مرسلون

محمدکاظم تجرد

محمدکاظم تجرد

چهارشنبه, 23 آبان 1397 15:39

دشمن شناسی با حضرت زهرا (س)

7f3ec2bb5ced977873d44cef97ed776a_XL_Copy محمدکاظم تجرد

دکترِ خوب، همیشه دکتری نیست که به داورها و درمان مسلط باشد بلکه دکتر خوب دکتری است که علایم بیماری را بداند و درست تشخیص دهد که چه دارویی باید به مراجعه‌کننده خود بدهد؛ اگر دکتری بیماری را خوب تشخیص ندهد نه‌تنها کمکی به بیمار نمی‌کند بلکه ممکن است بیماری او را با دادن داوری اشتباه یا تشخیص ندادن، تشدید کند و جان بیمار خود را به خطر بیندازد؛ همواره این‌گونه است همیشه این کافی نیست که انسان خوبی‌ها را بشناسد بلکه انسان باید هم خوبی‌ها را بشناسد و هم بتواند به‌درستی بدی را تشخیص دهد.

شاید فقط چند ساعت بعد از رحلت رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم مردم با خوب نشناختن بدی و دشمنی، کار را برای جامعه اسلامی سخت کردند و با نشناختن دشمن، عهد خود را با رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم شکستند؛ البته شاید مردم را هم نباید سرزنش کرد زیرا اگر امروز ما به‌راحتی می‌توانیم دشمن را تشخیص دهیم به دلیل حرکتی است که حضرت فاطمه سلام‌الله علیها داشتند و با قیام خود دشمن را رسوا کردند و حربه‌های دشمن را برای ما مشخص کردند؛ حضرت زهرا سلام‌الله علیها با قیام خود نکاتی را در مورد دشمن‌شناسی برای پیروان خود به یادگار گذاشتند که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌شود:

1) حضرت با قیام خود به فهماندند به مکان و جایگاه دشمن نباید توجه کرد؛ گاهی دشمن ممکن است در مسجد یا در محیطی به‌ظاهر اسلامی باشد اما دشمن باشد و باید با آن مخالفت کرد؛ البته این سیره در قرآن هم هست و دستور به تخریب مسجد ضرار از این قبیل درس‌ها است.

امروزه هم مسیحیان می‌گویند در کلیسا آرامش پیدا می‌کنیم درحالی‌که این مکان شاید آرامش ایجاد کند اما عاقبت را تخریب می‌کند.

 

2) گاهی ممکن است حرکت خلاف با ظاهری خوب خود را نشان دهد اما انسان زیرک باید متوجه باشد؛ زمانی که حضرت به انصار و مهاجرین اعتراض کردند که چرا عهد خود را با رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم شکستید گفتند ببخشید ما بیعت کردیم و اگر زودتر متوجه می‌شدیم بیعت نمی‌کردیم؛ این کلام یعنی شکستن بیعت اشتباه است و این صحبت حضرت زهرا سلام‌الله علیها منجر به کاری اشتباه می‌شود.

امروزه هم مسیحیان به اسم محبت و مهربان، بسیاری از امور خوب را منفی نشان می‌دهند و مقاصد خود را پیش می‌برند درحالی‌که پشت پرده این دو صفت خوب، جنایاتی صورت می‌گیرد که خانمان‌سوز است.

 

3) دشمن در ظاهر ممکن است حق را بپذیرد اما در خفی باطل خود را ادامه دهد؛ کسانی که با حضرت زهرا سلام‌الله علیها مخالفت کردند تمامی صحبت‌های حضرت را در مسجد تایید کردند و قبلاً هم‌بارها تائید کرده بودند اما بعد از خروج حضرت از مسجد بازهم کار خود را تکرار کردند.

مسیحیان هم امروز صحبت از صلح و محبت و نوع‌دوستی می‌کنند اما در باطن با تائید جنایتکاران جهان مانند آمریکا و اسرائیل نوعی دیگر عمل می‌کنند.

 

4) دشمن اهل جعل و فریب‌کاری است؛ در برخورد با حضرت فاطمه سلام‌الله علیها مخالفان حضرت، حدیثی را جعل کردند؛ این جعل بسیاری را فریب داد.

