مرسلون

سید حسین سیدی

سید حسین سیدی

دوشنبه, 27 شهریور 1396 09:12

آیا روش پیامبران این بود؟

به مناسبت روز مبارزه با خشونت و افراطی‌گری، بر آن شدیم تا مطالبی چند در مورد گروه‌های تکفیری (که چهره‌ی برادری و برابری اسلام را تخریب نموده‌اند) بنویسیم. این قاتلان حرفه‌ای و بی‌رحم فقط خود را و عقیده‌ی خود را قبول دارند؛ برخلاف ادعاهای خود که برای احیای اسلام و مسلمین جهاد می‌کنند. بر پرچم سیاهشان (که چون دلشان سیاه است) کلمات مقدسی نگاشته است که اصلا با رویه این بی‌رحمان تاریخ نمی‌سازد. کسانی که نسبت به مسلمین و خودی‌ها بدترین جفا را روا داشته و نسبت به بیگانگان و غیرمسلمانان (که مخالف قرآن و مسلمین هستند) خاضع و ذلیل هستند، درحالی‌که قرآن این رویه را قبول ندارد. تکفیری‌ها برخلاف سیره‌ی رسول خدا (صلی‌الله علیه وآله) عمل می‌نمایند. در قرآن می‌خوانیم: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ؛ [فتح/29] محمد (صلی‌الله عليه وآله) فرستاده خداست؛ و كسانى كه با او هستند بر كافران سخت‏گير و در ميان خود مهرورزند». واژه‌ای معه یعنی کسانی که با پیامبرند و دنباله‌رو اویند چه در زمان رسول اکرم (صلی‌الله علیه وآله) و چه کسانی که تا قیامت دین او را پذیرا می‌شوند.
بنابراین سیره‌ی رسول خدا این بود که با دشمنان اسلام و قرآن مماشات نداشته باشد؛ درحالی‌که تکفیری‌ها رابطه‌ی خود را با مستکبرین و معاندان اسلام نه‌تنها کتمان ننموده بلکه به آن‌هم افتخار می‌کنند. ارسال کمک‌های تسلیحاتی آمریکا را نسبت به این گروه‌ها، بارها و بارها در رسانه‌ها دیده و یا شنیده‌ایم. آن‌ها نسبت به وقایعی که بر ملت‌های مسلمان گذشته و می‌گذرد (جنگ غزه، جنگ یمن، حادثه منا، قتل‌عام مسلمانان میانمار...) هیچ واکنشی نشان ندادند و نشان نمی‌دهند، زیرا این‌ها مثل اربابان خود (آمریکا و اسراییل و ...) در قبال دیگران هیچ مسئولیتی ندارند مگر بر کسی که منافعشان با آن‌ها بسازد. ای داعشی که پیرو پیامبر خدایی و میگویی: هر که از ما کشته شود با رسول خدا هم‌سفره است؛ پیامبر رحمت فرمود: «مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ‏ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ؛ [1] هر کس صبح کند و به امور مسلمین بی‌تفاوت باشد؛ مسلمان نیست»؛ یعنی کسی که سرگرم کار خودش باشد و نسبت به حال و کار مسلمین بی‌تفاوت باشد. چه همسایه مسلمانش باشد (که شدیدتر است) چه مسلمانان دیگر که از رسانه‌ها حال و وضعشان را می‌بیند یا می‌شنود، خدا نکند کسی این‌گونه باشد. درحالی‌که قرآن می‌فرماید: کسانی که پیرو پیامبر اسلام‌اند، بین خودشان مهربانی و عطوفت است. این تکفیری‌ها کاملاً برعکس‌اند و تنفر افکار عمومی جهانی را از جنایاتشان سبب شده‌اند.

بر طبق فرمایش قرآن، ما مسلمانان باید بین هم برادرانه و دوستانه باشیم و نسبت به دشمنان خدا و قرآن و اسلام (که دشمنان ما هم هستند) مسامحه نداشته و محکم و کوبنده باشیم.
این گروه‌های تکفیری برخلاف آموزه‌های اسلام و قرآن حرکت نموده و با دشمنان اسلام و مسلمین همکاری خائنانه‌ای دارند.


پی‌نوشت‌ها:
[1] کافی، ج 2، ص 163

 

یکشنبه, 26 شهریور 1396 08:01

مسلمانان میانمار را از یاد نبریم

نمی‌داند کدامین را خورد غصه دلم، از بس
همه‌جا مسلمین در آتش و خون‌اند و هم بی‌کس
ولی تلخی کار آنجاست از ما می‌رسد بر ما
عراق و سوریه، حتی میانمار، ای خدایا رس
به فریاد مسلمانانِ در ظلم و ستم مانده
ز کافرها، منافق‌ها، ز انسان‌های خار و خس

