مرسلون

منصور جلیل منش

منصور جلیل منش

یکشنبه, 02 دی 1397 22:30

تقوا و خودسازی

img_20160518_233744_0_Copy منصور جلیل منش

قال الله الحکیم فی محکم کتابه: وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (1): هر كه را به خدا و روز قيامت ايمان دارد، این‌چنین اندرز مى‌دهند؛ و هر كه از خدا بترسد، براى او راهى براى بیرون شدن قرار خواهد داد.

علی بن سويد از ابوالحسن اول امام موسی كاظم علیه‌السلام روايت می‌کند: در خصوص سخن خداوند عزوجل: وَ مَن يَتَوَكَّلْ عَلَي اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ (2) از ايشان پرسيدم، فرمود: توكل بر خدا درجاتي دارد، ازجمله آن اين است كه بر خدا در تمامي امورت توكل كنی و از هر آنچه درباره تو تقدير كرد، راضی باشی و  بدانی كه خداوند تبارک‌وتعالی برای تو از خير و نيكی و فضل و بخشش  فروگذار نمی ­كند و  بدانی كه حكم آن در دست اوست؛ پس در سپردن آن به خدا توكل كرده و در آن چيز و چيزهاي ديگر به خدا اعتماد كنی. (3)

تقوا را به‌عنوان ملاک معارف دینی تعریف کردیم و ضرورت آن را دانستیم؛ آشفتگی معارف دین گاهی موجب بدبینی به دین هم می‌شود؛ در غالب کتب اخلاقی ما هم این آشفتگی را می‌بینیم یعنی یک سری از موارد مهم اخلاقی را صرفاً مطرح کرده‌اند؛ اما اینکه بالاخره از کجا باید شروع کرد، همیشه مجهول بوده است؛ اما به نظر می‌رسد تقوا آغاز و ملاک اخلاق و معارف دین است؛ موضوع اصلی جهاد با نفس است نه دوری از حسادت و کبر و دروغ بلکه این‌ها ثمره مبارزه با نفس است؛ اگر این موضوع بر ما پوشیده باشد و به‌جای مبارزه با نفس وقت و انرژی خود را صرف مبارزه با دروغ بگذاریم مانند این است که میدان اصلی را رها کنیم و در یک جبهه دیگر بجنگیم.

پس از شناخت این مهم راه مبارزه با دشمن هم باید مشخص شود؛ کسب تقوا کار نشدنی‌ای نیست کما اینکه بعضاً تصور می‌شود که آقا تقوا مال بزرگان و علما است؛ ما کجا و تقوا کجا؛ اما واقعاً این‌طور نیست؛ علمای بزرگ و باتقوا مادرزاد که این‌طور نبوده‌اند، آن‌ها هم مانند ما با دنیا و مخاطرات آن دست‌وپنجه نرم می‌کردند؛ اما آنچه برای آن‌ها حاصل شد با شناخت صحیح و تمرین و استمرار به‌دست‌آمده است.

تقوا یک امر تمرینی و تدریجی الحصول است؛ در پیش‌پاافتاده‌ترین مسائل زندگی می‌توان تمرین تقوا را انجام داد و اگر درنهایت تین قوه برای ما حاصل شد آنگاه در مهمات و مسائل مهم هم اهل تقوا می‌شویم؛ مثلاً کسی در خانه به بچه و اهل منزل احترام می‌گذارد و این‌طور نیست که در خانه دیکتاتوری راه بی اندازد، استعداد تحصیل تقوا را دارد؛ مثلاً اگر هنگام تلویزیون نگاه کردن، اگر ما مشتاق فوتبال هستیم اما کانال تلویزیون را برای اهل خانه تغییر دادیم و آنچه آن‌ها دوست داشتند قراردادیم این می‌شود از خود گذشتن و پا روی نفس گذاشتن؛ و هکذا در تمام امورات زندگی ما این موارد وجود دارد. (4)


پی‌نوشت:

1) طلاق، آیه 2

2) طلاق، آیه 3

3) الکافی، جلد 2، صفحه 65، حدیث 5؛ التمحیص الاسکافی، جلد 62، حدیث 41؛ تحف العقول، صفحه 443؛ مشکاه الانوار، صفحه 16؛ عده الداعی، صفحه 82؛ وسایل الشیعه، حدیث 20307؛ بحارالانوار، جلد 68، صفحه 129، حدیث 5

4) برداشتی از کتاب اخلاق خودسازی، آیت‌الله مظاهری

دوشنبه, 03 دی 1397 00:01

هواهای نفسانی

c04321acf3672feb42cd318d2a2dbaf7_S_Copy منصور جلیل منش

امام حسین علیه‌السلام فرمودند: اِتَّقُوا هذِهِ الأهواءَ الَّتی جِماعُهَا الضَّلالَةُ وَ میعادُهَا النّارُ (1): از این هواهای نفس بپرهیزید که مجموعه‌ی آن‌ها گمراهی و قرارگاه آن‌ها آتش است.

 

شرح حدیث:

اولیای دین و فرزانگان عارف، رهروان راه کمال را از «هواپرستی» بر حذر داشته‌اند؛ بزرگ‌ترین توصیه‌ی خدا و قرآن و رسول صلی‌الله علیه وآله وسلم و امامان علیهم‌السلام «تقوا» است؛ تقوا به معنای مهار نفس و کنترل تمایلات نفسانی و شیطانی، پروا داشتن از خدا و ترس از قیامت و کیفر گناه و عذاب دوزخ است؛ هوای نفس، انسان را بازیچه‌ی شیطان قرار می‌دهد و او را مطیع ابلیس می‌سازد؛ شیطان هم سوگند خورده است انسان‌ها را گمراه نماید و با انحراف از راه طاعت و بندگی، آنان را مثل خودش جهنمی سازد.

شیطان در قرآن، به‌عنوان دشمن آشکار و آشتی‌ناپذیر انسان معرفی‌شده است. پس عاقل باید از پیروی این دشمن حذر کند که هم گمراه است، هم گمراه‌کننده؛ با دشمن نفس، صلح کردن ننگ است؛ چون در همه حال با خِرَد در جنگ است، هرچند سخن ز آشتی می‌گوید، خصمی است که آتش‌بس او نیرنگ است. (2)

هر کس بر تمایلات و تمنیات نفس خود مهار بزند و به‌جای آنکه اسیر نفس باشد، بر آن مسلط گردد، رستگار خواهد بود؛ و هر کس با پیروی از هوای نفس در دام گناه گرفتار و در باتلاق رذایل فروشود، دچار ضلالت می‌گردد و سرانجام او آتش دوزخ خواهد بود؛
برنده کسی است که گریبان خود را از دست نفس شوم برهاند؛ و بازنده کسی است که اسیر هواهای نفس گردد. (3)


پی‌نوشت:
1) احقاق الحق، جلد 11، صفحه 591
2) برگ و بار، جواد محدثی، صفحه 287
3) حکمت‌های حسینی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسین علیه‌السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ دوم (1390)

سه شنبه, 27 شهریور 1397 14:20

احیای دین، انگیزه امام حسین (ع)

5f3d825f5b75f4300ee0a1b580f61437_XL_Copy منصور جلیل منش

قال الامام الحسین علیه‌السلام: ان السنه قد امیتت و ان البدعه قد احییت (1).

