مرسلون

حسن بیت سخری

حسن بیت سخری

66199_images_70_Copy حسن بیت سخری

فرق وهابیت و اهل سنت

 

فرق اول

اهل سنت به چهار شاخه اصلی حنفی، حنبلی، شافعی و مالکی تقسیم می‌شوند که به‌مرورزمان برخی از این شاخه‌ها به ده‌ها زیرشاخه تقسیم‌شده و هرکدام برای خود به مسلکی جداگانه با عقایدی خاص تبدیل شدند؛ وهابیت نیز یکی از فرقه‌هایی است که خود را منتسب به حنبلی‌ها می‌دانند بدین معنی که وهابیت بسیاری از اعتقادات خود را از احمد بن حنبل و آراء و عقاید وی گرفته‌اند؛ بااین‌حال بسیاری از علمای حنبلی نیز وهابیت را فرقه‌ای جدا از خود قلمداد کرده و از نزدیکی به آن خود را مبرا کرده‌اند؛ به‌طور مثال ذهبى متوفاى 774، دانشمند بلندآوازه اهل سنت كه خود همانند ابن تیمیه (مؤسس اصلی فرقه وهابیت) حنبلى مذهب بود و در علم حديث و رجال سرآمد عصر خويش بود، در نامه‌ای خطاب به وى می‌نویسد: اى بىچاره! آنان كه از تو متابعت می‌کنند در پرتگاه زندقه و كفر و نابودى قرار دارند، نه اين است كه عمده پیروان تو عقب‌مانده، گوشه‌گیر، سبک‌عقل، عوام، دروغ‌گو، كودن، بیگانه، فرومايه، مكار، خشك، ظاهر الصلاح و فاقد فهم هستند؛ اگر سخن مرا قبول ندارى آنان را امتحان كن و با مقیاس عدالت بسنج؛ تا آنجا كه می‌نویسد: گمان نمی‌کنم تو سخن مرا قبول كنى! و به نصیحت‌های من گوش فرا دهى! تو با من كه دوستت هستم، این‌چنین برخورد می‌کنی پس با دشمنانت چه خواهى كرد؟ به خدا سوگند! در میان دشمنانت، افراد صالح و شايسته و عاقل و دانشور فراوان‌اند، چنان‌که در میان دوستان تو افراد آلوده، دروغ‌گو، نادان و بىعار زياد به چشم می‌خورند؛ (1) یا پدر محمد بن عبدالوهاب که وهابیت از طرف وی جان تازه‌ای گرفت و در حقیقت وی وهابیت را به‌طور رسمی تأسیس کرد، در مورد فرزندش این‌گونه اعتقاد داشت که وی گمراه است و مردم را از ارتباط با وى بر حذر می‌داشت (2)

بااین‌وجود روشن است که وقتی خود علمای اهل سنت و بالأخص مذهب حنبلی خودشان را از رهبران این فرقه این‌طور دور می‌کنند، بدین معنی است که حتی اهل سنت نیز این فرقه ضاله را قبول نداشته و آن را رد کرده‌اند؛ به‌هرحال برای اینکه کاملاً با نظر تمام علمای اهل سنت نسبت به این فرقه آشنا شویم باید بگوییم که در یک جمع‌بندی کلی می‌توان گفت که جامعه اهل سنت نسبت به ابن تیمیه که مؤسس این فرقه ضاله است سه نظريه دارند: (با توجه به این نظرات می‌توان فرق اساسی بین اهل سنت و این فرقه را به دست آورد):

1) معتقدند كه ابن تیمیه، مشبهه بود؛ اهل سنت، مشبهه را كافر می‌دانند؛ يعنی كسی كه خدا را به مخلوق تشبیه كند؛ ابن تیمیه صراحت دارد كه خداي عالم، دارای دست‌وپا و چشم و صورت است؛ مانند ابو يعلی كه گفته بود خدای عالم همه‌چیز دارد و فقط دو چیز ندارد: ريش و عورت.

2) عده‌ای می‌گویند كه زنديق و ملحد و بی‌دین است؛ چون نسبت به نبي مكرم صلی‌الله علیه وآله وسلم جسارت كرده و می‌گوید وقتی پیامبر اكرم صلی‌الله علیه وآله وسلم از دنیا رفت، مات فات و هیچ خاصیت و فایده‌ای ندارد؛ و حتی برای خودش هم دفعِ ضرري ندارد؛ يعنی همان حرفی است كه حجاج گفت: عصای من، ارزشش از پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم بالاتر است؛ چون با اين عصا می‌توانم يك مار يا عقربی را بكشم ولی وجود پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم از كشتن مار و عقرب هم عاجز است.

