مرسلون

بلاذری و هجوم به خانه‌ی حضرت علی (ع)

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
بلاذری و هجوم به خانه‌ی حضرت علی (ع) بلاذری و هجوم به خانه‌ی حضرت علی (ع)

روایات بسیاری در کتاب‌های اهل تسنن وجود دارد که ثابت می‌کند، خلیفه اول به همراه عده‌ای از دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام، به خانه وحی هجوم برده و آنجا را به آتش کشیده‌اند؛ درحالی‌که فاطمه زهرا سلام‌الله علیها به همراه نوادگان رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم در داخل خانه بوده‌اند.

ما در اینجا تنها به ذکر یک  روایت  مستند و مستدل به نقل از علمای اهل سنت اشاره می‌کنیم آن‌هم روایت: علامه بلاذری (م 270 هـ)  و از نظر  نیز سندی نیز  بررسی می‌کنیم.

علامه بلاذری در کتاب انساب الاشراف، خود می‌نویسد:إن أبابکر آرسل إلی علی یرید البیعة فلم یبایع فجاء عمر و معه فتیلة فتلقته فاطمة علی الباب فقالت فاطمة: یابن الخطاب! أتراک محرّقا علیّ بابی؟! قال: نعم و ذلک أقوی فیما جاء به أبوک (1): ابوبکر به دنبال علی علیه‌السلام برای بیعت کردن فرستاد؛ چون علی علیه‌السلام از بیعت با ابوبکر سرپیچ کرد، ابوبکر به عمر دستور داد که برود و او را بیاورد؛ عمر با شعله آتش به‌سوی خانه فاطمه علیها السلام رفت؛ فاطمه علیها السلام پشت در خانه آمد و گفت: ای پسر خطاب! آیا تو می‌خواهی درِ خانه را بر من آتش بزنی؟ عمر پاسخ داد: آری! این کار آنچه را که پدرت آورده محکم‌تر می‌سازد.
بررسی سند روایت: بلاذری، روایت را با این سند نقل می‌کند: المدائنی عن مسلمة بن محارب عن سلیمان التیمی وعن ابن عون: أن أبابکر ...

مدائنی:

ذهبی درباره وی می‌نویسد: 

المدائنی العلامة الحافظ الصادق أبو الحسن علی بن محمد بن عبد الله بن أبی سیف المدائنی الاخباری نزل بغداد و صنف التصانیف و کان عجبا فی معرفة السیر و المغازی و الأنساب و أیام العرب مصدقا فیما ینقله عالی الاسناد. در ادامه از قول یحی بن معین می‌نویسد: قال یحی: ثقة ثقة ثقة؛ قال احمد بن أبی خثیمة سألت أبی: من هذا؟ قال: هذا المدائنی: یحی بن مَعین در مورد او سه بار گفت: او مورد اعتماد است، او مورد اعتماد است، او مورد اعتماد است؛ احمد بن أبی خثیمة می‌گوید: از پدرم پرسیدم نام این شخصی که یحیی بن مَعین در مورد او این مطلب را گفت، چیست: پدرم گفت: نام او مدائنی است. و نیز نقل می‌کند:

و کان عالما بالفتوح والمغازی و الشعر صدوقا فی ذلک (2): أبو الحسن مدائنی (از علمای تاریخ بود) و عالم به جنگ‌ها و غزوه‌ها و شعر بود (و در این زمینه اطلاعات کافی داشت) و در مورد این مسائل در زمره راست‌گویان به شمار می‌رفت. و ابن حجر می‌نویسد: قال أبو قلابة: حدثت أبا عاصم النبیل بحدیث فقال عمن هذا قلت: لیس له إسناد ولکن حدثنیه أبو الحسن المدائنی قال لی سبحان الله أبو الحسن أستاذ. (إسناد) (3): أبو قلابة می‌گوید: حدیث را برای أبا عاصم النبیل خواندم، ابا عاصم گفت: این حدیث را از چه کسی شنیده ای؟ گفتم سندش نزد من نیست ولکن این حدیث را أبو الحسن مدائنی برایم نقل نموده است و از او شنیده‌ام أبا عاصم گفت: پاک و منزه است خدا، أبو الحسن مدائنی استاد در علم حدیث است. در بعضی نسخه‌ها به‌جای کلمه استاد، اسناد آمده است در این صورت معنای عبارت این‌گونه می‌شود: أبو الحسن مدائنی خودش سند است و همین‌که او این روایت را نقل نموده کافی است. و قال أبو جعفر الطبری کان عالماً بأیام الناس صدوقاً فی ذلک (4): أبو جعفر طبری می‌گوید: عالم به تاریخ بود و از راست‌گویان بود. مسلمة بن محارب: ابن حبان او را در کتاب الثقات توثیق نموده است؛ ازاین‌رو، اشکال مجهول بودن این شخص، مردود است. (5)

