مرسلون

امرالله بیرانوند

امرالله بیرانوند

یکشنبه, 14 بهمن 1397 19:05

نیمه مخفی انقلاب

b95a06fea7efceac4ca30084da61655b_S_Copy امرالله بیرانوند

نقل شده است که«وقتی وجود مبارک حضرت رسول ص فاتحانه وارد مکه شد؛ دید اباسفیان راه می‌رود و می‌گوید: لَیْتَ شِعْرِی بِاَیّ شَیْءٍ غَلَبْتنِی؛ با حالت تعجب می گوید: ای کاش می دانستم که این ها چطور پیروز شدند؟ ما به سربازان خود کباب دادیم با شتر رفتند با شمشیر جنگیدند، این ها به سربازانشان خرما دادند، پیاده بودند ،چوب دستشان بود و خیلی هم مسلّح نبودند، چگونه شد که ما شکست خوردیم؟! حضرت از پشت رسیدند دست مبارک را روی دوش نحس اباسفیان گذاشتند فرمود: بِاَللهِ غَلَبْتُک! (1)

امروز هم این معجزه  الهی در انقلاب اسلامی ظهور پیدا کرده است؛ استکبار با تمام قوا به خاور میانه آمد؛ ولی دست خالی در حال برگشت است و ترامپ مجبور است با آن هزینه سنگین از ترس شبانه به عراق بیاید و بر گردد! اما ایران فاتح مقاومت در بیرون  است و از درون هم اگر این تحریم های همه جانبه به تعبیر خود غربی ها که «جنگ تمام عیار» است و به اعتراف اقتصادانان مطرح غربی؛ هیچ اقتصادی نمی تواند با وجود تحریم بانک مرکزی و این میزان فشار اقتصادی از سوی کشورهای دیگر سر پا بایستد. در کتاب «هنر تحریم ها» از برخی برنامههای آمریکا علیه ایران در زمینه تحریم ها پرده برداری شده است.

راز این این پیروزی فقط در نصرت الهی ، تدبیر رهبری و هوشیاری مردم باید جستجو کرد، با کمال تاسف رفتار برخی از مسئولین رده بالای کشور در مقابله با این مشکلات انسان را به شک وا می دارد که گویا اراده جدی دارند تا کشور را دو دستی تقدیم غرب کنند؛فقط مردم مانع هستند و با چنگ و دندان کشور را حفظ کردند ؛ لذا از هر مشکلی  که بر این مردم وارد شود، هیچ ابایی ندارند!


پی‌نوشت:
1) السیرة الحلبیة، أبو الفرج الحلبی الشافعی‌، جلد 3، صفحه 145

n8268227371901450_Copy امرالله بیرانوند

اگر حادثه عاشورا را مصیبت‌بارترین حادثه تاریخ بشر بدانیم، مدیریت آن‌هم باید از سنخ قوی‌ترین انسان‌ها باشد؛ در لحظه‌های سخت، خیلی از انسان‌های بزرگ گیج و به تعبیری مغزشان هنگ می‌کند و نمی‌دانند که چکار کنند؛ اما حضرت زینب علیهاالسلام آن حادثه تلخ را به‌خوبی مدیریت کرد؛ از طرفی سرپرستی کودکان یتیم را به عهده گرفت و در حد عالی به آن‌ها روحیه داد تا جایی که در آن شرایط سخت صدقه را قبول نکردند و روسری را پذیرفتند.

دومین کاری که حضرت کرد، پیام خون شهدا بخصوص امام حسین علیه‌السلام را به گوش همه رسانید، دقیقاً عکس آن چیزی که حتی دستگاه یزید فکرش نمی‌کرد و آن‌ها می‌خواستند مردم نفهمند جه اتفاقی افتاده و با شایع پراکنی اهل‌بیت را خارجی معرفی کردند.