3) عده‌ای هم می‌گویند كه ابن تیمیه منافق است؛ چون نسبت به امیرالمؤمنین علیه‌السلام جسارت كرده است؛ ابن تیمیه می‌گوید كه علی بن أبی طالب علیه‌السلام در 17 جا اشتباه كرد و خلاف قرآن فتوا داده است و در تمام جنگ‌هایی كه داشت برای رسیدن به رياست جنگید و از مصاديق اين آيه شريفه است: تِلْكَ الدَّارُ الَْْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَايُرِيدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لَافَسَادًا وَ الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ؛ (3) بغض از این بالاتر؟

در صحیح مسلم آمده است كه پیامبر اكرم صلی‌الله علیه وآله وسلم فرمود: لايحبه إلا مؤمن و لايبغضه إلا منافق (4) ابن تیمیه نسبت به امیرالمؤمنین علیه‌السلام، به‌قدری وقیحانه برخورد كرده است كه در ملأ می‌گوید: شیعه هم نمی‌تواند ثابت كند كه علی علیه‌السلام مسلمان بوده است يا می گفت که علی علیه‌السلام علمی نداشت و شاگرد مكتب ابوبكر بوده و اگر چیزی هم ياد گرفته از ابوبكر ياد گرفته است و يا جناب عثمان، حافظ قرآن بود و بعضی از شب‌ها، تمام قرآن را در یک‌شب می‌خواند ولی معلوم نیست كه علی بن أبی طالب علیه‌السلام همه قرآن را بلد بود يا خیر؟ یا در مورد صدیقه طاهره سلام‌الله علیها می‌گوید: و فی فاطمة شعبة من النفاق. (5)

شما کدام سنی را می‌شناسید که چنین اعتقاداتی داشته باشد و این خود به‌خوبی روشن می‌کند که این فرقه ضاله تا چه اندازه با اهل سنت فرق می‌کند؛ کلامی از مولوی عبدالرحیم رضوی که یکی از علمای کنونی اهل سنت است اشاره می‌کنیم تا خودتان از زبان یک سنی به ماهیت اهل سنت پی ببرید: وی می‌گوید: تفاوت نظری و فکری اين فرقه با اهل سنت زياد است؛ وهابیون در همه عقايد اسلامي با اهل سنت و بالجمله با مسلمانان تفاوت و اختلاف زيادی دارند؛ برای مثال زمانی که وهابیت را انگلیس در بلاد حرمین شريفین راه انداخت، آن‌ها بیشتر علمای حرمین را که اهل سنت بودند، به شهادت رساندند و همه آثار دينی و فرهنگی مسلمانان را و ازجمله بارگاه‌های ملکوتی جنت البقیع را که مقبره‌ها و عمارهایی داشتند و حتی خود ضريح خضرای حضرت رسول صلی‌الله علیه وآله وسلم را هم خواستند تخريب نمايند که موفق نشدند.

تاريخ گواه است که آن‌ها خون همه امت اسلامی را مباح می‌دانستند به‌جز پیروان خود؛ آن‌ها درراه کفر قیام کردند تا علمای اهل سنت واقعی، فرهنگ دينی و اعتقادی مسلمانان را از بین ببرند که امروز اعتقادات سوء آن‌ها بر همگان شناخته‌شده است؛ بنابراين در طرحی جديد تصمیم گرفتند اين فرقه را بانام‌های ديگری به میدان بیاورند که متأسفانه در کشورهای اسلامی و در بین مسلمانان نفوذ کردند؛ مسئله‌ای که امروز جای تأسف زيادی دارد، اين است که بعضی از مسلمانان گول اين راهکار جديد را خوردند که در برخی موارد موجب تخريب چهره واقعی اهل سنت شده است.

توصیه بنده به مسلمانان اين است که اين گروه ضاله را که تفاوت فکری و نظری و مقادير زيادی با عقايد اسلامی قديمی دارد می‌توان شناخت پس همواره تلاش کنند که در دام اين شیاطین نیفتند؛ زيرا آن‌ها در اقوام و قبیله‌ها و همه کشورهای اسلامي نفوذ کرده‌اند.

