مرسلون

سید حسین سیدی

سید حسین سیدی

2343233232 سید حسین سیدی

طبعاً شور جوانی در هر میدانی که وارد شود، جلوه‌ای ویژه به آن میدان می‌بخشد؛ در میدان کربلا نیز کم نبودند جوانانی که چون شیر غران پا به عرصه جنگ می‌گذاشتند و با لشکریان قسی‌القلب یزیدی پیکار می‌کردند؛ این شور معنویِ جوانی با تاسی از جوانان کربلا در انقلاب اسلامی ما دمیده شد و برکات بسیاری را به ارمغان آورد؛ خدای بزرگ در قرآن، اصحاب کهف را جوانانی باایمان (پرشور) معرفی می‌کند؛ إِنهَّمْ فِتْيَةٌ ءَامَنُواْ بِرَبِّهِمْ وَ زِدْنَاهُمْ هُدًى (1): همانا آن‌ها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند و ما بر هدايتشان افزوديم؛ میدان کربلا نیز از شور جوانی سرشار بوده است؛ جوانانی که مصداق آیه فوق شدند.

گر چه همه اصحاب سالار شهیدان (چه پیر و چه جوان) وفادار بودند و هرکدام شور معنوی مختص به خود داشتند اما این را نیز باید گفت که طبعاً یک جوان نسبت به یک فرد سالخورده قوای جسمی نیرومندتری دارد و ترس را بیشتر در دل دشمن می‌افکند؛ اگر این قوای جسمیِ قوی با معنویت همراه شود، مانند قاسم بن الحسن (علیه‌السلام) می‌شود که به عموی خود وقتی‌که نظر او را در مورد مرگ پرسید، گفت: يا عم أحلى‏ من‏ العسل‏ (2): یا عمو! (مرگ نزد من) از عسل شیرین‌تر است؛ جدا از قاسمم بن الحسن، جوانان دیگری نیز بودند که مثل شیر غران بر یزیدیان تاختند مثل حضرت علی‌اکبر (علیه‌السلام).

 

تاسی به جوانان کربلا:

بدون شک در جنگ تحمیلی هشت‌ساله، حضور جوانان مخلص و پرشور نقش مؤثری در جبهه‌های جنگ داشت؛ در جنگ تحمیلی هشت‌ساله، بسیاری از جوانان این مرزوبوم به تاسی از قاسم بن الحسن و علی‌اکبر (علیهم‌السلام) بر صدامیان تاختند و حماسه‌ها آفریدند که گوش زمان را پرکرده است؛ اینک نیز مدافعان حرم به تاسی از جوانان غیور کربلا برای دفاع از حریم ولایت، سینه سپر می‌کنند و تکفیری‌های بی‌رحم و یزیدی و اربابان خبیث آن‌ها را رسوا می‌سازند.


پی‌نوشت:
1) کهف، آیه 1
2) هدایه الکبری، حسین بن حمدان خصیبی، صفحه 204

سه شنبه, 11 ارديبهشت 1397 04:15

عید ولایت و پایبندی به آن

روز غدیر روز عید شیعه است؛ روزی است که امام علی بن ابیطالب به‌عنوان جانشین پیامبر اعظم (صلی‌الله علیه و آله وسلم) انتخاب شد؛ این روز اعمالی دارد که طالبان آن باید به مفاتیح‌الجنان مراجعه کنند؛ باید بدانیم: گر چه این روز عید است و باید اهمیت داده شود، ولی به فرمایش مولا علی (علیه‌السلام) هرروزی که در آن گناه نشود می‌تواند برای ما عید باشد، یک عید حقیقی.

امام علی علیه‌السلام می‌فرماید: كُلَّ يَوْمٍ لَا أَعْصِي اللَّهَ فِيهِ‏ فَهُوَ عِيدٌ (1): هرروزی که در آن گناه نشود عید است.

عید غدیر روزی است که هم مؤمنان در آن روز گناه نمی‌کنند (ان‌شاءالله) و هم روزی است که به دیگر روزهای دیگر سال مؤمنان خط می‌دهد، به‌عبارت‌دیگر می‌گوید: حالا که شما ولایت مولا را جشن می‌گیرید و خوشحالید، ببینید در دیگر ایام سال چقدر به این خوشحالی معنوی پایبندید.

