مرسلون

سید حسین سیدی

سید حسین سیدی

سه شنبه, 19 دی 1396 05:15

غفلت از کثرت جمعیت

دین اسلام بر کثرت جمعیت مسلمانان تأکید دارد. پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه وآله و سلم) دراین‌باره می‌فرماید: تناكحوا تناسلوا تكثروا فإنی أباهی بكم الأمم يوم القيامة و لو بالسقط (1) ازدواج نموده تولیدمثل کرده و جمعیت خود را زیاد کنید؛ زیرا من به کثرت جمعیت شما بر امت‌های دیگر افتخار می‌کنم هرچند کودکی سقط شده باشد. بدون شک، توجه مسلمانان به کثرت جمعیت خود، علاوه بر گسترش مسلمانی و دین‌داری در جهان، امنیت آنان را در مقابل غیر مسلمین بالا می‌برد.

نکته خیلی مهم:
منظور از جمعیت مسلمین، طبعاً کسانی هستند که در پی آرمان مسلمانی و حاکمیت ارزش‌های اسلامی هستند (چه شیعه و سنی)، ولی کسانی که به‌ظاهر مسلمان‌اند ولی در حقیقت دشمن مسلمانان بوده و با مشرکان همدست‌اند (وهابیت وداعش و امثال داعش) بدون شک، پیامبر از آن‌ها اظهار بیزاری می‌کند و اتفاقاً دشمنان اسلام ازاین‌گونه مسلمانان فتنه‌انگیزی حمایت کرده تا باعث بدبینی نسبت به اسلام حقیقی و مسلمین دیگر شود. در عصر ما که آمار مسلمانان در کشورهای غربی رو به افزایش است، دشمنان اسلام بیش از هر زمان دیگری همت خود را بر روی کنترل جمعیت مسلمین و به‌تبع آن، مستبصران قرار داده تا هم جمعیت مسلمین را در کشورهایی خود کاهش دهند و هم اگر مسلمانی به‌عنوان مهاجر به کشورهایشان وارد شود، به فکر فرزند آوری زیاد نباشد. متأسفانه شعار فرزند کمتر، زندگی بهتر در کشور ما کارساز شد. عمده‌ی فعالیت‌ آمريكا در مورد كنترل‌ جمعیت‌، بر روی محدود كردن‌ جمعیت‌ كشورهايی جهان‌ سوم‌ و در كنار آن‌، كشورهايی اسلامی متمركز است‌ كه‌ از طريق‌ صندوق‌ جهانی پول‌ و سازمان‌ ملل‌ متحد و سازمان‌های‌ وابسته‌ی به‌ آن‌ صورت‌ می‌گیرد.
سخن آخر اینکه؛ کنترل جمعیت خانواده، سیاست استکبار و استعمار است که برای کنترل جمعیت مسلمین و بخصوص ایران اسلامی، پیگیری می‌شود.


پی‌نوشت‌:
1) جامع الأخبار (للشعيری)، ص 101

 

یکشنبه, 10 دی 1396 17:41

چشم‌های با بصیرت

هر انسان در زندگی روزمره خود ممکن است عباراتی را به کار ببرد یا بشنود که مضمون آن بر اساس حدیث و یا آیه‌ای است. عبارت «تا به چشم خودت نبینی باور نکن» و سخنانی از این قبیل؛ از آن جمله است. این عبارت در مواقعی بکار می‌رود که انسان به دیگری می‌فهماند که؛ به شنیده‌ها اکتفا نکن، باید با چشم خودت، آن را ببینی. در حدیثی از امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) دراین‌باره می‌خوانیم: «بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیكَ باطِلاً كَثیرًا؛ بین حقّ و باطل به‌اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت ببینى حقّ است و چه‌بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى.»(1) از این حدیث فوق، حق بودن چشم، به‌صورت صد درصد برداشت نمی‌شود؛ بلکه این نکته کلی را می‌آموزد که خطاپذیری چشم از گوش، کمتر است و اگر این خطاپذیری کمترِ چشم، با دستورات خدای بزرگ عجین شود، می‌توان گفت که انسان در مسیر حق‌گرایی قرارگرفته است؛ وگرنه این‌چنین نخواهد بود؛ مثلا کسی که از دیگران بد می‌گوید و آن را مستند به سخنان دیگران می‌کند؛ در این حال به او می‌گویند که تو از کجا مطمئنی این حرف‌ها صحت دارد؟ تا خودت ندیدی، نگو؛ حالا اگر کسی ادعا کند که من با چشم خودم دیده‌ام که دیگری این عیب‌ها را دارد و از این قبیل سخنان، آیا اجازه دارد که مثلا از او غیبت کند؟ مسلماً نه بنابراین باید چشم، خدایی ببیند.

