مرسلون

روح الله عجمی

روح الله عجمی

پنج شنبه, 24 خرداد 1397 05:51

علامه طباطبایی (ره) و یک نصیحت

امام علی علیه‌السلام: ألذّكر يونس اللّبّ و ينير القلب و يستنزل الرّحمة (1): یاد خدا عقل را آرامش می‌دهد، دل را روشن می‌کند و رحمت او را فرود می‌آورد.

 

آیت‌الله جوادی آملی (دام عزه): زمانی عازم حج بودم؛ مصادف بازمستان بود؛ آن روز هم هوا سرد بود و برف می‌بارید؛ برای عرض سلام و تودیع و خداحافظی محضر علامه طباطبایی رفتم، در زدم؛ تشریف آوردند کنار در؛ عرض کردم عازم بیت‌الله هستم، خداحافظی می‌کنم؛ بعد عرض کردم: نصیحتی بفرمایید که به کار من بیاید و در این سفر، توشه راه من باشد؛ این آیه مبارک را به‌عنوان نصیحت و به‌عنوان زاد راه قرائت کردند فرمودند که خدای سبحان می‌فرماید: فَاذْكُرُوني أَذْكُرْكُم (2): به یاد من باشید تا به یاد شما باشم؛ فرمود: به یاد خدا باش تا خدا به یادت باشد؛ اگر خدا به یاد انسان بود، انسان از جهل نجات پیدا می‌کند؛ اگر در کاری مانده است، اگر خدای قدیر به یاد انسان بود، هرگز انسان عاجز نمی‌شود و نمی‌ماند؛ و اگر در مشکل اخلاقی گیر کرد، خدایی که دارای اسمای حسنی است و متصف به صفات عالیه، به یاد انسان خواهد بود؛ گره اخلاقی راهم می‌گشاید و انسان را از آن مشکل رهایی می‌بخشد؛ این بود که فرمودند: این آیه را به یاد داشته باشید که خدا فرمود: فَاذْكُرُوني أَذْكُرْكُم. (3)


پی‌نوشت:
1) غررالحکم، صفحه 101، حدیث 1881، انتشارات دارالکتاب اسلامی
2) بقره، آیه 152
3) داستان و حکایت‌های حج، رحیم کارگر، صفحه 73

 

چهارشنبه, 23 خرداد 1397 07:41

زن در قرآن

وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّني مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّني مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمين (1): و خداوند مثلی برای مؤمنان زده به همسر فرعون، در آن هنگام که گفت پروردگارا، خانه‌ای برای من نزد خودت در بهشت بساز و مرا از فرعون و عمل او نجات ده و مرا از قوم ظالم رهایی‌بخش.

 

مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی):

قرآن کریم، وقتی می‌خواهد نمونه‌ای برای انسان‌های باایمان ذکر کند آن را از میان مردان ذکر نمی‌کند بلکه از میان زنان ذکر می‌کند: وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ: خدای متعال در اینجا دو زن را به‌عنوان دو نمونه از انسان‌های برجسته و مؤمن (نه از زنان برجسته) ذکر می‌کند؛ یعنی درصحنه‌ی انسانیت و تکامل معنوی، خدای متعال وقتی می‌خواهد نمونه ممتاز بیان کند، سخن از پیامبران و مردان بزرگ و شخصیت‌های علمی و دینی نمی‌کند، بلکه سخن از دو زن می‌گوید. (2)

زمانی که اسماء بنت عمیس همراه شوهر بزرگوارش جعفر بن ابی‌طالب از مهاجرت حبشه بازگشت به دیدار زنان پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم آمد و گفت: آیا در قرآن در رابطه با زنان چیزی [آیه‌ای] هست؟ گفتند: نه؛ به محضر رسول الهی شتافت و عرضه داشت یا رسول‌الله زنان در ناامیدی هستند؛ پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم فرمود از چه نظر؟ عرضه داشت زیرا از مردان ذکر خیر شده ولی از زنان نشده است؛ پیامبر فرمودند: خداوند متعال در قرآن کریم آیاتی خاص در ارتباط با زنان نازل فرمودند.


پی‌نوشت:
1) تحریم، 11
2) بیانات رهبری در جمعی از بانوان خوزستان 20/12/75
3) مجمع‌البیان، جلد 8، صفحه 358

چهارشنبه, 23 خرداد 1397 05:22

سیره عبادی امام رضا (ع)

عنایت به عبادت و وقت نهادن برای عبادت‌ها و اذکار و ادعیه‌ی خاص در شبانه‌روز، یکی از برنامه‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام بوده است که هرگز باوجود مراجعات مردم، تدریس و اشتغالات و گرفتاری‌های گوناگون از آن غافل نبوده‌اند و این درس بزرگی است برای پیروان ایشان.