امروزه هم مسیحیان با جعل کتب آسمانی اموری به نام حضرت عیسی علیه‌السلام به پیروان خود تلقین می‌کنند؛ حتی گاهی آن‌چنان تحریفشان بی‌دقت می‌شود که صدای همه درمی‌آید؛ مانند اینکه ولگات در ترجمه خود متنی را اضافه کرد که کلیسا مجبور شد آن را تصحیح کند.

 

5) نکته دیگر این است که حق با اکثریت نیست؛ حضرت زهرا سلام‌الله علیها و موافقانشان در اقلیت بودند اما حق با آن‌ها بود.

امروزه مسیحیان هم می‌گویند جمعیت بالای ما نشانه حق بودن ما است اما این‌گونه نیست.

بله بانوی گران‌قدر اسلام هر قدمش برای پیشرفت جهان مهم است؛ دشمن‌شناسی هم با نگاه به سیره حضرت زهرا آسان‌تر می‌شود. (1)


پی‌نوشت:
1) برای اطلاع بیشتر به کتاب حلقه وصل رسالت و امامت نوشته آیت‌الله وحید خراسانی مراجعه کنید.

دوشنبه, 21 آبان 1397 07:13

خیر کثیر رسول خدا (ص)

 a062ac008dd04aadc6c1d65536d91f9f_XL_Copy محمدکاظم تجرد

پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه وآله وسلم تهمت‌های عجیب‌وغریبی از طرف مخالفان می‌شنید اما وقتی خداوند حامی کسی باشد آن‌هم انسان کاملی مانند رسول گرامی خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم، هیچ‌گاه این‌گونه تهمت‌ها، خم به ابروی او نخواهد آورد؛ تهمت‌هایی که رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم شنیدند جواب‌هایی پیدا کرد که به طول تاریخ مخالفان را از مقابله عاجز کرد.

یکی از تهمت‌ها و آزاری که برای رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم طرح‌ریزی‌شده بود تهمت ابتر بودن و بی نسل بودن به رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم بود؛ فرزندان پسر رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم پیش روی رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم فوت می‌کردند و نسلی باقی نمی‌گذاشتند؛ این اتفاق شده بود دست‌آویزی برای مخالفان رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم اما خداوند مانند همیشه چنان جوابی به این آزار آن‌ها داد که تا امروز دشمنان در برابر این جواب احترام می‌کنند و سر تعظیم فرومی‌آورند.

خداوند در جواب تهمت ابتر بودن پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم به رسول خود خیر کثیر داد؛ فاطمه سلام‌الله علیها دختر رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم در نگاه قرآن کوثر است؛ وقتی خدا که نعمات زیادی به رسول خود داده است می‌گوید من خیر کثیر را می‌دهم باید این خیر کثیر را همواره موردتوجه قرارداد.

فاطمه سلام‌الله علیها خیر کثیر است زیرا:

1) حضرت فاطمه سلام‌الله علیها پشتیبان پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم است در دورانی که پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم دیگر خدیجه سلام‌الله علیها را در خانه ندارد و فشارهای زیادی بر دوشش است.

2) فاطمه زهرا سلام‌الله علیها الگویی کامل برای بخش عمده از پیروان پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم است؛ الگوی زنان عالم دختر رسول خداست.

3) فاطمه سلام‌الله علیها کفو و همسر امیرالمؤمنین علیه‌السلام است و جانشین رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم هم پشتیبانی قاطع در کنار خود خواهد داشت.

4) بانوی گران‌قدر اسلام فرزندانی تربیت می‌کند که با آفریدن حماسه‌ای بزرگ در کربلا راه را برای همه آزادگان جهان تا قیامت روشن نگه می‌دارد.

5) جالب اینجاست که فاطمه زهرا سلام‌الله علیها الگوی همه ائمه علیهم‌السلام است پس می‌تواند الگوی همه مسلمانان جهان هم باشد.

6) نسل فاطمه زهرا سلام‌الله علیها تا ظهور امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف مشخص است و این چیزی است که هیچ‌یک از مخالفان حضرت به آن فکر هم نمی‌کردند.

