مرسلون

علیرضا رحیمی ساغند

علیرضا رحیمی ساغند

چهارشنبه, 16 آبان 1397 15:07

جوانان و علل گرایش به فضای مجازی

1be7253ab9fc17043811a023b7d4a845_XL_Copy علیرضا رحیمی ساغند 

گرایش جوانان به فضای مجازی به‌طوری افزایش‌یافته است که همه به این فکر افتاده‌اند که چه ویژگی در فضای مجازی وجود دارد که جوانان را این‌گونه به سمت خود می‌کشد؟! همه خصوصاً جوانان علاقه زیادی به رسانه‌های جدید، نو و غیرتکراری دارند و هیجانات این دوران و علاقه به تأثیرگذار بودن باعث شده است رسانه‌های جمعی سنتی کم‌رنگ شود و رسانه‌های اجتماعی خصوصاً شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان رونق فراوان بگیرید؛ برخی از علل گرایش جوانان به رسانه‌های اجتماعی جدید و نو عبارت‌اند از: 

1) دسترسی نسبتاً رایگان و همگانی

2) استفاده آسان و بدون آموزش‌های پیچیده

3) ارتباط در لحظه و سریع

4) فضایی غیررسمی و آزاد و بدون مرز

5) ایجاد و تولید محتوا

6) ساماندهی و تنظیم محتوا

7) انتقاد و تغییر محتوا

8) اشتراک و تعمیم محتوا

9) چندرسانه‌ای بودن محتوا باقابلیت ناوبری

10) امکان تشکیل گروه‌های مختلف با ابتکار و خلاقیت

جوانان، خود را در فضای مجازی تأثیرگذار می‌بینند و به فعالیت‌های آن‌ها توجه بیشتری از فضای حقیقی داده می‌شود و می‌توانند خود را مطرح کنند؛ البته بگذریم از اینکه برخی از جوانان متأسفانه استفاده صحیح از این فضا نمی‌کنند و گرایش آن‌ها بیشتر گرایش به جنس مخالف و ابتذالات فضای مجازی است که آزادی‌های بی‌حدومرز این فضا باعث شده است که به این سمت کشیده شوند؛ همین امتیازات باعث شده است که توجه از رسانه‌های جمعی مثل تلویزیون و رادیو کم شده و به سمت شبکه‌های اجتماعی جلب شود و نیاز هست که ما با درک این فضا برای آن برنامه‌ریزی کنیم.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس (1): یعنی کسی که زمانه خود را می‌شناسد دچار اشتباه نمی‌شود.


پی‌نوشت:
1) کافی، جلد 1، صفحه 27

شنبه, 12 آبان 1397 07:24

طب اسلامی و زالو درمانی

 ac7f725f7b399b40d811c9174cfc499b_XL_Copy علیرضا رحیمی ساغند

در روایات سفارش مؤکد به حجامت شده است و در اصل سفارش اسلام به حجامت هیچ شک و شبهه‌ای نیست ولی در روایات رسیده از معصومین در مورد زالو درمانی جز یک مورد که از اهل سنت رسیده است روایت دیگری وجود ندارد و در طب اسلامی از زالو استفاده نمی‌شود ولی با تمام این اوصاف نهی‌ای در مورد زالو درمانی وارد نشده است و در طب سنتی استفاده می‌شود گرچه ممکن است روش درستی نباشد ولی بالاخره از این روش در عمل جواب می‌گیرند و اثر درمانی دارد؛ زالو درمانی حدوداً یک ساعت طول می‌کشد و زالوها به‌آرامی، مشغول مکیدن خون می‌شوند و در پایان خودشان می‌افتند؛ درد آن از حجامت بیشتر است و شخص باید مقداری درد تحمل کند (درد آن خیلی زیاد نیست و مریض بدون سروصدا راحت تحمل می‌کند). (1)


پی‌نوشت:

 1) درس طب آیت‌الله تبریزیان 

شنبه, 12 آبان 1397 07:09

درس‌های داغ دنیا

 

دی درس بی‌وفایی دنیا می‌دهد؛ درس جان دادن و مال ماندن، درس مال دادن و جان ماندن؛ دی درس بی‌وفایی می‌دهد؛ اینجا معلم دنیاست؛ معلمی که در سرمای زمستان درس‌هایش آتشین و جان کاه است؛ و مولای ما امیرالمؤمنین علیه‌السلام چه زیبا و حکیمانه فرمودند: لِکُلِّ امرِئٍ فی مالِهِ شَرِیکانِ: الوارِثُ و الحَوادِثُ (1): هر انسانی در مال خود دو شریک دارد: وارث و حوادث.


پی‌نوشت:
1) نهج البلاغة، الحکمة 335

در چنین روزی (روز دوم محرم) ابی‌عبدالله به کربلا رسید. امام حسین علیه‌السلام پرسید: «نام این زمین چیست؟» گفته شد: کربلا فرمود: اللهم انّى اعوذ بک من الکرب و البلاء: خدایا من پناه می‌برم به تو از اندوه و بلا.» (1) سپس فرمود: «اینجا محل اندوه و بلا است، فرود آیید.» 
انزلوا هاهنا و اللَّه محطّ رحالنا و مسفک دمائنا، هاهنا و اللَّه محطّ قبورنا و هاهنا و اللَّه سبى حریمنا بهذا حدّثنى جدّى، در همین‌جا فرود آیید، سوگند به خدا همین‌جا جاى پیاده شدن ما و محل ریختن خون ما و محل قبرهاى ما است. سوگند به خدا در همین‌جا اهل‌بیت من به اسیرى برده شوند. جدم رسول خدا صلى اللَّه علیه وآله و سلم به من چنین خبر داده است.  همه همراهان امام حسین علیه‌السلام در همان‌جا فرود آمدند، حر و لشکرش در ناحیه‌ای از آن سرزمین توقّف نمودند. (2)