اینک به پاره‌ای از روش‌های عبادی حضرت رضا علیه‌السلام می‌پردازیم:

1) بعد از نماز صبح به سجده می‌رفت و تا طلوع آفتاب در سجده بود.

2) گاهی که فرصت و فراغتی بود در شبانه‌روز هزار رکعت نماز می‌خواند.

3) بعد از نماز همواره سجده شکر به‌جا می‌آورد.

4) چنان با قرآن مأنوس بود که همه سخن و پاسخ و مثال‌های او قرآنی بود.

5) در هر سه روز، یک ختم قرآن می‌کرد و می‌فرمود: اگر بخواهم در کمتر از این ختم می‌کنم، ولی به هر آیه‌ای می‌رسم تأمل می‌کنم که در کجا و چه زمانی نازل‌شده است.

6) خوابش در شب اندک بود و بیشتر شب‌ها را شب‌زنده‌داری می‌کرد.

7) بسیار روزه می‌گرفت و روزه سه روز در هرماه از او فوت نمی‌شد.

8) در دعاهای خویش اول صلوات می‌فرستاد و ذکر صلوات را در نماز و غیر نماز بسیار می‌گفت.

9) شب در بستر، زیاد قرآن می‌خواند و چون به آیه‌ای مربوط به بهشت و جهنم می‌رسید، بسیار می‌گریست.

10) همه اوقات به ذکر خدا مشغول بود و بیش از همه از خداوند واهمه داشت. (1) (2)

از دیگر ویژگی‌های آن حضرت این بود كه هر دعایی را كه شروع می‌كردند صلوات بر محمد و آل او می‌فرستادند در نماز یا غیر نماز بسیار صلوات می‌فرستادند، شب‌ها موقعی كه می‌خواستند بخوابند قرآن تلاوت می‌كردند، موقعی كه به آیه‌ای می‌رسیدند كه در آن از بهشت و دوزخ سخن می‌گفتند گریه می‌كردند و می‌فرمودند: پناه می‌برم به خدا از آتش دوزخ، آن حضرت هر سه روز یک‌بار تمام قرآن را تلاوت می‌كردند.


پی‌نوشت:
1) بحارالانوار، جلد 49، صفحه 90 تا 94، گزیده شده از احادیث گوناگون.
2) کتاب حکایت آفتاب، سید محمد نجفی یزدی

یکشنبه, 12 فروردين 1397 17:37

قرآن کریم و اهمیت اعتکاف

یکی از بهترین فرصت‌ها برای خودسازی، اعتکاف است. می‌توان در همه کارها قصد تقرب کرد؛ اعتکاف، فراغتی برای عبادت و تفکر، مناجات با قاضی الحاجات و خلوت با اوست. در اعتکاف است که می‌توان تعلقات را در راه محبوب حقیقی ذبح کرد و از کثرت روی گرداند و به‌سوی وحدت حرکت کرد و با تهذیب نفس و اندوختن سرمایه تقوا و اخلاص، آخرت خود را آباد ساخت؛ قرآن کریم بر این سنت حسنه که محبوب انبیاء و اولیا بوده، تأکید کرده است. ماده «عکف» نه بار در این کتاب آسمانی به کار رفته که در برخی از موارد معنای لغوی آن منظور بوده است که از آن جمله است: قالُوا نَعْبُدُ أَصْناماً فَنَظَلُّ لَها عاكِفين‏ (1).

در فضیلت اعتکاف همین بس که معادل طواف خانه خدا قرار گرفته و همتای رکوع و سجود به شمار آمده است؛ همچنین در فضیلت دو تن از انبیای بزرگ الهی چنین آمده که آنان مأمور شدند تا کعبه و حریم آن را از لوث وجود بت و بت پرستی تطهیر کنند تا عبادت کنندگان در کنار قبله و حرم امن الهی به طواف، اعتکاف، رکوع و سجود بپردازد. (2)