 

فرق وهابیت و اهل سنت چیست؟

فرق آن‌ها از زمین تا آسمان است؛ می‌توانید کتاب الدرر السنیة جناب زينی دحلان مفتی مکه مکرمه و متوفای 1304 جلد اول، صفحه 64 را مطالعه کنید که می‌گوید: آقای محمد بن عبدالوهاب که ظهور کرد و فرقه وهابیت را تأسیس کرد، اعلام کرد که تمام مسلمانان شافعی و مالکی و حنفی و حنبلی و شیعه و زيدی و ... کافر هستند و علماي گذشته هم کافر هستند و هر کس بخواهد مسلمان شود، بايد 5 بار شهادت بدهد:

1) شهادت بر وحدانیت خداوند.

2) شهادت بر رسالت پیامبر اكرم صلی‌الله علیه وآله وسلم.

3) شهادت بر این‌که قبلاً مشرک بودم و با ورود به وهابیت، مسلمان شدم.

4) شهادت بدهد بر این‌که پدر مادرم که مرده‌اند و وهابی نشدند، مشرک مرده‌اند.

5) شهادت بدهد که علمای گذشته که مرده‌اند و وهابی نشدند، مشرک مرده‌اند و حق‌طلب مغفرت براي آن‌ها ندارم.

سرتیپ ايوب صدری از بزرگان اهل سنت می‌گوید: وقتی این‌ها خواستند مکه را فتح کنند، هزاران عالم اهل سنت را از لب شمشیر گذراندند به اتهام این‌که این‌ها کافر و مشرک و مانع نشر فرهنگ وهابیت هستند؛ تمام علماي اهل سنت قائل به مشروعیت توسل و شفاعت و زيارت قبور و انبیا علیهم‌السلام هستند و اين عقیده وهابیت درباره حرمت توسل و شفاعت و زيارت قبور، خلاف نظريه تمام اهل سنت است؛ فرقه‌ی وهّابیّت، فرقه‌ای است که به تغییر و تبدیل سنت رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم و انتشار عقاید و افکار بنی أمیة همت گماشته است؛ رهبران و پایه‌گذاران این فرقه از پیروان مذهب احمد بن حنبل محسوب می‌شوند؛ ازجمله اصلی‌ترین رهبران و پایه‌گذاران این فرقه، أبو العباس احمد بن تیمیة الحرانی متوفای 728 ه است؛ ازجمله اعتقادات انحرافی او که سبب دوری هم‌عصرانش از او شد، اعتقاد به تجسیم بود؛ او در کتاب خود العقیدة الحمويّة خداوند را صاحب اعضا و جسم معرفی می‌نماید؛ بغض او نیز نسبت به شیعیان و به‌خصوص حضرت علی بن أبی طالب علیه‌السلام، معروف و مشهور است و به همین دلیل، امروزه بغض علی بن أبي طالب علیه‌السلام به‌عنوان یکی از اعتقادات در وهابیت مطرح‌شده است.

درصورتی‌که اهل سنت اعتقاددارند که رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم به حضرت علی بن أبی طالب علیه‌السلام فرمودند: لايحبك إلا مؤمن ولا يبغضك إلا منافق: دوستی تو در دل مؤمن و بغض و کینه‌ی تو در دل منافق است»

 

 

فرق دوم

بعضی‌اوقات اخباری می‌شنویم از کشتار شیعیان، آن‌هم نه به دست امریکا و نه به دست اسراییل بلکه افرادی که خود را مسلمان می‌دانند و برای اجرای شریعت دست به کشتار شیعیان می‌زنند؛ افرادی که خود را از اهل سنت می‌دانند و شیعیان را کافر؛ این‌ها درواقع وهابی‌هایی هستند که در 2 سده اخیر با تحریکات انگلیسی‌ها ظهور کردند و حالا با شدت عملی که این افراد به‌ظاهر مسلمان در نقاط مختلف جهان اسلام و حتی نقاط غیر اسلام از خود به خرج می‌دهند انگلیسی‌ها نتیجه چند صدسال برنامه‌ریزی خود رامی بینند؛ درواقع آن‌ها در حال چیدن میوه‌ای هستند که مدت‌های طولانی به پرورش و آبیاری نهال آن مشغول بودند؛ اما در میان بعضی از ما تصورات اشتباهی در مورد فرقه‌های اهل سنت وجود دارد. مثلاً خودم در سال 1382 تا قبل از اینکه عازم زاهدان بشم؛ فکر می‌کردم کار سنی‌ها با سربریدن شیعه‌ها آمیخته است و همیشه به من سفارش می‌کرد که در زاهدان دررفت و آمدها احتیاط به خرج بدم؛ 5 سال بعد فهمیدم اشتباه فکر می‌کردم؛ و الان دوستانی دارم که سنی‌اند و خونگرم؛ این اشتباه بزرگی است که خیلی از ما شیعه‌ها داریم؛ جنایت‌های وهابی‌ها و سلفی‌ها را به‌پای برادران اهل سنت می ذاریم.

