بهترین سرگرمی برای روزهای کرونا

نوشته شده توسط

V-880x5487_Copy بهترین سرگرمی برای روزهای کرونا

همسر خواهر خانم تشریف فرما شده‌اند سفر کاری و من هم به عنوان نترس رفته بودم نصف روزی کنارش باشم؛ تازه رفته خانه خودش؛ به خاطر کرونا مجبور است در خانه بماند و خیلی پیش ما نیاید؛ اگر کرونا نبود من هم سر درس و بحثم بودم و او هم می‌رفت کنار مادر و نه مادر دور از ما احساس ناراحتی داشت و نه مجبور بودم بروم پیش خواهر جان. البته بد هم نیست. تنوع در زندگی لازم است.

نشسته بودیم و از همه چیز برایم شیرین زبانی می‌کرد؛ این دهه هفتادی‌ها همه چیزشان با ما فرق دارد؛ دغدغه‌هایشان؛ حرف زدن‌هایشان؛ ناراحت بودن و خوشحال بودنشان؛ از بیکاری و اوقات فراغتِ زیاد، شکایت کرد؛ برایش می‌گفتم از وقتش استفاده کند، برنامه‌ریزی داشته باشد؛ عمرش را هدر ندهد؛ کم مانده بود بگوید مثلاً تو چکار می‌کنی که من انجام نمی‌دهم؟ تو که از من بیکارتری که از بیکاری آمده‌ای نترس بیکار باشی؛ ادامه ندادم.

مشغول رنگ زدن تابلو اش بود؛ معلوم بود خسته است؛ برخلاف عقیده‌ام که «هیچ‌وقت آشپزخانه کسی ورود نکنم چون خصوصی‌ترین منطقه خانه است»، رفتم آشپزخانه و دوری زدم؛ یک کتری پیدا کردم و آب جوش گذاشتم؛ درب کابینتی را باز کردم و دوتا فنجان پیدا کردم و چای ریختم؛ یک ظرف بلوری هم همانجا بود برداشتم و یک‌مشت قند ریختم داخلش؛ یک چای دبش بردم با هم بخوریم.

چای را که دید خیلی خوشحال شد؛ ولی مشخص بود یک‌حرفی توی دلش مانده است؛ گفتم: نازنین مشکلی پیش آمده؟ گفت: نه! چرا قند را داخل بستنی‌خوری ریخته‌ای؟ ده تا قندان پر از قند آنجا گذاشته؛ فنجان قحط بود؛ این‌ها را یکی کادویی آورده جنسش خوب نیست؛ سینی سیلور هم که بود؛ سرک کشید توی آشپزخانه و گفت: این کتری که برای پیک‌نیک است؛ چای‌ساز که توی برق بود؛ نگاهش کردم و اول حسابی خندیدم؛ بعد گفتم: به خدا عمدی نبوده ولی من دهه شصتی دنبال یک استکان چای رفتم و اینکه امین باشم و همه‌جا سرک نکشم؛ با کمترین امکانات و بدون به هم زدن تمرکزت چای بیاورم؛ به این اداهای شماها و قوانینتان آشنا نبودم ولی نازنین خودمانیم زده به سرت؛ چایی آوردم به این خوبی و قشنگی و خوش‌رنگی! طلبگی و ارزان؛ بد بود؟ نه نه! چرا خیلی خوب بود و به موقع؛ عزیزم خودت را معطل این حرف‌ها نکن؛ حالا قند توی بستنی‌خوری اتصالی می‌کند؟! نگاه کن: قوری کتری، سماور، کتری معمولی، چای‌ساز، قهوه‌جوش؛ چند دست فنجان چینی و بلور و قاشق چای‌خوری و قندان‌های رنگارنگ و سینی متفاوت و ...برای روزی سه تا فنجان چای؟ به خدا به عقل شماها شک می‌کنم؛ بابا و بقیه نه این همه خودت را به زحمت انداخته‌ای برای چیدمان و... که چه؟ تنوع خوب است ولی مدبرانه؛ فکر کن عزیزم فکر! حالا چایت را بخور سرد می‌شود؛ زود باش تا قند توی بستی خوری جرقه نزده؛ بعد هم دوتایی حسابی خندیدیم.

بد نیست این روزها که توی قرنطینه اوقات فراغت بیشتری داریم، نگاهی بیندازیم به اطرافمان؛ به جای وقت انجام کار، حداقل بعدش کمی فکر کنیم؛ فکر کردن هم یک کاری است بالاخره!

منتشرشده در فرهنگ و مناسبت ها
محتوای بیشتر در این بخش: « بسیجی وکیل گرفتن برای درمان کرونا »

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید