مرسلون

منصور جلیل منش

منصور جلیل منش

چهارشنبه, 09 خرداد 1397 05:58

احیای دین، انگیزه امام حسین (ع)

قال الامام الحسین علیه‌السلام: ان السنه قد امیتت و ان البدعه قد احییت (1).

در جامعه‌ای که اصول و مبانی دین در حال تغییر است و حکومت بنی‌امیه به‌گونه‌ای جامعه رو تربیت‌کرده‌اند که بر منابر شخصیتی مانند علی علیه‌السلام سب می‌شود، محرمات الهی حلال انگاشته می‌شود، سنت‌های رسول گرامی اسلام مانند محبت و مودت به اهل‌بیتش به دست فراموشی است و مهم‌تر از همه رکن اساسی حاکمیت اللهی یعنی ولایت به دست عناصری که نه ایمان‌دارند و نه دل درگرو آرمان‌های اسلام دارند قرار می‌گیرد، چگونه این جامعه می‌خواهد در مسیر سعادت قدم بردارد؛ آیا اگر همین‌گونه پیش برود حکمت آفرینش که همان تکامل و سعادت است دور از دسترس نمی‌شود؟ این جامعه نیاز به روشنگری دارد و چه کسی شایسته‌تر از ولی خدا تا این امر مهم را به سرانجام برساند؛ هر زمان که درراه استقرار حق و امر الهی قدم برداریم در مسیر حسینی رهرو هستیم، مگر نفرمود که برای اصلاح امت وزنده شدن امربه‌معروف و نهی از منکر قیام کرده‌ام.

آیا ما نباید قیام کنیم، قیام در مقابل رذایل باطنی و خارجی! هرکسی باید در جامعه آماری خود در مسیر استقرار حاکمیت الله قدمی بردارد واینگونه است که می‌توان زمینه را برای ظهور آخرین سلاله پاک نبوی آماده کرد. (2)


پی‌نوشت:
1) نامه امام علیه‌السلام به اهل بصره
2) پیام‌های عاشورا، جواد محدثی، نشر فراز اندیشه، سال چاپ 1383

چهارشنبه, 09 خرداد 1397 06:05

رعایت اولویت ملاک نجات

قال امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام: ذَهابُ الْبَصَرِ خَیْرٌ مِنَ عَمْىِ الْبَصیرَةِ. (1)

کورچشمی به ز کوردلى.

کاروان امام حسین علیه‌السلام درراه کوفه است افراد زیادی در طول مسیر با حضرت دیدار و چرایی حرکت او را جویا می‌شوند؛ در منزل عذیب الجهانات در نزدیکی کوفه چهار نفر به همراه طرماح عدی، به نام‌های: مجمع، سعد، هلال بن نافع و عمر ابن خالد امام علیه‌السلام را زیارت می‌کنند.

طرماح صحابی پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم و از ارادتمندان به خاندان عصمت و طهارت بود؛ در این ملاقات امام علیه‌السلام را از حرکت به سمت کوفه بر حذر می‌دارند و از بدعهدی کوفیان خبر می‌دهند؛ طرماح از امام علیه‌السلام درخواست می‌کند تا مسیرش را به سمت قبیله او تغییر دهد تا بتوانند در آنجا جنگجویانی را برای جنگ احتمالی برای امام علیه‌السلام فراهم آورد، اما امام علیه‌السلام فرمودند: ان بینی و بین اهل الکوفه عهد: که همان من با اهل کوفه پیمانی دارم، آن‌ها خود مرا دعوت کرده‌اند تا به سویشان روم، طرماح در ادامه که با تصمیم قاطع امام مواجه می‌شوند از امام علیه‌السلام اذن می‌گیرند تا مقداری آذوقه که همراه دارند به همسر و فرزند خود برساند و بعد به کاروان امام علیه‌السلام بپیوندد، می‌روند و هنگام بازگشت برای پیوستن به قافله امام علیه‌السلام خبردار می‌شوند که سر امام علیه‌السلام به نیزه رفته است و او جامانده است.

مقدم کردن دنیا و فرزند و عدم‌تشخیص اولویت اطاعت از امام علیه‌السلام بر زن و فرزند باعث شد از قافله سعادت جا بماند. اگر ما نیز اهل تشخیص اولویت نباشیم و به عبارتی بصیرت نداشته باشیم از مسیر حق فاصله خواهیم گرفت. (2)


پی‌نوشت:
1) شرح غررالحکم، جلد 4، صفحه 32
2) خطبه‌های عاشورایی، چاپ معاونت فرهنگی اوقاف و امور خیریه، نامه امام به اهل کوفه

 

چهارشنبه, 09 خرداد 1397 11:16

عاشورا، مکتب فرهنگ‌ساز

حادثه عاشورا گرچه به‌ظاهر یک رویارویی و مقاتله بود، اما در حقیقت یک مکتب فرهنگ‌آفرین است؛ مکتبی که در طی قرون و اعصار مختلف مایه‌ی حرکت و جنبش‌های طاغوت ستیزی و ظلم ستیزانه بوده است؛ فرهنگ ایثار و مقاومت و آزادگی و سبک زندگی اسلامی از عاشورا رشته می‌گیرد.

