مرسلون

غفلت و انتظار

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
غفلت و انتظار غفلت و انتظار

زیر تابلویی کنار خیابان ایستاده بود؛ روی تابلو نوشته بود: پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله و سلم: هر کس حاجتی را از مؤمن برآورده کند، مانند کسی است که عمر خود را به عبادت گذرانده باشد. (1)

پرسیدم: مادر جان چرا اینجا ایستاده‌ای؟

گفت: خیلی وقت است منتظرم کسی دستم را بگیرد و به آن‌طرف خیابان ببرد.

از خجالت سرم را پایین انداختم. در دلم گفتم: قرن‌ها است مردی چشم‌انتظار است که دستش را بگیریم و برای رهایی دنیا از چنگال ظلم یاری‌اش کنیم؛ به‌راستی مؤمن‌تر از امام عصر در هستی زندگی می‌کند که به یاری‌اش بشتابیم؟

امان از این‌همه غفلت!


پی‌نوشت:
1) امالی طوسی، صفحه 481

 

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: متن کوتاه
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: تولیدی
  • محیط انتشار: شبکه های پیام رسان
  • سطح قالب: سطح الف
  • قالب انتشار: مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی», مناسب جهت«پاسخ به شبهات»
خواندن 401 دفعه
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.