 

سلیمان التِیمی: مزی در تهذیب الکمال می‌نویسد: قال الربیع بن یحی عن شعبة ما رأیت أحدا أصدق من سلیمان التیمی کان إذا حدث عن النبی صل الله علیه و[آله]سلم تغیر لونه (6): ربیع بن یحیی از شعبة بن حجاج نقل می کند که می‌گفت: احدی را راست‌گوتر از سلیمان التِیمی ندیدم، هر وقت حدیثی از پیامبر اکرم صلی‌الله علیه واله نقل می‌نمود رنگش (صورتش) تغییر می‌کرد. قال أبو بحر البکراوی عن شعبة شک ابن عون وسلیمان التیمی یقین (7): أبوبحرالبکراوی ازشعبة بن حجاج نقل می کند که می گفت: شک سلیمان التِیمی وابن عون بِسان یقین است. و قال عبدالله بن احمد عن أبیه ثقة(8): عبدالله بن احمد بن حنبل از پدرش نقل می‌کند که می‌گفت: سلیمان التیمی فردی مورد وثوق و اعتماد است.

قال ابن معین والنسائی ثقة (9): یحیی بن معین و نَسائی نیز او را ثقه و مورد اطمینان می‌دانند.

قال العجل تابعی ثقة فکان من خیار أهل البصرة (10): عِجلی (از علمای رجالی اهل سنت) در مورد او می‌گوید: او از طبقه تابعین است و فردی مورد وثوق است و از بهترین افراد (و علمای) اهل بصره است. محمد بن سعد صاحب کتاب الطبقات الکبری در مورد سلیمان التیمی می‌گوید: کان ثقة کثیر الحدیث وکان من العباد المجتهدین و کان یصلی اللیل کله یصلی الغداة بوضوء عشاء الآخرة (11): او فردی مورد وثوق است، احادیث بسیار زیادی نقل کرده است و از عابدین و مجتهدین بود، تمامی شب را به نمازخواندن می‌گذراند و نماز صبحش را با وضوی نماز عشاء شب گذشته‌اش می‌خواند. قال الثوری حفاظ البصرة ثلاثة فذکره فیهم (12): از سفیان الثوری نقل می‌کنند که می‌گفت: حفاظ (حدیث) در بصره سه نفرند و سلیمان التیمی را یکی از آن افراد می‌دانست. قال ابن المدینی عن یحی ما جلست إل رجل اخوف لله منه (13): علی بن المدینی از یحی (بن سعید قطان) نقل می‌کند که می‌گفت: در کنار هیچ مردی خداترس‌تر از سلیمان التیمی ننشستم؛ (کنایه از اینکه سلیمان التیمی بسیار خداترس بود و من خداترس‌تر از او ندیدم). قال محمد بن علی الوراق عن أحمد بن حنبل کان یحی بن سعید یثنی عل التیمی وکان عنده عن أنس أربعة عشر حدیثا ولم یکن یذکر اخباره. (14)

محمد بن علی الوراق از أحمد بن حنبل نقل می‌کند که می‌گفت: یحی بن سعید (قطان) سلیمان التیمی را مدح و ثنا می‌کرد و می‌گفت، 14 روایت از انس بن مالک نزد سلیمان بود (14 روایت بدون واسطه از انس نقل می‌نمود) ولی روایات او را (یحیی) ذکر نکرد. ابن حبان در کتاب الثقات می‌گوید:

کان من عباد أهل البصرة وصالحیهم ثقة واتقانا وحفظا وسنة (15): سلیمان التِیمی از عابدین و صالحین بصره بود او فردی مورد وثوق و دقیق و متقن بود و از حفاظ حدیث و از کسانی بود که بسیار به سنت اهمیت می‌داد.

 

عبدالله بن عون:

برخی اشکال کرده‌اند که روایت در اینجا مقطوع است؛ چراکه وی از صحابه روایتی نقل نکرده است؛ درحالی‌که صفدی، از علمای بزرگ اهل سنت در مورد ابن عون می گوید: کان یمکنه السماع من طائفةٍ من الصحابة (16): حتی روایاتی وجود دارد که حکایت از صحابی بودن این شخص دارد؛ چنانچه ابن سعد در الطبقات الکبری نقل می‌کند: أخبرنا بکار بن محمد قال: کان بن عون یتمن أن یر النبی، صل الله علیه وسلم، فلم یره إلا قبل وفاته بیسیر فسر بذلک سرورا شدیدا (17): ابن عون خیلی دوست داشت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه واله و سلم را، (بالاخره این توفیق نصیب او شد و) مدت کوتاهی قبل از وفات حضرت صلی‌الله علیه وآله وسلم توانست حضرت صلی‌الله علیه وآله وسلم را ببیند و به خاطر این دیدار بسیار خوشحال بود. حتی اگر فرض کنیم که ابن عون تابعی باشد، بازهم ضرری به این روایت نمی‌زند؛ چراکه پدر علم رجال اهل سنت، شعبه بن حجاج درباره وی می‌گوید: شک ابن عون أحب إلی من یقین غیره (18): شک ابن عون برای من از یقین دیگران بهتر و قابل‌قبول‌تر است.
و علی بن مدینی از علمای بزرگ رجال اهل سنت می‌گوید: قال علی بن المدینی: جمع لابن عون من الاسناد ما لم یجمع لاحد من أصحابه. سمع بالمدینة من القاسم وسالم، وبالبصرة من الحسن وابن سیرین، وبالکوفة من الشعبی وإبراهیم، وبمکة من عطاء ومجاهد، وبالشام من رجاء بن حیوة ومکحول: به‌قدری روایات مسند نزد ابن عون وجود دارد که نزد هیچ‌کدام از اصحابش وجود ندارد؛ اساتید او در مدینه قاسم و سالم، در بصره حسن (بصری) و ابن سیرین، در کوفه (عامر) شعبی و ابراهیم، در مکه عطا و مجاهد و در شام رجاء بن حیوة و مکحول بودند. و نیز مزی در تهذیب اکمال می‌نویسد:

قال علی: وهذا قبل أن یحدث ابن عون، ولو کان ابن عون قد حدث ما قدم علیه عندی أحدا (19): قبل از اینکه ابن عون بر کرسی تدریس حدیث بنشیند علی بن مدینی می گفت: اگر ابن عون حدیث بگوید هیچ‌کس را بر او مقدم نمی‌کنم.

قال اسماعیل بن عمرو البجلی، عن سفیان الثوری: ما رأیت أربعة اجتمعوا فی مصر مثل أربعة اجتمعوا بالبصرة: أیوب، ویونس وسلیمان التیمی، وعبد الله بن عون (20): اسماعیل بن عمرو البجلی به نقل از سفیان الثوری می‌گوید: من آن چهارنفری را که در مصر جمع شده‌اند، (در علم و فضل) مانند این چهارنفری که در بصره‌اند ندیدم (آن چهار نفر با این‌ها در فضیلت وبرتری علمی قابل قیاس نیستند). و قال محمد بن سلام الجمحی: سمعت وهیبا یقول: دار أمر البصرة عل أربعة فذکر هؤلاء و قال أحمد بن عبدالله العجلی: أهل البصرة یفخرون بأربعة، فذکرهم. (21): أحمد بن عبدالله العجلی: اهل بصره به چهار نفر افتخار می کنند، سپس نام این چهار نفر را ذکر نمود.

و قال الاصمعی عن شعبة: ما رأیت أحدا بالکوفة إلا و هؤلاء الاربعة أفضل منه فذکرهم (22): اصمعی به نقل از شعبه می‌گوید: هیچ‌کسی را در کوفه ندیدم مگر اینکه این چهار نفر از آن‌ها برتر بودند، سپس نام این چهار نفر را ذکر نمود. قال محمد بن أحمد بن البراء: قال علی بن المدینی، وذکر هشام بن حسان وخالد الحذاء وعاصم الاحول وسلمة بن علقمة وعبد الله بن عون و أیوب، فقال: لیس فی القوم مثل ابن عون و أیوب (23): محمد بن أحمد بن البراء می گوید علی بن المدینی درحالی‌که در مورد هشام بن حسان و خالد الحذاء وعاصم الاحول وسلمة بن علقمة وعبد الله بن عون و أیوب صحبت می‌کرد گفت در میان قوم (اصحاب حدیث در نزد ما) فردی مانند ابن عون و ایوب یافت نمی‌شود. و قال أبو داود الطیالسی عن شعبة: ما رأیت مثل أیوب ویونس وابن عون (24): أبو داود الطیالسی به نقل از شعبة می‌گوید: شعبه گفت تاکنون مثل أیوب ویونس وابن عون ندیده‌ام.