وقایع تلخ مسلمانان میانمار، دل هر انسان منصفی را به درد می‌آورد. وقتی انسان در خبرها از غرق شدن پناه‌جویان مسلمان میانماری می‌خواند «مقام‌های بنگلادش از کشف اجساد ۲۰ پناه‌جو از رودخانه ای در امتداد مرز میانمار خبر دادند، این افراد در حال فرار از میانمار بودند که غرق شدند» به‌حکم انسانیت و مسلمانی، ناراحت شده و از خداوند برای آن‌ها راه نجات و عافیت را می‌طلبد. اگر ما از کنار این قضایا بگذریم، دیگر مسلمانی ما به چه دردی می‌خورد. رسول گرامی اسلام فرمود: «مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ‏ فَلَيْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِي يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلمٍ؛ [2] کسی که صبح را شروع کند و به امور مسلمین اهتمام نورزد (کسی که نسبت به حال و وضع مسلمین دیگر بی‌تفاوت باشد)؛ مسلمان نیست و کسی که صدای مسلمانی را بشنود که درخواست کمک از مسلمین دارد و اجابتش نکند مسلمان نیست» بر طبق این حدیث، اگر کشور مسلمانی بتواند در جهت رفع آلام مردم مسلمان دیگر (همچون مسلمانان میانمار)، به هر طریق کاری انجام دهد و انجام ندهد، مسلمانی خود را به نحو احسن انجام نداده است و فردای قیامت بازخواست می‌شود.
سازمان اجلاس اسلامی، اتحادیه عرب و سازمان‌های مسلمان دیگر که می‌توانند تأثیرگذار باشند، باید در این قضیه کوتاهی نکنند ولی وقتی‌که سازمان اجلاس اسلامی و اتحادیه عرب برای مردمان مسلمان عرب، دل نمی‌سوزانند و گویا هم رفیق دزد هستند و هم شریک قافله، آیا انتظار داریم برای مسلمانانی با قومیت بیگانه‌تر (میانماری) دل بسوزاند؟
کشورهای همسایه میانمار مثل بنگلادش و غیره باید به وظیفه خود عمل کنند و ظاهراً بنگلادش در این زمینه قدم‌های را برداشته است؛ اما از کشور تأثیرگذاری مثل مالزی، انتظار بیشتری می‌رود و البته کشوری که در قضایای مربوط به مسلمانان (فلسطین، تکفیری‌ها و...) حرکت درخور توجهی از خود نشان نداده است. (دولت مالزی نه مردمش) در این قضایا نیز انتظار چندانی از او نمی‌رود که وارد دفاع از مردم مسلمان میانمار شود.
اما برای برخی از ناآگاهان کشور خودمان ــ که هر وقت از مسلمانان کشورهای دیگر صحبت می‌شود، برای منحرف ساختن موضوع، عمدتاً به‌دروغ کمک به فقیر فقرا را پیش می‌کشند ــ باید گفت که: در این مورد، کشور ایران هیچ کمک مادی نمی‌تواند به مسلمانان آنجا داشته باشد، اما لااقل می‌تواند با آن‌ها ابراز همدردی کند. آیا آن افراد، از این وضع برآشفته نخواهند شد؟ اگر به هر دلیلی (سیاسی، اقتصادی) آشفته می‌شوند، باید متوجه باشند که مسلمانی آن‌ها، خالی از ایراد نیست. این افراد باید بدانند که: انسان گاهی دوستی دارد که گرفتار است و درمانده، اما انسان به هر دلیلی نمی‌تواند به دوست خود کمک کند؛ اما برای او خوابش نمی‌برد و مدام برای او دعا می‌کند. قضیه میانمار نیز همین است، هر چه ما به مسلمانی خود پایبندتر باشیم (همان‌گونه که انسان به دوست خود پایبند است)، از صمیم قلب برای مسلمانان میانمار ناراحت شده و آرزوی خلاصی آن‌ها را از این معرکه داریم.


پی‌نوشت‌ها:
1)الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2 ، ص164

 

