منصور جلیل منش

منصور جلیل منش

شنبه, 26 اسفند 1396 03:10

استقرار حاکمیت الهی

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ (1): ای کسانی که ایمان آورده‌اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را [نیز] اطاعت کنید.

رکن سوم مجاهدت استقرار حاکمیت الهی به‌منظور اجرای فرمان‌های الهی است؛ اگر تلاش حداکثری با نیت الهی نباشد مقام شهادت نصیب او نخواهد شد بلکه فقط نفع دنیوی برای او دارد؛ باید توجه داشت که تنها محبت و علاقه به استقرار حاکمیت الهی کافی نیست، بلکه باید اطاعت نیز باشد؛ و در این مسیر عمل گرا بود؛ در همین انقلاب اسلامی، افراد زیادی بودند که برای نظام و انقلاب شکنجه شدند، انقلاب را دوست داشتند اما اطاعت لازم را نداشتند.


پی‌نوشت:
1) سوره نساء، آیه 59
2) سبک زندگی مجاهدانه، معاونت فرهنگی سازمان اوقاف، صفحه 15

 

دوشنبه, 21 اسفند 1396 13:27

حاکم در حکومت اسلامی

قال الامام الحسین علیهالسلام: فَلَعَمرى مَا الامامُ اِلاّ الْعامِلُ بِالْکتابِ وَالا خِذُ بِالْقِسْطِ

امر حکومت و سرپرستی جامعه در همه جوامع بشری مورد قبول است. اینکه عده‌ای که دارای قدرت تصمیم گیری و تدبیر امور کلان جامعه هستند در رأس امور قرار بگیرند، تنظیم قوانین و تدوین آن را به عمل رسانند تا جوامع بشری بتواند به حیات طبیعی خود ادامه دهد، حتی انسان‌های نخستین نیز زندگی بشری را ترجمه کرده‌اند و به قول ابن سینا انسان موجودی مدنی الطبع است؛ بنابراین حاکمان جامعه نقش اساسی در سعادت و شقاوت جامعه دارند؛ جامعه اسلامی بعد از رسول گرامی اسلام از مسیر اصلی خود منحرف می‌شود تا اینکه حکومت بنی‌امیه با برنامه ریزی‌های چهل ساله حکومت را به دست می‌گیرد و نظام اسلامی در مسیر تغییر ماهیت قرار می‌گیرد، به‌گونه‌ای که اصل بقاء دین و راهبری جامعه اسلامی به خطر می‌افتد، بنابراین امام حسین علیه‌السلام برای احیا و استقرار حاکمیت الله وارد میدان می‌شود و از بدو امر امام بیعت یزید را نمی‌پذیرد و بارها در مواقع مختلف هدف خود را دفاع از کیان اسلام قلمداد می‌کند و می‌فرماید که به جان خودم قسم که حاکم اسلامی حکم نمی‌کند مگر بر اساس کتاب خدا و حکم نمی‌کند مگر به عدالت، حال چگونه با یزید فاسق و شراب خوار بیعت کنم و حکومت ستمگر او را تائید کنم. امام در جواب ولید ابن عتبه والی وقت مدینه این گونه می‌فرمایند:

اَیُّهَا اْلاَ میرُ! اِنّا اَهْلُبَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدِنُ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفُ الْمَلائکَةِ  وَ مَهْبَطُ الرَّحْمَةِ بنا فتح اللّه و بنا یَخْتِمُ وَ یَزیدُ رَجُلٌ شارِبُ الْخَمْرِ وَقاتِلُ النَّفْسِ الْمُحْتَرَمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَمِثْلى لایُبایِعُ مِثْلَهُ وَلکِنْ نُصْبِحُ وَتُصْبِحُونَ وَنَنْظُرُ وَتَنْظُرُونَ اَیُّنا اَحَقُّ بِالْخِلافَةِ وَالْبَیْعَه (1)


پینوشت:

1) برداشتی از کتاب خطبه‌های عاشورایی، چاپ معاونت فرهنگی سازمان اوقاف

 

دوشنبه, 21 اسفند 1396 13:09

خودستایی یا تبیین راهبرد

قال الحسین علیه‌السلام فی خطبته بمکه: ايها الناسُ، اَنَا ابْنُ بِنتِ رَسُولِ اللّه (صلی الله علیه وآله وسلم) و نَحنُ اَولي بِوِلايَهِ هذا الاُمورِ عليكم من هؤلاءِ المُدّعينَ ما ليس لَهُم و السائرين فيكم بالظُّلم و العدوان (1).

امام حسین علیه السلام در مجالس و منابر مختلف در مدینه و مکه و کربلا خود و دشمنانش را معرفی می‌کند. هدف امام از این تعریف نشان دادن فضل خانوادگی است یا خیر؛ بلکه وقتی خود را این‌گونه معرفی می‌کند که انا ابن رسول الله، در پی تبیین جایگاه امام‌اند! امام پس از معرفی خود، یزید ابن معاویه را هم معرفی می‌کند که او فردی فاسق و فاخر است و مگر می‌شود خدای تعالی راضی به این باشد که امر هدایت مردم به فاسق و فاجر داده شود!


پی‌نوشت:
1) موسوعه كلمات الحسين (علیه‌السلام)، صفحه 357
2) مركز تحقيقات اسلامی نمايندگي ولی فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نشر مركز اطلاعات و مدارك اسلامی، 1386

 

از زمان رحلت رسول گرامی اسلام و حتی قبل از آن جریان منفعت طلبی که هرگز دل در گرو آرمان‌های اسلام نداشته‌اند، تلاش‌های سازمانی و منسجمی را برای خروج جامعه اسلامی از نظام ولایی به‌نظام خلافتی آغاز کردند؛ مقدمه چینی برای منحرف کردن اذهان عمومی از افراد متعهد مهم‌ترین راهبرد آن‌ها برای منزوی کردن متعهدین به اسلام و در نهایت به کرسی نشاندن عناصر خود است؛ از زمان رسول گرامی اسلام که با طراحی و مهندسی خودشان ولی منصوب از طرف خداوند متعال را کنار گذشتند تا به کار گماشتن افرادی مانند معاویه به‌عنوان فرماندار شام که این رویه قوه بیشتری گرفت.
از جمله اقداماتی كه امويان انجام دادند و از زمان عثمان آغاز شد، مخدوش نمودن و بی‌اعتبار كردن و تخريب چهره‌هاي متعهد و همفكر با انديشه نبوی و ولايی بود. عثمان در مقابل اعتراضات ابوذر، وی را به شام تبعيد كرد و پس از آن كه معاويه نتوانست وی را در شام تحمل كند، عثمان ابوذر را به مدينه فراخواند و سپس به ربذه تبعيد كرد؛ این رویه در زمان پیروزی انقلاب نیز، با این که انقلاب نهال نوپایی بود ادامه داشت. تخریب شخصیت‌های ممتازی مانند شهید بهشتی و تأیید افرادی همچون بنی صدر از نمونه‌های آن است. (1)


پی‌نوشت:
1) مركز تحقيقات اسلامی نمايندگی ولی فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نشر مركز اطلاعات و مدارك اسلامی 1386

 

