مرسلون

پرتویی از سیره امام حسن عسکری(ع)

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
پرتویی از سیره امام حسن عسکری علیه‌السلام پرتویی از سیره امام حسن عسکری علیه‌السلام

از منظر فرهنگ وحیانی قرآن، کمال غایی انسان تنها به‌وسیله عبادت آگاهانه به دست می‌آید و هدف نهایی آفرینش جن و انس نیز ریشه در همین حقیقت دارد (1). عبادت بارزترین جلوه ارتباط انسان باخداست، خداوندی که در بینش حق باوران به همه آفریده‌های خود احاطه کامل دارد. او همه‌جا حاضر و ناظر است و از همه‌چیز به انسان نزدیک‌تر و از هر چیزی بالاتر می‌باشد. پروردگاری که از اسرار دل انسان‌ها آگاه و از نجواهای مخفیانه و تصمیم‌های افراد باخبر است. مولای عارفان علی‏ علیه‌السلام فرمود: «قد علم السرائر و خبر الضمائر، له الاحاطة بکل شی‏ء، والغلبة لکل شی‏ء والقوة علی کل شی‏ء; (2) خدا به تمام اسرار نهان آگاه و از باطن همه‌چیز باخبر است، به همه‌چیز احاطه دارد و بر همه‌چیز غالب و پیروز و بر هر شیئی تواناست.» همچنین از منظر قرآن ارتباط انسان با چنین خدای قادر و قاهر و عالمی، ارتباطی آسان و سهل‌الوصول است. همه‌کس در همه‌جا و در همه حال می‌توانند با آفریدگار خود نجوا کرده و راز دل خود را در میان بگذارند و درهای بیکران رحمت الهی را با مناجات و دعا و نماز به روی خود بگشایند. «واذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان‏»; (3) «هرگاه بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو]: من نزدیکم و دعای دعاکننده را - هنگامی‌که مرا می‌خواند - اجابت می‏کنم.» بر این اساس عبادت، ارتباط آسان انسان ناتوان با آفریدگار جهان است که هرلحظه اراده کند و خود را نیازمند پناهگاهی مطمئن و زوال‌ناپذیر ببیند، می‌تواند به این وسیله به قدرت لایزال آفریدگار هستی تکیه کرده و آرامش ازدست‌رفته خود را بازیابد. او باروی آوردن به عبادت آگاهانه، ارتباطی صمیمانه با سرچشمه و پدیدآورنده نیکی‌ها و زیبایی‌ها برقرار نموده و کارسازترین سلوک را در زندگی انتخاب می‌کند.
• سحر با باد می‏گفتم حدیث آرزومندی دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است بدین راه و روش می‏رو که با دلدار پیوندی • خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی بدین راه و روش می‏رو که با دلدار پیوندی بدین راه و روش می‏رو که با دلدار پیوندی عبادت و سلوک معنوی دستاوردهای ارزشمندی به بشر هدیه می‏کند. کسب بینش‌های متعالی، رسیدن به عظمت روحی و روانی، به دست آوردن ملکه تقوی (بالاترین معیار ارزش انسان)، صفای باطن و آزادگی روح، دوری از زشتی‌ها و گرایش به‌خوبی ها، آثار جسمانی، بهداشتی، فردی و اجتماعی، نمونه‌ای از ره‌آورد رفتار عبادی افراد است. افزون بر این، مقامات معنوی همچون: اخلاص، توکل، اطاعت از خداوند، حضور قلب و مواردی از این قبیل نیز از ثمرات پربار عبادت و ارتباط با پروردگار متعال می‏باشد. در یک‌کلام بالاترین ارمغان عبادت و عرفان حقیقی، آزادی بی‌قیدوشرط انسان از تمام تعلقات غیر الهی و پناه گرفتن در سایه لطف حضرت حق می‏باشد که وجود او را از تمام موجودات حتی فرشتگان، ارزشمندتر و شایسته‌تر می‏نماید و قلب و جان او را در عشق ورزیدن به مبدأ کائنات تسخیر می‌کند و درنتیجه شمع وجودش در آسمان و زمین می‌درخشد.