انسان مسلمان باید در هر پست و مقامی، منش مسلمانی خود ا نشان دهد وگرنه مسلمانی که به عافیت‌طلبی خود بیندیشد و تنها زمانی که دین و اعتقادات او با منافع او همراه باشد؛ دم از دین و مسلمانی بزند، دین او چندان نمره‌ای را در درگاه خدا نخواهد گرفت. این روزها که مسلمانان مظلوم میانمار، توسط ارتش این کشور و بودائیان بی‌رحم و سنگدل، قتل‌عام می‌شوند، حرکت‌های اعتراضی زیادی توسط ملت‌های مسلمان به این کشتارها صورت گرفت. یکی از حرکت‌های اعتراضی توسط مربی ایرانی تیم فوتسال میانمار صورت گرفت. ایشان دراین‌باره گفت: «پس‌ازاین کشتارها، دوستان و اعضای خانواده پیام‌های زیادی فرستادند. با جمع‌بندی شرایط تصمیم گرفتم به دبیر کل فدراسیون فوتبال میانمار ایمیلی ارسال و استعفای خود را اعلام کنم و این کمترین کاری است که می‌توانم انجام دهم.»
امام حسین(علیه‌السلام) در صحرای کربلا فرمودند: «ان الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی ألسنتهم یحوطونه ما درّت معائشهم فإذا محصّوآ بالبلاء قلّ الدیّانون؛ همانا مردمان بنده دنيايند و دين لقلقه زبان آن‌هاست و هر جا منافعشان [به‌وسیله دين] بيشتر تأمين شود زبان می‌چرخانند و چون به بلا آزموده شوند آنگاه دین‌داران اندک‌اند.»[1] پیام این حدیث برای ما این است که اگر انسان در مواقعی که منافع شخصی او، با دین و اعتقادات او همخوانی ندارد، طرف دین و اعتقادات را بگیرد، ان موقع می‌توان گفت که ازلحاظ دینی برنده است.
مربی ایرانی تیم فوتسال میانمار، می‌تواند مثل خیلی از انسان‌ها بگوید: درست است که دولت میانمار مسلمانان را می‌کشد؛ اما این دلیل نمی‌شود که من اعتراض کرده و برای دفاع از آن‌ها شغلم را از دست دهم؛ اما مسلمانی او ایجاب می‌کند که در این قضیه بیکار ننشیند و با اعتراض ورزشی خود، هم با مسلمانان مظلوم میانمار همدردی کرده باشد و هم به کافران بودائی فهمانده باشد که دنیا آن‌طوری که می‌خواهند بر وفق مرادشان نیست. می‌توان گفت که عمل اعتراضی این مربی عزیز، امربه‌معروف و نهی از منکری است که به فرموده مولای متقیان برای تقویت مؤمنان و روسیاهی کافران و منافقان، حائز اهمیت است. «مَن أمَرَ بِالمَعروفِ شَدَّ ظَهرُ المُؤمِنِ وَ مَن نَهى عَنِ المُنكَرِ أَرغَمَ أَنفَ المُنافِقِ وَ أَمِنَ كَيدَهُ؛ هر كس امربه‌معروف كند به مؤمن نيرو می‌بخشد و هر كس نهى از منكر نمايد بينى منافق را به خاك ماليده و از مكر او در امان می‌ماند.»[2]اگر افراد و شخصیت‌های دیگر مسلمان، مخصوصاً سران اسلامی، مثل این مربی قهرمان وظیفه خود را انجام دهند، بدون شک اثرات بیشتر و مثمرثمرتری خواهد داشت.
در انتها آرزو می‌کنیم که با استعفای این مربی قهرمان موافقت کنند وگرنه اگر یک‌جانبه همکاری خود را با ورزش میانمار قطع کند، ممکن است حواشی نامطلوبی(مثل جریمه و...) از طرف سازمان‌های ورزشی بین‌المللی برای او پیش بیاید؛ اما درهرصورت، این کار او از طرف خدا بی‌جواب نمانده و طبق فرمایش مولا علی(علیه‌السلام) خداوند بهترش را به او می‌دهد. «من ترك شيئا لله عوّضه الله خيرا منه؛ هركس براي خدا چيزي را رها كند خدا بهترش را به او می‌دهد.»[3]


پی‌نوشت‌ها:
1) تحف العقول/ 245
2)كافى(ط-الاسلامیه) ج 2، ص 51، ح 1
3)عيون الحكم و المواعظ (لليثي) / / 434

 

شنبه, 25 شهریور 1396 18:30

بیدارباشِ خفتگانِ غرب زده

بنی‌آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک پیکرند

این روزها که مسلمانان میانمار قتل‌عام می‌شوند و از طرف دیگر، گروه‌های تروریستی علیرغم شکست‌های خقت بارشان، همچنان مشغول کشتار و ویرانی در برخی از کشورهای اسلامی هستند، برخی غرب‌زدگان، بیشتر از هر زمان دیگری، گرفتاری و ضعف مسلمانان را به تصویر می‌کشند؛ اما وقوع طوفان‌های مرگبار چند روز اخیر در آمریکا را، یا اصلا نادیده می‌گیرند و یا آن را ضعیف و عادی و طبیعی جلوه می‌دهند. «کارشناسان هواشناسی تگزاس اعلام کردند که درجه طوفان‌ها روی 4 است؛ تنها یک درجه کمتر از حداکثر توانمندی که یک طوفان دریایی می‌تواند داشته باشد. قطع برق ناشی از وقوع طوفان شدید نیز عامل مرگ برخی افراد شده است که البته این در دسته مرگ‌های غیرمستقیم قرار می‌گیرد. طوفان‌ها روی همچنین موجب آواره شدن نیم میلیون خانوار در جنوب شرقی تگزاس شده است.»
 افراد غرب‌زده موجه نیستند که طبیعت و بلایای آن‌هم تحت اراده خداست و تا خدا اراده نکند، حتی برگی از درخت نمی‌افتد. «وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها؛ و آنچه را در خشكى و درياست می‌داند؛ و هيچ برگى (از درختى) نمی‌افتد، مگر اينكه از آن آگاه است‏.»[1] طبق این آیه، وقتی خدا همه‌چیز دریا و خشکی را  می‌داند، یعنی از زمان جزر و مد دریا و طوفان دریا و  نیز  عوامل طوفان و خرابی‌های آن در ساحل و... خبر دارد.
کسی از وقوع سیل در آمریکا به بهانه اینکه غیرمسلمان‌اند، ذوق‌زده نمی‌شود؛ اما باید برای بیداری خفتگان غرب‌زده به این حوادث نیز اشاراتی کرد. قبل از وقوع سونامی چند سال پیش در ژاپن، این‌گونه القا می‌شد که ببینید در ژاپن نه بلایی است و نه طوفانی و نه ... و خلاصه برخلاف کشورهای اسلامی، همه‌چیز امن‌وامان است و نعوذبالله خدا کاری با ملت غیرمسلمان ژاپن ندارد؛ اما... «وَ لا تَحْسَبَنَ‏ اللَّهَ غافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فيهِ الْأَبْصارُ؛ گمان مبر كه خدا، از آنچه ظالمان انجام می‌دهند، غافل است! (نه بلكه كيفر) آن‌ها را براى روزى تأخير انداخته است كه چشم‌ها در آن (به خاطر ترس و وحشت) از حركت بازمی‌ایستد.»[2]  وقتی سونامی آمد و آن‌همه خرابی به بار آورد، ژاپن تا حدود زیادی از بورس خارج شد و خواب‌زدگان غرب‌زده را تا حدودی بیدار کرد. (کشور ژاپن گر چه در آسیاست؛ اما هم‌پیمان آمریکای سردمدار غرب است).

