مرسلون

سیدحسین اکرمی

سیدحسین اکرمی

دوشنبه, 21 آبان 1397 17:48

نگاهی به قیام امام حسین (ع)

6333bf38038cfcc2f587d692fd7e080e_XL_Copy سیدحسین اکرمی

امام حسین علیه‌السلام به شهادت تاریخ به طائف و یمن و جاهای دیگه نامه نوشت نه به خاطر اینکه بگوید من را هیچ جا راه نمی‌دهند و از ترس جانم به کوفه‌ای می‌روم که ضمن نامه‌های فراوان به آن حضرت علیه‌السلام پناه بدهند، بلکه به خاطر اینکه بگوید من علیه حاکم ظالم خروج کردم و دارم میرم او را ساقط کنم و از شما در این مسیر یاوری می‌طلبم: هل من ناصر ینصرنی؟ از متن نامه امام علیه‌السلام به محمد حنفیه نیز همین برداشت می‌شود:

من خروج نكردم از برای تفريح و تفرج؛ و نه از برای استكبار و بلند منشی و نه از برای فساد و خرابی و نه از برای ظلم و ستم و بيدادگری! بلكه خروج من برای اصلاح امت جدم محمد صلی‌الله عليه وآله وسلم است؛ من می‌خواهم امربه‌معروف نمايم و نهی از منكر كنم و به سيره و سنت جدم و آئين و روش پدرم علی بن أبی طالب عليه السلام رفتار كنم. (1)

از این میان تنها مردم کوفه بودند که در نامه‌هایشان از قیام امام علیه‌السلام حمایت کردند و گفتند برای قیام علیه یزید آماده‌اند هرچند که بیشتر دوست داشتند بدون جنگ و خونریزی امام علیه‌السلام زمام امور مسلمین را به دست بگیرد و سرانجام در عمل به خاطر عواملی نظیر سست‌عنصری و عدم بصیرت و سیطره ظالمانه یزیدیان و تطمیع و تزویر و تهدید و کشتار سران و افراد تأثیرگذار امام علیه‌السلام را جوری محاصره کردند که نمی‌توانست جایی برود و مظلومانه در صحرای کربلا با عزیزترین کسان و نزدیکانش محاصره و قربانی شد و تن به حاکمیت فسق و بی‌عدالتی و بی‌دینی نداد و بر تارک تاریخ ثبت کرد که نباید حاکم فاسد و ظالم بر امور مسلمین مسلط شود و نباید تن به ذلت داد.

اگر قیام را به معنای عام بگیریم مانند قیام مردم ایران علیه شاه خائن که با دست‌خالی و بدون شمشیر و سلاحی بود، در این صورت عدم بیعت امام علیه‌السلام بایزید به معنای قیام علیه حاکم فاسد و ظالم است؛ اما اگر قیام به معنای طراحی و اقدام علیه دستگاه حاکم باشد، حسین بن علی علیه‌السلام چنین کاری نکرد؛ چراکه پس از شهادت امام حسن علیه‌السلام، حسین بن علی علیه‌السلام بیش از ده سال، امامت شیعیان را در دوران معاویه بر عهده داشت اما پس از مرگ معاویه، این یزید بود که عوامل خود را به مدینه فرستاد تا به‌طور ویژه و غافلگیرانه امام حسین علیه‌السلام را وادار به بیعت کند؛ امام علیه‌السلام، تن به بیعت با حاکم ظالم و فاسق نمی‌دهد و در نتیجه امام علیه‌السلام از بیم حفظ جان خود با ترفندهایی از مدینه می‌گریزد و به مکه می‌رود ولی آنجا را هم از جان خود ایمنی نمی‌یابد و باوجوداینکه امام حسین علیه‌السلام به سبب نفوذ اجتماعی گسترده و همراهی یارانش، توان احتمالی مقابله با حمله یزید را داشت ولی حفظ حرمت حرم امن الهی را بالاتر از خونریزی می‌دانست و ازاین‌رو حج را نیمه‌کاره گذاشت و به سمت کوفه‌ای رفت که کورسویی از حمایت در آن وجود داشت هرچند که هر جای دیگری حتی از مکه هم خطرناک‌تر بود.

از جهت دیگری هم اگر به واقعه کربلا بنگریم متوجه می‌شویم که اساساً از ابتدا تا پایان آن مظلومیت سپاه امام علیه‌السلام را فراگرفته بود؛ چراکه اصلاً امام علیه‌السلام سپاه و لشکری نداشت و بیشتر همراهانش را اهل‌وعیال و فرزندانش تشکیل می‌دادند و در مقابل سپاه یزید شامل ده‌ها هزار مرد جنگی و چندین لشکر و سپاه بود. (2)


پی‌نوشت‌:
1) نفس المهموم، صفحه 45؛ ملحقات احقاق الحق، جلد 11، صفحه 602؛ مقتل الحسين (ع)، جلد 1، صفحه 188
2) برای مطالعه بیشتر به کتاب لهوف سید بن طاووس مراجعه نمایید.