در جامعه‌ای که اصول و مبانی دین در حال تغییر است و حکومت بنی‌امیه به‌گونه‌ای جامعه رو تربیت‌کرده‌اند که بر منابر شخصیتی مانند علی علیه‌السلام سب می‌شود، محرمات الهی حلال انگاشته می‌شود، سنت‌های رسول گرامی اسلام مانند محبت و مودت به اهل‌بیتش به دست فراموشی است و مهم‌تر از همه رکن اساسی حاکمیت اللهی یعنی ولایت به دست عناصری که نه ایمان‌دارند و نه دل درگرو آرمان‌های اسلام دارند قرار می‌گیرد، چگونه این جامعه می‌خواهد در مسیر سعادت قدم بردارد؛ آیا اگر همین‌گونه پیش برود حکمت آفرینش که همان تکامل و سعادت است دور از دسترس نمی‌شود؟ این جامعه نیاز به روشنگری دارد و چه کسی شایسته‌تر از ولی خدا تا این امر مهم را به سرانجام برساند؛ هر زمان که درراه استقرار حق و امر الهی قدم برداریم در مسیر حسینی رهرو هستیم، مگر نفرمود که برای اصلاح امت وزنده شدن امربه‌معروف و نهی از منکر قیام کرده‌ام.

آیا ما نباید قیام کنیم، قیام در مقابل رذایل باطنی و خارجی! هرکسی باید در جامعه آماری خود در مسیر استقرار حاکمیت الله قدمی بردارد واینگونه است که می‌توان زمینه را برای ظهور آخرین سلاله پاک نبوی آماده کرد. (2)


پی‌نوشت:
1) نامه امام علیه‌السلام به اهل بصره
2) پیام‌های عاشورا، جواد محدثی، نشر فراز اندیشه، سال چاپ 1383

سه شنبه, 27 شهریور 1397 13:47

رعایت اولویت ملاک نجات

d80d1cadc5c2cef92ca5279dd9896599_XL_Copy منصور جلیل منش

قال امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام: ذَهابُ الْبَصَرِ خَیْرٌ مِنَ عَمْىِ الْبَصیرَةِ. (1)

کورچشمی به ز کوردلى.

کاروان امام حسین علیه‌السلام درراه کوفه است افراد زیادی در طول مسیر با حضرت دیدار و چرایی حرکت او را جویا می‌شوند؛ در منزل عذیب الجهانات در نزدیکی کوفه چهار نفر به همراه طرماح عدی، به نام‌های: مجمع، سعد، هلال بن نافع و عمر ابن خالد امام علیه‌السلام را زیارت می‌کنند.

طرماح صحابی پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم و از ارادتمندان به خاندان عصمت و طهارت بود؛ در این ملاقات امام علیه‌السلام را از حرکت به سمت کوفه بر حذر می‌دارند و از بدعهدی کوفیان خبر می‌دهند؛ طرماح از امام علیه‌السلام درخواست می‌کند تا مسیرش را به سمت قبیله او تغییر دهد تا بتوانند در آنجا جنگجویانی را برای جنگ احتمالی برای امام علیه‌السلام فراهم آورد، اما امام علیه‌السلام فرمودند: ان بینی و بین اهل الکوفه عهد: که همان من با اهل کوفه پیمانی دارم، آن‌ها خود مرا دعوت کرده‌اند تا به سویشان روم، طرماح در ادامه که با تصمیم قاطع امام مواجه می‌شوند از امام علیه‌السلام اذن می‌گیرند تا مقداری آذوقه که همراه دارند به همسر و فرزند خود برساند و بعد به کاروان امام علیه‌السلام بپیوندد، می‌روند و هنگام بازگشت برای پیوستن به قافله امام علیه‌السلام خبردار می‌شوند که سر امام علیه‌السلام به نیزه رفته است و او جامانده است.

مقدم کردن دنیا و فرزند و عدم‌تشخیص اولویت اطاعت از امام علیه‌السلام بر زن و فرزند باعث شد از قافله سعادت جا بماند. اگر ما نیز اهل تشخیص اولویت نباشیم و به عبارتی بصیرت نداشته باشیم از مسیر حق فاصله خواهیم گرفت. (2)


پی‌نوشت:
1) شرح غررالحکم، جلد 4، صفحه 32
2) خطبه‌های عاشورایی، چاپ معاونت فرهنگی اوقاف و امور خیریه، نامه امام به اهل کوفه

 

سه شنبه, 27 شهریور 1397 13:25

عاشورا، مکتب فرهنگ‌ساز

2aebb15d1e90453d9af2bff2d0d03145_XL_Copy منصور جلیل منش

حادثه عاشورا گرچه به‌ظاهر یک رویارویی و مقاتله بود، اما در حقیقت یک مکتب فرهنگ‌آفرین است؛ مکتبی که در طی قرون و اعصار مختلف مایه‌ی حرکت و جنبش‌های طاغوت ستیزی و ظلم ستیزانه بوده است؛ فرهنگ ایثار و مقاومت و آزادگی و سبک زندگی اسلامی از عاشورا رشته می‌گیرد.

