نمایش موارد بر اساس برچسب: متن کوتاه

امامت یک چشمه جاری است که همین امروز به کار ما می آید و می تواند تشنگی ما را برطرف کند.

امامت یک برکه راکد نیست، یک واقعه تاریخی در ۱۴ قرن پیش نیست که گذشته باشد و با امروز ما بیگانه باشد.

کیفیت حیات امروزی هر مسلمانِ پایبند به دینی وابسته به دیدگاه او در خصوص امامت بوده سوالات امروز تک تک مسلمین در حیات فردی و اجتماعی آنها در گرو حل مسائل امامت است؛ امروز زیارت قبور برویم یا نرویم؟ از مجتهد زنده تقلید کنیم یا از مجتهدان مرده؟ توسل را در برنامه خود جا بدهیم یا نه؟ عزاداری سنت است یا بدعت؟ نماز ظهر و عصر را جمع بخوانیم یا جدای از هم بخوانیم؟ چگونه وضو بگیریم؟ آیا بر مهر خاکی سجده کنیم یا بر فرش پشمی؟ آیا قبل از عقد دائم می توانیم محرمیت موقت داشته باشیم یا نه؟ و …

این سوالها و ده ها و صدها سوال دیگر در گرو حل مسائل امامت است؛ اگر امام، علی و فرزندان علی باشند پاسخ به یک شکل است و اگر امام خلفای راشدین و دیگران باشند پاسخ گونه دیگری است.

بنابراین امامت برکه ای راکد نیست چشمه ای جوشان است و امروز ما را سیراب می کند. به همین دلیل، کسانی که می گویند «بیایید از اتفاقات ۱۴ قرن پیش بگذریم و این مباحثات را خاتمه دهیم و از کنار این مسائل با تسامح گذر کنیم» کلام قابل قبولی بر زبان ندارند.

در ادامه با هر نکته گوشه ای از مباحث پردامنه امامت را تشریح می کنیم.

منتشرشده در امامت عامه
سه شنبه, 19 بهمن 1395 08:18

سر درس امامت ۴۱ (علم امام)

آیا کسی که بار وظیفه هدایت تکوینی و هدایت تشریعی را به دوش می کشد می تواند عالم نباشد؟ آیا بدون علم و دانش می توان راه حق را برای دیگران بازشناساند و بدین سان برای ایشان «ارائه طریق» نمود؟ آیا فردی جاهل شایستگی حرکت دادن بندگان الهی در مسیر سعادت و کمال را دارد و می توان برای تک تک آنها «ایصال به مطلوب» را فراهم آورد؟

با کمی دقت می توان به روشنی پاسخ سوال های پیش گفته را دریافت؛ به روشنی نمایان است که هدایت گری و جهل با یکدیگر جمع نمی شوند چگونه می توان جاهلی را که خود علمی به راه سعادت ندارد «راهنما» محسوب نمود و چگونه می توان بی بهره از نور علم را که خود در گرداب جهل قوطه ور است «همراه در راه» محسوب کرد؟ آیا برای یافتن یک آدرس ممکن است به سراغ شخصی رویم که هیچ شناختی از شهر ندارد؟! آیا برای انتخاب همراه در مسیری سخت و طاقت فرسا ممکن است به دنبال فردی رویم که بهره ای از دانش نداشته خود نیازمند به فردی دیگر است تا او را از ظلمتکده جهل بیرون آورد؟ بنابراین عقل انسان به روشنی به این مطلب دلالت می نماید که «هادیان به هدایت تشریعی و تکوینی بدون تردید بهره مند از مراتب علم و دانش هستند»

بنابراین همانطور که ویژگی هدایت تشریعی و تکوینی امام ریشه در آیات قرآن کریم دارد، علم امام نیز – از آن جهت که لازمه امر هدایت گری است – ریشه در قرآن کریم دارد. به دیگر سخن آیاتی که «هدایت تکوینی» امام را از ویژگی های امام محسوب می کردند – که در دروس قبلی از آنها سخن به میان آمد – بر «عالم بودن» امام نیز دلالت دارند.

علاوه بر این می توان برخی دیگر از آیات قرآن کریم را شاهدی بر «علم امام» محسوب نمود که در درس های بعدی به بعضی از آنها اشاره می شود.

منتشرشده در امامت عامه
سه شنبه, 19 بهمن 1395 08:21

سر درس امامت ۴۲ (علم امام)

یکی از شئونات و ویژگی های انبیای الهی «علم» است به همین روی است که در آیات متعددی از قرآن کریم یکی از وظایف آنها «تعلیم» و آموزش علم به پیروانشان دانسته شده است. هنگامی که ابراهیم خانه کعبه را بنا کرد دست به دعا بلند نمود و عرض کرد: «پروردگارا در میان مردمان این قوم پیامبری را از ایشان مبعوث کن که آیات تو را بر آنها تلاوت کند و به ایشان کتاب و حکمت را آموزش دهد و آنان را پاکیزه گرداند» (1)
بدون شک هیچ پیامبری بدون بهره مندی از علم و آگاهی نمی تواند به نبوت بپردازد زیرا وظیفه او بشارت دادن و ترساندن است و این دو بدون علم و آگاهی حاصل نمی شوند. قرآن کریم می فرماید: « خدا پیامبرانى را مژده دهنده و بیم رسان برانگیخت، و با آنان به درستى و راستى کتاب را نازل کرد، تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند، حکم و قضاوت کنند» (2) در این آیه بشارت، انذار و حکم و قضاوت از وظایف پیامبران محسوب شده است و به روشنی پیداست که بدون علم و آگاهی هیچ یک از این سه امر ممکن نخواهد بود.
حال با یک سوال به محضر آیه ابتلاء (3) مشرف می شویم و یک بار دیگر از خرمن اسرار عمیق این آیه خوشه می چینیم و می پرسیم: «آیا وقتی پیامبران بهره مند از علم آگاهی هستند می توان امامان را فاقد علم و آگاهی محسوب نمود؟» با توجه به مباحثی که در درس های قبلی در ضمن آیه ابتلا بیان نمودیم به روشنی می توان پاسخ این سوال را یافت؛ پاسخ منفی است و امام به حکم این آیه حتما صاحب علم و دانش است. توضیخ اینکه بر اساس این آیه مقام امامت برتر از مقام نبوت است چرا که امامت پس از پیروزی ابراهیم (علیه السلام) در آزمایش‌های سخت الهی و در سنی پیری به او ارزانی شد بنابراین اگر مقام نبوت مقام افراد صاحب علم و دانش است مقام امامت – که به حکم آیه ابتلاء برتر از مقام نبوت است – به طریق اولی صاحب علم و دانش خواهد بود.
تا بدین جا ریشه علم امام در دو آموزه قرآنی قرار گرفت:
اولا بر اساس درس قبل علم امام لازمه وظیفه خطیر«هدایت تکوینی» است که در آیه ۷۳ انبیاء از آن بحث شد
ثانیا بر اساس این درس علم امام لازمه «برتری مقام امامت بر مقام نبوت است» که در آیه ابتلاء سخن از آن به میان آمد.
در درس بعد ریشه دیگری برای علم امام در قرآن کریم مطرح خواهیم نمود.


پاورقی:
1-    سوره بقره، آیه ۱۲۹.
2-    سوره بقره، آیه 213.
3-    سوره بقره ،آیه ۱۲۴.

منتشرشده در امامت عامه
سه شنبه, 19 بهمن 1395 08:37

سر درس امامت ۴۳ (علم امام)

یکی از راههای تحصیل علم برای انبیاء «وحی» است. ایشان از طریق وحی که نوعی ارتباط خاص با عالم الوهیت است به بسیاری از حقایق عالم می شوند. در سوره مبارکه هود پس از اینکه داستان برخی از انبیاء برای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می شود می فرماید: «اینها از خبرهاى غیبى است که آن را به تو وحى مى‏کنیم، نه تو پیش از این عالم به آنها بودی و نه قوم تو پس [در ابلاغ پیام ما] شکیبایى ورز یقیناً فرجام [نیک‏] براى پرهیزکارن است.» (1)
پیشتر در توضیح آیه ۷۳ انبیاء به این نکته دست یافتیم که هر چند امام، وحی اختصاصی به انبیاء را – که از آن به وحی تشریعی یاد نمودیم – ندارد، اما وحی دیگری به او می شود به نام وحی تسدیدی که به مراتب برتر از وحی فرو آمده بر انبیاء است. به همین روی آیه ۷۳ انبیاء می فرماید: «و آنان را امامانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت مى‏کردند، و انجام دادن کارهاى نیک و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحى کردیم، و آنان فقط پرستش کنندگان ما بودند»
حال که وحی تشریعی به انبیاء، موجب عالم شدن ایشان می گردد، وحی تسدیدی به امام نیز موجب عالم شدن او خواهد بود چرا که – چنانچه در درس های قبل گذشت – وحی تسدیدی به امام مرتبه عالی تری از ارتباط با عالم غیب است و هنگامی که وحی تشریعی می تواند موجبات عالم شدن را فراهم آورد وحی تسدیدی به طریق اولی چنین خواهد نمود.
تا بدین جا «علم امام» سه ریشه مستحکم در قرآن کریم یافت؛ ابتدا «هدایت تکوینی»، پس از آن «برتری امامت بر نبوت» و در نهایت «وحی تسدیدی» هر یک از این سه عنصر قرآنی مراتبی از علم را برای امام ثابت می نمایند.


پاورقی:
1- سوره هود، آیه ۴۹.

منتشرشده در امامت عامه
سه شنبه, 19 بهمن 1395 08:46

سر درس امامت ۴۴ (علم امام)

در درس های قبلی گذشت که امام در مقامی برتر از مقام انبیاء قرار گرفته است و وظیفه خطیر هدایت تشریعی و حفاظت از کیان دین و شریعت و تبیین احکام الهى و نیز هدایت تکوینی و اصلاح امر مردم را بر عهده دارد و علاوه بر این از حقیقت «وحی تسدیدی» نیز بهره مند است. این همه اقتضا مى‏کند که علم و آگاهى او از دین کامل و بى نقص بوده و در هیچ مسأله‏اى نیازمند به هدایت و تعلیم دیگران نباشد. در غیر این صورت نقش هدایتگرى مطلق امام محل تردید قرار خواهد گرفت. به این جهت در ذیل برخى روایات حدیث ثقلین از اعلمیت عترت سخن به میان آمده، گفته شده: «هرگز بر آنان پیشى نگیرید که به هلاکت افتید و به ایشان تعلیم ندهید که آنان از شما داناترند» (1)
در این درس از بین روایات متعددی که در خصوص علم امام وارد شده است مواردی را از نظر می گذرانیم؛ امام علی(علیه‌السلام) می فرمایند: «کجایند کسانى که پنداشتند آنان راسخان در علم قرآنند؟ به دروغ و ستمى که بر ما مى‏رانند. خدا ما را بالا برده و آنان را فرو گذاشته، به ما عطا کرده و آنان را محروم داشته، ما را در حوزه‏ى عنایت خود درآورده و آنان را بیرون رانده راه هدایت را با راهنمایى ما مى‏پویند و روشنى دلهاى کور را از ما مى‏جویند» (2) ؛ «ما درخت نبوت و فرودگاه رسالت و محل آمد و شد فرشتگان و معدن‏هاى دانش و سرچشمه‏هاى حکمتیم» (3) ؛ «خاندان پیامبر، دانش را زنده کننده‏اند و نادانى را میراننده، بردباریشان شما را از دانش آنان خبر دهد و برون آنان از نهان و خاموش بودنشان از حکمت بیان، نه با حق ستیزند و نه در آن خلاف ورزند ستون‏هاى دینند و پناهگاه‏ها که مردمان را نگاه مى‏دارند» (4) امام باقر (علیه السلام): «ما گنجینه بان علم خداوند و ترجمان وحى اوییم» (5) امام صادق (علیه السلام): «ما سرپرستان امر، نگهبانان علم و ظرف وحى خداییم» (6) ؛ «خداوند ما را براى خود خواسته و برگزیدگان خلق و امینان بر وحى و نگهبانان در زمین و جایگاه سر و ظرف علم خود قرار داده است» (7) ؛ «ما وارثان پیامبران و وارثان کتاب خدا و بندگان برگزیده اوییم» (8) و بالاخره به گفته‏ى امام على (علیه‌السلام) سیلاب دانش از آنان سرازیر بوده و هیچ طایر بلند پروازى به بلنداى قله‏ى علم و کمال آنان نتواند برسد. (9)
وجود چنین روایاتی در منابع شیعی موجب شده است تا برخی اندیشمندان اهل سنت شیعه را در خصوص «علم امام» اهل غلو محسوب نمایند؛ در درس آینده در خصوص رابطه «علم گسترده امام» و «غلو» بیشتر سخن خواهیم گفت.


