مسعود طبره

مسعود طبره

شنبه, 05 اسفند 1396 15:33

زیارتگاه بانوی اسلام

رفتم خانه‌ی عمویم، دیدم که بحثی را مطرح کرد و گفت خدا را شکر که قبر حضرت زهرا مخفی است و الا شیعه‌ها یک قبر جدید پیدا می‌کردند و دوباره آنجا را زیارتگاه می‌کردند و به آنجا هجوم می‌بردند! گفتم؛ چه خوب شد که این مسئله را مطرح نمودید چرا که حرف برای گفتن بسیار دارم؛ اما گزیده می‌گویم؛ از آنجا که از بانوی برتر اسلام حضرت زهرا (علیهاالسلام) سخن گفتید، بحث را از اینجا آغاز می‌کنم که آیا شما قبول دارید که رفتار ایشان مطابق دین اسلام است و کار حرامی مرتکب نمی‌شوند؟

گفت: آری چنین است و کسی انکار نمی‌کند بلکه یارای انکار ندارد. گفتم: در تاریخ اسلام مسلم است که حضرت زهرا (علیهاالسلام) مکرراً به زیارت قبر حضرت حمزه می‌رفتند و بر سر قبر ایشان گریه می‌کردند و از خاک قبر ایشان تسبیح درست کردند و کنار قبرشان نماز می‌خواندند و البته چنین امری در تاریخ روشن است و دانشمندان دینی اهل سنت هم آن را ذکر کرده‌اند. (۱) پس حضرت زهرا (سلام الله علیها) از قبر ایشان زیارتگاه ساختند و به زیارت ایشان می‌رفتند و آنچه شیعه انجام می‌دهد نیز چنین است؛ پس شیعه به حضرت، اقتدا کرده است و اگر چنین امری اشکالی داشت، حضرت زهرا (علیهاالسلام) آن را انجام نمی‌دادند.


پی‌نوشت:
۱) السنن، ابو بکر احمد بن الحسین البیهقى، ج 4، ص 131: أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ النَّبِیِّ، صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ(و آله) وَسَلَّمَ کَانَتْ تَزُورُ قَبْرَ عَمِّهَا حَمْزَةَ کُلَّ جُمُعَةٍ فَتُصَلِّی وَتَبْکِی عِنْدَهُ

 

سه شنبه, 01 اسفند 1396 06:44

شهات حضرت زهرا (س) و انکار

گفت: اگر قضایاى مربوط به شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) درست است و واقعاً اتفاق افتاده پس چرا اهل تسنن با اتفاق افتادن آن مخالف هستند؟!

گفتم: این‌که عده‌ای حوادث تاریخی مسلم را که در کتاب‌های معتبر آن‌ها ذکر شده را نفی می‌کنند، دلیل بر صحیح نبودن آن حادثه‌های تلخ تاریخ اسلام نیست.

گفت: پس دلیل بر چیست؟!

گفتم: وقتی می‌بینی این حوادث در کتاب معتبر خودشان که در صحت و اعتبار، هیچ کتابی را برتر از آن نمی‌دانند مثل صحیح بخاری و صحیح مسلم قضیه‌ی غضب حضرت و قهر او با آنان آمده و در دیگر کتاب‌های آن‌ها قضیه هجوم و آتش زدن و ضربه زدن به می‌گویند: همه‌ی احادیث آن درست است ولی زمانی که به قضایای شهادت حضرت زهرا (س) می‌رسند، می‌گویند: نه این‌ها دروغ است! آیا این یک بام و دو هوا نیست؟!

در ادامه گفتم: و علاوه بر این یکی از علمای بزرگ اهل سنت از حقیقتی پرده برمی‌دارد و می‌گوید: چنین اخباری که بیانگر اختلاف بین صحابه پیامبر است، باید مخفی شود تا دل مردم نسبت به آنان چرکین نشود و محبت صحابه را در دل داشته باشند. (۲) به نظر شما چنین تفکر و پشتوانه‌ی فکری به دانشمندان اهل سنت اجازه‌ی نقل چنین حوادث تلخی را خواهد داد؟! هرگز؛ بلکه یا نفی می‌کنند یا درصدد توجیه برمی‌آیند.


