مرسلون

سید حسین سیدی

سید حسین سیدی

دوشنبه, 23 مهر 1397 12:06

پاداش عزاداران حسینی

a7381d61d68485a14fd586c351eec57f_XL_Copy سید حسین سیدی

ماه محرم شروع‌شده است؛ ماهی که در آن باید برای امام حسین علیه‌السلام عزاداری نمود، ماهی که در آن باید با گریه بر مصیبت‌های اباعبدالله الحسین علیه‌السلام معرفت خود را به خدای حضرت، بالا می‌بریم.

پیامبر مکرم اسلام صلی‌الله علیه وآله وسلم درباره‌ی گریه بر حسینش می‌فرمایند: كُلُّ عَيْنٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بَاكِيَةٌ وَكُلُّ عَيْنٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ سَاهِرَةٌ إِلَّا عَيْنٌ مَنِ اخْتَصَّهُ اللَّهُ بِكَرَامَتِهِ وَ بَكَى عَلَى مَا يَنْتَهِكُ مِنَ الْحُسَيْنِ وَ آلِ مُحَمَّدٍ (1): هر چشمی در قیامت گریان و بی‌قرار است، مگر چشمی که خدا آن را به کرامت خود اختصاص داده باشد تا به جهت مصیبت‌ها و هتک حرمت‌هایی که نسبت به امام حسین و اهل‌بیت پیغمبر علیهم‌السلام واردشده است بگرید.

در این حدیث، عنوان‌شده که بهشت، پاداش گریه‌کنان بر مصیبت اهل‌بیت ازجمله سالار شهیدان است و البته می‌دانیم که انسان باید در حفظ ثواب این گریه‌ها، اهتمام ویژه‌ای داشته باشد و به فرموده قرآن، این ثواب‌ها را برای روز قیامت بیاورد (ببرد)؛ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها (2): هر كس كار نيك بياورد، پاداشش ده برابر آن است؛ تفسیر نمونه در ذیل این آیه می‌نویسد: از مفهوم جمله، استفاده می‌شود، كه كار نيك يا بد را همراه خود بياورد، يعنى به هنگام ورود در دادگاه عدل الهى، انسان نمی‌تواند دست‌خالی و تنها باشد يا عقيده و عمل نيكى با خود دارد و يا عقيده و اعمال سوئى، این‌ها همواره با او هستند و از او جدا نمی‌شوند و در زندگانى ابدى، قرين و همدم او خواهند بود. (3)

 

عزاداریِ بامعرفت

آری، باید سینه زدن و زنجیر زدن و عزاداری ما، ما را به معرفت حسینی برساند و متوجه باشیم که سالار شهیدان، تکلیفی را متوجه خود می‌دید که قیام نمود و آن تکلیف، خداباوری و خداترسی سالار شهیدان بود که منجر به یاری‌کردن دین حق و نهایتاً شهادت شد؛ گریه‌ها و عزاداری‌های ما هم باید در این راستا باشد؛ چنانکه امام حسین علیه‌السلام می‌فرماید: الْبُكَاءُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ نَجَاةٌ مِنَ النَّار (4): گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است.

حدیث ابتدای مقاله می‌فرمود که گریه بر اهل‌بیت و امام حسین علیهم‌السلام سبب ورود در بهشت است؛ برآیند حدیث ابتدای مقاله با حدیث اخیر، این پیام را به ما می‌رساند که گریه برای اهل‌بیت باید برای خاطر خدا باشد.

نکته مهم: البته تمام گریه‌ها و عزاداری‌های سوگواران حسینی در راه خداست و به خاطر این است که سالار شهیدان، به‌عنوان ولی خدا شهید شده است ولی باید این را هم دانست که درجه این معرفت‌ها متغیر است و کسانی بیشترین سود را از این عزاداری‌ها می‌برند که معرفت بیشتری داشته باشند؛ علاوه بر اینکه، علاوه بر ما شیعیان کسانی دیگر هم برای سالار شهیدان عزاداری می‌کنند که باید آن‌ها نیز معرفت لازم را کسب کنند وقتی‌که ما شیعه‌ایم و گرفتار احساسات در عزاداری می‌شویم، آن‌ها که اصلا شیعه هم نبوده و امام حسین علیه السلام را به‌عنوان ولی خدا قبول ندارند.