قال حفص بن عمرو الربالی، عن معاذ بن معاذ: سمعت هشام بن حسان یقول: حدثنی من لم تر عینای مثله - فقلت فی نفسی: الیوم یستبین فضل الحسن وابن سیرین - قال: فأشار بیده إل ابن عون وهو جالس (25): حفص بن عمرو الربالی به نقل از معاذ بن معاذ می‌گوید: از هشام بن حسان شنیدم که می‌گفت: از کسی حدیث شنیدم که چشمانم تاکنون مثل او را (در علم و فضیلت) ندیده بود، پیش خود گفتم امروز فضائل حسن بصری و ابن سیرین با این سخن آشکار شد، (که ناگهان) هشام بن حسان با دستش به ابن عون که در مجلس حاضر بود اشاره نمود. قال الربالی: فذکرته للخلیل بن شیبان، فقال: سمعت عمر بن حبیب یقول: سمعت عثمان البتی یقول: ما رأت عینای مثل ابن عون (26): ربالی گوید: این حرف را برای خلیل بن شیبان نقل کردم، او نیز گفت از عمر بن حبیب شنیدم می‌گفت عثمان البتی می‌گفت: چشمانم (در فضیلت وبرتری) فردی مثل ابن عون ندیده است. قال نعیم بن حماد عن ابن المبارک: ما رأیت أحد ذکر لی قبل أن ألقاه ثم لقیته، إلا وهو عل دون ما ذکر لی إلا حیوة، وابن عون، وسفیان، فأما ابن عون: فلوددت أنی لزمته حت أموت أو یموت (27): نعیم بن حماد از عبدالله بن مبارک نقل می‌کند: حالات هرکسی را که برایم نقل نمودند بعد از ملاقات با او دریافتم آن‌قدر هم که می‌گفتند اهل فضل نبود، غیر از حیوة وابن عون، وسفیان، اما ابن عون: (آن‌قدر بافضیلت است که) من دوست دارم آن‌قدر شاگرد او باشم تا اینکه یا من از دنیا بروم یا او. قال ابن المبارک: ما رأیت أحدا أفضل من ابن عون (28): عبدالله ابن مبارک می گوید: احدی را افضل از ابن عون ندیدم.

ابن حبان می‌گوید: من سادات أهل زمانه عبادة و فضلا و ورعا و نسکا و صلابة فی السنة و شدة علی أهل البدع (29): (ابن عون) در میان اهل زمانش از جهت عبادت و فضیلت و دوری از شبهات و سیره و روش و تقیدش به سنت نبوی و مقابله با بدعت گزاران از بزرگان بود (و دارای مقامی بس رفیع بود). درنتیجه همان‌طوری که ذکر شد:

اولاً برخی از علمای اهل سنت تصریح کرده‌اند که وی صحابی بوده و در آخرین روزهای عمر نبی مکرم اسلام وی را ملاقات کرده است درنتیجه در حادثه حمله به خانه صدیقه شهیده حضورداشته است و شاهد ماجرا بوده است.

ثانیاً: برفرض این‌که روایت منقطع و از گفته‌های خود ابن عون باشد، بازهم برای اثبات ادعای ما کفایت می‌کند؛ زیرا اعتراف شخصی مثل ابن عون که شک او در نزد علمای اهل سنت همانند یقین است خود بهترین دلیل برای ما است.


پی‌نوشت:

1) انساب الاشراف، بلاذر، جلد 1، صفحه 586

2) سیر أعلام النبلاء، الذهبی، جلد 10، صفحه 401

3) لسان المیزان، جلد 5، صفحه 82، ذیل ترجمه علی بن محمد، أبوالحسن المدائنی الاخباری، رقم 5945

4) لسان المیزان، جلد 5، صفحه 82، ذیل ترجمه علی بن محمد، أبوالحسن المدائنی الاخباری، رقم 5945

5) الثقات، ابن حبان، جلد 7، صفحه 490

6) تهذیب الکمال، جلد 12، صفحه 8، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، أبو المعتمر البصری، رقم 2531 و الجرح والتعدیل، جلد 4، صفحه 124 ترجمة سلیمان التیمی، رقم 539

