مرسلون

علی رضا تقوی زاده

علی رضا تقوی زاده

سه شنبه, 25 ارديبهشت 1397 15:53

قلم به دستان مزدور

دشمنان توحید و معنویت در تمامی اعصار با انبیاء و اصحاب و یاران ایشان در کشمکش و تضاد بوده‌اند؛ و ازآنجاکه آن‌ها را سد راهی برای رسیدن به منافع دنیوی و تمایلات شهوانی خویش می‌دیدند لذا برای از میان برداشتنشان از هیچ‌گونه دسیسه و شقاق و دشمنی کوتاهی نکردند؛ گاهی با تطمیع و پیشنهاد پست و مقام و ثروت،گاهی با تهدید و ارعاب و گاهی با متهم کردن و پخش انواع شایعات و زیر سؤال بردن اهداف مقدس انبیا سعی در نابودی جبهه‌ی حق و حقیقت داشتند.

خداوند متعال در آیاتی که در ایام جنگ بدر بر مسلمین نازل‌شده بود دستور می‌دهد کسانی را که در مقابل خدا و رسولش صف‌بندی کرده‌اند را با شدت عمل به مجازاتشان برسانید: فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ؛ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَه (1):
ضربه‌های كارى بر پيكر دشمن فرود آوريد؛ ضربه بر بالاتر از گردن، بر مغزها و سرهاى آن‌ها فرود آوريد؛ و دست و پاى آن‌ها را از كار بيندازيد (وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ)«بنان» جمع «بنانه» به معنى سرانگشت دست يا پا و يا خود انگشتان است و در آيه موردبحث می‌تواند كنايه از دست‌وپا بوده باشد و يا به معنى اصلی‌اش كه انگشتان است، زيرا قطع شدن انگشتان و ازکارافتادن آن‌ها اگر در دست باشد قدرت حمل سلاح را از انسان می‌گیرد و اگر در پا باشد، قدرت حركت را (2)

علامه جوادی آملی در تفسیر خود می‌فرمایند: کلمه (کل بنان) می‌تواند درباره‌ی قطع انگشتان قلم‌به‌دستان مزدور و نویسندگان کتاب‌های ضلال و کاتبان مطالب باطل و زاهق و تولیدکننده‌ی هر کالای اضلال و اغوا و تزیین کفر و الحاد نیز باشد؛ زیرا هدف اصلی،کوتاه کردن دست دسیسه و شقاق و نفاق است. (3)

حضرت علامه به چند دسته اشاره می‌کنند: نویسندگان کتب ضلال (اعتقادی،سیاسی و...) چراکه سیاست ما جدای از دیانت ما نیست و کسی که از حیث سیاسی با رهبری و نظام اسلامی زاویه‌دار شود دچار انحراف شده است؛ کاتبان مطالب باطل که شامل برخی از نویسندگان مقالات در مطبوعات داخلی یا خارجی هست؛ و همچنین می‌تواند شامل ناشران مطالبی که هیچ اصل و اساس درستی ندارند (و صرفاً باعث مسموم شدن فضای فکری مردم می‌شود) نیز بشود.

تولیدکنندگان کالاهای گمراه‌کننده که می‌تواند شامل پوشاک بانوان با پوشش نامناسب و زننده نیز باشد؛ نویسندگانی که درصدد زیبا جلوه دادن کفر و الحاد و تضعیف دین‌داری در جامعه می‌شوند؛ بر طبق این سخن مسئولین فرهنگی و انتظامی موظف هستند که این‌چنین افراد را که در عرصه‌ی نبرد فرهنگی درصدد ضربه زدن بر پیکره‌ی نظام مقدس جمهوری اسلامی و آرمان‌های اسلامی و قرآنی هستند را شناسایی کرده و مجال جولان دهی در فضاهای رسانه‌ای (اعم از مطبوعات یا رسانه‌های صوتی و تصویری) را در کمال صلابت و اقتدار از ایشان بگیرد و دست دسیسه و نفاق آن‌ها را از مرفق کوتاه کند!


پی‌نوشت:
1) انفال، آیه 12
2) تفسير نمونه، جلد ‏7، صفحه 108
3) تفسیر تسنیم، جلد 32، صفحه 182

 

سه شنبه, 31 مرداد 1396 10:32

پول چرک کف دست!

عده‌ای، پولدار بودن را زشت می‌دانند و داشتن اموال فراوان را یک نوع نقص ایمانی تصور می‌کنند و از آیه‌ی «إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ؛ جز اين نيست كه اموال و اولاد شما فتنه و مايه آزمايش شمايند» [1] برای صحت گفتارشان استفاده می‌کنند بدون آنکه در این آیه شریفه عمیق شوند.

پول و ثروت به‌خودی‌خود یکی از نعمت‌های الهی است و خداوند مال را عامل قیام و مهره‌ی اقتصادی مردم بیان کرده است. «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياما؛ اموال خود را، كه خداوند وسيله قوام زندگى شما قرار داده، به دست سفيهان نسپاريد...» [2] به همین خاطر ملتی که مال و ثروت ندارد ستون فقراتش شکسته است و برای قیام توان ندارد.جامعه‌ی فقیر جامعه‌ای ضعیف و ناتوان است که نه قدرت دفع دشمنان را دارد و نه می‌تواند به رشد و تکاپو برسد. ولی همین اموال می‌تواند وبال گردن انسان شود و آن زمانی است که وی دل‌بسته‌ی به آن شود.به همین خاطر خداوند متعال نفرمود (إِنَّما الأَمْوالُ وَ الأَوْلادُ فِتْنَةٌ) یعنی مال و فرزند کلاً فتنه هستند بلکه فرمود : إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ و با اضافه‌ی به ضمیر(کم) خواست به ما بفهماند که آنچه باعث فتنه است و ضد ارزش است وابستگی و دل‌بستگی به آن است.[3] در مثنوی معنوی تمثیل بسیار زیبایی برای تبیین جایگاه مال و ثروت در زندگی بشر آورده شده است؛ در آنجا مال به آب تشبیه شده است که اگر بیرون دل باشد همچون آبی که در زیر کشتی است باعث جریان و حرکت می‌شود و مفید است ولی اگر مال به دل راه پیدا کرد همچون آبی است که وارد کشتی می‌شود و سبب غرق شدن آن می‌شود:

چیست دنیا از خدا غافل بُدَن             نی قماش و نقره و میزان و زن

مال را کز بهر دین باشی حمول           نعم مال صالح خواندش رسول

آب در کشتی هلاک کشتی است         آب اندر زیر کشتی پشتی است [4]


 پی‌نوشت:

1). تغابن/15.

2). نساء/5.

3). تفسیر تسنیم ج 32 ص333.

4). مثنوی معنوی دفتر اول ص 46.

 

چهارشنبه, 24 خرداد 1396 07:06

بدترین جنبنده

ما در جهان هستی انواع و اقسام جنبندگان راداریم. از خزندگان و پرندگان گرفته تا حیوانات دو پا و چار پا! به نظر شما بدترین جنبده یا بهترین جنبنده چیست؟ آیا بدترین جنبنده مار و عقرب و بهترین جنبنده انسان است؟ برویم سراغ آفریننده تمامی موجودات عالم هستی و از ایشان سراغ بدترین و بهترین جنبنده را بگیریم.
خداوند می‌فرماید: (إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ): «بدترين (پست‌ترین) جنبندگان نزد خدا افرادى هستند كه نه گوش شنوا دارند و نه زبان گويا و نه عقل و درک، كر و لال و بی‌عقل‌اند»(1)
دوآب جمع دابه به معنی جنبده است که شامل انسان و حیوان و خزندگان می‌شود. مار و عقرب و گیاه و سنگ و کلوخ خاصیتی دارند ولی شخصی که نه حق را می‌بیند و نه می‌شنود و حتی عقل خود را به کار نمی‌گیرد تا سودی به همنوعان خود برساند یک موجود بی‌خاصیت است که جز ضرر اثری ندارد. بنابراین ملاک بهترین موجود این است که هرچه عقلش می‌گوید انجام دهد و راه درست را انتخاب کند و برای خود و دیگران مفید باشد (که بهترین نمونه‌ی آن یک شخص مؤمن است) و ملاک بدترین جنبنده هم آن است که عقل داشته باشد ولی رشد و تکاملش در زندگی حتی به‌اندازه یک حیوان یا گیاه هم نباشد.(2)


پی نوشت:

1)سوره ی انفال آیه ی22
2)تفسیر تسنیم، جلد 32، صفحه ی 254

 

استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.