مرسلون

ازجمله گناهانی که در کتاب‌های اخلاقی پیرامون آن مطلب نوشته‌شده است، عیب‌جویی و سرزنش کردن می‌باشد؛ این دور رذیله‌ی اخلاقی همواره به‌عنوان گناه بزرگ از آن‌ها یادشده است که هر…
اکبر آقا و زهرا خانم با حقوق اندکی که اکبر آقا می‌گرفت، قناعت می‌کردند تا بتوانند پولی پس‌انداز کنند و ماشینی بخرند. بعد گذشت مدت‌ها پولشان تقریباً به حد خرید…
ساختمان هم ساختمان‌های قدیم؛ نمی‌دانم این طرح سالن‌های جدید ایده کدام از خدا بی‌خبری بود؛ مگر در طول سال، چند مهمانی صرفاً زنانه یا مردانه برگزار می‌شود؟ مهمانی و صله‌رحم…
یک دورهمی دوستانه چند نفری. بحث رفته بود به سمت نقش مادر در سلامت و تربیت نسل و نجات جامعه. نازنین پنج ساله از اول بحث دو دستش را گذاشته…
چند وقتی بود از هم بی‌خبر بودیم؛ رفیق چندین ساله گرمابه و گلستان؛ قرار گذاشتیم جمعه به‌وقت دعای ندبه همدیگر را ببینیم؛ مسیر راهمان یک ربعی پیاده‌روی داشت؛ می‌توانستیم همه…
وقتی اعلامیه ترحیم را دیدم اولین چیزی که در ذهنم تداعی شد فریبا بود؛ دختر یکی یک‌دانه و تک‌فرزند مرحوم؛ همسفر مشهدمان بود؛ دختری بلندبالا، ساکت و حرف‌گوش‌کن و تا…
اگه حس می‌کنی یه جورایی داری از راه به در میشی. نمی خواد کار شاقی انجام بدی! فقط کافیه یه سر بری به بهشت‌زهرا و خوب به قبرها نگاه کنی!…

آغوش خدا

نوشته شده توسط
داشتیم از حرم حضرت معصومه سلام‌الله علیها برمی‌گشتیم. درست روی پل آهنچی دخترم گفت: بابا منو بذار بالا تا لبه پل راه برم! منم گذاشتمش و سعی کردم که هواشو…
حسن با پسرعمویش غلام دچار اختلاف شدید شدند، غلام هر چه اهانت بود را نثار حسن کرد و طوری آبروی حسن را برد که هرگز فکرش را هم نمی‌کرد، برای…
زهرا با ناراحتی به همسرش، حسن گفت: وقتی دیروز داداشت از همسرش تعریف می‌کرد، با ناراحتی گفتید که خدا شانس بدهد. منظورت این است که تو شانس نداشتی و همسر…
صفحه1 از104
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.