محمد غلامی

محمد غلامی

یکشنبه, 27 خرداد 1397 07:17

حکم شرعی آرایش بانوان

آیا باید سرمه چشم، اصلاح صورت و ابروهاى رنگ کرده را از نامحرم پوشاند؟

1) امام خمینی: پوشاندن اصلاح صورت واجب نیست؛ ولى پوشاندن سرمه چشم و رنگ ابرو ـ اگر نزد عرف زینت محسوب شود ـ واجب است.

2) آیات عظام بهجت و صافى گلپایگانی: باید آن را از نامحرم پوشاند.

3) آیه الله تبریزى: پوشاندن اصلاح صورت ـ به‌گونه‌ای که نزد زنان کهن‌سال و یا کمى کمتر از آن متعارف است ـ واجب نیست.

4) آیات عظام سیستانى، مکارم شیرازی و نورى همدانی: پوشاندن آن از نامحرم واجب نیست.

5) آیات عظام خامنه‌ای، فاضل لنکرانی و وحید خراسانی: اگر زینت محسوب می‌شود، باید آن را از نامحرم پوشاند.

تبصره: اگر موارد یادشده به‌گونه‌ای باشد که باعث مفسده و جلب‌توجه مرد نامحرم شود، پوشاندنش واجب است.


پی‌نوشت:
1) استفتائات امام خمینی (ره)، جلد 3، احکام حجاب، سؤال 34
2) جامع الاحکام صافى گلپایگانی، جلد 2، سؤال 1683 و دفتر بهجت
3) تبریزى، صراط النجاة، جلد 1، سؤال 882 و 883 و جلد 5، سؤال 1238
4) سیستانى، Sistani.org، زینت؛ استفتائات مکارم شیرازی، جلد 2، سؤال 1034 و جلد 1، سؤال 802؛ استفتائات نورى همدانی، جلد 1، سؤال 491 و 542 و 500
5) جلد 1، سؤال 1707 و دفتر وحید خراسانی

اثرات سوء نگاه از روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام:

1) ریشه دواندن هوای نفس و شهوت

2) ایجاد غفلت

3) کور شدن عقل و قلب از آینده و عاقبت نگری

4) ایجاد و تداوم حسرت و اندوه به‌واسطه اشتباهات فکری و علمی ناشی از آن

5) فاصله گرفتن از فطرت توحیدی و از دست دادن این استعداد که به حقیقت عالم پی ببرد و رشد معنوی بیابد.

پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه وآله وسلم) دراین‌باره می‌فرمایند: چشمانتان را فرو اندازید تا شگفتی‌ها ببینید یعنی درنتیجه عفت در نگاه، خدا توفیق رؤیت آیات خود را به انسان می‌دهد.

از دیگر فواید ترک این کار بنا بر روایات متعدد، ایجاد حلاوت و شیرینی عبادت خداست.

در مورد اینکه در روابط خانوادگی چه باید کرد نکاتی را باید توجه کنیم:

الف) اصولاً نگاه شهوانی و ناسالم به هر چیز و هرکس ناصحیح است حتی به خودمان، در این زمینه فرقی بین محرم و نامحرم، یا زن و مرد وجود ندارد.

ب) تا جایی که امکان دارد با مهربانی و استدلال آیات و روایات را برای آن‌ها توضیح دهیم و آن‌ها را تشویق به حفظ حریم در روابط کنیم.

ج) قرآن کریم در این خصوص دستورات متعددی دارد ازجمله:

اینکه بانوان با ناز سخن نگویند، زینت‌های خود را آشکار نکنند، از پوشش حجاب استفاده کنند به‌گونه‌ای که بدن و سر و گردن آن‌ها پوشیده شود؛ و اسلام به مرد و زن مسلمان دستور می‌دهد که هنگام مواجهه به یکدیگر، از نگاه مستقیم و خیره به هم بپرهیزند؛ اگر چیزی از آن‌ها می‌گیرند یا می‌گیرید از پشت پرده باشد که شأن نزول این آیه در مورد زنان پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم است و بنا بر نظر مفسرانی که این آیه را عام می‌دانند شامل تمامی زنان مسلمان می‌شود وگرنه جزو اختصاصات همسران پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم می‌شود.