چقدر پایبندیم؟


پی‌نوشت
1) مجموعة ورام، ابن ابی فراس (قرن 6)، جلد ‏2، صفحه 24، الجزء الثاني

 

دوشنبه, 21 اسفند 1396 19:38

جاهلیت مدرن

اگر ضرب‌المثل اگر خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو را در دید کلان و جهانی بحث کنیم؛ آنگاه به جاهلیت مدرن خواهیم رسید، جاهلیتی که چنان رنگ و لعاب دارد که این زنگ و لعاب، نبودن اخلاق و وجدان را برای بعضی بی‌خبران توجیه می‌کند؛ با جاهلیت به جنگ بعثت می‌روند؛ خدای بزرگ در سوره احزاب می‌فرماید: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ‏ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى (1): ‏و در خانه‏هاى خود بمانيد (ای زنان) و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد.

تفسیر المیزان می‌نویسد: كلمه «تبرج» به معناى ظاهر شدن در برابر مردم است، همان طور كه برج قلعه براى همه هويدا است و كلمه «جاهلية اولى» به معناى جاهليت قبل از بعثت است، پس در نتيجه مراد از آن، جاهليت قديم است‏ (2)؛ این آیه گر چه در مورد نهی زنان از خودنمایی در میان مردم است اما یک نکته کلی را به مسلمانان گوشزد می‌کند که به دوران قبل از بعثت که جاهلیت بود برنگردید، در این صورت گرفتار جاهلیت جدید می‌شوید؛ رهبر انقلاب اسلامی در دیدار روز مبعث پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) با سفیران کشورهای اسلامی، با اشاره به استمرار دو جریان «بعثت» و «جاهلیت» از صدر اسلام تاکنون، شاخصه اصلی جریان بعثت را خردورزی هدایت یافته به‌وسیله پیامبران الهی و مهم‌ترین شاخصه جریان جاهلیت را شهوت و غضب دانستند و گفتند: امروز مهم‌ترین وظیفه امت اسلامی، مقابله با جریان جاهلیت به سرکردگی امریکا است و جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان پیشتاز جریان بعثت در راهی که امام بزرگوار (رحمة الله علیه) آغازگر آن بودند، بدون هراس از قدرت‌ها به حرکت خود ادامه خواهد داد؛ جالب اینکه آمریکا و استکبار جهانی با تمسک به گزاره‌های غیراخلاقی و شبکه‌های خلاف عفت که نقش زنان در آن به پایین‌ترین حد می‌رسد؛ به جنگ بعثت و آموزه‌های اسلام ناب می‌آیند.

رهبر انقلاب در ادامه بیاناتشان با اشاره به تعابیر امام بزرگوار که «اسلام متحجر» را در کنار «اسلام آمریکایی» قرار دادند و این دو اسلام را در مقابل «اسلام ناب» دانستند، افزودند: گروه‌های فاسد و مفسدی که امروز به نام اسلام بدترین و فجیع‌ترین جنایت‌ها را انجام می‌دهند، مورد حمایت و پشتیبانی قدرت‌های غربی هستند، جنگ‌ها و فتنه‌هایی که امروز در منطقه غرب آسیا در جریان است نیز نتیجه عملکرد جبهه جاهلیت و شیطان است؛ اسلام مورد حمایت آمریکا، اسلام تکفیری و وهابی گریست، چون این اسلام با اهداف نامشروع او چنان تضادی ندارد، مگر می‌شود گروهی با حمایت کشوری استعمارگر به وجود بیاید و اهداف او را به نحوی تأمین نکند؟ (3) متأسفانه امروز عربستان با منش وهابی گری، امت اسلام را وارد نزاع‌های خونینی نموده است و جالب اینکه وقتی حمایت‌های آمریکا و انگلیس و سایر دشمنان اسلام را متوجه خود می‌بیند؛ به‌جای اینکه به علت این حمایت‌ها و خباثت‌ها پی برده و طرف مسلمین را بگیرد؛ بر دامنه‌ی تکفیر و تفرقه‌ی خود می‌افزاید.