پی‌نوشت:
۱) صحیح بخارى، ج 2، ص 504، کتاب الخمس، باب 837، ح‏1265: فوجدت فاطمة على ابى بکر فى ذلک فهجرته فلم تکلّمه حتّى‏ توفّیت; صحیح مسلم، ج 4، ص 30، کتاب الجهاد و السیر، باب 15، ح 52
۲) سیر اعلام النبلاء، الجزء١٠، الصفحة ٩٢، شرح حاج محمد بن ادریس شافعى، ش ١

 

یکشنبه, 29 بهمن 1396 09:06

حضرت زهراء (س) و یک پرسش

مقدمه:

1) شخصیت حضرت زهرا سلام الله علیها از شخصیت‌های بزرگ اسلامی بعد از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) و حضرت امیر (علیهاالسلام) می‌باشد و در میان غالب مسلمانان بعد از رحلت حضرت رسول الله، شخصیتی مورد اتفاق‌تر از حضرت زهرا (علیهاالسلام) نبود به‌طوری که کسی در فضیلت ایشان شکی ندارد؛ و در فضیلت ایشان همین بس که تمام علمای مسلمین اتفاق دارند که ایشان سیده‌ی اهل بیتی است که در قرآن خدا آن‌ها را تطهیر کرده و حضرت رسول فرمودند: فاطمة سیدة نساء العالمین (1)و هی روحی التی بین جنبیّ (2): فاطمة جان من است.

2) کمتر شخصیتی است که رسول اکرم اکثر احوالات دنیوی و اخروی را در مورد ایشان باز گو کرده‌اند که در دنیا چه اتفاقی برای او خواهد افتاد و در قیامت چه مواضعی اتخاذ خواهند کرد و چطور خدا را ملاقات خواهد کرد و...؛ که در این باره روایات فراوان است و این نشان دهنده‌ی توجه خاص نبی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم و عظمت این شخصیت است. لذا شخصیت حضرت زهرا (علیهاالسلام)، شخصیتی ممتاز و کم نظیر در تاریخ است و بسیار مهم است که ایشان چه مواضعی را در قضیه‌ی بعد از رحلت نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و نسبت به جریان سقیفه اتخاذ کردند لذا بررسی مواضع ایشان در این قضایا از اهمیت خاصی برخوردار است که میزان در تشخیص حق از باطل خواهد بود.

3) هیچ کسی نمی‌تواند ادعا بکند که حضرت زهرا (علیهاالسلام) با خلیفه‌ی بعد از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) بیعت کردند و این مسئله در مورد حضرت زهرا (علیهاالسلام)، در تاریخ بی‌نظیر است؛ چون اگر بگوییم که حضرت امیر (علیه السلام) با خلیفه بیعت نکردند، می‌گویند که بعد از 3 یا 6 ماه بالاخره بیعت کرد ولی در مورد حضرت زهرا (علیهاالسلام) هیچ کس را یارای اثبات چنین مطلبی نیست بلکه تمام مسلمین اتفاق دارند که حضرت زهرا با خلیفه بیعت نکردند و با همین حالت رحلت کردند.

 

حال سؤال تاریخی و مهمی که حضرت زهرا (علیهاالسلام) برای عقلای عالم به‌جا گذاشتند:

که چرا ایشان بیعت نکردند؟!

دو جواب بیشتر نمی‌توان داد:

1) ایشان به مسئله‌ی خلافت بی‌اهمیت بودند

2) بااینکه می‌دانستند که شخصی ادعای خلافت کرده، با او بیعت نکردند

اگر جواب اول را بپذیریم پس باید بگوییم که حضرت زهرا (علیهاالسلام) رحلت کردند و بیعت امامی را بر گردن نداشتند و در این صورت باید بگوییم که ایشان به مرگ جاهلی رحلت کرده‌اند و هیچ کس چنین اسائه‌ی ادبی را به چنین شخصیتی را نمی‌پذیرد؛ چرا که مورد قبول مسلمین است که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) ایشان فرمودند: من مات و لم یکن علیه بیعة امام مات میتة جاهلیة (3): هر کس بمیرد و بیعت امامی را بر گردن نداشته باشد، به مرگ جاهلی مرده است.

