مرسلون

امر و نهی دلسوزانه و هدایتگرانه عاشورایی

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

46234572011472451841272442304515618116012982_1_Copy امر و نهی دلسوزانه و هدایتگرانه عاشورایی

چکیده                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                    

واکاوی شیوه‌های امربه‌معروف و نهی از منکر امام حسین علیه‌السلام در نهضت عاشورا از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است؛ این امر می‌تواند، علت پایداری نهضت عاشورای امام حسین علیه‌السلام در جهان اسلام که بعدازآن موجب انجام قیام متعدد که از نهضت حسینی تأسی و الگوبرداری کردند را نشان دهد؛ در این پژوهش سعی بر این است به این سؤال پاسخ داده شود که امام حسین علیه‌السلام در نهضت عاشورای خود جهت انجام فریضه امربه‌معروف و نهی از منکر از روش­ هایی بهره جست و استفاده کرد؟ با توجه به بررسی‌های انجام‌شده در منافع تاریخی کهن و معاصر با روش کتابخانه‌ای که مبتنی بر روش توصیفی و تحلیلی و نیز روش معمول تاریخی صورت گرفته است به این نتایج و یافته‌ها رسیدیم؛ ازجمله شیوه­های امربه‌معروف و نهی از منکر امام حسین علیه‌السلام در نهضت عاشورا شیوه­ی عملی، مشفقانه، دلسوزانه و هدایتگرایانه است که درنتیجه موجب تزلزل پایه‌های حکومت ظلم و جور شد.                                                                                       

 

طرح مسئله

ازآنجاکه انسان، موجودی اجتماعی است و سرنوشتش با سرنوشت جامعه ­ای که در آن زندگی می‌کند ارتباط دارد؛ سود و ضرر افعال، اعمال و کارهایی که انسان انجام می‌دهد، هم به وی بازمی‌گردد و هم جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ هم چنان‌که اعمال و افعال دیگران در زندگی وی تأثیر دارند؛ به همین دلیل، همان‌گونه که انسان در قبال رفتار خود مسئولیت دارد، در برابر عملکرد افراد جامعه­ای که در آن زندگی می‌کند نیز مسئول است. در اندیشه و بینش اسلامی یک مسلمان علاوه بر اصلاح، تزکیه و تهذیب نفس خویش، باید در جهت اصلاح دیگران نیز بکوشد؛ بی‌توجهی نسبت به اعمال و سرنوشت دیگران درواقع بی‌اعتنایی به سرنوشت خویشتن است؛ به همین دلیل خداوند متعال امربه‌معروف و نهی از منکر را یکی از واجبات مهم در دین مبین اسلام قرار داده است و آیات متعددی را مبنی بر اهمیت و ضرورت این امر مقدس و بزرگ نازل کرده است که در ذیل به دلیل عدم گنجایش ذکر تفسیر همه آن‌ها در اینجا لذا به چند مورد از آن‌ها اشاره می‌کنیم و به تفسیر یک مورد می‌پردازیم.

يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (1): اى فرزندم نماز را برپا دار و امربه‌معروف و نهى از منكر كن و در برابر مصائبى كه به تو می‌رسد با استقامت و شكيبا باش كه اين از كارهاى مهم و اساسى است.

الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقِينَ هُمُ الْفاسِقُون (2): مردان منافق وزنان منافق همه از يك گروه‌اند آن‌ها امر به منكر و نهى از معروف مى‏كنند و دست‌هایشان را [از انفاق و بخشش‏] مى‏بندند خدا را فراموش كردند و خدا آن‌ها را فراموش كرده [رحمتش را از آن‌ها قطع نموده‏] منافقان قطعاً فاسق‌اند.

وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (3): مردان وزنان باایمان، يار و یاور اولی‌ای يكديگرند، به معروف (خوبى‏ها) فرمان مى‏دهند و از منكرات و بدى‏ها (منكرات) نهى مى‏كنند، نماز بر پاى داشته، زكات مى‏پردازند و از خداوند و پيامبرش پيروى مى‏كنند. به‌زودی خداوند آنان را مشمول رحمت خويش قرار خواهد داد؛ همانا خداوند، تواناى غالب و حكيم است.

التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ (4): (مؤمنانِ مجاهد)، اهل توبه، عبادت، ستايش، سياحت، ركوع، سجود، امربه‌معروف و نهی از منكر و حفظِ حدود و مقررات الهى‏اند و چنين مؤمنانى را بشارت‌ده.

الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ (5):  كسانى كه اگر آنان را در زمين به قدرت رسانيم، نماز بر پا مى‏دارند و زكات مى‏دهند و (ديگران را) به خوبى‏ها دعوت مى‏كنند و از بدى‏ها بازمی‌دارند؛ و پايان همه‏ى امور براى خداست.

خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ (6): عفو و ميانه‏روى را پيشه كن (عذر مردم را بپذير و بر آنان آسان بگير) و به كارهاى عقل پسند و نيكو فرمان بده و از جاهلان اعراض كن.

كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ‏ (7): شما بهترين امّتى هستيد كه براى مردم ظاهر (و گزیده) شده‏ايد. به خوبى‏ها فرمان مى‏دهيد و از بدى‏ها و زشتى‏ها، نهى مى ‏كنيد و به خدا ایمان‌دارید و اگر اهل كتاب (نيز به چنين آئين درخشانى) ايمان آورده بودند، قطعاً برايشان بهتر بود. برخى از آنان مؤمن‌اند، ولى بيشترشان فاسق‏اند.

يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ (8): آنان به خدا و روز قيامت ایمان‌دارند و امربه‌معروف و نهى از منكر مى‏كنند و در كارهاى خير شتاب مى‏ورزند و آنان از افراد صالح و شايسته هستند.

وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون (9): و بايد از ميان شما گروهى [مردم را] به نيكى دعوت كنند و امربه‌معروف و نهى از منكر نمايند و آن‌ها همان رستگاران‌اند.

خداوند متعال در آیه مؤمنین را به امربه‌معروف و نهی از منکر توصیه می‌کند که باید مردم را به اعمال خیر و نیک بخوانند و از منکر و اعمال ناشایسته نهی کنند. (10)

به‌عبارت‌دیگر پروردگار متعال در این آیه برای حفظ و نگهداری ارزش‌های اسلامی و جهت بقای جامعه اسلامی دستور مهی می‌دهد مبنی بر اینکه همواره گروهى از مسلمانان بايد آماده باشند که مردم را امربه‌معروف و نهی از منکر کنند. وادار كردن ديگران به انجام كارهاى خوب و بازداشتن آن‌ها از انجام كارهاى بد اگر به‌صورت يك تكليف و وظيفه در جامعه مطرح باشد و همه خود را به آن متعهد بدانند، آثار و نتايج بسيار درخشانى به بار مى‏آورد و در سازندگى و بالندگى و رشد و تعالى جامعه و گسترش مبانى اخلاقى و ارزش‌های ايمانى تأثير قاطعى دارد؛ و علاوه بر نتايجى كه در ديگران مى‏گذارد براى خود شخص كه امربه‌معروف و نهى از منكر مى‏كند نيز بسيار سازنده است و او كه ديگران را به نيكي­ها دعوت مى‏كند، سعى خواهد كرد كه آن را در خود به وجود آورد. (11)

ترویج و شیوع منکرات و كارهاى ناپسند در اجتماع به زيان همه‏ى افراد جامعه است؛ گناهكاران در جامعه همچون مسافران كشتى هستند كه مى‏خواهند قسمتى از كشتى را سوراخ کنند و همه‏ى مسافران را نابود سازند؛ و ديگر مسافران به‌حکم عقل و براى حفظ خود و کشتی از كارهاى آن‌ها جلوگيرى مى‏كنند. بنابراين، امربه‌معروف و نهى از منكر وظيفه‏ى عقلى و حق طبيعى انسان‏ها و منشأ آن پيوند سرنوشت آن‌ها در جامعه هست. (12)