پاورقی:
1-    کافى ج ۱، ص ۲۹۴.
2-    نهج البلاغه خطبه ۱۴۴.
3-    نهج البلاغه خ ۱۰۹.
4-    نهج البلاغه خ ۲۳۹.
5-    کافى ج ۱، ص ۱۹۲.
6-    همان.
7-    بصائر الدرجات ص ۸۲، ح ۷.
8-    همان، ص ۵۳۴، ح ۳۳
9-    نهج‌البلاغه، خطبه۳.

منتشرشده در امامت عامه
سه شنبه, 19 بهمن 1395 08:57

سر درس امامت ۴۵ (علم امام)

آیا شیعه در باب علم امام «غلو» می کند؟ آیا گستره علوم غیبی که برای امام معتقد است به بزرگ نمائی و زیاده گوئی در حق امام می انجامد؟ آیا بستر فراخ معلوماتی که شیعه برای امامان ترسیم می کند، با منطق قرآن کریم سازگار است؟ آیا می توان با حفظ تعالیم قرآنی برای بشر معلوماتی تا بدین حد را تصویر نمود؟
پاسخ پرسش های فوق از دقت در درسهای پیشین به دست می آید؛ توضیح اینکه حال که «برتری امام بر نبی»، «هدایت گری تشریعی و تکوینی» و «وحی تسدیدی» از شئونات قرآنی امام هستند به چه دلیل گستره معلومات امام را مخالف با منطق قرآن محسوب نمائیم؟ چنین گستره فراخی از علم و دانش – که در روایات درس قبل به آن اشاره شد – ریشه در منطق و آموزه های قرآن کریم در باب «امامت عامه» دارد.
علاوه بر آنچه گفته شد در منطق قرآن کریم «علم غیب» برای برخی از افراد که حتی واجد مقام «امامت» نیز نیستند مطرح شده است؛ چگونه است که علم غیب در ایشان غلو نیست و با منطق قرآن ناسازگاری ندارد اما علم غیب در خصوص امام – که مقامی حتی برتر از انبیاء دارد – غلو و زیاده گوئی محسوب می شود؟! برخی از این افراد عبارتند از:
الف. مادر موسی (علیها السلام) : خداوند از راه وحى و الهام مادر موسى (علیه السلام) را نسبت به سرنوشت آینده‏ى فرزندش با خبر کرد. (1)
ب. حضرت مریم(علیها السلام): فرشتگان الهى در گفتگو با مریم (علیها السلام)  او را از اخبار تولد مسیح (علیه السلام ) آگاه کردند. (2)
ج. یکی از یاران سلیمان نبی: قرآن کریم در قصه‏ى حضرت سلیمان(علیه السلام)  از شخصى خبر مى‏دهد که نزدش دانشى از کتاب بود و آنچنان علم و قدرت یافته‏بود که تخت ملکه‏ى سبا را پیش از چشم به هم‏ زدنی احضار کرد. (3)
در درس های آینده در خصوص «علم غیب در قرآن کریم» بیشتر سخن خواهیم گفت.


پاورقی:
1-    سوره قصص، آیه ۷.
2-    سوره آل عمران، آیه ۴۲- ۴۷.
3-    سوره نمل، آیه ۴۰.

