، به یاد آورید بازگشت خودتان را به منزل‌هایی که در پیش رو دارید آیا به بهشت می‌روید یا به جهنم. ای بندگان خدا! بدانید نزدیک‌ترین چیزی برای مردان روزه‌دار و زنان روزه‌دار قرار داده شده، این است که در آخرین روز ماه رمضان فرشته‌ای از طرف خداوند فریاد می‌زند: بندگان خدا بشارت بدهید، گناهان گذشته شما را خداوند آمرزیده، به فکر آینده و زندگی جدید خود باشید که چگونه می‌خواهید زندگی نوین را آغاز کنید و وقتی هلال ماه شوال نمایان شد فریاد فرشته برخاسته می‌شود: مؤمنین بیایید جوایزتان را دریافت کنید.

دوم: روز مبارزه با طاغوت:
اجتماع با عظمت مردم در روز عید فطر دو هدف را تأمین می‌کند:
وحدت و یکپارچگی مسلمین
چون در آن روز اگر مسلمانی با مسلمان دیگر در اثر برخی از سوء تفاهمات از یکدیگر دوری می‌کردند و نسبت به یکدیگر نقاهت درونی داشتند، به خاطر آن روز بزرگ که روزه گرفتن جوایز از خدای متعال است از یکدیگر اغماض می‌نمایند و سایرین در این روز واسطه صلح و آشتی میان دو نفر که از هم دیگر قهر هستند، بشوند که ثواب بزرگی برای واسطه این کار در نظر گرفته شده، طبیعی است که دشمن از این وحدت و یکپارچگی خشمگین می‌گردد؛ و شیطان نفس خوار و ذلیل می‌شود.

مبارزه با طاغوت
حرکت دسته جمعی به سوی میعادگاه عاشقان اگر با دستورات خاصی انجام پذیرد که اسلام بدان تأکید دارد، یقیناً راهپیمایی ویژه یک نوع مبارزه با استکبار و معاندین اسلام خواهد بود.
پیش از نماز عید، غسل نمایند، همگی به صحرا بروند و منبر را به صحرا نبرند، بلکه از گل در همان جا منبری درست کنند، پا برهنه و باوقار و آرامش خاصی به سوی صحرا بروند، پیش از آنکه نماز عید را شروع کنند بعد از چهار تکبیرات چهارگانه را بگویند، نماز مغرب شب عید و نماز عشاء و نماز صبح و بعد از نماز عید «الله‌اکبر، الله‌اکبر، لا اله الا الله و الله‌اکبر الله‌اکبر و لله الحمد، الله‌اکبر علی ما هدانا»
آری دشمن از تکبیر وحشت دارد، پیامبر اسلام با شعار تکبیر که فریاد کوبنده‌ای است مشرکین عرب را نابود کرد و همچنین امام رضا (ع) در برابر مأمون با شعار تکبیر کاخ ستمگری و جنایتکارانه او را در هم کوبید و همچنین انقلاب شکوهمند ایران با شعار الله‌اکبر رژیم استبدادی و استعمار جهانی را از بین برد.

«حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی»
درباره‌ی ابعاد اقتصادی و اجتماعی عید فطر می‌توان به پرداخت زکات فطره با عنوان عاملی ارزشمند برای فقر زدایی، توسعه‌ی اقتصادی و حل مشکلات اجتماعی در جامعه اسلامی اشاره نمود. افزون بر اینکه در کنار کمک به فقرا، موارد مصرف دیگری نیز برای زکات فطره در اسلام منظور شده است که از جمله آن‌ها احیای روحیه‌ی همیاری و تعاون، رسیدگی به وضع بهداشتی، درمانی و فرهنگی مسلمانان می‌باشد، از زکات فطره می‌توان قرض بدهکاران حقیقی پرداخت. در ساختن مسجد، مدرسه، پل‌ها، راه‌ها، بیمارستان‌ها و برطرف کردن سایر نیازهای مسلمانان نیز می‌توان از این بودجه مردمی استفاده کرد. هم‌چنین با این بودجه می‌توان باورهای دینی و اعتقادات مسلمانان ضعیف الایمان را تقویت نمود و کسانی را که در معرض شبهات و وسوسه‌های دشمنان قرار دارند، یاری کرد. مسلمانان با عمل به این موارد که با پرداخت زکات فطره انجام می‌شود، در حقیقت به بخشی از دعاهای ماه رمضان که در مدت یک ماه بعد از نماز زمزمه می‌کردند، در روز عید فطر جامه‌ی عمل می‌پوشانند. گذشته از این‌ها پرداخت زکات فطره که با نیت عبادت و تقرب به خدای متعال انجام می‌شود، نوعی بهره‌گیری از مادیات برای رسیدن به معنویات است.(1)


