مرسلون

مسعود طبره

مسعود طبره

شنبه, 09 تیر 1397 19:11

تذکر دادن زیاد


گاهی می‌دیدم که افرادی هستند که اصلاً قصد هدایت شدن ندارند و همه‌چیز را به مسخره گرفته‌اند؛ گاهی با آن‌ها حرف می‌زدم از خدا، پیغمبر و چیزهای دیگر ولی هر چه بیشتر حرف می‌زدم، انکارشان بیشتر می‌شد و اصلاً فایده‌ای نداشت.

داشتم قرآن می‌خواندم که به این آیه رسیدم: ان الذین کفروا سواء علیهم اانذرتهم ام لم تنذرهم فهم لایومنون (1): کسانی که کافر شدند، برای آنان فرقی نمی‌کنند که آنان را (از عذاب خدا) بترسانی یا نه؛ آن‌ها ایمان نمی‌آورند.

فهمیدم که بعضی فقط انسان را خسته می‌کنند و اصلاً حرف زدن با آنان فایده‌ای ندارد و زیاد تذکر دادن به آنان موجب بی‌اهمیت شدن آنان به یک مسئله می‌شود.


پی‌نوشت:
1) سوره بقره، آیه 6

 

 

 

 

 

 

 

شنبه, 09 تیر 1397 18:51

راه کافران یا مؤمنان

همیشه می‌دیدم که لباس‌های آخرین‌مدل می‌پوشید و موهای رنگ‌شده و خروسی و لباس‌های پاره‌پاره و چسبان می‌پوشید؛ یک روز به او گفتم تو مگر نماز نمی‌خوانی؟

گفت: معلوم است که می‌خوانم؛ کافر که نیستم.

گفتم: مگر تو نماز نمی‌خوانی که: صراط الذین انعمت علیهم... (1): ما را به راه کسانی که نعمت داده‌ای هدایت نما؟

گفت: چرا ولی چه ربطی دارد؟

گفتم: این نوع لباس‌ها، لباس‌های مسلمان است یا کافران؟

گفت: معلوم است مال کشورهای کافر!

گفتم: به نظرت این راه، همان راه کسانی که خدا به آن‌ها نعمت داده است؟

سکوت کرد و چیزی نگفت...


پی‌نوشت:
1) سوره حمد، آیه 7

شنبه, 09 تیر 1397 18:15

هدایت لحظه به لحظه

در حال رفتن به مدرسه بودم که یکی از دوستانم را دیدم به من گفت: خدا را شکر که ما مسلمانیم و بر حق هستیم.

گفتم: درست است ولی این به‌تنهایی کافی نیست!

گفت: چطور؟

گفتم: هرلحظه امکان دارد که منحرف شویم و این به این معناست که هرلحظه باید هم از خدا درخواست کنیم که ما را بر راه راست نگه دارد و هم ازش تشکر کنیم به این خاطر بر راه راست قرار داریم؛ اهدنا الصراط المستقیم (1): ما را به راه راست هدایت کن.

گفت: عجب! یعنی ما باید هرلحظه از خدا بخواهیم که ما را هدایت کند؟

گفتم: آره؛ چون هرلحظه امکان انحراف داریم، پس هرلحظه باید از خدا درخواست هدایت بکنیم و الا اهدنا الصراط المستقیم که هرروز موظفیم چند بار تکرارش کنیم دیگر معنا نداشت.


پی‌نوشت:
1) سوره حمد، آیه 6

 

جمعه, 08 تیر 1397 08:53

مهم، دل است

سوار قطار شدم که یکی از افراد غیبت کرد؛ به او گفتم: لطفاً چنین کاری را انجام ندهید که یکی دیگر از افراد قطار گفت: بابا دلت پاک!

گفتم: کجای دین این‌رو گفته! برعکس دین، ایمان و عمل را ملاک می‌داند نه‌فقط پاکی دل بلکه ایمان و عمل و پاکی جان: ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات... (1): انسان در خسران است جز کسانی که ایمان آوردند و عمل شایسته انجام دادند.

ادامه دادم: که اگر پاکی دل کفایت می‌کند دیگر معنایی نداشت که این‌همه پیامبران و کتاب‌های آسمانی نازل شود.

کمی تأمل کرد و سرش را به نشانه‌ی تائید تکان داد و گفت: درسته حق با شماست.