سخن آخر

گریه بر مصیبت‌های اهل‌بیت ازجمله سالار شهیدان، داری ثواب بسیاری است ولی این گریه‌ها باید در راستای کسب رضای خدا باشد؛ زیرا که امام حسین علیهم‌السلام برای کسب رضای خدا و یاری دین او قیام کرد.


پی‌نوشت:
1) بحارالانوار، جلد 10، صفحه 103
2) انعام، آیه 160
3) تفسير نمونه، جلد ‏6، صفحه 55
4) جامع الاخبار (شعیری)، صفحه 97

پنج شنبه, 19 مهر 1397 17:30

خانواده و دو عامل اضطراب

 368d97582b1c94582e75d0af5120a5f1_XL_Copy سید حسین سیدی

می‌دانیم که دین اسلام نهاد خانواده را مأمنی برای آرامش می‌داند: وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَة (1): و از نشانه‌های او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودت و رحمت قرارداد؛ اما متأسفانه در برخی از موارد، خانواده به کانون اضطراب و درگیری تبدیل گردیده است؛ این نتیجه از خانواده، نتیجه عملکرد افراد است؛ اینک به دو عامل دخیل دراین‌باره اشاره می‌کنیم.

1) عدم توجه به حرام و حلال الهی: خدا می‌فرماید: وَ لاتَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُم‏ (2): همچون كسانى نباشيد كه خدا را از ياد بردند، خدا هم آنان را نسبت به خودشان به فراموشى انداخت (و فرصت‌ها را به باد دادند)؛ خداوند در این آیه، این پیام را به ما می‌دهد که اگر حلال و حرام مرا رعایت نکرده و آرامش زندگی خود را در یاد من ندانید (3) گرفتار آسیب‌هایی خواهید شد؛ یکی از حلال و حرام‌های الهی، توجه به مقوله محرم و نامحرم است؛ عدم رعایت این موضوع، سبب بروز آسیب‌هایی در خانواده‌ها خواهد شد ازجمله روابط خارج از چارچوب خانواده که محصولی به‌جز اضطراب و درگیری، نصیب خانواده‌ها نخواهد کرد.

2) توجه بیش‌ازحد به مادیات: انسان وقتی‌که در وادی مادیات بیفتد، سهمی‌وار می‌شود؛ چه‌بسا دو برادر، دو شریک، دو زوج که خیلی هم صمیمی به نظر می‌رسند ولی چون توجه چندانی به تقوای الهی ندارند، دوستی پایدار و بادوامی را نخواهند داشت و با کوچک‌ترین اختلافی، سهم خواهی‌شان شروع می‌شود؛ وقتی‌که انسان‌ها و خانواده‌ها مادی‌گرا شوند، چشم‌وهم‌چشمی نیز فراوان خواهد شد و این اول ماجراست.


پی‌نوشت:
1) روم، آیه 21
2) حشر، آیه 19
3) سوره رعد، آیه 28؛ آگاه باشيد كه دل‏ها تنها به ياد خدا آرام می‌یابد.

پنج شنبه, 19 مهر 1397 18:03

توکل و تسلیم

 4c015a1df6f91702ae71bff38b7971c2_XL_Copy سید حسین سیدی

افرادی که به نحوی توکل به خدا را مخصوصاً در بحث ازدواج به حاشیه می‌برند؛ خیال می‌کنند که توکل کردن بر خدا یعنی حل شدن تمام مشکلات انسان؛ درحالی‌که همان‌گونه که توکل کردن به خدا منافاتی با کمک گرفتن از اسباب مادی ندارد، همان‌گونه هم توکل بر خدا منافاتی باوجود مشکلات در زندگی ندارد و قرار نیست کسی که توکل بر خدا می‌کند، تمام مشکلات او حل شود.

خدا در قرآن می‌فرماید: عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُم‏ وَ اللهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاتَعْلَمُون (1): چه‌بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال‌آنکه خير شما در آن است و يا چيزى را دوست داشته باشيد و حال‌آنکه شر شما در آن است و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید؛ پیام این آیه به جوانِ در آستانه ازدواج این است که چه‌بسا دوست دارد، ازدواج او با فرد موردنظر صورت بگیرد و خیلی هم دعا نموده و توکل می‌کند ولی خیر او در این ازدواج نیست زیرا خدا می‌داند که ازدواج با این فرد برایش مشکلاتی را به همراه می‌آورد (بچه‌شان سقط می‌شد، تصادف می‌کردند و از این قبیل موارد) ولی چون انسان نمی‌داند، شروع به جزع‌وفزع می‌کند.