سخن آخر:
قرآن کریم ما را از افتادن در ورطه‌ی جاهلیت، بعد از اسلام و مسلمانی باز می‌دارد، این جاهلیت مدرن، امروزه باعث کشت و کشتارهایی به اسم آزادی و دموکراسی شده است. جاهلیت مدرن (دشمنان اسلام)، تکفیر و تروریست را هدایت می‌کند و متأسفانه بعضی دولت‌های مسلمان، خود را با آن هماهنگ نشان می‌دهند.


پی‌نوشت:

1) احزاب، آیه 33
2) ترجمه تفسير الميزان، جلد ‏16 صفحه 462
3) برای مطالعه در مورد تاریخچه وهابیت تکفیری به کتاب مزدوران انگلیس در ممالک اسلامی، مترجم: موسسه اسلامی ترجمه چاپ 1386 مراجعه کنید.

 

سه شنبه, 26 دی 1396 09:46

خانواده و وسایل ارتباطی

به نظر می‌رسد استفاده از وسایل ارتباطی روز مثل تلفن همراه و تبلت، غیرقابل‌اجتناب باشد؛ اما در این میان شکی نیست که مدیریت کردن این وسایل ارتباطی، انسان را از آسیب‌های احتمالی آن‌ها مصون می‌سازد. زندگی مشترک نیز از این قاعده مبرا نیست. ما در این مقاله کاری به آسیب‌های جدی و بعضاً غیرشرعی (روابط غیراخلاقی) که تلفن همراه و تبلت به خانواده‌ها می‌زند، نداشته و در پی آسیب‌های دیگر نظیر تأثیر گوشی همراه بر فضای مهر و محبت در خانواده هستیم. می‌دانیم که خانواده کانون مهر و محبت است. برای افزایش دادن این کانون محبت (مخصوصاً در سال‌های اولیه زندگی)، باید برنامه‌هایی را که مخل به آن هستند، مدیریت شوند. تلفن همراه و تبلت از وسایلی هستند که به‌واسطه جذابیت ظاهری و داشتن برنامه‌های متنوع (بازی‌ها و...) ممکن است بر فضای مهر و محبت در خانواده تأثیرگذار باشند. اثراتی که گاهی تأثیرش سریع‌تر است و گاهی شاید پس از سال‌ها نمایان شود.

مولا علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: کَم مِن شَهوَةِ ساعَةٍ اَورَثَت حُزناً طَویلاً؛ چه بسیار خواهش‌های نفسانی لحظه‌ای که اندوه طولانی و درازی را در پی دارد. (1)

حضرت در این حدیث، این پیام را به ما ابلاغ می‌کند که چه‌بسا لحظه‌ای خوش بودن و سرگرم بودن به چیزی، تأثیرات مخربی بر جای بگذارد. سرگرم شدن بیش‌ازحد به تلفن همراه و تبلت، علاوه بر اینکه جایگزین شوخی و خنده و مهربانی در محیط خانواده می‌شود، در مواقع سوءتفاهم بین زوجین، اثرات منفی بیشتری بر جای خواهد گذاشت و درزمانی که زوجین به مدارا و خویشتن‌داری بیشتری نیاز دارند، باعث سردی بیشتر خواهد شد؛ زیرا که هر یک از زوجین به گوشه‌ای پناه برده و با تلفن همراه و تبلت خود، بیشتر انس گرفته و سرگرم می‌شوند. همین نکته چه‌بسا سرآغازی باشد بر آسیب و تنش در خانواده. خانواده‌ای که در ابتدای راه است وبر اثر اشتباه افرادش (زوجین) هرروز سردتر خواهد شد. برخی از مشاوره‌ها حاکی از ان است که یکی از زوجین (مخصوصاً در ابتدای زندگی) از دیگری به خاطر سرگرم شدن بیش‌ازحد به تلفن همراه و سرد بودن با او گله‌مند‌است.