پی نوشت:

1)روایت‌شده: امام حسین (ع) زمین کربلا (آن قسمتى که محل قبر و اطرافش است) را از اهالى نینوا و غاضریّه به شصت هزار درهم خریدارى کرد و آن مبلغ را به آنها انفاق نمود و با آنها شرط کرد که مردم را به مکان قبرش راهنمایى کنند و زائرانش را سه روز به‌عنوان میهمان بپذیرند. (معجم البلدان، ج ۴، ص ۲۴۹- مجمع البحرین، واژه کربلا) (مترجم)
2)غم‌نامه کربلا: ترجمه لهوف؛ ص 103

دوشنبه, 26 تیر 1396 14:53

اشتغال بانوان

رهبر معظم انقلاب بعد از سخنان خود در مورد زن و خانواده، به‌عنوان یک مسئله اصلی، به مسئله اشتغال زنان می‌پردازند و می‌فرمایند:
مسئله‌ی اشتغال بانوان، جزو مسائل اصلی نیست. البتّه ما با اشتغال بانوان مخالف نیستیم؛ بنده خودم نه با اشتغالشان، نه با مدیریّتهاشان مخالفتی ندارم، مادامی‌که با آن مسائل اصلی (خانه و خانواده) معارضه و تنافی پیدا نکند؛ اگر معارضه پیدا کرد، آن مقدّم است.
ایشان مسئله تناسب شغل با زنان را هم مطرح کردند و فرمودند:
یکی از کارهایی که در این زمینه‌ی سوّم که عرض کردیم باید انجام بگیرد، طبعاً این است که نگاه کنند ببینند آن مشاغلی که متناسب با این خصوصیت زن است چیست. بعضی از مشاغل هست، متناسب با ساخت زن نیست، خب این‌ها را دنبال نکنند. یکی از کارها این است که آن تحصیلاتی را که به آن مشاغل منتهی می‌شود، بر زن تحمیل نکنند. این بحث دانشگاه و تحصیلات و مانند این‌ها که باز بعضی‌ها جنجال می‌کنند که در تحصیلات تبعیض است، این تبعیض، همه‌جا بد نیست. تبعیض آنجایی که ضد عدالت باشد بد است. والا فرض کنید وقتی‌که شما در یک تیم فوتبال، یکی را می‌گذارید مهاجم، یکی را می‌گذارید مدافع، یکی را می‌گذارید دروازه‌بان، خب این تبعیض است دیگر. اگر آن‌کسی که باید در خط دفاع بایستد، گذاشتند مهاجم، خب تیم خواهد باخت. آن‌کسی که باید مهاجم باشد اگر گذاشتند دروازه‌بان که بلد نیست این کار را، خب تیم می‌بازد. این تبعیض است، [امّا] این تبعیض، عین عدالت است؛ یکی را اینجا می‌گذارند، یکی را آنجا می‌گذارند، یکی را آنجا می‌گمارند. [پس باید] ببینیم با توجّه به آن اهداف بلند چه درسی برای بانوان مناسب است، آن درس را در اختیارشان قرار بدهیم؛ نه اینکه مجبورش کنیم که شما چون در کنکور این‌جوری شرکت کردی و این‌جوری نمره آوردی، حتماً باید بروی فلان درس را بخوانی که این درس نه با طبیعت زنانه‌ی او سازگار است، نه با اهداف عالی او سازگار است، نه شغلی که به دنبال این درس به او داده می‌شود، متناسب با او است. این چیزها را به نظر من در زمینه‌ی اشتغال زنان باید در نظر گرفت؛ و خلاصه این را که زن نتواند همه‌ی مشاغلی را که مرد به عهده می‌گیرد به عهده بگیرد، نباید ننگ دانست یا نقص دانست؛ نخیر، آن چیزی بد است که متناسب با طبیعت الهی [نباشد].(1)


پی نوشت:

1)بیانات در دیدار جمعی از بانوان برگزیده کشور ۱۳۹۳/۰۱/۳۰

 

جمعه, 26 خرداد 1396 06:57

فطرت و اثرات آن

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتىِ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيهَْا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَالِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لَكِنَّ أَكْثرََ النَّاسِ لَا يَعْلَمُون.(1)
ترجمه: پس روى خود را متوجّه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند، انسان‌ها را بر آن آفريده؛ دگرگونى در آفرينش الهى نيست؛ اين است آيين استوار؛ ولى اكثر مردم نمی‌دادند.
نکته‌ها:
نه تنها خداشناسی، بلكه دين و آئين به طور كلى، يك امر فطرى است و آنچه در شریعت وارد شده ريشه‏ در فطرت انسان دارد.(2)
دين به صورت خالص در درون جان آدمى وجود دارد و انحرافات يك امر عارضى است، بنابراین وظيفه پيامبران اين است كه اين امور عارضى را از میان بردارند و به فطرت اصلى انسان امكان شكوفايى دهند.(3)
فطرت انسانی ثابت و پایدار بوده و تغییر پذیر نیست لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ‏.(4)


پی نوشت:

1)روم، 30
2)مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 16، ص 418.
3)مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 16، ص 419.
4)جوادی آملی، فطرت در قرآن، ص 155.

 

استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.