• گر نور عشق حق به دل‌وجانت اوفتد از پای تا سرت همه نور خدا شود در راه ذوالجلال چو بی‌پاوسر شوی
• بالله کز آفتاب فلک خوب‌تر شوی در راه ذوالجلال چو بی‌پاوسر شوی در راه ذوالجلال چو بی‌پاوسر شوی

ازآنجاکه طی چنین مسیر حساسی در وادی عبادت و عرفان نیازمند الگو و راهنما می‌باشد و بدون راهبر راستین و آگاه، انسان نه‌تنها سرگشته و حیران می‏ماند بلکه ممکن است افرادی سودجو و گروه‌هایی فرصت‌طلب او را از صراط مستقیم هدایت، گمراه کرده و الی‌الابد دچار هلاکت نمایند، پس برای سلوک عبادی و عرفانی شایسته است راهنمایی درخور انتخاب کرده و پیروی نمود. چه شایسته است که برای وصول به سعادت حقیقی در این مسیر از سیره و سخن رهبران الهی و پیشوایان معصوم ‏علیهم‌السلام که مطمئن‌ترین و کامل‌ترین الگوی بشریت هستند مدد بگیریم. با توجه به نکات یادشده و اهمیت عبادت در زندگی انسان، کوشیده‏ایم در این فرصت، گذری بر حیات عبادی و عرفانی حضرت امام حسن عسکری‏ علیه‌السلام داشته باشیم، به این امید که گفتار و رفتار عرفانی آن مظهر اسماء حسنای الهی، همچون نوری درخشان در پیمودن راه حساس و پرخطر زندگی ما را رهنمون شود.
عبادت به چه معناست؟
عبادت و ستایش پروردگار یک مفهوم وسیع و فراگیر دارد که هر کار نیک و مفیدی را که باانگیزه خدایی انجام پذیرد شامل می‏شود؛ یعنی عبادت از دو رکن اساسی تشکیل می‏شود که یکی نیت و دومی انجام عمل پسندیده است. اساساً عبادت از دیدگاه اسلام از هنگام بلوغ بشر شروع‌شده و تا لحظه مرگ ادامه می‌یابد. «واعبد ربک حتی یاتیک الیقین‏»; (4) «پروردگارت را عبادت کن تا لحظه یقین [مرگ] فرارسد.» با توجه به این نکته، یک انسان مسلمان می‌تواند تمام گام‌های خویش را که در راه زیستن بهتر و انجام اعمال پسندیده برمی‌دارد، همه را برای خدا و باانگیزه الهی همراه کند و به‌این‌ترتیب در تمام لحظات عمر خود در حال عبادت باشد. او با بهره‌گیری از سفره گسترده رحمت الهی، خود را در فضای ملکوتی و نورانی عبادت داخل کرده و با انجام هر عمل خیری به نیت تقرب الی الله گامی دیگر به‌سوی تکامل برمی‏دارد و به‌این‌ترتیب محبوب خدا شده و تمام وجودش خدائی می‌شود. خداوند متعال می‌فرماید: «ما یزال عبدی یتقرب الی بالنوافل حتی احبه فاذا احببته کنت‏سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به ویده الذی یبطش بها ورجله التی یمشی بها; (5) ان دعانی اجبته وان سالنی اعطیته; (6) پیوسته بنده من به‌وسیله نافله‏ها و عبادت‌های مستحبی به من نزدیک می‌شود تا اینکه محبوب من می‌شود، وقتی‌که محبوبم شد من گوش او می‌شوم که با آن می‌شنود و چشم او می‌شوم که با آن می‌بیند و دست او می‌شوم که با آن عمل می‌کند و پای او می‌شوم که با آن راه می‌رود، اگر مرا بخواند او را اجابت می‌کنم و اگر چیزی از من بخواهد به او عطا می‌کنم.»
اما بااین‌حال برخی اعمال عبادی جلوه بیشتری دارند و سفر به مقصد حقیقی انسان را سریع‌تر می‌نمایند. حضرت عسکری‏ علیه‌السلام می‌فرماید: «الوصول الی الله سفر لا یدرک الا بامتطاء اللیل; رسیدن به لقاء الله سفری است که در آن نمی‏توان به مقصد رسید مگر به‌وسیله شب‌زنده‌داری.»
یکی از عرفای بزرگ در مورد این حدیث نکاتی فرموده است که خالی از فایده نیست. آن بزرگوار می‌فرماید: از این حدیث استفاده می‌شود که:
1 - وصول به لقای حق ممکن است و ممتنع نیست.
2 - رسیدن به حضور حق با حرکت و سلوک امکان دارد نه با سکون و تحجر.
3 - راه وصول سخت و طولانی است و وسیله‌ای کارساز و مرکبی راهوار همانند سحرخیزی می‌طلبد.
4 - عبادت‌های شبانه نیرومندتر و سریع‌تر از عبادت‌های روزانه انسان را به مقصد می‌رساند (7).
