مرسلون

شرح دعای روز دهم

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
شرح دعای روز دهم شرح دعای روز دهم

شرح دعای روزهای ماه مبارک رمضان از آیت‌الله مجتهدی تهرانی
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُتَوَکِّلِینَ عَلَیْکَ وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْفَائِزِینَ لَدَیْکَ
وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ إِلَیْکَ بِإِحْسَانِکَ یَا غَایَةَ الطَّالِبِین [1]اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُتَوَکِّلِینَ عَلَیْکَ
درخواست توکل از خدا
خدایا من را در ماه رمضان از کسانی قرار ده که اهل توکل به تو هستند، چشمم به دست این‌وآن نباشد؛ چقدر خوب است که انسان توکل داشته باشد و اهل توکل باشد.
بخشش امام حسین (ع)
شخص عربی بود که خیلی گرفتاری داشت، خدمت امام حسین (علیه‌السلام) رسید؛ و عرض کرد من بدهکاری دارم و می‌خواستم به انسان کریمی مراجعه کنم و اینک خدمت شما رسیده‌ام.
حضرت فرمودند: سه مسئله از تو می‌پرسم اگر یکی از آن‌ها را جواب دادی، یک‌سوم قرض تو را می‌دهم و اگر دو سؤال مرا جواب بدهی دو سوم قرض تو را می‌دهم و اگر هر سه مسئله را جواب دادی؛ کل قرض تو را ادا می‌کنم.
عرب گفت: مثل شما با این عظمت از من بی‌سواد سؤال می‌کنید؟
معلوم می‌شود، این شخص عرب آدم متواضعی بوده است.
حضرت فرمود: از جدم رسول‌الله شنیده‌ام «الْمَعْرُوفُ بِقَدْرِ الْمَعْرِفَةِ» اگر خواستید به کسی احسان بکنید باید به‌قدر معرفتش احسان کنید؛ شما وقتی‌که می‌خواهید دستمزد بدهید متفاوت است پولی که به یک عمله می‌دهید غیر پولی هست که به یک معمار و مهندس می‌دهید؛ اگر یک مبلغ بالایی به یک مهندس می‌دهید به خاطر علم اوست؛ اگر جواب سؤالاتم را بدهی قرضت را می‌دهم؟
حضرت فرمودند: بهترین چیزها در عالم چیست؟
عرب گفت: بهترین چیزها ایمان به خدا و ایمان به رسول (ص) و ایمان به اهل‌بیت (ع) می‌باشد.
حضرت از جواب عرب خوشش آمد و او را تشویق فرمودند.
حضرت سؤال کرد: زینت انسان به چیست؟
عرب پاسخ داد: زینت‌ها مختلف است؛ زینت عالم به یک امر است؛ زینت ثروتمند به امر دیگری است و زینت شخص فقیر نیز فرق می‌کند.
زینت عالم به حلم اوست
اگر به من عالم کسی دشنام داد، نباید من هم به او دشنام بدهم و با او گلاویز بشوم.
شیخ محمدتقی بافقی و سرهنگ
در یک حمام عمومی؛ سرهنگی مشغول تراشیدن ریش خود بود؛ مرحوم شیخ محمدتقی بافقی (ره) در آن حمام مشغول استحمام بود، ایشان واقعه را می‌بیند و به سرهنگ تذکر می‌دهد و می‌گوید: تراشیدن ریش حرام است و این کار را نکنید؛ مرحوم بافقی از اولیاء الهی بود و خدمت امام زمان می‌رسیدند؛ کتابی هم در شرح‌حال ایشان نوشته‌اند به نام؛ «التقوی و ما ادراک ما التقوی» و این کتاب را پیدا کنید و بخوانید. سرهنگ نمی‌دانست که ایشان از علماست. و کشیده‌ای بر صورت شیخ محمدتقی زد و گفت: مشتی به تو چه؟!
مرحوم شیخ محمدتقی طرف دیگر صورتش را گرفت و گفت: یک کشیده دیگر هم بزنید، ولی ریشتان را نتراشید!
سرهنگ با خودش گفت حتما این شخص برای خودش شخصیتی است؛ از علماست؟
وقتی از حمام بیرون می‌رود، تازه متوجه شد که ایشان آیت‌الله شیخ محمدتقی بافقی است و بعدازاین داستان از مریدان درجه‌یک شیخ محمد بافقی می‌شود و محاسن می‌گذارد و تا آخر عمر حتی در آن ایامی که مرحوم بافقی توسط رضاخان به شاه عبدالعظیم تبعیدشده بود در خدمت ایشان بود.