چشم‌های با بصیرت، در مسیر حق:
شکی نیست که چشمی که واقعیت‌ها را ببیند، ولی بصیرت نداشته باشد، راه به‌جایی نخواهد برد. «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ أَ فَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَ لَوْ كانُوا لا يُبْصِرُون‏؛ و گروهى از آنان تو را می‌نگرند [ولى گويا از درك معجزاتت، از فهم آيات قرآن، سلامت اخلاق و كردارت با چشم دل ناتوان‌اند]. آيا تو می‌توانی نابينايان را گرچه از روى بصيرت و بينش نبينند، هدايت كنى؟»(2) پیام این آیه برای همه ما پیروان پیامبر اسلام و اهل‌بیت، این است که؛ بصیرت، ارزشمندتر از دیدن است. چه‌بسا کسانی که اوصاف ظاهری پیامبر و اهل‌بیت را به‌طور دقیق ضبط می‌کردند، اما چون بصیرت و معرفت کافی نداشتند؛ قرآن، آن‌ها را نابینا معرفی می‌کند. خدا نکند که ما با چشمان خود قرآن را بخوانیم و ورق بزنیم، اما خدای‌ناکرده بصیرت کافی نداشته باشیم. خدا نکند که با چشمان خود شاهد مرگ مردمان باشیم، اما تأثیری نپذیریم.

سخن آخر:
امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) می‌فرماید که آنچه را به چشم خود ببینی، حق است. البته دیدن با چشم، باید ناحق نباشد و دیگر آنکه دیدن با چشم، بصیرت و معرفت را نیز برای انسان به ارمغان آورد.


پی‌نوشت‌:
1) تحف العقول، ص 229
2) آیه 43، یونس

 

یکشنبه, 10 دی 1396 17:42

بصیرتی مُدرِّس گونه

همواره دشمنان اسلام باسیاست‌های فریبنده و سخنان دوپهلو، سعی دارند در ارکان جوامع اسلامی نفوذ کنند؛ این سیاست مسموم که ریشه در تاریخ دارد، گاهی جامعه اسلامی ما را با حواشی نامطلوبی مواجه می‌کند که هوشیاری بیش‌ازپیش مسئولان از می‌طلبد. به مناسبت 10 آذر و شهادت سید حسن مدرس، آن روحانی دوراندیش و هوشیار، بر آن شدیم که مقاله خود را حول محور دوراندیشی نسبت به توطئه‌های دشمنان قرار دهیم. یکی از سیاست‌های فریبنده دشمنان در زمان سید حسن مدرس، قرارداد وثوق‌الدوله بود که مدرس علت مخالفت خود را با این قرارداد این‌گونه بیان می‌کند: «می‌آمدند پیش من و می‌گفتند این قرارداد کجایش بد است؟... من جواب می‌دادم... همان ماده اولش می‌باشد که می‌گوید ما (انگلیس)، استقلال ایران را به رسمیت می‌شناسیم... این مثل این است که یکی بیاید و به من بگوید. سید، من سیادت تو را به رسمیت می‌شناسم.»(1) سید حسن مدرس، با هوشیاری و بصیرت خود، عمق فاجعه را دریافته بود و به سخنان دوپهلو و فریبنده دشمنان ایران و عمال او پی برده بود؛ سخنان فریبنده‌ای که قرآن، ما را به هوشیاری نسبت به آن‌ها از جانب دشمنان دعوت می‌کند. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفي‏ صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ؛ اى اهل ايمان! از غير خودتان براى خود محرم راز نگيريد؛ آنان از هيچ توطئه و فسادى درباره شما كوتاهى نمی‌کنند؛ شدت گرفتارى و رنج و زيان شما را دوست دارند؛ تحقیقاً دشمنى [با اسلام و مسلمانان‏] از لابه‌لای سخنانشان پديدار است و آنچه سینه‌هایشان [از كينه و نفرت‏] پنهان می‌دارد بزرگ‌تر است. ما نشانه‌ها [ى دشمنى و كينه آنان‏] را اگر می‌اندیشید براى شما روشن ساختيم.»(2) پیام این آیه برای کشور ما این است که نسبت به نقشه‌های فریبنده دشمنان هوشیار باشد.

