مرسلون

محمد پور مهدی

محمد پور مهدی

چهارشنبه, 26 ارديبهشت 1397 07:32

عصر شکوفایی

بشر از ابتدای خلقت تابه‌حال به دنبال محقق شدن زندگی و حیاتی بوده که در آن حکم خدا اجرا می‌شود و بهشتی از نوع زمینی باشد؛ ولی این امر درنهایت ، به دست فرزندی از فرزندان نبی خاتم صلی‌الله علیه وآله وسلم یعنی مهدی علیه‌السلام محقق می‌شود؛ لطفاً به حدیثی که یکی از بزرگان اهل تسنن یعنی علامه سیوطی نقل می‌کند توجه بفرمایید:

عن النبی: یکون فی امتی المهدی ... تنعم أمتی فی زمانه نعیما لم یتنعموا مثله قط ... یرسل الله السماء علیهم مدرارا و لاتدخر الأرض شیئا من نباتها (1): مهدی در امت من خواهد بود ... در زمانش امت من از نعمت‌هایی بهره خواهند برد که مثل آن تابه‌حال متنعم نشده‌اند... خدا آسمان پرباران بر آنان می‌فرستد و زمین چیزی از گیاهان خود را دریغ نمی‌دارد.


پی‌نوشت:

1) العُرف الوَردِیّ فی أخبار المهدی، العلامة جلال‌الدین السیوطی، صفحه‌ی 68-69، حدیث 48

چهارشنبه, 22 فروردين 1397 13:13

غم و شادی

قرآن می‌فرماید: الذی احسن کل شیء خلقه (1): خداوندی که هر چیزی را که آفرید، نیکو آفریده است.

و در جای دیگر می‌فرماید: و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها (2): و اگر نعمت‌های خدا را شماره کنید، نمی‌توانید آن‌ها را بشمارید.

حقیقتاً اگر به دیده‌ی انصاف بنگریم درمی یابیم که خداوند کمِ هیچ مخلوقی نگذاشته است؛ هر انسانی در زندگی در جستجوی کمال است و برای رشد و کمال خود نیاز نقشه‌ی راه و الگوی مناسبی است که بتواند او را به مقصد برساند، زیرا بدون نقشه و الگو، انحراف، قطعی خواهد بود؛ تنها نقشه‌ی راه کتاب‌های آسمانی و تنها الگوی کمال که انسان را می‌تواند به سر منزل مقصود برساند، حضرات انبیاء و امامان معصوم (علیهم‌السلام) هستند؛ معصومین (علیهم‌السلام) تربیت یافتگان حق تعالی هستند و از هر خطا و لغزشی محفوظ‌ هستند؛ از این رو می‌توان بهترین الگو برای هدایت انسان‌ها و چراغ روشنگری برای جهان بشریت باشند؛ همان طور که در مکتب ما از هرزگی و بزهکاری و لودگی و پوچ‌گرایی و خشک زیستن و لذت‌های حرام نهی شده، تفریح و ورزش و لذت‌های ماندگار و سالم را امری ضروری دانسته و به آن سفارش نموده است، به حدی که در روایات ما فرموده‌اند: با لذائذ حلال و تفریحات سالم است که می‌توانید به سه بخش دیگر زندگی که عبادات و کار و استراحت باشد توفیق یابید؛ هر انسانی فطرتاً دنبال شادی و نشاط است و دوست دارد که هم خود شاد باشد و هم دیگران را شاد ببیند؛ در حال نشاط و شادی است که همه‌ی کارهای عبادی و اجتماعی و سیاسی باکیفیت و اعتدال انجام می‌شود؛ انسان افسرده و غمگین نه حال کار درست را دارد و نه می‌تواند در حال افسردگی کار را درست به انجام برساند؛ لذا انسان و جامعه باید بانشاط و آرامش و سرور زندگی کند تا به اهداف عالی خود برسد.