اما در مورد کشورهای اسلامی...
در مورد مشکلات کشورهای اسلامی باید گفت که؛ از ماست که بر ماست، حتی در قضیه میانمار از کشورهای اسلامی(حساب مردم جداست) آن‌چنان‌که بایدوشاید، تحرکی دیده نمی‌شود وگرنه کشور میانمار، کشور چندان مطرحی در دنیا نیست که بتواند برای یک میلیارد مسلمان، شاخ‌وشانه بکشد. خلاصه درد کشورهای اسلامی در پیام این آیه نهفته است: «يا أَيُّهَا الَّذينَ‏ آمَنُوا إِنْ تُطيعُوا الَّذينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرينَ؛ اى اهل ايمان! اگر از كافران فرمان بريد، شما را به [عقايد و روش‏هاى كافرانه‏] گذشتگانتان بازمی‌گردانند، درنتیجه زيانكار خواهيد شد.»[3]  وقتی‌که برخی از کشورهای اسلامی هم‌نوا با آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند(کشورهای مسلمان منطقه) و برخی دیگر، مماشات کرده و فقط به فکر منافع خود هستند، مثل مالزی و دیگر کشورهای مسلمانی که همسایه میانمار هستند؛ انتظار روزهای خیلی مطلوبی را برای مسلمانان نباید داشت.

اما در مورد کشورهای غربی...
دوباره باید متذکر شد که کسی از بروز حوادث در اروپا و آمریکا خوشحال نمی‌شود؛ اما ازآنجاکه برخی غرب‌زدگان، بلا و گرفتاری را مختص مسلمانان داشته و اروپا و آمریکا را عاری از کمترین بلا و گرفتاری می‌دانند و با همین نکته سعی در القای عدم حقانیت مسلمانان و شبهات دیگر هستند؛ باید برای بیدارباش آن‌ها، از حوادث آنجا مثال آورد و این آیه را هم به آن اضافه کرد. «وَ لَا يحَسَبنَ‏ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلىِ لَهُمْ خَيرْ لّأِنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلىِ لَهُمْ لِيزَدَادُواْ إِثْمًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ؛ و كسانى كه كفر ورزيدند گمان نكنند كه آنچه به آن‌ها مهلت می‌دهیم به خير آن‌هاست، جز اين نيست كه مهلتشان می‌دهیم تا (متذكر شوند لكن نتيجه اين می‌شود كه) بر گناه (خويش) بيفزايند و براى آن‌ها عذابى خواركننده است.»[4] پیام این آیه برای خفتگان غرب‌زده این است که اگر کشورهای اروپایی و آمریکایی،  ظاهراً در امنیت و رفاه و عدم گرفتاری هستند(که این‌گونه هم نیست) دلیل بر خوب بودن آن‌ها و بهتر بودن آن‌ها از مسلمانان نیست؛ بلکه خداوند به آن‌ها مهلت داده است.


پی‌نوشت‌ها:
1 ــ آیه 59 انعام
2 ــ آیه 42 ابراهیم
3 ـــ آیه 149 آل‌عمران
4 ــ آیه 178 آل‌عمران

 