7) خطبه حضرت زهرا سلام‌الله علیها در ماجرای فدک تصویری کامل از اسلام و آنچه برای مسلمان بودن لازم است، برای مسلمانان ترسیم می‌کند.

8) حضرت فاطمه سلام‌الله علیها با حرکت خود در ماجرا فدک دشمنان رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم را تا قیامت رسوا کرد.

9) اما سیره حضرت زهرا سلام‌الله علیها جوابی هم است به شبهات امروزی علیه اسلام؛ وجود بانویی مقتدر در سیاست و اقتصاد و امور اجتماعی و خانواده و معنویت، جوابی است برای کسانی که اسلام را متهم می‌کنند به زن‌ستیزی و تضییع حقوق زن.

10) اما فایده و خیر کثیر دختر رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم فقط به دنیا ختم نمی‌شود بلکه این خیر کثیر در قیامت هم به داد پیروان رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم می‌رسد و طبق روایات مانند مرغ که دانه را از بین سنگ‌ها برمی‌دارد، گناهکاران امت پدرش را انتخاب می‌کند و شفاعت می‌کند.

بله به‌راستی فاطمه زهرا سلام‌الله علیها خیر کثیری است که هرکسی از سیره او الگو نگیرد خود را از خیر کثیر رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم محروم کرده است.

 

پنج شنبه, 28 تیر 1397 05:45

ایران و امنیت

fa98bad9c837be87c6b6b4db80946302_XL محمدکاظم تجرد

همیشه به دست آوردن اطلاعات برای هر کاری، در اولویت قرار دارد؛ زمانی که بعضی از کشورها اموراتشان با استعمار و بهره بردن از دیگر کشورها می‌گذرد پس در این کشورها، جاسوسی یکی از شغل‌های درجه‌یک به‌حساب می‌آید؛ جاسوسی یعنی به دست آوردن بی‌سروصدا و غیررسمی اطلاعات؛ در جهان چند کشور به داشتن سیستم اطلاعاتی مخفی معروف هستند کشورهایی مانند آمریکا و انگلیس و رژیم‌هایی مانند رژیم اشغالگر اسرائیل؛ در دوران مختلف در ایران، جاسوسان زیادی در حال رفت‌وآمد و دادن گزارش به کشورها و دولت‌هایشان بودند؛ در دورانی هم جاسوسان در ایران مسئول و رسمی شده بودند.

در دوران پهلوی سفارت آمریکا اطلاعات زیادی را به روش‌های مختلف در ایران کسب می‌کرد و به‌راحتی از آن‌ها سو استفاده می‌کرد؛ مثلاً بنی‌صدر رئیس‌جمهور خائن ایران یکی از مهره‌هایی است که جاسوسان آمریکایی در ایران زیر نظر داشتند؛ (1) با پیروزی انقلاب اسلامی، این جاسوسان فعالیتشان شدیدتر و مهم‌تر شد؛ به دست آوردن نام افراد کارآمد در شهرهای مختلف و یافتن اسامی افرادی که می‌توانند به انقلاب ضربه بزنند؛ بررسی حرکت‌ها و تفکرهای موجود در ایران مسائلی بودند که باید در موردشان اطلاع به دست می‌آمد.

اما کار جاسوسان آمریکایی و دیگر کشورها زمانی سخت‌تر شد که لانه جاسوسی ایران فتح شد؛ جوانان انقلابی ایران درحرکت خودجوش در اعتراض به دخالت‌های آمریکا به سفارت این کشور حمله کردند و این مکان که لانه‌ای بود برای جاسوسان را فتح کردند؛
بااحساس خطر جاسوسان در لانه جاسوسی، اسناد باید امحا می‌شدند و در چند ساعت بسیاری از اسناد جاسوسی قطعه‌قطعه یا نابود شدند؛ البته بسیاری از اسناد توسط دانش جویان پیرو خط امام و با تلاش شبانه‌روزی، رمزگشایی شد؛ (2) اما این اتفاق که مشخص کرد ایران مورد هجوم مخفی جاسوسان زیادی قرار دارد مردم و دلسوزان انقلاب را نسبت به این دشمنان نامحسوس هوشیار کرد؛ به‌این‌ترتیب ایران دیگر برای جاسوسان امن نبود؛ بله یکی از دست آوردهای انقلاب، ناامن شدن ایران جاسوسان است؛ البته کشورهای استعمارگر هیچ‌گاه از جاسوسی دست برنمی‌دارند اما سیستم اطلاعاتی ایران و سربازان گم نام امام زمان اکثر این دزدان و دشمنان را ناکام می‌گذارند.