 

راه علاج این درد دو مرحله هست:

1) علاج علمی: در این مرحله به مفاسد این کار فکر کند و آیاتی از قرآن را که به‌شدت نهی و تهدید کرده با خود تکرار کند؛ مانند اینکه خداوند چشم‌های خائن و دزدانه را می‌بیند؛ که به‌صورت ضمنی انسان را مورد تهدید قرار می‌دهد یا روایاتی که تهدید به عذاب خداوند می‌کند.

مانند روایت رسول‌الله (صلی‌الله علیه واله و سلم) که هرکس چشمش را از حرام پر کند خداوند آن را در روز قیامت از آتش پر می‌کند، مگر آنکه توبه کرده باشد و بازگردد و فکر کند به نعمت‌هایی که به خاطر این کار از دست می‌دهد و توفیق‌هایی که از او سلب می‌شود.

2) علاج عملی: این است که با توسل به ساحت مقدس اهل‌بیت و دوری کردن از محیط‌هایی که او را به چنین کاری تشویق می‌کند و دوستی با انسان‌هایی که به این مسائل توجه دارند خود را از محیط گناه خارج کند.


پی‌نوشت:
1) میزان الحکمه، جلد 10، حدیث 19941 تا 19957
2) میزان الحکمه، جلد 10، حدیث 19962
3) میزان الحکمه، جلد 10، حدیث 19962
4) میزان الحکمه، جلد 10، حدیث 1998
5) نور، آیه 30 و 31
6) احزاب، آیه 53
7) غافر، آیه 19
8) احزاب، آیه 33 و 59

جمعه, 28 ارديبهشت 1397 04:12

ریا و راه‌کارهای مبارزه با آن

براي تشخيص ريا، راه‌هایی وجود دارد كه ازجمله در حديث شريفی از امیرمؤمنان (علیه‌السلام) برای افراد رياكار چند علامت و نشانه معین‌شده است.

حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید: لِلْمُرائِيِ اَرْبَعُ عَلاماتٍ: يَكْسِلُ اِذا كانَ وَحْدَهُ وَ يَنْشُطُ اِذا كانَ في النّاسِ و يَزيدُ في العَمَلِ اِذا اُثْنِيَ عليهِ وَ يَنْقُصُ مِنْهُ اِذا لَمْ يُثْني عَلَيهِ (1): رياكار چهار علامت دارد: اگر تنها باشد اعمال خود را با كسالت انجام می‌دهد و اگر در ميان مردم باشد بانشاط انجام می‌دهد، هرگاه او را مدح و ثناگویند بر عملش می‌افزاید و هرگاه ثنا نگويند از آن می‌کاهد.

در مسئله اخلاص در عبادت و دوري از ريا بايد كمال مراقبت را مبذول داشت؛ امّا گاهی اوقات اين مراقبت از حد عادی بيرون می‌رود و به‌صورت وسوسه درمی‌آید و به خصوص آن‌ها كه در آغاز راه هستند، بيشتر دچار این‌گونه وسوسه‌ها می‌شوند؛ در اینجا وظيفه آن است كه به وسوسه اعتنا نكنيم و همین‌که از خطور این‌گونه تصورات و اوهام ناراحت هستيم، دليل بر آن است كه ريايی در كار نيست و اين شيطان است كه می‌خواهد ما را از راه بازدارد؛ آری گاهی نيز شيطان به بهانه این‌که اين كار رياست مانع انجام كار نيك می‌شود.

شخصي خدمت حضرت پيامبر صلی‌الله عليه وآله وسلم عرض كرد: ای رسول خدا! بعضی از ما در حال روزه يا مشغول نماز است و شيطان او را وسوسه می‌کند و می‌گوید تو رياكاری! حضرت فرمود: هرگاه چنين شد بگوييد: خدايا به تو پناه می‌برم و تو از حال من آگاه‌تری و به وسوسه شيطان اعتماد نكند و كارش را دنبال كند. (2)