عاشورا یک حرکت عادی نبود بلکه یک جریان است. فرق است بین حرکت فردی و جریان، در جریان همه‌جانبه تمام ابعاد موردتوجه قرار می‌گیرد. عاشورا همه‌جانبه است، عاشورا آرمان‌ها و ارزش‌های انسانی را به فعلیت رساند؛ سبک زندگی خدامحور یعنی ترجیح رضایت الهی بر رضایت خلق، امام حسین علیه‌السلام در بدو حرکت فرمود:خدا یا تو می‌دانی که برای قدرت و خودستایی خروج نمی‌کنم و فقط برای اقامه خوبی‌ها و مبارزه با بدی‌ها کژی‌ها بر خواسته‌ام تا گودال قتلگاه که فرمود: الهی رضا برضاک تسلیما لامرک لا معبود سواک. (1)(2)


پی‌نوشت:
1) خطبه‌های عاشورایی، خطبه‌های امام حسین (ع)، معاونت سازمان اوقاف
2) محمدتقی جعفری، امام حسین ع شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، نشر آثار علامه، 1380، صفحه 15

 

چهارشنبه, 09 خرداد 1397 11:26

سبک زندگی مجاهدانه

فضل‌الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما؛ (1) رسیدن به مقام مجاهدت بدون تلاش حداکثری ممکن نیست؛ تلاش حداکثری، تلاش عاقلانه است نه اینکه صرفاً انرژی زیادی را صرف کنیم؛ تلاش عاقلانه یعنی تلاش همراه بامعرفت به مبانی دینی و فهم اولویت‌های دینی؛ مثلا تقدم واجبات بر مستحبات؛ تلاش حداکثری باید در مسیر حاکمیت و ولایت الهی باشد؛ بنابراین ضروری است بدانیم در چه مسیری تلاش می‌کنیم.

برای رسیدن به این فهم باید اهل تحلیل دینی، سیاسی، اجتماعی و...باشیم؛ راه رسیدن به این تحلیل معرفت به مبانی اصیل دین، نه مبانی خودساخته رجال سیاسی؛ اگر اهل تحلیل نبودیم و به‌اصطلاح از عوام جامعه باشیم راه درست را نمی‌توانیم تشخیص دهیم و لذا امیر بیان علی علیه‌السلام فرمودند:ذَهابُ الْبَصَرِ خَیْرٌ مِنَ عَمْىِ الْبَصیرَة. (2) (3)


پی‌نوشت:
1) نساء، آیه 95
2) شرح غررالحکم، جلد 4، صفحه 32
3) سبک زندگی مجاهدانه، معاونت فرهنگی سازمان اوقاف، صفحه 15

چهارشنبه, 09 خرداد 1397 11:44

فتح شام

ما رایت الا جمیلا (1)

بَلى ولكن بَعْدَما فارَقْتُكَ اَتانى رَسُولُ اللّه صلی اللّه عليه وآله وسلم و قال يا حُسَيْنُ اُخْرُجْ فَاِنَّاللّهَ تَعالى شاءَ اَنْ يَراكَ قَتِيلاً ... وَ قَدْ شاءَاللّه اَنْ يَراهُنَّ سَبایا (2): امام حسین علیه‌السلام در جواب محمد حنفیه بعد از خروج از مکه که امام را به نرفتن به سمت عراق دعوت کرد، فرمود:رسول گرامی اسلام را در رؤیا دیدم که به من فرمود، خدای تعالی می‌خواهد تو را کشته ببیند و اهل‌بیت تو را اسیر.

مهندسی شهادت و اسارت:

اولاً خواستن خدا به معنی اجبار نیست چراکه علم خدای متعال به فعل اختیاری امام بوده است.

ثانیاً اسارت فعل محقق اهل ظلم است که بازهم فعل اختیاری آن‌هاست و علم خدا به فعل اختیاری آن‌ها تعلق دارد؛ پس اجبار نداریم.

