مرسلون

نیم‌نگاهی به زندگی امام هادی

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
نیم نگاهی به زندگی امام هادی نیم نگاهی به زندگی امام هادی

امام علی بن محمد الهادی نقش بسیار حساس و کلیدی در سازمان‌دهی و انضباط سازمانی شیعیان تحت‌فشار و تعقیب خلافت آل عباس داشتند؛ شبکه دقیق و حرفه‌ای وکالت از طرف امام در سراسر پهنه‌ی سرزمین‌های اسلامی یادگار امام هادی علیه‌السلام است. شیعیان به‌طور ویژه از زمان ایشان به‌تدریج یاد گرفتند گاهی ارتباط مستقیم با امام ممکن نیست و به‌واسطه‌ی نائبان ایشان باید امور خود را حل‌وفصل کنند. امام هادی، مسیری آرام‌بخش برای آماده‌سازی شیعیان مضطرب و سرگردان برای ورود به عصر غیبت بود. آماده‌سازی که در زمان فرزند ایشان امام حسن بن علی العسکری به کمال رسید. کرامات و نشانه‌های الهی در زمان امامت امام هادی جلوه و بروز خاصی داشت و موارد متعددی از حوادث شگفت‌انگیز در کتب مختلف ثبت‌شده است. به‌طور نمونه، تسلط امام به زبان‌های گوناگون باعث شگفتی دیگران می‌شد؛ مثلا روزی سردار ترک ارتش عباسی، بوغا، از مسیری عبور کرده و تصادفاً با امام هادی برخورد می‌کند و مکالمه کوتاهی بین این دو شکل می‌گیرد. پس از مدتی بوغا شگفت‌زده از اسب پیاده می‌شود و به اطرافیان می‌گوید این مرد پیغمبر است؟! مرا به نام کودکی‌ام که هیچ‌کس از آن آگاه نیست صدا زد و با زبان و لهجه‌ی روستایم با من سخن گفت. مورد دیگر، سخن گفتن پارسی امام هادی با غلام علی بن مهزیار از یاران خاص ایشان است؛ و موارد متعدد دیگری که در تاریخ مضبوط است.(1) مادر امام عصر که یک شاهزاده از امپراتوری بیزانس بود از سوی امام هادی برای پسرشان امام حسن عسکری خواستگاری شد. امام شخصاً نامه‌ای به زبان یونانی نوشته و آن را از طریق یکی از یاران به دست بانوی بیزانسی که در بازار برده‌فروشان به‌عنوان اسیر نگهداری می‌شود می‌رساند؛ این نامه به بانو -که اکنون خریداری‌شده است- قوت قلب و آرامش داده و مسیر حساس و الهی پیش روی او به‌عنوان مادر مهدی موعود را روشن می‌کند که ظاهراً ماجرای خریداری و خواستگاری شاهزاده بیزانسی در اواخر عمر امام هادی رخ‌داده است. نکته دیگر آن‌که دشمنان خبیث و بیچاره‌ی شجره‌ی نبوت و امامت، در سال‌های اخیر از مظلومیت امام هادی سوءاستفاده کردند و به خیال خود سعی کردند با متن و موسیقی و کاریکاتور و ... به محضر ایشان اهانت و استهزا کنند؛ ولی کور خوانده‌اند؛ این سید پاک قریشی، سالار دین و دنیا، امام انس و جن، علی بن محمد النقی الهادی تا ابد عزیز قلب ما و حبیب جان ماست

 