منتشرشده در امامت عامه
سه شنبه, 19 بهمن 1395 09:04

سر درس امامت ۴۶ (علم امام)

پیامبران در قرآن کریم صاحب «علم غیب» هستند. مقصود این عبارت این است که ایشان علومی و آگاهی هائی در اختیار دارند که به صورت طبیعی به دست نیاورده بلکه از طریقی غیر عادی به ایشان افاضه شده است. آنان نسبت به آنچه می دانند مدرسه ای نرفته اند و بر سر کلاس درسی حاضر نشده اند و از معلمی، آنها را نیاموخته اند بلکه خدای متعال با قدرت مطلق خویش از طرقی غیر طبیعی و فرا عادی – مانند وحی، الهام، رویای صادقه و … – آنها را به این درجه از معلومات رسانده است. در ادامه دو مورد از آیاتی را که در آنها به «علم غیب پیامبران» اشاره شده است از نظر می گذرانیم.
وقتی آدم (علیه السلام) برای خلافت الهی بر روی زمین برگزیده شد، فرشتگان از دلیل برتری آدم بر خودشان سوال کردند؛ در کلام الهی علت برتری آدم نسبت به آنها در «علم به اسماء» دانسته شده است؛ صرف نظر از اینکه مقصود از «اسماء» و «نام ها» چیست آنچه مسلم است این است که آدم به جهت دانشی که به آنها دست یافت – دانشی که با مدرسه رفتن و استاد دیدن و … حاصل نشد – لایق مقام «خلافت» بر روی زمین گردید. در این باره در قرآن کریم می خوانیم: «و خدا همه نام‏ها را به آدم آموخت سپس [هویت و حقایق ذات موجودات را] به فرشتگان ارائه کرد و گفت: مرا از نام‏هاى ایشان خبر دهید، اگر [در ادعاى سزاوار بودنتان به جانشینى‏] راستگویید. گفتند: تو از هر عیب و نقصى منزّهى، ما را دانشى جز آنچه خودت به ما آموخته‏اى نیست، یقیناً تویى که بسیار دانا و حکیمى. (1)
یکی از معجزات عیسى (علیه السلام) در قرآن کریم اخبار غیبی او از برخی امور است. در قرآن کریم می خوانیم که وی به قوم خود مى‏گفت: «من [به طریق معجزه] به شما خبر مى‏دهم آنچه را که مى‏خورید و در خانه‏هاى خود ذخیره مى‏کنید.» (2)
حال که در منطق قرآن کریم اولا «پیامبران» دارای علم غیب هستند و ثانیا «مقام امام» برتر از مقام پیامبران است – چنانچه در توضیح آیه ابتلاء در درس های پیشین گذشت – به راحتی می توان نتیجه گرفت که اعتقاد به علم غیب داشتن امام هیچ منافاتی با قرآن کریم ندارد و روایات شیعه که به این امر اشاره کرده اند محکوم به «غلو» و زیاده روی در حق امامان علیهم السلام نیستند.
در درس های آینده در خصوص علم غیب امام بیشتر بحث خواهیم نمود.


پاورقی:
1-    سوره بقره، آیه ۳۱ و ۳۲.
2-    سوره آل عمران،آیه ۴۹.

منتشرشده در امامت عامه
سه شنبه, 19 بهمن 1395 19:43

سر درس امامت ۴۷ (علم امام)

52-1-300x300 متن کوتاه

در درس‌های قبل در خصوص علم غیب امام مطالبی مطرح گردید، اینک ممکن است اشکالی به ذهن برسد مبنی بر اینکه: در برخی از آیات قرآن کریم «علم غیب» به خداوند متعال اختصاص یافته است؛ با وجود این آیات چگونه می‌توان برای «امام» معتقد به علم غیب شده و این گفتمان را سازگار با منطق قرآن کریم دانست؟
برخی از این آیات عبارتند از:
الف. «کلیدهاى غیب فقط نزد خداست و کسى جز او به آن‌ها علم ندارد‏» (1).
ب. «بگو: در آسمان‏ها و زمین هیچ کس جز خدا غیب نمى‏داند و آنان آگاهى ندارند چه زمانى برانگیخته مى‏شوند؟» (2).
ج. «بگو: من به شما نمى‏گویم که خزینه‏ها و گنجینه‏هاى خدا نزد من است و نیز غیب هم نمى‏دانم» (3).
در پاسخ به این اشکال توجه به چند نکته لازم است:
الف. با کمی دقت این اشکال به «علم غیب پیامبران» و «علم غیب افرادی عادی» – نظیر مادر موسی و … – نیز وارد می‌گردد و اختصاصی به «علم غیب امام» ندارد؛ بنابراین لازم است آن‌ها نیز به صورت مطلق بی بهره از علم غیب باشند در حالی که بر اساس آیات قرآن – که در درسهای قبلی از نظر گذشتند – بدون شک پیامبران و حتی برخی افراد عادی از علوم غیبی و پنهانی آگاهی داشته‌اند.
ب. در قرآن کریم آیات دیگری نیز وجود دارند که به صورت صریح علم غیب را برای «غیر خداوند متعال» ثابت دانسته‌اند نظیر:
«خداوند داناى غیب است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمى‏کند مگر پیامبرانى را که [براى آگاه شدن از غیب‏] برگزیده است.» (4)
«خدا بر آن نیست که شما را بر غیب آگاه کند. ولى خدا از میان فرستادگانش هر کس را بخواهد [براى آگاه کردن به غیب‏] برمى‏گزیند.» (5)
این دو دسته از آیات – آیاتی که علم غیب را منحصر به خدا می‌دانند و آیاتی که آن را برای غیر خدا نیز مطرح می‌نمایند – منافاتی با یکدیگر ندارند؛ زیرا علم غیب تقسیم می‌شود به «علم غیب استقلالى» و «علم غیب وابسته» قسم اول اختصاص به خداوند داشته و قسم دوم در غیر خدا نیز ممکن است. بر این اساس اگر انسان‏هایى بتوانند برخى پرده‏ها را بدرند و رازهایى را بگشایند هرگز سزاوار آن نیستند که به طور مطلق داناى غیب به شمار آیند. (و این مطلبی است که آیات دسته اول به آن اشاره دارند) در عین حال دیگران می‌توانند در سایه سار وجود الهی به قدر ظرفیت خویش از علم غیب الهی بهره برند (و این مطلبی است که در آیات دسته دوم به آن اشاره شده است) به این جهت امام على (علیه السلام) در پاسخ کسى که از اخبار غیبى آن حضرت به شگفت آمده و آن را علم غیب گمان مى‏برد فرمود: «این نه علم غیب بلکه علمى است که از دارنده‏ى علم غیب آموخته شده‏است». (6)


پاورقی:
1- سوره انعام، آیه ۵۹.
2- سوره نمل، آیه ۶۵.
3- سوره انعام، آیه ۵۰.
4- سوره جن، آیات ۲۵ و ۲۶.
5- سوره آل عمران، آیه ۱۷۹.
6- بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۱۰۳.

منتشرشده در امامت عامه
سه شنبه, 19 بهمن 1395 20:12

سر درس امامت ۴۸ (علم امام)