هر عمل زمانی می‌تواند اثر بخشی تام داشته باشد که به مرحله کمال رسیده باشد. معتکف در ایام اعتکاف شایسته است با اعمال و اذکار، درخت معنویت را آبیاری کند و با چیدن علف‌های هرزه گناه، زمینه رشد و بارور ساختن آن را فراهم سازد. بی‌تردید بعد از این زحمات، محصول کمال اعتکاف را خواهد چید؛ عالم بزرگوار مرحوم سید بن طاووس (ره) برای جلوگیری از فاسد شدن اعتکاف به مؤمنین سفارش‌هایی دارند و می‌فرماید: بدان، کمال اعتکاف به این است که عقول و قلوب و جوارح، تنها بر عمل صالح واقع شوند و انسان آن‌ها را فقط در درگاه احدیت محبوس سازد و از آنچه باعث از بین بردن کمال روزه می‌شود، دوری کند و علاوه بر مواظبت بر وظیفه روزه داری، باید مراقب وظیفه اعتکاف خود نیز بوده باشد و اگر معتکف خطورات خودش را در مسیر غیر خداوند قرار دهد، حقیقت کمال اعتکاف خود را به‌اندازه آنچه از معبود غافل شده و سهل انگاری کرده، فاسد ساخته است. (3)


1) شعراء، آیه 26
2) جوادی آملی، عبدالله، حکمت عبادات، صفحه 181
3) سید بن طاووس، اقبال الاعمال، صفحه 95

 

پنج شنبه, 09 فروردين 1397 05:15

فضیلت ماه رجب

رجب، نام نهری در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‌تر است. هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، از آن نهر می‌آشامد. (1)

در روایتی از امام کاظم علیه‌السلام می‌خوانیم: رجب ماه عظیمی است که خداوند متعال حسنات و نیکی‌ها را در آن دو چندان و گناهان را محو می‌کند. (2)

این ماه در نهایت شرافت است؛ از ماه‌های حرام است و جنگ در آن جایز نیست. همچنین ماه رجب از اوقات دعاست و حتی در زمان جاهلیت هم این مطلب شهرت داشته؛ به‌گونه‌ای که مردم منتظر آمدن این ماه بودند. این ماه، ماه حضرت امیر المومنان علی علیه السلام است. در روایتی از آن حضرت آمده: ماه رجب ماه من و ماه شعبان ماه پیامبر صلی الله علیه وآله و ماه رمضان ماه خداوند متعال است. (3)

شب اول آن، یکی از چهار شبی است که بر زنده نگه داشتن آن به عبادت تأکید شده و نیمه آن، محبوب‌ترین روزها نزد خداوند متعال است و اعمال مخصوصی دارد. بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم که همان ظهور رحمت خداوند متعال است، در بیست و هفتم این ماه واقع شده است.
پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید: خداوند متعال در آسمان هفتم فرشته‌ای را قرار داده است که به وی «داعی» گفته می‌شود؛ هنگامی که ماه رجب می‌آید، این فرشته در هر شب این ماه تا صبح می‌گوید (خوشا به حال تسبیح کنندگان خدا! خوشا به حال فرمان‌برداران خدا!) خدای متعال می‌فرماید: هم نشین کسی هستم که با من هم‌نشینی کند. فرمان‌بردار کسی هستم که فرمان‌بردارم باشد. بخشنده خواهان بخشایش هستم. ماه، ماه من، بنده، بنده من و رحمت، رحمت من است. هر کس در این ماه من را بخواند، او را اجابت می‌کنم و هر کس از من

بخواهد، او را هدایت می‌کنم. این ماه را رشته‌ای بین خود و بندگانم قرار دادم که هر کس آن را بگیرد، به من می‌رسد. (4)

کسانی که ماه رجب را گرامی بدارند، علاوه بر آثار دنیوی مذکور، در قیامت هم مورد توجه خداوند متعال واقع می‌شوند. حضرت امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: هنگامی که قیامت فرا رسد، منادی از عرش ندا می‌کند: کجایند آن‌ها که ماه رجب را گرامی داشتند؟ پس عده‌ای از مردم می‌ایستند؛ در حالی که صورت‌هایشان برای اهل محشر می‌درخشد و بر سرهایشان تاج‌هایی از در و یاقوت گذاشته شده. هر کدام از آن‌ها را هزار ملک از طرف راست و هزار ملک از طرف چپ همراهی می‌کنند. ملائکه به او می‌گویند: ای بنده خدا! کرامت خداوند عزوجل گوارای تو باد! پس ندایی از جانب خداوند جل‌جلاله می‌رسد: ای بندگان و کنیزان من! قسم به عزت و جلالم که امروز جایگاه شما را نیکو می‌دارم و پاداشی بس بزرگ به شما می‌دهم و غرفه‌هایی از بهشت به شما عطا می‌کنم که از زیر آن نهرها جاری است. شما برای همیشه در آن خواهید بود و این جزای خوبی برای عمل کنندگان است. شما با روزه خود این ماه را که من حرمتش را واجب دانسته بودم، بزرگ شمردید. ای ملائکه من! بندگان و کنیزان مرا وارد بهشت کنید.