دوشنبه, 07 آبان 1397 20:01

ازدواج متعه، سنتی نبوی

thumb_HamMihan20172554166782795014864630929594_Copy سیدحسین اکرمی

بحث کردن با آدم‌های متعصبی که اهل مطالعه نیستند و نه کتب و منابع علمای اهل سنت را قبول دارند و نه کتب علمای شیعه را فایده نداره و اتلاف عمر است و شما را به خیر و ما را به‌سلامت دین شما برای خودتان و دین من برای خودم «لکم دینکم و لی دین» (1)؛ استدلال منطقی آوردن توهین به پیامبر عظیم‌الشأن اسلام نیست بلکه تعصب بیجا و بدعت‌گذاری در دین است که توهین به آن بزرگوار و توهین به دین خدا محسوب میشه؛ یک روز با انکار ازدواج موقت و جایگزینی ازدواج مسیار و یک روز با انکار واقعه غدیر و یک روز با تحریم متعه حج و یک روز با تغییر دادن اذان و حذف «حی علی خیر العمل» و جایگزین کردن «الصلاة خیرٌ من النوم» و یک روز با تجویز سه طلاق در یک مجلس، نماز تراویح، جلوگیری از عقد موقت، چهارتکبیر در نماز میت.

به‌راستی می‌دانی چرا متفکر و اسلام‌شناس قرن معاصر جناب آقای تیجانی، شیعه را اهل سنت واقعی معرفی کرده؟

جوابش این است که شیعیان بیشتر از خود اهل سنت، به سنت پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم عمل می‌کنند؛ در کتاب «اهل سنت واقعی» ترجمه‌ای است از کتاب «الشیعة هم أهل السنة» از آقای دکتر تیجانی که پس از تحقیق به مذهب تشیع مشرف گشته است، به دنبال اثبات این نکته است که در میان مسلمانان فقط پیروان مذهب شیعه هستند که پیرو واقعی سنت پیامبرند نه اهل سنت که خود را به این نام نامیده‌اند!

بنابراین اونایی در دین محمد صلی‌الله علیه وآله وسلم بدعت ایجاد می‌کنند دارند به آن حضرت توهین می‌کنند نه کسانی که واقعیت‌ها را می‌گویند.

آیه 24 سوره نساء هم ازدواج موقت را حلال دانسته و گفته اجرت و مهریه زنانی که صیغه و متعه می‌شوند را بپردازید و آیه دیگری نیامده که نسخش کرده باشه و این جناب عمر بوده که از پیش خودش بدعت‌گذاری کرده؛ هیچ کسی اجازه نداره قرآن را تحریف کنه و در آن بدعت ایجاد کنه؛ تعجب می‌کنم از کسانی که ادعا می‌کنند این‌همه قرآن می‌خوانند ولی یک کلمه تفسیر قرآن و معنای ق آن نمی‌خوانند تا قرآن را بهتر بفهمند.

صحیح بخاری از علمای طراز اول سنی دراین‌باره می‌گوید: عمران بن حصین نقل می‌کند که هنگامی‌که آیه متعه در کتاب خدا نازل شد ما همراه رسول خدا بودیم و بدان عمل می‌کردیم و از قرآن چیزی نازل نشد که آن را تحریم کند و پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم تا زنده بود از آن نهی نکرد و بعد از پیامبر مردی (مراد خلیفه دوم است) به نظر و رأی شخص خود چیزی گفت. (2)

قوشجی عالم بزرگ اهل سنت و بخاری راوی و معتمدترین راوی اهل سنت اعتراف می‌کنند که این تحریم مربوط به خلیفه دوم است نه پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم و وقتی چنین باشد قول خلیفه دوم در مقابل دستور خداوند و سنت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم حجیت و ارزش تبعیت ندارد. (1)

مطابق آیه سوم سوره تحریم، پیامبر اسلام با زنی به نام "حره " ازدواج موقت داشتند؛ به تفسیر آیه سوم سوره تحریم مراجعه کنید.


پی‌نوشت:
1) کافرون، آیه 6
2) صحیح بخاری، جلد 6، صفحه 37، قسم التفسیر، ذیل آیه 196 سوره بقره

چهارشنبه, 11 مهر 1397 09:52

هفتاد و سومین یار

D1736465T14619650webb_Copy سیدحسین اکرمی

هفتاد و سومین یار...

نشان به آن نشان که پارسال همین موقع‌ها مُحسن حججی «یا لَیتَنی کُنّا مَعک» را از ته دل خواست و امسال شد یارِ هفتاد و سومِ امام عاشورا؛ روضه‌خوان‌ها یک عادت خوبی دارند، اولِ مجلس دل‌ها را آماده می‌کنند برای ذکر مصیبت تا اگر دلی غریبی می‌کند باحال و هوای روضه تا اگر چشمی هنوز مَحرَمِ مُحرّم نشده است، سربه‌راه شود؛ حالا چند سالی است که این عادتِ روضه‌خوان‌ها سرایت کرده است به صداوسیما، به رسانه، به مولتی‌مدیا!

