مرسلون

سید حسین سیدی

سید حسین سیدی

جمعه, 28 دی 1397 10:16

میراث سنگدلی

soriyeh_foueh001_Copy سید حسین سیدی

یعنی مگر می‌شود انسان آن اندازه انسانیت خود را کنار بگذارد و شقاوت و خباثت به خرج دهد که کودکان معصوم و بی‌گناه را به فجیع‌ترین صورت بکشد.

بچه شش‌هفت‌ساله و حتی کمتر، از انفجار و جنگ و آوارگی و خون چه می‌فهمد!؟ مگر آن‌ها چه گناهی کرده‌اند که باید قتل‌عام شوند؟ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَت‏ (1) به چه جرمى كشته شدند؟ و از قاتلان آن‌ها پرسيده شود كه اينان به كدامين گناه كشته شدند؟ (2)

اما برای تکفیری‌های سنگدل و قسی‌القلب، قتل‌عام بچه‌های معصوم، مثل آب خوردن است؛ (3) انسان با خود می‌اندیشد که این‌ها فوق فوقش با نظامیان طرف هستند، چکار به بچه‌های معصوم دارند؛ اما این را باید برای کسانی گفت که انسانیت خود را نفروخته باشند، نه برای تکفیری‌های خودفروخته و بی‌رحم؛ این‌ها بی‌رحمی را از اسلاف سنگدل خود در کربلا به ارث برده‌اند، آنجا که امام علیه‌السلام را با  لب‌تشنه شهید کردند و در جواب درخواست امام علیه‌السلام که آب طلب می‌کرد، گفتند: به خدا كه از آب نمی‌چشی تا در جهنم از حميم آن بچشى، هلال بن نافع می‌گوید من از سنگدلی آنان به شگفت آمدم. (4)


پی‌نوشت:

1) تکویر، آیه 9
2) ترجمه مشکینی، صفحه 586
3) https://www.ziaossalehin.ir/fa/forums/6583
4) لهوف، ترجمه مير ابوطالبی، صفحه 157

پنج شنبه, 22 آذر 1397 05:12

علمِ مورد نظر امام صادق (ع)

 111111111123 سید حسین سیدی

دین اسلام به علم‌آموزی اهمیت بسیاری داده و درعین‌حال برداشتن معنویت علم آموز تأکید نموده است.

امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: لَستُ اُحِبُّ أن أرَى الشّابَّ مِنكُم إلاّ غادِياً في حالَينِ: إمّا عالِماً أو مُتَعَلِّماً (1): دوست ندارم جوانى از شما [شيعيان] را جز بر دو گونه ببينم: دانشمند يا دانشجو.

باید بدانیم وقتی‌که امام معصوم بر علم‌آموزی تأکید دارد، فقط بر روی کتاب خواندن و مدرک گرفتن تأکید نمی‌کند؛ در ارزشمندی علم و دانش شکی نیست و در این نکته هم شکی نیست که علم و دانش همواره درآمدزاست؛ اما باید بدانیم علم و دانش باید با معنویت همراه شود تا ارزش حقیقی خود را پیدا کند؛ يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ‏ دَرَجاتٍ (2): خداوند از بین شما بر درجات آنان را كه ايمان آورده‏ و آنان را که علم یافته‌اند، می‌افزاید.

وقتی‌که معنویت با علم و دانش همراه نباشند، علم و دانش افراد وسیله‌ای می‌شود برای مغرور شدن افراد و احیاناً موضع‌گیری در مقابل آموزه‌های دینی، مخصوصاً زمانی که دانشمندی ضد دین، نظریه‌ای سست و معارض با دین ـکه بعدها هم پوچی آن ثابت می‌شودـ ارائه می‌دهد.

 

قارون، علم‌آموزی مغرور و سرمایه‌دار

قارون زمان حضرت موسی (علیه‌السلام) مغرور به مادیات خود شده بود؛ مادیاتی که با علم و دانش خود، به آن رسیده بود؛ قالَ إِنَّما أُوتيتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدي‏ أَوَ لَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَكْثَرُ جَمْعاً وَ لايُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ (3): (قارون) گفت: جز اين نيست كه اين اموال از روى دانشى كه در نزد من است (دانش به تورات و كيمياء و تجارت و كشاورزى) به من داده‌شده؛ آيا ندانسته است كه خداوند پيش از وى از مجتمعات انسانى كسانى را كه از او قوى‏تر و ثروتمندتر و پرجمعيت ‏تر بودند هلاك نموده؟ و هرگز گناهکاران (در وقت نزول عذاب) از گناهشان پرسيده نمی‌شوند.