بصیرت مدرس گونه رهبری در قضیه برجام:در این سال‌ها که کشور ما درگیر توافق هسته‌ای بود، متأسفانه در مواردی با غفلت مردم و مسئولان، دشمنان بر گستاخی خویش افزودند. در این میان اگر توصیه‌های رهبر انقلاب نبود، بی‌تردید شرایط از این هم بدتر می‌شد. مقام معظم رهبری در خیلی از دیدارها ازجمله در دیدار هما فران نیروی هوای در سال 94 با بصیرتی مدرس گونه و با اشاره به فریبنده بودن نقشه‌های دشمنان در توافق هسته‌ای فرمودند: امروز متأسفانه انسان مشاهده می‌کند در برخی از فاصله‌ها و مقاطع حرف‌هایی زده می‌شود از سوی دشمنان؛ این برای مردم ما مایه‌ی عبرت است. در همین مذاکرات گوناگونی که در این روزها انجام می‌گیرد، ملّت ایران این مذاکرات را زیر نظر داشته باشند؛ اظهارنظرهای بی‌ادبانه‌ی مسئولان آمریکایی را مردم ببینند، زیر نظر داشته باشند، دشمن را بشناسند. بعضی‌ها می‌خواهند نظر مردم را از دشمنىِ دشمن منصرف کنند؛ نه ببینید دشمنی را، ببینید دورویی را. مسئولین آمریکایی در جلسات خصوصی با مسئولین کشور ما یک‌جور حرف می‌زنند، به مجرّد اینکه از آن‌ها جدا می‌شوند، در بیرون یک‌جور دیگر حرف می‌زنند. (3) اینک نیز اتحادیه اروپا با سخنان دوپهلو و فریبنده، از یکسو بر حفظ توافق برجام تأکید می‌کند و از سوی دیگر بر همسویی با آمریکا درباره مهار توان موشکی ایران تأکید دارد و این یادآور همان حرف انگلیس در توافق وثوق‌الدوله است که استقلال ایران را به رسمیت می‌شناخت؛ اما فقط کسانی مثل مرحوم مدرس با هوشیاری دریافتند که معنی این سخن آن است که؛ ما اگرچه می‌خواهیم در اوضاع ایران دخالت کنیم و سیاست‌های خود را در کشور ایران پیاده کنیم؛ اما استقلال ایران را (درروی کاغذ) به رسمیت می‌شناسیم.

سخن آخر:
سید حسن مدرس، توطئه انگلیس در قرارداد وثوق‌الدوله را دریافت و با آن به مخالفت درخواست. در حال حاضر نیز هرگاه بصیرتی مدرس گونه در بین مسئولان کشور باشد، نقشه‌های دشمنان راه به‌جایی نخواهد برد؛ وگرنه مثل توافق هسته‌ای، چیز قابل‌توجهی به دست نخواهیم آورد و دشمنان هرروز جری‌تر می‌شوند.


