محسن رجبی

محسن رجبی

سه شنبه, 22 آبان 1397 18:33

فواید ازدواج

 

آیا ازدواج صرفاً برای ارضای غرایز جنسی است؟ این‌همه سفارش و توصیه فقط برای ارضای نیاز جنسی است یا اینکه ازدواج فواید دیگری هم دارد؟

بله؛ قطعاً ازدواج فقط ارضای نیازی جنسی نیست، گرچه یکی از مهم‌ترین فوایدش ارضای نیاز جنسی دو طرف است؛ ازدواج فواید مهم دیگری هم دارد که به‌اختصار بیان می‌کنیم:

1) حفظ دین

ازدواج، انسان را آلودگی‌ها دور می‌کند و می‌تواند نیمی از دین او را حفظ کند؛ روایات متعددی درباره حفظ دین و کامل شدن دوسوم دین شخص متأهل واردشده که یکی از مهم‌ترین فواید ازدواج همینه برای کسانی که معتقد به قیامت و معاد و حساب‌وکتاب و رعایت حلال و حرام الهی‌اند؛ چون بیشتر آسیب‌ها از طریق شهوت جنسی وارد می‌شود و ازدواج یک سد محکمی برای نفوذ شهوت می‌تواند باشد.

2) افزایش ایمان

پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم: فرد متأهل خدا را پاک و پاکیزه ملاقات می‌کند.

امام صادق علیه‌السلام فرمود: دو رکعت نماز متأهل، از هفتاد نماز مجرد بهتر است.

3) کسب آرامش

همان‌طور که قرآن فرموده: لتسکنوا الیها؛ (1) یعنی ازدواج در خودش آرامش دارد علاوه بر آن پیدا کردن فامیل و آشنایان جدید که این هم نعمت بزرگی است.

امام رضا علیه‌السلام: اگر درباره ازدواج، دستوری از خداوند و پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم هم صادر نشده بود، فایده‌هایی همچون نزدیکی خویشان و پیوند با بیگانگان کافی بود که خردمند موفق و هدفمند را به ازدواج ترغیب کند. (2)

4) تکریم شخصیت

در جامعه شخص متأهل بیشتر از مجرد گرامی است.

5) ایجاد امنیت روانی

به‌ویژه برای دختران که بسیار مهم است! شخص مجرد قطعاً امنیت روانی و آرامش خاطر یک متأهل را نخواهد داشت مخصوصاً خانم‌ها خیلی حساس‌اند و ازلحاظ روحی بیشتر اذیت می‌شوند از حرف‌وحدیث مردم گرفته تا تیکه پرانی‌ها پسران بول هوس!

6) یکی از مهم‌ترین فواید ازدواج احساس مسئولیت بیشتر است

شخصی که تابه‌حال مجرد بوده و همیشه دو سه نصف شب می‌خوابیده و لنگ ظهر پا می‌شده باید مرتب و منظم باشد و صبح زود پا شود تا به سرکار برود! مسئولیت‌پذیر شدن یکی از مهم‌ترین فواید ازدواج است.

7) ارضای حس محبت کردن و محبت شدن

انسان به‌طور غریزی دوست دارد به دیگران محبت کند و محبت ببیند که همسر بهترین گزینه برای ارضای این خواست غریزی هر شخص است. (فرق محبت حلال با حرام هم همین است که در محبت حلال هر چه قدر بیشتر محبت کنی همان اندازه محبوب خدا و اولیایی و وجدانت راحت است و آرامش داری اما در حرام قضیه کاملاً برعکس است و عذاب وجدان و ناراحتی معبود و ترس از لو رفتن رابطه و... همه باعث رنجش خواهد بود.) (3)

قطعاً ازدواج یک امر بسیار پسندیده و موردنیاز ذاتی هر شخص است که باید خانواده‌ها و مسئولین بیشتر از پیش به آن بها بدهند! مسئولین با فراهم کردن زمینه‌های شغلی و امنیت اقتصادی بعد ازدواج و خانواده‌ها با ساده گرفتن شرایط ازدواج و از همه مهم‌تر خود افراد که ازدواج بهنگام داشته باشند نه خیلی زودهنگام و نه دیرهنگام!


