ناصر علیخانی

ناصر علیخانی

پنج شنبه, 09 فروردين 1397 04:15

ماه رجب، ماه آمرزش

ماه رجب ماه خداوند است؛ ماه استغفار و آمرزش خواهی از خداوند، ماه تصفیه روح و روان از بدی‌هاست و ماه شعبان ماه آراسته شدن به خوبی‌ها و توسل به پیامبر خاتم و اهل بیت گرامی‌شان است که این دو ماه مقدمه‌ای است برای آماده شدن به ماه میهمانی خداوند در ماه مبارک رمضان.

پيامبر گرامی اسلام صلی الله عليه وآله وسلم در رابطه با آثار استغفار می‌فرمایند: مَنْ اَكْثَرَ مِنَ الاِستِغْفارِ جَعَلَ اللّه ُ لَهُ مِنْ كُلِّ هَمٍّ فَرَجا وَمِنْ كُلِّ ضَيقٍمَخْرَجا وَرَزَقَهُ مِنْ حَيْثُ لايَحْتَسِبُ (1): هر كس بسيار استغفار كند خدا براى او از هر غمى گشايش، از هر تنگنايى رهايى و از جایی كه انتظار ندارد روزى می‌دهد. پس در این ماه رجب سعی کنیم بهره‌ای از دعا و استغفار داشته باشیم که هم امور دنیوی ما به سامان برسد و هم برای ورودی زیبا به ماه مبارک آماده شویم.


پی‌نوشت:

1) نهج الفصاحه، حدیث 2941

 

پنج شنبه, 20 مهر 1396 18:09

زیارت كربلا

زیارت كربلا در عظمت و بزرگی سرزمین كربلا و بزرگ داشت امام حسین علیه‌السلام همین جمله امام زین‌العابدین (علیه‌السلام) بس است که فرمود: «و ما من نبی الا و قد زار کربلاء و وقف علیها و قال إنک لبقعة کثیرة الخیر، فیک یدفن القمر الازهر»(1)؛ هیچ پیامبری نیست، مگر آنکه کربلا را زیارت نموده و در آنجا توقف کرده و فرموده باشد: تو سرزمینی هستی که خیر کثیری در تو می‌باشد و در تو ماه تابان دفن خواهد گشت.


پی نوشت:

1)محمدمهدی حائری مازندرانی، معالی السبطین، ج ١، ص 109

 

يا ابن شبيب إنْ سرّك أن يكون لك من الثواب مثل ما لمن استشهد مع الحسين فقلْ متى ما ذكرته: «يا ليتني كنتُ معهم فأفوزَ فوزًا عظيمًا: اى پسر شبیب! اگر دوست داری که ثوابی مانند ثواب کسانی که با حسین علیه‌السلام شهید شدند برای تو باشد، هر وقت به یادش افتادى بگو: «یا لَیتَنِی كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً»: «ای‌کاش با آن‏ها بودم تا به فوز عظیمى می‌رسیدم».(1)


پی نوشت:

1)بحارالانوار ج 44 ص 285 و عيون أخبارالرضا (علیه‌السلام)، ج 1 ص 299

سه شنبه, 31 مرداد 1396 12:37

آیا همه چیز در قرآن هست؟

اینکه در برخی روایات می‌بینیم حضرات معصومین (علیهم‌السلام) اشاره می‌کنند که همه‌چیز در قرآن آمده است و ما احتیاجی نداریم از بیرون چیزی بگیریم به چه معناست؟ مثلاً در حدیثی از امام باقر(علیه‌السلام) واردشده که: ﺧﺪﺍﻯ تبارک‌وتعالی ﭼﻴﺰﻯ ﺍﺯ ﺍﺣﺘﻴﺎﺟﺎﺕ ﺍﻣﺖ ﺭﺍ فرونگذاشت ﺟﺰ ﺁﻧﻜﻪ آن‌ها ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻧﺶ ﻓﺮﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ، آیا منظور همه احتياجات مادی و معنوی است یا نه؟ به نظر می‌رسد، چون اصالت با آخرت است منظور این باشد که برای هدایت بشر و نیل انسان به قله کمال، خداوند همه‌چیز را در کتاب خاتم پیامبران(صلی‌الله علیه وآله) ذکر نموده است و اگر کسی آیات الهی را از اهلش، که همان ائمه معصومین و در زمان غیبت امام، علمای ربانی هستند بگیرد سعادت دنیا و عقبی شامل حالش شده و سیر تکاملی خود را طی خواهد نمود. [1]


پی‌نوشت:
1). ﺍﺻﻮﻝ ﻛﺎﻓﻰ ﺟﻠﺪ1، ﺻﻔﺤﻪ 77 ﺭﻭﺍیت 22

 