پی‌نوشت‌ها:
1) روزنامه همشهری، 1373/10/4، با استفاده از کتاب مدرس در مجلس چهارم نوشته محمد ترکمان
2) آیه 118، آل‌عمران
3) بیانات رهبری در 19 بهمن 94

 

 

 

طبعاً هر انسانی از پیروزی و پیشرفت در کار خود خرسند است و در مقابل، از ناکامی و مغلوب شدن گریزان است. دین اسلام به پیروان خود می‌آموزد که انسان نباید در پیروزی‌ها و شکست‌هایش، مسیر افراط ‌و تفریط را بپیماید. در زمان ما، میدان ورزش یکی از میدان‌های پیروزی و ناکامی ورزشکاران و به‌تبع آن هواداران آن‌هاست. در همین روزها شاهد برگزاری مسابقات کشتی آزاد قهرمانی جهان در فرانسه هستیم که الحمدالله «حسن یزدانی آزادکار وزن ۸۶ کیلوگرم ایران مقتدرانه مدال طلای رقابت‌های جهانی پاریس را بر گردن آویخت» قرآن می‌فرماید: «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ‏ فَخُورٍ (1) تا بر آنچه از دست شما رفت تأسف نخوريد و بر آنچه به شما داده شادمانى (بی‌جا) نكنيد و خداوند هيچ متكبر فخرفروشى را دوست ندارد.» در این آیه به دو نکته برمی‌خوریم.

نکته اول: کسی که برای شکست‌ها خیلی تأسف بخورد و در آن غور نماید، چه‌بسا اعتمادبه‌نفس خود را از دست بدهد و کسی که بر روی پیروزی‌های خود خیلی حساب باز کند، چه‌بسا باعث اعتمادبه‌نفس کاذب شود و غرور بیجا به او دست دهد که هر دو رویکرد برای موضوع بحث ما (ورزش) خطرناک است؛ مخصوصاً غرور بیجا که بارها و بارها عنوان‌شده که سبب باخت ورزشکاران شده است.

نکته دوم: دنیا چندان اعتباری ندارد و چیزی که مهم‌تر است، بحث معرفت و معنویت و انسانیت است. «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (2) وزندگی دنيوى جز بازيچه و سرگرمى نيست و مسلماً خانه آخرت براى كسانى كه پروا پيشه می‌کنند بهتر است، آيا نمی‌اندیشید؟» امکان دارد ورزشکاری که امروز، پی‌درپی پیروزی کسب می‌کند، در سالیان بعدی نتواند این نتایج را تکرار کند و همین موضوع باعث افت وجهه او و از دست رفتن هواداران او شود؛ درحالی‌که صفات انسانی و فضایل اخلاقی او (جدای از کسب نتیجه) در یاد افراد جامعه می‌ماند (مثل جوانمردی مرحوم تختی). سخن آخر اینکه؛ فضایل اخلاقی و صفات انسانی ازجمله جوانمردی در همه کارها مخصوصاً ورزش که موضوع بحث ماست، مهم‌تر از کسب پیروزی‌های ظاهری در دنیاست. گر چه کسب پیروزی و موفقیت در دنیا در جای خود ارزشمند است.


پی‌نوشت:
1)حدید، 23
2)انعام، 32

 

 

 

 

سه شنبه, 05 دی 1396 09:51

جامعه نیازمند اخلاق او

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا (1) در آستانه میلاد پیامبر اعظم (صلی الله و علیه وآله وسلم) هستیم؛ پیامبری که او را بااخلاق زیبا و معنوی‌اش می‌شناسیم. اگر اخلاق و منش آن پیامبر رحمت را نسبت به هم بجا آوریم، بدون شک جامعه پویاتر و ارزشمندتری خواهیم داشت. خدا خطاب به پیامبرش می‌فرماید: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُم‏(2) ترجمه: و به سبب رحمتى از جانب خدا، با مردم نرم‏خو شدى؛ و اگر (برفرض) تندخويى سخت‏دل بودى، حتما از پيرامونت پراكنده مى‏شدند. مهربانی رسول خدا با مردم، باید برای جامعه ما درس باشد. وقتی در یک خانواده، اعضای آن نسبت به هم مهربانی و گذشت و اخلاق، داشته باشند، قطعاً جامعه صاحب خانواده‌هایی با درگیری‌ها و اختلافات کمتر، خواهد بود. وقتی‌که در ادارات ما رفتار کارمندان با ارباب‌رجوع، همراه با مهربانی و اخلاق باشد، اثرات روانی مثبت بسیاری در فضای ادارات جامعه بر جا خواهد گذاشت و کاغذبازی و موازی کاری در ادارات را کمتر شاهد خواهیم بود؛ و همین‌طور در تمام ارکان جامعه.