نکته سوم اینکه حضرت زینب علیهاالسلام جان امام سجاد علیه‌السلام به‌عنوان ولی خدا از گزند دشمنان به‌خوبی حفظ کرد؛ چطور حضرت زینب علیهاالسلام توانست این شرایط بحرانی و اضطراری را به نفع اهل‌بیت و اسلام تمام کند؟

شاید دو ویژگی شخصیتی حضرت زینب س باعث چنین مقامی شد:

1) نور ایمان تا جایی که در برابر ابن زیاد قرار می‌گیرد می‌فرماید: ما رأیت الا جمیلا؛ یعنی آنچه دیدم رضایت اللهی بود، جهاد بود و از بین بردن کفر و ظلم همه آن‌ها زیبا بود؛ به تعبیر دیگر آنچه از سوی خدا آمده است و مدیریت می‌شود، همه‌اش خوبی است
و غیر از زیبایی و جمال هیچ‌چیزی دیگر نمی‌بینیم برای اینکه ما بنده خداییم و او ارحم‌الراحمین که بنده ضعیف تحت مدیریت اوست؛ این اوج عرفان و فناست.

2) شناخت موقعیت: اگر حضرت موقعیت را به‌خوبی نمی‌شناخت یا ذره‌ای سستی و وقت‌کشی می‌کرد، ممکن بود مثل توابین دیگر آن عظمت را پیدا نمی‌کرد؛ چون شناخت لحظه‌لحظه موقعیت‌ها، یک تصمیم و انتخاب لازم است که ممکن است در شرایط و زمان‌های دیگر کارساز نباشد؛ امروزه بحث ایمان و دست خداوند را در همه حوادث دیدن و شناخت موقعیت‌ها بزرگ‌ترین پیام حادثه جان‌گداز کربلا برای بشر امروزی است.

604337e382151010a79a206c32f507b9_XL_Copy امرالله بیرانوند

هرچند که صحنه‌های تاریخ دقیقاً قابل تکرار نیست ولی بعضی از قوانین حاکم بر زندگی بشر و سنت‌های الهی در تاریخ  تکرار شدنی است؛ امام حسین علیه‌السلام در جریان عبیدالله بن حر جفی  که شخصاً به سراغش رفت؛ ولی از امام علیه‌السلام حمایت نکرد، امام علیه‌السلام جمله‌ای در جواب او فرمود که برای امروز ما قابل‌تأمل است فرمود: و ما کنت متخذ المضلین عضدا؛ (1) این سنت قطعی الهی است که انسان‌هایی که کج‌راهه یا بی‌راهه می‌روند نمی‌توانند عضد، بازو و پشتیبان دین الهی و حافظ خون شهدا باشند.

به عبارت بهتر اگر امروز جبهه حق و حسینی در جنگ تمام‌عیاری که به  اسم «جنگ اقتصادی» بایزیدیان زمان در حال وقوع است، هرگز از بن حر جعفی های انقلاب انتظار کمک نباید داشت؛ ابن حرهایی که متأسفانه پست کلیدی و مالی کشور را در دست دارند ولی به‌جای حمایت از دین و انقلاب به فکر مذاکره بایزید زمان یا احتکار هستند؛ علت آن‌هم معلوم است چراکه اعتقادی به جهان بعد از مرگ در بین آن‌ها یا از بین رفته یا کمرنگ شده است و تمام‌قد به زرق‌وبرق این دنیا چسبیده‌اند، همان‌طوری که بن حر در جواب امام علیه‌السلام این حرف را مطرح کرد؛ هرکسی در هر لباسی که باشد، چه روحانی و چه غیرروحانی، چه اصول‌گرا و چه اصلاح‌طلب اگر در این شرایط به داد مردم و انقلاب نرسند و کشور به حال خود رها کنند و اگر صدای استغاثه مردم و رهبری را بشنود و عمل نکند، قطعاً خداوند آن‌ها را با صورت به آتش انداخت؛ ابن حرها ممکن است که ریش داشته باشند اما هنوز قدرت اسلام و انقلاب را باور نکرده‌اند، دست‌ودلشان به غرب و یزیدیان دراز است؛ این طیف کم نیستند و تا چنین تفکر مادی و بن حری دارند مشکل هست که هست.


پی‌نوشت:

1) کهف، آیه 51

f13dc54e2a32352c1e6eb55e7ea06bbf_S_Copy امرالله بیرانوند

در بحث حوادث بعد از رحلت پیامبر اسلام و غصب خلافت و فدک از سوی غاصبان خلافت، می‌توان به مستندات زیادی استناد کرد هم در رد و برائت از آن دو، هم در اثبات و حب حضرت؛ در این چند سطر یکی از رفتار حضرت زهرا سلام‌الله علیها بر ناحق بودن و خشم حضرت زهرا سلام‌الله علیها از آن دو، جواب سلام آن‌ها را ندادن است.