دعایی که امام هادی زیاد می‌خواندند:
شخصی به نام ابوموسی می‌گوید: خدمت امام هادی علیه‌السلام رسيدم و عرض کردم: متوکل حقوق مرا قطع کرده و اين به سبب ارادتی است که من به شما دارم. دستور فرماييد تا حقوق مرا بدهند.
امام فرمود: اگر خدا بخواهد مشکلاتت حل می‌شود.
همان شب فرستادگان متوکل در خانه را زدند. در را که باز کردم، فتح، وزير متوکل، به من گفت: در منزلت چه می‌کنی؟! متوکل سراغت را می‌گیرد.
من نزد متوکل رفتم. متوکل با ديدن من گفت:‌ای ابوموسی ما حواسمان به تو نيست، تو هم خودت را فراموش کرده‌ای؟! آنگاه سهمم از بیت‌المال و هدايا و اموال زيادی را به من بخشيد. درراه بازگشت، به فتح گفتم: امام هادي علیه‌السلام اينجا آمده بود؟
گفت: نه. گفتم: نامه‌ای نوشته بود؟ گفت: نه.
آنگاه فتح به من گفت: شک ندارم که تو از امام هادي دعايي خواسته بودی. بگو برای من هم دعا کند.
خدمت امام هادی علیه‌السلام رسيدم و گفتم: به برکت شما مشکلم حل شد؛ اما اطرافيان متوکل می‌گفتند شما نزد متوکل نرفته و درخواستی نکرده بوديد. فرمود: ما در امور مهم فقط به خدا پناه می‌بریم و در مشکلات بر او توکل می‌کنیم. او ما را این‌گونه عادت داده است که اگر از او چيزی بخواهيم اجابت می‌فرماید؛ و می‌ترسیم که از وظايف بندگی عدول کنيم و او هم‌نظر لطفش را بردارد.
پيغام فتح را به امام رساندم. فرمود: او در ظاهر دوست ما ولي در باطن دشمن ماست. خداوند دعای کسي را مستجاب می‌کند که خالصانه مطيع او باشد و به رسول‌الله (صلی‌الله عليه وآله وسلم) و حق ما اهل‌بیت (علیهم‌السلام) ايمان داشته باشد. در اين صورت اگر از خدا چيزی بخواهد محروم نخواهد شد.
عرض کردم: به من يک دعای اختصاصی بياموزيد، آقای من. فرمود: اين دعايی است که من زياد می‌خوانم و ازخداخواسته‌ام هر کس بعد از من در کنار قبرم آن را خواند، خواسته‌اش را اجابت کند:
يا عدّتی عند العُدد و يا رجائی و المعتمد و يا کهفی و السند و يا واحد و يا واحد يا قل هوالله احد و اسألک اللهم بحق من خلقته من خلقک و لم تجعل فی خلقک مثلهم احداً ان تصلی عليهم و تفعل بی‌کذا و کذا. (به‌جای کذا حاجت را ذکر کن) ترجمه: ای توشه من و‌ای اميد و پناهگاه و تکيه‌گاه من،‌ای خدای يگانه! تو را به‌حق کسانی می‌خوانم که هيچ‌کس را همانند آن‌ها قرار ندادی و از تو می‌خواهم بر آنان درود بفرستی و … (در اينجا حاجت خود را بيان کن)

 

