مرتضی جلیلی

مرتضی جلیلی

جمعه, 24 فروردين 1397 18:39

کودکان و مطالعه

لذت مطالعه را در کام کودکانمان بگذاریم زیرا: انتخاب درست و تصمیم درست گرفتن در دو راهی‌ها؛ برخورد صحیح با مشکلات؛ و راه حل درست رفع آن‌ها؛ کنترل درست احساسات؛ و... همه بامطالعه کسب می‌شود.

کیفیت نزول اشیاء و علم از خزائن خود

تعبیر به «تنزیل» در جمله «و ما نُنَزِّلُهُ» که بر نوعى از تدریج دلالت دارد یعنی اشیا‏ء نزول مرحله‌به‌مرحله دارند و هر مرحله‏اى که نازل‌شده قدر و حد تازه‏اى به خود گرفته است که قبلاً آن حد را نداشته تا آنکه به مرحله آخر که همین عالم دنیا است رسیده و از هر طرف به حدود و اقدار محدودشده، هم چنان‌که به‌مقتضای آیه (هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً) (1): انسان در عالمى انسان بوده ولى چیزى که مذکور شود نبوده است (2).

الف) چون نزول به تجلی است با نزول شیء از خزینه‌اش کاستی به وجود نمی‌آید: یعنی شیء نازل‌شده، از خزینه‌ی خود قطع نشده بلکه همچنان وصل به مبدأ است؛ مانند نزول و طلوع عکسی از انسان در آیینه. پس شیء نسبت با مبدأ نزول یعنی خزینه‌اش، متجلی و طلوع شده از آن و نسبت به عالم منزل، مخلوق و خلق‌شده در آن است (3).

ب) نزول اشیاء به‌اندازه معلوم، به خاطر محدودیت عالم منزل است: چون عالم دنیا فانی و عرضی است یعنی حدود محض است (4)، پس تجلی اشیاء از خزائن، به‌اندازه‌ی محدودیت عالم طبیعت است.

ج) ویژگی اشیاء در عالم منزل: عرض شد که علم شیء نیست بلکه مساوق با شیء است یعنی هر جا شیء یا وجود هست علم را نیز به‌اندازه‌ی سعه ی وجودی خوددار است پس طبق آیه در عالم خزینه که هر شیء، بی‌قدر اندازه است علم آن شیء هم بی‌قدر و اندازه یعنی نامحدود است ولی هنگام نزول علم هر شیء متناسب با قدری و اندازه‌ی که می‌خورد محدود می‌شود که در بعضی از اشیاء که محدودیت زیادی دارند محدودتر است.

 

ویژگی اشیاء در خزائن

الف) اشیاء در عالم خزائن تشخص غیر ماهوی دارند: چرا که گفت «ما من شیء» یعنی هر چیزی در خزائنش هم همان چیز است.

ب) در عالم خزائن علم اشیاء مثل خود اشیاء مذکور نیست: اشیاء و علم آن‌ها در عالم خزائن، قبل از نزول مذکور نیستند تا متعلق اراده‌ی خداوند برای نزول شده و خلق شوند؛ هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً (5): پس وقتی متعلق اراده‌ی خداوند قرار گرفتند نزول پیدا کرده و مخلوق می‌شوند؛ إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ فَسُبْحانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ. (6)

ج) تبیین هویت علم اشیاء در عالم خزائن: چون خداوند تعالی در آیه فرموده: عِنْدَنا خَزائِنُهُ و اینکه نفرموده عندی خزائنه دلیل این است که اولاً علم این موجودات در مرتبه‌ی علم ملائکه است ثانیاً علوم غایب از ملائکه را شامل نمی‌شود.

د) تبیین علم اشیاء از خدا و تسبیح آن‌ها در عالم خزائن: پس تمامی اشیاء در مرتبه‌ی خزائن خود، مثل ملائکه عالم به خداوند هستند؛ و چون ویژگی ملائکه تقدیس و تسبیح خداوند است این اشیاء هم مثل ملائکه تسبیح خداوند می‌کند: تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فیهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ إِنَّهُ کانَ حَلیماً غَفُوراً (7)

در رتبه‌ی انسان وجودش مسجود و معلم ملائک است؛ شاهد مطلب قرآن کریم است که می‌فرماید: وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها…قالَ یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ … وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا …(8): یا و در مورد معراج پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می‌فرماید: ثم دنی فتدلی و کان قاب قوسین او ادنی (9)؛ البته انسان کامل مسجود و معلم ملائک است؛ در آخر این ذکر این توصیه‌ی امام خامنه‌ی باعث توفیق است که ایشان می‌فرماید: اگر جوانی در درس خواندن و کارهای گوناگون، با خلوص قصد کند که برای کمال خود، خدمت به جامعه و اسلام و برای کمک به آینده این کشور، بکوشد، نتایج و نورانیت آن را در قلب خود می‌بیند. این امر آثار زیادی برای او در پی خواهد داشت. یکی از آثار، چیزی است که امروز به آن بسیار احتیاج داریم و این مطلب اصلی امروز من است. آن اثر، حفظ روحیه ایستادگی در مقابل دشمن و مبارزه با اوست (10).