جریان ازاین‌قرار است غاصبان خلافت دو بار به خانه حضرت زهرا سلام‌الله علیها آمدند؛ یک‌بار بدون اجازه که می‌خواستند از امام  علی علیه‌السلام بیعت بگیرند و حضرت قبول نکرد و بازور به خانه حضرت هجوم بردند و حضرت زهرا سلام‌الله علیها را که پشت در بود کتک زدند و بچه‌اش را سقط کردند!

و دومین بار زمانی بود که بر مسند خلافت تکیه زده و برای تثبیت خلافت خود و عوام‌فریبی مردم، در لحظات آخر عمر حضرت زهرا سلام‌الله علیها آمدند؛ اما این بار می‌خواستند محترمانه وارد خانه شوند که اجازه ورود خواستند؛ ولی حضرت زهرا سلام‌الله علیها اجازه ورود ندادند، متوسل به حضرت علی علیه‌السلام شدند و حضرت زهرا سلام‌الله علیها به خاطر امام اجازه فرمودند و جمله تاریخی خود که نهایت احترام به جایگاه شوهر است را بیان کردند: خانه، خانه توست و من هم کنیز توأم! وقتی ابوبکر و عمر وارد شدند سلام کردند و حضرت جواب آن‌ها را نداد و از آن‌ها روی برگردان!

سلام کردن مسلمان، مستحب است و جواب آن‌هم واجب! اگر کسی جواب ندهد مرتکب کار حرامی شده است؛ چرا حضرت جواب نداد یا اینکه حضرت نعوذبالله کار حرام مرتکب شده که با عصمت آن حضرت سازگار نیست؛ چون عصمت یعنی مصون از گناه و اشتباه! پس نه اشتباهی در کار بوده و نه کار حرامی بلکه یک نقطه مبهم دیگری داشته که آن اهمیت دارد و آن جواب سلام  چند طایفه از جهت شرعی واجب نیست: کفار (بخصوص کفار حربی)، یهود، نصارا.

نتیجه اینکه علت جواب ندادن حضرت این است که آن‌ها را مسلمان به‌حساب نمی‌آورد، چه برسد به اینکه جانشین پیامبر مکرم اسلام شوند و خود را خلیفه مسلمین بدانند!

انطلق بنا إلى فاطمة فأنا قد أغضبناها فانطلقا جمیعا فاستأذنا على فاطمة فلم تأذن لهما فأتیا علیا فکلماه فأدخلهما علیها فلما قعدعندها حولت وجهها إلى الحائط فسلما علیها فلم ترد علیهما السلام فتکلم أبو بکر فقال یا حبیبة رسول الله والله إن قرابة رسول الله أحب إلی من قرابتی وإنک لأحب إلى من عائشة ابنتی و لوددت یوم مات أبوک أنی مت و لاأبقى بعده أفترانی أعرفک وأعرف فضلک وشرفک... (1)


پی نوشت:
1) الدینوری، ابو محمد عبدالله بن مسلم ابن قتیبة (متوفاى 276 هـ)، الإمامة والسیاسة، جلد 1، صفحه 8 – 17، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1418 هـ - 1997 م

جمعه, 07 ارديبهشت 1397 22:53

اقتصاد در عصر ظهور

یکی از مشکلات مهم جامعه امروزی، مشکل اقتصادی و اشتغال است؛ جای این بحث، در مورد علل و عواملی آن، اینجا نیست اما علت مهمی که بین مردم و مسئولین مشترک است؛ روحیه زیاده‌طلبی و آزمندی است که همین عامل ریشه عوامل دیگری بنام رقابت‌های کاذب، انباشته کردن ثروت، انفاق نکردن به محرومان و...خواهد شد؛ نمونه‌ای کوچک؛ بعض‌ها بااینکه بازنشسته شدند ولی باز دعوت به کار می‌شوند و ازنظر حقوق چند برابر یک جوان دریافتی دارند یا چند شغل‌ها! در بین آحاد مردم در مقیاس کوچک‌تری این روحیه در حال نهادینه شدن است.