یکشنبه, 17 دی 1396 05:12

مثل ترنج

قرآن، نعمتى است که با وجود آن انسان‌ها مستغنی شده و با عمل به آن به کمال انسانی و اسلامی خود خواهند رسید، درست است که قرائت کتاب الهی و تأمل درآیات آن کاری مستحب است ولی ایمان و بندگی بدون تسلط بر قرآن و تفکر در عبارات آن صفایی ندارد، امام صادق(علیه‌السلام) در روایتی، رابطه ایمان و قرآن را به این صورت شرح می‌دهند:
«ﺁﻧﻜﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﻭﻟﻰ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺪﻭ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﺸﺪﻩ ﭼﻮﻥ ﻣﻴﻮﻩ (ﻳﺎ ﺧﺮﻣﺎ) ﺍﻳﺴﺖ ﻛﻪ مزه‌اش ﺷﻴﺮﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﻰ ﺑﻮ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﻭ ﺍﻣﺎ آن‌کس ﻛﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺍ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﻰ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﭼﻮﻥ ﺑﺮﮒ ﺩﺭﺧﺖ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻮﻳﺶ ﺧﻮﺵ ﻭﻟﻰ مزه‌اش ﺗﻠﺦ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﻣﺎ آن‌کس ﻛﻪ ﻫﻢ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺍ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻢ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﭼﻮﻥ ﺗﺮﻧﺞ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺒﻮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻢ خوش‌مزه، ﻭ ﺍﻣﺎ آن‌کس ﻛﻪ ﻧﻪ ﻗﺮﺁﻥ به او داده‌شده ﻭ ﻧﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ بوجهل ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻪ ﺑﻮ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ مزه‌اش ﻧﻴﺰ ﺗﻠﺦ ﺍﺳﺖ...» [1]


پی‌نوشت:
1)ﺍﺻﻮﻝ ﻛﺎﻓﻰ ﺟﻠﺪ 4 ﺻﻔﺤﻪ: 407

پنج شنبه, 26 مرداد 1396 01:28

نعمتی با قدر مجهول

همواره این‌طور بوده که هر چیزی زیاد بود و در دسترس قرار داشت، قدرش کمتر دانسته می‌شود، خورشید را نگاه کنید، هرروز و همواره با نور و گرما انسان‌ها را موردعنایت قرار می‌دهد، درصورتی‌که اگرچند صباحی نباشد سرما و يخبندان همه‌جا را فرا خواهد گرفت، ولی کمتر کسی است که هرروز متوجه چنین نعمتى باشد. نعمت سلامتی، امنیت و دیگر چیزها، ازجمله این نعمت‌ها که با هیچ‌چیزی قابل‌مقایسه نیست، نعمت قرآن کریم است، کتابی که کلام حضرت حق است و به‌راحتی در دسترس ما انسان‌ها قرارگرفته ولی متأسفانه کمتر از آن بهره می‌بریم، به‌طوری‌که پیامبر اکرم نیز در قيامت از این بی‌توجهی امت خود نزد خداوند شکایت می‌کند. (1)
امام ﺻﺎﺩﻕ(علیه‌السلام) دربیانی نورانی می‌فرمایند: «ﻫﺮ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺟﻮﺍﻧﻰ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ باایمان ﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ، ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺎ ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﺧﻮﻧﺶ بياميزد ﻭ ﺧﺪﺍﻯ ﻋﺰﻭﺟﻞ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ پیام‌رسان ﻭ نیک‌رفتارش ﺭﻓﻴﻖ ﻛﻨﺪ، ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﭘﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺎﻧﻌﻰ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﮔﻮﻳﺪ: ﺑﺎﺭ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﮔﺮﻯ به مزد ﻛﺎﺭ ﺧﻮﻳﺸﺘﻦ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺟﺰ ﻛﺎﺭﮔﺮ ﻣﻦ، ﭘﺲ ﮔﺮﺍﻣﻰ‌ﺗﺮﻳﻦ ﻋﻄﺎﻫﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ به او ﺑﺮﺳﺎﻥ، ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﭘﺲ ﺧﺪﺍﻯ ﻋﺰﻳﺰ ﻭ ﺟﺒﺎﺭ ﺩﻭ ﺟﺎﻣﻪ ﺍﺯ جامه‌های ﺑﻬﺸﺘﻰ به او ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺳﺮﺵ ﺗﺎﺝ ﻛﺮﺍﻣﺖ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﺳﭙﺲ ﺑه ﻘﺮﺁﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮﺩ: ﺁﻳﺎ ﻣﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻳﻦ ﺷﺨﺺ ﺧﺸﻨﻮﺩ ﻛﺮﺩﻳﻢ؟ ﻗﺮﺁﻥ ﮔﻮﻳﺪ: ﺑﺎﺭ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﻣﻦ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻭ ﻣﻴﻞ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﭘﺲ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﻣﺎﻥ (ﺍﺯ ﺩﻭﺯﺥ ﺭﺍ) به دست ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺩﻫﻨﺪ، ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺟﺎﻭﻳﺪﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﺶ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﻬﺸﺖ ﮔﺮﺩﺩ، ﭘﺲ به او ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮﺩ: ﺑﺨﻮﺍﻥ (ﻗﺮﺁن رﺍ) ﻭ ﻳﻜ ﺪﺭﺟﻪ ﺑﺎﻟﺎ ﺑﺮﻭ، ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﮔﻮﻳﻨﺪ: ﺁﻳﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺳﺘﻰ ﺑه اﻭ ﺭﺳﺎﻧﺪﻳﻢ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﺸﻨﻮﺩ ﻛﺮﺩﻳﻢ؟ ﮔﻮﻳﺪ: ﺁﺭﻯ، ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻫﺮﻛﺲ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ بااینکه ﺣﻔﻆ ﺁﻥ(ﺑر ﺍﻭ) ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ آنجا ﺑﻪ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﻳﺶ ﺑﺴﭙﺎﺭﺩ ﺧﺪﺍﻯ ﻋﺰﻭﺟﻞ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﭘﺎﺩﺍﺵ آنجا به او ﺑﺪﻫد.(2)