پی‌نوشت:
1) دیوان حافظ، با مقدمه و تصحیح اسماعیل خدابنده، چاپ: اقبال 1387، ص 4

2) آیه 159، آل‌عمران

 

جمعه, 10 آذر 1396 17:34

جامعه نیازمند اخلاق او

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا [1]در آستانه میلاد پیامبر اعظم (صلی‌الله علیه وآله وسلم) هستیم؛ پیامبری که او را بااخلاق زیبا و معنوی‌اش می‌شناسیم. اگر اخلاق و منش آن پیامبر رحمت را نسبت به هم بجا آوریم، بدون شک جامعه پویاتر و ارزشمندتری خواهیم داشت.
خدا خطاب به پیامبرش می‌فرماید: فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُم‏[2]: و به سبب رحمتى از جانب خدا، با مردم نرم‏خو شدى؛ و اگر (برفرض) تندخويى سخت‏دل بودى، حتما از پيرامونت پراكنده مى‏شدند.
مهربانی رسول خدا با مردم، باید برای جامعه ما درس باشد. وقتی در یک خانواده، اعضای آن نسبت به هم مهربانی و گذشت و اخلاق، داشته باشند، قطعاً جامعه صاحب خانواده‌هایی با درگیری‌ها و اختلافات کمتر، خواهد بود. وقتی‌که در ادارات ما رفتار کارمندان با ارباب‌رجوع، همراه با مهربانی و اخلاق باشد، اثرات روانی مثبت بسیاری در فضای ادارات جامعه بر جا خواهد گذاشت و کاغذبازی و موازی کاری در ادارات را کمتر شاهد خواهیم بود. و همین‌طور در تمام ارکان جامعه ...


پی‌نوشت‌ها:
1 ــ دیوان حافظ، با مقدمه و تصحیح اسماعیل خدابنده، چاپ: اقبال 1387، ص 4
2 ــ آیه 159 آل‌عمران

 

17b301a9eaaea28033c8225451a773ca_XL_1_Copy سید حسین سیدی

در این عصر ما که فریاد علمی بودن آن، گوش فلک را پرکرده است؛ باید نخبگان مسلمان سعی کنند که مذهب و بایسته‌های آن را به‌صورت علمی تبیین کنند تا در جامعه بیشتر نهادینه شود؛ پیاده‌روی عظیم اربعین یکی از آن‌هاست که الحمدالله نشست دوم آن نیز در کربلا برگزار شد؛ این نشست علمی با حضور نهادهای علمی و فرهنگی هر دو کشور ایران و عراق برای رایزنی و تبادل علمی و برنامه‌ریزی همکاری‌های اجرایی و پژوهشی برگزارشده است؛ این همایش با برگزاری ۱۲ میزگرد تخصصی و ارائه ۴۴ مقاله با موضوعاتی همچون «اربعین و همگرایی»، «وحدت جهانی و تعاملات بین فرهنگی و اجتماعی»، «تحلیل جامعه‌شناختی پدیده اربعین»، «اربعین و آینده‌پژوهی چالش‌ها»، «آسیب‌ها، فرصت‌ها و کارکردها» و «اربعین و رسانه‌های جمعی (آسیب‌ها و کارکردها) و با حضور نخبگانی از کشورهای اروپایی و آمریکایی برگزار شد؛ اگر نخبگان ایرانی و عراقی، موفق به پژوهش علمی درباره مسائل فوق (درباره اربعین) شوند و زوایای پیدا و پنهان آن را درست تبیین کنند، همان‌گونه که نخبگان سایر کشورها را به میزگرد علمی اربعین کشانده‌اند، در جهانی ساختن بهتر پیاده‌روی اربعین، قدم بزرگی بر خواهند برداشت.