یک مثال: کسی که دوست دارد با یک نفر از غیر فامیل ازدواج کند که فرهنگ آن‌ها به هم نمی‌خورد ولی با علم به وجود این اختلاف، باز اصرار بر ازدواج با او دارد؛ واضح است که این ازدواج به صلاح او نیست، گر چه دست کشیدن از این ازدواج برای انسان سخت و با کراهت باشد.


پی‌نوشت:
1) ‏بقره، آیه 216

پنج شنبه, 19 مهر 1397 18:31

عدم اشتغال و بی‌همتی

d0817ab175350cedadebf76cc9488d51_S_Copy سید حسین سیدی

در عصر کنونی با ماشینی شدن جامعه و مسائل ناشی از آن، بحث ازدواج نیز با آسیب‌های روبرو شده است. جوانی که به خواستگاری می‌رود، اولین سؤال از او درباره شغل و درآمد و غیره است؛ وقتی‌که جوانی می‌بیند این مؤلفه‌ها را ندارد، طبعاً در خود آمادگی لازم برای ازدواج را نمی‌بیند؛ البته این‌ها لازم است، ولی زیاد به آن‌ها بهاداده می‌شود.

تذکر مهم: البته عدم اشتغال جوانان، مشکل کمی نیست و کسی قصد کتمان این واقعیت را ندارد و باید مسئولان مربوطه به وظیفه خود دراین‌باره عمل کنند و البته جوانان نیز باید همت کنند و بدانند که: الْمَرْءُ بِهِمَّتِهِ لَابِقُنْيَتِه (1): ارزش انسان به همت اوست، نه به ثروت او؛ شاید کسانی با تکیه‌بر پول و امکانات، تشکیل خانواده دهند اما ازآنجاکه همت کافی ندارند با مشکلات عدیده‌ای روبرو شوند اما کسی که همت دارد، گر چه دو سه سال دیرتر تشکیل خانواده دهد ولی چه‌بسا زندگی مطلوب‌تری داشته باشد.

باید بدانیم که عدم اشتغال گر چه موضوع دردآوری است ولی آخر دنیا نیست و تا حدودی قابل مدیریت است؛ جوانی که تحصیل‌کرده است و در آستانه تشکیل خانواده؛ نباید انتظار داشته باشد حتماً کار اداری برای او فراهم باشد بلکه با مشاغل آزادِ آبرومندانه هم می‌توان زندگی کرد و درهرصورت نباید به بهانه بیکاری، جایگاه تشکیل خانواده را تخریب کرد بلکه افراد جامعه باید در صورت فراهم نبودن شرایط ازدواج، باز توکل بر خدا را از دست نداده و برای بهتر شدن اوضاع نیز بکوشند؛ وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذينَ لايَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ‏ اللَّهُ‏ مِنْ فَضْلِه (2): و كسانى كه (وسایل) ازدواج را نمی‌یابند بايد پاک‌دامنی ورزند تا خدا آن‌ها را از فضل خويش بى‏نياز سازد.


پی‌نوشت:
1) تصنيف غررالحکم و درر الكلم‏، تميمى آمدى، صفحه 447
2) نور، آیه 33

2343233232 سید حسین سیدی

طبعاً شور جوانی در هر میدانی که وارد شود، جلوه‌ای ویژه به آن میدان می‌بخشد؛ در میدان کربلا نیز کم نبودند جوانانی که چون شیر غران پا به عرصه جنگ می‌گذاشتند و با لشکریان قسی‌القلب یزیدی پیکار می‌کردند؛ این شور معنویِ جوانی با تاسی از جوانان کربلا در انقلاب اسلامی ما دمیده شد و برکات بسیاری را به ارمغان آورد؛ خدای بزرگ در قرآن، اصحاب کهف را جوانانی باایمان (پرشور) معرفی می‌کند؛ إِنهَّمْ فِتْيَةٌ ءَامَنُواْ بِرَبِّهِمْ وَ زِدْنَاهُمْ هُدًى (1): همانا آن‌ها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند و ما بر هدايتشان افزوديم؛ میدان کربلا نیز از شور جوانی سرشار بوده است؛ جوانانی که مصداق آیه فوق شدند.