شخصیت‌هایی مانند جیسون رضاییان که جاسوس کارکشته آمریکا است و علی اشتری جاسوس اسرائیلی، باورشان هم نمی‌شد در تور اطلاعاتی ایران گیر بیفتند؛ البته جاسوسی فقط به نیروی‌های انسانی اتفاق نمی‌افتد و فناوری پیشرفته هم به این شغل اضافه‌شده است که البته ایران این جاسوسان صنعتی را هم‌بارها تور کرده است؛ پهباد هایی که سپاه پاسداران در جغرافیای ایران شکار کرده است بارها تعجب آمریکایی را هم همراه داشته است؛ بله ایران مهم‌ترین کشور برای جاسوسی است اما ایران برای جاسوسان ناامن است.


پی‌نوشت:
1) برای اطلاع بیشتر به کتاب بازخوانی پرونده یک رئیس‌جمهور مراجعه کنید.
2) این اطلاعات در 11 جلد به چاپ رسید که فایل pdf آن در اینترنت موجود است.

 

چهارشنبه, 16 آبان 1397 19:09

نوکری که شاخ و دم ندارد

50e10d9ff40fa57d3d1a07fa06625534_XL_Copy محمدکاظم تجرد 

یکی از برنامه‌هایی که استعمار برای کشورهای مستعمره خود پیاده می‌کند نیازمند نگه‌داشتن آن کشور است؛ اما گاهی کشورهایی که استعمار می‌شوند کشورهایی ثروتمند هستند و در فقر نگه‌داشتن این کشورها سخت است؛ این‌گونه کشورها اگر استعمار بشوند بهترین بازار را می‌توانند برای کشورهای استعمارگر ایجاد کنند.

ایران یکی از کشورهایی است که روزگاری مستعمره آمریکا بود؛ این مستعمره برای آمریکا بسیار مهم بود؛ امریکا در منطقه خلیج‌فارس و خاورمیانه منافع زیادی داشت و بهترین نگهبان آمریکا دولت پهلوی بود اما آمریکا هیچ‌گاه به این قانع نبود و مزد این خدمت را بسیار خوب پرداخت می‌کرد؛ آمریکا برای این نگهبان خود نه‌تنها امکاناتی نمی‌داد بلکه به هر صورتی که می‌توانست ثروت ایران را به‌حساب های بانکی و اقتصاد خود جاری می‌کرد؛ شاید خیلی برای جوانان ما عجیب باشد و شاید این ضعف رسانه دارها باشد که این نکات را کم گفته‌اند؛ نفت یکی از ثروت‌هایی بود که به ارزانی به امریکا فروخته می‌شد و چاه‌های آمریکا به قیمت پایینی لبریز از نفت خام ایران می‌شد اما آمریکا این نگهبان و نوکر خود را بیش از این‌ها باید استعمار می‌کرد؛ پول ناچیزی که آمریکا به ایران می‌داد هم باید به نحوی به اقتصاد آمریکا برمی‌گشت.

امروزه ایران از چند محصول حداقل به‌خوبی بهره می‌برد؛ محصولاتی مانند گندم، برنج و تخم‌مرغ ساده‌ترین محصولاتی هستند که در ایران تولید می‌شوند؛ البته ساده بودن به دلیل جغرافیای خوب ایران است نه زحمت نداشتن این محصولات اما جالب اینجاست که در دوران پهلوی آمریکا، این محصولات را به قیمت گران و گزاف به شاه پهلوی می‌فروخته است؛ جالب‌تر اینکه شاه در اعترافی اعلام می‌کند که آمریکا این محصولات را به چند برابر قیمت به ما می‌فروشد؛ شاه در نطقی می‌گوید که گندمی که 100 دلار قیمتش بوده است 1200 دلار از آمریکا خریداری می‌شده است؛ این اعتراف از شاه بسیار مهم است؛ برنج‌های آمریکایی هم جای برنج مرغوب ایران را گرفته بود؛ برای تولید تخم‌مرغ هم نه فناوری مناسب وجود داشته است نه نیروی انسانی کافی؛ این آماری است که در دوران پهلوی هم پخش‌شده است و به‌هیچ‌وجه قابل‌انکار نیست.