به همین جهت‏ حضرت عسکری‏ علیه‌السلام در پیامی که به علی بن بابویه قمی (پدر شیخ صدوق) فرستاده است، بر این نکته تأکید ورزیده و می‌فرماید: «و علیک بصلاة اللیل، فان النبی‏ صلی الله علیه وآله اوصی علیا علیه‌السلام فقال: یا علی علیک بصلاة اللیل و من استخف بصلاة اللیل فلیس منا، فاعمل بوصیتی وآمر جمیع شیعتی حتی یعملوا علیه; (8) بر تو باد که نماز شب بخوانی، همانا پیامبر اکرم‏ صلی الله علیه وآله به علی ‏علیه‌السلام وصیت نموده و فرمود: ای علی! بر خودت نماز شب را لازم بدان! و کسی که خواندن نماز شب را سبک بشمارد از ما نیست [ای علی بن بابویه!] به وصیت من عمل کن و به جمیع شیعیان من نیز فرمان بده که چنین کنند.»
دستاوردهای شب‌زنده‌داری:
در طول تاریخ بزرگان زیادی از عالمان وارسته و مؤمنین به‌حق پیوسته به این توصیه حضرت عسکری ‏علیه‌السلام عمل نموده و از شب‌زنده‌داری و سحرخیزی نتایج ‏سودمند و توفیقات چشمگیری را نصیب خودکرده‌اند. در اینجا با چند تن از این پاسداران حریم دل، دیداری تازه کرده و تجدید خاطره می‌کنیم:
1- عالم بزرگوار مرحوم محمدتقی مجلسی، پدر بزرگوار علامه محمدباقر مجلسی در خاطرات خود می‌گوید: دریکی از شب‌ها پس‌ازاینکه از نماز شب و تهجد سحری فارغ شدم، حال خوشی برایم ایجاد شد و از آن حالت فهمیدم که در این هنگام هر حاجت و درخواستی از خداوند نمایم، اجابت‏ خواهد شد، فکر کردم چه درخواستی از امور دنیا و آخرت از درگاه خداوند متعال نمایم که ناگاه صدای گریه فرزندم محمدباقر در گهواره‌اش بلند شد و من بی‌درنگ به خداوند متعال عرضه داشتم: پروردگارا! به‌حق محمد و آل محمد، این کودک را مروج دینت و ناشر احکام پیامبر بزرگت قرار ده و او را به توفیقاتی بی‌پایان موفق گردان. (9)
دوش وقت‏ سحر از غصه نجاتم دادند / و اندر آن ظلمت‏ شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی / آن شب قدر که این تازه براتم دادند
این‌همه شهد و شکر کز سخنم می‏ریزد / اجر صبری است کز آن شاخ نباتم دادند
همت‏ حافظ و انفاس سحرخیزان بود / که زبند غم ایام نجاتم دادند
و این‌چنین بود که دعای این عارف سحرخیز به اجابت رسید و فرزند دانشمندش آن‌چنان توفیقاتی در ترویج دین و نشر احکام پیامبر به دست آورد که موافق و مخالف را به حیرت واداشت تا جایی که امروزه هیچ پژوهشگری در حوزه دین و علوم اسلامی از تألیفات این عالم وارسته و سخت‌کوش بی‌نیاز نمی‌باشد.
2- آیت‌الله‌العظمی مرعشی نجفی، بزرگ فرهنگیان میراث اهل‌بیت‏ علیهم‌السلام، در بیشتر علوم اسلامی صاحب‌نظر بود و تألیفات ارزشمند ایشان - که نزدیک به 150 اثر در موضوعات مختلف است - گواه روشنی بر این حقیقت است. کرامات معنوی، دریافت‏ بیش از چهارصد اجازه اجتهادی و روایتی از علمای بزرگ اسلامی، تدریس متجاوز از 67 سال در حوزه علمیه قم و نجف، تربیت هزاران شاگرد و تأسیس صدها مدرسه علمی، مسجد، حسینیه و مراکز فرهنگی، رفاهی و درمانی و ایجاد بزرگ‌ترین و مشهورترین کتابخانه در جهان اسلام ازجمله توفیقات این فقیه فرزانه می‌باشد. او این‌همه توفیقات را از هفتادسال مناجات‌های سحری و دعاهای نیمه‌شبی و کرامات اهل‌بیت‏ علیهم‌السلام می‏داند و با تأکید تمام وصیت می‏کند که: «سجاده‌ای که هفتادسال بر روی آن نماز شب به‌جا آورده‌ام با من دفن شود. (10)» •اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت هر گنج‏ سعادت که خداداد به حافظ از یمن دعای شب و ورد سحری بود •باقی همه بی‌حاصلی و بی‏خبری بود از یمن دعای شب و ورد سحری بود از یمن دعای شب و ورد سحری بود
3- آیت‌الله شهید مرتضی مطهری، یکی دیگر از عالمان وارسته‌ای است که تمام توفیقات خود را مرهون عبادت خالصانه و ارتباط حقیقی با مبدأ جهان آفرینش است. آن شهید والامقام و قهرمان میدان‌های علم و اندیشه و عمل بر این باور بود که: «ما یک سلسله لذت‌های معنوی داریم که معنویت ما را بالا می‌برد. برای کسی که اهل تهجد و نماز شب باشد، جزء صادقین، صابرین و مستغفرین بالاسحار باشد، نماز شب لذت و بهجت دارد [... آنان] به لذت‌های مادی که ما دل‌بسته‌ایم هیچ اعتنا ندارند... آدمی اگر بخواهد از چنین لذتی بهره‏مند شود، ناچار از لذت‌های مادی تخفیف می‏دهد تا به آن لذت عمیق معنوی برسد. (11)» استاد مطهری‏ رحمه‌الله عمیقاً به این گفتار خود اعتقاد داشت و چنان به مناجات‌های سحری دل‌بسته بود و از لذت‌های معنوی آن سرمست می‏شد که زمزمه‌های عاشقانه‌اش دیگران را نیز متأثر می‏ساخت.