گر چه همه اصحاب سالار شهیدان (چه پیر و چه جوان) وفادار بودند و هرکدام شور معنوی مختص به خود داشتند اما این را نیز باید گفت که طبعاً یک جوان نسبت به یک فرد سالخورده قوای جسمی نیرومندتری دارد و ترس را بیشتر در دل دشمن می‌افکند؛ اگر این قوای جسمیِ قوی با معنویت همراه شود، مانند قاسم بن الحسن (علیه‌السلام) می‌شود که به عموی خود وقتی‌که نظر او را در مورد مرگ پرسید، گفت: يا عم أحلى‏ من‏ العسل‏ (2): یا عمو! (مرگ نزد من) از عسل شیرین‌تر است؛ جدا از قاسمم بن الحسن، جوانان دیگری نیز بودند که مثل شیر غران بر یزیدیان تاختند مثل حضرت علی‌اکبر (علیه‌السلام).

 

تاسی به جوانان کربلا:

بدون شک در جنگ تحمیلی هشت‌ساله، حضور جوانان مخلص و پرشور نقش مؤثری در جبهه‌های جنگ داشت؛ در جنگ تحمیلی هشت‌ساله، بسیاری از جوانان این مرزوبوم به تاسی از قاسم بن الحسن و علی‌اکبر (علیهم‌السلام) بر صدامیان تاختند و حماسه‌ها آفریدند که گوش زمان را پرکرده است؛ اینک نیز مدافعان حرم به تاسی از جوانان غیور کربلا برای دفاع از حریم ولایت، سینه سپر می‌کنند و تکفیری‌های بی‌رحم و یزیدی و اربابان خبیث آن‌ها را رسوا می‌سازند.


پی‌نوشت:
1) کهف، آیه 1
2) هدایه الکبری، حسین بن حمدان خصیبی، صفحه 204

سه شنبه, 11 ارديبهشت 1397 04:15

عید ولایت و پایبندی به آن

روز غدیر روز عید شیعه است؛ روزی است که امام علی بن ابیطالب به‌عنوان جانشین پیامبر اعظم (صلی‌الله علیه و آله وسلم) انتخاب شد؛ این روز اعمالی دارد که طالبان آن باید به مفاتیح‌الجنان مراجعه کنند؛ باید بدانیم: گر چه این روز عید است و باید اهمیت داده شود، ولی به فرمایش مولا علی (علیه‌السلام) هرروزی که در آن گناه نشود می‌تواند برای ما عید باشد، یک عید حقیقی.

امام علی علیه‌السلام می‌فرماید: كُلَّ يَوْمٍ لَا أَعْصِي اللَّهَ فِيهِ‏ فَهُوَ عِيدٌ (1): هرروزی که در آن گناه نشود عید است.

عید غدیر روزی است که هم مؤمنان در آن روز گناه نمی‌کنند (ان‌شاءالله) و هم روزی است که به دیگر روزهای دیگر سال مؤمنان خط می‌دهد، به‌عبارت‌دیگر می‌گوید: حالا که شما ولایت مولا را جشن می‌گیرید و خوشحالید، ببینید در دیگر ایام سال چقدر به این خوشحالی معنوی پایبندید.

چقدر پایبندیم؟


پی‌نوشت
1) مجموعة ورام، ابن ابی فراس (قرن 6)، جلد ‏2، صفحه 24، الجزء الثاني

 

دوشنبه, 21 اسفند 1396 19:38

جاهلیت مدرن

اگر ضرب‌المثل اگر خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو را در دید کلان و جهانی بحث کنیم؛ آنگاه به جاهلیت مدرن خواهیم رسید، جاهلیتی که چنان رنگ و لعاب دارد که این زنگ و لعاب، نبودن اخلاق و وجدان را برای بعضی بی‌خبران توجیه می‌کند؛ با جاهلیت به جنگ بعثت می‌روند؛ خدای بزرگ در سوره احزاب می‌فرماید: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ‏ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى (1): ‏و در خانه‏هاى خود بمانيد (ای زنان) و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد.