عبور از صراط از مهم‌ترین مراحل سعادت بشر است؛ اساس عبور از صراط در آخرت، عبور از صراط در دنیاست؛ در حقیقت صراط آخرت تجسم صراط دنیاست؛ این است که در هر نمازی دو مرتبه از خداوند می‌خواهیم که ما را به صراط مستقیم خودش که همان راه اهل بیت (علیهم‌السلام) است، هادی و رهنمون باشد؛ ارتباط و پیوند با اهل بیت (علیهم‌السلام) یکی از عوامل مهم عبور از صراط، بلکه خود عبور از صراط است؛ چیزی که قرار گرفتن در صراط اهل بیت (علیهم‌السلام) را برای ما آسان و روان می‌کند، ذکر و یاد آنان است؛ از این رو در روایات توصیه‌ی فراوان به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد شده است و آن را یکی از عوامل عبور از صراط دانسته‌اند.

از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) چنین روایت شده است: الصلاة علی نور الصراط و من کان له علی الصراط من النور لم یکن من اهل النار (3): صلوات بر من، نور صراط است و کسی که برای او بر صراط نور باشد، از اهل آتش نیست؛ صلوات نوری است که راه سعادت را برای انسان روشن می‌کند؛ کسی که نور دارد، به بی‌راهه نمی‌رود و در دره‌های ضلالت فرو نمی‌افتد و به لغزشگاه‌ها گرفتار نمی‌آید.

غم و شادی از حالات انسان است و از لوازم و حالاتِ جدایی ناپذیر نفس آدمی است؛ اصلاً زندگی بدون غم و شادی معنا و مفهومی ندارد؛ برخی پدیده‌ها موجبات نشاط و شادی انسان را فراهم می‌سازند و برخی دیگر انسان را در غم و اندوه خویش فرو می‌برند؛ این دو حالت که در برابر هم قرار دارند و هم دیگر را نفی می‌کنند، نه به‌طور مطلق ممدوح و پسندیده است و نه به‌طور عام مذموم و ناپسند است؛ حسن و قبح هر یک به مورد و انگیزه‌ی آن بستگی دارد؛ چه‌بسا شادی‌هایی که منشأ آن جهالت و نادانی است و سرانجامی جز شقاوت و بدبختی نصیب انسان نمی‌سازد و چه غم‌هایی که در دل خود یک دنیا شادی و شاد کامی به همراه می‌آورد؛ اما در این میان آنچه اصالت و شرافت دارد، شادی است؛ بدان معنا که اساس خلقت و فطرت بر شادی بنا نهاده شده است؛ اگر اندوهی هم باشد، اندوهی گذراست؛ فطرت انسان همیشه به دنبال شادی و در جست و جوی شادی بوده است.

 

نشانه‌هایی از اصالت شادی:

گواهی فطرت:
فطرت انسان، شادی را دوست دارد؛ مردم هزینه می‌کنند تا شاد باشند، شاد زندگی کنند و غم و اندوه را از خودشان بزدایند؛ انسان در حالت نشاط و شادی در انجام امور و مسئولیت‌ها و وظایف خویش موفق‌تر و جدی‌تر است؛ غم چیز خوبی نیست و اساساً فطرت انسان به دنبال غم و اندوه نیست، هر چند گاهی غم انسان را می‌گیرد، یا پیشامدی موجب اندوه انسان می‌گردد؛ فطرت و روح انسان با شادی مأنوس است و شاد زیستن را می‌پسندد.

جنود عقل:
امام صادق (علیه‌السلام) در حدیث عقل و جهل، جنود و لشکریان هر یک را تشریح و تبیین فرموده و توصیه به شناخت آن می‌نمایند؛ عقل را منشأ همه‌ی خوبی می‌دانند و آن را همانند درخت سترگی که دارای ریشه‌های محکم و تنه استوار است بر شمرده، صفات نیک و پسندیده‌ای همچون سخاوت، ایمان صله‌ی رحم و احسان به دیگران را شاخه‌های آن می‌دانند؛ در این حدیث امام (علیهم‌السلام) هفتاد و پنج لشکر برای عقل و هفتاد و پنج لشکر هم برای جهل بر شمرده‌اند؛ حدیث بسیار زیبایی است؛ امام خمینی (ره) این حدیث را شرح کرده‌اند و در کتابی به نام «شرح جنود عقل و جهل» به چاپ رسیده است؛ اما متأسفانه شرح آن ناتمام مانده و به آخر نرسیده است؛ در این حدیث وقتی امام صادق (علیهم‌السلام) جنود و لشکریان عقل و جهل را بیان می‌فرمایند، فرح و شادی را از لشکریان عقل معرفی می‌نمایند و حزن و اندوه را از لشکریان جهل، نشاط را جنود عقل و کسالت را از جنود جهل می‌دانند؛ اگر کسی بدون دلیل موجه و در موردی که نا به‌جاست، غم و غصه بخورد، درباره‌ی او می گویند: عجب آدم بی‌عقلی است! اگر عقل داشت برای این مسائل غم و غصه نمی‌خورد! چون غم و اندوه بی‌مورد کاری جاهلانه است.