پی‌نوشت:
1)سوره فرقان، آیه 30
2)اصول کافی، ج 4، ص 406

سه شنبه, 10 مرداد 1396 07:04

دعای چهار گروه مستجاب می‌شود

ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ(علیه‌السلام) ﻓﺮﻣﻮﺩ:
ﭼﻬﺎﺭ نفر ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ دعایشان بازنگردد، ﺩﺭﻫﺎﻯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﻯ آن‌ها ﺑﺎﺯ ﺷﻮﺩ ﻭ به عرش ﺭﺳﻨﺪ: ﺩﻋﺎﻯ ﭘﺪﺭ ﺑﺮﺍﻯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ، ﺩﻋﺎﻯ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺑﺮ ﺁﻧﻜﻪ به او ﺳﺘﻢ ﻛﺮﺩﻩ، ﺩﻋﺎﻯ ﻋﻤﺮﻩ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺗﺎ به وطن بازگردد، ﺩﻋﺎﻯ روزه‌دار ﺗﺎ ﻭﻗﺘﻰ ﺍﻓﻄﺎﺭ ﻛﻨﺪ.(1)


پی‌نوشت:
1)اصول کافی، ج 4، ص 273.

جمعه, 30 تیر 1396 13:26

درجات عجب

ﻋَﻠِﻲﱢ ﺑْﻦِ ﺳُﻮَﻳْﺪٍ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻲ ﺍﻟْﺤَﺴَﻦِ علیه السلام ﻗَﺎﻝَ ﺳَﺄَﻟْﺘُﻪُ ﻋَﻦِ ﺍﻟْﻌُﺠْﺐِ ﺍﻟﱠﺬِﻯ ﻳُﻔْﺴِﺪُ ﺍﻟْﻌَﻤَﻞَ ﻓَﻘَﺎﻝَ ﺍﻟْﻌُﺠْﺐُ ﺩَﺭَﺟَﺎﺕٌ ﻣِﻨْﻬَﺎ ﺃَﻥْ ﻳُﺰَﻳﱠﻦَ ﻟِﻠْﻌَﺒْﺪِ ﺳُﻮﺀُ ﻋَﻤَﻠِﻪِ ﻓَﻴَﺮَﺍﻩُ ﺣَﺴَﻨﺎً ﻓَﻴُﻌْﺠِﺒَﻪُ ﻭَ ﻳَﺤْﺴَﺐَ ﺃَﻧﱠﻪُ ﻳُﺤْﺴِﻦُ ﺻُﻨْﻌﺎً ﻭَ ﻣِﻨْﻬَﺎ ﺃَﻥْ ﻳُﺆْﻣِﻦَ ﺍﻟْﻌَﺒْﺪُ ﺑِﺮَﺑﱢﻪِ ﻓَﻴَﻤُﻦﱠ ﻋَﻠَﻰ ﺍﻟﻠﱠﻪِ ﻋَﺰﱠﻭَ ﺟَﻞﱠﻭَ ﻟِﻠﱠﻪِ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻓِﻴﻪِ ﺍﻟْﻤَﻦﱡ.(1)

ﻋﻠﻰ ﺑﻦ ﺳﻮﻳﺪ ﮔﻮﻳﺪ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﻰ ﺍﻟﺤﺴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ خودبینی ﻭ عجبی ﻛﻪ ﻋﻤﻞ ﺭﺍ ﻓﺎﺳﺪ می‌کند ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ، ﻓﺮﻣﻮﺩ: خودبینی ﭼﻨﺪ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﺍﺭﺩ: ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭﺟﺎﺕ این است ﻜﻪ ﻛﺮﺩﺍﺭ ﺯﺷﺖ ﺑﻨﺪﻩ به نظرش، ﺟﻠﻮﻩ ﻛﻨﺪ ﻭ آن را ﺧﻮﺏ ﭘﻨﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﻮﺷﺶ ﺁﻳﺪ ﻭ ﮔﻤﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺑﻰ می‌کند، ﻭ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﺩﺭﺟﺎﺗﺶ این است ﻜﻪ: ﺑﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺵ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺧﺪﺍﻯ ﻋﺰﻭﺟﻞ منت ﮔﺬﺍﺭﺩ، درصورتی‌که ﺧﺪﺍ بر ﺍﻭ ﻣﻨﺖ دارد (ﻛﻪ به ايمانش او را ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ).


پی نوشت:

1)ﺍﺻﻮﻝ ﻛﺎﻓﻰ ﺝ 3 ﺹ 427

صفحه1 از2