تفسیر المیزان می‌نویسد: كلمه «تبرج» به معناى ظاهر شدن در برابر مردم است، همان طور كه برج قلعه براى همه هويدا است و كلمه «جاهلية اولى» به معناى جاهليت قبل از بعثت است، پس در نتيجه مراد از آن، جاهليت قديم است‏ (2)؛ این آیه گر چه در مورد نهی زنان از خودنمایی در میان مردم است اما یک نکته کلی را به مسلمانان گوشزد می‌کند که به دوران قبل از بعثت که جاهلیت بود برنگردید، در این صورت گرفتار جاهلیت جدید می‌شوید؛ رهبر انقلاب اسلامی در دیدار روز مبعث پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) با سفیران کشورهای اسلامی، با اشاره به استمرار دو جریان «بعثت» و «جاهلیت» از صدر اسلام تاکنون، شاخصه اصلی جریان بعثت را خردورزی هدایت یافته به‌وسیله پیامبران الهی و مهم‌ترین شاخصه جریان جاهلیت را شهوت و غضب دانستند و گفتند: امروز مهم‌ترین وظیفه امت اسلامی، مقابله با جریان جاهلیت به سرکردگی امریکا است و جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان پیشتاز جریان بعثت در راهی که امام بزرگوار (رحمة الله علیه) آغازگر آن بودند، بدون هراس از قدرت‌ها به حرکت خود ادامه خواهد داد؛ جالب اینکه آمریکا و استکبار جهانی با تمسک به گزاره‌های غیراخلاقی و شبکه‌های خلاف عفت که نقش زنان در آن به پایین‌ترین حد می‌رسد؛ به جنگ بعثت و آموزه‌های اسلام ناب می‌آیند.

رهبر انقلاب در ادامه بیاناتشان با اشاره به تعابیر امام بزرگوار که «اسلام متحجر» را در کنار «اسلام آمریکایی» قرار دادند و این دو اسلام را در مقابل «اسلام ناب» دانستند، افزودند: گروه‌های فاسد و مفسدی که امروز به نام اسلام بدترین و فجیع‌ترین جنایت‌ها را انجام می‌دهند، مورد حمایت و پشتیبانی قدرت‌های غربی هستند، جنگ‌ها و فتنه‌هایی که امروز در منطقه غرب آسیا در جریان است نیز نتیجه عملکرد جبهه جاهلیت و شیطان است؛ اسلام مورد حمایت آمریکا، اسلام تکفیری و وهابی گریست، چون این اسلام با اهداف نامشروع او چنان تضادی ندارد، مگر می‌شود گروهی با حمایت کشوری استعمارگر به وجود بیاید و اهداف او را به نحوی تأمین نکند؟ (3) متأسفانه امروز عربستان با منش وهابی گری، امت اسلام را وارد نزاع‌های خونینی نموده است و جالب اینکه وقتی حمایت‌های آمریکا و انگلیس و سایر دشمنان اسلام را متوجه خود می‌بیند؛ به‌جای اینکه به علت این حمایت‌ها و خباثت‌ها پی برده و طرف مسلمین را بگیرد؛ بر دامنه‌ی تکفیر و تفرقه‌ی خود می‌افزاید.

سخن آخر:
قرآن کریم ما را از افتادن در ورطه‌ی جاهلیت، بعد از اسلام و مسلمانی باز می‌دارد، این جاهلیت مدرن، امروزه باعث کشت و کشتارهایی به اسم آزادی و دموکراسی شده است. جاهلیت مدرن (دشمنان اسلام)، تکفیر و تروریست را هدایت می‌کند و متأسفانه بعضی دولت‌های مسلمان، خود را با آن هماهنگ نشان می‌دهند.


پی‌نوشت:

1) احزاب، آیه 33
2) ترجمه تفسير الميزان، جلد ‏16 صفحه 462
3) برای مطالعه در مورد تاریخچه وهابیت تکفیری به کتاب مزدوران انگلیس در ممالک اسلامی، مترجم: موسسه اسلامی ترجمه چاپ 1386 مراجعه کنید.