اما در زمان ظهور حضرت علاوه بر اینکه زمین و آسمان برکات را بر مردم دریغ نمی‌کنند، بلکه روحیه قناعت و بی‌نیازی در مردم تقویت می‌شود که این روحیه ریشه بسیاری از ناهنجاری‌های اقتصادی مثل دزدی، زیرمیزی و...را می‌خشکاند. پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) دراین‌باره می‌فرماید: خداوند در دولت مهدوی روح بی‌نیازی را در دل بندگان قرار می‌دهد. (1)

این سخن پیامبر بزرگ اسلام جهت و مسیر فکری منتظران را مشخص می‌کند که قبل از ظهور هم به دنبال این نوع روحیات باشند تا در دفتر حضرت پذیرش شوند؛ خلاصه در زمان ظهور بی‌نیازی از درون و بیرون خواهد بود از درون روحیه قناعت و از بیرون تقسیم عادلانه ثروت بدون رانت و باند! در اقتصاد نوین این حلقه مفقودشده است و باید سراغش رفت.


پی‌نوشت:
1) بحار الانوار، جلد 52، حدیث 212، صفحه 390

 

چهارشنبه, 22 فروردين 1397 18:32

راز موفقیت امام علی (ع)

معیار زمان و هزینه دو عنصر مهم در ارزیابی پروژه‌ها و...حتی شخصیت‌هاست؛ دانشمندان علوم تجربی می گویند: هر پروژه‌ای که با هزینه و زمان کمتری به بهره برداری برسد، در ردیف شاخص‌های عالی ارزیابی قرار می‌گیرد؛ بعضی‌ها این فرمول را در مورد اشخاص هم بکار می‌برند و معتقدند: هرکسی در زمان کوتاهی و با هزینه کمتر علمی، مالی، شخصیتی و...بتواند بر محیط زندگی خود و دیگران تأثیر بسزایی بگذارد جز نوابغ و گروه مرجع قرار می‌گیرد به‌عنوان مثال معروف است که ابن سینا در سن بیست سالگی دست به قلم برد و آثار گران‌سنگی از خود به یادگاری گذاشت که شهره عام و خاص شد.

اما در مورد امام علی علیه‌السلام که در صدر اسلام شهره آسمانیان و زمینیان بود، متأسفانه باگذشت زمان بعضی از کوته بینان، فکر می‌کنند که سیاست و سیره حکومتی آن امام عزیز در جهان معاصر کارایی ندارد و فقط در حد توصیه‌های اخلاقی است و از روی تعبد به آن معتقدند! اما غافل از این که سخنان و روش حکومتی آن بزرگوار بهترین روش حکومتی در تمام دوران است و با همین معیار (زمان و هزینه) در یک مدت زمانی کوتاهی (حدود 5 سال) و با کمترین هزینه (آزمون و خطا) برای تمام زمان‌ها جدیدترین و کارآمدترین روش حکومت داری و سیاست مداری را برای بشر به یادگار گذاشت.

برای اثبات این مدعا فقط به این داستان شهید مطهری اکتفا می‌شود: معروف است که در زمان قاجاریه مرد نسبتاً فاضلی که بسیار خوش‏نویس بوده‏ ظاهراً از شیراز برای زیارت به مشهد رفته بود؛ در بازگشت، پولش تمام می‌شود یا دزد می‌زند و در تهران در حالی که غریب بوده بی‌پول می‌ماند؛ فکر می‌کند که از هنرش که خطاطی است استفاده کند؛ بر می‌دارد از عهدنامه امیرالمؤمنین علیه‌السلام به مالک اشتر با یک خط بسیار زیبا می‌نویسد؛ خط کشی و جدول‏ بندی می‌کند، این عهدنامه را در یک دفتری می‌نویسد و آن را به صدر اعظم وقت اهدا می‌کند؛ یک روز می‌رود نزد صدر اعظم در حالی که ارباب رجوع هم زیاد بوده‌اند.

نوشته را به او می‌دهد و می‌گوید هدیه ناقابلی است؛ پس از مدتی بلند می‌شود که برود؛ صدر اعظم می‌گوید آقا شما بفرمایید؛ با خود می‌گوید لابد می‌خواهد مرحمتی بدهد، می‌خواهد خلوت بشود؛ چند نفری از ارباب رجوع می‌مانند؛ باز می‏بیند خیلی طول کشید، بلند می‌شود که برود؛ دوباره صدر اعظم می‌گوید آقا شما بفرمایید؛ تا اینکه همه مردم می‌روند، فقط پیشخدمت‌ها می‌مانند. صدر اعظم می‌گوید فرمایشی دارید؟

این شخص می‌گوید: نه من عرضی نداشتم، همین را تقدیم کرده بودم؛ پیشخدمت‌ها را هم می‌گوید همه‏تان بروید بیرون، کسی حق ندارد بیاید داخل اتاق؛ این بیچاره وحشتش می‌گیرد که این دیگر چگونه است؟!