این‌ها همه به برکت حلم و بردباری ایشان بود. اگر شیخ محمدتقی عصبانی می‌شد و مریدان ایشان با سرهنگ برخورد نامناسبی داشتند، آیا این مسائل اتفاق می‌افتاد. صفت حلم و برد باری این مرد صالح سبب توبه آن سرهنگ کذایی شد.
ادامه روایت:
حضرت پرسید: زینت ثروتمند به چیست؟
عرب جواب داد: زینت ثروتمند به بذل و بخشش است.
بعضی افراد متمکن و ثروتمند چقدر وجوهات می‌دهند؛ مسجد می‌سازند؛ به آموزش‌وپرورش کمک می‌کنند؛ خیرات می‌کنند؛ بعضی از ایشان هم خسیس هستند و به‌قول‌معروف نم پس نمی‌دهند؛ خواهرش می‌رود رخت‌شویی می‌کند و او در فکر جمع مال است؟! این‌ها زینت ندارند؛ اگر بمیرد، کسی به تشییع‌جنازه او حاضر نمی‌شود.
بعد حضرت پرسیدند زینت فقیر به چیست؟
عرب جواب داد: زینت فقیر به صبر است.
نان خالی می‌خورد؛ ولی به انقلاب چیزی نمی‌گوید! نه اینکه یک مقدار فشار روی او آمد و قیمت ارزاق زیاد شد بگوید: رضاشاه خوب بود؟! کجای رضاشاه خوب بود؟! تویی که این حرف را می‌زنی با این کلمه جهنمی می‌شوی؟ مگر انقلاب ما به خاطر شکم بوده است؟ اینکه می‌گویی خدا رضاشاه را بیامرزد این شمارا جهنمی می‌کند؟! هرچند نمازخوان باشی!
حضرت سؤال کردند: اگر این صفات در کسی نباشد حال او چگونه است؟
عرب گفت: باید آتشی از آسمان فرود بیاید و او را از بین ببرد. یعنی عالمی که حلم ندارد و ثروتمندی که بذل و بخشش ندارد؛ و فقیری که صبر ندارد باید از بین برود.
بعد حضرت سؤال کردند: نجات از مهالک به چیست؟
عرب گفت: توکل بر خدا.
همه این حدیث را برای قسمت آخر آن یعنی «توکل» خواندم؛ چون موضوع بخشی از دعای امروز در مورد توکل بود و از خداوند متعال درخواست کردیم که خدایا من را از متوکلین قرار بده.
نصیحتی به طلاب علوم دینیه
طلبه نباید با خود بگوید؛ اگر من الآن درس بخوانم چکاره می‌شوم و چکاره بشوم ؛ مگه خود من وقتی طلبه شدم می‌دانستم چکاره می‌شوم؟! در آن ایام که ما درس می‌خواندیم « حدود 63 سال قبل » ماهی « 10 تومان » به ما شهریه می‌دادند؛ بعد که به شهر قم رفتم ماهی « 15 تومان » شهریه می‌گرفتم؛ « 5 تومان » آیت‌الله صدر « 5 تومان » آیت‌الله حجت « 5 تومان » آیت‌الله سید محمدتقی خوانساری؛ ما روزی « 5 ریال » می‌گرفتیم و با نان خالی ارتزاق می‌کردیم و درس و بحث را رها نکردیم؛ بااینکه در همان ایام برای ماشین‌نویسی مدرک و تصدیق داشتم و میرزایی کرده بودم؛ سیاقه نویسی بلد بودم؛ چرتکه بلد بودم؛ الآن هم که می‌خواهم برای مراجع وجوهات شرعیه بفرستم با چرتکه حساب می‌کنم؛ با فوت‌وفن بازار آشنا بودم؛ باوجوداین فقط مشغول درس و بحث بودم و به فکر این مسائل نبودم که خوب اگر من درس بخوانم؛ در آینده چکاره می‌شوم ... ولی متأسفانه بعضی از طلبه‌ها با خود می‌گویند آخر کار من چه می‌شود؟ و درس را رها می‌کند و دنبال کاروبار می‌رود! طلبه باید درسش را بخواند و مرتب نگوید؛ آخرعاقبت درس خواندن من چه می‌شود؟!
به خدا توکل داشته باشید؛ من با توکل به اینجا رسید ه ام؛ با توکل از صفر شروع کرده‌ام؛ «51 سال پیش» که من به اینجا آمدم [2] انبار خاک زغال بود و با توکل آن را به اینجا رسانده‌ام.