 

سه شنبه, 26 دی 1396 09:46

خانواده و وسایل ارتباطی

به نظر می‌رسد استفاده از وسایل ارتباطی روز مثل تلفن همراه و تبلت، غیرقابل‌اجتناب باشد؛ اما در این میان شکی نیست که مدیریت کردن این وسایل ارتباطی، انسان را از آسیب‌های احتمالی آن‌ها مصون می‌سازد. زندگی مشترک نیز از این قاعده مبرا نیست. ما در این مقاله کاری به آسیب‌های جدی و بعضاً غیرشرعی (روابط غیراخلاقی) که تلفن همراه و تبلت به خانواده‌ها می‌زند، نداشته و در پی آسیب‌های دیگر نظیر تأثیر گوشی همراه بر فضای مهر و محبت در خانواده هستیم. می‌دانیم که خانواده کانون مهر و محبت است. برای افزایش دادن این کانون محبت (مخصوصاً در سال‌های اولیه زندگی)، باید برنامه‌هایی را که مخل به آن هستند، مدیریت شوند. تلفن همراه و تبلت از وسایلی هستند که به‌واسطه جذابیت ظاهری و داشتن برنامه‌های متنوع (بازی‌ها و...) ممکن است بر فضای مهر و محبت در خانواده تأثیرگذار باشند. اثراتی که گاهی تأثیرش سریع‌تر است و گاهی شاید پس از سال‌ها نمایان شود.

مولا علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: کَم مِن شَهوَةِ ساعَةٍ اَورَثَت حُزناً طَویلاً؛ چه بسیار خواهش‌های نفسانی لحظه‌ای که اندوه طولانی و درازی را در پی دارد. (1)

حضرت در این حدیث، این پیام را به ما ابلاغ می‌کند که چه‌بسا لحظه‌ای خوش بودن و سرگرم بودن به چیزی، تأثیرات مخربی بر جای بگذارد. سرگرم شدن بیش‌ازحد به تلفن همراه و تبلت، علاوه بر اینکه جایگزین شوخی و خنده و مهربانی در محیط خانواده می‌شود، در مواقع سوءتفاهم بین زوجین، اثرات منفی بیشتری بر جای خواهد گذاشت و درزمانی که زوجین به مدارا و خویشتن‌داری بیشتری نیاز دارند، باعث سردی بیشتر خواهد شد؛ زیرا که هر یک از زوجین به گوشه‌ای پناه برده و با تلفن همراه و تبلت خود، بیشتر انس گرفته و سرگرم می‌شوند. همین نکته چه‌بسا سرآغازی باشد بر آسیب و تنش در خانواده. خانواده‌ای که در ابتدای راه است وبر اثر اشتباه افرادش (زوجین) هرروز سردتر خواهد شد. برخی از مشاوره‌ها حاکی از ان است که یکی از زوجین (مخصوصاً در ابتدای زندگی) از دیگری به خاطر سرگرم شدن بیش‌ازحد به تلفن همراه و سرد بودن با او گله‌مند‌است.

سخن آخر اینکه، یکی از آسیب‌های زندگی ماشینی امروز که به فضای خانواده‌ها نیز کشیده شده است، تأثیر منفی برخی از وسایل ارتباطی روز مثل تلفن همراه و تبلت، در کنار مزیت‌های نسبی آنان است. زوجینی که ساعت‌ها و لحظه‌های خود را به تلفن همراه خود سرگرم‌اند، شاید در ابتدا متوجه نباشند که سرگرمی با تلفن همراه، زیان چندانی دارد؛ اما وقتی ببینند که با کوچک‌ترین سوءتفاهمی، هر یک با تلفن همراه خود مشغول شده و فضای خانه را به سمت سرد شدن سوق می‌دهند، متوجه خواهند شد که تلفن همراه و تبلت، هم نکات مثبت دارد و هم نکات منفی و انسان باید از نکات منفی آن‌ها تا می‌تواند دوری کند.


پی‌نوشت‌:
1) وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، ج‏15، ص 210.