دهه هفتاد با روایتِ فتحِ سید مرتضی دل‌ها را می‌بُردند کربلای ایران. آنجا که هم قاسم و اکبر داشت، هم حبیب و اصغر (علیهم‌السلام). بعدش هم با نوحه‌ مرحوم کوثری در جماران، از کربلای ایران پُل می‌زدند به عاشورای امام حسین (علیه‌السلام)؛ اواخر دهه‌ هفتاد، روزِ واقعه شهرام اسدی گُل کرد و شد پای ثابتِ کنداکتور تاسوعا و عاشورای آن سال‌ها؛ حالا خیلی‌ها خاطره دارند با عبدالله نصرانیِ روز واقعه؛ حالا خیلی‌ها سال‌به‌سال منتظر می‌مانند که شب عاشورایی، ظهر تاسوعایی، دکمه‌های کنترل را آن‌قدر بالا و پایین کنند تا برسند به این فیلم؛ تا پا به‌پای عبدالله، پریشان و آشفته بگردند دنبال صاحب‌صدایی که به یاری می‌خواندَش؛ برسند به آنجا که عبدالله از دلیل مسلمانی‌اش می‌گوید، از حقیقتی که روی نیزه دیده است؛ بعد که حالِ دلشان خوب شد، از ته دل «یا لَیتَنی کُنّا مَعک» بگویند و حسرتِ بودن در روز عاشورا را بخورند.

حسرتِ بودن در روز عاشورا، حسرت بزرگی است، به وسعت تمامِ تاریخ، به وسعت تمام چشم‌هایی که در روضه، کنار منبر، پای سکانس فیلم و سریال‌های عاشورایی، تر شده‌اند؛ حسرت تمام آدم‌هایی که از ظهر روز دهم به بعد، تمام حرف دلشان ختم شده است به این شعر: «ای که مرا خوانده‌ای! راه‌نشانم بده»

آرزوی بزرگی است اما دست‌یافتنی است؛ نشان به آن نشان که پارسال همین وقت‌ها، جوانی انتهایِ دل‌گویه‌هایش به حضرت سیدالشهدا (علیه‌السلام) نوشت: ای که مرا خوانده‌ای! راه‌نشانم بده و حالا پیکر بی‌سرش شده است عزیزدردانه، شده ‌است راهگشای یک ملت؛ نشان به آن نشان که پارسال همین وقت‌ها جوانِ نجف‌آبادی از حضرتِ یار، شهادت خواست و حالا شهادتش سوزناک‌ترین روضه‌ مادرها است؛ نشان به آن نشان که پارسال همین موقع‌ها مُحسن حججی «یا لَیتَنی کُنّا مَعک» را از ته دل خواست و امسال شد هفتاد و سومین یار امام عاشورا؛ روضه‌خوان‌ها یک عادت خوبی دارند، اولِ مجلس دل‌ها را آماده می‌کنند برای ذکر مصیبت؛ تا اگر دلی غریبی می‌کند باحال و هوای روضه تا اگر چشمی هنوز مَحرَمِ مُحرّم نشده است، سربه‌راه شود؛
امسال روضه‌خوان با سردار بی‌سرش ما را مَحرمِ محرّم کرد؛ با مُحسن حججی آماده‌ شدیم برای ذکر مصیبت.

 

چهارشنبه, 11 مهر 1397 09:32

قرآن کریم و نام امام علی (ع)

_Copy سیدحسین اکرمی

شبهه: شما شیعه‌ها این‌همه ادعا می‌کنید که امام علی بر حق بوده و خدا و پیامبر او را به خلافت و ولایت بر مسلمین برگزیده اگه اینجوریه چرا در قرآن اسم آن حضرت نیامده و آیه‌ای از قرآن دربارۀ او نازل نشده است؟

 

پاسخ:

1) خب اینکه اسم امام علی (علیه‌السلام) در قرآن نیامده دلیل نمیشه که و اساساً قرار نیست اسم همه اولیای خدا و انبیاء و امامان در قرآن بیاد؛ خداوند صدوبیست و چهار هزار پیامبر و وصی فرستاده و از این میان تنها نام تعداد قلیلی از انبیا آمده است. (1)

2) خب برفرض که اسم امام علی (علیه‌السلام) در قرآن نیامده ولی اسم خلفای دیگه هم نیومده؛ آیا اسم جناب ابوبکر و عمر و عثمان یا حتی معاویه و یزید آمده مگه؟

3) اسم امام علی (علیه‌السلام) هرچند که به‌طور مستقیم نیامده باشد ولی آیاتی از قرآن هست که به‌طورکلی وظیفه مسلمین را مشخص کرده و ولیّ و سرپرست مسلمین را خدا و رسول و کسانی که ایمان آورده و در حال نماز زکات می‌دهند که به اتفاق شیعه و اهل تسنن در شأن امام علی (علیه‌السلام) نازل‌شده که در مسجد در وسط نماز انگشتری به سائل می‌دهد؛ (2) در آیه آخر سوره حمد می‌خوانیم: خدایا ما را به راه کسانی که به آن‌ها نعمت داده‌ای و مورد غضب واقع نشدند و گمراهان نیستند هدایت کن خب این کسانی که انعمت علیهم هستند و غیرالمغصوبین هستند و جزء ضالین نیستند، مصداقش چه کسانی هستند؟ آیا مصداقش جز علی و اهل‌بیت رسول خدا هستند؟

