مرسلون

مرتضی رضایی

مرتضی رضایی

جمعه, 18 خرداد 1397 08:58

همراهی اهل بیت امام حسین (ع)

هیچ نقطه تاریخی بیان ننموده است که اهل‌بیت امام علیه‌السلام در مسیر کربلا و دشواری‌های آن، با جبر پا به این مصائب گذاشتند؛ بلکه اهل‌بیت علیهم‌السلام ایشان با درک از حقیقت اهداف کربلا باکمال طوع، پا به عرصه سخت‌ترین ابتلائات هستی گذاشتند و در این مسیر، دشمن از صبر و بردباری ایشان متعجب مانده بود؛ شاهد این همراهی و آمادگی قلبی اهل‌بیت امام حسین (علیه‌السلام)، در عمل ایشان کاملاً متجلی بوده و کوچک‌ترین عملی که نهضت مقدس کربلا را تحت شعاع خود قرار دهد و از اثرات و عظمت آن بکاهد، از ایشان صادر نشده است.

چهارشنبه, 05 ارديبهشت 1397 03:34

انتظار، مایه امید شیعه

انتظار، واژه‌ای است که هر شیعه معنای آن را به‌خوبی درک می‌کند؛ عاملی که قوه محرکه شیعه و امید آنان بعد از تحمل رنج‌های شدید می‌باشد و به همین دلیل یکی از نقاطی است که دشمن برای ضربه زدن به آن وارد میدان شده است؛ جامعه شیعی بلکه تمامی جوامع همیشه منتظر شخصی بودند که عدل را در جهان تحقق بخشد‌؛ یکی از دلایل پویا بودن جامعه شیعی، توجه به مقوله انتظار است. به همین دلیل در روایات متعدد و با تعابیر مختلف، انتظار فرج را ممدوح دانسته و به آن امر کرده‌اند.

 

یکشنبه, 09 ارديبهشت 1397 14:32

به شمار اهل بدر

گنجینه‌هایی به شمار بدریّون، ۳۱۳ نگین عالم‌تاب این عالم که به هر جا می‌روند برکت و روشنایی را به دنبال خود می‌برند! برخی عجم‌اند؛ روز روشن سوار برابر می‌آیند و برخی از آن‌ها درحالی‌که در بستر خود خوابیده‌اند، در مکه بدون وعده قبلی به محضر صاحب خود می‌رسند؛ گویا آن روز ماهِ مجلس بر منبر کوفه و ۳۱۳ ستاره در اطراف نگین انگشتر در حال طواف‌اند! آنان پرچم‌داران و حاکمان خداوند بر خلقش در زمین هستند.

سه شنبه, 04 ارديبهشت 1397 08:57

اضطرار امام صادق (ع) به امام زمان (عج)

صاحب عالم، هر سمی را تبدیل به رایحه دل‌انگیز ظهور کرده؛ همان رایحه‌ای که جد او امام صادق (علیه‌السلام) بالباسی کهنه و بدون یقه، بر ریگ‌های خشن، با صدای «مولای من!» بر زبان می‌آورد و چون مصیبت دیدگان، اشک از مشک چشمان مبارکش بر زمین می‌ریخت؛ او می‌آید، ولی اگر اضطراری باشد؛ «تا کی؟…» به پایان می‌رسد اگر به او درماندگی باشد و نبود او همان درد باشد.

چهارشنبه, 05 ارديبهشت 1397 01:37

313 ستاره

سلام بر تو ای سرچشمه‌ی زندگی! سلام بر تو، ای بهار عالمیان! و سلام بر تو ای رونق و چشم‌روشنی روزگار! عالم می‌داند که برای آمدن او، باید حلقه ۳۱۳ ستاره برای طواف ماه نیمه شعبان، کامل باشد و باید اضطراری برای مردم روزگار باشد که فرق با او و بی او بودن را بدانند؛ بدانند که سال‌ها، هزاران پادشاه و وزیر نتوانستند زندگی واقعی را برایشان آماده کنند؛ زندگی‌ای که در آن حتی کودک با مار شبی همراه می‌شود!