دعای امام هادی برای نجات از فقر و غم:
يسع بن حمزة القمى می‌گوید: عمرو بن مسعده، وزير معتصم عبّاسى به من گفت: پرونده سختى در مورد توست. آنگاه آنان مرا دستگير و زندانى کرده و با غل و زنجير بستند، من برجان خود بيمناک شده و ترسيدم کشته‌شده و اموالم را مصادره نمايند و فرزندان و بازماندگانم پس از من فقير شوند. به همين جهت، طى نامه‌ای‏ اين جريان را به آقايم امام هادى علیه‌السلام نوشته و به آن حضرت شکوه کردم؛ و از حضرتش خواستم که مشکل مراحل نمايند. دعايى که مولايم امام هادى علیه‌السلام نوشته بود، چنين است: اى خدايى که گره ناگواري‌ها بانام‌های او گشايش می‌یابد و اى آن‌که با ياد او سختی‌ها از بين می‌رود، اى آن‌که نام‌های بزرگش براى خروج از شدّت به‌سوی گشايش خوانده ‏می‌شود. سختی‌ها به نيروى تو رام و اسباب به لطف تو سبب‌ساز می‌گردند و قضا به قدرت ‏تو جارى گردد و چيزها به ياد تو امضا مى‏‌گردد، پس هر چه بخواهى به مجرّد خواست تو بدون فرمانت انجام پذيرد و به مجرّد اراده‌ات بدون وحى تو بازایستد. تو اُميد براى مهمات جهان و پناهگاه براى پريشاني‌ها هستى، هيچ درد و رنجى از بين ‏نمى‏‌رود جز آن‌که تو دفع کنى و هيچ مصيبتى برطرف نمى‌‏شود جز آن‌که تو برطرف نمايى، به‌راستی‌که براى من حادثه‌ای رخ‌داده که سنگينى آن قابل تحمّل نيست و چنان بر من ‏پيش‏ آمد نموده که حملش بر من سنگين آمده و اين را تو به قدرت خودت بر من وارد آورده‌ای و با سلطان تو بر من رو آورده، پس آنچه تو وارد آورده باشى کسى نمى‏‌تواند آن را از ميان بردارد و آنچه را که تو مشکل کنى کسى نمی‌تواند آن را آسان نمايد و آنچه را تو گسيل دارى برگردانده ‏اى نيست و آنچه را که تو ببندى، گشاینده‌ای براى آن نيست و آنچه‏ را تو بازکن، کسى را ياراى بستن آن نيست و کسى را که تو خوار نمايى ياورى جز تو نيست. بر محمد و آل محمد درود فرست و از فضلت درِ گشايش را براى من بگشا و بانيروى خود تسلّط اندوه را از من برگردان و براى من در آنچه به‌سوی تو شکوه نمودم ‏خوش‌بینی مرحمت فرما و شيرينى عمل در آنچه از درگاه تو خواستم براى من روزى کن‏ و از پيشگاه خود براى من گشايشى فورى عنايت کن و از پيشگاه خود براى من چاره‌ای ‏گوارا قرار بده و مرا با گرفتارى، از انجام واجبات تو و به‌کارگیری مستحبات تو مشغولم ‏مکن، چراکه ازآنچه به من رسيده - پروردگارم - در تنگنا هستم و دلم از اندوه‌بار سنگينى‏ که براى من پیش‌آمده، پرشده و تنها تو قادرى آنچه را که باعث گرفتارى من شده برطرف ‏کنى و آنچه مرا در خود فروبرده از بين ببرى. اين کار را براى من انجام بده، گرچه سزاوار چنين امرى از جانب تو نيستم. اى داراى‏ عرش بزرگ و عطاى کريم، پس تو توانایی‌ ای مهربان‌ترین مهربانان، اجابت فرما اى‏ پروردگار جهانيان.(2)

 

صلوات خاصه امام هادی:
اللّهُمَّ صَلِّ عَلي عَلِيِّ بْنِ محمد، وَصِيِّ الْأَوْصِيآءِ، وَاِمامِ الْأَتْقِيآءِ، وَخَلَفِ اَئِمَّةِ الدّينِ، وَالْحُجَّةِ عَلَي الْخَلائِقِ اَجْمَعينَ، اَللّهُمَّ کَماجَعَلْتَهُ نوُراً يَسْتَضيي ُ بِهِ الْمُؤْمِنوُنَ فَبَشَّرَ بِالْجَزيلِ مِنْ ثَوابِکَ، وَاَنْذَرَ بِالْأَليمِ مِنْ عِقابِکَ، وَحَذَّرَ بَاْسَکَ، وَذَکَّرَ بِآياتِکَ، وَاَحَلَّ حَلالَکَ، وَحَرَّمَ حَرامَکَ، وَبَيَّنَ شَرايِعَکَ وَفَرايِضَکَ، وَحَضَّ عَلي عِبادَتِکَ، وَاَمَرَ بِطاعَتِکَ، وَنَهي عَنْ مَعْصِيَتِکَ، فَصَلِّ عَلَيْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّيْتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اَوْلِيآئِکَ، وَذُرِّيَّةِ اَنْبِيآئِکَ، يا اِلهَ الْعالَمينَ.