 

زمینه‌های اندوه
اگر کسی به دنبال غم و غصه است و زمینه‌های آن را برای خود فراهم می‌کند، این نشأت گرفته از جهل و نادانی اوست؛ اما انسان عاقل همیشه زمینه‌های شادی را برای خودش فراهم می‌کند.
از امام صادق (علیهم‌السلام) روایت شده است که سه چیز را پیامبران از همدیگر ارث بردند: از آدم (علیهم‌السلام) آغاز شده تا این که به رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) رسیده است؛ و آن این است که همواره در بامداد این دعا را می‌خوانند: اللهم انی اسألک ایمانا تباشر به قلبی و یقیناً حتی اعلم انه لن یصیبنی الا ما کتبت لی و رضنی من العیش بما قسمت لی (3): خدای من! از تو ایمانی ثابت درخواست می‌کنم که همیشه در قلبم برقرار باشد؛ و یقینی کامل تا بدانم که جز تقدیر تو به من نخواهد رسید و مرا در زندگانی به هر چه قسمتم کردی خشنود ساز! (4)


پی‌نوشت:
1) سجده، آیه 7
2) ابراهیم، آیه 34
3) بحار الأنوار (ط - بيروت)، جلد ‏91، صفحه 64، باب 29 فضل الصلاة على النبي وآله صلى الله عليهم أجمعين
4) الكافی (ط - الإسلامية)، جلد ‏2، صفحه 524، باب القول عند الإصباح و الإمساء

 

چهارشنبه, 22 فروردين 1397 12:32

تحمل گرفتاری‌ها

یکی از عرفای بزرگ زمان ما، خانمی داشت که شوهر خود را می‌زد، آزار می‌داد، حتی سم خورد که بمیرد تا شوهر او را به زندان ببرند یا اعدام کنند؛ ولی ایشان خانم خود را هم نجات داد؛ وقتی دید همسرش بعد از فوت معذب و گرفتار است، آن قدر برای او نماز و عبادت می‌کرد که خانم او از عذاب قبر نجات پیدا کند؛ این‌ها همه به خاطر شرح صدر است.

مرحوم حاج آقا دولابی می‌گفتند: برادرزن‌های این آقا آمدند و به آقا گفتند: خواهر ما خیلی شما را اذیت می‌کند، اجازه بدهید او را ببریم.

گفت: نه من اجازه نمی‌دهم.

گفتند: چرا؟

گفت: چون کسی غیر از من نمی‌تواند این خانم را تحمل کند و برادرها او را اذیت می‌کنند؛ مادرش هم او را اذیت می‌کند؛ ولی من می‌توانم او را تحمل کنم.

از بس شرح صدر داشت؛ انسان‌هایی که شرح صدر دارند، یک علامت آن این است که تحمل آن‌ها زیاد می‌شود؛ تحمل گرفتاری‌ها، یک علامت دیگر شرح صدر این است که در مصائب و بلاها و ناگواری‌ها و سختی‌ها تحمل انسان زیاد می‌شود؛ اگر همه مردم پشت سر او حرف بزنند.

می‌گوید: خوب بزنند؛ انسان‌های کوچک عصبانی می‌شوند، ولی انسان‌های بزرگ و سینه دار اصلاً اعتنایی نمی‌کنند؛ چون حرف مردم واقعیت را تغییر نمی‌دهد.