عاشورا یک حرکت عادی نبود بلکه یک جریان است. فرق است بین حرکت فردی و جریان، در جریان همه‌جانبه تمام ابعاد موردتوجه قرار می‌گیرد. عاشورا همه‌جانبه است، عاشورا آرمان‌ها و ارزش‌های انسانی را به فعلیت رساند؛ سبک زندگی خدامحور یعنی ترجیح رضایت الهی بر رضایت خلق، امام حسین علیه‌السلام در بدو حرکت فرمود:خدا یا تو می‌دانی که برای قدرت و خودستایی خروج نمی‌کنم و فقط برای اقامه خوبی‌ها و مبارزه با بدی‌ها کژی‌ها بر خواسته‌ام تا گودال قتلگاه که فرمود: الهی رضا برضاک تسلیما لامرک لا معبود سواک. (1)(2)


پی‌نوشت:
1) خطبه‌های عاشورایی، خطبه‌های امام حسین (ع)، معاونت سازمان اوقاف
2) محمدتقی جعفری، امام حسین ع شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، نشر آثار علامه، 1380، صفحه 15

 

سه شنبه, 27 شهریور 1397 13:21

سبک زندگی مجاهدانه

0de215b1fd0caea575e1fd7bcdd19bdb_XL_Copy منصور جلیل منش

فضل‌الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما؛ (1) رسیدن به مقام مجاهدت بدون تلاش حداکثری ممکن نیست؛ تلاش حداکثری، تلاش عاقلانه است نه اینکه صرفاً انرژی زیادی را صرف کنیم؛ تلاش عاقلانه یعنی تلاش همراه بامعرفت به مبانی دینی و فهم اولویت‌های دینی؛ مثلا تقدم واجبات بر مستحبات؛ تلاش حداکثری باید در مسیر حاکمیت و ولایت الهی باشد؛ بنابراین ضروری است بدانیم در چه مسیری تلاش می‌کنیم.

برای رسیدن به این فهم باید اهل تحلیل دینی، سیاسی، اجتماعی و...باشیم؛ راه رسیدن به این تحلیل معرفت به مبانی اصیل دین، نه مبانی خودساخته رجال سیاسی؛ اگر اهل تحلیل نبودیم و به‌اصطلاح از عوام جامعه باشیم راه درست را نمی‌توانیم تشخیص دهیم و لذا امیر بیان علی علیه‌السلام فرمودند:ذَهابُ الْبَصَرِ خَیْرٌ مِنَ عَمْىِ الْبَصیرَة. (2) (3)


پی‌نوشت:
1) نساء، آیه 95
2) شرح غررالحکم، جلد 4، صفحه 32
3) سبک زندگی مجاهدانه، معاونت فرهنگی سازمان اوقاف، صفحه 15

سه شنبه, 27 شهریور 1397 13:14

فتح شام

6a53a676f3fed105a87ca28ac057bc8b_XL_Copy منصور جلیل منش

ما رایت الا جمیلا (1)

بَلى ولكن بَعْدَما فارَقْتُكَ اَتانى رَسُولُ اللّه صلی اللّه عليه وآله وسلم و قال يا حُسَيْنُ اُخْرُجْ فَاِنَّاللّهَ تَعالى شاءَ اَنْ يَراكَ قَتِيلاً ... وَ قَدْ شاءَاللّه اَنْ يَراهُنَّ سَبایا (2): امام حسین علیه‌السلام در جواب محمد حنفیه بعد از خروج از مکه که امام را به نرفتن به سمت عراق دعوت کرد، فرمود:رسول گرامی اسلام را در رؤیا دیدم که به من فرمود، خدای تعالی می‌خواهد تو را کشته ببیند و اهل‌بیت تو را اسیر.