واقعاً چه تفاوتی بین وهابی‌ها و برادران اهل سنت وجود دارد؟ چگونه می‌توان سنی‌ها را از وهابی‌ها تشخیص داد؟

یکی از علمای اهل سنت در وبلاگش با عنوان امام اعظم ابوحنیفه توضیحاتی در مورد وهابیت ارائه داد که قابل‌توجه است و خشم وهابی‌ها را برانگیخته است؛ این‌ها مطالبی است که در وبلاگ ایشان آمده است: وهابیت فرقه‌ای است که یک قرن پیش به دست محمد بن عبدالوهاب پایه‌گذاری شد؛ محمد بن عبدالوهاب که به‌شدت تحت تأثیر ابن تیمیه قرار داشت، زیارت قبور و توسل به پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم و اولیای خدا و همچنین هرگونه تبرک جستن به آثار رسول‌الله صلی‌الله علیه وآله وسلم همچون مو و ضریح او را شرک می‌دانست و عاملان آن را مستحق و بلکه واجب القتل می‌شمرد؛ ازاین‌رو وقتی حرکت خود را شروع کرد، ابتدا مسلمانان سنی را گرفته و آن‌ها را وادار می‌کرد به کفر و شرک خود و پدرانشان اقرار کنند و اگر این کار را نمی‌کردند، آن‌ها را بی‌رحمانه به قتل می‌رساندند؛ اولین کسانی که علیه افکار محمد بن عبدالوهاب برخاستند، پدرش شیخ عبدالوهاب و برادرش سلیمان بن عبدالوهاب بود؛ برادرش سلیمان بن عبدالوهاب دو کتاب بنام‌های «الصواعق الالهیه فی الرد علی الوهابیه» و فصل الخطاب فی رد محمد بن عبدالوهاب در رد برادرش نوشت؛ اما فرق آن با اهل سنت در این است که اهل سنت، مسلمانان را تکفیر نمی‌کنند و آن‌ها را به صرف اختلاف عقیده مشرک نمی‌خوانند؛ درصورتی‌که وهابیت، معروف‌ترین هنرش تکفیر مسلمانان است.

دومین فرق وهابیت با اهل سنت این است که وهابیت خون مسلمانان را مباح می‌داند و به اندک بهانه‌ای به ترور و کشتار بی‌رحمانه مسلمانان از پیر و جوان و کودک و زن و مرد دست می‌زنند درصورتی‌که اهل سنت به پیروی از حضرت رسول صلی‌الله علیه وآله وسلم که فرمود:‌ انی امرت ان اقاتل الناس حتی...: خون و مال و جان مسلمانان را حرام می‌دانند.

سومین تفاوت اهل سنت با وهابیت در این است که اهل سنت تبرک جستن به آثار حضرت رسول صلی‌الله علیه وآله وسلم و توسل جستن به آن حضرت صلی‌الله علیه وآله وسلم و اولیای الهی و شفاعت را قبول دارند؛ درصورتی‌که وهابیت این‌ها را شرک می‌دانند.

