مرتضی جلیلی

مرتضی جلیلی

الله اکبر فریادی است که استکباریان و ظالمان را ناامید از ظلم خویش و مظلومان را امیدوار به احقاق حق خویش می‌کند. نحن ابناء روح الله،

 

دوشنبه, 23 بهمن 1396 08:17

ولایت فقیه و تحریف انقلاب

معمولاً هر انقلابی در سرتاسر جهان به انحراف کشیده می‌شود. یکی از عمده دلایل این انحراف، عدم وجود رهبری خبره برای آن انقلاب می‌باشد. وجود رهبری به‌نوبه خود یک نعمت الهی محسوب می‌شود؛ چون باوجود شخصیت رهبری، انقلاب از انحرافات خود در امان می‌ماند و آرمان‌های انقلاب حفظ خواهد شد. همان‌طور که در قانون اساسی آمده است، جلوگیری از به وجود آمدن انحراف در مسیر انقلاب از وظایف رهبری خواهد بود. یکی از انحرافات، مسئله مصادره انقلاب مردم توسط استکبار جهانی است؛ که در انقلاب‌های عربی منطقه دیده شد.

 

یکی از عواملی که می‌تواند به اقتدار نظام اسلامی ضربه بزند، مسئله اختلاف طبقاتی در جامعه است. اختلاف طبقاتی، باعث می‌شود که قشر مرفه دچار خودکامگی مفرط گردد و همچنین قشر ضعیف و آسیب پذیر جامعه نیز هر روز بیش از پیش آسیب‌پذیرتر شود و زیر فشارهای اقتصادی له شود و در نتیجه نسبت به‌نظام اسلامی دلسرد شود. یکی از دلایلی که ملت عظیم ایران، انقلاب کردند همین مسئله اختلاف طبقاتی در رژیم منحوس پهلوی بود که به همه فشار وارد می‌کرد.

 

دوشنبه, 23 بهمن 1396 08:01

مدعیان احترام به دموکراسی

آمریکا، انگلیس و بعضی از روشنفکران وطنی حتی خنده دارتر سلطنت طلب‌ها مدعی احترام به دموکراسی هستن! ولی علیه نظام منتخب ایران از اول انقلاب، ضدیت نشان داده و حتی این تحجر خود را در مقاله‌ها و شبکه‌های متحجرانه‌ی خود با هزینه‌های گزاف رواج دادن!

 

دوشنبه, 23 بهمن 1396 07:32

سیطره‌ی انقلاب اسلامی

انقلابی ها علاوه بر اینکه ایران را ابر قدرت منطقه گرداندن، سیطره‌ی انقلاب اسلامی را تا دل اروپا و آمریکا نفوذ دادند و همیشه همراه مستضعفان تودهنی به مستکبران جهانی زدند، ولی ننگ بر اصولگرا و اصلاح طلبی که در ظاهر مختلف، ولی در اشرافیت متحدند!

الف) طرح مسائلی در مواجهه بافرهنگ بیگانه:
در مواجهه با فرهنگ بیگانه وظیفه چیست؟ با فرهنگ بیگانه که همان معارف و علوم مسئله‌سازی شده و بسط داده‌شده برای جواب‌گویی مسائل و نیازهای جامعه‌ی که جهان‌بینی متفاوت از ما دارند چه برخوردی داشته باشیم؟ یعنی الگو گیری از جامعه‌ی بافرهنگ متفاوت از ما باید چگونه باشد؟ یا اصلا نباید از جامعه‌ی دیگر بافرهنگ دیگر الگو گیری کرد؟ راهکار و اصل ثابت عقلی و اسلامی در این مواجهه چیست؟ سؤالاتی است که همه‌ی ما وظیفه‌ی داریم طرح کرده و پاسخ‌یابی کنیم؛ امام خامنه‌ای دراین‌باره می‌فرماید: فرهنگ غرب، مجموعه‌اى از زیبایی‌ها و زشتی‌هاست. هیچ‌کس نمى‌تواند بگوید فرهنگ غرب یکسره زشت است؛ نه مثل هر فرهنگ دیگرى، حتماً زیبایی‌هایى هم دارد. هیچ‌کس با هیچ فرهنگ بیگانه‌اى این‌گونه برخورد نمى‌کند که بگوید که ما درِ خانه‌مان را صد درصد روى این فرهنگ ببندیم؛ نه. فرهنگ غرب، مثل فرهنگ شرق، مثل فرهنگ هر جاى دیگر دنیا، یک فرهنگ است که مجموعه‌اى از خوبی‌ها و بدی‌هاست. یک ملت عاقل و یک مجموعه‌ی خردمند، آن خوبی‌ها را مى‌گیرد، به فرهنگ خودش مى‌افزاید، فرهنگ خودش را غنى مى‌سازد و آن بدی‌ها را رد مى‌کند. (1)

ب) پاسخ‌های اجمالی:
بالاخره، راه‌حل و رویکرد اصلی ما چیست؟ آیا ستیز و سلب است یا گرایش و استقبال تام می‌باشد یا استقبال مواردی از فرهنگ بیگانه که موجب تعالی فرهنگ و جامعه‌ی ما در مدار حق (تحقق آرمان‌های مکتبی‌مان) خواهد بود، هست.