1) آری مدتی از روزگار بر انسان گذشت که هنوز چیزی قابل ذکر نبود (قرآن، انسان، 1)
2) تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، 1375، زیر آیه 15 سوره‌ی حجر.
3) وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَهَ أَزْواجٍ: و برای شما هشت قسم از چارپایان آفرید، (قرآن، زمر، 6) (وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ ) و آهن را پدید آوردیم (قرآن، حدید، 57)
4) (عَرَضَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ) ای مؤمنان چون در راه خدا سفر کنید، به‌درستی پرس و جو کنید و به کسی که با شما از در تسلیم و اسلام وارد شود، مگویید که مؤمن نیستی تا بدین وسیله بهره دنیوی ببرید، (قرآن، نساء، 94).
5) آری مدتی از روزگار بر انسان گذشت که هنوز چیزی قابل ذکر نبود (قرآن، انسان، 1)
6) پاک و منزه است کسی که همه گونه‌ها را آفریده است، از جمله آنچه زمین می‌رویاند و نیز از [وجود] خودشان و نیز آنچه نمی‌شناسند (قرآن، یاسین، 36)
7) و چه بسیار اقوام را که پس از نوح هلاک کردیم و بس است که پروردگارت به گناهان بندگانش آگاه و بیناست (قرآن، اسراء، 17)
8) خداوند تمامی اسماء را به آدم آموخت …؛ و آدم ملائکه را از حقیقت اسما آگاه کرد ……... چون فرشتگان را فرمودیم: براى آدم سجده کنید (قرآن، بقره، 30 تا 34.)
9) تا که [فاصله آن‌ها به‌قدر] دو کمان شد یا کمتر (قرآن، نجم، 9)
10) بیانات امام خامنه‌ی در دیدار جمعی از دانش‌آموزان و دانشجویان‌ – 1374/08/10

تنها راه کشف حقیقت

برای درک و فهم هویت حقیقی علم و معلوم عالم راهی جز رجوع به آیات خدا نداریم مثلاً از آیه‌ی (وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) (1): (و هیچ چیز نیست مگر آنکه گنجینه‌هایش نزد ماست و جز به‌اندازه معین از آن پدید نمی‌آوریم) البته قرآن هندسه و نظامی دارد که مطابق سرشت و فطرت انسان است که حکما با رجوع به قرآن با روشی ثواب که امام خامنه‌ای درباره روش رجوع به قرآن چنین می‌فرماید: قرآن احتیاج دارد به تدبر، تکیه‌ی بر روی هر کلمه‌ای از کلمات و هر ترکیبی از ترکیب‌های کلامی و لفظی؛ انسان هرچه بیشتر تدبر کند، تأمل کند، انس بیشتری پیدا کند، بهره‌ی بیشتری خواهد برد. (2)

طبق مباحث گذشته نظرات حکما که علم را «عین و مساوق وجود» می‌دانستند مطالب بسیار ظریف و دقیقی در شناخت هویت حقیقی علم از آیه‌ی بالا بفهمیم که:

الف) علم از حیث اینکه «شیء» است خزینه دارد (3): علم هم خزائنی نزد خدا (4) دارد که در آن خزائن نامحدود (5) است ولی هنگام نزول به خاطر محدودیت «عالم منزِل» به‌قدر و اندازه‌ی عالم محدود منزل (بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) (6)، نازل می‌شود.

ب) علم از حیث اینکه مساوق با اشیاء است: علم در خزائن و در منازل اشیاء، مساوق با اشیاء هست ولی اشیاء هم به خاطری حدودی که نظامِ محدودِ عالمِ منزل به این اشیاء می‌دهد علمشان -که مساوق با شیئیت آن‌هاست هم محدود به سعه وجودی آن‌ها می‌شود؛ پس تمامی اشیاء، نزد خداوند تعداد معدودی خزائن دارند که این اشیاء در اولین خزینه خود، قدر (حد و اندازه) ندارد اما وقتی خداوند این اشیاء را به عالم پایین نازل می‌کند چون عالم پایین، نسبت به عالم بالا، محدود است پس آن اشیاء از هر مرتبه از خزینه‌ی خود، متناسب با محدودیت خزینه‌ی پایین نازل می‌شود به‌طوری‌که محدودیت‌های عالم پایین را دارا می‌شوند، سپس این نزول به پایین‌ترین عالم – یعنی عالم خلق که دنیا نامیده می‌شود- می‌رسد باز اشیاء قبل نزولشان حتماً محدود یا تقدیر گردیدند تا به‌اندازه‌ی ظرفیت عالم پایین نزول یا تجلی گردند (7) ولی اشیاء بااینکه متخلق و محدود به‌نظام این عالم هستند ولی شیء بودن خود را از دست ندادند.