 

فرق سوم

ازآنجایی‌که محمد ابن عبدالوهاب نجدی راه گمراهی را در امت اسلامی گشوده و به بهانه‌های گوناگون امت اسلامی را مورد تکفیر و قتل قرار داده بود، علمای بزرگ اسلام به معرفی انحرافات او پرداخته و در تألیفاتشان مسلمین را از او پرهیز داده و به افشای چهره منافق گونه او پرداخته‌اند؛ یکی از این علمای بزرگوار شیخ الهند مولانا حسین احمد مدنی هستند که در کتابشان (الشهاب الثاقب علی المسترق الکاذب) چهره محمد ابن عبدالوهاب نجدی و پیشوای سلفی‌ها را معرفی کردند ایشان نوشتند: محمد ابن عبدالوهاب معتقد بود که تمام عالم و همه مسلمانان عرب، کافر و مشرک هستند و کشتن و جنگ و غارت اموالشان جایز حتی واجب است.


پی‌نوشت:

1) الإعلان بالتوبیخ، صفحه 77؛ تكملة السیف الصقیل، صفحه 218

2) الدرر السنیة فى الرد على الوهابیه، صفحه 42

3) قصص، آیه 83

4) صحیح مسلم، جلد 1، صفحه 60

5) التنبیه و الرد لحسن السقاف، جلد 7؛ كلمة الرائد لمحمد زكی الدين ابراهیم، جلد 2، صفحه 546

پنج شنبه, 06 دی 1397 22:08

اولین مسلمان

wlyyn_mslmn_ly_dr_nzd_khtb_whbywn_Copy حسن بیت سخری

حَدَّثَنَا أَبُوبَكْرِ بْنُ إِسْحَاقَ، أَنْبَأَ عُبَيْدُ بْنُ حَاتِمٍ الْحَافِظُ ثنا مُحَمَّدُ بْنُ حَاتِمٍ الْمُؤَدِّبُ ثنا سَيْفُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثنا سُفْيَانُ الثَّوْرِيُّ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ عَنْ أَبِی صَادِقٍ عَنِ الْأَغَرِّ عَنْ سَلْمَانَ رَضِی اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ و[آله و]سَلَّمَ: أَوَّلُكُمْ وَارِدًا عَلَى الْحَوْضِ أَوَّلُكُمْ إِسْلَامًا عَلِيُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (1): نخستين كسى كه در حوض بر من وارد می‌شود، كسى است كه پيش از همه اسلام آورده است و او على بن ابی‌طالب علیه‌السلام است .


پی‌نوشت:
1) المستدرك على الصحيحين، جلد 3، صفحه 147، المؤلف: أبو عبدالله الحاكم محمد بن عبدالله بن محمد بن حمدويه بن نُعيم بن الحكم الضبي الطهمانی النيسابوری المعروف بابن البيع (المتوفى: 405 هـ)، تحقيق: مصطفى عبدالقادر عطا، الناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1411 - 1990، عدد الأجزاء: 4

یکشنبه, 13 آبان 1397 22:16

اثبات توسل

 a9a64651cbeb4286c9b2ac3f09faef79_XL_Copy حسن بیت سخری

یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله (1)

شواهد تاریخی نشان می‌دهد توسل به قبر صالحین امر رایج بین تمام مسلمین ازجمله اهل سنت بوده است ابوعلی خلال شیخ حنابله می‌گوید هرگاه مشکلی پیش بیاید به قبر موسی بن جعفر توسل می‌کنم و آن را زیارت خواهم کرد و خدا مشکل را حل می‌کند (2) محمد بن ادریس شافعی به قبر ابوحنیفه و احمد بن حنبل به قبر شافعی متوسل می‌شدند (3)


پی‌نوشت:
1) ماِئده، آیه 35
2) خطیب البغدادی، تاریخ بغداد، جلد 1، صفحه 120
3) خطیب الخوارزمی، مناقب ابی حنیفه، جلد 2، صفحه 199

b2ebc33371d4e1135b0356b41a7d0f4d_XL حسن بیت سخری

بعضی‌ها با ارسال مطالب به سایت‌های اجتماعی و پیام‌رسان می‌کوشد که حضرت زهرا سلام‌الله علیها به شهادت نرسیده بلکه براثر بیماری وفات کرده بوده در صورتی هیچ مبنی بر وفات حضرت زهرا سلام‌الله علیها نداریم بلکه شهادت آن حضرت سلام‌الله علیها روایاتی از اهل سنت داریم که دختر پیامبر سلام‌الله علیها براثر هجوم به خانه ایشان به شهادت رسید.