پی‌نوشت:
1) روم، آیه 21؛ وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ
2) میزان الحکمه، جلد 2، حدیث 1178
3) برگرفته از کتاب گلبرگ زندگی 1، نوشته استاد دهنوی

شنبه, 25 فروردين 1397 11:49

عید مبعث و احترام آن

در این عید بسیار باارزش و بااهمیت که خداوند حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه وآله وسلم) را به پیامبر برگزید و برای همیشه شیطان را از اینکه پرستش شود ناامید کرد، خوب است که به بعضی نکات هم توجه داشته باشیم:

1) حواسمان باشد یکی از دلایل شادی ما در عید مبعث به خاطر ناامیدی شیطان از پرستش است.

امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: هنگامی كه وحی بر آن حضرت نازل شد، صدای ناله شیطان را شنیدم، به رسول خدا عرض كردم: این ناله چیست؟ فرمود: این ناله شیطان است و علت ناله‏اش این است كه او از اینكه در روی زمین اطاعت شود، ناامید گشته است. آنچه را من می‌شنوم تو نیز می‌شنوی و آنچه را می‏بینم تو نیز می‏بینی جز اینكه تو پیامبر نیستی، بلكه وزیر (من) و بر خیر و نیكی هستی. (1)

شیطان ناامید شده از اینکه که در کل جهان و همه عالم پرستیده شود ولی ناامید از من و شما نیست! باید همیشه مواظب مکر و حیله‌های دشمن درجه یک خود باشیم او با تمام ابزارها به جنگ ما آمده پس ماهم باید با تمام ابزارها (علم - معرفت - توسل- توکل - مشاوره - تفکر و...) به جنگ او برویم و در این راه کوتاهی نکنیم که اگر غفلت کنیم او ما را تا دم در جهنم با خود خواهد برد!

2) اینکه باید حواسمان باشد گرفتن جشن و عروسی و مجالس شادی، در این ایام بسیار خوب است؛ ولی طبق احادیث در روزهای خیر مثل جمعه همچنان که صواب دو برابر است گناه هم کیفر دو برابر خواهد داشت! یعنی به‌جای این که در این روزهای عید و میلاد صواب کنیم، دنبال گناه نرویم چون عواقبش هم سنگین‌تر است و نباید باعث آزار و ناراحتی ائمه و اهل بیت و امام زمان از خود باشیم! نباید به بهانه جشن مبعث یا غیره از موسیقی مطرب، با ظاهری آرایش کرده در مقابل نامحرمان، آزار و اذیت همسایه و رعایت نکردن حق همسایه مثلا با صدای بلندگوی زیاد و...! گاهی که عروسی‌های آن‌چنانی پر از آهنگ‌های مطرب و قاطی شدن دختران و پسران را می‌بینم که در اعیادی مثل مبعث و دیگر اعیاد دینی برگزار می‌شود، با خود می‌گویم کاش چنین عروسی‌هایی در این اعیاد برگزار نمی‌شد؛ چون این‌ها دو تا گناه می‌کنند هم زندگی مشترکشان را با لهو و لعب آغاز می‌کنند، هم در این روز که گناه هم دو برابر است! پس چه خوب است حواسمان باشد که مخصوصاً در این ایام پر خیر و برکت دنبال افزودن معارف دینی خود باشیم در کنار جشن و سرور و شادمانی که حتما باید باشد!