امام علیه‌السلام می‌افزایند: این اجر و پاداش کسی است که مقداری از رجب، هر چند یک روز از اول یا وسط و یا آخرش را روزه گرفته باشد. (5) (6)


پی‌نوشت:
1) عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، جلد 10، صفحه 473
2) همان
3) همان، صفحه 480
4) اقبال الاعمال، جلد 3، صفحه 174
5) شیخ صدوق، فضائل الاشهر الثلاثه، صفحه 31
6) اعتکاف ابرار، گروهی از پژوهشگران، انتشارات خلق، چاپ 11، صفحه 60-61

 

شنبه, 19 اسفند 1396 09:07

محسنین در قرآن

هر پیامبری ویژگی خاصی دارد و در قرآن از ویژگی‌های شخصیتی بعضی پیامبران ذکر شده، از جمله از حضرت یوسف علیه‌السلام که در مورد ایشان در قرآن صفت «محسنین» آمده: إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنين‏. (1)

ویژگی محسنین چیست؟ و محسنین چه کسانی هستند؟

امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه در مورد محسنین این سؤال را پاسخ می‌دهند؛ ایشان فرمودند: کانَ‏ يُوَسِّعُ‏ الْمَجْلِسَ‏ وَ يَسْتَقْرِضُ لِلْمُحْتَاجِ وَ يُعِينُ الضَّعِيفَ: [حضرت یوسف علیه‌السلام به این علت محسن بود زیرا سیره شخصیتی ایشان این بود که] به کسانی که وارد مجلس می‌شدند جا می‌داد؛ و برای نیازمندان وام می‌گرفت؛ و یاور ضعیفان و یتیمان بود. (2)

سه ویژگی محسنین که در حضرت یوسف علیه‌السلام بود:

اول: جا باز کردن برای دیگران: اگر در مجلسی که او نشسته بود تازه واردی داخل می‌شد برای او جا باز می‌کرد. این عمل بسیار کوچک از دو جهت بزرگ محسوب می‌شود: نخست اینکه توجه به این جزئیات دلیل بر حق شناسی و دقت و تعمق شخص است؛ دیگر اینکه وقتی در این کارهای به‌ظاهر کوچک حقوق دیگران را مراعات کند، در کارهای بزرگ نیز حقوق افراد را مراعات خواهد کرد.

دوم: وام دادن به نیازمندان: معنی واژه «یقرض» این است که منظور وام دادن از اموال و دارایی‌های خود انسان است، اما معنی «یستقرض» به معنای قرض گرفتن از دیگران برای وام دادن به نیازمندان است در جایی که امکانات خودش جوابگوی نیازمندان نیست.

سوم: کمک به ضعیفان: «ضعیف» معنای عامی است که شامل ضعف در همه امور می‌شود، مثل ضعف علمی، ایمان، مال و...

امروزه هم اگر کسی این کارهای سه‌گانه را انجام دهد جزء محسنین خواهد بود.


پی‌نوشت:
1) یوسف، آیه 78
2) وسائل الشیعه، ج 8، باب 4، ح 1، صفحه 405

 

شنبه, 07 بهمن 1396 20:29

اسباب تقرب به خدا

ای آنکه عاشقی برسی بر خدای خود                 ایمان طلب یقین بود آن رهنمای خود
ایمان وسیله‌ای است به خدا اوج می‌دهد            می‌پرورد روان تو را بر سرای خود. (1)

وسیله در لغت چیزی را گویند که توسط آن به دیگری تقرب‌جویند. وقتی در روایات می‌خوانیم حضرات ائمه اطهار علیه‌السلام وسیله هستند، علتش این است که آن‌ها باعث رسیدن بندگان به خداوند می‌باشند، امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه در این رابطه می‌فرمایند: اسباب تقرب به خداوند ده تا است:

قال علی علیه‌السلام: إِنَّ أَفْضَلَ مَا يَتَوَسَّلُ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ‏ إِلَى اللَّهِ الْإِيمَانُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِه‏. (2) حضرت فرمود: همانا برترین وسیله تقرب به خداوند که متوسلین به سبب آن به خداوند نزدیک می‌شوند (ده چیز است):

1) تصدیق و اعتراف به وحدانیت و یگانگی حضرت سبحان و به رسالت فرستاده او حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه وآله وسلم.