از امام صادق علیه‌السلام آمده که اهل‌بیت علیهم‌السلام ما یا از راه قتل یا از راه سم به شهادت می‌رسند و حضرت زهرا سلام‌الله علیها جزو اهل‌بیت علیهم‌السلام است در کتب اهل سنت آمده: جاء عمر الی بیت فاطمه فی رجال الانصار و نفر قلیل من المهاجرین فقال: و الذی نفسی بیده لتخرجن الی البیعه او لاحرقن البیت علیکم. (1)

در جای دیگر آمده: فدعا{عمر} بالحطب و قال و الذی نفسی عمر بیده لتخرجن او لاحرقنها علی من فیها فقال له: یا ابا الفحص: ان فیها فاطمه (2): و در جای دیگر آمده: که و بلغ ابابکر و عمر جماعه من المهاجرین و الانصار فقد اجتمعوا مع علی بن ابی طالب فی منزل فاطمه بنت رسول‌الله فاتوا فی جماعه حتی هجموا الدار. (3)


پی‌نوشت:
1) شرح ابن ابی حدید، جلد 6، صفحه 48؛ السقیفه جوهری، صفحه 50
2) اعلام النساء، جلد 4، صفحه 114 و 115؛ ابن ابی شبیب، جلد 7، صفحه 422؛ مروج الذهب المسعودی، جلد 12، صفحه 100
3) تاریخ الیعقوبی، جلد 2، صفحه 126

چهارشنبه, 04 مهر 1397 17:35

فلسفه عزاداری

1234 حسن بیت سخری

همه‌ساله با نزدیک شدن دهه محرم و ایام عزاداری عمومی مسلمانان و به‌ویژه شیعیان جهان و البته بیش از همه در ایران، نه‌تنها شبهات، بلکه هجمه‌ی گسترده علیه عزاداری شدت می‌یابد؛ چراکه از این عزاداری‌ها می‌ترسند و این خود مبین همان علت و اثر عزاداری‌های ما می‌باشد. در عصری که به گاه کفر، شرک، فساد و فسق، دم از آزادی می‌زنند و حتی جنایات وحشتناک و نسل‌کشی را به نام دموکراسی مرتکب شده و تحقق لیبرالیسم را بهانه می‌کنند و می‌کوشند که عقاید فاسد و منحرف‌کننده و خسارت‌بار خود را با شعار «پلورالیسم دینی» توجه و تطهیر کنند، عبادات، دعا، زیارت یا عزاداری مسلمانان و ازجمله شیعیان را برنمی‌تابند! پس معلوم می‌شود که آثار بسیار سازنده‌ و مفیدی برای جهان اسلام و نیز عواقب بسیار خطرناکی برای جهان کفر و ظلم دارد و ما برای همین عزاداری می‌کنیم.

الف) ازآن‌جهت که مقابله و تهاجم آن‌ها، همیشه علیه حق است و باطل بسیار سخیف و ضعیف می‌باشد، استدلال‌های آن‌ها نیز بسیار سخیف می‌باشد؛ مگر هرکسی که برای رفتگانش عزاداری و گریه کند، یقین دارد که او در جهنم است و برای آن گریه می‌کند که به ما می‌گویند: مگر یقین ندارید که ایشان در بهشت هستند؟! - و یا مگر عزاداری به‌این‌علت برپا می‌شود که مبادا دشمنان جلاد امام حسین ویارانش علیهم‌السلام، به بهشت بروند که می‌گویند: مگر یقین ندارید که آن‌ها در جهنم هستند؟! الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِی سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (1): کسانی که ایمان‌دارند، درراه خدا پیکار می‌کنند؛ و آن‌ها که کافرند، درراه طاغوت [= بت و افراد طغیانگر]؛ پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید! (و از آن‌ها نهراسید!) زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است.

ب) نه جنگ بین اهل ایمان و کفر هیچ‌گاه متوقف‌شده و می‌شود – نه کسی را گریزی از این جنگ فراگیر است - و نه جنگ انحصار به جنگ سخت و گرم در میدان‌ها دارد و نه سلاح جنگ، فقط شمشیر یا بمب‌های نترونی و شیمیایی می‌باشد؛ اهل ایمان، همیشه و در هر زمان و مکان، درراه خدا می‌جنگند: الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِی سَبِيلِ اللَّهِ؛ اهل کفر نیز همیشه و در هر زمان و مکان، درراه طاغوت (هر طغیان و طغیانگری) می‌‌جنگند: وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِی سَبِيلِ الطَّاغُوتِ؛ و جنگ‌ها گاه جنگ سخت است با سلاح جنگی و گاه جنگ نرم است، با سلاح پیام‌رسانی، تبلیغات، فرهنگ‌سازی و ...؛ با سخنرانی، کتاب، فیلم و سایر ابزارها می‌باشد و گاه با شادی یا عزاداری هدف‌دار. چنان‌که این شبهه‌پراکنی‌ها و ضدتبلیغ‌ها از همین نوع می‌باشد.