و اگر جواب دوم را پذیریم، باید بگوییم که ایشان مهر بطلان بزرگی را به خلافت متصدیان خلافت بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) زدند؛ و لذا فعل حضرت زهرا (علیهاالسلام)، یکی از مهم‌ترین ادله بر صحت خلافت حضرت علی (علیه السلام) بعد از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و بزرگ‌ترین دلیل و سند بطلان خلافت ایجاد شده بعد از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) می‌باشد.


پی‌نوشت:
1)صحيح البخاری، الإستأذان، من ناجى بين يدي الناس...، رقم الحديث 5928
2) الخصائص الفاطمية، للشيخ محمد باقر الكجوری، ج 1، الصفحه 522 - 523
3) صحيح مسلم، 6، 22.

 

حکومت اسلامى باید تمام سعى خود را در تحقق اهداف اسلامى بداند و آن اجراى تمام قوانین اسلام که هدف از آن‌ها تحقق عدالت در جامعه است، باشد؛ و البته باید اهتمام به عدالت‌ و تطبیق آن در جامعه در درون مردم باشد و خواستار اجرای آن از حکومت اسلامی در جامعه باشد تا چنین دغدغه‌ای در مسئولین ایجاد شود و الا در صورت سکوت مردم و نبود دغدغه از جانب حکومت، جامعه به اختلاف طبقاتی وسیعی مبتلا خواهد شد. امام خمینی (ره): من بسیار از اوضاع عمومی کشورهای اسلامی و به‌خصوص ایران متأسفم؛ حکومت‌های اسلامی به تأثیر استعمار از اهداف اسلامی غافل شده‌اند و نمی‌خواهند آنچه اسلام برای بشر آورده را بدانند...(۱)


پی‌نوشت:
۱) صحیفة الامام، الجزء ١، الصفحة ٣٤٣

 

جمعه, 27 بهمن 1396 05:51

حکومت اسلامى و وحدت

حکومت اسلامى باید همیشه منادی وحدت باشد و نه موجب اختلاف و هر گاه اختلافی رخ دهد، مردم را به وحدت سوق دهند؛ چرا که تفرقه موجب تشویش خواهد شد و البته ایجاد تفرقه در کشورهای اسلامی از اموری است که کشورهای استعمارگر سعی بر ایجاد و استمرار آن در کشورهای اسلامی شوند تا خودشان را با خود درگیر کنند و به‌آسانی ثروت‌ها و کشورهای آن‌ها را ببلعند. امام خمینی (ره): کشورهاى استعمارگر سعی در خدعه‌ی کشورهای اسلامی با حیله‌های مختلف دارند؛ بین شیعه و سنی خلاف می‌افکنند، حتی بین غیرمسلمین هم اختلاف به جود می‌آورند مثلا در هند در روز عید قربان، تعداد زیادی از گاوهای مقدس را می‌آورند و به مسلمین می‌دهند تا در این روز ذبح کنند و بین آنان و هندوها اختلاف ایجاد کنند. (۱)


پی‌نوشت:
۱) صحیفة الامام، الجزء١، الصفحة ٣٤٣

جمعه, 27 بهمن 1396 06:02

انقلاب اسلامی و سکوت علما

یکى از مهم‌ترین مشکل‌هایی که نظام را تهدید و البته مردم را به وادی حیرت می‌کشاند، سکوت دانشمندان دین است؛ عالمان دینی از آن جهت که آغاز کنندگان انقلاب و نظریه‌پردازان آن شمرده می‌شوند، سکوتشان موجب سوء استفاده‌ی دشمنان قرار خواهد گرفت و بر ضد نظامی که مهد آن خود علما و حوزه است، استفاده و موجبات براندازی یا سستی عقیده‌ی مردم به‌نظام را فراهم می‌کنند؛ پس سکوت نکردن در مواضعی که سکوت روا نیست، جزء واجبات علمای اسلام است. امام خمینی (ره): علمای اسلام از واجبات خود کوتاه نمی‌آیند و نمی‌توانند سکوت کنند. (۱)


پی‌نوشت:
۱) صحیفة الامام، الجزء١، الصفحة ١١٠

 

این‌که انسان جرائمی را ببیند و تقبیح نکند یا ببیند در میان مسئولین و یا دیگران، کاری ناپسند رخ می‌دهد و سکوت کند، منجر به خسارت‌های بزرگی می‌شود که تذکر بعدی دیگر سودی نخواهد بخشید؛ انقلاب اسلامی چون یک جریانی بود که به رهبری دانشمندان دین و حمایت‌های مردم رخ داد، پس باید هر دو گروه هنگام رؤیت کار خلاف سکوت نکنند و با حداقل سخن، چنین کاری را تقبیح کنند.