انسان با شنیدن این آمار، تعجب می‌کند از گفتار بعضی از افراد ساده و غافل که گاهی در صف نانوایی یا در تاکسی می‌گویند یاد دوران پهلوی به خیر؛ واقعاً تعجب ندارد که کسی از دوران نوکری کشورش به دوران خوش یاد کند و دل‌تنگ آن دوران شود؟

پنج شنبه, 21 تیر 1397 08:41

دین؛ برنامه و حکومت

36ed29ba3efd281ca96d718c1541a169_XL محمدکاظم تجرد

بعضی از اموری که باید برای آن شکر کنیم خیلی نامحسوس و مخفی هستند؛ اغلب هم این امور با مقایسه موردتوجه قرار می‌گیرند؛ این مقایسه گاهی فرضی است و گاهی تاریخی _ موضوعی و گاهی حدوثی است؛ یعنی گاهی دو امر را در فرض مقایسه می‌کنیم مثلاً می گوییم باید خدا را شکر کرد که اگر دو خدا بود یا خدا فرزند داشته نظم و نظام عالم به هم می‌ریخت؛ گاهی می‌گوییم خدا را شکر که در فلان دوران تاریخ نیستیم یا در فلان حادثه نیستیم و گاهی هم می‌گوییم کاش در سلامتی خدا را بیشتر شکر می‌کردم حال که بیماری حادث‌شده است متوجه نعمت مهم سلامتی شده‌ام.

دین هم یکی از آن نعمت‌هایی است که شکرش نیاز به توجه بیشتری دارد؛ شاید اگر نبود ادعیه ائمه علیهم‌السلام ما به این راحتی نمی‌فهمیدیم که دین چه نکاتی دارد و اصلاً باید به خاطر دین هم شکر خدا کرد؛ یکی از اموری که باید برای آن خدا را شکر کرد این است که دین مبین اسلام دینی سرتاسر برنامه‌ریزی و آینده‌نگری است؛ وقتی خداوند می‌فرماید برای شما دین مورد رضایت را انتخاب کردم؛ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْ دینِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً فَمَنِ اضْطُرَّ فی‏ مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیم‏ (1)

و می‌فرماید شارع و مهندس دین شما من هستم: شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْكَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهیمَ وَ مُوسى‏ وَ عیسى‏ أَنْ أَقیمُوا الدِّینَ وَ لاتَتَفَرَّقُوا فیهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللَّهُ یَجْتَبی‏ إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی إِلَیْهِ مَنْ یُنیب‏ (2) و خدا هم عالم و حکیم علی الاطلاق است؛ پس دین ما هم می‌شود دینی سرتاسر برنامه؛ در دین اسلام هیچ‌چیز بدون توصیه یا دستور یا تنبه یا تنزیه وجود ندارد؛ مستحبات و واجبات و مکروهات و محرمات برنامه نجات‌بخش زندگی ما هستند.

اما هدف اصلی متن توضیح برنامه داشتن و مزایای برنامه داشتن دین ما نیست؛ نکته‌ای که باید به آن توجه شود است که گاهی تصور می‌شود امر غیبت ولی‌عصر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یک امر اتفاقی و غیرمنتظره بوده است و ائمه برای این دوران برنامه‌ای نداشتند و ناگهان در موقعیت غافلگیرکننده افتادند.

بعضی فکر می‌کنند ائمه علیهم‌السلام برای دوران غیبت دستوری مدیریتی ندارند؛ یعنی بحث ولایت‌فقیه یک امر ساخته شیعیان است تا برای دوران غیبت امامشان کاری بکنند؛ این حرف به این معنا است که ائمه علیهم‌السلام پیش‌بینی نمی‌کردند که زمانی خواهد آمد که مردم از حضور امام معصوم علیهم‌السلام محروم باشند؛ ائمه علیهم‌السلام کاملاً از این دوران مطلع بودند و بحث و موضوع ولایت‌فقیه، امری است که خود ائمه علیهم‌السلام ساختار آن را مشخص کرده‌اند که اگر ائمه علیهم‌السلام ساختار آن را در احادیث و سیره عملی خود مشخص نکرده بودند این نبود تکلیف در این دوران منجر به ناقص شدن دین می‌شد.

بله بحث ولایت‌فقیه، تدبیری است که ائمه علیهم‌السلام در کنار تدابیر دیگری که برای دروان غیبت در نظر گرفته بودند و از طرف خدا بیان کرده‌اند، برای دوران غیبت طراحی‌شده است. به همین دلیل است که اصل ولایت‌فقیه مورد اجماع تمامی فقهای شیعه است.

واقعاً این برنامه دقیق اسلام برای همه شرایطی نعمتی است که باید هرلحظه قدر آن را بدانیم.


پی‌نوشت:
1) مائده، آیه 3
2) شوری، آیه 13

شنبه, 28 مرداد 1396 01:47

مسیحیت از دیدگاه قرآن

قرآن به‌عنوان کتاب راهنما و تنها کتاب تحریف‌نشده‌ی آسمانی، در حین بیان مسیر رشد و هدایت با تفکرها و عقیده‌های باطل برخورد می‌کند و مشکلات آن‌ها را بیان می‌کند. موارد زیادی در سوره‌های مختلف وجود دارد که مثلاً خداوند در ضمن بیان ضرورت و ثبوت معاد، صحبت از شبهات مخالفان معاد می‌کند و جواب شبهه آن‌ها را می‌دهد و مشکل آن‌ها با معاد را توضیح می‌دهد. [1] یکی از تفکرها و ایدئولوژی‌هایی که خداوند در قرآن با آن برخورد کرده است مسیحیت امروز است. درآیات متعدد خداوند در مورد مسیحیت امروزی صحبت کرده است. خداوند درآیات فراوانی توحید را اثبات و تثلیث و الوهیت عیسی یا حضرت مریم(علیهماالسلام) را رد می‌کند. [2] «لَقَدْ كَفَرَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنْ لَمْ یَنْتَهُوا عَمَّا یَقُولُونَ لَیَمَسَّنَّ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلیم، آنها که گفتند: «خداوند، یکی از سه خداست» (نیز) به‌یقین کافر شدند، معبودی جز معبود یگانه نیست و اگر ازآنچه می‌گویند دست برندارند ، عذاب دردناکی به کافران آن‌ها (که روی این عقیده ایستادگی کنند) خواهد رسید.» [3]‏
شاید به دلیل همین آیات باشد که عده‌ای مسیحیان با قرآن و اسلام مخالف باشند. ( البته علل مخالفت با اسلام در بسیاری از تازه مسیحیان سیاسی است) اما آیا نگاه قرآن به مسیحیت نگاهی تخریبی و کوبنده است یا قرآن نگاهی دیگر دارد؟
اگر کسی صرفاً به این آیات انتقادی قرآن نگاه کند آیاتی که تفکر تثلیث را کفر می‌داند یا صحبت از اشتباه در بحث به صلیب کشیدن عیسی می‌کند یا جایی که صحبت از انحراف در کتاب مقدس و کتب انبیا گذشته می‌کند، خواهد گفت که هدف قرآن تخریب مسیحیت و استعلای اسلام است. اما این کار از خدایی که اصل در عملکردش رحمانیت و عفو و بخشش است بعید است. تخریب مسیحیت با منش اسلام و خداوند سازگار نیست مخصوصاً زمانی که بیشتر مسیحیان انسان‌هایی ساده و مهربان هستند (البته نباید از فرقه‌های صهیونیستی و جنایتکاران دولتی مسیحی گذشت) در نگاهی جامع‌تر به آیات قرآن پیرامون مسیحیت می‌توان به این نتیجه رسید که نگاه قرآن به مسیحیت نگاهی تخریبی و صرفاً انتقادی نیست بلکه دیدگاه قرآن نگاهی تعاملی و سازنده وبرتری بخش به مسیحیت است. خداوند درآیات متعددی حضرت عیسی را در قرآن موردتمجید قرار می‌دهد و عظمت او را تائید می‌کند تا جایی که نویسندگان غربی اعتراف می‌کنند که عیسی‌ای که قرآن و اسلام ترسیم می‌کند بسیار زیباتر از عیسی‌ای است که مسیحیت ترسیم می‌کند [4] «إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسیحُ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجیهاً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبین‏؛( به یادآورید) هنگامی را که فرشتگان گفتند: «ای مریم! خداوند تو را به کلمه‌ای [وجود باعظمتی] از طرف خودش بشارت می‌دهد که نامش «مسیح ، عیسی پسر مریم» است درحالی‌که در این جهان و جهان دیگر، صاحب شخصیت خواهد بود و از مقرّبان (الهی) است.» [5] خداوند در قرآن حتی حواریون عیسی را هم تائید می‌کند و آن‌ها را الگو قرار می‌دهد. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ كَما قالَ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوارِیِّینَ مَنْ أَنْصاری إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ فَآمَنَتْ طائِفَةٌ مِنْ بَنی‏ إِسْرائیلَ وَ كَفَرَتْ طائِفَةٌ فَأَیَّدْنَا الَّذینَ آمَنُوا عَلى‏ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یاوران خدا باشید همان‌گونه که عیسی بن مریم به حواریون گفت: «چه کسانی درراه خدا یاوران من هستند؟!» حواریون گفتند: «ما یاوران خداییم» در این هنگام گروهی از بنی‌اسرائیل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند ماکسانی را که ایمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تأیید کردیم و سرانجام بر آنان پیروز شدند!» [6] ظاهراً‏ پس نگاه اسلام به مسیحیت نگاهی تخریبی و صرفاً انتقادی نیست. خداوند در قرآن مسیحیان را دعوت به گفتگو و اتحاد می‌کند و همه را دعوت به اجتماع بر مشترکی به نام خدا می‌کند که تمامی ادیان قبول دارند.
در آیه‌ای دیگر خداوند مسیحیان را نزدیک‌ترین دوستان به مسلمانان در میان دیگر تفکرها معرفی می‌کند.
«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسینَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا یَسْتَكْبِرُون‏؛ به‌طور مسلّم، دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان را، یهود و مشرکان خواهی یافت و نزدیک‌ترین دوستان به مؤمنان را کسانی می‌یابی که می‌گویند: «ما نصاری هستیم» این به خاطر آن است که در میان آن‌ها، افرادی عالم و تارک‌دنیا هستند و آن‌ها (در برابر حق) تکبّر نمی‌ورزند.» [7] اما علت انتقادهای قرآن به مسیحیت چیست؟ قرآن بابیان این نکات می‌خواهد چهره واقعی عیسی و مسیر عیسی را به جهانیان معرفی کند. در اصل می‌توان گفت قرآن قدیمی‌ترین کتاب معتبری است که سعی می‌کند از عیسی دفاع کند و انحراف را از مسیر عیسی ، محو کند. به همین دلیل است که در هیچ کجای انتقادات قرآن توهینی به مسیحیان دیده نمی‌شود و حتی در سیره بزرگان اسلام و معصومین اسلام هم همواره نسبت به مسیحیان احترام دیده می‌شود.[8]
پس نباید کسی چنین تصور کند که اسلام با مسیحیت دشمن است. زیرا در رأس مسیحیت عیسی قرار دارد . بله قرآن با هرگونه انحراف و کج‌روی برخورد می‌کند مخصوصاً زمانی که انحراف در مسیر پیامبر بلندمرتبه مانند عیسی باشد.


پی‌نوشت:
1). مراجعه کنید به کتاب معاد در قرآن آیت‌الله جوادی آملی.
2). مراجعه کنید به کتاب تثلیث از دیدگاه قرآن و کتاب مقدس ( حجه الاسلام محمد کاشانی )
3. مائده/73.
4). مراجعه کنید به کتاب عیسی اسطوره یا تاریخ (ترجمه حسین توفیقی)
5). آل‌عمران/45.
6). صف/14.
7). مائده/82.
8). مراجعه کنید به کتاب گفتگوی اسلام و مسیحیت ( حجت‌الاسلام طاهری آکردی)

استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.