اگر شهادت امام با اسارت اهل‌بیت همراه نمی‌شد، کربلا در کربلا می‌ماند و فرهنگ عاشورا و مکتب عاشورا صادر نمی‌شد. شاعر چه زیبا سرود:
کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود. (3)


پی‌نوشت:
1) بحارالانوار، جلد 45، صفحه 116.
2) علامه مجلسی، بحار، نشر الوفا، جلد 44، صفحه 364؛ لهوف، صفحه 65
3) محمدتقی جعفری، امام حسین شهید فرهنگ، نشر آثار علامه، 1380

چهارشنبه, 09 خرداد 1397 06:17

فهم اولویت‌های دین

قال امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام: ذَهابُ الْبَصَرِ خَیْرٌ مِنَ عَمْىِ الْبَصیرَةِ. ( 1)

کورچشمی به ز کوردلى.

شناخت و معرفت به ساختار دین و سازوکارهای عالم و مبانی اصیل دین، راهبر انسان در مسیر سعادت است؛ انسانی که تنها معرفت سطحی به دین دارد در طوفان شبهات و فتنه‌ها اسیر صیادان دین و ایمان می‌شود؛ اگر معرفت حقیقی حاصل شد، تشخیص اولویت‌ها نیز آسان می‌شود؛ یکی از راه‌های نفوذ شیطان رجیم به هم زدن این اولویت‌ها است به‌گونه‌ای که انسان را از مسیر حقیقی دور می‌کند؛ در حادثه و جریان عاشورا امام حسین علیه‌السلام اولویت حفظ و بقای دین را تشخیص می‌دهد و دینی را که بنی‌امیه دگرگون کرده بود را از خطر تحریف و تغییر ماهیت نجات داد؛ بصیرت داشتن به معنای معرفت به مبانی دین و تشخیص اولویت‌ها و تصمیم‌گیری به‌موقع است. (2)


پی‌نوشت:
1) شرح غررالحکم، جلد 4، صفحه 32
2) پیام‌های عاشورا، محدثی جواد، نشر زمزم هدایت

 

چهارشنبه, 09 خرداد 1397 06:10

نفوذ چالش همیشگی تاریخ

اندیشه‌های بیگانه از دو طریق در مکتب و نظام سازمانی نفوذ می‌کنند:از طرف دشمنان مکتب که با اوج‌گیری نظام و توسعه مبانی آن سعی در نفوذ و مخلوط کردن مبانی و اندیشه‌های بیگانه و سست کردن آن از درون دارند که همان جنگ نامتقارن است؛ اما گاهی نفوذ از طریق عناصر درونی انجام می‌شود که به دلیل عدم آگاهی از زیبایی‌های مکتب مجذوب اندیشه‌های دیگر می‌شود و جالب این است که به این اندیشه‌ها رنگ مکتبی هم می‌بخشد؛ که همان تجددگرایی افراطی است.

در قیام امام علیه‌السلام در عاشورا هر دو مدل از نفوذ را شاهد بودیم.

بعضاً نزدیکان و اصحاب را می‌بینیم که پیشنهاد‌های غیرانقلابی می‌دهند و گاهی دشمن بانفوذ، افراد را می‌خرد و یا تضعیف می‌کند بنابراین نفوذ چالش همیشه تاریخ است. (1)


پی‌نوشت:
1) مركز تحقيقات اسلامی نمايندگی ولی‌فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نشر مركز اطلاعات و مدارك اسلامی، 1386

 

دوشنبه, 07 خرداد 1397 05:18

عرفان عاشورایی

قال الامام الحسین علیه‌السلام: اَدْعُوکَ مُحْتاجاً وَاَرْغَبُ اِلَیْکَ فَقِیراً وَاَفْزعُ اِلَیْکَ خائِفاً وَاَبْکِى مَکْرُوباً وَاَسْتَعِینُ بِکَ ضَعِیفاً...صَبْراً عَلى قَضائِکَ یا رَبِّ لا اِلهَ سِواکَ یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثین مالِى رَبُّ سِواکَ وَلا مَعْبُودٌ غَیْرکَ.

انسان طالب کمالات و سیر روحانی دائماً در مسیر رسیدن به معشوق و معبود خود تلاش می‌کند؛ هر چیزی را، او می‌بیند و این حالات والاترین و زلال‌ترین حالات انسانی است؛ امام حسین علیه‌السلام که خود منشأ عرفان است، خود آیینه تمام نمای الهی است از مدینه تا کربلا تلألؤ عشق به معبود است.

آنگاه‌که از کنار مضجع شریف رسول گرامی اسلام صلی‌الله علیه وآله وسلم آن گونه خطاب به معبود خود می‌فرماید: اَللّهُمَّ اِنَّ هذا قَبْرُ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صلی اللّه علیه وآله وسلم و اسائلُکَ یاذَاالْجَلالِ وَالاْ کْرامِ بِحَقِّ الْقَبْرِ وَمَنْ فِیهِ اِلاّ اخْتَرْتَ لى ما هُو لَکَ رِضىً وَلِرَسُولِکَ رِضىً (1)؛ تا گودال قتلگاه که لحظه انقطاع از عالم ماده و ملکوتی شدن است می‌فرماید: ...صَبْراً عَلى قَضائِکَ یا رَبِّ لا اِلهَ سِواکَ یا غِیاثَالْمُسْتَغیثین مالِى رَبُّ سِواکَ وَلا مَعْبُودٌ غَیْرکَ (2)؛ و این است رمز ماندگاری عاشورا و کربلا.