پی‌نوشت:
1) العصر، آیه 2 و 3

 

پنج شنبه, 07 تیر 1397 04:57

اسلام؛ کرامت و بانوان

 

خاله و عمه‌ی پسرخاله و پسرخاله‌ام آمده بودند مهمانی خانه‌ی ما؛ بعد از چند دقیقه پسرخاله‌ام که تقریبا هیچ تصوری درستی از دین ندارد گفت: یک روز یکی آمد و به من گفت: درست نیست زن‌ها روی موتور بنشینند و من به او گفتم بابا ول‌کنید؛ این دیگر چیست؟ این چه دینی است.

 

گفتم: نگاه کن پسرخاله! ابتدا باید بگویم که دین و احکام دین را باید از دانشمندان دینی دریافت کرد نه از هرکسی و این‌طور نیست که هر که در مورد دین چیزی گفت شما آن را تصدیق کنید و بر آن ترتیب اثر بدهی و بر دین با اطلاعات کم خودت حکم کنی؛ اما درهرحال باید بگویم: که سوارشدن بانوان مسلمان بر موتور به خودی خوی هیچ مانعی ندارد؛ ولی اگر بر موتورسوار شوند به‌طوری‌که آنچه ظاهر شدنش جایز نسیت، ظاهر شود، نباید سوار موتور شود.

در همین لحظه دیدم که برانگیخت و گفت: این دیگر چیست! رهایمان کنید! دین برای خودتان باشد! نخواستیم!

 

گفتم:

اولاً دین نه برای من است و نه هیچ‌کس دیگر بلکه دیگران که لباس دین پوشیده و سخن از دین می‌زند، نه ازاین‌جهت است که دین برای آن‌هاست؛ بلکه آنان دانشمندان دینی هستند و فقط دین را برای مردم تشریح می‌دهند و نه چیز دیگر و

ثانیاً کسی شما را مجبور به تدین نکرده و دین‌داری شما برای من نه نفعی دارد نه ضرر

ثالثاً: دین اسلام می‌گوید که خدا انسان را کرامت بخشیده است: و لقد کرمنا بنی‌آدم (1): و ما به انسان کرامت بخشیدیم؛ به همین جهت به حفظ کرامت انسان و به‌ویژه بانوان بسیار حریص است و به خاطر ظلمی که در طول تاریخ به آنان شده، حاضر نیست از کرامت بانوان کوتاه بیاید و در هر حکمی در مورد بانوان دارد، جانب حفظ کرامت آنان را در نظر گرفته است؛ در سوارشدن موتور هم اگر یک بانو بخواهد بر آن سوار شود ولی جسمش برای هرزگان آشکار شود، ازآن‌جهت که کرامت انسانی‌اش زیر سؤال می‌رود، اجازه‌ی سوارشدن بر آن را نمی‌دهد.

در این لحظه دیدم که پسرخاله‌ام ساکت شد؛ چون حرفی برای گفتن ندارد.


پی‌نوشت:
1) اسراء، آیه 70 

 

چهارشنبه, 06 تیر 1397 15:08

دین و خدمتی مشروط

 

سوار قطار شدیم و بعد از مدتی یکی از افرادی که با ما در کوپه بود گفت: دین چه خدمتی به انسان در طول تاریخ کرده جز خرابی و کشت و کشتار! گفتم: دوست من این‌جور سخن گفتن در مورد دین و حکم کلی کردن در مورد آن جدای از این‌که تخصص و اطلاعات وسیع می‌خواهد بلکه باید گفت: این مشکلات عمده‌ای که در طول تاریخ به وجود آمده نه به خاطر این است که دین می‌خواهد مردم چنین باشند بلکه بدین خاطر است که یا مردم دین را به‌درستی نفهمیده‌اند و یا بدین خاطر است که دشمنان بین مسلمانان اختلاف انداخته‌اند و مسببات خرابی را فراهم کرده‌اند و یا اسباب دیگری که مجال بیان آن نیست؛ ولی در منابع دینی مانند قرآن آمده که اگر دین اسلام به‌طور صحیح اجرا شود نه‌تنها خدمات معنوی بلکه حتی خدمات دنیوی و مادی هم به بشر می‌تواند بکند: و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض (1): اگر اهل شهرها و آبادی‌ها ایمان می‌آوردند و تقواپیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها می‌گشودیم.

