نهار چی داریم

نوشته شده توسط

84156627_876349949489711_4673829595364877708_n_Copy نهار چی داریم

امیر طبق عادت همیشگی‌اش سر ساعت پنج صبح بیدار شد؛ تا دم در رفت؛ منتظر مهناز بود که مثل همیشه برای بدرقه دنبالش برود؛ اما خبری نشد؛ دستگیره در را رو به پایین فشار داد؛ صدای مهناز بلند شد: امیر جان کجا؟

امیر مثل کسی که از خواب بپرد؛ دستش را کشید؛ خنده‌ای کرد و گفت: حواسم نبود؛ داشتم می‌رفتم شرکت.

مهناز برای ادای نماز بلند شد؛ به‌طرف روشویی رفت تا وضو بگیرد؛ گفت: عزیزم نمازتو بخون برو بخواب.

امیر لباس‌های بیرونیش را کند و نماز خواند؛ اما به خواب در آن ساعت عادت نداشت؛ از این پهلو به آن پهلو چرخید؛ اما خوابش نبرد؛ به صورت آرام مهناز خیره شد؛ دوست نداشت بخوابد؛ می‌خواست کاری انجام دهد؛ بلند شد.

کتری را روی اجاق‌گاز گذاشت؛ تلویزیون را روشن کرد؛ شبکه‌ها را دنبال برنامه جالبی زیر و رو می‌کرد که صدای مهناز بلند شد: امیرم نمیذاری بخوابما.

امیر با بی‌تفاوتی گفت: چه‌کارت دارم؟

امیر صدای عصبی مهناز را به‌زحمت شنید که گفت: کارم نداری که؛ صدا تلویزیون رو اعصابمه.

امیر با حالتی گرفته تلویزیون را خاموش کرد.

از قفسه کتاب‌ها کتابی برداشت؛ مشغول مطالعه شد؛ آب جوش آمد؛ قوری چایی را گذاشت روی کتری تا دم بکشد؛ چایی آماده شد؛ سفره را انداخت.

بساط صبحانه را چید؛ با صدای بلند گفت: خانومم نمیای با هم صبحونه بخوریم؟

مهناز با صدایی خواب‌آلود جواب داد: خوابو کوفتم کردی. میل ندارم.

امیر حرفی نزد؛ ابروهایش در هم رفت؛ ساکت و آرام صبحانه خورد؛ منتظر مهناز شد تا برای نهار درست کردن بلند شود.

ساعت دوازده، مهناز با چشم‌های پف‌آلود جلو امیر ایستاد؛ گوشی تلفن را برداشت؛ امیر پرسید: خانم جون نهار چی داریم؟

مهناز لبخندی زد و گفت: صبر کن الآن سفارش می‌دم.

امیر دهانش باز ماند؛ گفت: می دونی من برا چی تو خونه ام؟

مهناز شانه‌هایش را بالا انداخت و گفت: این چه سؤالیه؟ به خاطر کرونا دیگه.

امیر گوشی تلفن را از دست مهناز گرفت و گفت: انگار خبر نداری گفتن سعی کنین از بیرونم غذا نگیرین؛ بعدم میخوام دست‌پخت خانمم رو بخورم.

مهناز به مِن و مِن افتاد؛ نمی‌دانست با آن زمان کم، چه غذایی باید درست کند.

امیر لبخندی زد و گفت: خانوم کار نداره استانبولی درس کن؛ زودم آماده میشه؛ منم کمکت می‌کنم.

منتشرشده در فرهنگ و مناسبت ها
محتوای بیشتر در این بخش: « روزهای مادر داشتن صله رحم کرونایی »

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید