مرسلون

مهدی صیدی

مهدی صیدی

پنج شنبه, 17 آبان 1397 07:07

حضور قلب در نماز

ada0c478b45d5e5c7b6e3e231ae8ab7d_XL_Copy مهدی صیدی 

امام موسی کاظم علیه‌السلام در سن کودکی در خدمت پدر بزرگوارش امام جعفر صادق علیه‌السلام به نماز ایستاده بود؛ اندیشمندی از اهالی شهر نزد آن حضرت بود دید که این فرزند به‌سوی درِ باز نماز می‌خواند که کراهت دارد؛ مسئله را از حضرت صادق علیه‌السلام پرسید امام فرمودند: از خود بچه سؤال کنید؟ آن آقای عالم رو کرد به بچه خردسال و عرض کرد: چرا رو به درِ باز نماز می‌خوانید؟ این طفل خردسال «امام کاظم علیه‌السلام» فرمود: آن‌کسی که من به‌سوی او نماز می‌خوانم از این در به من نزدیک‌تر است؛ (1) ما باید ائمه علیهم‌السلام را الگوی خود در زندگی قرار دهیم ما نمی‌توانیم مثل ایشان باشیم ولی باید در حد امکان از راه و روش امامان پیروی کنیم و هر چه در توان داریم اعمال و کردارمان را به پیشوایان و رهبران حقیقی بشریت شبیه‌سازی کنیم. (2)


پی‌نوشت:
1) بحارالانوار، جلد 82، صفحه 213
2) نماز از دیدگاه قرآن و حدیث، صفحه 12

جمعه, 22 تیر 1397 10:04

علت غرور

a91bfd0da12e60915095ee700cd13ee8_XL مهدی صیدی

راستی اگر انسان کمترین شناخت از خود و جهان هستی داشته باشد می‌داند در برابر عالم بزرگ هستی چه اندازه کوچک است؟ حتی اگر گردنش هم‌طراز کوه‌ها شود، تازه بلندترین کوه‌های زمین در برابر عظمت زمین کمتر از برآمدگی‌های پوست نارنج نسبت به آن است؛ همان زمینی که خود ذرّه‌ای ناچیز در برابر کهکشان‌های عظیم است؛ آیا بااین‌حال، کبر و غرور، دلیل جهل و نادانی مطلق نیست؟ کوتاه‌سخن آنکه تواضع از امتیازات و ارزش‌های خاص پرهیزگاران وارسته است.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در ضمن شمارش اوصاف پرهیزگاران می‌فرماید: وَ مَشیُهم التَّواضُعَ (1): روش و راه رفتنشان، با تواضع و فروتنی است.


پی‌نوشت:
1) کافی، جلد 2 صفحه 312؛ نهج‌البلاغه، خطبه 193

 e2c119515275e4841465144c49eeab4d_XL_Copy مهدی صیدی

این‌یک اصل است که «لَاتَقنَطُوا مِن رَّحمَةِ اللَّهِ»(1) از رحمت خدا نباید مأیوس شد؛ خدا می‌فرماید: همه گناهان را می‌آمرزم جز شرک؛ منظور این است که کسی مشرک بماند، توقع آمرزش هم داشته باشد والا اگر کسی مشرک باشد و بعد مسلمان شود، پاک می‌شود؛ بعضی از مفسرین تعبیری دارند که می‌گویند: هفده نکته ادبی و عاطفی در این آیه است: قُل یَا عِبَادِیَ الَّذینَ أسرَفُوا عَلَی أنفُسِهِم لَاتَقنَطُوا مِن رَّحمةِ اللهِ (2): ای بندگانی که به خودتان بد کردید از رحمت خدا مأیوس نشوید لذا توبه ذکر خاصی ندارد؛ چند مرتبه «استَغفرالله ربی و اتوبُ إِلَیه» گفته شود کفایت می‌کند اما مهم‌ترین کار در توبه چند چیز است:

1) ترک گناه

2) پشیمانی

3) جبران

انسان نسبت به گذشته پشیمان باشد و واقعاً از این‌که کارهای بد کرده ناراحت باشد و در آینده هم گناه را ترک کند.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: اگر گناهی در خفا کردی ثواب در خفا بکن و اگر گناهی را آشکار کردی ثواب را هم آشکار کن؛ (3) تکرار گناه و شکستن توبه، نباید باعث یأس شود البته باید تمسخر نشود؛ کسی که می‌گوید: خدایا من توبه می‌کنم و باز گناه را تکرار می‌کند یک نوع تمسخر است ولی حتی با این فرض هم خداوند گفته است صدبار اگر توبه شکستی بازآی انسان بداند که خداوند تبارک‌وتعالی توبه را قرار داده است برای این‌که به هر صورتی بنده را به‌طرف خود بکشاند تا رها نشود.


پی‌نوشت:
1) زمر، آیه 53
2) همان
3) حدیث امام صادق علیه‌السلام، وسائل الشیعه، جلد 16، صفحه 103

پنج شنبه, 31 خرداد 1397 16:54

معیار انتخاب همسر

معیار انتخاب همسر در نزد مردم معمولاً چند چیز است: ثروت، زیبایی، حَسب و نَسب؛ ولی در حدیث از رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم می‌خوانیم: علیک بذات الدّین تو در انتخاب همسر محور را عقیده و تفکّر و بینش او قرار ده؛ (1) در حدیث دیگر می‌خوانیم: چه‌بسا زیبایی که سبب هلاکت و ثروت که سبب طغیان باشد. (2)

رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم فرمودند: هرگاه کسی به خواستگاری دختر شما آمد؛ که دین وامانت داری او را پسندید جواب رد ندهید وگرنه به فتنه و فساد بزرگی مبتلا می‌شوید. (3)

امام حسن (علیه‌السلام) به کسی که برای ازدواج دخترش مشورت می‌کرد فرمود: دامادِ باتقوا انتخاب کن که اگر دخترت را دوست داشته باشد گرامی‌اش می‌دارد و اگر دوستش نداشته باشد، به خاطر تقوایی که دارد به او ظلم نمی‌کند. (4)

در روایات می‌خوانیم: به افرادی که اهل مشروبات الکلی هستند افراد بداخلاق و کسانی که خط فکری سالمی ندادند و آنان که در خانواده‌ای فاسد رشد کرده‌اند، دختر ندهید؛ (5) ناگفته نماند که ازدواج دو نوع است: دائم و موقّت که برای هر دو در قرآن و روایات اسلامی توصیه‌ها و دستورات خاصی آمده است، متأسفانه ازدواج دائم، به خاطر برخی آداب‌ورسوم بی‌منطق و بهانه‌گیری بعضی بستگان و توقّعات خانواده عروس و داماد و آرزوهای دورودراز، به‌صورت یک معمّا و گردنه‌ی صعب‌العبور درآمده است و ازدواج موقّت نیز آن‌گونه زشت و ناپسند شمرده‌شده که فحشا جای آن را گرفته است.


پی‌نوشت:
1) کنز العمال، حلد 46602، تُنکَحُ المَرأةُ لأربَعٍ: لِمالِها وَ لِحَسَبِها وَ لِجَمالِها وَ لِدينِها؛ فَاظْفَرْ بِذاتِ الدِّين تَرِبَتْ يداکَ»
2) میزان الحکمه
3) بحارالانوار، جلد 103، صفحه 372
4) مکارم الاخلاق، جلد 1، صفحه 446
5) ميزان الحكمه‏

پنج شنبه, 20 ارديبهشت 1397 00:58

بدعت و مبارزه با آن

إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُم وَکانُوا شِیَعاً مِنهم فِی شَیءٍ إِنَّما أَمرُهُم إِلی اللهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِما کَانُول یَفعَلونَ (1): (ای پیامبر!) تو را باکسانی که دین خود را پراکنده ساخته و گروه‌گروه شدند، هیچ‌گونه ارتباطی نیست؛ (تو مسئول آنان نیستی و) سرنوشت کارشان تنها باخداست، آنگاه او آنان را به عملکردشان آگاه خواهد کرد.