سخن آخر اینکه، یکی از آسیب‌های زندگی ماشینی امروز که به فضای خانواده‌ها نیز کشیده شده است، تأثیر منفی برخی از وسایل ارتباطی روز مثل تلفن همراه و تبلت، در کنار مزیت‌های نسبی آنان است. زوجینی که ساعت‌ها و لحظه‌های خود را به تلفن همراه خود سرگرم‌اند، شاید در ابتدا متوجه نباشند که سرگرمی با تلفن همراه، زیان چندانی دارد؛ اما وقتی ببینند که با کوچک‌ترین سوءتفاهمی، هر یک با تلفن همراه خود مشغول شده و فضای خانه را به سمت سرد شدن سوق می‌دهند، متوجه خواهند شد که تلفن همراه و تبلت، هم نکات مثبت دارد و هم نکات منفی و انسان باید از نکات منفی آن‌ها تا می‌تواند دوری کند.


پی‌نوشت‌:
1) وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، ج‏15، ص 210.

چهارشنبه, 28 مهر 775 05:10

فرزند آوری، مسئله‌ای خطیر

خدا رحمتش کند روزی مرحوم پدربزرگم که به شغل چوپانی و کشاورزی مشغول بود بر سر آب دادن گوسفندان با یک نفر دیگر بگومگو پیدا می‌کنند، آن چوپان غریبه، تعداد فرزندانش را به رخ می‌کشد. مرحوم پدربزرگم از آن چوپان که هم‌سن‌وسالش بوده و او قبل‌تر از پدربزرگم به رحمت حق پیوست می‌پرسد، تو چند فرزند داری؟ هشت فرزند، پدربزرگم می‌گوید: من نه فرزند دارم. ازآن‌پس رابطه بین این دو کم‌کم بیشتر شده و رفیق می‌شوند. ما این داستان را بهانه‌ای برای ورود در بحث فرزند آوری قراردادیم. البته کسی طرفدار فرزند داشتن بی‌برنامه و بی‌حساب‌وکتاب نیست. والان هم مسائلی مثل شغل و ازدواج و غیره، مانند قدیم نیست و دارای پیچیدگی‌هایی شده است، ازیک‌طرف دیگر تک‌فرزندی داری معایب و مشکلات مختص به خود است، بنابراین باید حد وسط را برای فرزند داشتن در نظر گرفت، ولی درهرحال نباید از یاد برد که کمیت و کیفیت جمعیت چیزی نیست که بتوان از کنار آن رد شد. کشورهای اروپایی هم بر روی مسئله ازدیاد جمعیت متمرکزشده‌اند، زیرا همان‌طور که پیشرفت و رفاه جمعیت (کیفیت حال جمعیت) ملاک نظر هست؛ به همان اندازه کمیت جمعیت هم ملاک است. چندی است کشورهای اروپایی بر روی افزایش جمعیت متمرکزشده‌اند و ما...
اسلام همان‌طور که به تشکیل خانواده اهمیت می‌دهد، همان‌طور هم به فزونی یافتن جمعیت مسلمانان (با برنامه مناسب) اهمیت می‌دهد. پیامبر اسلام می‌فرماید:‏ تَنَاكَحُوا تَنَاسَلُوا تَكْثُرُوا فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَوْ بِالسِّقْط (1): ازدواج کنید تا نسل شما فزونی گیرد، همانا من در روز قیامت حتی به فرزندان سقط شده شما به دیگر امت‌ها می‌نازم.

سخن آخر اینکه: اسلام همان‌طور که به تشکیل خانواده اهمیت می‌دهد؛ همان‌طور هم به داشتن فرزند اهمیت می‌دهد. کشور اسلامی ما باید با برنامه‌ای مدون به سمت افزایش جمعیت حرکت کند.


پی‌نوشت‌:
1) جامع الاخبار، شعیری، ص101

سه شنبه, 19 دی 1396 08:53

فرزند صالح، روشنی دیده

همین‌طور که در لابه‌لای جمعیت به‌پیش می‌رفت، ناگاه با دوستش ــ که مدت‌ها بود او را ندیده بود ــ برخورد کرد. همدیگر را در آغوش گرفتند و احوال هم را جویا شدند. به دوستش گفت: از زمانی که تشکیل خانواده دادی دیگر تو راندیدم، حالا بگو ببینم زندگی‌ات تا کجا رفته؟ بچه‌داری نداری؟ دوستش گفت: بحمدالله دو تا بچه‌دارم و سومی هم نزدیک است به دنیا بیاید.
سپس دوستش از او پرسید: تو صاحب اولاد شدی؟

گفت: اگر خداوند بخواهد دکتر و دوا جواب داده‌اند و من هم نزدیک است بچه‌دار شوم، برایم دعا کن که اولاد سالم و صالحی نصیبم شود.