2) جهاد و جنگیدن درراه خداست که انسان با دشمنان دین بجنگد و در مقابل کفار ایستادگی نماید، این عمل سبب بلندی و رکن اعظم اسلام است.

3) گفتن کلمه اخلاص «لا اله الا الله» است که فطری و جبلی بندگان الهی است. خداوند مردم را بر این فطرت آفریده که هر کس برای خود خدائی بی‌همتا و بی‌شریک بداند.

4) برپاداشتن نماز است که نشانه دین اسلام است، بلکه بزرگ‌ترین رکن دین است. حضرت در جای دیگر به اصحاب خود چنین توصیه می‌فرمایند: امر نماز را مراعات کنید (که معراج مؤمن و ستون دین و نخستین چیزی است که در قیامت از بنده بازپرسی می‌شود، اگر قبول شد سائر اعمال پذیرفته است و اگر به‌حساب نیاید هیچ‌یک از اعمال سودی ندارد) و آن را محافظت نمایید (از وقت فضیلت آن غافل نمانید) و بسیار به‌جا آورید و به‌وسیله آن به خدا نزدیک شوید (3)؛ زیرا نماز همان‌طور که در قرآن می‌فرمایند: كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً (4):بر مؤمنین فریضه‌ای است نوشته و وقت آن تعیین گردیده، آیا گوش دل به پاسخ اهل دوزخ نمی‌دهید، آنگاه‌که از آن‌ها می‌پرسند: چه چیزی شمارا گرفتار دوزخ ساخت؟ می‌گویند: از نمازگزاران نبودیم.

5) زکات است که سهمیه‌ای است از جانب خدا تعیین گشته، دادن و پرداختن آن به مستحقین واجب است. در فضیلت زکات همین بس که خداوند در قرآن مجید زکات را در مورد زیادی در کنار نماز قرار داده است.

6) یکی دیگر از اسباب تقرب روزه است که حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید: روزه ماه رمضان سپری است (برای جلوگیری) از عذاب الهی.

7) حج خانه خدا نمودن و به‌جا آوردن عمره آن می‌باشد که آن‌ها فقر و پریشانی را می‌زداید و گناه را می‌شوید و پاک می‌سازد. بلی مراسمی که در ایام حج انجام می‌شود، از احرام پوشیدن تا آخر اعمال علاقه‌های معنوی انسان را لحظه‌به‌لحظه به خدایش محکم‌تر و رابطه او را نزدیک‌تر و قوی‌تر می‌سازد، او را از گذشته تاریک و گناه‌آلودش بریده و به آینده‌ای روشن و پر از صفا و نور پیوند می‌دهد.

8) هشتمین اسباب تقرب، صله‌رحم (احسان و نیکویی به خویشان) است که سبب افزایش مال و طول عمر است.

9) نهمین وسیله صدقه دادن (احسان به فقرا و درماندگان) است، صدقه پنهانی گناه را می‌پوشاند (به سبب آن خداوند عقاب معصیت و گناه را کم می‌کند) و صدقه آشکار مردن بد (مرگ پنهانی، غرق شدن، سوختن، زیر آوار رفتن و مانند آن‌ها) را دفع می‌کند.

10) آخرین وسیله تقرب به‌جا آوردن کارهای پسندیده (مانند احسان و نیکی و اصلاح بین برادران) که کارهای نیک، شخص را از مبتلا شدن به ذلت‌ها و خواری‌ها حفظ می‌کند. (نیکوکار در دنیا و آخرت سرفراز بوده و به ذلت و بدبختی دچار نمی‌شود.) اگر کسی این اسباب ده‌گانه را نردبان خود قرار دهد صد در صد به خدا می‌رسد؛ و وسیله دیگری که علل تمام وسایل و اسباب است قره عین الرسول دخترش بتول است. انشاء الله که وساطت حضرت زهرا علیهاالسلام شامل حال همه گنه‌کاران خواهد شد پس به دامن زهرا چنگ بزنید به خدا او وسیله همه ما گنه‌کاران است.


پی‌نوشت:

1) شعری از سید ابراهیم حسینی لیلابی
2) الزهد، كوفى اهوازى، حسين بن سعيد، النص، ص 14
3) نهج‌البلاغه، خطبه 190
4) سوره نساء، آیه 103

 

صفحه1 از4