برای دفع وسواس در عبادات توجه به اين نكته كه در چهل حديث حضرت امام آمده است مناسب است به اينكه: خلوص از همه مراتب آن از مختصات اولياست و ديگران در آن شريك نيستند و اتصاف عامه مردم به یک‌مرتبه از آن نقص آن‌ها به‌حسب آن مقام كه دارند نيست و به ايمان آن‌ها يا اخلاص آن‌ها ضرر نمی‌رساند؛ مثلاً نفس عامه مردم به‌حسب جبلت (3) مايل است كه خيرات آن‌ها پيش مردم ظاهر گردد، گرچه خيرات را به نيت ظاهر شدن نكنند، ولي نفسشان مسطور به اين حب است؛ اين موجب بطلان عمل يا شرك و نفاق و كفر نيست گرچه اين نقص اولياست و در نظر ولي يا عارف بالله شرك و نفاق است و تنزيه از مطلق شرك و اخلاص از همه مراتب آن، اول مقامات اولياست. (4)

يكی از مهم‌ترین عوامل ريا، نداشتن بينش و معرفت صحيح نسبت به خود و جهان و نسبت خلق با خالق است كه البته اين بينش صرف دانستن نيست؛ بلكه بايد معرفت قلبی و يقين نسبت به اين مطلب ايجاد شود كه اگر خدا وارد قلب ما شد شيطان و غير خدا را به آن راهي نيست؛ لذا تقويت ايمان و معرفت نفس و معرفت رب در حصول اخلاص امری ضروري است.

حضرت امام خمينی (ره) در چهل حديث در تصحيح بينش برای خلاصي از ريا می‌فرماید: حال ای عزيز، فكری كن و چاره‌ای برای خود پيدا كن و بدان كه شهرت پيش اين مردم ناچيز، چيزي نيست و قلوب اين مردم كه اگر گنجشكي بخورد سير نمی‌شود، قدر و قابليتي ندارد؛ و اين مخلوق ضعيف را قابليتی نيست؛ قدرت، فقط در دستگاه قدس ربوبيت پيدا می‌شود و فاعل علی الا طلاق و مسبب‌الاسباب، آن ذات مقدس است؛ تمام مخلوقات اگر پشت‌به‌پشت هم دهند كه يك پشه خلق كنند نتوانند؛ قدرت پيش حق‌تعالی است؛ اوست مؤثر در تمام موجودات، با هر زحمت و رياضتی شده در قلب خود با قلم عقل نگارش ده كه لاموثر فی الو جود الا الله: نيست كاركني دردار تحقق جز خدا. (5)

توجه به اين مطلب يكی از اوصاف متقين است كه خدا در دل‌وجانشان بزرگ است و غير او در نظرشان خرد و ناچيز، همچنان که حضرت امير (علیه‌السلام) در خطبه همام می‌فرماید: عظم الخالق فی انفسهم و صغر ما دونه فی اعينهم؛ (6) اما از بعد روان‌شناختی يكی از علل مهم ريا، مشكل خودنمایی است كه برای درمان آن شناسايی انگیزه‌های آن لازم است؛ تا متناسب با هرکدام راه‌حلی بيابيم؛ البته قبل از بحث لازم است بگويم كه خودنمايی می‌تواند در لباس، علم، مهمانداری، ورزش و عبادت و چیزهای دیگر ظاهر شود.

 

1) ستايش خواهی: ميل به خودنمايی، خواستاری جلب‌توجه، دوستداری سرشناس شدن و مقبوليت اجتماعی از نيازهاي عاطفی و روانی افراد به شمار می‌رود؛ اما در جوان، اين ميل زنده‌تر و فعال‌تر است. (7)

درمان كلی: ما بايد مراقب باشيم كه اين ميل را به مسائل عبادی و بندگی سرايت ندهيم؛ اما در بقيه كارها تا حدی اين ميل پذیرفته‌شده است و حتی باعث رشد می‌گردد؛ مثلاً اشكالی ندارد فرد مثلاً باکار هنری و يا درخشيدن در يك كار اين ميل را ارضا كند؛ البته اين كار بايد به‌گونه‌ای انجام شود كه باعث خودخواهی و غرور نشود.