اولاد صالح و شایسته، آرزوی هر پدر و مادری است. خداوند می‌فرماید: وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ‏ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً (1): و آنان كه مى‏گويند: پروردگارا، براى ما از همسران و فرزندانمان روشنى ديدگان (نسل‏هاى صالح و پاك و متقى) عطا كن و ما را بر پرهيزكاران (در مسابقه به‌سوی ايمان يا رهبرى در اصول و فروع و معارف) پيشوا گردان. (2) همان‌طور که فرزندان صالح و شایسته، نور چشم والدین خویش‌اند؛ همان‌طور هم وقتی کشور اسلامی داری جمعیتی کافی و شایسته و کارآمد باشد، برای او روشنی دیده و زینت و اعتبار خواهد بود.
سخن آخر اینکه: فرزندان صالح و شایسته برای یک خانواده نور چشم و برای کشور اسلامی، زینت و اعتبار است.


پی‌نوشت‌:

1) آیه 74 سوره فرقان
2) ترجمه مشکینی ص 366

 

سه شنبه, 19 دی 1396 05:15

غفلت از کثرت جمعیت

دین اسلام بر کثرت جمعیت مسلمانان تأکید دارد. پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه وآله و سلم) دراین‌باره می‌فرماید: تناكحوا تناسلوا تكثروا فإنی أباهی بكم الأمم يوم القيامة و لو بالسقط (1) ازدواج نموده تولیدمثل کرده و جمعیت خود را زیاد کنید؛ زیرا من به کثرت جمعیت شما بر امت‌های دیگر افتخار می‌کنم هرچند کودکی سقط شده باشد. بدون شک، توجه مسلمانان به کثرت جمعیت خود، علاوه بر گسترش مسلمانی و دین‌داری در جهان، امنیت آنان را در مقابل غیر مسلمین بالا می‌برد.

نکته خیلی مهم:
منظور از جمعیت مسلمین، طبعاً کسانی هستند که در پی آرمان مسلمانی و حاکمیت ارزش‌های اسلامی هستند (چه شیعه و سنی)، ولی کسانی که به‌ظاهر مسلمان‌اند ولی در حقیقت دشمن مسلمانان بوده و با مشرکان همدست‌اند (وهابیت وداعش و امثال داعش) بدون شک، پیامبر از آن‌ها اظهار بیزاری می‌کند و اتفاقاً دشمنان اسلام ازاین‌گونه مسلمانان فتنه‌انگیزی حمایت کرده تا باعث بدبینی نسبت به اسلام حقیقی و مسلمین دیگر شود. در عصر ما که آمار مسلمانان در کشورهای غربی رو به افزایش است، دشمنان اسلام بیش از هر زمان دیگری همت خود را بر روی کنترل جمعیت مسلمین و به‌تبع آن، مستبصران قرار داده تا هم جمعیت مسلمین را در کشورهایی خود کاهش دهند و هم اگر مسلمانی به‌عنوان مهاجر به کشورهایشان وارد شود، به فکر فرزند آوری زیاد نباشد. متأسفانه شعار فرزند کمتر، زندگی بهتر در کشور ما کارساز شد. عمده‌ی فعالیت‌ آمريكا در مورد كنترل‌ جمعیت‌، بر روی محدود كردن‌ جمعیت‌ كشورهايی جهان‌ سوم‌ و در كنار آن‌، كشورهايی اسلامی متمركز است‌ كه‌ از طريق‌ صندوق‌ جهانی پول‌ و سازمان‌ ملل‌ متحد و سازمان‌های‌ وابسته‌ی به‌ آن‌ صورت‌ می‌گیرد.
سخن آخر اینکه؛ کنترل جمعیت خانواده، سیاست استکبار و استعمار است که برای کنترل جمعیت مسلمین و بخصوص ایران اسلامی، پیگیری می‌شود.