4) یکی از جلوه‌های اعجاز قرآن را می‌توان همین دانست که برای اینکه از دستبرد تحریف مصون بماند و مخالفین در قرآن دست نبرند و اسم دیگری را به‌جای آن ننویسند لذا نام آن حضرت در قرآن نیامده است؛ البته ممکن است برخی بگویند که خب خدایی که قرآن را نازل کرده، همون خدا هم قرآن را می‌توانسته به هر شکل ممکن از دستبرد تحریف حفظ کند (3) که در پاسخ به این شبهه هم می‌توان دلایل مختلفی آورد؛ ازجمله اینکه یکی از راه‌های حفظ قرآن از تحریف از همین اسباب عادی است؛ اما با تمام این حرف‌وحدیث‌ها من می‌خواهم ادعای بالاتری بیاورم و پاسخ مستقیمی به این شبهه بدهم و آن اینکه نام امام علی (علیه‌السلام) در چند جای قرآن آمده و به‌عنوان‌مثال می‌توان آیه 50 سوره مریم و آیه 4 سوره زخرف را بیان نمود که باوجوداینکه بیشتر مفسران کلمه «علی» را در این آیات به معنای استوار و مانند این‌ها گرفته‌اند؛ اما در میان مفسران شیعه به این مطلب نیز تصریح‌شده که با توجه به اینکه قرآن چند بطن دارد و تا هفت یا هفتاد بطن نیز برای آن ذکرشده منظور شخص امام علی (علیه‌السلام) است که حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) از خداوند خواست در قرون بعدی، کسى را مبعوث کند که به دعوت وى قیام نماید، مردم را به کیش و ملت او که همان دین توحید است دعوت نماید و این لسان صدق همان پیامبر (صلی‌الله علیه وآله وسلم)، علی (علیه‌السلام) و دیگر امامان (علیه‌السلام) هستند؛ درعین‌حال، برخی از اهل سنت نیز شبیه چنین معنایی را برای آیه بیان کرده‌اند، با این تفاوت که آن‌ها تنها پیامبر اسلام را نام‌برده‌اند و دیگر اسمی از امام علی (علیه‌السلام) و دیگر ائمه نیاورده‌اند و گفته‌اند: منظور از لسان صدق، پیامبر اسلام است که با برپایی اسلام و پرستش خداوند نام و اعتقاد ابراهیم را زنده نگه داشت. (4)


پی‌نوشت‌:

1) بحار الأنوار، جلد 11، صفحه 30، حدیث 21
2) مائده، آیه 55
3) اشاره به سوره حجر، آیه 9
4) بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التاویل، تحقیق: المرعشلی‏، محمد عبدالرحمن، جلد 4، صفحه 142، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 1418 ق؛ فخرالدین رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، جلد 24، صفحه 516، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، 1420 ق؛ نیشابوری، محمود بن ابوالحسن، ایجاز البیان عن معانی القرآن، تحقیق: القاسمی‏، دکتر حنیف بن حسن، جلد 2، صفحه 623، دار الغرب الاسلامی، بیروت، چاپ اول، 1415 ق

سه شنبه, 06 شهریور 1397 18:52

خواستگاری به سبک زندگی صحیح

30db40cf01a34d63904dfe1c0c920083_XL_Copy سیدحسین اکرمی

یکی از رموز موفقیت در ازدواج و انتخاب همسر مناسب و متناسب این است که یک سری مسائل اصولی از قبیل تدین و دین‌داری و اصالت خانوادگی و اخلاق را مدنظر قرار دهیم اما یک سری مسائل جزئی تجربی هست که در اثر تجربه به دست می‌آید و بی‌توجهی به آن‌ها ممکنه حتی گاهی به یک معضل بزرگ بعد ازدواج تبدیل بشه وزندگی ما را جهنم کنه آن‌چنان‌که برخی افراد دوروبرمان را می‌بینیم که با اختلافات و مشکلات در زندگی مشترکشان مواجه شده‌اند که به جدایی یا طلاق عاطفی و عدم آرامش منجر شده است.

بنابراین در موقع خواستگاری چند مسئله مهم را مدنظر داشته باشید تا بعدش گرفتار نشید:

1) طرز فکر و الگوی طرف در زندگی

2) گرم‌مزاجی و سردمزاجی

3) اصول و نحوه تربیت و رشد بچه و تعداد بچه و مانند این‌ها

امروزه تفاوت مزاج‌ها موجب اختلافات دامنه‌دار در زندگی زناشویی شده مثلاً مردی گرم‌مزاج است ولی زنش کلاً سرد است و میل جنسی ضعیفی داره و حتی چندش و حال تهوع نسبت به مسائل جنسی داره و حتی شب‌ها تنها خوابیدن در گوشه اتاق یا جلوی تلویزیون را به همخوابی با شوهرش ترجیح میده به‌جای اینکه در آغوش همسرش بخوابه یا بالعکس می‌بینی زن تمایل زیادی داره و هر دو سه روز یک‌بار ابراز تمایل میکنه ولی مرد کلاً سرده و هفته‌ای یک‌بار یا دو هفته یک‌بار هم حال شو نداره.

