لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ (1): هرگز به نیکوکارى نخواهید رسید تا ازآنچه دوست دارید انفاق کنید و از هر…
سال 59 بود؛ امام در تحویل سال پیامی دادند و فرمودند: عید خودتان را با جنگ‌زدگان تقسیم کنید؛ رضا وقتی پیام را شنید، رفت ستاد کمک به جنگ‌زدگان و کفشی…
یادم هست وقتی در لبنان بود دریکی از سفرهایی که به روستاها می‌رفت، همراهش بودم.داخل ماشین هدیه‌ای به من داد خیلی خوشحال شدم و همان‌جا باز کردم دیدم روسری است.من…
وقتی امام بنی‌صدر را عزل کرده بود، با بچه‌ها گرم بحث در مورد نافرمانی بنی‌صدر از حضرت امام بودیم؛ علی‌رضا گوشه‌ای ایستاده بود داشت ما رو نگاه می‌کرد؛ رفتم کنارش…
... شهید میثمی از مسئولین سپاه بود و امکانات زیادی در اختیار داشت اما وقتی می‌خواست تماسی با خانواده‌اش داشته باشد می‌رفت مرکز مخابرات که چند کیلومتر با ساختمان سپاه…
امروز چند دقیقه کار شخصی انجام دادم؛ هفته قبل دو روز رفتم شهرستان بابت کارهای شخصی خودم؛ در طول این‌یک هفته این تماس‌ها از محل کار برای امور شخصی بود؛…
... در مصرف بیت‌المال دقت خاصی داشت اون زمان که گروه‌های ضدانقلاب قد علم کرده بودن سبب می‌شد خریدهایی که می‌خواست انجام بشه باعجله و بدون دقت انجام بشه تو…
... دیدار آخرش بود به مادرش گفت آیا امام خمینی را دوست داری؟ مادر گفت: بله حسین ادامه داد و دوباره پرسید آیا حاضری از پنج فرزند یکی را درراه…
هشت سال بیشتر نداشتم؛ در حیاط خانه‌مان نانوایی داشتیم؛ یک روز بدون چادر رفتم حیاط؛ علیرضا ناراحت شد و گفت: چرا بدون چادر آمدی؟ گفتم: کسی نیست. گفت: مگر کارگر…
در کارهای فنی و مهندسی سر رشته‌ای داشت؛ وارد یکی از ارگان‌های نظامی شده بود؛ برای انجام کار فنی با همکاران خودسازگاری نداشت؛ همیشه با آن‌ها بحث می‌کرد و می‌گفت…
پندار ما این است که ما مانده‌ایم و شهدا رفته‌اند... اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده‌اند...
گفتم: یک جمله ناب بگو! گفت: خدا ان‌شاءالله ما را با آن هایی که سال‌های قبل در این مسیر قدم گذاشتند و شهید شدند، محشور کند؛ حالا او روحانی شهید…
حجج جمع حجت است و بیراه نیست اگر شهید محسن حججی را حجت خدا لقب بدهیم؛ نه‌فقط از بابت تشابه اسمی و بازی با کلمات که زندگی او تمثیلی از…
1) صبح دختر همسایه مرده بود؛ حالا انگار نوبت کودک پنج‌ماهه ما بود؛ رویش پارچه‌ای سفید کشیدیم و با چشمی گریان منتظر ماندیم تا فامیل‌ها برای تدفینش از راه برسند؛…
در کتاب نیمه پنهان ماه، همسر چمران از قول این عارف بزرگ نقل می‌کند که شب‌ها کم می‌خوابید و در دل تاریکی برمی خواست و می‌نشست به مناجات. گاه صدای…
برای بعضی‌هایمان نماز اول وقت اهمیت دارد؛ اما شاید رویمان نشود یا مصلحت ندانیم در جمعی که قرار گرفتیم، به‌خصوص اگر جمعی ناشناس باشد و کار مهمی داشته باشیم بخواهیم…
صفحه1 از2