چهارشنبه, 16 اسفند 1396 14:08

پیام اخلاقی عاشورا

قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم: اِنّي بُعِثْتُ لاُتَمِّمَ مَكارِمَ الاَخْلاق (1): تكميل ارزش‌های اخلاقي و جهت الهی بخشیدن به صفات و رفتار انسان‌ها از اهداف عمده بعثت انبياست؛ جریان عاشورا، نمایشگاهی بزرگ از خوبی‌ها و فضایل است و منبع ارزشمندی برای فراگیری ارزش‌های والای انسانی مانند آزادگی، کسب رضای الهی، شجاعت، صبر، انسانیت، توکل و...می‌باشد؛ در منزل شراف که امام با لشکر حر دیدار کردند، شخصی به نام علی ابن طعان محاربی می‌گوید:من به خاطر شدت تشنگی زودتر از بقیه لشکر حر خود را به سپاه امام رساند، وقتی امام او را مشاهده کرد دستور داد تا اصحاب او سریعاً به سمت فرات رفته و مقدار زیادی آب بیاورند؛ امام وقتی مرا دید با ظرفی پر از آب نزدیک آمد و فرمود:انخ الروایه، یعنی شترت را بخوابان تا شترت را هم سیراب کنیم و بعد لبه مشک آب را خود گرفت و در دهان من گذاشت و مرا سیراب کرد.
این عاطفه و مهربانی امام و اوج فضایل اخلاقی است که باید سر لوحه کار خود قرار دهیم. (2)


پی‌نوشت:
1) کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، جلد دوم، صفحه 56، دار الکتب الاسلامیه، 1365 ش
2) محمد تقی جعفری، امام حسین علیه‌السلام شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، موسسه نشر آثار علامه 1380، صفحه 15

 

معاویه که با آزادی‌های بی‌حدومرز در دوران خلفا خو گرفته بود و پس از عثمان داعیه خلافت داشت، با طلوع حکومت علوی عرصه را بر خود تنگ دید و نهایتاً تصمیم گرفت مصاف صفین را طراحی کند. جرئت پیدا کردن شخصیتی مانند معاویه که همانند پدرش هیچ‌گاه ایمان نیاوردند، نتیجه رفتار غیرمنطقی خلفا بود. جناب عمر علی رغم دأب خودش مبنی بر تعویض هرساله‌ی فرمانداران سال‌ها به معاویه اجازه حکومت بر شامات را داده بود و بارها به مناسبت‌های مختلف او را تأیید می‌کرد مثلا خود او به اطرافيانش مي‌گفت: شما از كسري و قيصر مي‌گوييد در حالی که معاويه در بين شماست. شايد او به پشتوانه همين تأييدات بود كه از زمان خليفه دوم در طمع خلافت بود و با حکومت مطلقی که بر اهل شام داشت مقابل حکومت علوی ایستاد همان‌گونه که فرزند او حاضر به از میان برداشتن فرزند رسول الله و انحراف حکومت اسلامی شد و این نتیجه قهرمان سازی ناآگاهان بود.


پی‌نوشت:
مركز تحقيقات اسلامي نمايندگي ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نشر مركز اطلاعات و مدارك اسلامی، 1386

 

چهارشنبه, 16 اسفند 1396 13:28

توکل

انت ربنا علیک توکلنا والیک انبنا والیک المصیر (1)
عاشورا کارزار عهدشکنان با امام معصومی بود که به دلیل عهدنامه کوفیان راهی کوفه شد ولی امام خود را تنها گذاشتند. امام در تنهایی کوفه اما امید و توکل خود را به خدای متعال از دست نداد و در روز عاشورا چنین فرمود: اللهم انت ثقتی فی کل کرب (2) خدایا تو تکیه گاه من در هر مصیبتی و من به تو توکل می‌کنم (اتوکل علیک کافیا)؛ توکل به معنای نشستن و دست روی دست گذاشتن نیست، بلکه حرکت و امید به یاری خدای متعال و یقین به نصرت الهی است.