پی‌نوشت:
1) نهج‌البلاغه، صبحى صالح، خطبه 192

 

چهارشنبه, 28 شهریور 1397 13:40

بصیرت حضرت زینب (س)

عظمت و فضیلت حضرت زینب را می‌شود از انتخاب نام «زینب» برای ایشان فهمید چون در لغت، به معنای «درخت نیکو منظر» آمده (1) و معنای دیگر آن «زین اب» یعنی «زینت پدر» است؛ و به‌راستی زینب برای مکتب اسلام و مرام پدر، مایه زینت و آبرومندی بی‌نظیر بوده است؛ شمردن فضایل حضرت زنیب سلام الله علیها، آن‌قدر زیاد است که نه من توان آن را دارم که بشمرم و نه این مقام، مجال آن را می‌دهد! فقط جرعه آبی از دریای بی‌کران معرفت ایشان را برمی‌داریم و سرلوحه زندگی خود قرار می‌دهیم و آن «بصیرت» ایشان است.

 

بصیرت یعنی چه؟

معنای خیلی خودمانی بصیرت یعنی فهم درست و اقدام به‌موقع و به هنگام! کربلا آن قصه پر غصه ما؛ اما در خودش زیبایی‌های زیادی دارد! از شوق شهادت اصحاب امام حسین (علیه‌السلام) تا مهلت گرفتن ایشان برای یک شب عبادت بیشتر، از قطعه‌قطعه شدن جوان حسین (علیه‌السلام) تا شهادت دو فرزند حضرت زینبت بی‌آنکه از خیمه بیرون بیاید حضرت زینب تا مبادا حسین خواهر را ببیند و احساس شرم کند! از ندیدن کربلا جز زیبایی تا برگشتن حر لحظه آخر و...؛ همان‌طور که گفتیم فهم و اقدام به‌موقع یعنی بصیرت و این همان کاری است که حضرت زینب با تمام مصیبت‌هایی که داشت به‌خوبی آن را انجام داد! آنجایی که در مقابل دشمن بود ذره‌ای احساس عجز و سستی و ناتوانی نکرد و در سؤال اینکه کربلا چگونه بود؟(به تمسخر)، فرمود: ما رایتُ الا جمیلا (2)! یعنی من جز زیبایی ندیدم! نباید در مقابل دشمن احساس ناتوانی کرد که او را جری‌تر و گستاخ‌تر و داغ دل شما و زخم زبان آنان را بیشتر خواهد کرد! و آن موقع که باید گریه و عزاداری کند برای عزیزان شهیدش این کار را کرد! همان موقع که امام عازم میدان بود، دست و پای امام را می‌بوسید و نمی‌توانست دل بکند تا موقع که آمد و بوسه بر گلوی بریده شده زد! و آن موقع که باید از دین دفاع کند با تمام توان ایستاد و با خطبه‌های آتشینش دفاع کرد از حقانیت حسین (علیه‌السلام) و چنان آتشی به جان یزید ملعون انداخت که خود یزید هم ناتوان شد از پاسخ و جرم کشتن امام حسین (علیه‌السلام) را به گردن عبیدالله انداخت و در مقابل منطق محکم حضرت زینب زانو زد! و حضرت زینب با جملاتی قاطع فرمود: [اى یزید] هر چه نیرنگ دارى به کار بند و نهایت تلاشت را بکن و هر کوششى که دارى به کار گیر؛ امّا به خدا سوگند [با همه این تلاش‌ها] یاد ما را [از خاطره‌ها] محو نخواهى کرد و [چراغ] وحى ما را خاموش نتوانى نمود و به موقعیت و جایگاه ما آسیب نخواهى رساند. هرگز لکّه ننگ این کار، از تو پاک نخواهد شد؛ رأی و نظرت سست و زمان دولت تو اندک است و جمعیت تو به پراکندگى خواهد انجامید در آن روز که منادى ندا دهد: لعنت خدا بر ظالمان باد. (3)