7) تهذیب التهذیب، جلد 4، صفحه 176، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، رقم 341؛ تهذیب الکمال جلد 12، صفحه 8، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، أبو المعتمر البصری، رقم 2531

8) تهذیب التهذیب، جلد 4، صفحه 176، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، رقم 341

9) تهذیب التهذیب، جلد 4، صفحه 176، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، رقم 341؛ تهذیب الکمال، جلد 12، صفحه 8، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، أبو المعتمر البصری، رقم 2531

10) معرفة الثقات، جلد 1، صفحه 430، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، رقم 670؛ تهذیب التهذیب، جلد 4، صفحه 176، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، رقم 341؛ تهذیب الکمال، جلد 12، صفحه 8، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، أبو المعتمر البصری، رقم 2531.

11) الطبقات الکبری، ابن سعد، جلد 7، صفحه 188، ترجمه سلیمان التیمی، رقم 3198، چاپ دار الکتب العلمیة، بیروت.

12) تهذیب التهذیب، جلد 4، صفحه 176، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، رقم 341؛ تهذیب الکمال، جلد 12، صفحه 9، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، أبو المعتمر البصری، رقم 2531؛ الجرح والتعدیل، جلد 4، صفحه 124، ترجمة سلیمان التیمی، رقم 539.

13) تهذیب التهذیب، جلد 4، صفحه 176، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، رقم 341؛ تهذیب الکمال، جلد 12، صفحه 9، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، أبو المعتمر البصری، رقم 2531

14) تهذیب التهذیب، جلد 4، صفحه 176، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، رقم 341؛ تهذیب الکمال، جلد 12، صفحه 11، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، أبو المعتمر البصری، رقم 2531

15) الثقات، جلد 4، صفحه 300، ترجمه سلیمان بن طرخان؛ تهذیب التهذیب، جلد 4، صفحه 177، ترجمه سلیمان بن طرخان التیمی، رقم 341

16) الوافی بالوفیات، جلد 17، صفحه 390، ذیل ترجمه الحافظ المُزَنی عبدالله بن عون بن أرطبان أبوعون المزنی، رقم 320

17) الطبقات الکبری، جلد 7، صفحه 198، ذیل ترجمه عبدالله بن عون بن أرطبان، رقم: 3232، چاپ دارالکتب العلمیة (بیروت - لبنان)

18) مقدمة الجرح والتعدیل، صفحه 145

19) تهذیب الکمال، جلد 15، صفحه 397، ذیل ترجمه عبدالله بن عون بن أرطبان، رقم: 3469

20) تهذیب الکمال، جلد 15، صفحه 398، ذیل ترجمه عبدالله بن عون بن أرطبان، رقم: 3469

21) معرفة الثقات، جلد 2، صفحه 50، ذیل ترجمه عبدالله بن أرطبان، رقم 934، چاپ: المکتبة الدار- المدینة المنورة.

22) تهذیب الکمال، جلد 15، صفحه 398، ذیل ترجمه عبدالله بن عون بن أرطبان، رقم: 3469

23) الجرح والتعدیل، جلد 5، صفحه 131، باب العین، ذیل ترجمه عبدالله بن عون البصری، رقم: 605

24) الجرح والتعدیل، جلد 5، صفحه 133، باب الالف، ذیل ترجمه أیوب بن أبی تمیمة، رقم: 4؛ الجرح والتعدیل، جلد 5، باب العین، صفحه 145

25) تهذیب الکمال، جلد 15، صفحه 399، ذیل ترجمه عبدالله بن عون بن أرطبان، رقم: 3469

26) تهذیب الکمال، جلد 15، صفحه 399، ذیل ترجمه عبدالله بن عون بن أرطبان، رقم: 3469

27) تهذیب الکمال، جلد 15، صفحه 400، ذیل ترجمه عبدالله بن عون بن أرطبان، رقم: 3469

28) تاریخ البخاری الکبیر، جلد 5، صفحه 163، ذیل ترجمة عبدالله بن عون بن أرطبان، رقم: 512

29) الثقات، جلد 7، صفحه 3

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: عکس نوشته
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: تولیدی
  • محیط انتشار: سایت
  • سطح قالب: سطح ب
  • قالب انتشار: مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی»
خواندن 53 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: علت شهادت حضرت زهرا (س) »

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.