پی‌نوشت‌:
1) جامع الأخبار (للشعيری)، ص 101

 

یکشنبه, 10 دی 1396 17:41

چشم‌های با بصیرت

هر انسان در زندگی روزمره خود ممکن است عباراتی را به کار ببرد یا بشنود که مضمون آن بر اساس حدیث و یا آیه‌ای است. عبارت «تا به چشم خودت نبینی باور نکن» و سخنانی از این قبیل؛ از آن جمله است. این عبارت در مواقعی بکار می‌رود که انسان به دیگری می‌فهماند که؛ به شنیده‌ها اکتفا نکن، باید با چشم خودت، آن را ببینی. در حدیثی از امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) دراین‌باره می‌خوانیم: «بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیكَ باطِلاً كَثیرًا؛ بین حقّ و باطل به‌اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت ببینى حقّ است و چه‌بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى.»(1) از این حدیث فوق، حق بودن چشم، به‌صورت صد درصد برداشت نمی‌شود؛ بلکه این نکته کلی را می‌آموزد که خطاپذیری چشم از گوش، کمتر است و اگر این خطاپذیری کمترِ چشم، با دستورات خدای بزرگ عجین شود، می‌توان گفت که انسان در مسیر حق‌گرایی قرارگرفته است؛ وگرنه این‌چنین نخواهد بود؛ مثلا کسی که از دیگران بد می‌گوید و آن را مستند به سخنان دیگران می‌کند؛ در این حال به او می‌گویند که تو از کجا مطمئنی این حرف‌ها صحت دارد؟ تا خودت ندیدی، نگو؛ حالا اگر کسی ادعا کند که من با چشم خودم دیده‌ام که دیگری این عیب‌ها را دارد و از این قبیل سخنان، آیا اجازه دارد که مثلا از او غیبت کند؟ مسلماً نه بنابراین باید چشم، خدایی ببیند.

چشم‌های با بصیرت، در مسیر حق:
شکی نیست که چشمی که واقعیت‌ها را ببیند، ولی بصیرت نداشته باشد، راه به‌جایی نخواهد برد. «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ أَ فَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَ لَوْ كانُوا لا يُبْصِرُون‏؛ و گروهى از آنان تو را می‌نگرند [ولى گويا از درك معجزاتت، از فهم آيات قرآن، سلامت اخلاق و كردارت با چشم دل ناتوان‌اند]. آيا تو می‌توانی نابينايان را گرچه از روى بصيرت و بينش نبينند، هدايت كنى؟»(2) پیام این آیه برای همه ما پیروان پیامبر اسلام و اهل‌بیت، این است که؛ بصیرت، ارزشمندتر از دیدن است. چه‌بسا کسانی که اوصاف ظاهری پیامبر و اهل‌بیت را به‌طور دقیق ضبط می‌کردند، اما چون بصیرت و معرفت کافی نداشتند؛ قرآن، آن‌ها را نابینا معرفی می‌کند. خدا نکند که ما با چشمان خود قرآن را بخوانیم و ورق بزنیم، اما خدای‌ناکرده بصیرت کافی نداشته باشیم. خدا نکند که با چشمان خود شاهد مرگ مردمان باشیم، اما تأثیری نپذیریم.

سخن آخر:
امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) می‌فرماید که آنچه را به چشم خود ببینی، حق است. البته دیدن با چشم، باید ناحق نباشد و دیگر آنکه دیدن با چشم، بصیرت و معرفت را نیز برای انسان به ارمغان آورد.