حریت عقیله العرب چنان کاری کرد بعد از حادثه کربلا و چنان مردم را باخبر کرد از پلیدی یزید و درستی راه امام حسین (علیه‌السلام) که به‌حق فرموده‌اند اگر حضرت زینب نبود، کسی نبود که کربلا را بازگو کند و آن حادثه عظیم در پیله‌ی حیله‌ها و نیرنگ‌های یزیدیان می‌ماند و همه می‌گفتند چون حسین بر حاکم وقت خروج کرده پس باید می‌کشتنش

سرّ نی در نینوا می‌ماند، اگر زینب نبود                 

کربلا در کربلا می‌ماند، اگر زینب نبود


پی‌نوشت:
1) جبران مسعود، الرّائد، ترجمه رضا انزابی، چاپ دوم، مشهد، آستان قدس رضوی، 1376، جلد 1، صفحه 924.
2) بحارالانوار، جلد 45، صفحه 116
3) مقتل الحسين مقرّم، صفحه 357 - 359؛ بحارالانوار، جلد 45، صفحه 132 ـ 135

 

شنبه, 19 اسفند 1396 12:19

سبک زندگی قرآنی و سبک غربی

تفاوت اصلی بین غرب و اسلام در نوع نگاه به انسان و تمرکز در آن است که غرب انسانی را باارزش می‌داند که همه چیزش برای او اقتصاد است و آزادی‌های به‌اصطلاح حیوانی! ولی اسلام و قرآن به انسان ارزش قائل است و او را نه تنها مادی بلکه هدف از آفرینش انسان را رشد و تکامل در سیر بندگی عنوان می‌کند. بررسی چند آیه درباره اخلاق و تقوا به‌طور خلاصه:

ما خلقتُ الجن و الانس الا لیعبدون (1)؛ توجه به تزکیه و تربیت و معنویت انسان از دیدگاه قرآن بسیار بااهمیت است به‌طوری که واژه تزكيه و مشتقات آن و موضوع تعليم كتاب و حكمت، در آیه‌های فراواني از قرآن كريم ذكر شده و حدوداً بيست و هشت بار معناي اصطلاحي تزكيه مطرح شده است و با مراجعه محققانه به تفاسير آن سلسله آيات، معلوم می‌شود كه مراد از كتاب و حكمت چيست و تزكيه و تهذيب بر چه اساس و با كدام برنامه، تحقق می‌یابد (2) یا صریحاً خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم می‌فرماید: إن اکرمکُم عندالله اتقاکُم (3). قطعاً باکرامت‌ترین شما نزد خداوند متعال باتقواترین شماست؛ که این آیه صریحاً می‌فرماید که کسی در نزد من ارزش دارد که باتقواست نه کسی که پول زیادی دارد، لابی قوی دارد، سفید پوست است و... بلکه کسی که باتقواست به هم نوع خود ظلم نمی‌کند، به مظلوم ظلم نمی‌کند، از احدی غیر از خدا نمی‌ترسد، در نهان و ظاهر یکی است، مشرک نیست، اهل دروغ و ریا و فریب و ... نیست. این انسان کامل مد نظر خداست؛ یا اوج ارزش و احترام به معنویت را در آیات مبارکه سوره شمس می‌بینیم که می‌فرماید:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم: وَ الشَّمْسِ وَضُحَاهَا، وَ الْقَمَرِ إِذَا تَلاهَا، وَ النَّهَارِ إِذَا جَلاهَا، وَ اللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا، وَ السَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا، وَ الأرْضِ وَمَا طَحَاهَا، وَ نَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا، فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا، قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا، وَ قَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا (4)

چندین قسم خداوند متعال یاد می‌کند تا به این جمله برسد که قد افلح من زکاها و قد خاب من دسّاها، یعنی: كه هر كس نفس خود را پاك و تزكیه كرده، رستگار شده و آن كس كه نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است! (5)؛ این تفاوت آشکار بین سبک زندگی قرآنی و اسلامی ما جامعه سر در گم غربی است.