انجام فریضه امربه‌معروف و نهی از منکر سعادت و رستگاری دنیوی و اخروی جامعه را به ارمغان می‌آورد. (13)

امربه‌معروف و نهی از منکر، چگونه می‌تواند در رستگاری یک جامعه اثر داشته باشد؟

از تجربیات قطعی بشر این است که اندوخته‌های فکری انسان باگذشت زمان، به دست فراموشی سپرده می‌شود؛ مگر آن‌که پیوسته یادآوری شود و در مرحله عمل، تکرار گردد و از همین‌جاست که پیوند «علم و عمل»، مشخص می‌شود. علم، انسان را به عمل، راهنمایی می‌کند و عمل شایسته، بر آگاهی و بینش انسان می‌افزاید. ازاین‌رو، در یک جامعه سالم، همه باید برای پاسداری از فرهنگ و معرفت خویش بکوشند و نگهبانی از حریم مکتب به آن است که متخلفینِ از راه نیکی را، از سقوط به ورطه هلاکت بازدارند و با «امربه‌معروف و نهی از منکر»، زمینه‌ساز «رفتار شایسته» و درنتیجه، «تقویت‌کننده افکار صحیح» باشند. پس بی‌اعتنایی به این وظیفه، پایه رفتار را سست و اندیشه‌های والا را در معرض فراموشی قرار می‌دهد.

این آیه در سوره آل‌عمران که در مدینه نازل‌شده، از دو جهت، دلالت بر وجوب امربه‌معروف و نهی از منکر دارد؛ یک‌جهت آن واژه «ولتکن» است که لفظ امر است و جهت دیگر، انحصار رستگاری در این عمل هست؛ «وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون  » و دعوت به «خیر» در آیه، عبارت از «امربه‌معروف و نهی از منکر» است. (14)

دلیل تقدم امربه‌معروف، برنهی از منكر این است که اگر راه معروف‏ها باز شود، زمينه براى منكر كم مى ‏گردد؛ (15) يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ

 

فلسفه و اهداف قیام امام حسین علیه‌السلام از خود امام علیه‌السلام

بهترین و مطمئن­ترین سند برای شناخت فلسفه و اهداف نهضت سید الشهداء کلمات خود آن حضرت علیه‌السلام یا امامان علیهم‌السلام دیگر دراین‌باره است، مجموع خطبه‌ها، سخنان، نامه‌ها و وصیت­نامه حسین علیه‌السلام را که درباره اهداف و انگیزه‌های قیام عاشوراست و نیز برخی از تعابیر زیارت‌نامه‌های متعدد و مختلف را که از امامان علیه‌السلام دیگر برای آن حضرت علیه‌السلام رسیده و در آن‌ها به انگیزه‌ها قیام پرداخته‌شده است که در ذیل به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

1) امام حسین علیه‌السلام در وصیت­نامه ­ای که هنگام خروج از مدینه و در زمان  وداع با برادرش محمد بن حنفیه برای وی نوشت، هدف از حرکت خویش را چنین بازگو کرد: إِنِّی لَمْ أَخْرُجْ بَطِراً وَ لَا أَشِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ أَطْلُبُ الصَّلَاحَ فِی أُمَّةِ جَدِّي مُحَمَّدٍ أُرِيدُ آمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَسِيرُ بِسِيرَةِ جَدِّي وَ سِيرَةِ أَبِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (16): من نه از روی سرمستی و  گستاخی و نه برای فساد و ستمگری حرکت کردم؛ بلکه تنها برای طلب اصلاح در امت جدم حرکت کردم. می‌خواهم امربه‌معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم صلی‌الله علیه وآله وسلم و پدرم علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام عمل کنم.