 

همراهی ایمان و علم در همایش علمی اربعین:

چنانکه قبلاً نیز گفته شد برگزاری همایش‌های علمی در گسترش فرهنگ پیاده‌روی اربعین و استفاده از ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل آن، می‌تواند نقش ارزنده‌ای داشته باشد؛ زیرا که در این همایش‌ها، علم و ایمان، دوشادوش هم حضور دارند.

خداوند در قرآن درباره ترفیع رتبه مؤمنان دارای علم و دانش می‌فرماید: يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ مِنكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ (1): خداوند كسانى را كه ايمان آورده ‏اند و كسانى را كه علم به آنان داده‌شده درجات عظيمى می‌بخشد؛ تفسیر المیزان در ذیل این آیه می‌نویسد: آيه شريفه دلالت می‌کند بر اينكه مؤمنين دو طايفه هستند، يكى آن‌هایی كه تنها مؤمن‌اند، دوم آن‌هایی كه هم مؤمن‌اند و هم عالم و طایفه دوم بر طایفه اول برتری دارند ؛(2) البته برتری داشتن گروه مؤمنان داری علم طبعاً وظایف آن‌ها را دو برابر می‌کند و تبیین و فرهنگ‌سازی بحث‌های مذهبی در جامعه (مثل پیاده‌روی اربعین)، بر دوش آن‌ها بیشتر سنگینی می‌کند.

سخن آخر اینکه باید نخبگان ایران و عراق، بحث‌های علمی پیاده‌روی اربعین را برای زائران سالار شهیدان و آحاد جامعه اسلامیِ مشتاق، تبیین کنند تا فرهنگ‌سازی بیشتری بر روی این حرکت عظیم مردمی صورت بگیرد.


پی‌نوشت‌:
1) مجادله، آیه 11
2) ترجمه تفسير الميزان، جلد ‏19، صفحه 327

 

fedc90db8b13be1183c785d7eb0335c9_XL_Copy سید حسین سیدی

پیاده‌روی عظیم اربعین علاوه بر اثرات بزرگ معنوی برای زائران و برای جامعه اسلامی، اثر بزرگ دیگری دارد و آن خشمگین نمودن دشمنان اهل‌بیت و دشمنان اسلام است؛ چنانکه امام صادق علیه‌السلام در ضمن دعایی برای زائران سالار شهیدان به همین مطلب اشاره می‌کند؛ خدایا من و برادران و زائرین قبر پدرم حسین علیه‌السلام را بیامرز، آنان که اموالشان را انفاق کرده و بدن‌هایشان را به‌سختی انداخته، به خاطر اشتیاق در نیکى به ما ... و خشمگین ساختن دشمنان ما. (1)

بدون شک پیاده‌روی عظیم اربعین، قدرت شیعه را به رخ دشمنان اسلام و وهابیت تکفیری خواهد کشاند و اثر این قدرت نرم اگر از قدرت نظامی بیشتر نباشد کمتر نیست؛ بنابراین هر چه این همایش جهانی، باشکوه‌تر و منسجم‌تر برگزار شود، بر قدرت و شوکت شیعه در دنیا افزوده می‌شود.

 

 

پیاده‌روی اربعین، مقابله با جبهه فرهنگی دشمن

خدای بزرگ در کلام جاودانش، مسلمین را به آمادگی همه‌جانبه در برابر دشمنان دعوت می‌نماید: و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان داريد از نيرو [و نفرات و سازوبرگ جنگى‏] و اسبان ورزيده [براى جنگ‏] آماده كنيد تا به‌وسیله آن‌ها دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانيد. (2)