2) احساس حقارت: ضعف‌ها و زبونی‌ها، كمبودها و نارسایی‌ها، ناداری‌ها و ناتوانی‌ها و بالاخره کاستی‌ها و عقب‌ماندگی‌ها در زندگی عموم افراد، مسائلی هستند كه آنان را به احساس كمتری و كوچكی و حقارت وامی‌دارد؛ (8) حال گاهی فردی براي جبران اين كمبودها دست به اعمال جبرانی می‌زند تا اعلام كند كه من چيزی كم ندارم؛ اما اغلب اين جبران، مشكلاتی به بار می‌آورد؛ فردی كه از درون احساس پوچی می‌کند، به هر ترفندی چنگ می‌زند تا از آن نجات يابد؛ اما همه بی‌فایده‌اند؛ او بيشتر تلاش می‌کند به ديگران بنماياند كه او چيزی كم ندارد؛ (9) و اين خودنمايی و تظاهر را در لباس، گفتار و نوع كلمات، شیوه‌های رفتاری حتی در عبادات نشان می‌دهد.

درمان: از منظر روان‌شناسی، عقده حقارت از وجود نقص در بدن، محروميت روحی و مادی، رفتار خشن اطرافيان لغزش‌های اخلاقی و تداعی و تجديد خاطر آن‌ها و وجود يك خاطره تلخ و حادثه غمبار رخ می‌دهد؛ البته هميشه عقده حقارت به شكل خودنمايی و تظاهر خود را نشان نمی‌دهد بلکه گاهي باعث گوشه‌نشینی، خودخوری و سرانجام افسردگی می‌گردد. (10)

در درمان بايد به اين نكته توجه داشت كه:

1) احساس حقارت: زنگ خطر و موهبتی است كه انسان را می‌تواند آگاه كند تا او بااراده خود دنبال حل مشكل برآید.

2) عقده حقارت: عقده حقارت وقتی است كه انسان در ابتدا احساس حقارت می‌کند و بعد او در پی درمان برنمی‌آید و آن را قبول می‌کند و برای خود بازگو می‌کند؛ پس جلوي خطر را زودتر بگيريم: احساس حقارت، ادراك حقارت، عقده حقارت.

دكتر برامينس می‌گوید هنگامی‌که به حقارت و عدم‌کفایت خود معتقد شديم خود را زنداني کرده‌ایم. (11)

بهترين راه درمان در اين قسمت بدين قرار است:

الف) انسان بايد از خود و استعدادهايش ارزيابی بالايی داشته باشد؛ سرمايه توانایی‌های ما محدود نيست؛ اگر نقصی در جسم و روحمان داريم، سعی كنيم استعدادهای بالقوه مثبتمان را بسيج كنيم و به مسير خود حركت دهيم؛ موفقیت‌های جانبازان، معلولين سرمشق ماست.

ب) گاهی فراموشی گذشته، خود نعمت است؛ اين امر باعث آرامش خاطر انسان می‌شود؛ گاهی لازم است انسان با مشكلات كنار بيايد؛ گذشته تلخ خود را فراموش كند و واقع‌بین باشد تا درمان شود.

ج) جايگزين كردن افكار مثبت در ذهن، تلقين مثبت، استفاده از كلمات با بار هيجانی مثبت (عدم هم‌نشینی با افراد منفی‌باف)

د) تلاش و كار بهترين درمان است؛ كار، جسم را ورزيده، روح را بانشاط می‌کند؛ امروزه كاردرمانی به‌عنوان يكی از درمان‌های موفق در افسردگی، اضطراب، حقارت به شمار می‌رود. (12)

3) اختلال شخصيت نمايشی: ويژگی اصلی اين اختلال رفتار توجه طلبانه و هيجان پذيری «مفرط و فراگير» است؛ اين الگو در اوايل بزرگ‌سالی و در زمینه‌های گوناگون ظاهر می‌شود؛ ازجمله اختلال‌های ديگری كه جنبه تظاهر دارد، اختلال شخصيت خودشيفته و اختلال ساختگی (تمارض) است. (13)

درمان: اين بیماری‌ها با مراجعه به مشاوره‌های روان‌شناسی و انجام تمرین‌های خودیاری كه مشاور به انسان می‌دهد، قابل‌درمان است؛ اين قسم (اختلالات شخصيت نمايشی، خودشيفته و ساختگي) از موارد قبلي بسيار وخیم‌تر است كه روان‌درمانی و گاهی (دارو درمانی) می‌طلبد؛ و اراده فرد و كمك اطرافيان در حل اين مشكل بسيار مهم است.