جنایت این روزهای دولت میانمار بر ضد مسلمانان مظلوم و بی‌پناه این کشور، یک‌بار دیگر، دروغ بودن گفته‌های مدعیان حقوق بشر را ثابت کرد. مدعیانی که به‌زعم خود، بالاتر از حقوق انسان‌ها، دفاع از حقوق حیوانات را نیز در کارنامه‌ی خود دارند و برای به گل نشستن نهنگ‌ها، تبلیغات وسیعی به کار می‌اندازند، اینک با دیدن و سوزانده شدن مسلمانان میانمار، یا سکوت اختیار کرده‌اند و یا تنها به تأسف ظاهری(که اغلب برای فریب افکار عمومی دنیاست) اکتفا می‌کنند. کشورهای اسلامی نباید با سکوت خود در برابر این فاجعه، اجازه جولان بیشتر به حقوق بشر غربی دهند. خدای بزرگ در مورد دشمنان اسلام می‌فرماید: «ما يَوَدُّ الَّذينَ‏ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ لاَ الْمُشْرِكينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُم‏؛ هرگز كافران اهل كتاب و مشركان مايل نيستند كه بر شما (مسلمين) خيرى از جانب خدايتان نازل شود.»[1] اگر مسلمین رفتار خود را با دشمنان خود و دشمنان اسلام بر اساس این هشدار قرآنی هماهنگ می‌کردند، اینک شاهد این‌همه تبعات ناشی از هجوم نرم و سخت آن‌ها به مسلمین(مخصوصاً در خاورمیانه) و نیز روحیه عداوت مشرکانی مثل بودائی‌های افراطی نسبت به حقوق مسلمانان مظلوم میانمار نبودیم.
در آیه دیگری از قرآن می‌خوانیم: «ها أَنْتُمْ أُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لا يُحِبُّونَكُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْكِتابِ كُلِّهِ وَ إِذا لَقُوكُمْ قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَيْظِ؛ شما كسانى هستيد كه آن‌ها را دوست مى‏داريد؛ اما آن‌ها شما را دوست ندارند! درحالی‌که شما به همه کتاب‌های آسمانى ایمان‌دارید (و آن‌ها به كتاب آسمانى شما ايمان ندارند). هنگامی‌که شما را ملاقات می‌کنند، (به‌دروغ) می‌گویند: «ايمان آورده‌ایم!» اما هنگامی‌که تنها می‌شوند، از شدت خشم بر شما، سرانگشتان خود را به دندان می‌گزند»[1] پیام این حدیث برای ما مسلمانان، در همه زمان‌ها مخصوصاً در این سالیان اخیر، این است که ای مسلمانان، چندان فریبنده گفته‌های دشمنان اسلام در همه زمینه‌ها از جمله در مورد حقوق بشر و صلح و غیره نشوید؛ زیرا که دشمنان اسلام شاید در ظاهر، خود را با شما هماهنگ نشان دهند(برای منافع تجاری و...) ولی در فکر نابودی و تخریب شما هستند. یک مثال از دروغ‌گویی سازمان‌های جهانی: سال‌هاست که سازمان ملل برای ایجاد صلح در سوریه و یمن، تلاش می‌کند اما دستاورد قابل‌توجهی نداشته است. این سال‌ها بارها می‌دیدیم که سازمان ملل تنها هر وقت که تروریست‌ها در سوریه نیاز به تجدیدقوا داشتند، دست‌به‌کار می‌شد و حرف از صلح و خویشتن‌داری می‌زد؛ اما در مواقعی که تروریست‌ها مردم بی‌دفاع را می‌کشتند و موفق به اشغال جایی می‌شدند، سکوت مرموزی بر سازمان ملل حکم‌فرما می‌شد. اینک نیز در مورد مسلمانان میانمار، اگر سازمان ملل، جنایات بودائیان افراطی را محکوم کند، بازهم مثل قضیه سوریه خواهد بود.

دل‌خوش بودن به حقوق بشر غربی، پرورش‌دهنده امثال شیرین عبادی:
ما نباید چندان از رییس‌جمهور میانمار که جایزه صلح نوبل را گرفت، انتظار صلح‌طلبی واقعی داشته باشیم؛ اما از کشورهای مسلمان انتظار می‌رود که با سکوت خود، عملاً به صلح و حقوق بشر دروغین غربی تن در ندهند.
الحمدالله ایران اسلامی، همواره در دفاع از مسلمانان پیشتاز است و بر ضد حقوق بشر دوگانه غربی، موضع قابل‌قبول داشته است و البته دشمنان اسلام در پی این هستند که از طریقه‌ای مختلف، این پیشتاز بودن را به چالش بکشانند. اهداء جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی در سال‌های قبل، در راستای همین مطلب بود. این جایزه به این خاطر به او اهدا شد که در خدمت پیشبرد حقوق بشر غربی، آن‌ها را کمک کند. آیا در این سالیان کشت و کشتار در منطقه، جنایات تروریست‌ها را محکوم کرد؟ آیا خشونت علیه مسلمانان بی‌دفاع و آواره میانمار را محکوم می‌کند؟ و خلاصه دنیای غرب در پی این است که به طریقه‌ای مختلف، از میان کشورهای اسلامی، کسانی مثل شیرین عبادی را برای پیشبرد اهداف حقوق بشری خود، جذب کند.