پی‌نوشت:
(1 و 2) خطبه‌های عاشورایی، معاونت فرهنگی اوقاف، خطبه امام در روز عاشورا

 

سه شنبه, 15 اسفند 1396 18:24

حضرت زهرا (س) و خلفا

نزدیک ایام فاطمیه در حال رفتن به یکی از شهرستان‌های جنوبی بودم که در مسیر به‌طور اتفاقی با یکی از عامه در اتوبوس کنار هم قرار گرفتیم و هم‌سفر شدیم. رشته‌ی کلام را به دست گرفت و شروع به شبهه پراکنی کرد و اتفاقاً اطرافیان هم به صحبت‌های ما گوش می‌کردند. سؤالات او را به لطف خدای متعال جواب می‌دادم تا اینکه گفت، حضرت زهرا (علیهاالسلام) از علی (علیه‌السلام) ناراضی بوده است.

به او گفتم اگر دلیلی دارید، ارائه دهید؛ ساکت ماند. به او گفتم در عوض سکوت تو، می‌گویم حضرت زهرا (علیهاالسلام) از خلفا ناراضی بوده نه از حضرت علی (علیه‌السلام) و صرف نظر از روایات و اخبار شیعی، در کتاب‌های شما مثل صحیح بخاری روایات متعددی مبنی بر نارضایتی حضرت زهرا (علیهاالسلام) از خلفا واردشده است و طبق حدیث مشهور بین فریقین، پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید:هرکس فاطمه را آزار دهد، مرا آزار داده است و هرکس مرا اذیت کند، خدای متعال را آزار داده است.

اما روایات نارضایتی حضرت زهرا (علیهاالسلام) در کتب معتبر عامه:

1) صحیح بخاری با نقل سلسله سندی از عایشه می‌گوید:
فوجدت فاطمه علی بن ابی بکر فی ذلک فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت و عاشت بعد النبی سته اشهر، فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا و لم یوذن بها ابوبکر؛ حضرت زهرا (علیهاالسلام) ابوبکر را به خاطر (ماجرای فدک) ترک کرد و با او صحبت نکرد تا به شهادت رسید، همسرش علی (علیه‌السلام) او را شبانه دفن کرد و به ابوبکر اجازه نداد تا در تشییع و تدفین او شرکت کند. (1)

2) بیهقی در «سنن الکبری»، جلد ششم، صفحه 300، همین روایت را ذکر می‌کند.

3) مسلم بن حجاج در «صحیح مسلم»، جلد سوم، ص 1380،‌چاپ مصر و روایات متعدد دیگری که عامه در کتب خود نقل کرده‌اند، ثابت کننده‌ی سخن ماست.


پی نوشت:
1) محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، جلد پنجم، صفحه 177،

دریک کانال تلگرامی مربوط به شبهات وهابیت عضو شده بودم تا ببینم چه می‌گویند و حرف حسابشان چیست و البته هرچه گشتم حرف حساب نداشتند. دریکی از شبهات خود، روایتی را از قول شیعه نقل می‌کنند و بر اساس آن به ناراضی بودن زهرا (سلام الله علیها) از ازدواج با علی (علیه‌السلام) نتیجه گیری می‌کنند، اکنون روایت را ذکر می‌کنم: رسول الله صلی الله علیه (وآله) و سلم به فاطمه علیها السلام فرمود: دخترم چه چيزى باعث گریه‌ات شده است؟ به خدا قسم اگر كسى در ميان اهل‏ بيت من بهتر از على بود تو را به او تزويج می‌کردم، لكن تزويج تو به على تزويج الهى است و به‌فرمان خدا اين ازدواج صورت گرفته و مهر تو را يك پنجم دنيا قرار داده است. (1)

اما با تحقیق در روایت مذکور، دریافتم که:

اولاً:روایت را اشتباه ترجمه کرده‌اند و در روایت اصلا بحث از گریه‌ی حضرت نشده است و سؤال حضرت هم برای واضح شدن مقام حضرت زهرا (سلام الله علیها) بر همگان و آسمانی بودن این ازدواج است.

ثانیاً:سند این روایت از چند جهت دارای اشکال است:در سند روایت فردی ذکرشده که نام او نیامده و به ذکر «عمن حدثه» اکتفا شده است. همچنین در سند روایت، حسن ابن علی بن رحمان ذکرشده که کاملاً مجهول است.