ج) مشکل آنان فقط عزاداری عمومی در فاجعه‌ی کربلا و مصیبت‌های وارده بر سیدالشهدا اباعبدالله الحسین و یارانش علیهم‌السلام نمی‌باشد، بلکه می‌خواهند ریشه را بخشکانند تا ساقه‌ها، شاخه‌ها، برگ‌ها، گل‌ها خشک شوند و میوه (ثمر) ندهند؛ بنابر قالبی که تعریف و تحمیل می‌کنند، می‌خواهند هیچ‌کس از غم و اندوه ظلم‌های جانیان امروز نیز ناراحت نشود، عزاداری برپا ننماید، پیام‌رسانی نکند، اذهان را متوجه ننماید و شوری همراه باشعور ایجاد ننماید تا بتوانند به جنایات خود ادامه دهند؛ بر اساس قاعده‌ی آن‌ها، نباید برای هیچ کشته‌ای و این نسل‌کشی‌ها و کودک کشی‌ها و به اسارت کشیدن زنان و به یغما بردن سرمایه‌های مادی و معنوی مسلمانان ناراحت شوید، چراکه می‌دانید جای قربانیان در بهشت و جای ظالمان جانی، در جهنم است!

نکته: سیدالشهدا امام حسین علیه‌السلام، با آوردن کلمه استرجاع، فرمودند: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ یَزِید (2): ما از خداییم و بازگشتمان به‌سوی اوست؛ آنگاه‌که امت اسلامی گرفتار زمامداری مثل یزید شود، باید با اسلام خداحافظی کرد. دقت شود که نفرمود «یزید»، بلکه فرمود: «مثل یزید»، یعنی امتداد دارد؛ بنابراین می‌پرسیم:

1) آیا دوران حاکمیت اسلام معاویه‌ای و یزیدی، در مقابل اسلام ناب محمدی صلوات‌الله‌علیه وآله، به پایان رسیده که جنگ ما به پایان برسد؟! پس این‌همه اسلام آمریکایی و انگلیسی و حکام بدتر و زبون‌تر از یزید لعنة الله (مانند حکامی سعودی و مفتی‌های وهابی) علیه چیست؟!

2) آیا دیگر، نه روزی چون عاشورا و صحنه‌ی جنایاتی چون کربلا نداریم که دیگر نه ناراحت باشیم و نه عزاداری کنیم؟! پس آنچه در سوریه، بحرین، لبنان، فلسطین، یمن، عراق، افغانستان و سرتاسر جهان اسلام اتفاق می‌افتد، چیست؟

3) آیا میدان‌ها جنگ یزیدیان زمان، فقط مرزها و نقاط جغرافیایی می‌باشد و سلاح آن‌ها نیز فقط ابزاری جنگی می‌باشد؟! پس این‌همه ضدتبلیغ، تهاجم، شبیخون، شبهه پراکنی، جوسازی در شبکه‌های ارتباطی و پیام‌رسانی نوشتاری، تلویزیونی، سینمایی و فضای مجازی، چیست و برای چیست؟!

نتیجه: پس آن‌ها برای جلوگیری از به بار نشستن میوه، سعی دارند که ریشه را بخشکانند و ما نیز با بصیرت و تداوم جنگ در تمامی جبهه‌ها و ازجمله جنگ نرم، تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی، از آن ریشه محافظت نموده و تقویتش می‌کنیم؛ اگر لازم شد با سلاح گرم – اگر لازم شد با فریاد به‌حق – اگر لازم شد با عزاداری و اگر لازم شد، با آبیاری به‌واسطه اشک بر مصیبت‌ها؛ و آن‌ها از همین می‌ترسند.


پی نوشت:

1) النساء، آیه 76

2) اللهوف، صفحه 24

استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.