تبلیغات وسیع به‌سوی زایمان سه زارین که امروزه بدون هیچ عذر موجهی دختران سالم روی به سه زارین که نوعی جراحی است و ازنظر جسمی و روحی و ظاهری باعث بدریخت و زشت شدن بدن زن و آسیب‌های عفونی و روحی و ذهنی به زن و بچه به دنیا اومده از این طریق می‌شود و باعث کم شدن علاقه شوهر به بدن زنش میشه ولی متأسفانه آن‌قدر تبلیغ‌شده که از قبل ازدواج، دختران به فکر زایمان سه زارین هستند و نوعی ترس کاذب در ذهنشون نسبت به زایمان طبیعی وجود داره که متدینین باید توجه ویژه قبل ازدواج به این موضوعات داشته باشند تا بعداً گرفتار نشوند.

از بدو تولد می‌بینی به‌جای تقویت خود و شیر مادر، به فکر غذاهای صنعتی مثل شیر خشک و سرلاک و این‌جور چیزا هستن که باعث مشکلات گوارشی و عفونی و کندذهنی و پوکی استخوان در کودکان میشه و گاهی تا سال‌ها گریبان گیر بچه‌ها میشه و قبل از رسیدن به دوسالگی برخلاف فرموده قرآن با فرمول‌ها و پروژه‌های مختلف و زدن داروهای شیمیایی تلخ به سینه و دور کردن بچه از سینه مادر با ترفندهای خاله‌زنکی و بدون مطالعه و بی‌اطلاع از فرامین اسلامی که حتی برای توالت رفتن ما آداب و مستحبات و واجبات و محرماتی وضع‌شده تا چه برسه به مسئله مهم بچه‌داری و تغذیه و آداب شیر دادن و (فلینظر الإنسان الی طعامه) (1) و... . نوعی مد شده و کلاس می‌ذارند و افتخار می‌کنند که با ترفندهای مختلف توانسته‌اند نوزاد را در سنین زیر دوسالگی از شیر بگیرند.

سرگرم کردن بچه از یک‌سالگی با ترانه‌ها و آوازها و برنامه کودک‌های غربی که از شبکه پویا هم پخش می‌شه و مروج الگوهای بی‌حجابی و سوپرمن‌های تخیّلی است به‌جای الگو قرار گرفتن صوت قرآن و معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام و جوانمردان ایرانی و اسلامی و الگوهایی چون حضرت ابوالفضل و قاسم علیهماالسلام و علمای فاضل و فرماندهان رشید ایران اسلامی.

ترویج استقلال مالی زنان باهدف دور کردن آنان از امر خطیر همسرداری و خانه‌داری و تربیت فرزند و واردکردن آنان در جامعه پر از نامحرم و گذراندن بیشتر اوقات زنان در خارج از خانه و اهمیت ندادن به امورات منزل و همسر و فرزند که نافرمانی از شوهر و اختلافات در اداره امور خانه را به دنبال دارد.

همه این‌ها و مواردی دیگر که شما بیشتر از من اطلاع دارید همگی به دنبال تغییر سبک زندگی اسلامی و سنتی ما به سمت اضمحلال بنیان خانواده و جامعه با پرورش نسلی بیمار و مریض و گمراه است.


پی‌نوشت‌:

1) عبس، آیه 24

سه شنبه, 06 شهریور 1397 18:30

شیر مادر یا شیر خشک

626f6146f59d48b5efdf954f07d3a06c_XL_Copy سیدحسین اکرمی

پیامبر (صلی‌الله علیه وآله وسلم) فرمودند: بهترین غذا برای کودک شیر مادر است؛(1) اما کسانی که فاقد فرهنگ اسلامی هستند الگویشان در غذا و لباس فقط اروپاست و مد شده با تلقین اینکه شیر مادر قوی نیست محصولات شیمیایی خودشون را به فروش برسانند که منجر به پوکی استخوان و بیماری‌های عفونی و شروع خرابی دندان‌ها در سنین کودکی و کندذهنی و نسلی ضعیف الجسم و ضعیف الذهن را به دنبال خواهد داشت. خوب چرا تبلیغ نمی‌کنند که به فرموده قرآن به حضرت مریم (سلام‌الله علیها) عمل کنند که سفارش شد بعد وضع حمل حضرت عیسی مرتب خرما از درخت بکند و بخورد؟ چرا سواد خودمان را در استفاده از کتاب و فضای مجازی بالا نمی‌بریم؟ این‌همه سایت و کانال و شبکه اجتماعی مفید راجع به تغذیه صحیح کودک و نوزاد و مضرات شیر خشک و غذاهای صنعتی و فواید شیر مادر و اولویت آن در معارف اهل‌بیت (علیهم‌السلام) وجود دارد که به‌جای درس گرفتن از آن‌ها مظلومانه به گوشه‌‌ای رها کرده‌ایم و مرجع و منبع دریافت اطلاعات اولیه‌مان شده چند تا کانال و شبکه فاسد و یهودی و بهایی که دلشان جز برای نابودی نسل شیعه نمی‌تپد. به‌جای هدایت مادران به‌سوی خرما و انجیر و زیتون و انار و روغن ارده کنجد و روغن‌زیتون و شیر و لبنیات طبیعی که درآیات و روایات مختلف حتی به نام آن‌ها اشاره‌شده، ما را به‌سوی شیر پاستوریزه و شیر خشک و روغن‌های نفتی سوق می‌دهند و مغازه‌ها و داروخانه‌های ما پر است از محصولات غربی و ترا ریخته و فراوری‌شده و صنعتی که دشمن جان و روان بشر امروزی است و بعدشم برای تکمیل پروژه ننگین غیرانسانی‌شان و توجیه افکاری که بهره ناچیزی از معارف قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام برده‌اند، ندای عدم قوّت شیر مادران را سر می‌دهند؟