ج) پاسخی با تائید عقل و وحی:
به نظر همین پاسخ سوم عقلانی‌تر و قرآنی‌تر است که الگو گیری از فرهنگ بی گانه تا جایی بهتر است که به التقاط و خودباختگی کشیده نشود زیرا مسلمانان تشنه‌ی حقیقت و کسانی که حقیقت‌جوی واقعی هستند حق‌طلب واقعی هم هستند یعنی طبق این اصل قرآنی که: فَوقَ کلُّ ذَی عِلمٍ عَلیم (2): یعنی آگاه‌تر از هر عالمی، عالمی است. به داشته‌های خود متعصب نبوده و غرور علمی ندارند پس کماکان در نزد هر واقعه یا نزد هر قولی تدبر و تفکر و تعمق دارند و تا آب حقیقت نجویند تشنه حقیقت هستند چون در سیره‌ی علمی خویش الگوی آن‌ها امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است که می‌فرماید: الْحِکْمَهُ ضَالَّهُ الْمُومِنِ فَخُذِ الْحِکْمَهَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ (3): دانش راستین گمشده مؤمن است، پس آن را فراگیر و بیاموز و لو از مردم منافق- پس شخص حق‌طلب و حق جو درنهایت عامل تمدن سازی و تعالی خواهد بود.


پی‌نوشت:
1) بیانات امام خامنه‌ی -دام ظلله العالی- در جلسه‌ی پرسش و پاسخ با جوانان، ۱۳-۱۱-۱۳۷۷.
2) قرآن، یوسف، ۷۶
3) نهج‌البلاغه، حکمت ۸۰.

 

موانع تمدن سازی بر مبنای معرفت توحیدی اسلام:
چون موانع توسعه‌ی تمدن نوین اسلامی زیاد می‌باشد حقیر، برای اینکه ارائه آن‌ها ملال‌آور و خسته‌کننده نباشد در فصل‌های متعدد و هرکدام از این فصل‌ها را در بخش‌های متعدد انشاء الله پوستر سازی و عنوان‌بندی کرده و ارائه خواهم داد و قطعاً توفیق از خداست. برای شروع، این فرمایش از امام خامنه‌ی مقدمه‌ی خوبی است ایشان دراین‌باره می‌فرمایند: یکی از سنگرهای دشمن برای تسلّط بر کشور ما، عبارت بود از تزریق بی‌اعتقادی به خود، بی‌اعتمادی به خود، نداشتن اعتمادبه‌نفس ملّی؛ در مقابل چشمشان زرق‌وبرق کشورهای غربی را مشاهده می‌کردند، پیشرفت‌های علمی و پیشرفت‌های فنّاوری و زرق‌وبرق تمدّنی مادّی آن‌ها را می‌دیدند و در [کشور] خودشان این‌ها نبود، در کشور این چیزها نبود، عقب‌ماندگی بود، لذا احساس بی‌اعتمادی به خود می‌کردند، احساس ناباوری به خود می‌کردند… این بی اطمینانی را تزریق کرده بودند در اذهان ملّت… یکی از سنگرهای دشمن در ایران، ناباوری ملّت به خود بود و یکی از سنگرهای بزرگ پیروزی ملّت و جوانان ملّت، باور به خود و روحیه‌ی «ما می‌توانیم» است.(1)

فصل اول: صفات و روحیات مانع توسعه تمدن نوین اسلامی
روحیه‌ی ما نمی‌توانیم:

الف) بی‌خبری و کم بینی داشته‌ها و ظرفیت‌های نظام معرفی خویش برای تمدن سازی:
بی‌خبری از فرهنگ و بسترها و ظرفیت‌های تمدن ساز مکتب توحیدی خویش، در ما موجب خودکم‌بینی و عدم اعتمادبه‌نفس فرهنگی شده و موجب دست کشیدن از تحقق آرمان‌های مکتب خویش شده، درنهایت موجب خودباختگی فرهنگی و مکتبی شده است؛ چنین روحیه‌ی اگر دامن‌گیر شیرها شود خوی روباهان و شغالان را خواهند گرفت الآن غرب با تبلیغات وسیع خویش که مدام با نشان دادن چهره‌های تمدن گریزان و تمدن سوزان داعشی و تکفیری وهابی قصد رسوخ دادن و ذائقه سازی کردن چنین روحیه‌ی در مسلمانان هستند؛ همچنین با معرفی کردن اسلام و مسلمانی با چنین افراد خشن و تمدن گریزی قصد دارند مسلمان از مسلمانی خود شرمنده و پشیمان باشد و غیرمسلمان هم نسبت به اسلام و مسلمانی بی‌میل و متنفر باشد، اسلامی که با مکتب و جهان‌بینی خویش از همان اوایل پیدایش خویش به اعتراف خود دانشمندان باانصاف اروپایی و غربی موجب تمدن سازی و فرهنگ‌سازی بوده است؛ امام خامنه‌ی -دام ظلله العالی- دراین‌باره می‌فرماید: متأسفانه نسل امروز از گذشته‌ی علمی ایران و اسلام بی‌خبر است؛ گاهی میگویند که فلان چیز قرون‌وسطایی است؛ غافل از این‌که قرون‌وسطی برای اروپا روزگار ننگ است، اما برای ما روزگار نور است؛ کتاب «تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری»، نوشته‌ی «آدام متز» (2) نشان می‌دهد که تمام محیط اسلامی، اصلاً بازار علم دنیاست و آن نقطه‌ی اصلی‌اش هم ایران است؛ یعنی همین اصفهان و ری و فارس و خراسان و هرات و مرو و … این شهرها مرکز و قله‌ی علم دنیا بوده است؛ اما متأسفانه نسل امروز این‌ها را نمی‌داند. این ندانستن، نه به معنای این است که همین مطالبی را که من گفتم، نمی‌داند؛ چرا، این مطالب را صدبار شنیده است؛ همه در کتاب‌ها هم گفته‌اند؛ همه‌جا هم گفته‌اند؛ اما باورش نیست! بی آن‌که به زبان انکار کند، یک حالت ناباوری در همه‌ی نسل امروز و نسل قبل، نسبت به گذشته‌ی ایران وجود دارد؛ علتش هم این است که تمدن غرب و این فنّاوری پُرسروصدا، آن‌چنان آمده فضا را پرکرده که حتّی کسی جرئت نمی‌کند به شجره‌نامه‌ی خودش نگاه کند؛

ب) وظیفه‌ی فعلی مؤمن منتظر:
الآن تمدن سازی بر مبنای دین اسلام غیرممکن تلقی شده و اسلام هم در ذهن‌های مسلمانان و غیرمسلمانان ظرفیت تمدن سازی ندارد؛ درحالی‌که تمدن سازی بر مبنای توحید دغدغه و رسالت انبیاء بوده و امام مهدی منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم منتظر تحقق زمینه‌های برپایی کامل چنین تمدنی است که وظیفه‌ی ما در مقام انتظار فرج تبیین و ذائقه سازی تمدن نوین اسلامی است که البته با کم‌کاری و تنبلی بنده و امثال بنده و پرکاری دشمنان و فتنه گران مواجه شده است، امام خامنه‌ی -دام ظلله العالی- دراین‌باره می‌فرماید: امروز علم در دست غربی‌هاست – در این‌که شکی نیست – اما می‌خواهند گذشته‌ی علمی ملت‌ها را هم نفی کنند؛ البته درجاهایی کل تمدن‌ها را نفی می‌کنند! البته در مورد ایران نمی‌شده این کارها را بکنند؛ چون این‌همه کتاب و این‌همه اثر علمی و این تاریخ مشعشع وجود دارد و نمی‌توانستند کاری بکنند؛ اما اثرش را از ذهن‌ها زدوده‌اند؛ در پیشرفت علمی ما، واقعاً یادآوری تمدن خویش اثر دارد. این نسل اگر بداند که استعداد و گذشته‌ی آن‌چنانی دارد، یک‌طور به آینده خواهد نگریست؛ اما اگر تصور بکند که هرچه هست و نیست، دست اروپایی‌هاست و همیشه ما باید دنبال آن‌ها باشیم، این در پیشرفت علمی ما طور دیگری اثر خواهد گذاشت. (3)


پی‌نوشت:

1) بیانات امام خامنه‌ی -دام ظلله العالی- در اجتماع زائران و مجاوران حرم رضوی ۰۱-۰۱-۱۳۹۵
2) متولد ۱۹۱۷ – ۱۸۶۹ میلادی.
3) بیانات امام خامنه‌ی -دام ظلله العالی- در دیدار با اعضاى «گروه دانش» صداى جمهورى اسلامى ایران در تاریخ ۱۵-۱۱-۱۳۷۰.

 

صفحه1 از4