وقتی‌که معنویت با علم و دانش همراه نباشند و صاحبان علم و دانش به نتیجه مطلوب علمی نرسند (تحصیل‌کرده بیکار باشد) اوقات خود را تلخ کرده و نعوذبالله در عدالت خدا شک می‌کند که چرا من باید 20 سال درس بخوانم و آخرش هیچ، البته اینکه جوان تحصیل‌کرده نباید بیکار باشد، بحث دیگری است و صدالبته بحث خیلی مهم یست؛ ولی قرار نشد هر کس بیکار باشد، اوقات‌تلخی کند.

سخن آخر اینکه؛ اسلام به علم و دانش اهمیت داده، اما برای منحرف علم آموز، همراه بودن آن را با معنویت، مورد تأکید قرار داده است.


پی‌نوشت:
1) امالی طوسی، صفحه 303
2) مجادله، آیه 11
3) قصص، آیه 78، ترجمه مشکینی، صفحه 395

پنج شنبه, 22 آذر 1397 05:30

عبادتِ خط دهنده

 5c741c8b4ff878f1ddc336a68cf2fa12_S_Copy سید حسین سیدی

نماز یکی از عبادات بزرگ و بااهمیت در اسلام است که در فردای قیامت، نقش بسیار بزرگی در سرنوشت افراد بازی می‌کند.

امام رضا علیه‌السلام می‌فرماید: أوَّلُ ما یُحاسَبُ الْعَبْدُ عَلَیْهِ الصَّلاهُ فَإنْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلاهُ صَحَّ ماسِواها وَ إنْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها (1): اولین عملى كه از انسان موردمحاسبه و بررسى قرار می‌گیرد نماز است؛ چنانچه صحیح و مقبول واقع شود بقیه اعمال و عبادات نیز قبول می‌گردد وگرنه مردود خواهد شد.

اینک درباره این حدیث به نکاتی اشاره می‌کنیم.

نکته یک: این حدیث فقط خواندن نماز را مدنظر قرار نداده است؛ بلکه چگونگی آن را هم موردتوجه قرار داده است؛ نکته‌ای که غالباً غرض‌ورزان و ناآگاهان به مسئله نماز، آن را مطرح می‌کنند.

نکته دو: هر کاری را اگر به‌صورت صحیح انجام ندهیم، اثر مطلوب خود را بر جا نخواهد گذاشت؛ در کارهای روزمره هم‌چنین است؛ کسی که بدون حساب‌وکتاب و بدون برنامه تلاش می‌کند، درس می‌خواند و با دیگران طرح دوستی می‌ریزد، غالباً به نتیجه مطلوب خود نخواهد رسید؛ اما ازآنجاکه در بحث نماز و عبادات دیگر، بر روی انجام ندادن ریایی کار، در روایات تأکید شده، بهانه به دست شبهه افکنان افتاده که نماز و نمازخوانان را تخریب کنند.

نکته سه: غالب کسانی که دست به تخریب نماز می‌زنند، افرادی غیر معنوی و حتی غرق‌شده در گناهان هستند؛ ولی بااین‌وجود خود را افرادی پاک‌دل می‌دانند؛ به‌عنوان‌مثال انسان در جامعه مشاهده می‌کند که افراد کم اخلاق‌تر و بی مبالاتر به حلال‌خوری و غیره، ادعای دل‌پاکی و بی‌نیازی از نماز و عبادت رادارند.

نکته چهار: در حدیث بر این نکته تأکید شده که اگر نماز قبول نشود، بقیه اعمال قبول نمی‌شود، این به آن خاطر است که نماز به کارهای دیگر انسان خط می‌دهد؛ به‌طور مثال نماز، انسان را به حلال‌خوری دعوت می‌کند و این حلال‌خوری فقط با دوری انسان از دزدی و تحصیل مال نامشروع به دست نمی‌آید؛ بلکه انسان باید دقت کند که اگر خمس و زکات مالش را (اگر بر او واجب شود) ندهد، حلال‌خوری خود را تکمیل نکرده است.