4) جلب منفعت و دفع ضرر: گاهی انسان به خاطر كسب منفعت و دفع ضرر در ديگران تظاهر و خودنمايی و ريا می‌کند؛ در كارهای خير لازم به ظاهرسازی دروغين نيست؛ اما برخی برای جلب منفعت و دفع خطر و ضرر از اين ترفندها كمك می‌گیرند (يكی از راه‌هایی كه شيطان از آن برای فريب استفاده می‌کند همين راه است).

طبق آنچه گفته‌شده بايد بگوییم ريا و تظاهر مذموم، اغلب به خاطر احساس حقارت، عدم ارزشمندی و عزت‌نفس، غفلت از استعدادهای بالفعل و بالقوه و فزون‌خواهی و هوای نفس پديد می‌آید؛ حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند: نفاق المرء من ذل يجده فی‌نفسه (14): دورويی و تظاهر فرد به خاطر احساس کوچکی‌ای است كه فرد در خود احساس می‌کند.

در جمع‌بندی مطالب و بيان روش‌های عملی ديگر نكات ذيل تقديم می‌گردد:

1) توجه به جايگاه و مقام و منزلت خود؛ انسان خلیفه‌الله و مسجود ملائك است؛ رسد آدمی به‌جایی كه به‌جز خدا نبيند      بنگر كه تا چه حد است مقام آدميت

2) صلوات بر پيامبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام.

پيامبر صلی‌الله عليه وآله وسلم فرمودند: الصلاة علی و علي اهل‌بیتی تذهب بالنفاق (15): صلوات بر من و اهل‌بیتم نفاق را زایل می‌کند.

3) توجه به اينكه كه ريا لذت آنی و رضايت مخلوق را در پی دارد، كه هر دو گذراست؛ ولی اخلاص لذت عقلی و رضايت خداوند و كمال فرد را در پي دارد كه جاويد و ماندگار است.

4) توجه به توبيخ خداوند در روز قيامت كه به بنده‌اش می‌گوید: ثواب عملت را از آن‌کسی بخواه كه برايش عمل انجام دادی. (16) 

5) فرد رياكار به خاطر تعارضی كه در درون (وجدان) و رفتار بيرونی دارد، اعمالش به‌طور واضح (اغلب اوقات) مشخص است كه رياكارانه است؛ به همين خاطر بيشتر مردم به او با دید منفی نگاه می‌کنند و او از محبوبيت دلخواه برخوردار نمی‌شود.

6) مبارزه با خودخواهی و صفات منفی که همه ريشه در خودخواهي دارند؛ (16) اگر با خود صفت به‌تنهایی مبارزه شود و حس خودخواهی باقی‌مانده باشد، بازهم صفت ريا از آن رشد می‌کند.

7) كوشش در تقويت فضائل و انجام عبادات؛ چون بين فضایل و رذایل تلازم است؛ هرقدر كفه فضایل سنگین‌تر شود، كفه رذايل سبک‌تر و بی‌وزن‌تر می‌گردد. (تقويت فضائل = تضعيف رذایل) (17)

8) معاشرت با افراد مخلص؛ كه باعث تقويت روحی انسان می‌شود و خود يك الگوی عملی زنده برای حركت ماست.

9) دعا و توسل به اهل‌بیت علیهم‌السلام؛ برای خلاصی از شر شيطان و هوای نفس و درخواست توفيق عمل خالصانه.

10) ازدياد بينش و آگاهی درباره هدف خلقت، حقيقت عبوديت، صفات خدا و...

11) خود تشویقی (هنگام انجام عمل خالصانه) و خود تنبیهی (هنگام تظاهر مثل انفاق كردن)

12) تلقين این‌که عمل رياكارانه عمل پوچی است.

13) ذكر گفتن مدام که باعث غفلت زدايی می‌گردد، صلوات و لا اله الا الله گفتن.