چند حدیث:
الدُّنيا سوقٌ، رَبِحَ فيها قَومٌ وخَسِرَ آخَرونَ: دنيا، بازارى است كه قومى در آن سود بُردند و شمارى ديگر، زيان كردند.(3)
ألقُوا النِّعَمَ بحُسنِ مُجاوَرَتِها؛ والتَمِسوا الزِّيادَةَ فيها بالشُّكرِ علَيها، واعلَموا أنّ النَّفسَ أقبَلُ شيءٍ لِما اُعطِيَت، وأمنَعُ شَيءٍ لِما مُنِعَت: براى نعمت‌ها همسايه خوبى باشيد و با سپاسگزاری و قدردانى از آن‌ها، بر نعمت‌هاى خويش بيفزاييد و بدانيد كه نفْس، آنچه را به او داده می‌شود به‌راحتی می‌پذیرد و در برابر آنچه از آن بازداشته می‌شود، به‌شدت مقاومت می‌کند.(4)
اُذكُرْ مَصرَعَكَ بينَ يَدَي أهلِكَ؛ ولا طَبيبَ يَمنَعُكَ، ولا حَبيبَ يَنفَعُكَ: به يادآور آن هنگامى را كه پيش روى خانواده‌ات در بستر مرگ افتاده‌ای و نه طبيبى می‌تواند جلو مردنت را بگيرد و نه دوستى به كارت می‌آید.(5)

 

سروده حمیدرضا برقعی:

یادتان هست نوشتم که دعا می‌خواندم
داشتم کنج حرم جامعه را می‌خواندم
از کلامت چه بگویم که چه باجانم کرد
محکمات کلمات تو مسلمانم کرد
کلماتی که همه بال‌وپر پرواز است
مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است
کلماتی که پر از رایحه‌ی غار حراست
خط به خط جامعه آیینه‌ی قرآن خداست
عقل از درک تو لبریز تحیر شده است
لب‌به‌لب کاسه‌ی ظرفیت من پرشده است
همه‌ی عمر دمادم نسرودیم از تو
قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو
من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم
عرق شرم به پیشانی دفتردارم
شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو
فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو
دل ما کی به تو ایمان فراوان دارد
شیرِ در پرده به چشمان تو ایمان دارد
بیم آن است که ما یک‌شبه مرداب شویم
رفته‌رفته نکند جعفر کذاب شویم
تا تو را گم نکنم بین کویر ای باران
دست‌خالی مرا نیز بگیر ای باران
من زمین‌گیرم و وصف تو مرا ممکن نیست
کلماتم کلماتی است حقیر ای باران
یادکرد از دل ما رحمت تو زودبه‌زود
یادکردیم تو را دیربه‌دیر ای باران
نام تو در دل ما بود و هدایت نشدیم
مهربانی کن و نادیده بگیر ای باران
ما نمردیم که توهین به تو و نام تو شد
ما که از نسل غدیریم، غدیر ای باران
پسر حضرت دریا! دل ما را دریاب
ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران
سامرا قسمت چشمان عطش خیزم کن
تا تماشا کنمت یکدل سیر ای باران


پی نوشت:

1)منتهی الامال، ذیل زندگینامه امام هادی

2)مهج الدعوات، 326 - 324، بحار الأنوار، ج 50 ٰ صفحه 224

3)تحف العقول: ص 483، بحار الأنوار: ج 78 ص 366 ح 6

4)أعلام الدين: 312

5)بحار الأنوار: 78/370/4

 

پی ت، 326 - 324، بحار الأنوار، ج 50 ٰ

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: مقاله اینترنتی
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: تولیدی
  • محیط انتشار: وبلاگ
  • سطح قالب: سطح ب
  • قالب انتشار: مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی», مناسب جهت«پاسخ به شبهات»
خواندن 393 دفعه

آخرین‌ها از سید علی حسینی قورتانی

محتوای بیشتر در این بخش: خلاصه‌ای از زندگی امام هادی (ع) »
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.