 

خلاصه

ممکن است انسان در این دنیا به‌ظاهر فرد موجهی باشد؛ ولی این موجه بودن، چنان اثری از معنویت نداشته باشد و انسان به خاطر مشتری مداری و کسب شهرت موجه بودن را رعایت کند و درنتیجه، اعمال به‌ظاهر پسندیده‌ی او در آخرت چنان مقبولیتی ندارد؛ ولی اگر به نماز و عبادت خدا پایبند باشد، سایر اعمال او رنگ و بوی خدایی می‌گیرد و در آن دنیا از اثرات آن‌ها بهره مند می‌شود.


پی‌نوشت:
1) بحار الأنوار (ط - بيروت)، جلد ‏80، صفحه 20

090b800a870c0ac8cc4a72c15eb4cb3d_XL_Copy سید حسین سیدی

یکی از نکات مهم در میدان کربلا، مدیریت اباعبدالله علیه‌السلام چه در بعد نظامی و چه در جبهه‌های دیگر (جبهه فرهنگی که آن را جنگ نرم می‌نامیم) است؛ مدیریتی که باید سرلوحه کار جامعه اسلامی ما قرار گیرد؛ ازآنجاکه در روز عاشورا لشکر عمر سعد ملعون می‌خواستند با یک حمله و با کمترین تلفات، جنگ را به پایان برسانند، سالار شهیدان تدبیری اندیشید که این‌گونه نشود. سالار شهیدان امر نمودند که در پشت خیمه‌ها خندقی کندند و به ياران خود فرمودند كه خیمه‌ها را نزديك به هم بزنند و طناب‌های آن‌ها را در هم داخل كنند و آن‌ها را چنان كنند كه خود در ميان آن‌ها قرار گيرند و با دشمنان از یک‌سو روبرو شوند؛ (1) با این تدبیر امام حسین علیه‌السلام طبعاً دشمن حساب کار خود را می‌کرد و می‌دانست با انسان‌هایی طرف است که گر چه عاشق شهادت هستند اما می‌خواهند نفرات بیشتری از ظالمان را بکشند و بعد به شهادت برسند نه اینکه بی‌گدار به آب بزنند.

در بعد فرهنگی (جنگ نرم) امام علیه‌السلام نیز با بصیرت الهی که داشت، در مواضع مختلف آن لشکر منحرف را موعظه می‌فرمود و آن‌ها را خیرخواهی می‌نمود؛ جدای از این نکته مهم، توصیه آن حضرت علیه‌السلام به برادرش قمر بنی‌هاشم علیه‌السلام مبنی بر جواب دادن به شمر علیرغم فسق او (2) حاکی از مدیریت عاشورایی سالار شهیدان علیه‌السلام بود؛ خلاصه اینکه سالار شهیدان علیه‌السلام مدیریت توحیدی و عاقلانه (و نه احساسی صرف) را درنبرد کربلا به ما آموخت؛ به‌گونه‌ای که امروزه هر انسان آگاه منصفی در دنیا می‌داند که آن حضرت علیه‌السلام بر حق بود و تا آخرین لحظه در فکر هدایت یزیدیان بود و برای همین است که شور حسینی جهانی شده است.

 

مدیریت عاشورایی جامعه حسینی

برای  کشور ما که در شرایطی همچون کربلاست و در مصاف با دشمنان بسیاری است، مدیریت حسینی چه در بعد نظامی و چه فرهنگی لازم است؛ الحمدالله جامعه حسینی ما به برکت خون شهیدان، بعد نظامی را خوب مدیریت کرده است اما در جنگ نرم فرهنگی علیرغم سیر مثبت آن در حال کلی باید بیشتر از این‌ها کار کند؛ بدون شک اگر بصیرت الهی و بصیرتی که حضرت عباس علیه‌السلام در مواجهه با شمر فاسق داشت، در جامعه ما نهادینه نشود، ما در برخورد با دولت‌های فاسق و استکباری، حرف زیادی برای گفتن نخواهیم داشت و قافیه را خواهیم باخت.


پی‌نوشت:
1) شيخ مفيد، ارشاد، جلد 2، صفحه 97

2) لهوف، ترجمه بخشایشی، صفحه 113

 

252eb4dcb84ce1c3903adbe34de0ca03_S_Copy سید حسین سیدی 

دین اسلام از توجه نامتعارف به زیبایی ظاهری در ازدواج نهی کرده است؛ دلیل آن از یک بحث روانشناسی سرچشمه می‌گیرد و آن اینکه هر چیزی بعد از مدتی در نظر انسان، طراوت و تازگی اولیه خود را از دست می‌دهد و انسان می‌ماند و سرمایه‌گذاری بی‌موردش بر روی ظاهر یک فرد؛ چون مردان به زیبایی همسر خویش اهمیت می‌دهند و از طرف دیگر به فرموده امام هادی علیه‌السلام هوای نفس انسان نیز هر چیزی را که مورد طبعش باشد، به‌آسانی قبول می‌کند؛ بدانید که نفس آدمی آنچه را که مطابق میل اوست به‌آسانی می‌پذیرد؛ (1) امکان دارد مردان در انتخاب همسر خویش دچار اشتباه شوند و ملاک خود را فقط روی ظاهر شخص برده و از اخلاق و رفتار او و وضعیت خانواده او غافل شوند. پیامبر اسلام صلی‌الله علیه وآله وسلم می‌فرمایند: بپرهیزید از سبزه‌هایی که در مبله می‌روید؛ عرض شد: یا رسول‌الله! سبزه‌هایی که در مبله می‏ روید چیست؟ فرمودند: زن زیبایی که در خانواده پست و ناشایست‏ به وجود آمده باشد. (2)

شاید برخی از روانشناسان بوالهوس که تحت تأثیر مکتب لذت‌جویی فروید هستند (3) بگویند که هر چه انسان دلش می‌خواهد، همان را باید برای خود انتخاب کند؛ اما شکی نیست که اینان جنبه غریزی و لذت‌جویی را ملاک قرار داده‌اند و از آسیب‌های دیگر غافل شده‌اند؛ این غافل شدن در جامعه ما بیشتر در موضوع انتخاب همسر، خود را نشان می‌دهد؛ افرادی که (مخصوصاً مردان) با ناپختگی و یا از سر هوای نفس، می‌بینند که فرد دلخواه آن‌ها متأسفانه قبلاً با یکی رابطه داشته و بااین‌حال بر ازدواج با او اصرار دارد، به‌احتمال‌زیاد، زیبایی ظاهری او را ملاک قرار داده و آسیب‌های آینده را ــ که اغلب نیز دردسرساز می‌شود ــ فراموش کرده‌اند.


پی‌نوشت:
1) بحارالانوار، جلد 75، صفحه 370
2) کافی (ط-الاسلامیه)، جلد 5، صفحه 332
3) https://www.ziaossalehin.ir/fa/forums/10959

چهارشنبه, 07 آذر 1397 15:49

فلسفه‌ی تأکید بر ازدواج

eee7513df45af2309874c2f110ca7e10_S_Copy سید حسین سیدی 

اسلام در موضوع ازدواج بر برآوردن نیازهای جنسی تأکید دارد و حتی در فقه آمده: در مواردی که زوجین متوجه شوند که طرف مقابل، قادر به برآوردن نیاز جنسی نیست و عیبی دارد، می‌توانند عقد را فسخ کند و نیازی به طلاق نیست؛ (1) اما بااین‌وجود نیاز جنسی ازنظر اسلام، باید در خدمت تقویت معنویت و پاکی انسان قرار گیرد.

پیامبر اسلام صلی‌الله علیه وآله وسلم درباره ارزش معنوی ازدواج می‌فرمایند: إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ فِي النِّصْفِ الْآخَر (2): شخصی که ازدواج می‌کند در حقیقت نصف دین و آیین خود را حفظ کرده است؛ پس بر او لازم است که برای حفظ باقیمانده‌ی آن، تقوای الهی را پیشه‌ی خود سازد؛ (2) پیام این حدیث این است که انسان با برآوردن نیازهای غریزی خود، ذهن و فکر خود را از تمایل به گناه مصون می‌دارد و باید ذهن و فکر خود را به‌سوی انجام فرمان‌ها دیگر الهی سوق دهد.