پی‌نوشت‌ها:
1) آیه 105، بقره
2) آیه 119، آل‌عمران

 

دوشنبه, 13 شهریور 1396 14:21

صلوات و سه نکته

صلوات بر محمد وآل محمد، همواره مورد تأکید پیشوایان اسلامی بوده است. راز این تأکید در این است که انسان مؤمن با صلوات فرستادن، یاد و نام اهل‌بیت را در زندگی خویش پیاده می‌کند. «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ‏ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً؛ همانا خدا و فرشتگانش همواره بر پيامبر درود می‌فرستند (خدا بذل رحمت خاص و فرشتگان توصيف و تقديس می‌کنند) اى كسانى كه ايمان آورده‌اید بر او درود فرستيد و سلام گوييد و کاملاً تسليم (فرمان او) باشيد.» [1]این آیه قرآن که غالباً بعد از نمازها خوانده می‌شود، هدف از صلوات فرستادن را، تسلیم بودن در مقابل نبی گرامی اسلام (صلی‌الله علیه وآله وسلم) و به‌تبع آن اهل‌بیت (علیهم‌السلام) می‌داند. تسلیم بودنی که انسان مو من را باید از گناهان دور کند و همین صلوات فرستادن‌ها باعث کفاره گناهان و غفلت‌های انسان است.
امام رضا (علیه‌السلام) می‌فرماید: «مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلى مایُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْیَكْثُرْ مِنْ الصَّلوهِ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، فَإنَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً؛ كسى كه توان جبران گناهانش را ندارد، زیاد بر حضرت محمد و اهل‌بیتش (علیهم‌السلام) صلوات و درود فرستد، كه همانا گناهانش ـ اگر حقّ الناس نباشد ـ محو و نابود گردد.» [2]

در این حدیث چند نکته نهفته است:
1)درست که صلوات فرستادن طبق این حدیث، جبران‌کننده گناهان است؛ اما این نباید مجوزی برای برخی سودجویان باشد که بگویند اگر ما هم گناهی مرتکب شدیم زیاد مشکلی نیست، با صلوات می‌شود جبرانش کرد، نه این‌گونه نیست و اتفاقاً یکی از راه‌های شیطان هم همین است که گناه را در دید انسان کم‌اهمیت جلوه دهد (با ترفندهای مختلف) و سپس برنامه‌های دیگرش را پیاده کند.
2) در دین اسلام برای جبران گناهان دستوراتی داده‌شده، مثلاً انسان باید نماز نخوانده و روزه نگرفته شده را باید قضا کند و در کنار آن‌ها هم صلوات را از یاد نبرد تا اگر کم و کاستی در نمازش دارد (حضور قلب و طمانیه لازم در نماز ندارد) به‌وسیله صلوات جبران شود.
3) این حدیث، حق‌الناس را از دایره پاک شدن با صلوات، خارج کرده و پاک شدن گناه حق‌الله را به‌وسیله صلوات تائید می‌کند؛ اما باید بدانیم چه‌بسا حق‌الله هم حق‌الناس شود. می‌دانیم که در این زمان مرز بین حق‌الناس و حق‌الله کم شده است. کسی که نماز نمی‌خواند و روزه نمی‌گیرد تا اینجا گناه حق‌الله مرتکب شده است؛ اما وقتی این گناهانش را خدای‌ناکرده تبلیغ کند و دیگران را از نماز و روزه بازدارد، حتی اگر یک‌زمانی به لطف خدا برگردد و نماز و روزه‌هایش را قضا کند، گناهِ دیگران را از عبادت بازداشتن، بر گردن اوست و طبق این حدیث، با صلوات فرستادن جبران نمی‌شود.
و الله‌اعلم.