حضرت آیت‌الله خامنه ‏ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در خاطرات خود آورده است: «مرحوم مطهری یک مرد اهل عبادت، اهل تزکیه اخلاق و روح بود.
هر شبی که ما با مطهری بودیم، این مرد نیمه‌شب تهجد با آه و ناله داشت، یعنی نماز شب می‌خواند و گریه می‌کرد، به‌طوری‌که صدای گریه و مناجات او افراد را از خواب بیدار می‌کرد... بله ایشان نماز شب می‌خواند همراه با گریه، با صدایی که از آن اتاق می‌شد آنرا شنید! (12)»
4 - علامه عارف مرحوم سید علی آقا قاضی نیز سعادت دنیا و آخرت را در سحرخیزی و نماز شب می‏دانست. آن یگانه دوران و استاد اخلاق و عرفان، نه‌تنها خود به این گفتار عامل بود، بلکه شاگردانش را نیز در فرصت‌های مناسب به این عمل توصیه و ترغیب می‏کرد. علامه طباطبائی می‏فرماید: چون به نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، یک روز در مدرسه‌ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی ازآنجا عبور می‏کردند، چون به من رسیدند دست ‏خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: «ای فرزند! دنیا می‌خواهی نماز شب بخوان و آخرت می‌خواهی نماز شب بخوان. (13)»
حضرت عسکری‏ علیه‌السلام دریکی از سخنان گهربار خویش به فواید روانی و جسمانی شب‌زنده‌داری اشاره فرموده و آرامش روحی و جسمی را یکی از دستاوردهای سحرخیزی می‌داند و می‌فرماید: «سحرخیزی لذت خواب را بیشتر می‌نماید و گرسنگی (روزه‌داری) لذت خوراک را افزایش می‌دهد. (14)»
اهمیت دادن به نماز:
نماز در سیره و سخن حضرت امام عسکری‏ علیه‌السلام همانند پدران بزرگوارش جایگاه ویژه‌ای دارد، در این زمینه چند روایت را می‌خوانیم:
الف) ابوهاشم جعفری (15) می‏گوید: روزی به حضور حضرت عسکری‏ علیه‌السلام داخل شدم و مشاهده کردم آن حضرت مشغول نوشتن است. در همین موقع وقت نماز داخل شد. آن بزرگوار از کار نویسندگی دست کشیده و برای اقامه نماز به پا خواست. من با شگفتی تمام دیدم که قلم بر روی کاغذ همچنان حرکت می‌کرد و می‌نوشت تا اینکه کار کتابت کاغذ به پایان رسید. من به شکرانه این کرامت ‏به سجده افتادم و امام از نماز برگشته و قلم را به دست گرفته و به مردم اجازه ورود داد (16).
ب) عقید خادم می‌گوید: هنگامی‌که حضرت امام عسکری‏ علیه‌السلام در بستر بیماری بود و واپسین لحظات حیات خویش را می‌گذرانید، مقداری داروی جوشانده خواست، ما آنرا آماده کرده و به محضرش آوردیم، امام متوجه شد که وقت نماز صبح رسیده است، فرمود: می‌خواهم نماز بخوانم، سجاده حضرت را در بسترش گستردیم، امام از خادم‌های که در آنجا حضور داشت آب وضو را گرفته و بعدازاینکه با آن آب وضوی کاملی را به‌جا آورد، آخرین نماز صبح را در همان بسترش خواند و لحظاتی بعد روح بلند آن حضرت به عالم بالا عروج نمود (17).
ج) شیخ طوسی از حضرت عسکری‏ علیه‌السلام روایتی نقل می‌کند که در آن به‌جا آوردن پنجاه‌ویک رکعت نماز در هرروز یکی از نشانه‌های شیعیان راستین شمرده‌شده است.
طبق این روایت، یک مؤمن واقعی نه‌تنها در هرروز 17 رکعت نمازهای واجبش را به‌جا می‌آورد بلکه خواندن سی‌وچهار رکعت نافله‌های آنرا نیز بر خودش لازم می‏شمرد. متن روایت چنین است: «علامات المؤمنین خمس: صلوة الاحدی والخمسین، وزیارة الاربعین، والتختم فی الیمین، وتعفیر الجبین، والجهر ببسم‌الله الرحمن الرحیم; (18)
علامت اهل ایمان پنج‌تا است: بجای آوردن 51 رکعت نماز [در هرروز]، خواندن زیارت اربعین، قرار دادن انگشتر [مجاز] در انگشتان در دست راست، مالیدن پیشانی [در هنگام سجده] بر خاک و بلند گفتن بسم‌الله الرحمن الرحیم [در حال قرائت نماز].»
در توضیح فراز اول روایت لازم است به این نکته اشاره شود که مقصود حضرت از 51 رکعت نماز، 17 رکعت نمازهای واجب و 34 رکعت موافق آن‌هاست. البته نافله به نمازهای مستحبی می‌گویند اما چون برای نافله‌های نمازهای واجب تأکید فراوان شده و به‌ویژه در مورد نافله‌های شب سفارش بیشتری صورت گرفته است، به این جهت در این روایت انجام آن‌ها در کنار نمازهای فریضه یکی از نشانه‌های اهل ایمان و شیعیان اعلام‌شده است.
ترتیب آن‌ها همچنان که در کتاب‌های فقه و حدیث و دعا آمده است در غیر روزهای جمعه این‌چنین می‌باشد: نافله نماز صبح دو رکعت و قبل از فریضه خوانده می‌شود. نافله نماز ظهر هشت رکعت و پیش از نماز ظهر، نافله عصر همانند ظهر هشت رکعت و قبل از فریضه می‌باشد و نافله نماز مغرب چهار رکعت، بعد از فریضه مغرب بوده و نافله نماز عشاء بعد از فریضه و دو رکعت نشسته خوانده می‏شود و یک‌رکعت محسوب می‌گردد و یازده رکعت هم نافله شب است که وقت آن از نصف شب تا اذان صبح می‏باشد. با این حساب 34 رکعت نافله و 17 رکعت فریضه جمعاً 51 رکعت نماز برای مؤمنین در هرروز منظور شده و در این حدیث بدان اشارت رفته است.
د) حضرت امام عسکری‏ علیه‌السلام در یک روایتی به درجات اهل نماز اشاره‌کرده و فرمودند: زمانی که بنده به‌سوی جایگاه نمازش می‏رود تا نماز بخواند خدای عزوجل به ملائکه‌اش می‌فرماید: «آیا بنده مرا نمی‌بینید که چگونه از همه خلائق بریده و به‌سوی من آمده است، درحالی‌که به رحمت و جود و رأفت من امیدوار است؟ شمارا شاهد می‌گیرم که رحمت و کرامت‏ خود را مخصوص او گردانیدم. (19)»
یادی از نماز خوبان:
از امام حسن عسکری‏ علیه‌السلام در ذیل آیه «ویقیمون الصلوة‏» داستانی در مورد نماز ابوذر نقل‌شده است که مروری بر آن در اینجا مناسب می‌نماید. امام حسن عسکری‏ علیه‌السلام فرمود: روزی حضرت ابوذر غفاری به محضر رسول خدا صلی الله علیه وآله آمده و عرضه داشت: یا رسول ‏الله! من در حدود 60 رأس گوسفنددارم و نمی‏خواهم به خاطر آن‌ها همیشه در بادیه باشم و از فیض محضر شما محروم شوم و همچنین دوست ندارم آن‌ها را به یک‌شبانی بسپارم تا به آن‌ها ستم کرده و حقوقشان را رعایت نکند; تکلیف من چیست؟
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: فعلاً برو و گوسفندانت را بچران. ابوذر طبق فرمان پیامبر به صحرا رفت و در روز هفتم به نزد پیامبر آمد. رسول خدا صلی الله علیه وآله از وی سؤال کرد: ای اباذر! گوسفندانت را چه کردی؟ او پاسخ داد: یا رسول ‏الله گوسفندان من قصه شگفت‌انگیزی دارند! پیامبر فرمود: ای اباذر مگر چه شده؟ چه قصه‌ای؟ اباذر در پاسخ اظهار داشت: یا رسول‏ الله! من مشغول نماز بودم، گرگی به گوسفندانم حمله کرد، پس گفتم: خدایا نمازم، خدایا گوسفندانم! در آن حال من متحیر بودم که نمازم را بشکنم و از گوسفندان دفاع کنم یا نمازم را ادامه دهم. ادامه نماز را انتخاب کردم، در این حال شیطان مرا وسوسه کرد و به من گفت: ای اباذر! چه می‏کنی؟ اگر گرگ گوسفندانت را هلاک کند و تو همچنان نمازت را ادامه دهی در دنیا سرمایه‌ای برای زندگی‌ات نخواهد ماند. به شیطان پاسخ دادم: برای من ایمان به وحدانیت‏ خداوند و ایمان به رسالت‏ حضرت محمد صلی الله علیه وآله و ولایت برادرش علی‏ علیه‌السلام و دشمنی با دشمنان آن بزرگواران بهترین سرمایه است که باقی خواهد ماند; بعد از این‌ها هر چه از من فوت شود اهمیتی ندارد. در این حال نمازم را ادامه دادم و گرگ یکی از گوسفندانم را ربود، اما با حیرت تمام دیدم که در آن لحظه شیری پیدا شد و گرگ را کشته و آن گوسفند را از چنگال وی رهانیده و به داخل گله بازگردانید. سپس مرا مورد خطاب قرار داده و [با زبان فصیحی] گفت: ای اباذر! نمازت را با خیال راحت ادامه بده، خداوند تبارک‌وتعالی مرا مأمور کرده که از گوسفندانت مواظبت نمایم تا اینکه از نماز فارغ شوی. من نماز را به پایان رساندم درحالی‌که حیرت و تعجب تمام وجودم را فراگرفته بود و خدا می‏داند که چه حالی داشتم. در این موقع شیر به نزدم آمده و به من گفت: «امض الی محمد صلی الله علیه وآله فاخبره ان الله تعالی قد اکرم صاحبک الحافظ لشریعتک ووکل اسدا بغنمه یحفظها; نزد حضرت محمد صلی الله علیه وآله برو و به آن حضرت خبر بده که: خداوند متعال دوست تو را که از شریعتت پاسداری می‌کرد گرامی داشت و برای گله‌اش شیری را به محافظت گماشت.» با شنیدن این ماجرا، همه حاضران از قصه اباذر شگفت‌زده شدند.
پیامبر اکرم‏ صلی الله علیه وآله فرمود: ای اباذر! راست گفتی و به‌یقین من، علی، فاطمه، حسن و حسین ‏علیهم‌السلام به‌راستی تو و قصه‌ات ایمان آوردیم.
اما برخی از منافقین که در حدود 20 نفر بودند، گفتند: محمد صلی الله علیه وآله با اباذر تبانی کرده‏اند که ما را بفریبند. ما باید خودمان او را تعقیب کنیم و ببینیم آیا واقعاً شیری در هنگام نماز از گله اباذر محافظت می‏کند؟ آن‌ها آمدند و با چشمان خود دیدند که اباذر در حال نماز است و شیری گله او را می‌چراند و از آن‌ها مواظبت می‏کند. هنگامی‌که اباذر دوباره به حضور رسول‏ الله‏ صلی الله علیه وآله شرفیاب شد، پیامبر صلی الله علیه وآله خطاب به وی فرمود: «یا اباذر انک احسنت طاعة الله، فسخر الله لک من یطیعک فی کف العوادی عنک، فانت افضل من مدحه الله عزوجل بانه یقیم الصلاة; ای اباذر! تو اطاعت‏ خدا را به نحو احسن انجام دادی و خداوند کسی را برای پاسبانی گوسفندانت در تسخیر تو درآورد که در وسط بیابان از تو اطاعت می‌کند، پس تو گرامی‌ترین کسی هستی که خداوند متعال او را به اینکه نماز اقامه می‌کند ستوده است! (20)»
سجده و حالت‌های ملکوتی:
بندگان راستین الهی از هنگامی‌که حلاوت عبادت و عبودیت و نیایش با پروردگار عالمیان را چشیده‌اند، سعادت و عزت خود را در سجده‌های عاشقانه و خضوع‌های خاکسارانه در پیشگاه حضرت حق می‌بینند. آنان آرامش، نشاط و سرور دل را در تعظیم حضرت رب‌العالمین جستجو می‏کنند و بر این باورند که سجده نزدیک‌ترین حالات یک عبد در حضور معبود است. جبین بر خاک سائیدن و در دل شب‌های تار زمزمه عشق سردادن عادت همیشگی مردان خداست. آنان در این حال نورانی می‌شوند و از میان فرشیان به‌سوی عرشیان پرواز می‌کنند و در آن حال است که: «عظم الخالق فی انفسهم وصغر ما دونه فی اعینهم; (21) تنها آفریدگار جهان در نظر آنان بزرگ است و ماسوی الله در منظرشان کوچک و حقیر می‌باشد.»
پاسبان حرم دل‌شده‌ام شب همه‌شب تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
در اینجا چند روایت در مورد عبادت‌های عاشقانه و سجده‌های طولانی حضرت عسکری ‏علیه‌السلام را می‌خوانیم:
1- محمد شاکری از همراهان امام عسکری‏ علیه‌السلام در توصیف سیره عبادی - عرفانی آن حضرت می‏گوید: او در محراب عبادت می‌نشست و سجده می‏کرد درحالی‌که من پیوسته می‌خوابیدم و بیدار می‌شدم و می‌خوابیدم درحالی‌که او در سجده بود. او کم‌خوراک بود. برایش میوه‌هایی می‌آوردند، او یکی دو دانه از آن‌ها را می‌خورد و می‌فرمود: محمد! این‌ها را برای بچه‌هایت‏ ببر (22).
2- عده‌ای از عوامل خلیفه عباسی نزد زندانبان امام عسکری‏ علیه‌السلام - که شخصی به نام صالح بن وصیف بود - آمده و به او گفتند: هر چه می‏توانی بر ابو محمد علیه‌السلام سخت‏ بگیر و هیچ‌گونه آسایشی برایش نگذار! صالح بن وصیف در پاسخ آنان گفت: چه کنم؟ دو نفر از بدترین و شرورترین مامورانم را برای وی گماشته بودم، اینک هر دو در اثر معاشرت با ابو محمد علیه‌السلام نه‌تنها او را به دیده یک زندانی نمی‏نگرند، بلکه در عبادت و نماز و روزه به جایگاه رفیعی دست‌یافته‌اند. سپس دستور داد تا آن دو را حاضر کردند، عوامل خلیفه به آن دو گفتند: وای بر شما، مگر شمارا چه شده که در مورد این مرد زندانی کوتاهی می‌کنید؟ آنان اظهار داشتند: در مورد شخصی که روزها روزه می‏گیرد و تمام شب را به عبادت و سحرخیزی سپری می‌کند، چه بگوییم؟ او باکسی غیر از خدا هم‌سخن نمی‌شود و به غیر عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال به کار دیگری نمی‏پردازد. هنگامی‌که به ما می‌نگرد ارکان بدنمان می‏لرزد و هیبت و جلالت او تمام وجودمان را فرامی‌گیرد. عوامل عباسی وقتی چنین دیدند با ناامیدی و حسرت تمام آنجا را ترک گفتند (23).
عبادت‌ها، ذکرها و سجده‌های آن حضرت آن‌چنان عاشقانه و پرسوزوگداز بود که درودیوار و سایر موجودات و حتی دشمنانش را متأثر می‏ساخت و این همان مصداق آیه شریفه است که در مورد حضرت داود علیه‌السلام می‌فرماید: «یسبحن بالعشی والاشراق‏» (24); «کوه‌ها [به همراه حضرت داود علیه‌السلام] هر شامگاه و صبحگاه تسبیح می‌گفتند.»
حضرت عسکری‏ علیه‌السلام همواره در مورد سجده‌های طولانی به شیعیانش توصیه کرده و می‏فرمود: «اوصیکم بتقوی الله والورع فی دینکم والاجتهاد لله ... وطول السجود; (255) شمارا به پارسایی، پرهیزگاری در دینتان و تلاش برای خدا... و انجام سجده‌های طولانی سفارش می‌کنم.»
سجده‌های طولانی و خاکساری در برابر حق آثار ارزشمندی برای بندگان خدا جوی به همراه دارد و نزدیک‌ترین و میانبرترین راه به‌سوی حق زمانی است که انسان سر بر آستان ربوبی گذاشته و نهایت‏ بندگی خود را به نمایش می‌گذارد.
رسول خدا صلی الله علیه وآله روزی مشغول تعمیر خانه‏اش بود و مردی ازآنجا عبور می‌کرد. از نزدیک آمده و عرضه داشت: یا رسول‏ الله! من بنایی بلدم، آیا به شما کمک کنم؟ پیامبر صلی الله علیه وآله به او اجازه داد. بعد از اتمام کار، حضرت رسول‏ صلی الله علیه وآله به او فرمود: حالا در مقابل زحمت ‏خود از ما چه می‌خواهی؟ بنا بلافاصله گفت: بهشت می‏خواهم. رسول‏ الله لحظه‌ای سر به پایین انداخت و سپس پیشنهاد او را پذیرفت. هنگامی‌که مرد با خوشحالی تمام از پیامبر صلی الله علیه وآله جدا شد، حضرت او را صدا کرده و فرمود: «یا عبدالله! اعنا بطول السجود; (26) ای بنده خدا! [البته] تو هم ما را با سجده‌های طولانی یاری کن!»