در حدیث دیگری از نبی مکرم اسلام صلی‌الله علیه وآله وسلم می‌خوانیم: هر کس با زنی به خاطر مالش ازدواج کند خداوند او را به مال وی واگذار می‌کند و هر که با او به خاطر جمال و زیبایی‌اش ازدواج نماید، در او چیزی را که خوشایند او نیست، خواهد دید و هر که با وی به خاطر دینش ازدواج کند خداوند تمامی این مزایا را برای او جمع می‌کند؛ (3) در این حدیث، توجه به دین و ایمان، اولویت اول در ازدواج بیان‌شده است؛ پیداست که احادیثی این‌چنین نقش زیبایی را در ازدواج نفی نمی‌کنند؛ بلکه توجه بیش‌ازحد به آن را نکوهش نموده (که آسیب‌های آن در جامعه نمود دارد) و بر عاملی که باعث ترقی معنویت و اخلاق انسان است (دین) و باعث ماندگاری یاد و نام انسان حتی بعد از مردن انسان می‌شود تأکید نموده است.


پی‌نوشت:
1) به رساله‌های عملیه در باب احکام ازدواج مراجعه شود.
2) مستدرک الوسایل، جلد 14، صفحه 154
3) تهذیب الاحکام (تحقیق خرسان)، جلد 7، صفحه 400

چهارشنبه, 07 آذر 1397 15:20

میانمار و سکوت مرموز

17496d63674debe531d609b119232717_S_Copy سید حسین سیدی

یا صاحب‌الزمان الغوث و الامان

به یغما می‌رود حیثیت زنان

آوارگی و درد و رنج مردم مسلمان میانمار، دل هر انسان باوجدانی را به درمی‌آورد؛ چه برسد به انسان مسلمان؛ مسلمانی که به فرموده قرآن، برادر مسلمان دیگر است؛ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ (1): جز اين نيست كه همه مؤمنان با هم برادرند؛ تفسیر نمونه در ذیل این آیه می‌نویسد: روى اين اصل مهم اسلامى مسلمانان از هر نژاد و هر قبيله و داراى هر زبان و هر سن و سال، با يكديگر احساس عميق برادرى می‌کنند، هرچند يكى در شرق جهان زندگى كند و ديگرى در غرب؛ به تعبير ديگر، اسلام تمام مسلمان‌ها را به‌حکم يك خانواده می‌داند و همه را خواهر و برادر يكديگر خطاب كرده، نه‌تنها در لفظ و در شعار كه در عمل و تعهدهاى متقابل نيز همه خواهر و برادرند. (2)

بنا بر آیه 10 حجرات همه مسلمانان باید مسلمانان آواره میانمار را برادر خود بدانند؛ اگر این‌گونه باشد باید مسلمانان نسبت به درد و رنج و مشکلات آنان، واکنش نشان دهند؛ مگر می‌شود مسلمانی که دوست دارد زن و بچه او در امنیت باشند، نسبت به امنیت نداشتن زنان مسلمان میانماری، بی‌تفاوت باشد؛ آیا می‌شود اسم خود را مسلمان بگذاریم و از تجاوز به زنان مسلمان در میانمار، خم به ابرو نیاوریم؟ بنا بر گزارش فارس با تأکید بر اینکه نظامیان میانمار می‌خواهند تمام مسلمانان میانمار را از بین ببرند، افزود نام عملیاتی که ارتش اجرا می‌کند «همه‌ را بکُش و همه را آتش بزن» است؛ (3) در ادامه، این مقام بنگلادشی ضمن تقدیر از کمک ایران به مسلمانان آواره میانماری در بنگلادش، برای آوارگان از جهانیان درخواست کمک کرد؛ کشورهای مسلمان نباید نظاره‌گر فجایع میانمار باشند و به طریق‌های مختلف، دولت میانمار را متوجه اشتباه فاحش خود کنند؛ مثلاً از طریق سازمان‌های اسلامی تحت‌فشار قرار دادن دولت میانمار از طریق تجاری و اقتصادی و احضار سفیر میانمار و اخطار به او و دولت متبوعش و غیره، کشورهای مسلمان باید این سخن حضرت زینب سلام‌الله علیها را خطاب به یزید، به‌طورجدی مدنظر قرار دهند؛ امن‏ العدل‏ يا بن الطلقاء تخديرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول‌الله سبايا قد هتكت ستورهن و ابديت وجوههن تحدوا بهن الاعداء من بلد الى بلد و يستشرفهن اهل المناهل و المناقل و يتصفح وجوههن القريب و البعيد و الدنى و الشريف ليس معهن من رجالهن ولى و لا من حماتهن حمى (4): اى پسر كسانى كه جدمان (پيامبر صلی‌الله عليه و آله و سلم در فتح مكه) اسيرشان كرد و سپس آن‌ها را آزاد نمود، آيا از عدالت است كه تو زنان و كنيزان خود را پشت پرده بنشانى و دختران رسول خدا صلی‌الله عليه وآله وسلم را به‌صورت اسير به این‌سو و آن‌سو بكشانى، پرده آنان را بدرى و روى آنان را بگشايى تا دشمنان آنان را از شهرى به شهرى ببرند و بومى و غريب چشم به آن‌ها دوزند و نزديك و دور، شريف و پست، چهره آن‌ها را بنگرند، از مردان آن‌ها نه پرستارى مانده است و نه ياورى و نه نگهدار و کمک‌کننده‌ای.