پی‌نوشت:
1) ذاریات، 56
2) مرکز پاسخگویی به شبهات
3) سوره حجرات، آیه 13
4) سوره شمس، آیه 1 تا 10.
5) ترجمه آیت الله مکارم شیرازی

 

چهارشنبه, 11 مرداد 1396 13:23

بصیرت حضرت زینب علیهاالسلام

عظمت و فضیلت حضرت زینب علیهاالسلام را می‌شود از انتخاب نام «زینب» برای ایشان فهمید، چون در لغت، به معنای «درخت نیکو منظر» آمده(1) و معنای دیگر آن «زین اب» یعنی «زینت پدر» است و به‌راستی زینب برای مکتب اسلام و مرام پدر، مایه زینت و آبرومندی بی‌نظیر بوده است.
شمردن فضایل حضرت زنیب(سلام‌الله علیها)، آن‌قدر زیاد است که نه من توان آن را دارم که بشمارم و نه این مقام ، مجال آن را می‌دهد! فقط جرعه آبی از دریای بی‌کران معرفت ایشان را برمی‌داریم و سرلوحه زندگی خود قرار می‌دهیم و آن «بصیرت» ایشان است.

بصیرت یعنی چه؟
معنای خیلی خودمانی بصیرت یعنی فهم درست و اقدام به‌موقع و به هنگام!
کربلا آن قصه پر غصه ما ؛ اما در خودش زیبایی‌های زیادی دارد! از شوق شهادت اصحاب امام حسین (علیه‌السلام)، تا مهلت گرفتن ایشان برای یک‌شب عبادت بیشتر، از قطعه‌قطعه شدن جوان حسین(علیه‌السلام)، تا شهادت دو فرزند حضرت زینب علیهاالسلام بی‌آنکه از خیمه بیرون بیاید، تا مبادا حسین، خواهر را ببیند و احساس شرم کند! از ندیدن کربلا جز زیبایی تا برگشتن حر، لحظه آخر و....
همان‌طور که گفتیم فهم و اقدام به‌موقع یعنی بصیرت و این همان کاری است که حضرت زینب(سلام‌الله علیها) با تمام مصیبت‌هایی که داشت، به‌خوبی آن را انجام داد! آنجایی که در مقابل دشمن بود ذره‌ای احساس عجز و سستی و ناتوانی نکرد و در سؤال اینکه کربلا چگونه بود؟ (به تمسخر)، فرمود: «ما رایتُ الا جمیلا! یعنی من جز زیبایی ندیدم!» (2) نباید در مقابل دشمن احساس ناتوانی کرد که او را جری تر و گستاخ‌تر و داغ دل شما و زخم‌زبان آنان را بیشتر خواهد کرد! و اون موقعی که باید گریه و عزاداری کند برای عزیزان شهیدش این کار را کرد! همان موقعی که امام عازم میدان بود ، دست و پای امام را می‌بوسید و نمی‌توانست دل بکند تا موقعی که آمد و بوسه بر گلوی بریده‌شده زد...!

و اون موقعی که باید از دین دفاع کند، با تمام توان ایستاد و با خطبه‌های آتشینش دفاع کرد از حقانیت حسین (علیه‌السلام) و چنان آتشی به جان یزید ملعون انداخت که خود یزید هم ناتوان شد از پاسخ و جرم کشتن امام حسین (علیه‌السلام) را به گردن عبیدالله انداخت و در مقابل منطق محکم حضرت زینب زانو زد! و حضرت زینب با جملاتی قاطع فرمود :[اى یزید] هر چه نیرنگ دارى به کاربند و نهایت تلاشت را بکن و هر کوششى که دارى به‌کارگیر؛ امّا به خدا سوگند [با همه این تلاش‌ها] یاد ما را [از خاطره‌ها] محو نخواهى کرد و [چراغ] وحى ما را خاموش نتوانى نمود و به موقعیت و جایگاه ما آسیب نخواهى رساند. هرگز لکّه ننگ این کار، از تو پاک نخواهد شد. رأی و نظرت سست و زمان دولت تو اندک است و جمعیت تو به پراکندگى خواهد انجامید در آن روز که منادى ندا دهد: «لعنت خدا بر ظالمان باد». (3)