14) توجه به اينكه حقيقت ريا، استهزاء و تمسخر خداست؛ نديدن و لحاظ نكردن خدايی كه ناظر است. (18)


پی‌نوشت:
1) ميزان الحكمه، جلد 2، صفحه 1020، چاپ جديد
2) مجلسی، محمدتقی، بحارالانوار، جلد 69، صفحه 295
3) طبع
4) چهل حديث، حضرت امام خمينی، موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام (ره)، بحث ريا. صفحه 49
5) چهل حديث، همان، صفحه 45
6) ترجمه اخلاق، جباران محمدرضا، انتشارات هجرت، جلد 1، صفحه 64
7) دنيای جوان، دكتر قائمی، علی، انتشارات سازمان ملی جوانان، صفحه 140
8) نيازهای جوانان، صادقي اردستاني احمد، قم، نشر خرم، 1376، صفحه 231
9) آدلر می‌گوید خودنمايی واكنش است در برابر احساس حقارت واقعی يا خيالی، ر.ك: خود و ناخود، اكبری، محمود، نشر سماء 1381، صفحه 154
10) نيازهای جوان، صفحه 232
11) همان، صفحه 249-245، (اقتباس)
12) همان، صفحه 249-245، (اقتباس)
13) اختلال‌های روانی DSM-4-IR، دكتر محمدرضا نیک‌خو، 1381، انتشارات سخن، صفحه 7680 و 1044 و 1039 اقتباس.
14) محمدی ری‌شهری، ميزان الحكمه، چهارجلدی، دارالحديث، قم ج 4، صفحه 3338
15) ميزان الحكمه، جلد 4، صفحه 3344

16) ر.ك: معراج السعادة

17) سادات، محمدعلی، اخلاق اسلامی، 1368 چاپ ششم، نشر سمت، صفحه 265 (اقتباس)
18) همان، صفحه 266
19) شيخ عباس قمی، خلاصه معراج السعاده، مؤسسه درراه حق

یکشنبه, 26 فروردين 1397 13:58

حکم روزه هنگام تلاوت غلط قرآن

آیا غلط خواندن قرآن،‌ روزه را باطل می‌کند؟

همه مراجع: اگر کسی در ماه رمضان آیه قرآن یا حدیثی را به‌اشتباه غلط بخواند، روزه‌اش باطل نمی‌شود. (1)


پی‌نوشت:
1) توضیح المسائل ده مرجع، مسئله‌ی 1596 و 1598

 

چهارشنبه, 14 تیر 1396 15:55

زمان بلوغ پسران

من یک پسر هستم و می‌خواستم بدانم از کی تکالیف دینی برای من واجب می‌شود؟
حساب کنید اگر از زمان تولدتان 14 سال و 6 ماه و 20 روز شمسی گذشته باشد بالغ شده‌اید. البته علائم بلوغ یکی از سه مورد ذیل هست:

1) تمام شدن 15 سال قمری (14 سال و 6 ماه و 20 روز شمسی)؛

2) محتلم شدن (در خواب یا بیداری)؛

3) روئیدن موی درشت و ضخیم بالای عورت.

بنابراین: در صورت به وجود آمدن هر یک از شرایط بالا شما بالغ شده‌اید.(1)


پی نوشت:

1)سایت مقام معظم رهبری امام خامنه‌ای

فرات بن ابراهیم در تفسیر خود روایت می‌کند:

جابر به حضرت ابوجعفر امام باقر علیه‌السلام عرض کرد فدایت شوم، ای پسر رسول الله! حدیثی درباره جده‌ات حضرت زهرا (س) و در فضیلت و شرافت آن بی‌بی برای من نقل کن که چون من آن را برای شیعیان بازگو کنم، خوشحال شوند.حضرت باقر علیه‌السلام فرمودند: پدرم برای من حدیث کرد از جدم از رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم که چون روز قیامت بر پا شود، برای هر یک از انبیاء و مرسلین منبری از نور نصب می‌کنند و منبر من در آن روز از همه منابر بلندتر است. پس از آن خداوند می‌فرماید: «یا محمد اخطب؛ ای محمد خطبه بخوان» و من خطبه‌ای می‌خوانم که هیچ‌یک از انبیاء و رسل همانند آن را نشنیده‌اند و سپس برای هر یک از اوصیاء پیمبران منبری از نور نصب می‌کنند و برای وصی من امام علی علیه‌السلام در وسط آن منبرها منبری از نور نصب می‌کنند و منبر او از همه منبرهای آنان بلندتر است. سپس خداوند می‌فرماید: «یا علی اخطب؛ ای علی خطبه بخوان!» پس علی خطبه‌ای می‌خواند که هیچ‌یک از اوصیاء پیامبران همانند آن را نشینده اند. پس از آن برای اولاد انبیاء و مرسلین منبرهایی همانند آن منبرها نصب می‌کنند و برای دو فرزند و دو سبط من و دو ریحانه من در ایام حیات و زندگانیم، منبری از نور می‌باشد. سپس به آن دو گفته می‌شود: «اخطبا! خطبه بخوانید!» پس آنان دو خطبه می‌خوانند که هیچ‌یک از اولاد انبیاء و مرسلین همانندش را نشنیده‌اند.
«ثم ینادی المنادی و هو جبرئیل علیه‌السلام: أین فاطمة بنت محمد؟ أین خدیجة بنت خویلد؟ أین مریم بنت عمران؟ أین ءاسیة بنت مزاحم؟ أین أم کلثوم أم یحیی بن زکریا؛ سپس منادی که جبرئیل علیه‌السلام است ندا کند: کجاست فاطمه دختر محمد؟ کجاست خدیجه (س)؟ کجاست مریم (س)؟ کجاست آسیه (س)؟ کجاست ام کلثوم مادر یحیی بن زکریا؟» و همگی برمی‌خیزند. در این حال خداوند تبارک‌وتعالی می‌گوید: ای اهل جمع و ای مجتمعین در محشر! امروز کرم برای کیست؟! محمد و علی و حسنو حسین می‌گویند: لله الو «حد القهار؛ کرم فقط از خداوند واحد قهار است.»
خداوند می‌گوید: ای اهل محشر! من کَرَم را برای محمد و علی و حسن و حسین و فاطمه قرار دادم! ای اهل محشر! اینک سرهای خود را فرود آورید و چشمان خود را فرو افکنید که فاطمه به سوی بهشت می‌رود. در این حال جبرئیل برای او یک ناقه از ناقه‌های بهشتی را می‌آورد که دوپهلویش فرو هشته است و دهانه‌اش از لؤلؤ است و بر روی آن ناقه، جهازی از مرجان است و آن ناقه در برابر حضرت زهرا می‌خوابد و حضرت بر آن سوار می‌شوند و خداوند یک ‌صد هزار فرشته برمی‌انگیزد تا از جانب راست او حرکت کنند و یک‌صد هزار فرشته دیگر برمی‌انگیزد تا از جانب چپ او حرکت کنند و یک‌صد هزار فرشته دیگر برمی‌انگیزد تا فاطمه را بر روی بال‌های خود می‌گیرند و حرکت داده و تا در بهشت می‌آورند. چون به در بهشت می‌رسد، نگاهی به این‌طرف و آن‌طرف می‌افکند. خداوند خطاب می‌کند: ای دختر حبیب من! علت این توجهت به اطراف چیست؟ در حالی که من تو را به بهشت خودم دلالت کردم! فاطمه می‌گوید: ای پروردگار من! من دوست دارم که قدر و منزلت من در امروز شناخته شود! خداوند می‌فرماید: ای فاطمه، ای دختر حبیب من! برگرد و ببین که در قلب هر که محبت تو یا محبت یکی از ذریه تو باشد، دست او را بگیر و داخل در بهشت بنما!