مهندسی شهادت و اسارت:

اولاً خواستن خدا به معنی اجبار نیست چراکه علم خدای متعال به فعل اختیاری امام بوده است.

ثانیاً اسارت فعل محقق اهل ظلم است که بازهم فعل اختیاری آن‌هاست و علم خدا به فعل اختیاری آن‌ها تعلق دارد؛ پس اجبار نداریم.

اگر شهادت امام با اسارت اهل‌بیت همراه نمی‌شد، کربلا در کربلا می‌ماند و فرهنگ عاشورا و مکتب عاشورا صادر نمی‌شد. شاعر چه زیبا سرود:
کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود. (3)


پی‌نوشت:
1) بحارالانوار، جلد 45، صفحه 116.
2) علامه مجلسی، بحار، نشر الوفا، جلد 44، صفحه 364؛ لهوف، صفحه 65
3) محمدتقی جعفری، امام حسین شهید فرهنگ، نشر آثار علامه، 1380

سه شنبه, 27 شهریور 1397 13:33

فهم اولویت‌های دین

2c4844e1ebded52468fc083986fc6c20_XL_Copy منصور جلیل منش

قال امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام: ذَهابُ الْبَصَرِ خَیْرٌ مِنَ عَمْىِ الْبَصیرَةِ. ( 1)

کورچشمی به ز کوردلى.

شناخت و معرفت به ساختار دین و سازوکارهای عالم و مبانی اصیل دین، راهبر انسان در مسیر سعادت است؛ انسانی که تنها معرفت سطحی به دین دارد در طوفان شبهات و فتنه‌ها اسیر صیادان دین و ایمان می‌شود؛ اگر معرفت حقیقی حاصل شد، تشخیص اولویت‌ها نیز آسان می‌شود؛ یکی از راه‌های نفوذ شیطان رجیم به هم زدن این اولویت‌ها است به‌گونه‌ای که انسان را از مسیر حقیقی دور می‌کند؛ در حادثه و جریان عاشورا امام حسین علیه‌السلام اولویت حفظ و بقای دین را تشخیص می‌دهد و دینی را که بنی‌امیه دگرگون کرده بود را از خطر تحریف و تغییر ماهیت نجات داد؛ بصیرت داشتن به معنای معرفت به مبانی دین و تشخیص اولویت‌ها و تصمیم‌گیری به‌موقع است. (2)


پی‌نوشت:
1) شرح غررالحکم، جلد 4، صفحه 32
2) پیام‌های عاشورا، محدثی جواد، نشر زمزم هدایت

 

سه شنبه, 27 شهریور 1397 13:39

نفوذ چالش همیشگی تاریخ

0f9ee1de0328bf4e6a9035a0929256bb_XL_Copy منصور جلیل منش

اندیشه‌های بیگانه از دو طریق در مکتب و نظام سازمانی نفوذ می‌کنند: از طرف دشمنان مکتب که با اوج‌گیری نظام و توسعه مبانی آن سعی در نفوذ و مخلوط کردن مبانی و اندیشه‌های بیگانه و سست کردن آن از درون دارند که همان جنگ نامتقارن است؛ اما گاهی نفوذ از طریق عناصر درونی انجام می‌شود که به دلیل عدم آگاهی از زیبایی‌های مکتب مجذوب اندیشه‌های دیگر می‌شود و جالب این است که به این اندیشه‌ها رنگ مکتبی هم می‌بخشد؛ که همان تجددگرایی افراطی است.

در قیام امام علیه‌السلام در عاشورا هر دو مدل از نفوذ را شاهد بودیم.