آیا سران برخی از کشورهای اسلامی به این راضی هستند که زنان آن‌ها پوشیه و نقاب داشته باشند؛ اما از تروریست‌هایی حمایت کنند که زنان مسلمان را به اسیری می‌برند و اینک نیز در قضیه میانمار سکوتی مرموز و نابخشودنی در پیش‌گرفته‌اند.

 

ما پیرو عباس و حیدریم

ما نباید زیاد تحت تأثیر بحث‌های سیاسی قرار بگیریم. خدا نکند که انسان مسلمانی از کشور ما با شنیدن وقایع آوارگان میانمار نه‌تنها خم به ابرو نیاورد بلکه آن را به بحث‌های سیاسی ربط داده و بگوید: به ما چه ربطی دارد. ما خودمان هزار گرفتاری داریم و از این سخنان منحرف‌کننده. متأسفانه گاهی از این حرف‌ها شنیده می‌شود.

ما بیش از هر چیزی باید متوجه باشیم که کشو ما پیرو مولاییست که برای تعرض به یک زن یهودی در سرزمین اسلامی، تأسف شدید می‌خورد و مُردن مسلمان را از این قضیه، کاری شایسته و بجا می‌داند؛ (5) ما پیرو امام‌حسینی هستیم که برادر او نماد غیرت و حماسه است؛ این سال‌ها بیش از هر زمان دیگری این عبارت زیاد شنیده می‌شود «کلنا عباسک یا زینب» محرم در پیش است؛ باید کشور ما با همدردی و کمک به مظلومانِ مسلمان میانمار، غیرت ابوالفضلی خود را نشان دهد.


پی‌نوشت:
1) حجرات، آیه 10
2) تفسير نمونه، جلد 22، صفحه 172
3) https://www.ziaossalehin.ir/fa/forums/11156
4) غم‌نامه كربلا ، ترجمه اللهوف على قتلى الطفوف، صفحه 200
5) منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خویی)، جلد ‏3، صفحه 389

 

دوشنبه, 23 مهر 1397 12:06

پاداش عزاداران حسینی

a7381d61d68485a14fd586c351eec57f_XL_Copy سید حسین سیدی

ماه محرم شروع‌شده است؛ ماهی که در آن باید برای امام حسین علیه‌السلام عزاداری نمود، ماهی که در آن باید با گریه بر مصیبت‌های اباعبدالله الحسین علیه‌السلام معرفت خود را به خدای حضرت، بالا می‌بریم.