پی‌نوشت:
1) قرآن، حجر، ۱۵.
2) بیانات امام خامنه‌ی در دیدار قاریان ۱۳۹۱/۰۴/۳۱
3) (وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ) عمومیتش از سیاق نفى آن استفاده می‌شود و نیز با تأکیدش به کلمه «من» شامل تمامى موجودات (ازجمله علم) که اطلاق «شى‏ء» بر آن صحیح باشد می‌شود، چون کلمه «شى‏ء» از عمومی‌ترین الفاظ است که هیچ فردى از موجودات از دایره شمول آن بیرون نمی‌ماند (تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ۱۳۷۵، زیر آیه ۱۵ سوره‌ی حجر).
4) از آیه (ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ) استفاده می‌شود خزائن خدا هر چه باشند امور ثابتى هستند که دستخوش زوال و تغیر نمی‌شوند و چون مى‏دانیم که اشیاء در این عالم مادى محسوس، متغیر و فانى هستند و ثبات و بقایى ندارند، می‌فهمیم که خزائن الهى مافوق این عالم مشهودند (همان).
5) با جمع آمدن (خزائنه) می‌فهمیم خزائن هر چیز متعدد است که بعضى مافوق بعضى و درعین‌حال محدود نیستند، چون خزینه بالا مقدر به‌قدر خزینه پایین نیست (همان).
6) یعنی در آن حینى که نازل می‌شود و نزولش تمام و وجودش ظاهر می‌گردد معلوم خدا است، پس هر موجودى قبل از وجودش معلوم القدر و معین القدرعند الله است (همان).
7) نزول به معناى خلقت و توأم با قدر است یعنی حدود وجود اشیاء است مثلاً ظهور وجود زید با همان حدود معلومى است که با آن خلق و نزول پیداکرده است (تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ۱۳۷۵، زیر آیه ۱۵ سوره‌ی حجر).

 

جمعه, 25 اسفند 1396 06:43

معنای حسینی بودن

در صحنه باشیم که نبود ما، خائنان وطن فروش را در تهمت و کذب پراکنی، جسورتر کرده و شمشیر یزیدیان (داعش، آمریکا، اسرائیل) را برای ظلم تیزتر می‌کند.

 

جمعه, 25 اسفند 1396 06:35

معنای کوفی نبودن

بیشتر کوفیان با امام حسین علیه‌السلام دشمن نبودند؛ ولی چون به راحت طلبی عادت کرده بودند از دردسرهای با حسین بودن واهمه داشتند.

کوفی نباشیم، در صحنه باشیم

 

الله اکبر فریادی است که استکباریان و ظالمان را ناامید از ظلم خویش و مظلومان را امیدوار به احقاق حق خویش می‌کند. نحن ابناء روح الله،

 

دوشنبه, 23 بهمن 1396 08:17

ولایت فقیه و تحریف انقلاب

معمولاً هر انقلابی در سرتاسر جهان به انحراف کشیده می‌شود. یکی از عمده دلایل این انحراف، عدم وجود رهبری خبره برای آن انقلاب می‌باشد. وجود رهبری به‌نوبه خود یک نعمت الهی محسوب می‌شود؛ چون باوجود شخصیت رهبری، انقلاب از انحرافات خود در امان می‌ماند و آرمان‌های انقلاب حفظ خواهد شد. همان‌طور که در قانون اساسی آمده است، جلوگیری از به وجود آمدن انحراف در مسیر انقلاب از وظایف رهبری خواهد بود. یکی از انحرافات، مسئله مصادره انقلاب مردم توسط استکبار جهانی است؛ که در انقلاب‌های عربی منطقه دیده شد.

 

یکی از عواملی که می‌تواند به اقتدار نظام اسلامی ضربه بزند، مسئله اختلاف طبقاتی در جامعه است. اختلاف طبقاتی، باعث می‌شود که قشر مرفه دچار خودکامگی مفرط گردد و همچنین قشر ضعیف و آسیب پذیر جامعه نیز هر روز بیش از پیش آسیب‌پذیرتر شود و زیر فشارهای اقتصادی له شود و در نتیجه نسبت به‌نظام اسلامی دلسرد شود. یکی از دلایلی که ملت عظیم ایران، انقلاب کردند همین مسئله اختلاف طبقاتی در رژیم منحوس پهلوی بود که به همه فشار وارد می‌کرد.

 

صفحه1 از4