صدر اعظم می‌گوید: بیا جلو! می‌رود جلو. آهسته در گوشش می‌گوید: چرا این را نوشتی و برای من آوردی؟ می‌گوید: شما صدر اعظم یک مملکت هستید، این هم دستورالعمل مولا امیرالمؤمنین علیه‌السلام است برای کسانی مثل شما؛ فرمان اوست راجع به اینکه با مردم چطور باید رفتار کرد؛ من فکر می‌کنم شما هم شیعه امیرالمؤمنین هستید و چنین چیزی را دوست دارید.

فکر کردم برایتان هدیه‌ای بیاورم، هیچ چیز مناسب‌تر از این پیدا نکردم؛ گفت: بیا جلو؛ رفت جلو.

گفت: یک کلمه من می‌خواهم به تو بگویم و آن این است که خود علی که این‌ها را نوشت و به این‌ها بیش از هرکس دیگر پایبند بود و عمل می‌کرد، در سیاست از این‌ها چقدر بهره‏ برداری کرد که حالا من بیایم به این‌ها عمل کنم؟ خود علی (علیه‌السلام) از همین راهی که دستور داد عمل کرد و دیدیم که تمام مُلکش از بین رفت و معاویه بر او مسلط شد؛ علی خودش به این دستورالعمل عمل کرد و شکست خورد، پس این چیست که برای من نوشته‌ای؟!

گفت: اجازه می‌دهید جواب بدهم؟ بله.

گفت: چرا این حرف را در میان جمعیت به من نگفتی؟

گفت: اگر در میان جمعیت می‌گفتم پدرم را درمی ‏آوردند.

گفت: بسیار خوب، جمعیت که رفت چرا پیشخدمت‌ها را گفتی همه‌تان بروید بیرون؟

گفت: اگر یکی از آن‌ها می‌فهمید که من که من چنین جسارتی به علی (علیه‌السلام) می‌کنم پدرم را درمی ‏آورد.

گفت: پیروزی علی علیه‌السلام همین است؛ چرا معاویه بعد از هزار و سیصد سال، احدی کوچک‌ترین احترامی برایش قائل نیست و جز لعنت و نفرین چیز دیگری برای او نیست؟ علی علیه السلام هم بشری بود مثل من و تو؛ این احترام را از کجا پیدا کرد که تو اگر به همین نوکرها و پیشخدمت‌ها بگویی آدم‌های بی‌گناهی را گردن بزنید گردن می‌زنند ولی اسم علی را جرئت نمی‌کنی با بی‌احترامی [جلوی آن‌ها ببری‏]؟ آیا جز این است که علی علیه‌السلام را این‌ها به همین صفات شناخته‌اند که علی علیه‌السلام مجسمه راستی و درستی، مجسمه وفای به عهد و تجسم همین دستورالعملی است که خودش داده است؟ علی علیه السلام به‌موجب اینکه به همین سیاست عمل کرد، هم خودش را در دنیا بیمه کرد و هم این‌ها را؛ اگر در دنیا فردی پیدا می‌شود که به این اصول انسانیت عمل می‌کند به‌موجب همین است که علی علیه‌السلام این‌ها را نوشت و خودش عمل کرد؛ اگر او این‌ها را نمی‌نوشت و خودش عمل نمی‌کرد، سنگ روی‏ سنگ بند نمی‌شد؛ تو خیال کرده‌ای که این اجتماع را با همان سیاست خودت حفظ کرده‏ای؟! اگر مردم دزدی نمی‌کنند، به خاطر تو دزدی نمی‌کنند؟! صدی نود مردمی که دزدی نمی‌کنند به خاطر علی علیه‌السلام و دستورهای علی و امثال علی است؛ صدی نود مردمی که فحشا نمی‌کنند، به ناموس تو خیانت نمی‌کنند، به خاطر همان علی علیه‌السلام و دستورهای علی است؛ تو خیال کرده‌ای علی علیه‌السلام شکست خورد؟! (1)