پیامبر مکرم اسلام صلی‌الله علیه وآله وسلم درباره‌ی گریه بر حسینش می‌فرمایند: كُلُّ عَيْنٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بَاكِيَةٌ وَكُلُّ عَيْنٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ سَاهِرَةٌ إِلَّا عَيْنٌ مَنِ اخْتَصَّهُ اللَّهُ بِكَرَامَتِهِ وَ بَكَى عَلَى مَا يَنْتَهِكُ مِنَ الْحُسَيْنِ وَ آلِ مُحَمَّدٍ (1): هر چشمی در قیامت گریان و بی‌قرار است، مگر چشمی که خدا آن را به کرامت خود اختصاص داده باشد تا به جهت مصیبت‌ها و هتک حرمت‌هایی که نسبت به امام حسین و اهل‌بیت پیغمبر علیهم‌السلام واردشده است بگرید.

در این حدیث، عنوان‌شده که بهشت، پاداش گریه‌کنان بر مصیبت اهل‌بیت ازجمله سالار شهیدان است و البته می‌دانیم که انسان باید در حفظ ثواب این گریه‌ها، اهتمام ویژه‌ای داشته باشد و به فرموده قرآن، این ثواب‌ها را برای روز قیامت بیاورد (ببرد)؛ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها (2): هر كس كار نيك بياورد، پاداشش ده برابر آن است؛ تفسیر نمونه در ذیل این آیه می‌نویسد: از مفهوم جمله، استفاده می‌شود، كه كار نيك يا بد را همراه خود بياورد، يعنى به هنگام ورود در دادگاه عدل الهى، انسان نمی‌تواند دست‌خالی و تنها باشد يا عقيده و عمل نيكى با خود دارد و يا عقيده و اعمال سوئى، این‌ها همواره با او هستند و از او جدا نمی‌شوند و در زندگانى ابدى، قرين و همدم او خواهند بود. (3)

 

عزاداریِ بامعرفت

آری، باید سینه زدن و زنجیر زدن و عزاداری ما، ما را به معرفت حسینی برساند و متوجه باشیم که سالار شهیدان، تکلیفی را متوجه خود می‌دید که قیام نمود و آن تکلیف، خداباوری و خداترسی سالار شهیدان بود که منجر به یاری‌کردن دین حق و نهایتاً شهادت شد؛ گریه‌ها و عزاداری‌های ما هم باید در این راستا باشد؛ چنانکه امام حسین علیه‌السلام می‌فرماید: الْبُكَاءُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ نَجَاةٌ مِنَ النَّار (4): گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است.

حدیث ابتدای مقاله می‌فرمود که گریه بر اهل‌بیت و امام حسین علیهم‌السلام سبب ورود در بهشت است؛ برآیند حدیث ابتدای مقاله با حدیث اخیر، این پیام را به ما می‌رساند که گریه برای اهل‌بیت باید برای خاطر خدا باشد.

نکته مهم: البته تمام گریه‌ها و عزاداری‌های سوگواران حسینی در راه خداست و به خاطر این است که سالار شهیدان، به‌عنوان ولی خدا شهید شده است ولی باید این را هم دانست که درجه این معرفت‌ها متغیر است و کسانی بیشترین سود را از این عزاداری‌ها می‌برند که معرفت بیشتری داشته باشند؛ علاوه بر اینکه، علاوه بر ما شیعیان کسانی دیگر هم برای سالار شهیدان عزاداری می‌کنند که باید آن‌ها نیز معرفت لازم را کسب کنند وقتی‌که ما شیعه‌ایم و گرفتار احساسات در عزاداری می‌شویم، آن‌ها که اصلا شیعه هم نبوده و امام حسین علیه السلام را به‌عنوان ولی خدا قبول ندارند.

سخن آخر

گریه بر مصیبت‌های اهل‌بیت ازجمله سالار شهیدان، داری ثواب بسیاری است ولی این گریه‌ها باید در راستای کسب رضای خدا باشد؛ زیرا که امام حسین علیهم‌السلام برای کسب رضای خدا و یاری دین او قیام کرد.


پی‌نوشت:
1) بحارالانوار، جلد 10، صفحه 103
2) انعام، آیه 160
3) تفسير نمونه، جلد ‏6، صفحه 55
4) جامع الاخبار (شعیری)، صفحه 97

پنج شنبه, 19 مهر 1397 17:30

خانواده و دو عامل اضطراب

 368d97582b1c94582e75d0af5120a5f1_XL_Copy سید حسین سیدی

می‌دانیم که دین اسلام نهاد خانواده را مأمنی برای آرامش می‌داند: وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَة (1): و از نشانه‌های او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودت و رحمت قرارداد؛ اما متأسفانه در برخی از موارد، خانواده به کانون اضطراب و درگیری تبدیل گردیده است؛ این نتیجه از خانواده، نتیجه عملکرد افراد است؛ اینک به دو عامل دخیل دراین‌باره اشاره می‌کنیم.

