مرسلون

قدرشناسی

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
قدرشناسی قدرشناسی

صبح زود شلغم‌ها را شستم و بار گذاشتم؛ بيدار که شد، يک شلغم خورد و بلند شد که حاضر شود و سر کار برود؛ با ناراحتي گفتم: فقط يک شلغم خوردی!

گفت: ميل ندارم.

گفتم: خودت خوب میدانی که شلغم پخته اگر بماند خاصيت و مزه‌اش را از دست می‌دهد. من اين شلغم‌ها را اول صبح برای تو آماده کرده‌ام، ولی تو حتی ذره‌ای قدر محبت من را نمی‌دانی. مخصوصاً اينطور حرف زدم که مجبور بشود چند شلغم ديگر بخورد، چون سرفه می‌کرد و مطمئن بودم شلغم‌ها برای گلوی او خوب است؛ چيزی نگفت و چند شلغم ديگر خورد. تشکّر کرد و رفت.

وقتی رفت، يک تکه از شلغمی که باقی مانده بود را در دهان گذاشتم. چنان تلخ بود که انگار زهر در دهانم ريختم. اولين بار بود چنين شلغم تلخی خورده بودم. يکی ديگر را امتحان کردم باز هم تلخ بود. همسرم از اين شلغم‌های تلخ چندتا خورده بود و خم به ابرو نياورده بود و به من هم چيزی نگفته بود. از رفتار خودم شرمنده شدم که همسرم را مجبور کرده بودم به‌زور اين شلغم‌های تلخ را بخورد. آخر چرا گله نکرد! چرا همان موقع نگفت این‌ها تلخ هستند نمی‌توانم بخورم!

وقتی برگشت خانه ديگر سرفه نمی‌کرد. گويا گلو دردش خوب شده بود.

گفتم تو می‌دانستی شلغم‌ها تلخ هستند، چرا خوردی و چیزی به من نگفتی!

گفت: قدر نشناسی بود اگر می‌زدم تو ذوقت. ناشُکری بود اگر به نعمت خدا ايراد می‌گرفتم.

جا دارد کلام خود را معطر به يک حديث از امام جعفر صادق (عليه السلام) کنم که فرموده‌اند: طوبي لِمَن لَم يُبَدِّلْ نِعمةَ اللهِ كُفراً؛ خوشا به حال كسي كه شكرانه نعمت‌های خدا را تبديل به كفران و ناسپاسی نكند. (1)


پی‌نوشت:
1) بحارالانوار، جلد 71، صفحه 46

 

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: متن کوتاه
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: تولیدی
  • محیط انتشار: وبلاگ
  • سطح قالب: سطح الف
  • قالب انتشار: مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی», مناسب جهت«پاسخ به شبهات»
خواندن 1174 دفعه

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.