در درس‌های پیشین مراتبی از علم غیب را برای پیامبران و برخی افراد عادی – با بررسی برخی از آیات قرآن کریم – به اثبات رساندیم و از این امر وجود علم غیب را برای امام – به جهت برتری مقام او بر مقام انبیاء – نتیجه گرفتیم. با این همه برخی از اندیشمندان اهل سنت باز هم «وجود علم غیب برای امام» را غلو و بزرگنمائی جایگاه امام محسوب می‌نمایند؛ حال آنکه منشأ این شبهه عدم درک درست آنان از «مقام امامت» مى‏باشد. بدیهى است اگر امام را منهاى شئون پیش گفته قرآنی او تصور کنیم، این گفته درباره‏ى او موجه خواهد بود چه اینکه در این صورت امام هم به مانند همه مجتهدان و کارشناسان دینى دیگر درخواهد آمد که در اجتهاد و کارشناسى او صواب و خطا راه یافته، هیچ برترى و امتیازى برایش ثابت نیست؛‏ اما آنگاه که سه ویژگی «برتری بر انبیاء»، «هدایت تکوینی» و «وحی تسدیدی»، از دل قرآن کریم برای امام به اثبات رسید، آنگاه به حکم عقل باید احاطه او به دانش و معارف دینى هم از طرق غیر عادی اثبات شود.
به هر صورت در این درس بر بهره مندی برخی از اصحاب پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) از علوم غیبی تاکید داریم مطلبی که در منابع اهل سنت نیز به آن اشاره شده است و به خوبی می‌تواند مسیر اعتقاد به «علم غیب امام» را هموار سازد. در ادامه به برخی از این موارد اشاره می‌شود.
در صحیح مسلم به نقل از حذیفه الیمان آمده است: «پیامبر (صلى الله علیه و آله) حوادث آینده تا قیامت را به من خبر داده ‏است» (1) هرگاه براى برخی از صحابه، پرده‌هایی کنار زده ‏شده و امورى پنهانى آشکار مى‏گردد چرا نسبت به امکان این امر براى امامان هدى (علیهم السلام) تردید شود؟
علی (علیه السلام) نیز – به عنوان یکی از صحابه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و نه امام معصوم – به علوم غیبی که در سینه دارد در جای جای نهج البلاغه اشاره نموده است نظیر:
الف. «به خدا اگر خواهم هر یک از شما را خبر دهم که از کجا آمده و به کجا رود و سرانجام کارهاى او چه بود؟ توانم این کار را انجام دهم لکن ترسم که درباره‏ى من به راه غلو روید و مرا بر رسول خدا تفضیل نهید. من این راز را با خاصّان در میان مى‏گذارم که بیمى برایشان نیست.» (2)
ب. امام (علیه السلام) پیش از شروع پیکار با یاران معاویه فرمود: «به خدا که ده کس از آنان نرهد و از شما ده تن کشته نشود.» (3) ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه این خبر غیبى را از معجزات آن حضرت بشمار مى‏آورد. زیرا خبر تفصیلى دادن از شمار کشتگان، ارتباط با عالم وراى‏ حسّ را به خوبى مى‏نمایاند و اینگونه پیشگویى فراتر از توان بشرى است. (4)
ج. در نهج البلاغه خطبه‏ هاى چندى است که در آن از اخبار فتنه ‏ها و حوادث آینده سخن به میان مى ‏آید. نظیر خطبه ۱۲۸ و ۱۳۸ و در خطبه‌ی ۱۲۸ – چنانچه در درس‌های قبلی نیز به آن اشاره شد – پس از اخبار غیبى امام على (علیه السلام)، فردى از اصحاب به شگفت ‏آمده می‌پرسد: «گویا علم غیب یافته‌ای؟» و امام پاسخ می‌گوید: «این علم غیب نبوده بلکه علمى است که از دارنده‏ى علم آموخته شده است.»
حال که علم غیب حتی در برخی اصحاب پیامبر نیز وجود داشته است به چه دلیل می‌توان علم غیب برای امام را «غلو» محسوب نمود؟.


پاورقی:
1- صحیح مسلم ج ۴، ص ۲۲۱۷.
2- نهج‏البلاغه خ ۱۷۵.
3- همان، خ ۵۹.
4- ر.ک: شرح نهج البلاغه ج ۵، ص ۳- ۴.

منتشرشده در امامت عامه
سه شنبه, 29 فروردين 1396 11:51

طوبی، درختی در بهشت

آیه شجره طوبی :
امام علی علیه‌السلام کسی است که آیه شجره طوبی درشان وی نازل‌شده است . سوره رعد آیه بیست‌ونه (الَّذينَ آم نوا وَ عمل‌ها الصالحات طُوبي‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مآب) یعنی : آنان که به خدا ایمان آورده و به کار نیکو پرداختند خوشا بر احوال آن‌ها و خوش سرانجامی دارند .
جناب ابن عباس رحمِ الله علیه گوید : از پیامبر صلی‌الله علیه و آلِ و سلم پرسیده شد : منظور از طوبی در آیه شریفه چیست؟ فرمود : درختی است در بهشت که به‌فرمان خدا روئیده و خدا از روح خود در آن دمیده و از آن انواع نعمت‌های بهشتی مثل جواهرات ، پوشیدنی‌ها و میوه‌ها به وجود می‌آید ، که اهل بهشت از هرکدام آن‌ها بخواهند برایشان حاضر و مهیا می‌شود ، که ریشه این درخت طوبی در خانه علی علیه‌السلام است ، دوستانش از آن بهره‌مند و دشمنانش از آن محروم‌اند .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شواهد التنزیل ج 1 ص396 ـ تفسیر فرات کوفی ص 215

 

منتشرشده در امام شناسی
صفحه1 از496