درجایی دیگر می‌فرماید: اللَّهمَّ إنِّي أُحِبُ‏ المَعروفَ‏، وأُنكِرُ المنكَر؛ خدایا من به معروف اشتیاق و از منکر متنفر و بیزارم. (17)                                                                                                                               

از این عبارات می‌توان اهداف ذیل را برای قیام حضرت برشمرد:

الف) طلب اصلاح در امور امت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم

ب) امربه‌معروف

ج) نهی از منکر

د) عمل به سیره رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم همانند برپایی نماز و پرداخت زکات

2) امام حسین علیه‌السلام درباره ذلت ناپذیری به‌منزله هدف دیگر قیام می‌نگرد چنان‌که در مقابل پیشنهاد عبیدالله که حضرت رابین کشته شدن و بیعت کردن بایزید، مخیر کرده بود فرمود: «... هَيْهَاتَ‏ مِنَّا الذِّلَّةُ يَأْبَى اللَّهُ ذَلِكَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون (18): از ما دور است ذلت؛ چراکه خدا و رسولش صلی‌الله علیه وآله وسلم و مؤمنان، از چنین ننگی برای ما ابا دارند.

نکته شایان توجه در این فراز این است که امام حسین علیه‌السلام ذلت ناپذیری خود را مستند به امر خدا و سیره رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم و مؤمنان می‌داند؛ چراکه مؤمن واقعی با پیروی از فرمان خدا و تأسی به سیره رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم به هیچ رو تن به ذلت نمی‌دهد.

بنابراین امام حسین علیه‌السلام علت و انگیزه قیام خویش را مبارزه با منکرات فراوان در جامعه اسلامی و تبلیغ و ترویج معروف در بین مسلمانان،  اعلام می‌کند؛ لذا فلسفه اصلی و نهایی نهضت حضرت علیه‌السلام را می‌توان در یک هدف جامع و کلی؛ یعنی «احیای فرهنگ اسلام اصیل و ناب  محمدی صلی‌الله علیه وآله وسلم و زدودن زنگارهای تحریف و بدعت از دین جدش» خلاصه کرد؛ البته حضرت علیه‌السلام راهکار و ابزار لازم برای عملی کردن این هدف را در عنصر «امربه‌معروف و نهی از منکر» می‌دانست؛ ازاین‌رو در وصیت­نامه خود به محمد بن حنفیه نوشت: أُرِيدُ آمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ.               

بر این اساس علتی که امام حسین علیه‌السلام برای حرکت خویش اعلام کرده بود؛ یعنی مبارزه با اموری چون رواج بدعت‌ها و مخالفت با کتاب خدا و حلال و حرام الهی، نابودی سنت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم شیطان محوری و ترک خدامحوری، فساد و ظلم و بی‌عدالتی و ناامنی در جامعه اسلامی، تعطیلی حدود الهی و در انحصار گرفتن و تاراج بیت‌المال مسلمانان، درواقع شیوع «منکر» در جامعه اسلامی حکایت داشت که آن  حضرت علیه‌السلام خود را موظف به نهی از آن‌ها می‌دانست و سکوت را جایز نمی‌دید؛ هرچند به قیمت جانش تمام می‌شد؛ همچنین اینکه اباعبدالله علیه‌السلام جامعه اسلامی را به اموری از قبیل عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر علیه‌السلام احیای مظاهر و نشانه‌های حق، ایجاد امنیت، اصلاح و امور امت فرامی‌خواند و این نشان می‌دهد که امری به نام «معروف» در جامعه از بین رفته و در حال نابودی است و سرچشمه آن حکومت اموی بود.

ازاین‌رو امام با امتناع از بیعت یزید، از یک‌سو آمادگی خود را برای شهادت و مقاومت در برابر حکومت وی اعلام کرد و از سوی دیگر، برای برانداختن حکومت یزید و تأسیس حکومت اسلامی تلاش کرد؛ درواقع سرباز از بیعت، به معنای نهی از منکر، ترویج معروف و اتمام‌حجت با مسلمانان درباره حرمت سکوت در برابر بدعت‌ها و جنایات بنی‌امیه بود؛ چنان‌که بیعت یا حتی سکوت در مقابل چنین حکومتی افزون بر آن‌که ترویج منکر و مبارزه با معروف بود، عذر و بهانه نیز برای افراد عادی در همکاری با حاکمان اموی می‌شد؛ آن حضرت علیه‌السلام با حرکت و قیام خود، مشروعیت کاذب حکومت یزید در افکار عمومی سلب کرد. (19)