پی‌نوشت‌ها
1.) احزاب/56.
2). عيون أخبار الرضا علیه‌السلام، ج‏1، ص 294

یکی از صفت‌های خیلی خوب در انسان مؤمن و متقی، رازدار بودن اوست. خداوند پوشاننده‌ی عیب‌هاست و دوست دارد که بندگانش هم این‌گونه صفتی را دارا باشند.
امام رضا (علیه‌السلام) می‌فرماید: «لا یَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً إلاّ أنْ یَكُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال: سُنَّهٌ مِنَ اللهِ وَ سُنَّهٌ مِنْ نَبیِّهِ وَ سُنَّهٌ مِنْ وَلیّهِ، أمَّا السَّنَّهُ مِنَ اللهِ فَكِتْمانُ السِّرِّ، أمَّا السُّنَّهُ مِنْ نَبِیِّهِ مُداراهُ النّاسِ، اَمَّا السُّنَّهُ مِنْ وَلیِّهِ فَالصَّبْرُ عَلَى النائِبَهِ مؤمن، حقیقت ایمان را درك نمی‌کند مگر آن‌که 3 خصلت را دارا باشد: خصلتى از خداوند، كه كتمان اسرار افراد باشد، خصلتى از پیغمبر اسلام (صلی‌الله علیه وآله وسلم) كه مدارا كردن با مردم باشد، خصلتى از ولی خدا كه صبر و شکیبایی در مقابل شداید و سختی‌ها باشد.» [1] در عصر ما با ورود گوشی‌های متنوع همراه و راه یافتن فضای مجازی در زندگی‌ها، نگهداری اسرار دیگران از جایگاه ویژه‌ای برخوردار شده است. چه دوستانی که براثر برملا شدن اسرار آن‌ها توسط دوست دیگر در فضای مجازی، بینشان نزاع و درگیری صورت گرفته و می‌گیرد و چه خانواده‌هایی که زندگی آن‌ها براثر همین موضوع به کشمکش و تلخ‌کامی می‌انجامد مرد خانه، اسراری دارد که توسط دوستانش لو داده می‌شود و همسر این مرد از قضایا باخبر می‌شود و...
پوشاندن عیب‌های دیگران، نه موافق عیب‌های آنان بودن
پوشاندن اسرار دیگران کار خیلی خوبی است، اما باید در یک‌روال طبیعی و متعارف و اعتقادی، به وقوع بپیوندد. هرکسی به‌طور طبیعی دوستانی دارد و آن دوستان هم طبعاً اسراری نزد این شخص دارند که باید رازدار باشد؛ اما باید بدانیم: اعتقادات ما به ما می‌آموزد که ما در انتخاب دوستان خود ملاک‌های انسانی و شرعی را در نظر بگیریم تا انسان به‌زعم خود مجبور به تبعات ناشی از دوستی خود (پوشاندن گناهان دوستان) نباشد. انسان نباید با هر گناهکاری دوست شود و آن موقع اگر مشکلی برای او پیش آمد و کسی (مثلاً پلیس) از او راجع به آن گناهکار و خلاف‌کار پرسید، بگوید: من پوشاننده عیب دیگران هستم و او را لو نمی‌دهم. در این حالت که انسان به دوستان خلاف‌کارش وفادار است، بهتر است بگوییم موافق خلافکاری دوستان خود هست تا پوشاننده عیب آنان.
برگشت دو صفت اخیر به صفت اولی
گر چه در این حدیث، سه صفت بیان گردیده است، اما دوتای اخیر به نحوی به اولی (کتمان اسرار دیگران) برمی‌گردند.
مدارا کردن با مردم که صفتی پیامبرگونه است، جز با چشم‌پوشی از خطاها و عیب‌های متعارف دیگران امکان‌پذیر نیست.
سومین صفت که صبر بر مشکلات زندگی است و صفتی از ولی خداست، نیز با کتمان اسرار و عیب‌های دیگران همراه است. می‌دانیم که مشکلات زندگی نتیجه تعاملات با دنیای بیرون است. خیلی از مشکلات، منشأ خانوادگی و فامیلی دارد و انسان باید برای مدیریت صحیح مشکلات، خیلی از اسرار و خطاهای آ
ن را فاش نکرده و تحمل نماید.
سخن آخر اینکه؛ پوشاندن عیب‌ها و خطاهای دیگران، یکی از صفت‌های خوب انسان‌های مو من است که به تأسی از ستارالعیوب بودن خدا، آن را در زندگی خود پیاده می‌کنند. باید بدانیم؛ همان‌گونه که خدا موافق خطاها و اشتباهات بندگان نیست ولی آن‌ها را می‌پوشاند، ما هم باید این‌گونه باشیم.


پی‌نوشت‌:
1) بحارالانوار (ط ـــ بیروت) ج 75، ص 334

 

 

دوشنبه, 13 شهریور 1396 02:22

خداوند، دوست‌دار مقاومت

این‌ روزها خبرهای خوشی از جبهه مقاومت به گوش می‌رسد. جبهه مقاومت موفق شد بار دیگر، کارایی و ثمربخش بودن خود را به جهانیان ثابت کند. «نیروهای مقاومت با همکاری ارتش لبنان علیه جبهه النصره که سه سال ارتفاعات عرسال را در اشغال خود قرار داده بود، دست به عملیات زدند که درنهایت نیروهای جبهه النصره پس از آنکه بیش از 90 درصد از مناطق تحت کنترل خود را از دست دادند برای مذاکره جهت خروج از منطقه اعلام آمادگی کردند.»
آری، هرگاه عده‌ای در برابر دشمنان خدا و منافقان(تروریست‌های به‌ظاهر مسلمان، ولی مسلمان کش)، فرهنگ مقاومت را پیش گیرند، نتیجه همین است که در عرسال لبنان می‌بینیم. قرآن در وصف مجاهدان مستحکم در برابر دشمنان خدا می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ‏؛ خدا كسانى را دوست دارد كه صف زده درراه او جهاد می‌کنند [و از ثابت‌قدمی] گويى بنايى پولادين و استوارند.» [1]خداوند نه‌تنها انسان‌های بااراده و مقاوم در برابر دشمنان دین را دوست دارد؛ بلکه آن‌ها را به‌سوی عزت و سربلندی سوق می‌دهد. «أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّريقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً؛ و اگر بر طريقه (اسلام و ايمان) پايدار بودند آب (علم و رحمت و رزق) فراوان نصيبشان می‌گردانیدیم.» [2] در آیه فوق، لفظ(اسْتَقامُوا) استقامت کنند، بکار رفته است، و استقامت یعنی مقاومت و پایداری، و استقامت و مقاومت نظامی در مقابل دشمنان دین، یکی از اقسام مقاومت است.
آیه به ما می‌آموزد که اگر عده‌ای درراه خدا استقامت کنند، خداوند آن‌ها را از نعمات زیادی برخوردار می‌کند، و امروز آزادی عرسال لبنان،  نتیجه استقامت و پایداری حزب‌الله لبنان است.