بعضاً نزدیکان و اصحاب را می‌بینیم که پیشنهاد‌های غیرانقلابی می‌دهند و گاهی دشمن بانفوذ، افراد را می‌خرد و یا تضعیف می‌کند بنابراین نفوذ چالش همیشه تاریخ است. (1)


پی‌نوشت:
1) مركز تحقيقات اسلامی نمايندگی ولی‌فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نشر مركز اطلاعات و مدارك اسلامی، 1386

 

سه شنبه, 27 شهریور 1397 13:43

عرفان عاشورایی

2aedc634fe7e26bfc4147a003d49f844_XL_Copy منصور جلیل منش

قال الامام الحسین علیه‌السلام: اَدْعُوکَ مُحْتاجاً وَاَرْغَبُ اِلَیْکَ فَقِیراً وَاَفْزعُ اِلَیْکَ خائِفاً وَاَبْکِى مَکْرُوباً وَاَسْتَعِینُ بِکَ ضَعِیفاً...صَبْراً عَلى قَضائِکَ یا رَبِّ لا اِلهَ سِواکَ یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثین مالِى رَبُّ سِواکَ وَلا مَعْبُودٌ غَیْرکَ.

انسان طالب کمالات و سیر روحانی دائماً در مسیر رسیدن به معشوق و معبود خود تلاش می‌کند؛ هر چیزی را، او می‌بیند و این حالات والاترین و زلال‌ترین حالات انسانی است؛ امام حسین علیه‌السلام که خود منشأ عرفان است، خود آیینه تمام نمای الهی است از مدینه تا کربلا تلألؤ عشق به معبود است.

آنگاه‌که از کنار مضجع شریف رسول گرامی اسلام صلی‌الله علیه وآله وسلم آن گونه خطاب به معبود خود می‌فرماید: اَللّهُمَّ اِنَّ هذا قَبْرُ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صلی اللّه علیه وآله وسلم و اسائلُکَ یاذَاالْجَلالِ وَالاْ کْرامِ بِحَقِّ الْقَبْرِ وَمَنْ فِیهِ اِلاّ اخْتَرْتَ لى ما هُو لَکَ رِضىً وَلِرَسُولِکَ رِضىً (1)؛ تا گودال قتلگاه که لحظه انقطاع از عالم ماده و ملکوتی شدن است می‌فرماید: ...صَبْراً عَلى قَضائِکَ یا رَبِّ لا اِلهَ سِواکَ یا غِیاثَالْمُسْتَغیثین مالِى رَبُّ سِواکَ وَلا مَعْبُودٌ غَیْرکَ؛ (2) و این است رمز ماندگاری عاشورا و کربلا.

کودکان و نوجوانان را می‌بینیم که آن‌چنان رجز می‌خوانند و به استقبال شهادت می‌رود، توگویی به عینه می‌بیند سعادت را، رضای معبود را؛ این نتیجه خدایی شدن است؛ اگر ما هم خدایی شدیم و تلاش کردیم، زندگی ما صحنه تقرب است و فنا شدن در عشق به معبود؛ این مشرب عرفانی و عشق به خدا در جبهه‌های دفاع مقدّس در ایران نیز تجلّی داشت و رزمندگان عارف و صاحب دل، ره صدساله را یک‌شبه می‌رفتند و به تعبیر حضرت امام خمینی (قدس سره) که شهادت را در ذائقه اولیای الهی شیرین‌تر از عسل می‌دانست و معتقد بود که از این شراب طهور معرفت و عشق جوانان در جبهه‌ها جرعه‌ای از آن را نوشیده و به وجد آمده‌اند.


پی‌نوشت:
1) مقتل خوارزمى، جلد 1، صفحه 186؛ مقتل عوالم، صفحه 54
2) بنا به نقل شیخ الطائفه، شیخ طوسی در مصباح المتهجد و مرحوم سیدبن طاووس در اقبال
3) برداشتی از کتاب پیام‌های عاشورا، جواد محدثی، نشر زمزم هدایت

صفحه1 از9
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.