پی‌نوشت:

1) آشنایی با قرآن، جلد 3، صفحه  156

پنج شنبه, 19 بهمن 1396 17:21

آثار انقلاب اسلامی

سه شنبه 95/11/5 آثار تلخ و شیرین انقلاب اسلامی از زمانی که مردم ایران به رهبری حضرت امام ره یک حرف بزرگی بیان کردند و آن اینکه ایران و ایرانی نمی‌خواهد زیر بار حاکمیت بیگانگان برود، فقط حاکمیت دین و اسلام را می‌خواهد، آثار تلخ و شیرین این حرف را باجان دل خرید و تا به حال ملزم به پرداخت عوارض آن شده است. درست مثل استفاده از دارو که عوارضی برای انسان دارد درمان و معالجه استقلال کشور هم این پیامد و عوارض را داشته و دارد! آثار تلخ و دردناکی مثل جنگ هشت ساله که بر این ملت تحمیل شد، تحریم اقتصادی و سیاسی، فشار سنگین تبلیغاتی در سطح وسیع جهانی و...با توجه بر اینکه در تمام کشورهای دنیا تسلط و نفوذ دارند، توانسته‌اند برای مردم ایران مشکلات و دردسری‌هایی درست کنند و زهر خود را به کام مردم ایران بریزد که این نامردی‌ها ادامه دارد، فقط به خاطر اینکه مردم ایران نمی‌خواهند گوش به‌فرمان آن‌ها باشند؛ اما از طرفی دیگر دستاوردهای شیرین و دلپذیری به دست آورده است که فهرست‌وار به چند نمونه اشاره می‌شود: در بحث حاکمیت این کشور بر اساس نظام ولایت فقیه اداره می‌شود که این شیوه حکومتی در دنیا هم مدرن است و هم بدون آفت، در تمام دنیا سران بعد از ریاست به دادگاه احضار یا با کلوله باری از مفاسد از صحنه خارج می‌شوند درحالی‌که در این نظام هنوز نه از دوست و نه از دشمن، ذره‌ای از حب به دنیا یا تجمل گرایی و فساد در سطح جهان از امام و رهبری مخابره نشده و نخواهد شد. از طرفی دیگر اگر در طاغوت مردم را تحقیر می کرند و اجازه دخالت در امور را نمی‌دادند و سعی می‌کردند مردم عوام و درجهل و غفلت نگه دارند اما مردم به برکت انقلاب از نظر ارتقای مشارکت سیاسی و آگاهی‌های مردم زبان زد عام و خاص شدند، طوری که در امور سیاسی هر کدام خودشان را یک تئوریسین سیاسی می‌دانند و در تمام امور نظر می‌دهند و برنامه دولت‌ها و مجالس و... را نقد می‌کنند.

از نظر سیاست خارجی: انقلاب پنجه در پنجه استکبار انداخته و با جدیت تمام امریکا این غول استعمارگر را در سطح دنیا تحقیر کرده و او را با لقب «شیطان بزرگ» در دنیا معرفی می‌کند و پرچم او را به آتش می‌کشد، چیزی که در ذهن هیچ کس چه سیاسیون حرفه‌ای و چه غیره خطور نمی‌کرد که یک روز آمریکا در سطح دنیا؛ هر راهپیمایی با شعار مرگ بر حکام آمریکا ختم شود. از نظر علمی و دستاوردهای نظامی و ...هم حرف‌های نگفته زیاد است. البته آسیب‌هایی هم وجود دارد که فعلاً جای گفتن آن‌ها نیست.