کودکان و نوجوانان را می‌بینیم که آن‌چنان رجز می‌خوانند و به استقبال شهادت می‌رود، توگویی به عینه می‌بیند سعادت را، رضای معبود را؛ این نتیجه خدایی شدن است؛ اگر ما هم خدایی شدیم و تلاش کردیم، زندگی ما صحنه تقرب است و فنا شدن در عشق به معبود؛ این مشرب عرفانی و عشق به خدا در جبهه‌های دفاع مقدّس در ایران نیز تجلّی داشت و رزمندگان عارف و صاحب دل، ره صدساله را یک‌شبه می‌رفتند و به تعبیر حضرت امام خمینی (قدس سره) که شهادت را در ذائقه اولیای الهی شیرین‌تر از عسل می‌دانست و معتقد بود که از این شراب طهور معرفت و عشق جوانان در جبهه‌ها جرعه‌ای از آن را نوشیده و به وجد آمده‌اند.


پی‌نوشت:
1) مقتل خوارزمى، جلد 1، صفحه 186؛ مقتل عوالم، صفحه 54
2) بنا به نقل شیخ الطائفه، شیخ طوسی در مصباح المتهجد و مرحوم سیدبن طاووس در اقبال
3) برداشتی از کتاب پیام‌های عاشورا، جواد محدثی، نشر زمزم هدایت

دوشنبه, 07 خرداد 1397 05:26

سبک زندگی مجاهدانه

قال الصادق علیه‌السلام: اشرف الموت قتل الشهاده و خیر الامور خیرها عاقبه (1): شریف‌ترین مرگ شهادت و بهترین امور، کارهایی هستند که سرانجام نیک داشته باشند.

رسیدن به مقام شهادت تنها درگرو حضور در جنگ سنتی نظامی با دشمن نیست؛ بلکه می‌توان در صحنه زندگی تلاشی مجاهدانه داشت و پاداش جهاد را کسب کرد؛ همین جایگاه و مقام شهادت است که امام حسین علیه‌السلام را به‌عنوان سرور شهیدان ممتاز کرده است؛ می‌توان به ندای همیشگی امام حسین علیه‌السلام پاسخ داد و این درگرو تلاش درراه خداست؛ می‌توان گفت تنها مسیر برای رسیدن به مقام شهادت، مجاهدت و تلاش درراه خداست؛ هرکسی در هر جایگاه و موقعیتی می‌تواند با تلاش حداکثری درراه خدا به این مقام برسد؛ بنابراین مجاهد را این‌گونه تعریف می‌کنیم: مجاهد کسی است که برای رفع موانع حاکمیت الهی تلاش حداکثری دارد؛ و اگر چنین کنیم وعده الهی حتماً محقق است؛ (2) فضل‌الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما. (3)


پی‌نوشت:
1) الامالی صدوق، النص، 488، المجلس رابع والعشرون
2) سبک زندگی مجاهدانه، معاونت فرهنگی سازمان اوقاف، صفحه 15
3) سوره نساء، آیه 95

دوشنبه, 07 خرداد 1397 06:29

روش مطالعه تاریخ کربلا

بسيارى از مردم حوادث تاريخى را جداى از يكديگر مطالعه می‌کنند درحالی‌که تاريخ، سلسله حوادثى است كه مانند حلقه‌های زنجير به‌هم‌پیوسته است; هر حادثه‌ای ریشه‌ای درگذشته و آثارى در آينده دارد؛ علل وقوع حادثه عاشورا را باید یافت و سپس آثار آن در پهنه‌ی تاریخ را بهتر می‌توان دید.

یکی از علل وقوع حادثه عاشورا، اعتراضِ به‌حق امام حسین علیه‌السلام به وضع موجود و تصمیم او به مبارزه با ظلم حاکم بر جامعه بود؛ و نتیجه آن در تاریخ حیات بشری، مقابله با ظلم بود؛ چه اینکه قیام‌های متعددی پس از حادثه عاشورا، نه‌تنها در اسلام بلکه در ملل دیگر صورت گرفت. (1)


پی‌نوشت:
1) عاشورا: ریشه‌ها، انگیزه‌ها، رويدادها، پيامدها، آیت‌الله مکارم شیرازی، نشر مدرسه امام علي بن ابيطالب (علیه‌السلام) 1384

صفحه1 از9
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.