پی نوشت:

1) شجره‌ی طوبی، ج 1، ص 21 و عروةالوثقی، ص 322، فصل 57 و سیره ماه رمضان و روزه‌داران، مهدي احدي ص 441-443 و  ره‌توشه راهیان نور (زمزمه‌ی روزه‌داران، سال 1391)، ج 2، ص 286.

 

جمعه, 02 تیر 1396 12:39

اعیاد چهارگانه در قرآن

در قرآن از چهار عید نام برده شده:

اول: عید زمان حضرت عیسی (ع):
عیدی است که در زمان عیسی، پیروان او برگزار می‌کردند، در آن روز حضرت عیسی از خدای خویش مائده آسمانی خواست. «اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَكُونُ لَنَا عِيداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِّنكَ»(1) پروردگارا، بر ما سفره‌ای از طعام از آسمان نازل فرما تا اینکه برای امروز ما و انسان‌هایی که بعداً می‌آیند عید باشد و نشانه بزرگی و عظمت تو باشد. از آنجایی که روز نزول مائده نیز، روز بازگشت به پیروزی و پاکی وایمان به خدا بوده است، نزول مائده در روز یکشنبه بوده و شاید یکی از علل احترام به روز یکشنبه در نظر مسیحیان نیز همین بوده است.

دوم: اعیاد کفار:
قرآن روزی را به عنوان جشن‌های کفار بیان نموده: «والذین لا یشهدون الزور»(2) یکی از ویژگی‌های بندگان مخلص خداوند این است که شهادت زور نمی‌دهند. مراد از «زور» عید نصاری و کفار است، بنابراین، معنای آیه چنین می‌شود: بندگان خالص خدا در محافل و مجالس جشن و سرور کفار شرکت نمی‌کنند با این بیان، جدیت و مواظبت بیشتر روزه‌داران عزیز را در روز عید فطر از شرکت در محافل غنا و رقص و موسیقی‌های حرام می‌طلبد چون چنین برنامه‌هایی مربوط به اعیاد نصاری و کفار است، منافات با شئون اسلام و مسلمین دارد.

سوم: عید فطر:
عید فطر یکی از عید بزرگ اسلام است که درباره آن احادیث و روایات بی‌شماری وارد شده است. مسلمانان روزه‌دار که ماه رمضان را به روزه گذرانده و از خوردن و آشامیدن و بسیاری از کارهای مباح دیگر امتناع ورزیده‌اند، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجرا و پاداش خود را از خداوند می‌طلبند، اجر و پاداشی که خود خداوند به آنان وعده داده است. روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده‌اند که در این روز، امر امساک و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شد و رخصت داده شد که مؤمنان در روز افطار کنند و روزه خود را بشکنند.

چهارم عید قربان:
در قرآن، سوره کوثر آمده: «انا اعطیناک الکوثر، فصل لربک وانحر»(3) مراد از «نحر» قربانی کردن و مراد از «صل» نماز عید است؛ چون هر دو بیانگر تسلیم عید در برابر مولای حقیقی خویش و ذلت بنده می‌باشد. همان طوری که حضرت ابراهیم (ع) با بردن فرزندش اسماعیل به قربان گاه اطاعت بدون چون و چرا را به عرضه نمایش گذاشت. موحدین عالم نیز باید در روز عید قربان با اجرای قربانی و نماز عید قربان تعبد خودشان را به پیشگاه خداوند نشان دهند.


پی‌نوشت:
1)مائده/ 114.
2) فرقان/ 72.
3)کوثر/1 و 2.

 

صفحه1 از2