تفسیر نمونه بعد از اشاره به تقویت جبهه نظامی طبق مفاد این آیه، می‌نویسد: از قدرت‏هاى اقتصادى، فرهنگى، سياسى، كه آن‌ها نيز در مفهوم " قوة " مندرج هستند و نقش بسيار مؤثرى در پيروزى بر دشمن دارد نيز نبايد غفلت كرد؛ (3) پیاده‌روی اربعین، قدرت فرهنگی شیعه را به رخ دشمنان اهل‌بیت و دشمنان قسم‌خورده اسلام و مسلمین می‌کشاند؛ قدرت فرهنگی پیاده‌روی اربعین در این است که سیره و پیام حسینی را (ظلم‌ستیزی) در کشور اسلامی تقویت کرده و کشور را در مقابل دشمنان اسلام و اهل‌بیت، یاری می‌دهد.

امروزه اقتداری که ایران اسلامی در مقابل گروه‌های تروریستی و اربابان وهابی و نیز اربابان غربی آن دارد، حاصل پایبندی ایران اسلامی به فرهنگ حسینی است و پیاده‌روی عظیم اربعین در راستای تداوم همین فرهنگ ذی‌قیمت است.


پی‌نوشت:
1) بحارالانوار، جلد 98، صفحه 51
2) انفال، آیه 60
3) تفسير نمونه، جلد ‏7، صفحه 222

سه شنبه, 17 مهر 1397 12:40

معنویتِ پیاده‌روی اربعین

c2ff80da91ee5dbb2c1264f28a25a8c3_XL_Copy سید حسین سیدی

این روزها شور پیاده‌روی حسینی در کوی و برزن طنین‌انداز شده است؛ پیاده‌روی اربعین حسینی، ثواب‌های زیادی را همچون غفران الهی، نصیب زائران خواهد نمود؛ بدون شک برای حفظ این ثواب‌ها باید تلاش نمود.

امام صادق علیه‌السلام درباره فضایل زائران حسینی می‌فرماید: مَنْ أَتَاهُ مَاشِیاً کتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَیئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً فَإِذَا أَتَاهُ وَکلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکینِ یکتُبَانِ مَا خَرَجَ مِنْ فِیهِ مِنْ خَیرٍ وَ لَایکتُبَانِ مَا یخْرُجُ مِنْ فِیهِ مِنْ سَیئٍ وَ لَاغَیرِ ذَلِک فَإِذَا انْصَرَفَ وَدَّعُوهُ وَ قَالُوا یا وَلِی اللَّهِ مَغْفُورٌ لَک أَنْتَ مِنْ حِزْبِ اللَّهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ أَهْلِ بَیت رَسُولِهِ وَ اللَّهِ لَاتَرَی النَّارَ بِعَینِک أَبَداً وَ لَاتَرَاک وَ لَاتَطْعَمُک أَبَدا (1): کسی که به زیارت ایشان برود، خداوند به ازای هر قدمی، حسنه‌ای برایش می‌نویسد و از او گناهی را پاک می‌کند و یک درجه ارتقای رتبه پیدا می‌کند. پس وقتی به مرقد حسین علیه‌السلام رسید، خداوند دو فرشته را بر او مأمور می‌کند تا هرچه از خیر و خوبی و صلاح از دهانش خارج می‌شود، برایش بنویسند و اگر چیزی خواست که به صلاحش نبود، برایش ثبت نکنند و هنگامی‌که از زیارت بازمی‌گردد، با او وداع کرده و می‌گویند: ای دوست خدا! بخشیده شدی؛ تو از حزب خدا و حزب پیامبرش و حزب اهل‌بیتش هستی؛ به خدا سوگند هرگز به چشم خودت آتش را نخواهی دید و آتش نیز تو را نمی‌بیند و نمی‌سوزاند.