خوب اگر هم شیر مادران امروزی قوت ندارد چرا از سویق و سرلاک اسلامی حاوی گندم و جو و پودر سنجد و جوانه گندم و خرمای تازه و دست‌اول که در بازار موجود است و یا از انار و سیب و زیتون و روغن ارده کنجد و روغن‌زیتون مادران وزنان و بچه‌های ما تغذیه نمی‌کنند؟ آیا اسلام فقط نماز و روزه است یا اینکه باید سبک زندگی ما در تمام عرصه‌ها اسلامی باشد؟ آیا ننگ نیست که اسلامی را تبلیغ کنیم که برای توالت رفتن آدمی برنامه و آداب و واجبات و مستحبات دارد ولی برای تغذیه و سلامت جسم و روان ما برنامه و دستوری نداشته باشد؟ به‌راستی چرا این‌قدر از معارف قرآن و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) زاویه‌مان روزبه‌روز بیشتر می‌شود و به‌راستی داریم به کجا می‌رویم آیا این است آن سبک زندگی اسلامی که می‌خواهیم نسل‌های آینده ضعیف و مفلوک و تنبل و مریض و بیمار و کسل و دارای ضعف اعصاب و روان و مشکلات گوارشی و سوءتغذیه و کندذهن به جهان اسلام تحویل بدهیم؟ آیا وقت آن نرسیده که علمای اعلام و اسلام‌شناس وارد عرصه بشوند و میدان را از دست یک عدّه غرب‌زده مدعی تمدّن جاهلانه و غرب نجات بدهند؟


پی‌نوشت:

1) مستدرک الوسائل، جلد 15

2) بقره، آیه 233؛ این آیه به اعتباری، مهم‌ترین آیه در خصوص شیر مادر است؛ احقاف، آیه 15؛ لقمان، آیه 14

 

چهارشنبه, 16 آبان 1397 18:49

سرآغاز همه گناهان

 c8b574eb3bf2ed76c1405d112a5e841f_XL_Copy سیدحسین اکرمی

روزی شخصی خدمت پیامبر بزرگوار اسلام صلی‌الله علیه وآله وسلم رسید و از آن حضرت درخواست کرد که عملی را به او یاد بدهد که بتواند با انجام آن به بالاترین نفع برسد؛ به‌گونه‌ای که او را از دیگر اعمال بی‌نیاز کند و هر گناهی که از او سر بزند آسیبی به او نرساند.

رسول گرامی اسلام صلی‌الله علیه وآله وسلم در جواب آن مرد فرمود: اصدق و لاتكذب و اذنب من المعاصى ما شئت: راست‌گویی را پیشه كن و از دروغ بپرهیز و هر گناه دیگرى که می‌خواهی انجام بده.

آن شخص از این فرموده حضرت متعجب شد و با خیال آسوده از حضور حضرت مرخص شد و با خود خیال کرد که چون پیغمبر صلی‌الله علیه وآله وسلم او را از غیر دروغ‌گویی نهى نكرده پس می‌تواند هر گناه دیگری که دلش بخواهد مرتکب شود اما در مسیر بازگشت به‌محض اینکه به ذهنش خطور کرد که به منزل زنی بدکاره برود، ناگهان با خود فكر كرد که اگر مرتکب عمل زشت با آن زن شود و كسى از او بپرسد که از كجا می‌آید، آن‌وقت باید دروغ بگوید و اگر هم بخواهد راستش را بگوید، محکوم‌به كیفر شدید خواهد شد؛ چندی بعد فكر گناه دیگری به سرش زد که بازهم همان اندیشه سابق به یادش آمد و درنتیجه سرانجام از همه گناهان به‌واسطه ترك دروغ دورى جست. (1)