پی‌نوشت‌:
1) تحف العقول، ص 229
2) آیه 43، یونس

 

یکشنبه, 10 دی 1396 17:42

بصیرتی مُدرِّس گونه

همواره دشمنان اسلام باسیاست‌های فریبنده و سخنان دوپهلو، سعی دارند در ارکان جوامع اسلامی نفوذ کنند؛ این سیاست مسموم که ریشه در تاریخ دارد، گاهی جامعه اسلامی ما را با حواشی نامطلوبی مواجه می‌کند که هوشیاری بیش‌ازپیش مسئولان از می‌طلبد. به مناسبت 10 آذر و شهادت سید حسن مدرس، آن روحانی دوراندیش و هوشیار، بر آن شدیم که مقاله خود را حول محور دوراندیشی نسبت به توطئه‌های دشمنان قرار دهیم. یکی از سیاست‌های فریبنده دشمنان در زمان سید حسن مدرس، قرارداد وثوق‌الدوله بود که مدرس علت مخالفت خود را با این قرارداد این‌گونه بیان می‌کند: «می‌آمدند پیش من و می‌گفتند این قرارداد کجایش بد است؟... من جواب می‌دادم... همان ماده اولش می‌باشد که می‌گوید ما (انگلیس)، استقلال ایران را به رسمیت می‌شناسیم... این مثل این است که یکی بیاید و به من بگوید. سید، من سیادت تو را به رسمیت می‌شناسم.»(1) سید حسن مدرس، با هوشیاری و بصیرت خود، عمق فاجعه را دریافته بود و به سخنان دوپهلو و فریبنده دشمنان ایران و عمال او پی برده بود؛ سخنان فریبنده‌ای که قرآن، ما را به هوشیاری نسبت به آن‌ها از جانب دشمنان دعوت می‌کند. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفي‏ صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ؛ اى اهل ايمان! از غير خودتان براى خود محرم راز نگيريد؛ آنان از هيچ توطئه و فسادى درباره شما كوتاهى نمی‌کنند؛ شدت گرفتارى و رنج و زيان شما را دوست دارند؛ تحقیقاً دشمنى [با اسلام و مسلمانان‏] از لابه‌لای سخنانشان پديدار است و آنچه سینه‌هایشان [از كينه و نفرت‏] پنهان می‌دارد بزرگ‌تر است. ما نشانه‌ها [ى دشمنى و كينه آنان‏] را اگر می‌اندیشید براى شما روشن ساختيم.»(2) پیام این آیه برای کشور ما این است که نسبت به نقشه‌های فریبنده دشمنان هوشیار باشد.

بصیرت مدرس گونه رهبری در قضیه برجام:در این سال‌ها که کشور ما درگیر توافق هسته‌ای بود، متأسفانه در مواردی با غفلت مردم و مسئولان، دشمنان بر گستاخی خویش افزودند. در این میان اگر توصیه‌های رهبر انقلاب نبود، بی‌تردید شرایط از این هم بدتر می‌شد. مقام معظم رهبری در خیلی از دیدارها ازجمله در دیدار هما فران نیروی هوای در سال 94 با بصیرتی مدرس گونه و با اشاره به فریبنده بودن نقشه‌های دشمنان در توافق هسته‌ای فرمودند: امروز متأسفانه انسان مشاهده می‌کند در برخی از فاصله‌ها و مقاطع حرف‌هایی زده می‌شود از سوی دشمنان؛ این برای مردم ما مایه‌ی عبرت است. در همین مذاکرات گوناگونی که در این روزها انجام می‌گیرد، ملّت ایران این مذاکرات را زیر نظر داشته باشند؛ اظهارنظرهای بی‌ادبانه‌ی مسئولان آمریکایی را مردم ببینند، زیر نظر داشته باشند، دشمن را بشناسند. بعضی‌ها می‌خواهند نظر مردم را از دشمنىِ دشمن منصرف کنند؛ نه ببینید دشمنی را، ببینید دورویی را. مسئولین آمریکایی در جلسات خصوصی با مسئولین کشور ما یک‌جور حرف می‌زنند، به مجرّد اینکه از آن‌ها جدا می‌شوند، در بیرون یک‌جور دیگر حرف می‌زنند. (3) اینک نیز اتحادیه اروپا با سخنان دوپهلو و فریبنده، از یکسو بر حفظ توافق برجام تأکید می‌کند و از سوی دیگر بر همسویی با آمریکا درباره مهار توان موشکی ایران تأکید دارد و این یادآور همان حرف انگلیس در توافق وثوق‌الدوله است که استقلال ایران را به رسمیت می‌شناخت؛ اما فقط کسانی مثل مرحوم مدرس با هوشیاری دریافتند که معنی این سخن آن است که؛ ما اگرچه می‌خواهیم در اوضاع ایران دخالت کنیم و سیاست‌های خود را در کشور ایران پیاده کنیم؛ اما استقلال ایران را (درروی کاغذ) به رسمیت می‌شناسیم.