چهارشنبه, 28 مهر 775 05:10

فرزند آوری، مسئله‌ای خطیر

خدا رحمتش کند روزی مرحوم پدربزرگم که به شغل چوپانی و کشاورزی مشغول بود بر سر آب دادن گوسفندان با یک نفر دیگر بگومگو پیدا می‌کنند، آن چوپان غریبه، تعداد فرزندانش را به رخ می‌کشد. مرحوم پدربزرگم از آن چوپان که هم‌سن‌وسالش بوده و او قبل‌تر از پدربزرگم به رحمت حق پیوست می‌پرسد، تو چند فرزند داری؟ هشت فرزند، پدربزرگم می‌گوید: من نه فرزند دارم. ازآن‌پس رابطه بین این دو کم‌کم بیشتر شده و رفیق می‌شوند. ما این داستان را بهانه‌ای برای ورود در بحث فرزند آوری قراردادیم. البته کسی طرفدار فرزند داشتن بی‌برنامه و بی‌حساب‌وکتاب نیست. والان هم مسائلی مثل شغل و ازدواج و غیره، مانند قدیم نیست و دارای پیچیدگی‌هایی شده است، ازیک‌طرف دیگر تک‌فرزندی داری معایب و مشکلات مختص به خود است، بنابراین باید حد وسط را برای فرزند داشتن در نظر گرفت، ولی درهرحال نباید از یاد برد که کمیت و کیفیت جمعیت چیزی نیست که بتوان از کنار آن رد شد. کشورهای اروپایی هم بر روی مسئله ازدیاد جمعیت متمرکزشده‌اند، زیرا همان‌طور که پیشرفت و رفاه جمعیت (کیفیت حال جمعیت) ملاک نظر هست؛ به همان اندازه کمیت جمعیت هم ملاک است. چندی است کشورهای اروپایی بر روی افزایش جمعیت متمرکزشده‌اند و ما...
اسلام همان‌طور که به تشکیل خانواده اهمیت می‌دهد، همان‌طور هم به فزونی یافتن جمعیت مسلمانان (با برنامه مناسب) اهمیت می‌دهد. پیامبر اسلام می‌فرماید:‏ تَنَاكَحُوا تَنَاسَلُوا تَكْثُرُوا فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَوْ بِالسِّقْط (1): ازدواج کنید تا نسل شما فزونی گیرد، همانا من در روز قیامت حتی به فرزندان سقط شده شما به دیگر امت‌ها می‌نازم.

سخن آخر اینکه: اسلام همان‌طور که به تشکیل خانواده اهمیت می‌دهد؛ همان‌طور هم به داشتن فرزند اهمیت می‌دهد. کشور اسلامی ما باید با برنامه‌ای مدون به سمت افزایش جمعیت حرکت کند.


پی‌نوشت‌:
1) جامع الاخبار، شعیری، ص101

سه شنبه, 19 دی 1396 08:53

فرزند صالح، روشنی دیده

همین‌طور که در لابه‌لای جمعیت به‌پیش می‌رفت، ناگاه با دوستش ــ که مدت‌ها بود او را ندیده بود ــ برخورد کرد. همدیگر را در آغوش گرفتند و احوال هم را جویا شدند. به دوستش گفت: از زمانی که تشکیل خانواده دادی دیگر تو راندیدم، حالا بگو ببینم زندگی‌ات تا کجا رفته؟ بچه‌داری نداری؟ دوستش گفت: بحمدالله دو تا بچه‌دارم و سومی هم نزدیک است به دنیا بیاید.
سپس دوستش از او پرسید: تو صاحب اولاد شدی؟

گفت: اگر خداوند بخواهد دکتر و دوا جواب داده‌اند و من هم نزدیک است بچه‌دار شوم، برایم دعا کن که اولاد سالم و صالحی نصیبم شود.

اولاد صالح و شایسته، آرزوی هر پدر و مادری است. خداوند می‌فرماید: وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ‏ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً (1): و آنان كه مى‏گويند: پروردگارا، براى ما از همسران و فرزندانمان روشنى ديدگان (نسل‏هاى صالح و پاك و متقى) عطا كن و ما را بر پرهيزكاران (در مسابقه به‌سوی ايمان يا رهبرى در اصول و فروع و معارف) پيشوا گردان. (2) همان‌طور که فرزندان صالح و شایسته، نور چشم والدین خویش‌اند؛ همان‌طور هم وقتی کشور اسلامی داری جمعیتی کافی و شایسته و کارآمد باشد، برای او روشنی دیده و زینت و اعتبار خواهد بود.
سخن آخر اینکه: فرزندان صالح و شایسته برای یک خانواده نور چشم و برای کشور اسلامی، زینت و اعتبار است.


پی‌نوشت‌:

1) آیه 74 سوره فرقان
2) ترجمه مشکینی ص 366

 

صفحه1 از4