امام خمینی (ره): بر علما لازم است با صدور اعلامیه و هر آنچه موجب انکار و دور کردن این کار مفتضحانه از ساحت اسلام و مسلمین عمل نمایند؛ از علما بخواهید که سکوت نکنند و از مردم بخواهید که این امر را تقبیح کنند و آن را اظهار کنند. (1)


پی‌نوشت:
۱) صحیفة الامام، الجزء١، الصفحة ١١٥

 

جمعه, 27 بهمن 1396 05:43

مسئولین و مردم

با توجه به این‌که نظام اسلامی بر اساس حمایت‌های مردم و رأی مردم بر این کشور حاکم شد، مسئولین باید مردم را ولی نعمت خود بدانند و همیشه راه ارتباطی مردم با خود را فراهم نمایند؛ تا صدای مردم به گوش آن‌ها برسد والا در صورت دشواری ارتباط مردم با مسئولین، خطری بس بزرگ نظام اسلامی را تهدید خواهد کرد.

امام خمینی (ره) در پاسخ زعمای اقوام و عشایر چنین فرمودند: پیام شما به دستم رسید و از شما تشکر و قدردانی می‌کنم...(۱) ارتباط مردم با رهبر حکومت اسلامی و دیگر مسئولان به‌سادگی نوشتن یک نامه باشد.


پی‌نوشت:
۱) صحیفة الامام، الجزء١، الصفحة ١١٦

 

یکى از مهم‌ترین مواردی که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) محقق شد که البته جزء درخواست‌های مردم هم بود چرا که با بیش از ۹۸ درصد به آن رأی آری دادند، تدوین قانون اساسی کشور بر اساس کتاب (قرآن) و سنت (سیره پیامبر اسلام) بود (١) که از مهم‌ترین دستاوردهای امام خمینی (ره) بود. باید توجه داشت که این کشور با غالبیت قریب به‌اتفاق مسلمان، طبیعتاً چنین برگزید که اسلام و قوانین آن بر آن‌ها حکومت کند؛ و البته این خود نشان دهنده‌ی کارآمدی اسلام در جهان معاصر در عرصه‌ی سیاست است که امام خمینی (ره) ثابت نمودند که اسلام در همه‌ی عرصه‌ها و حتی عرصه‌ی سیاست سخن برای گفتن و برنامه‌ای برای اجرا برای تحقق عدالت انسانی به رهبری رهبر الهی را دارد.


پی‌نوشت:
۱) صحیفة الامام الخمینى (ره)، جلد ١، الصفحة ١٣٠

 

باید دانست که از همان آغاز حرکت، انسان باید هدف مسیر خود را روشن و بر اساس آن حرکت نماید؛ امام خمینی (ره) رهبر فقید انقلاب در این امر نه تنها فروگذارى نکردند، بلکه از همان آغاز، این هدف را تبیین و بر آن پافشارى نمودند و البته بر این امر تا پایان عمر مبارک‌ خود اصرار نمودند. امام خمینی (ره): دیگر دنیا طوری نیست که ابرقدرت‌ها هر چه بخواهند، بکنند؛ مستضعفین باید به پا خیزند، همه‌ی ممالک باید حق خودشان را با مشت محکم بگیرند. یاری مستضعفان، قیام برای مطالبه‌ی حق خود و ساکت نشدن در برابر ظالمان و غاصبان، از اموری بود که امام خمینی (ره) همیشه بدان تأکید می‌نمودند؛ و البته باید توجه داشت که یادآوری هدف‌ها در طول مسیر حرکت ضروری است؛ در غیر این صورت انقلاب و هدف‌های آن هم فراموش و هم دستخوش تغییر قرار خواهد گرفت.


پی‌نوشت:
۱) انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی، مرتضی شیرودی، صفحه ۹

 

صفحه1 از9