عقیله العرب چنان کاری کرد بعد از حادثه کربلا و چنان مردم را باخبر کرد از پلیدی یزید و درستی راه امام حسین (علیه‌السلام) که به‌حق فرموده‌اند: اگر حضرت زینب نبود، کسی نبود که کربلا را بازگو کند و آن حادثه عظیم در پیله‌ی حیله‌ها و نیرنگ‌های یزیدیان می‌ماند و همه می‌گفتند چون حسین بر حاکم وقت خروج کرده پس باید می‌کشتند او را...
سرّ نی در نینوا می‌ماند، اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می‌ماند، اگر زینب نبود


پی‌نوشت:
1). جبران مسعود، الرّائد، ترجمه رضا انزابی، چ دوم، مشهد، آستان قدس رضوی، 1376، ج 1، ص 924.

2). بحارالانوار، ج 45، ص116.

3). مقتل الحسين مقرّم، ص 357 - 359؛ بحارالانوار، ج 45، ص 132 ـ 135.

 

پنج شنبه, 04 خرداد 1396 19:02

بهترین فرصت توبه

همه میدانیم که هر موقع برویم در خانه‌ی خدا، خدا در رو برویمان باز می‌کند، ولی بعضی روزها و موقعیت‌ها است که خیلی مهم است و به‌اصطلاح اگه اون مواقع در خانه خدا رو بزنی محال است که در را برویت باز نکنند... اصلاً بعضی روزها هست که در بروی همه باز است ... و یکی از آن برترین روزها و ماه‌ها، ماه پر خیروبرکت رمضان است! همان‌طور که در حدیث شریف داریم که می‌فرماید:
آن ابواب السَّمَاءِ تُفَتَّحُ فِي أَوَّلِ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَا تُغْلَقُ إِلَى آخِرِ لَيْلَةٍ مِنْه.1.‏
درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده می‌شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.
این‌که فرموده درهای آسمان باز است یعنی اینکه درهای رحمت به‌ویژه در این ماه باز است! نکند بنده‌ای از بندگان من ناامید شوند! ای بنده خطاکار تو حق ناامید شدن را نداری چون خدایت تو را دعوت کرده به بازگشت و فرموده: آن اللهَ توابٌّ رحیم...! فرموده بیا گرچه گناهت بزرگ‌تر از کوه‌ها و عمیق‌تر از دریاها باشد! گول شیطان را نخور مبادا ناامیدشی ...!
ماه رمضان دارد به‌سرعت می‌گذرد! بهترین زمان برای توبه است برای بازگشت به راه درست از راه خطا است! برای ارتباط برقرار کردن باخدای تعالی است!
چه قدر خدا برای این ماه ارزش قائل است که فرموده حتی خوابیدنتان هم تو این ماه عبادته! وای اگر عبادت کنیم چه خواهد شد! اگر ارتباط بیشتری داشته باشیم! شب که پا میشی سحری بخوری یه چند دقیقه باخدایت خلوت کن و برگرد، باور کن کسائی که درراه باطل‌اند سودی نمیرند، روزی می‌رسد که همه‌اش افسوس می‌خورم از اینکه چرا؟ چرا توبه نکردم؟
بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را
بیاور نیک و بد را جمع، منها کردنش با من چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن غم فردا مخور تأمین فردا کردنش با من به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان بخوان این آیه را تفسیر و معنا کردنش با من اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت
تو توبه‌نامه را بنویس، امضا کردنش با من...
خدایا به ما توفیق توبه نصوح و واقعی عنایت بفرما...


پی نوشت:
1. بحارالانوار (ط-بیروت) ج 93، ص 34344