امام پنجم (علیه‌السلام) به هشام فرمودند: یا هشام لو کان فی یدک جوزة و قال الناس لولؤة ما کان ینفعک و أنت تعلم انها جوزة و لو کان فی یدک لولؤة و قال الناس انها جوزة ما ضرک و انت تعلم انها لؤلؤة (1): ای هشام! اگر در دست تو گردویی باشد و مردم بگویند که در دست تو مروارید است، سودی به حال تو ندارد، در حالی که می‌دانی آن گردو است؛ و اگر در دست تو مرواریدی باشد و مردم بگویند گردو است، تو را زیانی نمی‌رساند، در حالی که می‌دانی آن مروارید است؛ انسان بزرگ، ابتلا او هم بزرگ است و تحمل او هم خیلی بزرگ است؛ ابتلا، انسان را می‌سازد. این بلای دوست تطهیر شماست                علم او بالای تدبیر شماست

چرا بلای انبیا از همه بیشتر بوده؟ چون رشد و درجه‌ی آن‌ها هم از همه بیشتر بوده؛ فراوان روایت داریم که هر کس ایمان او بالاتر باشد، بلای او بیشتر است.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: انما المؤمن بمنزلة کفة المیزان کلما زید فی إیمانه زید فی بلائه (2): مؤمن همانند کفه‌ی ترازو است، هر چه بر ایمانش بیفزاید، بر بلایش افزوده شود.

هر چه ایمان و رشد انسان بالا می‌رود، بلای انسان هم بیشتر می‌شود؛ یعنی بیشتر او را تکان می‌دهند؛ ملّا عبدالله مثال خوبی زده است؛ می‌گوید: چوپان‌ها مشک را آن قدر تکان می‌دهند تا کره‌های آن جدا شود؛ خالص از ناخالص جدا شود؛ خدا هم مؤمنین و اولیای خودش را خیلی تکان می‌دهد.

قرآن می‌فرماید: أم حسبتم أن تدخلوا الجنة و لمّا یأتکم مثل الذین خلوا من قبلکم مستهم البأساء و الضراء و زلزلوا حتی یقول الرسول و الذین آمنوا معه متی نصرالله ألا إن نصرالله قریب (3): آیا گمان کردید داخل بهشت می‌شوید، بی آن که حوادثی همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانا که گرفتاری‌ها و ناراحتی‌ها به آن‌ها رسید و آن چنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادی که ایمان آورده بودند گفتند: پس یاری خدا کی خواهد آمد؟! آگاه باشید، یاری خدا نزدیک است! همین تکان دادن است که پیغمبر و اطرافیان او می‌گفتند: متی نصر الله؛ پس نصر خدا چه زمانی می‌رسد؟ یعنی آن قدر آن‌ها را تکان می‌دادند که منتظر فرج و گشایش بودند؛ شکیبایی در برابر مصیبت‌ها؛ یک علامت شرح صدر این است که انسان در برابر مصیبت‌ها مقاوم است.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در اوصاف مؤمن فرمودند: بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه (4): نشاط و شادابی را در چهره دارد و حزن و اندوه را در دل خود پنهان می‌کند.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: اربع من کنوز الجنة کتمان الفاقة و کتمان الصدقة و کتمان المصیبة و کتمان الوجع (5): چهار چیز از گنج‌های بهشت است؛ پنهان داشتن فقر و تنگدستی، پنهان داشتن صدقه، پنهان داشتن مصیبت و پنهان داشتن درد.


پی‌نوشت:
1) تحف العقول، صفحه 386.
2) الكافی (ط - الإسلامية)، جلد ‏2، صفحه 254، باب شدة ابتلا المؤمن.
3) بقره، آیه 214.
4) الكافی (ط - الإسلامية)، جلد ‏2، صفحه 226، باب المؤمن و علاماته و صفاته.
5) بحار الأنوار (ط - بيروت)، جلد ‏78، صفحه 208، باب 2، آداب المريض و أحكامه و شكواه و صبره و غيرها

 

استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.