 

شیوه ­های امربه‌معروف و نهی از منکر امام حسین علیه‌السلام در نهضت عاشورا

1) شیوه گفتگوی دوجانبه

یکی از شیوه‌هایی که امام حسین علیه‌السلام جهت امربه‌معروف و نهی از منکر در نهضت کربلا انجام داد شیوه گفتگوی دوجانبه بود. همانند گفتگو و ملاقات امام حسین علیه‌السلام با عمر سعد است؛ به گزارش منابع تاریخی، امام علیه‌السلام در روزهای اول محرم دیدارهایی با عمر سعد داشته و کوشیده است او را از جنگ منصرف سازد و امربه‌معروف و نهی از منکر کند؛ به گزارش طبری، هانی بن ثُبَیت حَضرَمی (20) که از شاهدان واقعه کربلا بوده است می‌گوید: حسین بن علی یکی از یاران خود به نام عمرو بن قَرَظه انصاری را نزد عمر بن سعد فرستاد و به او پیغام داد که شبانه میان دو لشکر باهم دیدار کنند. عمر سعد به همراه حدود بیست سوار و امام حسین علیه‌السلام نیز با همین تعداد راه افتادند؛ وقتی به هم رسیدند، امام علیه‌السلام به اصحابش فرمود که به کناری روند و عمر نیز چنین کرد؛ آنگاه با یکدیگر گفتگو کردند؛ سپس هرکدام با همراهان خود به لشکرگاه برگشتند. (21)

ابن اعثم پس از نقل پیام امام حسین علیه‌السلام جهت گفتگو، می‌نویسد: عباس بن علی و علی بن الحسین علیه‌السلام نزد حسین‌ابن‌علی علیه‌السلام و حَفص فرزند عمر سعد و غلام وی به نام لاحق نزد او (ابن سعد) ماندند؛ حسین علیه‌السلام به ابن سعد فرمود: وای بر تو! آیا از خدایی که بازگشت تو به‌سوی اوست نمی‌ترسی و با من می‌جنگی؟ در حالی می‌دانی من فرزند کیستم و چه نسبتی با پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم دارم؛ این گروه را رها کن و با من همراه شو تا مقرب درگاه الهی شوی؛ عمر بن سعد گفت: می‌ترسم خانه‌ام را خراب کنند؛ فرمود: من برائت خانه‌ای تهیه می‌کنم. گفت: اموالم را می‌گیرند؛ فرمود: من بهتر از آن را به تو می‌دهم. عمر ساکت شد و جوابی نداد؛ امام علیه‌السلام درحالی‌که آنجا را ترک می‌کرد فرمود: ... ذَبَحَكَ‏ اللَّهُ‏ عَلَى فِرَاشِكَ عَاجِلًا وَ لَا غَفَرَ لَكَ يَوْمَ حَشْرِكَ فَوَ اللَّهِ إِنِّي لَأَرْجُو أَنْ لَا تَأْكُلَ مِنْ بُرِّ الْعِرَاقِ إِلَّا يَسِيرا (22): خدا به‌زودی تو را در بسترت بکشد و در روز قیامت نیامرزدِ امید دارم از گندم عراق جز اندکی نخوری.

گفتگوی دوجانبه امام حسین علیه‌السلام با زهیر بن قین بود. وی کسی بود زمانی که امام علیه‌السلام به‌سوی کربلا روانه بود او نیز به‌سوی عراق درحرکت بود و لذا برای آن‌که با حضرت روبرو نشود زمانی که امام حسین علیه‌السلام درحرکت بود وی از حرکت می‌ایستاد و منزل می‌کرد و زمانی امم منزل می‌کرد وی درحرکت بود تا اینکه تا اینکه ناچار شدند با امام در یک‌منزل فرود بیایند؛ وی یک‌طرف منزل کرد و امام طرف دیگر منزل کرد و حضرت جهت ملاقات با زهیر کسی را به دنبال وی فرستاد؛ او از رفتن به نزد امام امتناع کرد که همسرش گفت: پسر رسول خدا دنبال تو فرستاده می‌خواهی نروی؟ سبحان‌الله! با اصرار همسرش به دیدار حضرت رفت و بعد از اندک زمانی با چهره‌ای بشاش و خوشحال بازگشت؛ در آخر به یاران امام پیوست و همسرش به جهت اینکه از سپاه دشمن به وی گزندی نرسد طلاق داد.