پی‌نوشت:
1) برگرفته از: انوار نعمانیه، صفحه 274

a014c2004b5a2647250d1539801cb092_XL سیدحسین اکرمی

یکی از عرصه‌هایی که متأسفانه به بیراهه رفتیم و با دست خودمان تیشه به ریشه سلامتی‌مان می‌زنیم آلوده کردن یا اسراف آب‌وهوا با دستان خودمان است. آب‌شیرین‌کن‌های سطح شهر قم که مشکل نشتی آب‌دارند و سیستم آبیاری درختان و پارک‌ها که رسیدگی نمی‌کنند و آب به داخل خیابان سرازیر می‌شود اسراف و حرام نیست؟ کاشت هندوانه و سایر محصولاتی که آب‌های زیرزمینی را هورت می‌کشند و مسئولان دولتی کشت آن‌ها را ممنوع نمی‌کنند حکایت از آینده‌ای گل‌وبلبل برای زندگی ما ندارد بلکه نشست زمین و افزایش بیابان و گردوخاک را در همین سال‌های فعلی و آینده نزدیک بیش‌ازپیش به دنبال خواهد داشت.

به‌راستی چرا کسانی که دستشان می‌رسد اقدام مفید و مؤثری در جهت حفظ منابع حیاتی ما ندارند؟ آیا هدفشان نابود کردن ایران و ایرانی است یا هدف مقدس دیگری را در ذهن دارند که ما از آن بی اطّلاعیم؟ چه کسی باید جلوی این‌ها را بگیره؟ بله این‌طور نیست که هوا آلوده‌شده و آب داره تموم میشه بلکه هوا را آلوده کرده‌ایم و آب را تموم کرده‌ایم احتمالاً با این وضع نه‌تنها برای نسل آیندمون بلکه برای آب خوردن و طهارت خودمونم دیگه چیزی نخواهد ماند.

آیا موتورسیکلت‌ها و اتوبوس‌هایی که روغن‌سوزی دارند و در سطح شهر تردّد می‌کنند و کل شهر را با دود غلیظ سیاه و آبی موردعنایت قرار می‌دهند حق‌الناس و موجب اذیت و نابودی سلامت مردم و کودکان ما نیست؟ چرا پلیس جمعشون نمی‌کنه؟ چه نهادی مسئول رسیدگی است؟ چرا کسی نهی از منکر نمی‌کنه و راحت از کنار این مسائل عبور می‌کنه؟ چرا این‌همه کارخانه و وسایل دودزا در یک شهر تجمع کرده‌اند؟ مگر هوای یک شهر چقدر ظرفیت دارد؟ چرا موتورسیکلت‌ها و اتومبیل‌های برقی ساخت مهندسین و مبتکرین خودمون بهش توجه نمیشه؟ آقا مگه ما خودمون توی ایران می‌تونیم از این فنّاوری‌ها درست کنیم؟ بله که می‌تونیم نمونشم داریم شما یا خوابی یا غافلی یا خودتو به خواب زدی که هنوز نمی‌دونی یا نمی‌خواهی بدونی که مغز ایرانی هر کار نشدنی را شدنی میکنه؛ آقا کجا شده یه نمونه مثال بزن؛ بله همون مغزهایی که ماشین‌های با طرح بسیار عالی که قیافشم از پژو و پراید لگن بهتره و در سطح بهترین ماشین‌های خارجی و بارنگ‌های متنوع تولید کرده کافیه به‌جای توئیت نوشتن و چت کردن یه جستجوی ساده توی اینترنت بزنی.

تازه علاوه بر اتومبیل برقی، اتومبیل هیبریدی و خورشیدی هم تولید کردن و مخشو دارن که بهترشو تولید کنند چندساله داره خاک می خوره یه دو کم حمایت کنید بد نیست.

واقعاً چرا نیروگاه‌های برق ما داره با آب و گاز برق تولید میکنه؟ شاید بعضیا اولش از این حرف تعجب کنند ولی آقا واقعیته برید ببینید دارن سرمایه ملی را چطور  به باد میدن تا برق تولید بشه. واقعاً این 300 روز آفتابی که توی ایران میگن چرا از انرژی خورشید استفاده نمیشه یا این‌همه شهرهایی که در نصف سال بادهای زیادی دارند چرا انرژی بادی که سالم و بی هزینه و پاک است در جهت تولید برق سهمش ناچیز است؟

راستی می‌دونستید سالانه این ماشین‌ها چقدر دارن دود وارد شهرهای ما و باغچه‌ها و محیط زندگی ما و ریه‌ها و سینه‌ها و خون ما می‌کنند و نصفش به‌صورت جامد روی زمین ته‌نشین میشه و نصف دیگشم توی هوا همیشه معلّقه و از جو زمین بیرون نمیره یا فقط به فکر پول‌هایی هستی که با سوختن و دود کردن بنزین می‌ره توی جیب یه عده؟