یکشنبه, 09 ارديبهشت 1397 14:28

انتظار یعقوبی

علاقه، شاید گاهی بر در منزل دِل بنشیند و پس از چندی رخت ببندد و برود؛ ولی محبت شدید، جان را مقیم منزل یار می‌کند؛ محبت شدید، انتظارِ یعقوبی می‌آورد؛ انتظاری که هر دَمش بی‌قراری است و هر قدمش لحظه‌شماری برای آمدن یوسف کنعان؛ یوسفی که مرهم زخم‌های بی‌درمان و ماهِ شب فراق اوست.

سه شنبه, 04 ارديبهشت 1397 13:56

حادثه‌ای نزدیک

زمین دیری است که از ظلمت‌ خود در آه و ناله است. بذر تاریکی از روزی در او پاشیده شد که شیطان به همراه آدم پا بر او گذاشت؛ بی‌شک زمین آرزو دارد تسبیح خود را آشکار نماید، امّا تا زمانی که آلودگی بر آب جاری باقی است، او چگونه می‌تواند درخشش خود را نشان دهد، چگونه می‌تواند بگوید که تشنگان بیابان دنیا! من زلال و گوارا هستم؟!
باید نجاست و خباثت برود و آن روزی است که دشمنان از آن در وحشت‌اند؛ آن را دور می‌بینند و دوستان، بسیار نزدیک! آن، همان روز معلوم است که زمین قدم‌های کثیف شیطان را برنمی‌تابد و دست به دعا برمی‌دارد تا صاحب و مالکش بیاید و به بدبختی و سیه‌روزی دنیا خاتمه دهد. با ماه خود چنان انسی دارد و چنان به محبوب خود مباهات می‌کند که دست از خورشید و ماه دیروزش می‌شوید.

سه شنبه, 04 ارديبهشت 1397 14:06

ظهور و آمادگی

او نوری است که قرار است پس از شب‌های دوری و انتظار بازگردد؛ امّا چشم‌ها روزی او را خواهند دید که قدر او را بشناسند، بدانند که سال‌های سال است در نبود او چه‌ چیزها که از دست نداده‌اند! بدانند که عمری در جهل و گمراهی به سر می‌بردند و الآن وقت آن رسیده که پلک‌ها را باز کنند و مقدمش را با اشک‌های وصال بشویند و بگویند:

کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن                           به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن

سه شنبه, 04 ارديبهشت 1397 14:15

پایان انتظار

کی برسد که صدای کاروان مژده آمدنت را به یعقوب برساند؟ کی برسد که بوی پیرهنت دوای درد بی‌درمان چشمان بیمار او شود؟ فقط بوی توست که می‌تواند پدر را آرام کند؛ او با بوی تو خوب آشناست؛ سال‌ها انتظار و شب‌نشینی، سال‌ها انتظار و روزگردی، بویت را از مشام او نبرده! مگر می‌شود بوی یوسف در زندگی پدر کم‌رنگ شود؟ او همان یوسفی است که یعقوب هرروز ساعت‌ها او را در آغوش خود می‌گرفت و می‌بویید؛ نمی‌دانم، شاید می‌دانست که روزی…

سه شنبه, 04 ارديبهشت 1397 15:04

تطهیر زمین

دشمنان امامت، دنیا را مانند قفسی قفل‌زده، قلعه‌ای برای گیر انداختن و چون نشانه‌ای برای به نشان نشاندن تیرهای آلوده خود قرار داده‌اند؛ پس چنان نابودشان کن که اثری از وجودشان بر جا نماند؛ اثری که جهان هر چه می‌نالد از بوی خبیث وجود آن‌هاست؛ هر جا که رفته‌اند اسمی از خود بر درودیوار شهر نوشته‌اند و قرن‌هاست که او را به غربتکده تبدیل کرده‌اند.

پروردگارا! شهرهایت را از وجود آن‌ها پاک‌کن، قلب‌های بندگانت را از کینه‌شان شفا بده و از ابر عزت، بر سر دوستانت سایه بینداز؛ سال‌های بهاری را از یاد بردند؛ مسیر بازگشت را مسدود کردند؛ باران را از دیارها راندند و کوچه‌ها را از نشانه‌های خود پُر کردند؛ طهارت را دشمنی دیدند و با نجاست هم‌آغوش شدند؛ از جام او نوشیدند و با سازش رقصیدند؛ گمان کردند با رقص در آتش به آرامش می‌رسند و با دادوفریادشان دل از غصه‌ها خالی می‌کنند.

صفحه1 از7
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.