پیام حدیث فوق این است که آتش جهنم بر زائر سیدالشهدا علیه‌السلام حرام است؛ زیرا که او با این زیارت، بخشیده شده و ارتقاء درجه می‌یابد تا درنهایت به بهشت الهی درآید؛ قرآن کریم در مورد کسانی که غفران الهی شامل حالشان خواهد شد، می‌فرماید: إِلاَّ الَّذينَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبيرٌ؛ مگر كسانى كه [در خوشی‌ها و مشکلات] شكيبايى ورزيدند و كارهاى شايسته انجام دادند، اینان‌اند كه براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ است؛ (2) این آیه، کسانی را اهل غفران الهی می‌داند که اهل اعمال صالح باشند؛ یکی از بزرگ‌ترین اعمال صالح، نماز است که پیروان سالار شهیدان، باید توجه شایسته و بایسته‌ای به برپایی آن داشته باشند؛ عمل صالحی که سالار شهیدان به خاطر اهمیت به آن، شب تاسوعا را از آن لشکر ملعون مهلت گرفت و در بحبوحه ظهر عاشورا نیز از آن غافل نشد.

بنابراین باید زائران و شیعیان سالار شهیدان برای حفظ و ارتقاء رتبه معنوی، اعمال صالحی مثل نماز را در سرلوحه کار خود قرار دهند تا در دنیای آخرت، مغفرت و آمرزش الهی شامل حالشان شود.


پی‌نوشت‌:
1) بحارالانوار، جلد 97، صفحه 24
2) هود، آیه 11

 

دوشنبه, 10 مهر 1396 07:08

پیام جاریِ کربلاء

بدون شک انسان عاقل به دنبال این است که از هر حادثه و جریانی، پیامی را دریافت کند و در بهبود زندگی خود از آن استفاده کند. هرچند از آن حادثه و جریان، سال‌ها گذشته باشد. حادثه جان‌سوز کربلا، گر چه سال‌ها و قرن‌ها از آن می‌گذرد؛ اما سال‌به‌سال بر عظمت و پویایی آن افزوده می‌شود. به قول شاعر:
دنیا هزار خرقه عوض کرد و هنوز
بحث کهنه پیراهن تو پابرجاست حسین (علیه السلام)
شهادت امام حسین (علیه‌السلام) نه‌تنها کهنه نمی‌شود؛ بلکه پیام ظلم‌ستیزی آن، حتی به گوش غیرمسلمانان (مسیحیان) هم رسیده است.
چه انسان باوجدانی است که یاری خواستن سالار شهیدان را از آن قوم نابکار شنیده باشد و بر آن قوم فاسق و بی‌خبر از خدا نفرین نفرستد؟ چه انسانی باوجدانی هست که تعرض لشکریان یزید به خیام حرم را ناپسند و شرم‌آور نداند؟ سالار شهیدان به آن لشکر فاسق و بی‌رحم فرمود: «ويلكم‏ يا شيعة آل‏ ابى‏ سفيان‏ ان‏ لم‏ يكن‏ لكم‏ دين‏ و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احرارا في دنياكم‏؛ وای بر شما ای پیروان ابوسفیان! اگر دین ندارید و از معاد و قیامت می‌ترسید، لااقل آزادمرد باشید.»[1] حضرت در ادامه می‌فرماید که شما با من جنگ دارید، زن‌ها چه گناهی دارند؟ این سخنان سالار شهیدان را هر انسان باوجدان و منصفی درک می‌کند.
اگر ما شیعیان بر عزاداری سیدالشهداء (علیه‌السلام) تأکیدداریم، قسمت عمده آن به خاطر بزرگداشت پیام‌های بلند عاشورا است. بدون شک اگر ما بر عزاداری صرف تأکید داشته باشیم و از اهداف و پیام‌های فرهنگ کربلا غفلت کنیم، نتیجه مطلوب را به دست نخواهیم آورد.
درک کردن پیام‌های عاشور توسط ملت ایران، باعث پایداری در جنگ نابرابر هشت‌ساله شد. سرازیر شدن جوانان ایران اسلامی برای دفاع از حرم‌های اهل‌بیت در سوریه و مبارزه با ظلم تکفیری‌ها، نمونه بارز دیگری از فرهنگ عاشوراست.


پی‌نوشت‌ها
1)غم‌نامه كربلا، ترجمه اللهوف على قتلى الطفوف،  145