پنج شنبه, 25 خرداد 1396 11:15

معرفت نفس از راه قوای حکومتی

برای شناخت نفس راههای مختلقی بیان شده است. یکی از این راه ها شباهتی است که به قوای یک کشور دارد ؛ زیرا ریزکاری‌های درون هر شخص کمتر از یک کشور نیست به این دلیل برای شناخت نفس خیلی تاکید شده است تا جایی که حضرت امیر فرمودند:«معرفه النفس انفع المعارف؛ خودشناسى سودمندترین دانش هاست».(1)

برای اداره یک کشور سه قوه نیاز است ؛قوه مقننه برای وضع قوانین، قوه مجریه برای اجرای همان قوانین که تصوبب شده و سوم قوه قضائیه که اگر جایی بر خلاف قوانین عمل شد، رسیدگی کند و مجرم را به سزای اعمالش برساند تا یک کشور امنیت و آزادی لازم را داشته باشد. خداوند معتال در درون هر شخص این سه قوه را تعبیه کرده تا با تقسیم کار و شرح وظایف مخصوص خود، انسان به راحتی به امنیت درونی و قلب سلیم برسد. برای این کار عقل نظری را مسئول قوه مقننه گذاشت تا با علم و عقل ، خوب و بد ،زشت و زیبا ، ظلم و عدل و...را بشناسد و کار علمی را از خیال و وهم تشخیص دهد و در یک کلام قانون شناس خوبی باشد. بعد از تشخیص و تصویب قوانین عالی که مثلا عدل خوب است ،صدق زیباست ،عبادت واجب است و...آنها را به عقل عملی که قوه مجریه است تحویل می دهد تا در مرحله عمل اجرا کند . آن قدر اجرا و عمل سخت است که تعبیر به جهاد شده است (جهاد با نفس )چون این قوه باید با غضب و شهوت بجنگد تا آنها را رام کند و تعدیل کند نه تعطیل ،اگر پیروز شد ، قوه قضائیه خوشحال و خدا را را شکر می کند ولی اگر عمل نشد آن وقت او را ملامت و سرزنش می کند. چون قوه قضائیه وظیفه اش این است که ببیند که قوانین مصوب درست اجرا شده است یا نه ! اگر اجر نشده برخورد کند. اگر انسان در روز یک نفر را تحقیر کرد ، ممکن است در همان لحظه بخندد و خوشحال باشد ولی در شب نفس لوامه که قوه قضائیه اوست او را محاکمه می کند که چرا این کار را کردی؟ یا مثلا چرا فلان دروغ را گفتی ؟ یا چرا رشوه گرفتی؟ ... قرآن می فرماید:لا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیامَةِ ? وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ(2)

اگر نفس گوش به حرف این قوه داد و خود را محکوم کرد و فردا سراغ آن اشتباه نرفت ، در صراط مستقیم حرکت کرده و نفس خود را از آلودگی ها پاک کرده و آینده خوبی در انتظار اوست و اگر گوش نکرد و کم کم نفس به دروغگویی وامثال آن عادت می کند و در حقیقت قوه قضائیه را از کار انداخته یا ضعیف کرده و راه برای نفس اماره و وسوسه شیطان باز کرده و بد فرجامی در انتظار اوست. اگر قوه قضائیه هر کشوری قوی باشد و رشوه نگیرد خطای و جرم آن به مقدار قابل توجهی کاهش می یابد؛ چون اگر این قوه بیدار و مراقب باشد هر جرمی روز مرتکب شود شب خوابش نمی گیرد تا با توبه ان را پاک کند ولی اگر خودش هم فاسد شد قوای دیگر هم دیگر کارآیی ندارند و هرج و مرج و اظطراب درون را سیاه و تیره می کند.


پی نوشت:

1-شرح غررالحکم ودررالحکم (خوانسارى)، ج‌6، ص‌148.
2-سوره قیامت آیه 1و 2

 