تفرقه‌افکنی در دین، یعنی بدعت‌گذاری و تفسیر دین به رأی خود که در قرآن و حدیث، شدیدترین تعبیرات، درباره این‌گونه افراد آمده است. به برخی از این نمونه‌ها توجّه کنید:

1) قرآن می‌گوید: وای بر آنان که با دست خود مطلبی می‌نویسند، سپس می‌گویند: این از طرف خداوند است.

2)علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: هرگاه بدعتی آید، سنّتی می‌رود. ویکی از وظایف انبیا و علما، بدعت زدایی و جلوگیری از تحریف‌هاست.

3) در روایت آمده است: توبه‌ی صاحب بدعت، پذیرفته نمی‌شود. 

4) خداوند، هیچ عملی را از بدعت‌گذار قبول نمی‌کند.

5) کسی که به بدعت‌گذار احترام گذارد یا از روی رضایت لبخندی بزند، در فروپاشی دین گام برداشته است. (2)

6) در قرآن بارها از یهود، به خاطر تحریف‌هایی که علمایشان در دین پدید آوردند انتقاد شده است. درباره حضرت موسی (علیه‌السلام) هم می‌خوانیم: وقتی از کوه طور برگشت و انحراف و گوساله‌پرستی قوم خود را دید، از فرط ناراحتی الواح تورات را بر زمین افکند و ریش برادرش که جانشین او بود گرفت و گفت: چرا امّتم منحرف شدند؟

هارون در پاسخ گفت: ترسیدم اگر برای جلوگیری از انحرافشان شدّت عمل به خرج دهم، مردم متفرّق شوند و بگویی چرا مردم فرقه شدند (تفرقه‌ای که با بازگشت تو هم قابل اصلاح نباشد).

این آیات و روایات، مسئولیت سنگین دین شناسان را در حفظ اصالت مکتب و مقابله با انحرافات فکری، در عین حفظ وحدت اجتماعی امّت بیان می‌کند.


پی‌نوشت:
1) انعام، آیه 159
2) بحارالانوار، جلد 2، صفحه 264؛ الحیاة، جلد 2، صفحه 344؛ بحارالانوار، جلد 2، صفحه 262

 

شنبه, 26 اسفند 1396 17:03

دروغ در احادیث اسلامی

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: لعنت بر کسی که دروغ می‌گوید. (1)

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: از بزرگ‌ترین خطایا و گناهان زبان دروغ‌گویی است. (2)

امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: دروغ ویران کننده ایمان است. (3)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند: نتیجۀ دروغ، خواری و پستی در دنیا و عذاب در آخرت است. (4)

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: هنگامی که شخص مؤمن بدون عذر شرعی دروغ می‌گوید هفتاد هزار فرشته او را لعنت می‌کنند و بوی گندی از درون قلب او بیرون می‌آید که تا عرش خدا می‌رسد آنگاه حاملین عرش خدا هم او را لعنت می‌کنند. (5)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند: شایسته نیست که انسان جدی و یا به شوخی دروغ بگوید و سزاوار نیست کسی به فرزندش «به‌دروغ» وعده‌ای بدهد و به آن عمل نکنند. (6)


پی‌نوشت:

1) مستدرک الوسائل، باب 49، حدیث 11

2) میزان الحکمه، جلد 8، صفحه 342

3) اصول کافی، جلد 4، صفحه 36

4) آثار الصادقین  جلد 18، صفحه 471

5) مستدرک، جلد 2، صفحه 100

6) وسائل، جلد 8، صفحه 577

پيامدهاى شهوت‌پرستی در كلام امیر مؤمنان على (علیه‌السلام):