1) عدم توجه به حرام و حلال الهی: خدا می‌فرماید: وَ لاتَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُم‏ (2): همچون كسانى نباشيد كه خدا را از ياد بردند، خدا هم آنان را نسبت به خودشان به فراموشى انداخت (و فرصت‌ها را به باد دادند)؛ خداوند در این آیه، این پیام را به ما می‌دهد که اگر حلال و حرام مرا رعایت نکرده و آرامش زندگی خود را در یاد من ندانید (3) گرفتار آسیب‌هایی خواهید شد؛ یکی از حلال و حرام‌های الهی، توجه به مقوله محرم و نامحرم است؛ عدم رعایت این موضوع، سبب بروز آسیب‌هایی در خانواده‌ها خواهد شد ازجمله روابط خارج از چارچوب خانواده که محصولی به‌جز اضطراب و درگیری، نصیب خانواده‌ها نخواهد کرد.

2) توجه بیش‌ازحد به مادیات: انسان وقتی‌که در وادی مادیات بیفتد، سهمی‌وار می‌شود؛ چه‌بسا دو برادر، دو شریک، دو زوج که خیلی هم صمیمی به نظر می‌رسند ولی چون توجه چندانی به تقوای الهی ندارند، دوستی پایدار و بادوامی را نخواهند داشت و با کوچک‌ترین اختلافی، سهم خواهی‌شان شروع می‌شود؛ وقتی‌که انسان‌ها و خانواده‌ها مادی‌گرا شوند، چشم‌وهم‌چشمی نیز فراوان خواهد شد و این اول ماجراست.


پی‌نوشت:
1) روم، آیه 21
2) حشر، آیه 19
3) سوره رعد، آیه 28؛ آگاه باشيد كه دل‏ها تنها به ياد خدا آرام می‌یابد.

پنج شنبه, 19 مهر 1397 18:03

توکل و تسلیم

 4c015a1df6f91702ae71bff38b7971c2_XL_Copy سید حسین سیدی

افرادی که به نحوی توکل به خدا را مخصوصاً در بحث ازدواج به حاشیه می‌برند؛ خیال می‌کنند که توکل کردن بر خدا یعنی حل شدن تمام مشکلات انسان؛ درحالی‌که همان‌گونه که توکل کردن به خدا منافاتی با کمک گرفتن از اسباب مادی ندارد، همان‌گونه هم توکل بر خدا منافاتی باوجود مشکلات در زندگی ندارد و قرار نیست کسی که توکل بر خدا می‌کند، تمام مشکلات او حل شود.

خدا در قرآن می‌فرماید: عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُم‏ وَ اللهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاتَعْلَمُون (1): چه‌بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال‌آنکه خير شما در آن است و يا چيزى را دوست داشته باشيد و حال‌آنکه شر شما در آن است و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید؛ پیام این آیه به جوانِ در آستانه ازدواج این است که چه‌بسا دوست دارد، ازدواج او با فرد موردنظر صورت بگیرد و خیلی هم دعا نموده و توکل می‌کند ولی خیر او در این ازدواج نیست زیرا خدا می‌داند که ازدواج با این فرد برایش مشکلاتی را به همراه می‌آورد (بچه‌شان سقط می‌شد، تصادف می‌کردند و از این قبیل موارد) ولی چون انسان نمی‌داند، شروع به جزع‌وفزع می‌کند.

یک مثال: کسی که دوست دارد با یک نفر از غیر فامیل ازدواج کند که فرهنگ آن‌ها به هم نمی‌خورد ولی با علم به وجود این اختلاف، باز اصرار بر ازدواج با او دارد؛ واضح است که این ازدواج به صلاح او نیست، گر چه دست کشیدن از این ازدواج برای انسان سخت و با کراهت باشد.


پی‌نوشت:
1) ‏بقره، آیه 216

صفحه1 از5
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.