تا حالا فکر کردی چرا مخ ایرانی تا وقتی توی ایرانه جواب نمی‌ده یا در جهت اختلاس و مانند این‌ها کار می‌کنه ولی وقتی خارجی‌ها جذبش می‌کنند استعدادهاش فوران میکنه؟ یه کم فکرت را به کار بندازی متوجه میشی آره ما فرار مغزها نداریم بلکه بیرون کردن مغزها داریم یعنی داریم با دست خودمون مغزمتفکرها را بیرونشون می‌کنیم چون نمی‌تونیم براشون کار فراهم کنیم اونوقت می‌خواهیم تولیدمثل را هم افزایش بدهیم تا برآیند نیروهای بیکارمون بیشتر بشه؟ یا شایدم اونقدر انیشتین توی ایران داریم که مملکت ما دیگه ظرفیت پذیرش اونا رو نداره و لذا صادرشون میکنه تا برای خارج کار کنند یا مثل اون مبتکر و مخترع ماشین برقی و خورشیدی خاک بخوره تا قدری خاکی بودن را یاد بگیره یا شایدم افراد ناصالح دست‌به‌دست هم داده‌اند تا دودستی میزشان را بچسبند و میدان را خالی نکنند تا آنجا که دیگه نامی از ایران و ایرانی در هیچ کجای دنیا شنیده نشه؟!

از دست ما هم که به‌جز دعا و طلب هدایت و عاقبت‌به‌خیری کار دیگه‌ای بر نمیاد خدا کنه اونایی که کاری از دستشون بر میاد و دستشون به‌جایی می رسه، کاری را که مصلحت واقعی اسلام و مسلمین است را انجام بدهند و کوتاهی نکنند که فعلاً شاهد کوتاهی هستیم؛ چراکه من کشاورز و بنا و کارگر و کارمند و راننده و مغازه‌دار که نمی‌تونم جلوی ماشین‌های دودزا و نشتی و هدر رفت آب پارک‌ها ولوله‌های شهری و آب‌شیرین‌کن‌ها و نابودی مغزمتفکرها را بگیرم اونایی هم که می‌تونند فعلاً که جلوی نصف شو نگرفتند مگه اینکه خود خدا یا امام زمان جلوشونو بگیره یا هدایتشون کنه!

 

جمعه, 22 تیر 1397 10:28

اولین محاسبه

c44796d0c90384760c27d325f61f2f5c_XL سیدحسین اکرمی

حتماً در اطرافتان باکسانی مواجه شده‌اید که نسبت به خواندن نماز اهمیت چندانی نشان نمی‌دهند و آن را سبک می‌شمارند و گاهی آخر وقت یا وسط وقت به‌جا می‌آورند و یا نعوذبالله تارک الصلاة هستند و اصلاً نماز نمی‌خوانند؛ اما می‌خواهم شما را بابیانی از امام صادق (علیه‌السلام) آشنا کنم که می‌توانید جایگاه نماز را بهتر درک کنید و بدانید که نماز آن‌قدر مهم است که سرنوشت ابدی انسان را می‌تواند رقم بزند؛ به‌گونه‌ای که اگر نماز مقبول درگاه الهی واقع نشود بقیۀ اعمالش نیز پذیرفته نخواهد شد.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: اوَّلُ ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاةُ، فَإنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ، وَ إذا رُدَّتْ، رُدَّ عَلَیْهِ سائِرُ عَمَلِهِ (1): اولین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته می‌گردد وگرنه مردود خواهد شد.


پی‌نوشت:
1) وسائل الشیعه؛ جلد 4، صفحه 34، حدیث 4442

سه شنبه, 19 تیر 1397 07:31

مظلومیت امام علی (ع)

7998aff4441fd91265d0d9d781a80109_XL سیدحسین اکرمی

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) همواره در دوران قبل از به خلافت رسیدن و نیز در ایام پس از خلافتش با احتجاج به مظلومیت خود، شكایت از وضعیت نابسامان آن روز را فریاد می‌زد و خود را محور و اساس دین معرفی می‌کرد، تا آنجا که می‌فرمود: آگاه باشید که به خدا سوگند كه فلان (ابن ابی قُحافه) خلافت را چون جامه‌ای بر تن كرد و نیك می‌دانست كه پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب. سیل‌ها از من فرومی‌ریزد و پرنده را یاراى پرواز به قله رفیع من نیست؛ پس میان خود و خلافت پرده‌ای آویختم و از آن چشم پوشیدم و به دیگر سو گشتم و رخ برتافتم.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در آن اوضاع غبارآلود مانند کسی بود که از طرفی بخواهد با دست‌شکسته به‌سوی دشمن بتازد و از سوی دیگر بر آن فضاى ظلمانى و تاریک صبر کند، آن‌چنان‌که افراد بزرگ‌سال را سالخورده می‌کند و کودکان را پیر می‌کند و مؤمنان همواره تا رسیدن به لقای پروردگار باید در رنج و سختی باشند؛ لذا آن حضرت شكیبایى در آن شرایط را به‌عنوان کاری خردمندانه و عاقلانه‌تر برگزید، درحالی‌که مانند كسى بود كه بیست‌وپنج سال خار به چشم و استخوان در گلو تحمل می‌کرد؛ چراکه میراث امامان را به غارت برده بودند. (1)


پی‌نوشت‌:
1) برگرفته از نهج‌البلاغه، خطبه 3

صفحه1 از7
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.