1) امام علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «عَبْدُ الشَّهْوَةِ اسيرٌ لاَ يَنْفَكُّ اَسْرُهُ; برده شهوت چنان اسير است كه هرگز روى آزادى را نخواهد ديد».(1)
2) آن حضرت (علیه‌السلام) در اینکه سرانجام «شهوت‌پرستی»، رسوايى است، می‌فرمایند: «حَلاوَةُ الشَّهْوَةِ يُنَغِّصُهَا عارُ الْفَضيحَةِ; شيرينى شهوت را ننگ رسوايى از ميان می‌برد».(2)
3) در تعبير ديگرى، شهوت‌پرستی را كليد انواع شرها می‌دانند: «سَبَبُ الشَّرِّ غَلَبَةُ الشَّهْوَةِ(3): سبب شر، غلبه شهوت است». با توجه به اینکه «الشرّ» با الف و لام جنس و به‌صورت مطلق ذکرشده است، معناى عموم را می‌رساند كه اين امر بيانگر آن است كه «شهوت‌پرستی»، سرچشمه تمام شرها و بدبختی‌هاست.
4) در جاى ديگر ضمن اشاره به اين نكته كه غلبه هوا و هوس، سبب بسته شدن راه‌های سعادت بشرى شده و او را در گمراهى نگاه می‌دارد، می‌فرمایند: «كَيْفَ يَسْتَطيعُ الهُدى مَنْ يَغلِبُهَا الهَوى; چگونه می‌تواند انسان به هدايت برسد، درحالی‌که هواى نفس‌بر او غالب گرديده است».(4)


پی نوشت:

1)غررالحكم، حديث 6300.
2)غررالحكم، حديث 4885.
3)شرح غررالحكم، حديث 5533.
4)همان مدرك، حديث 7001، صفحه 566 غررالحكم.

 

پنج شنبه, 01 تیر 1396 08:05

هدایت چیست؟

هدایت چیست؟

کلمه ی «هدایت» در قرآن به دو معنی بازگشت می‌کند:
1- «هدایت تکوینی» و منظور از آن رهبری موجودات به وسیله ی پروردگار، زیر پوشش نظام آفرینش و قانونمندی‌های حساب شده جهان هستی است.
2- «هدایت تشریعی» که به وسیله ی پیامبران و کتاب‌های آسمانی انجام می‌گیرد و انسان‌ها با تعلیم و تربیت آن‌ها در مسیر تکامل پیش می‌روند.

چرا هدایت قرآن ویژه‌ی پرهیزکاران است؟

مسلماً قرآن برای هدایت همه‌ی جهانیان نازل‌شده، ولی چرا در آیه‌ی دوم سوره‌ی بقره، هدایت قرآن مخصوص پرهیزکاران معرفی شده است؟

علت آن این است که تا مرحله‌ای از تقوا در وجود انسان نباشد (مرحله‌ی تسلیم در مقابل حق و پذیرش آنچه هماهنگ با عقل و فطرت است)، محال است انسان از هدایت کتاب‌های آسمانی و دعوت انبیاء بهره بگیرد.«زمین شوره زار، هرگز سنبل بر نیارد، اگر چه هزاران مرتبه باران بر آن ببارد». سرزمین وجود انسانی نیز تا از لجاجت و عناد و تعصّب پاک نشود، بذر هدایت را نمی‌پذیرد و لذا خداوند می‌فرماید «قرآن هادی و راهنمای متقیان است»(1)


پی‌نوشت:

1)برگزیده تفسیر نمونه ج 1 ص 38

 

پنج شنبه, 01 تیر 1396 06:02

ابتلاء برای همه

آب صاف، خیلی گواراست، صدایش هم قشنگ است، خرابی هم ندارد و خلق هم از آن استفاده می‌کنند، زمین هم حالش از آن به جا می‌آید و گل‌های محمدی می‌روید.
آب گل‌آلود صدای بدی دارد، خرابی هم دارد، ولی کمی که جلو رفت دریک گودال می‌افتد و جلویش بسته می‌شود، آن‌وقت گل‌هایش ته‌نشین می‌شود و آب صاف می‌شود.
ابتلائات، گودال‌هایی هستند که خدا برای هر کسی که طغیان کند پیش می‌آورد و جلوی او را می‌بندد تا صاف شود.اگر جلوی غضب و طغیان خود را در برابر دیگران بگیری، نیازی به گودال ابتلائات نخواهی داشت و خدا هم پیش نمی‌آورد.