2) شیوه مشفقانه

از دیگر روش‌های امربه‌معروف و نهی از منکر شیوه مشفقانه و دلسوزانه است که امام حسین علیه‌السلام در روز عاشورا بعدازآن که با شمشیرها و نیزه‌های دشمن زخمی زیادی برداشته بود و دیگر رمقی در جان نداشت زمانی شمر بن ذی الجوشن لعنه الله علیه بر سینه مبارکش نشسته بود و می‌خواست سر امام علیه‌السلام را از تن جدا کند امام علیه‌السلام مشفقانه و دلسوزانه وی را از این کار بازداشت و او را امربه‌معروف و نهی از منکر کرد ولی او با تمام قساوت قلب سر امام علیه‌السلام را از تنش جدا کرد لعنت خدا بر باد. (23)

3) شیوه تحریک عواطف

امرونهی تحریکی آن است که تذکردهنده با استفاده از تحریک عواطف و ارزش‌های موردقبول و تعصبات سالم گنه‌کار، او را امربه‌معروف و نهی از منکر کند.

امام حسین علیه‌السلام پس از شهادت یاران باوفایش و در لحظه‌های حساس عصر عاشورا، قنداقه کودک شش‌ماهه خویش را بر روی دست گرفت و خطاب به کوفیان فرمود: يا قوم‏ قد قتلتم‏ شيعتى و اهل بيتى و قد بقى هذا الطّفل يتلظّى عطشا، فاسقوه شربة من الماء (24): ای مردم! شیعیان و اهل‌بیت مرا کشتید؛ فقط این طفل باقی‌مانده است که از شدت تشنگی دهان را باز و بسته می‌کند. او را به جرعه‌ای سیراب کنید.

4) شیوه پند و اندرز

در شیوه امرونهی اندرزی، صمیمیت بیشتری بر فضای ارتباط‌ها حاکم است و دلسوزی بیشتری از سوی تذکردهنده، ابراز می‌شود و گنه‌کار هم به‌خوبی ﺁن را احساس می‌کند؛ البته هر چه نفس تذکردهنده پاک‌تر باشد، موعظه، او مؤثرتر خواهد بود.    