چهارشنبه, 30 فروردين 1396 11:55

سبک تبلیغات انتخابات در قرآن

ملت بزرگ ایران در آزمون بزرگ دیگری بنام انتخابات رئیس‌جمهور قرار دارد ، این انتخابات‌ها جوهره درونی هر کس را به‌خوبی به معرض نمایش قرار می‌دهند . اگر انسان دم از تقوا و اخلاق می‌زند باید در هنگام تبلیغات مرد تقوا باشد و آخرت خود را برای دنیا دیگران فدا نکند ، چه اشخاصی که به خاطر مطرح کردن کاندیدای خود چه تهمت و بدوبیراه به حریف می‌زنند و فضای جامعه را به جهنم وعده داده‌شده تبدیل می‌کنند و...
خداوند در قرآن مجید وقتی به معرفی طرز گفتگو جهنمیان می‌پردازد به نکته ظریفی اشاره می‌کند که حال بعضی از سیاسیون یا هواداران آن‌هاست . در سوره اعراف آیه 38می‌فرماید: کُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها؛ اخت در اینجا به معنی مثل و مانند و به تعبیر امروزی هم‌وزن سیاسی یا اقتصادی و...است.یعنی در جهنّم جز اختلاف و فحش و بدگویی و بدبینی چیزی نیست.
آنجا فقط از مشاجرات پوچ و اعصاب خورد کن موج می‌زند و از اخلاق و ادب خبری نیست. درحالی‌که کشور ما اسلامی است و باید سبک گفتگوی بهشتیان را الگو و سرمشق مناظرات خود قرار دهند.خداوند روش گفتگوی بهشتیان را سرشار از مِهر و صفا و صمیمیت می‌داند،می‌فرماید: لا لَغْوٌ فیها وَ لا تَأْثیمٌ (1)
یعنی بجای اینکه یکدیگر را متهم کنند با نقد منصفانه یا دفاع واقع‌بینانه میدان کارزار را برای انتخاب آگاهانه مردم روشن می‌کنند و در آخر هم از خداوند می‌خواهد که کینه هیچ مؤمنی را در دل نگیرند؛ لا تَجْعَلْ فی‌ قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذینَ آمَنُوا(2) این حرف بهشتی‌هاست و این روش باید نقشه راه ما در انتخابات باشد که هم آبروی نظام را حفظ کنیم و هم با شرکت در انتخابات ثوابی برای آخرتمان ذخیره کنیم .
1-طور؛ آیه23.
2-حشر، آیه10.

پنج شنبه, 29 آذر 1397 11:51

ستاره جوان ولایت

hadith13961103_Copy امرالله بیرانوند

حال و هوای ماه رجب سرشار از ویتامین‌های معنوی است ازجمله: مناجات متنوع، صدای پی‌درپی «این رجبیون» ملائکه، روزه، اعتکاف، تولد چند امام معصوم و مبعث رسول مکرم اسلام باعث شده است که این ماه حرمت خاصی پیدا کند و از ماه‌های حرام به شمار آید!

امشب آسمان ماه رجب با ستاره‌ای نورانی و جوان، رنگ و بوی ولایت و امامت امام جواد علیه‌السلام به خود می‌گیرد و فرشتگان الهی را به پای‌کوبی می‌پردازند؛ ما هم این میلاد باسعادت را به همگان و امام عصر تبریک گفته و از خداوند متعال عاجزانه عیدی خود را ظهور فرج آن حضرت می‌خواهیم.

امام جواد علیه‌السلام بااینکه جوان‌ترین امام است و در سن کودکی به امامت رسید و در جوانی به شهادت رسید؛ اما احادیثی به یادگار گذاشته که برای ما گنجینه ارزشمندی به شمار می‌رود؛ آن امام عزیز در یک روایت می‌فرماید: ثَلاثُ خِصالٍ تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّةُ: الاْنْصافُ فِی الْمُعاشَرَةِ، وَ الْمُواساةُ فِی الشِّدِّةِ وَ الاْ نْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إلی قَلْبٍ سَلیمٍ (1): سه خصلت جلب محبت می‌کند: انصاف در معاشرت با مردم، همدردی در مشکلات آن‌ها، همراه و همدم شدن با معنویات.

به‌راستی این چند جمله می‌توان سرفصل یک کتاب جامعه‌شناسی اجتماعی باشد که چگونه این چند فرمول ساده ولی عمیق باعث تقویت روابط می‌شود، چیزی که جامعه امروزی به‌شدت به آن نیاز دارد؛ علت خیلی از مشکلات مردم به این چند چیز برمی‌گردد یا با بی‌انصافی مال و آبرو دیگران را لگدمال کرده و باعث کینه و اختلاف شده یا از مرفه‌های بی‌دردند و از رنج و گرفتاری دیگران بی‌خبرند که مورد نفرت قرار می‌گیرند به قول سعدی:

بنی‌آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی‌غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

یا بازار معنویت کساد شده و فضای مجازی جای فضای حقیقی و معنوی را پرکرده و خلأ بزرگی در زندگی ایجادشده است؛ به‌هرحال این حدیث جا دارد که بزرگان به تبیین آن پرداخته و نسخه شفابخش روابط اجتماعی در عصر حاضر است.


پی‌نوشت:
1) کشف الغمه، جلد 2، صفحه 349

استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.