از امیرمومنان علی (ع) روایت است که ایشان فرمود: البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان و للانبیاء درجه؛ برای ستمگر ادب و مجازات و تنبیه است؛ برای مؤمنان آزمون و برای پیامبران درجه و مرتبه است.(1)


پی نوشت:

1)بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۳۵

 

سه شنبه, 30 خرداد 1396 11:21

ایستگاه‌های قیامت

ایستگاه های قيامت چگونه است؟! چه كنيم كه از سختي‏ هاي مراحل قيامت رها شويم؟

بايد دانست قيامت نيز همانند دنيا، داراى نظام است؛ براساس روايات، قيامت داراى مواقف پنجاه‌گانه است و هر ايستگاهى به نوعى از اعمال رسيدگى می‌شود و در حقيقت، عالم قيامت پرده نمايش و ظهور اعمال و عقايد ما در دنيا است. همچنان كه در دنيا ما در عرصه‏ هاى مختلف زندگى شخصى، خانوادگى، اجتماعى و عبادت و... رفتارهاى گوناگونى داشتيم؛ در آنجا نيز ايستگاه حق اللَّه، حق الناس و به طور جزئى‏ تر، حق نماز، حق قرآن و... وجود دارد و از انسان بازخواست می‌کنند و در حقيقت جلوه‏اى از اجراى عدالت خداوند است كه به نمايش در می‌آید. به هر ميزان كه در اين دنيا به اين حقوق بيشتر و آسان‏ تر پرداخته شده باشد، در صحنه قيامت سريع‏تر آن ايستگاه‏ ها طى می‌شود. بنا بر آنچه گفته شد، این‌گونه نيست كه انسان در صف‏هاى طولانى بايستد تا نوبت او برسد؛ بلكه بايد در صف‏هاى متعدد پاسخ‏گو باشد و چه بسا زمان پاسخ‏گويى هر كس طولانى باشد.
با استفاده از آيات قرآن مجيد، مى‏ توان روز قيامت را در سه مرحله كلى ترسيم كرد (1):

مرحله اول: برانگيخته شدن همگانى: «وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً»؛ كهف (18)، آيه 99. «در صور دميده می‌شود و ما همه آن‌ها را گرد می‌آوریم».

مرحله دوم: حركت به سوى ايستگاه‏ هاى حسابرسى و سؤال: «وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ»(2). «هر انسانى وارد محشر می‌گردد، در حالى كه همراه او حركت دهنده و گواهى دهنده‏اى است».

مرحله سوم: حركت به سوى جايگاه كيفر و پاداش: «وَ سِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى‏ جَهَنَّمَ زُمَراً»(3). «و كسانى كه كافر شدند؛ گروه‌گروه به سوى جهنم رانده می‌شوند» و «وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً»(4): «و كسانى كه تقواى الهى پيشه كردند، گروه‌گروه به سوى بهشت برده مى‏ شوند».

اين مراحل سه گانه داراى ايستگاه ‏هاى بسيار و گردنه‏ هاى سختى است كه پيمودن هر كدام تا هزار سال طول می‌کشد، چنان كه در قرآن مجيد آمده است: «ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ»(5): «سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال از سال‏هايى است كه شما می‌شمارید؛ به سوى او بالا می‌رود».


پی نوشت:

1)آشنايى با مفاهيم قرآن، (3) ص 238 - 233

2)سوره ی ق ، آيه 21

3)سوره ی زمر، آيه 71

4)سوره ی زمر، آيه 73

5) سجده، آيه 5

صفحه1 از2
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.