ادامه حدیث
حضرت از کلام و جواب‌های شخص عرب خشنود شدند و تمامی قرض او را پرداختند و سپس حضرت انگشتر دست مبارکشان را به این عرب دادند. [3]گریز به روضه:
حضرت سید الشهداء به این عرب انگشتر داد؛ حاج‌آقا جعفر خندق آبادی نقل می‌کردند: تمامی ائمه علیهم‌السلام یک انگشتر درراه خداداده‌اند، ولی امام حسین دو انگشتر داده است؛ یکی انگشتری بود که به این شخص عرب دادند و یکی هم انگشتری بود که در عصر عاشورا دادند. در عصر عاشورا با چه وضعی انگشتر را از دست امام حسین علیه‌السلام درآوردند. انگشتر به دست حضرت چسبیده بود و جدا نمی‌شد و با چه حالتی از دست مبارک ایشان خارج کردند!
وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْفَائِزِینَ لَدَیْکَ؛ خدایا من را از رستگاران قرار بده ؛ نه از اهل شقاوت
که وارد قیامت که می‌شوم اهل بهشت باشم، فائزین، رستگار.
وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ إِلَیْکَ؛ خدایا من را از مقربین درگاهت قرار بده؛
خدا نکند طوری زندگی کنیم که خدا به ما بگوید تو بنده من نیستی و ما را از درگاه ربوبی خودش دور کند و بگوید برو ؛ گاهی پدر به فرزند ناصالح خود می‌گوید ؛ برو تو دیگر فرزند من نیستی خدا هم گاهی به بنده خودش که غرق در معاصی شده است می‌گوید : از درگاه من دور شو که دیگر تو بنده من نیستی ! خدا کند که خدا به ما بگوید، تو بنده من هستی.
بِإِحْسَانِکَ یَا غَایَةَ الطَّالِبِین؛ به‌حق احسانت خواسته‌های من را اجابت کن؛
ای کسی که غایت طالبین تویی! انسآن‌وقتی از همه‌جا ناامید می‌شود، آخر کار در خانه خدا می‌رود و آن‌وقت دعا مستجاب می‌شود.
راه شناخت استجابت دعا
اگر می‌خواهی بدانی دعایت مستجاب می‌شود یا نه !؟ به دلت مراجعه کن اگر دیدی در گوشه دلت به کسی غیر از خدا هم امیدواری بدان که دعایت مستجاب نمی‌شود ولی اگر از همه ناامیدی و چشم دلت دست به دامن الهی است بدان که دعای تو مستجاب شده است . در حدیث آمده است که به عزت و جلالم قسم من قطع می‌کنم امید کسی را که به غیر من امید دارد. [4]


پی‌نوشت:
[1] - بحارالانوار ج : 95 ص : 31 ؛ « اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنَ الْمُتَوَکِّلِینَ عَلَیْکَ وَ اجْعَلْنِی مِنَ الْفَائِزِینَ إِلَیْکَ وَ اجْعَلْنِی مِنَ الْمُقَرَّبِینَ لَدَیْکَ بِإِحْسَانِکَ یَا غَایَةَ الطَّالِبِینَ»
[2] - ظاهراً منظور ایشان مدرسه علمیه‌ای هست که آن را تأسیس کرده‌اند.
[3] - بحارالانوار ج : 44 ص : 196
[جامع الأخبار] فِی أَسَانِیدِ أَخْطَبِ خُوارَزْمَ أَوْرَدَهُ فِی کِتَابٍ لَهُ فِی مَقْتَلِ آلِ الرَّسُولِ أَنَّ أَعْرَابِیّاً جَاءَ إِلَی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فَقَالَ یَا ابْنَ رسول‌الله قَدْ ضَمِنْتُ دِیَةً کَامِلَةً وَ عَجَزْتُ عَنْ أَدَائِهِ فَقُلْتُ فِی نَفْسِی أَسْأَلُ أَکْرَمَ النَّاسِ وَ مَا رَأَیْتُ أَکْرَمَ مِنْ اهل‌بیت رسول‌الله ص فَقَالَ الْحُسَیْنُ یَا أَخَا الْعَرَبِ أَسْأَلُکَ عَنْ ثَلَاثِ مَسَائِلَ فَإِنْ أَجَبْتَ عَنْ وَاحِدَةٍ أَعْطَیْتُکَ ثُلُثَ الْمَالِ وَ إِنْ أَجَبْتَ عَنِ اثْنَتَیْنِ أَعْطَیْتُکَ ثُلُثَیِ الْمَالِ وَ إِنْ أَجَبْتَ عَنِ الْکُلِّ أَعْطَیْتُکَ الْکُلَّ فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ یَا ابْنَ رسول‌الله أَ مِثْلُکَ یَسْأَلُ عَنْ مِثْلِی وَ أَنْتَ مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ وَ الشَّرَفِ فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع بَلَی سَمِعْتُ جَدِّی رسول‌الله ص یَقُولُ الْمَعْرُوفُ بِقَدْرِ الْمَعْرِفَةِ فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ سَلْ عَمَّا بَدَا لَکَ فَإِنْ أَجَبْتُ وَ إِلَّا تَعَلَّمْتُ مِنْکَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع أَیُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ الْإِیمَانُ بِاللَّهِ فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع فَمَا النَّجَاةُ مِنَ الْمَهْلَکَةِ فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ الثِّقَةُ بِاللَّهِ فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع فَمَا یُزَیِّنُ الرَّجُلَ فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ عِلْمٌ مَعَهُ حِلْمٌ فَقَالَ فَإِنْ أَخْطَأَهُ ذَلِکَ فَقَالَ مَالٌ مَعَهُ مُرُوءَةٌ فَقَالَ فَإِنْ أَخْطَأَهُ ذَلِکَ فَقَالَ فَقْرٌ مَعَهُ صَبْرٌ فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع فَإِنْ أَخْطَأَهُ ذَلِکَ فَقَالَ الْأَعْرَابِیُّ فَصَاعِقَةٌ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَ تُحْرِقُهُ فَإِنَّهُ أَهْلٌ لِذَلِکَ فَضَحِکَ الْحُسَیْنُ ع وَ رَمَی بِصُرَّةٍ إِلَیْهِ فِیهِ أَلْفُ دِینَارٍ وَ أَعْطَاهُ خَاتَمَهُ وَ فِیهِ فَصٌّ قِیمَتُهُ مِائَتَا دِرْهَمٍ وَ قَالَ یَا أَعْرَابِیٌّ أَعْطِ الذَّهَبَ إِلَی غُرَمَائِکَ وَ اصْرِفِ الْخَاتَمَ فِی نَفَقَتِکَ فَأَخَذَ الْأَعْرَابِیُّ وَ قَالَ اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ الْآیَةَ
[4] - کافی ج : 2 ص : 66
الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُلْوَانَ قَالَ کُنَّا فِی مَجْلِسٍ نَطْلُبُ فِیهِ الْعِلْمَ وَ قَدْ نَفِدَتْ نَفَقَتِی فِی بَعْضِ الْأَسْفَارِ فَقَالَ لِی بَعْضُ أَصْحَابِنَا مَنْ تُؤَمِّلُ لِمَا قَدْ نَزَلَ بِکَ فَقُلْتُ فُلَاناً فَقَالَ إِذاً وَ اللَّهِ لَا تُسْعَفُ حَاجَتُکَ وَ لَا یَبْلُغُکَ أَمَلُکَ وَ لَا تُنْجَحُ طَلِبَتُکَ قُلْتُ وَ مَا عَلَّمَکَ رَحِمَکَ اللَّهُ قَالَ إِنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع حَدَّثَنِی أَنَّهُ قَرَأَ فِی بَعْضِ الْکُتُبِ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَقُولُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ مَجْدِی وَ ارْتِفَاعِی عَلَی عَرْشِی لَأَقْطَعَنَّ أَمَلَ کُلِّ مُؤَمِّلٍ [مِنَ النَّاسِ ] غَیْرِی بِالْیَأْسِ وَ لَأَکْسُوَنَّهُ ثَوْبَ الْمَذَلَّةِ عِنْدَ النَّاسِ وَ لَأُنَحِّیَنَّهُ مِنْ قُرْبِی .....
ترجمه:
ازجمله وحی‌هایی که خدای تعالی به یکی از پیامبرانش فرمود این بود که قسم به عزت و جلالم! آرزوی هر آرزوکننده به غیر خودم را قطع می‌کنم به اینکه او را مأیوس کنم و او را پیش مردم لباس خواری بپوشانم و از گشایش و فضل خود دورش نمایم. آیا بنده‌ام غیر مرا در سختی‌ها امید دارد درصورتی‌که سختی‌ها در دست من است و آیا امید به غیر من دارد درحالی‌که من بی‌نیاز و جوادم و کلیدهای درهای بسته‌شده در دست من است و درم برای دعاکننده‌ها باز است ...

 

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: مقاله اینترنتی
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: بازنشر
  • محیط انتشار: سایت
  • سطح قالب: سطح ب
  • قالب انتشار: مناسب برای درج در «سایتهای رسمی و معتبر» مثل ایکنا، ایسنا، حوزه، بلاغ, مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی»
خواندن 288 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « شرح دعای روز نهم شرح دعای روز یازدهم »
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.