حضرت باقر علیه‌السلام گفتند: ای جابر سوگند به خداوند که فاطمه در آن روز چنان شیعیان و محبان خود را جدا می‌کند همانند پرنده‌ای که دانه‌های خوب را از دانه‌های بد جدا می‌کند. چون فاطمه با شیعیان خود به در بهشت برسند، خداوند در دل آن‌ها می‌اندازد که نگاهی به اطراف بنمایند و چون به اطراف نظر کنند خداوند می‌فرماید: ای محبان من! سبب التفات و توجه شما چیست؟! من که فاطمه دختر حبیب خود را شفیع شما قرار دادم! شیعیان می‌گویند: ای پروردگار ما دوست داریم که قدر و منزلت ما در امروز شناخته شود! خداوند می‌فرماید: ای حبیبان من! برگردید و نظری بیفکنید و ببینید، هر کس شما را به جهت محبت به فاطمه دوست داشته است، هر کس شما را به جهت محبت به فاطمه غذا و طعام داده است، هر کس شما را به جهت محبت به فاطمه پوشانیده است و هر کس شما را به جهت محبت به فاطمه آشامیدنی خورانده است؛ نظر کنید و ببینید، هر کس به جهت محبت به فاطمه زشتی و غیبتی را از شما برگردانیده است؛ دست او را بگیرید و داخل در بهشت بنمایید!
حضرت باقر علیه‌السلام فرمودند: سوگند به خدا که در میان مردم غیر از کافر و منافق و شک کننده در امر توحید هیچ‌کس باقی نمی‌ماند و چون اینان را در دوزخ ببرند در میان طبقات آن ندا کنند -همان‌طور که خدای تعالی فرموده است: «فما لنا من شافعین * و لا صدیق حمیم؛ از برای ما هیچ شفیعی نیست و هیچ دوست مهربانی نیست»، «فلو أن لنا کرة فنکون من المؤمنین؛ ای کاش برای ما یک بازگشت به دنیا بود تا از مؤمنان بودیم» (1)
حضرت فرمودند: هیهات هیهات! از آنچه طلب می‌کنند منع می‌شوند. «و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه و إنهم لکـ» ذبون؛ و اگر آن‌ها را به دنیا برگشت دهند، هر آینه به همان کارهایی دست می‌زنند که از آن نهی شده‌اند و آنان از دروغگویانند» (2) (3)
در «علل الشرائع» از محمد بن مسلم روایت کرده است که گفت من از حضرت باقر علیه‌السلام شنیدم که می‌گفت: برای فاطمه در روز رستاخیز موقف خاصی در جهنم است. چون روز قیامت شود در پیشانی هرکسی نوشته می‌شود که این مؤمن است و یا کافر است؛ و به محبی که گناهانش بسیار باشد، امر می‌شود که به آتش برود. چون فاطمه بر روی پیشانی او می‌خواند که: محب نوشته است، می‌گوید: «إلهی و سیدی سمیتنی فاطمة و فطمت بی من تولانی و تولی ذریتی من النار! و وعدک الحق و أنت لا تخلف المیعاد؛ ای خدای من و آقای من! تو مرا فاطمه نام گذاردی و به واسطه من هرکسی ولایت من و ولایت ذریه مرا داشت از آتش برکنار داشتی! و وعده تو حق است و تو خلف وعده نمی‌فرمایی».
خداوند عزوجل می‌فرماید: «صدقت یا فاطمة؛ إنی سمیتک فاطمة و فطمت بک من أحبک و تولاک و أحب ذریتک و تولاهم من النار! و وعدی الحق و أنا لا أخلف المیعاد؛ ای فاطمه راست می‌گویی؛ من نام تو را فاطمه (برنده و جداکننده از آتش) گذاردم و به واسطه تو هر کس تو را دوست داشته باشد و ولایت تو را داشته باشد و ذریه تو را دوست داشته باشد و ولایت آن‌ها را داشته باشد، من آن‌ها را از آتش جدا می‌کنم! و وعده من حق است و من خلف وعده نمی‌کنم!» و این بنده خودم را امر به آتش کردم تا تو درباره او شفاعت کنی و شفاعت تو را بپذیرم؛ تا اینکه برای فرشتگان من و پیغمبران من و مرسلین از جانب من و برای اهل موقف، موقف خاص تو نسبت به من و مکانت و منزلت تو در نزد من مبین و روشن گردد! پس در پیشانی هر کس مؤمن نوشته شده بود دست او را بگیر و او را داخل در بهشت بنما! (4) (5)


پی‌نوشت:

1)شعراء/ 100-102

2)انعام/ 28

3)تفسیر فرات بن ابراهیم، سوره شعراء/101 ص 113 تا 115 و بحارالانوار، ج 8 ص 51-52

4)علل الشرائع طبع نجف، باب 142، ص 179

5)سید محمدحسین حسینی تهرانی- معادشناسی جلد 9- صفحه 204-211