پی‌نوشت:
1). صف/4.
2). جن/16. ترجمه الهی قمشه‌ای، ص537

دوشنبه, 13 شهریور 1396 02:15

تدبیر، همراه توکل

یکی از وجوه تمایز انسان‌های متقی با انسان‌های مادی نگر، بحث توکل به خداست. موضوع توکل به خدا در همه‌ کارهای اهل ایمان، خود را نشان می‌دهد (و باید خود را نشان دهد)؛ مخصوصاً در بحث ازدواج و تشکیل خانواده، البته توکل به خدا، به معنی دست روی دست گذاشتن نیست، توکل از ماده وکالت به معنای اعتماد است. [1] یعنی کسی که توکل بر خدا کرده و به او اعتماد نموده، در حقیقت خدا را وکیل امورات خود قرارداده است. «الله خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَكيلٌ‏[2] و خداوند آفريننده (بلا واسطه و باواسطه) همه اشياء است، و او متكفل تدبير همه‌چیز است.» [3]وقتی انسان اشرف مخلوقات است، خداوند که متکفل امورات همه موجودات است، به‌طریق‌اولی  متکفل امورات انسان است و صدالبته انسان باید سعی و تلاش خود را هم بکار گیرد.
نکته: باید توجه داشت کسی که بر خدا توکل می‌کند، مخصوصاً در بحث ازدواج، اگر توکل او، به معنی دست روی دست گذاشتن باشد، درواقع خود را به تمسخر گرفته باشد. در حدیث داریم که امام رضا(علیه‌السلام) فرمود: «من سأل الله التوفيق و لم يجتهد فقد استهزأ بنفسه؛ هرکسی توفیق خود را از خدا بخواهد و درعین‌حال،  کوشش و تلاش نکند، خود را تمسخر کرد است.» [4]مطابق این حدیث، کسی که بر خدا در امر ازدواج توکل کند و خواستار موفقیت کارش باشد؛ اما نه تحقیقی کند و نه دنبال کار مناسب و سایر مقدمات ازدواج برود، و باانگیزه‌ای احساسی صرف، وارد میدان شود، درواقع، خودش را فریب می‌دهد.


پی‌نوشت
1)لسان العرب‏، ابن منظور، ص 388.

2)زمر، 62

3). ترجمه مشکینی، ص465.

4). بحار الأنوار( ط- بيروت)،مجلسى، محمد باقر بن محمدتقی، محقق / مصحح: جمعى از محققان، ناشر: دار احیاء التراث العربي‏، مكان چاپ: بيروت‏، سال چاپ: 1403 ق‏،ج‏75، 356

دوشنبه, 13 شهریور 1396 02:06

ببالیم به آنچه خود داریم

اگر ما مسلمانان و شیعیان، دستورات پیشوایان خود راجع به تندرستی و سلامت بدن را رعایت کنیم، علاوه بر کم شدن خیلی از مشکلات در جامعه نظیر اضافه‌وزن و غیره، متوجه می‌شویم که باید به فرهنگ غنی شیعی خود ببالیم و شاهد مثال این نیم بیت از حافظ شیرازی نشویم: آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می‌کرد.
اسلام عزیز، همه‌چیز را بحث کرده، و جامعه اسلامی یا براثر غفلت و یا...  آن‌چنان از دستورالعمل‌های علمی معصومین(علیهم‌السلام) فاصله می‌گیرد که تا بحث جدیدی پیش می‌آید، لب به تحسین گشوده و آن را ارمغان دنیای مدرن و از این قبیل سخنان می‌داند، درحالی‌که همان بحث جدید چه‌بسا در احادیث معصومین(علیهم‌السلام) مفصلاً به آن پر اخته شده باشد.
امام رضا(علیه‌السلام) می‌فرماید: «لَوْ أنَّ النّاسَ قَصَّرَوا فِى الطَّعامِ، لاَسْتَقامَتْ أبْدانُهُمْ؛ چنانچه مردم خوراك خویش را كم كنند و پرخورى ننمایند، بدن‌های آن‌ها دچار امراض مختلف نمی‌شود.» [1]کسی منکر استفاده از دستاوردهای پزشکی و بهداشتی دنیای  جدید نمی‌شود، و آن‌هم به‌جای خود بسی ارزشمند است؛ اما باید بدانیم که غافل شدن از فرهنگ غنی شیعی و همه‌چیز را از بیگانه دانستن، کار قابل قبولی نیست.
وقتی صداوسیمای جامعه اسلامی، شبکه‌ای به اسم شبکه سلامت دارد، باید درزمینهٔ معرفی احادیث بهداشتی معصومان بیش‌ازپیش اهتمام داشته باشد، که البته اهتمام هم دارد ان شا الله.
بزرگی می‌گفت: اگر دنیای غرب به‌جای ما بودند، و احادیث بهداشتی معصومین(علیهم‌السلام) و نکاتی که امروزه کشف می‌شود، را در پیشینه خود داشتند، چه بوق و کرنایی به پا می‌کردند که ببینید در هزارن سال پیش، بزرگان ما چه نکات دقیق علمی را بازگو کرده‌اند.
 قدر تمدن اسلامی خود را بیشتر بدانیم.


پی‌نوشت:
1ـ مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏16 ، ص452

استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.