ثالثاً:وهابی‌ها، حدیث را به‌طور مقطوع آورده‌اند. مرحوم مجلسی در ادامه‌ی حدیث می‌فرماید: ظاهر این است که حتّی اگر گریه‌ی آن حضرت صحیح هم باشد دلیلش تمسخر و ایراد گرفتن و ریشخند زنان قریش به حضرت زهرا (سلام الله علیها) بوده است و منافاتی با عصمت و رتبه‌های عالی ایشان ندارد بلکه خمس دنیا مهریه‌ی ایشان نمی‌شد مگر به دلیل اشک‌های ایشان. (2)

رابعاً: مرحوم مجلسی روایت را از کتاب کشف الغمه اربلی نقل کرده و مرحوم اربلی نیز روایت را از کتاب دولابی که از علمای اهل سنّت است نقل کرده و از نسخه‌ای که شیخ ابن وضاح حنبلی آن را کتابت کرده روایت را آورده است. پس اصلا روایت در کتب شیعه مبنایی برایش نیست و مصدر و مبنای آن کتب اهل سنّت است.


پی‌نوشت:
1) بحارالانوار، دارالاحیاء التراث المؤلف: العلامة المجلسی، الجزء 43، صفحة 136
2) روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، محمد تقي المجلسی (الأول)، جلد 8، صفحه 177

 

سه شنبه, 15 اسفند 1396 08:33

پیام سیاسی کربلا

با طلوع اسلام فصلی نوین در تاريخ بشريت به وجود آمد. انقلابي بنیادین در افكار و عقايد، اخلاق و رفتار، نظام سياسي، ساختار اجتماعي و معيارهای ارزشی به وجود آمد. آنچه به نام تاريخ اسلام شناخته می شود، مجموعه‌ای از اين تحوّلات همه جانبه در فكر و زندگی انسان در عصر بعثت است؛ اما بعد از رحلت رسول اسلام، ساختار سیاسی و اجتماعی جامعه اسلام گرفتار انحراف شد و تلاش‌ها برای بازگشت به دوران جاهلیت شروع می‌شود، امام معصوم را کنار می‌گذارند، مبانی اصیل دینی از دستور کار خارج شد و بالاخره جامعه دینی به سمت فروپاشی ساختار و مبانی پیش رفت. این مسئله با به قدرت رسیدن بنی‌امیه که از اساس نسبت به خاندان بنی هاشم و اسلام رحمانی پر از حقد و کینه بودند، سرعت بیشتری گرفت تا جایی که امام حسین علیه السلام احساس خطر می‌کنند و اساس دین را در خطر می‌بینند و در ضمن اقدام انقلابی خود، اهداف خود را مبنی بر خطر انحراف در عقاید و ساختار اصیل دین بارها اعلام می‌کنند. امام در نامه‌ای که به اهل بصره نوشتند اعلام می‌کنند: فَاِنَّ السُّنَّةَ قَد اُميتَتْ وَالْبِدْعَةَ قَد اُحْيِيَتْ (1)

نظام اسلامی را که ولی محور است و باید امام معصوم رهبری کند، فاسقان زمان عهده دار شده‌اند و این بزرگ‌ترین انحراف در سیاست اسلامی است، سیاستی که در رأس آن امام معصوم باید رهبری جامعه را به عهده بگیرد و احکام اسلام برمبنای کتاب و سنت نبوی باید اجرا شود و این بزرگ‌ترین انحرافات است که زمینه محو دین را فراهم می‌کند و امام برای دفاع از کیان نظام اسلام قیام کردند. (2)


پی‌نوشت:

1) نامه امام به مردم بصره، در کربلا چه گذشت، شیخ عباس قمی (ره)

2) خطبه‌های عاشورایی، معاونت فرهنگی سازمان اوقاف، سال 1385

 

صفحه1 از7