سخن آخر:
سید حسن مدرس، توطئه انگلیس در قرارداد وثوق‌الدوله را دریافت و با آن به مخالفت درخواست. در حال حاضر نیز هرگاه بصیرتی مدرس گونه در بین مسئولان کشور باشد، نقشه‌های دشمنان راه به‌جایی نخواهد برد؛ وگرنه مثل توافق هسته‌ای، چیز قابل‌توجهی به دست نخواهیم آورد و دشمنان هرروز جری‌تر می‌شوند.


پی‌نوشت‌ها:
1) روزنامه همشهری، 1373/10/4، با استفاده از کتاب مدرس در مجلس چهارم نوشته محمد ترکمان
2) آیه 118، آل‌عمران
3) بیانات رهبری در 19 بهمن 94

 

 

 

طبعاً هر انسانی از پیروزی و پیشرفت در کار خود خرسند است و در مقابل، از ناکامی و مغلوب شدن گریزان است. دین اسلام به پیروان خود می‌آموزد که انسان نباید در پیروزی‌ها و شکست‌هایش، مسیر افراط ‌و تفریط را بپیماید. در زمان ما، میدان ورزش یکی از میدان‌های پیروزی و ناکامی ورزشکاران و به‌تبع آن هواداران آن‌هاست. در همین روزها شاهد برگزاری مسابقات کشتی آزاد قهرمانی جهان در فرانسه هستیم که الحمدالله «حسن یزدانی آزادکار وزن ۸۶ کیلوگرم ایران مقتدرانه مدال طلای رقابت‌های جهانی پاریس را بر گردن آویخت» قرآن می‌فرماید: «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ‏ فَخُورٍ (1) تا بر آنچه از دست شما رفت تأسف نخوريد و بر آنچه به شما داده شادمانى (بی‌جا) نكنيد و خداوند هيچ متكبر فخرفروشى را دوست ندارد.» در این آیه به دو نکته برمی‌خوریم.

نکته اول: کسی که برای شکست‌ها خیلی تأسف بخورد و در آن غور نماید، چه‌بسا اعتمادبه‌نفس خود را از دست بدهد و کسی که بر روی پیروزی‌های خود خیلی حساب باز کند، چه‌بسا باعث اعتمادبه‌نفس کاذب شود و غرور بیجا به او دست دهد که هر دو رویکرد برای موضوع بحث ما (ورزش) خطرناک است؛ مخصوصاً غرور بیجا که بارها و بارها عنوان‌شده که سبب باخت ورزشکاران شده است.

نکته دوم: دنیا چندان اعتباری ندارد و چیزی که مهم‌تر است، بحث معرفت و معنویت و انسانیت است. «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (2) وزندگی دنيوى جز بازيچه و سرگرمى نيست و مسلماً خانه آخرت براى كسانى كه پروا پيشه می‌کنند بهتر است، آيا نمی‌اندیشید؟» امکان دارد ورزشکاری که امروز، پی‌درپی پیروزی کسب می‌کند، در سالیان بعدی نتواند این نتایج را تکرار کند و همین موضوع باعث افت وجهه او و از دست رفتن هواداران او شود؛ درحالی‌که صفات انسانی و فضایل اخلاقی او (جدای از کسب نتیجه) در یاد افراد جامعه می‌ماند (مثل جوانمردی مرحوم تختی). سخن آخر اینکه؛ فضایل اخلاقی و صفات انسانی ازجمله جوانمردی در همه کارها مخصوصاً ورزش که موضوع بحث ماست، مهم‌تر از کسب پیروزی‌های ظاهری در دنیاست. گر چه کسب پیروزی و موفقیت در دنیا در جای خود ارزشمند است.


پی‌نوشت:
1)حدید، 23
2)انعام، 32

 

 

 

 

استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.