پی‌نوشت:
1) وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون‏; «جن و انس را جز برای عبادت خلق نکردم.» (ذاریات/56).
2) نهج البلاغه، خطبه 86.
3) بقره/186.
4) حجر/99.
5) الغدیر، ج‏1، ص‏408.
6) بحارالانوار، ج‏72، ص‏155.
7) بحارالانوار، ج‏75، ص‏380; الانوار البهیه، ص‏319.
8) مستدرک الوسائل، ج‏3، ص‏63; الامامة و التبصره، علی بن بابویه قمی، ص‏162.
9) الفیض القدسی، ص‏11.
10) وصیت‌نامه الهی - اخلاقی، ص‏22.
11) حق و باطل، ص‏170.
12) سرگذشت‌های ویژه، ص‏88.
13) مهر تابان، ص‏26.
14) بحارالانوار، ج‏75، ص‏369 و 379.
15) داود بن قاسم بن اسحاق بن عبدالله بن جعفر ابن ابی‌طالب که به ابوهاشم جعفری نیز معروف است، یکی از یاران نزدیک و مورداطمینان امام حسن عسکری‏علیه‌السلام می‏باشد. وی به خاطر انتسابش به جناب جعفر طیار (برادر گرامی امیرمؤمنان‏علیه‌السلام) جعفری لقب گرفته است. او از سرشناسان قبیله خود در بغداد و هم‌نشین چهار امام معصوم - (امام رضا، امام جواد، حضرت هادی و امام عسکری علیهم‌السلام -) بوده و از این گرامیان حدیث نقل کرده است، همچنان که پدرش نیز از راویان امام صادق علیه‌السلام به شمار می‏رود. ابوهاشم در اوایل غیبت صغرا از ناحیه حضرت مهدی علیه‌السلام به‌عنوان وکیل و کارگزار آن وجود گرامی انجام‌وظیفه می‏کرد. او افزون بر نقل روایات متعددی از پیشوایان معصوم علیهم‌السلام، در علم حدیث کتابی مستقل نیز تألیف نمود. ابوهاشم مردی آزاده، شجاع و باشهامت بود، هنگامی‌که سر یحیی بن حسین بن زید (یکی از علویان پارسا و شجاع که علیه حکومت ستمگر مستعین عباسی قیام کرده و به شهادت رسید) و دیگر یاران وی را در بغداد نزد محمد بن عبدالله بن طاهر (حاکم مستبد عباسی) آوردند، سرشناسان بغداد و رجال دربار برای عرض تبریک به نزد حاکم رفتند و کشته شدن یحیی را تبریک گفتند. ابوهاشم جعفری نیز به نزد حاکم رفت و درحالی‌که اعیان و اشراف و بزرگان مجلس حضور داشتند، بدون ترس و واهمه خطاب به حاکم گفت: ای امیر! این مردم درباره این کشته به تو تبریک می‏گویند، اما اگر رسول الله صلی الله علیه وآله اینجا بود به او تسلیت می‏گفتند.
ابوهاشم در نزد اهل‌بیت علیهم‌السلام دارای مقام و منزلت ویژه‏ای بود و بابیان و اشعار حماسی خود از حریم اهل‌بیت دفاع می‏کرد و به همین جهت در سال 252 به همراه گروهی از طالبیین به سامرا تبعیدشده و در آنجا زندانی گردید.
(رجال نجاشی، ص‏156; معجم رجال الحدیث،
ج‏23، ص‏85 و ج‏8، ص‏122; شاگردان مکتب ائمه‏ علیهم‌السلام، ج‏2، ص 138).
16) بحارالانوار، ج‏50، ص‏304.
17) کمال‌الدین، ص‏473; بحارالانوار، ج‏50، ص‏331.
18) مصباح المتهجد، ص‏788; وسائل الشیعه، ج‏14، ص‏478. البته در کتاب وسائل الشیعه در فراز اول روایت «صلوة الخمسین‏» آمده است
19) جامع احادیث الشیعه، ج‏4، ص‏22.
20) تفسیر امام العسکری‏ علیه‌السلام، ص‏72 به بعد; بحارالانوار، ج‏81، ص‏231، 232، 233، با تلخیص.
21) نهج البلاغه، فرازی از خطبه همام.
22) بحارالانوار، ج‏50، ص‏253.
23) کشف الغمه، ج‏3، ص‏290.
24) ص/18.
25) تحف العقول، ص‏487.
26) وسائل الشیعه، ج‏6، ص‏378.

 

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: مقاله اینترنتی
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: فرآوری
  • محیط انتشار: وبلاگ
  • سطح قالب: سطح ب
  • قالب انتشار: مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی», مناسب جهت«پاسخ به شبهات»
خواندن 983 دفعه
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.