و این نشانگر این است که دین نه‌تنها قادر به تقدیم خدمات معنوی به بشر است بلکه حتی خدمات دنیوی هم می‌تواند به انسان عرضه بدارد ولی بدین شرط که دین به‌طور کامل و به نحو صحیح و با اعتقاد افراد بدین مسئله اجرا شود.


پی‌نوشت:
1) اعراف، آیه 96

شنبه, 26 خرداد 1397 08:23

زنده باد عدالت

امیر و شایان دو دوست بودند ولی بعد از مدتی ارتباطشان باهم شکر آب شد؛ یه روز که با امیر داشتم راه می‌رفتم، داشتم بهش مى‌گفتم: شایان بهم زنگ زد که یهو پای امیر خورد به یه چیزی و نزدیک بود بیفته. امیر گفت: این شایان حتی اسمش برام خیر نمیاره! گفتم: چرا؟ گفت: همین‌که اسمشو گفتی نزدیک بود بیفتم! گفتم: چطور فهمیدی بین این دو ارتباطه؟ تقارن دو چیز که دلیل نمی شه که یکی علت برای دیگری باشه؟! آخه چون تو از شایان خوشت نمیاد، این دلیل نمی شه که هر چی بشه بندازی گردن اون! قرآن می گه: و لایجرمنکم شنئان قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی (1): بغض قومی شمارا از اجرای عدالت بازندارد؛ عدالت را اجرا کنید؛ عدالت به تقوا نزدیک‌تر است. یهو دیدم امیر رفت توی خودش و گفت: آره درسته، من اشتباه کردم.


پی‌نوشت:
1) مائده، آیه 8

پنج شنبه, 24 خرداد 1397 05:18

خدای اسباب

در کارها همیشه سعی داشت که از افراد مختلف کمک بگیرد و اصلاً انگار خدایی در جهان نبود؛ به او گفتم: مگر نه این است که هر چیزی از آن خداست؟

گفت: معلوم است!

گفتم: اگر چنین است پس چرا در کارهایت به او توجه نمی‌کنی؟

گفت: خوب درست است ولی این بدین معنا نیست که به اشیای دیگر تمسک نکنم!

گفتم: درست است؛ ولی این هم بدین معنا نیست که به خدا توجه نکنیم؛ بلکه باید در همه امور حتی زمانی که به اشیای تمسک می‌کنیم به او متوجه باشیم و بدانیم که اگر او نخواهد لحظه‌ای این ابزار کارگر نخواهند شد؛ ایاک نعبد و ایاک نستعین (1): فقط تو را می‌پرستم و فقط از تو یاری می‌جویم.


پی‌نوشت:
1) سوره حمد، آیه 5

 

چهارشنبه, 09 خرداد 1397 03:23

خدای توبه پذیر

دائماً اظهار پشیمانی می‌کرد و می‌گفت که دیگر خدا مرا نمی‌بخشد.

گفتم چرا؟

گفتم: مگر چه شده؟

گفت: گناهی نبوده که مرتکب نشده‌ام.

گفتم گناهانت بزرگ هستند؟

گفت: آری گفتم: از خدا هم بزرگ‌تر؟ در همین لحظه برای او آیه‌ای را خواندم که روزانه تلاوت می‌کنیم که الرحمن الرحیم (2): خداوندی که بخشنده است و رحمت عام و خاص اش همگان را فراگرفته؛ گفتم: خدایی که چنین رحمتی گسترده دارد آیا تو را نخواهد بخشید!


پی‌نوشت:
1) سوره حمد، آیه 3

 

شنبه, 05 خرداد 1397 09:22

حمد خدا در همه حال

گمان می‌شود که هنگامی‌که نعمت ویژه‌ای به انسان می‌رسد باید خدا را سپاس گفت؛ ولی چنین تصوری درست نیست بلکه در همه‌ی حالات باید خدا را شکر کرد و به همین جهت است که در قرآن واردشده است: الحمد لله رب‌العالمین (1): سپاس مخصوص خدای جهانیان است. این آیه در روز حداقل 10 باربر زبان مسلمانان جاری می‌شود و البته در همه‌ی احوال چه در سختی و چه در راحتی باید در نماز ذکر شود که این نشان می‌دهد که حمد خدا را باید در همه‌ی احوال به‌جای آورد نه‌فقط هنگام برخوردار شدن از یک نعمت ممتاز و ویژه.


پی‌نوشت:
1) فاتحه‌الکتاب، آیه 2

استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.