نقل‌شده است که امام علیه‌السلام به‌سوی لشکر عمر بن سعد رفت، نگاهی به‌صف های آنان انداخت و نگاهی به  عمر سعد کرد که ر بین سران کوفه ایستاده بود؛ آنگاه بعد از حمد و ثنای الهی به نصیحت و پند و اندرز آنان پرداخت و فرمود: أرَاكُمْ‏ قَدِ اجْتَمَعْتُمْ‏ عَلَى أَمْرٍ قَدْ أَسْخَطْتُمُ اللَّهَ فِيهِ عَلَيْكُمْ وَ أَعْرَضَ بِوَجْهِهِ الْكَرِيمِ عَنْكُمْ وَ أَحَلَّ بِكُمْ نَقِمَتَهُ وَ جَنَّبَكُمْ رَحْمَتَهُ فَنِعْمَ الرَّبُّ رَبُّنَا وَ بِئْسَ الْعَبِيدُ أَنْتُمْ أَقْرَرْتُمْ بِالطَّاعَةِ وَ آمَنْتُمْ بِالرَّسُولِ مُحَمَّدٍ ص ثُمَّ إِنَّكُمْ زَحَفْتُمْ إِلَى ذُرِّيَّتِهِ وَ عِتْرَتِهِ تُرِيدُونَ قَتْلَهُمْ لَقَدِ اسْتَحْوَذَ عَلَيْكُمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاكُمْ ذِكْرَ اللَّهِ الْعَظِيمِ فَتَبّاً لَكُمْ وَ لِمَا تُرِيدُونَ‏ «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» (25) هَؤُلَاءِ قَوْمٌ‏ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ‏ «فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِين» (26) می‌بینم که شما در کاری همدست شده‌اید که خشم خدا را برانگیخته و او روی کریمش را از شما برگردانده است؛ عذابش را متوجه شما ساخته و رحمتش را از شما دور ساخته است. پس چه نیکو پروردگاری است پروردگار ما و بد بندگانی هستید شما؛ زیرابه اطاعت خدا اقرار کردید و به پیامبرش محمد صلی‌الله علیه وآله وسلم ایمان آوردید؛ اما اکنون برای کشتن فرزندانش هجوم آورده‌اید. به‌راستی‌که شیطان بر شما چیره گشته و خدای بزرگ را از یادتان برده است؛ پس هلاکت بادبر شما و آنچه آهنگ کرده‌اید! ما از خداییم و بازگشتمان به‌سوی اوست. اینان گروی هستند که بعد از ایمان، کفر ورزیدند؛ پس درود باد (از رحمت خدا) گروه ستمکاران. (27)

5) شیوه دعوت با عمل

مهم‌ترین و  مؤثرترین و بارزترین شیوه  امربه‌معروف و نهی از منکر اینکه انسان با عمل و فعل خود دیگران امربه‌معروف و نهی از منکر کند.  چنان‌که امام حسین علیه‌السلام در میدان جنگ نماز را ترک نگفت و آن را ادا کرد.

6) شیوه مهربانی و ملامت نکردن مجرمان و گنه‌کاران

روش دیگر امربه‌معروف و نهی از منکر، عدم سرزنش گناهکار بود؛ چون سرزنش و ملامت، باعث لجاجت و درنتیجه باعث افزایش جرم می‌شود؛ بلکه باید با گناهکار با مهربانی و ترحم رفتار کرد.

حر بن یزید به‌سوی لشکر امام حسین علیه‌السلام آمد، درحالی‌که دستان خود را روی سرش نهاده بود و می‌گفت: خداوندا! به‌سوی تو بازگشته‌ام؛ پس توبه مرا بپذیر. من دل دوستان و فرزندان پیامبرت را ترساندم. حضرت فرمود: آری، خداوند توبه تو را می‌پذیرد و تو را می‌آمرزد. (28)

امام حسین علیه‌السلام حر را بدون هیچ سرزنشی و ملامتی وی را با آغوش باز پذیرفت.

7) روش عفو و بخشش

یکی از صفات ارزشی بسیار مهم که در رأس ارزش‌ها قرار دارد، عفو و گذشت و بزرگواری در رفتار است؛ چنان‌که امام حسین علیه‌السلام حر بن یزید ریاحی را بخشید و باآنکه حر در حق امام علیه‌السلام جفا کرده بود.

نتیجه‌گیری

بی‌تردید در میان رویدادهای نخستین اسلام و نیز دیگر پدیده‌های تاریخی نهضت عاشورا به رهبری امام حسین علیه‌السلام مهم‌ترین و تأثیرگذارترین رخداد به شمار می‌آید یکی از ویژگی‌های مهم این رخداد، شخصیت بی‌بدیل رهبر نهضت است؛ امام معصومی که برای حفظ کامل‌ترین و آخرین دین الهی، جان خود را فدا کرد.

مهم‌ترین عاملی که امام حسین قیام و نهضت عاشورا را آغاز کرد امربه‌معروف و نهی از منکر بود چراکه در آن روز ظلم و فساد و بی‌بند باری تمام جامعه را در برگرفته بود و به واجبات و محرمات عمل نمی‌کردند و دین مبین اسلام درخطر نابودی بود و تنها راه حفظ و نگهداری از دین قیام امام حسین علیه‌السلام بود؛ حضرت در نهضت عاشورای خود  از روش‌هایی همچون روش گفتگوی دوجانبه، روش مشفقانه، روش پند و اندرز، روش مهربانی و عدم ملامت گنه‌کاران و دیگر روش‌ها را در جهت امربه‌معروف و نهی از منکر بهره جست و استفاده کرد.

پی‌نوشت:

1) قرآن کریم، سوره لقمان (۳۱)، آیه ۱۷.

2) قرآن کریم (۹)، آیه ۶۷.

3) همان، آیه ۷۱.

4) همان، ۱۱۲.

5) قرآن کریم، سوره حج (۲۲)، آیه ۴۱.

6) قرآن کریم، سوره اعراف (۷)، آیه ۱۹۹.

7) قرآن کریم، سوره آل‌عمران (۳)، آیه ۱۱۰.

8) همان، آیه ۱۱۴.

9) همان، آیه ۱۰۴.

10) امین، نصرت بیگم، تفسیر المخزن العرفان در علوم القرآن، ج ۳، ص ۲۱۱.

11) یعقوب، جعفری، تفسیر کوثر، ج ۲، ص ۲۰۹.

12) محمدعلی، رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج ۳، ص ۲۰۸-۲۰۹.

13) محمد، حسینی همدانی، انوار درخشان در تفسیر قرآن، ج ۳، ص ۱۵۹.

14) محمدحسین، طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم: محمدباقر موسوی، ج ۳، ص ۵۷۷-۵۷۹.

15) محسن، قرائتی، تفسیر نور، ج ۱، ص ۵۷۸.

16) محمد بن علی، ابن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب (علیه‌السلام)، ج ۴، ص ۸۹.

17) علی، احمدی میانجی، مکاتیب الائمه عليهم السلام، ج‏3، ص 111

18) علی بن موسی، ابن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، مترجم: احمد فهری زنجانی، ص 97

19) گروهی از تاریخ‌پژوهان (امین رستمی زیر نظر استاد مهدی پیشوایی)، گزیده تاریخ قیام و مقتل جامع سید الشهداء، ص ۶۵-۶۶.

20) هانی بن ثبیت از سپاهیان عمر بن سعد بوده و در روز عاشورا عبدالله بن علی بن ابی‌طالب را به شهادت رساند.(احمد بن یحیی بن جابر، بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳ ُ ص ۴۰۷.)

21) ابوجعفر محمد بن جریر، طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج ۵، ص ۴۱۴.

22) ابو محمد احمد بن اعثم، ابن اعثم، کتاب الفتوح، ج ۵، ص ۹۳-۹۲. آنچه در منابع آمده، همین «گندم عراق» است و آنچه شهرت یافته که امام (علیه السلام) فرمود از گندم ری نخوری، درست نیست. از نفرین امام استفاده می‌شود که عمر بن سعد نه‌تنها به حکومت ری نخواهد رسید، بلکه در خود عراق نیز چندان زنده نخواهد ماند؛ چنان‌که همین‌گونه شد و پس از حادثه عاشورا به هیچ‌یک از آن‌ها نرسید و مختار او را کشت.

23) ابو مؤید الموفق بن احمد مکی، خوارزمی، مقتل الحسین، ج ۲، ص ۳۶.

24) علی بن موسی، ابن طاووس، لهوف، مترجم: حسن میر ابوطالبی، ص ۱۵۰.

25) قرآن کریم، سوره بقره (۲)، آیه ۱۵۶.

26) قرآن کریم، سوره مؤمنون (۲۳)، آیه ۴۱.

27) محمدباقر بن محمدتقی، مجلسی، بحار الأنوار، ج ۴۵، ص ۶.

28) محمد بن علی، ابن‌بابویه، الأمالی، ص ۲۲۳.

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: مقاله اینترنتی
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: تولیدی
  • محیط انتشار: وبلاگ
  • سطح قالب: سطح الف
  • قالب انتشار: مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی»
خواندن 16 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « گرمای خاموش نشده اربعین »
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.