مرسلون

سید حسین سیدی

سید حسین سیدی

0000000000 سید حسین سیدی

رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم با اشاره به فطری بودن شعارهایی نظیر آزادی، اخلاق، معنویت، عدالت، استقلال، عزت، عقلانیت، برادری ــ که از شعارهای انقلاب است ــ دل‌زدگی از شعارهای انقلاب را حاصل ضعف مسئولان برشمردند؛ نه کم‌ارزش بود آن ارزش‌ها: هرگز نمی‌توان مردمی را تصور کرد که از این چشم‌اندازهای مبارک، دل‌زده شوند؛ هرگاه دل‌زدگی پیش‌آمده، از روی‌گردانی مسئولان از این ارزش‌های دینی بوده است و نه از پایبندی به آن‌ها و کوشش برای تحقّق آن‌ها. (1)

پیام رهبر انقلاب در این سخنان این است که اگر در پی گیری شعارهای انقلاب، سستی به خرج بدهیم، مردم درنهایت (علیرغم دوست داشتن انقلاب) از شعارهای انقلاب زده می‌شوند؛ زیرا که به فرموده امام علی علیه‌السلام: آفَةُ النُّجْحِ الْكَسَل (2): آفت موفقیت تنبلی است؛ یعنی موفقیت (انقلاب ما)، با کم‌کاری مسئولین و عدم جدیت آن‌ها زیر سؤال می‌رود.

بنابراین باید باهمت مسئولین (و البته مردم) شعارهای انقلاب را تحقق بخشید و آن‌ها را در دید ملت ایران و در مرحله بعد، در دید جهانیان قرارداد؛ مثلاً در سیل اخیر با همدلی بین مردم و مسئولان، هم آلام مصیبت دیدگان کاهش یافت و هم یک سرمایه ملی و معنوی به رخ جهانیان کشیده شد؛ سرمایه‌ای که به دولت مستکبر آمریکا فهماند؛ با این همدلی‌ها، تحریم ملت ایران و تحریم هلال‌احمر، کاری از پیش نخواهد برد.

نکته: شکی نیست که این‌گونه همدلی، در هر بخشی (اقتصاد، سازندگی) ان‌شاءالله سبب تحقق شعارهای انقلاب و پشتوانه‌ای برای گام دوم انقلاب خواهد بود؛ مثلاً در سیل اخیر، حضور گروه‌های جوان جهادی ــ که کار اصلی آن‌ها سازندگی و خدمت به مردم است ــ نقش مهمی در کاهش آلام سیل‌زدگان داشت. بدون تردید حضور گروه‌های جهادی و بسیج و سایر نیروهای مسلح و هلال‌احمر و سایر ارگان‌ها، مردم داغدار را به شعارهای انقلاب امیدوار کرد. باید این امیدواری مردم را در عرصه‌های دیگر تقویت کرد؛ نه که با سستی و جناح‌بازی و غیره، شعارهای فطری انقلاب را به حاشیه برد.


پی‌نوشت:
1) https://www.ziaossalehin.ir/fa/content/24543
2) تصنیف غررالحکم و درر الکلم، صفحه 463، حدیث 10617

جمعه, 30 فروردين 1398 11:43

گام دوم انقلاب و جوانان

1111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111112 سید حسین سیدی

چنانکه می‌دانیم رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم، پرچم‌داری آینده انقلاب را از آن جوانان دانستند: دهه‌های آینده دهه‌های شما است و شمایید که باید کارآزموده و پُرانگیزه از انقلاب خود حراست کنید؛ (1) جوانانی که باید به الگوهایی مانند حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام اقتدا کنند، جوانانی که در جنگ تحمیلی با اقتدا به حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام و قاسم بن الحسن علیه‌السلام صدام و صدامیان را به مذلت نشاندند و اینک در گام دوم نیز باید، هوشیارانه‌تر از قبل در میدان باشند.

جوانانی که در دفاع مقدس به تأسی از اهل‌بیت علیهم‌السلام و مخصوصاً جوان کربلا حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام به میدان حق علیه باطل شتافتند، کسانی بودند که از عمق دل به خدا اعتقاد و اعتماد داشتند؛ إِنهَّمْ فِتْيَةٌ ءَامَنُواْ بِرَبِّهِمْ وَ زِدْنَاهُمْ هُدًی؛ آن‌ها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند و ما بر هدايتشان افزوديم. (2)

سنت خدا این است که اگر کسی یا کسانی در جهت رضای او گام بردارند، به تعبیر آیه فوق، هدایت می‌شوند (خداوند آن‌ها را به راه رشد و کمال رهنمون می‌شود)؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌اید، اگر خدا را (پيامبر و دين و كتاب او را) يارى نماييد خدا هم شمارا (در رسیدن به اهدافتان) يارى می‌کند و قدم‌های شمارا استوار می‌دارد؛ (3) این سنت خدا در مورد جنگ تحمیلی ما اتفاق افتاد و دنیا را به اعجاب واداشت و اینک نیز جوانانی دلاور در ادامه راه جوانان دفاع مقدس در قالب مدافعان حرم، داعش و داعشیان را به خاک ذلت نشاندند؛ بدون شک این جوانان از اولین لبیک‌گویان به ندای رهبری، برای حفظ انقلاب و اسلام هستند.

نکته مهم: البته کمک خداوند به اهل ایمان لزوماً به معنای پیروزی ظاهری نیست؛ چه‌بسا در ظاهر پیروزی نصیب اهل ایمان نشود ولی مانند جریان کربلا که حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام در آن نقش داشت به بستری برای رشد و بالندگی دین و نیز رسوایی ظالمان تبدیل شود؛ به‌عبارت‌دیگر پیروزی ظاهری در جنگ و شهادت، هرکدام در جای خود برای اهل ایمان، ارزش دارد؛ برای اهل ایمان «بگو: آيا در حق ما جز يكى از دو خصلت نيك را انتظار می‌برید (پيروزى درنبرد يا شهادت در راه حق)؟ و ما نيز درباره شما انتظار می‌بریم كه خداوند شمارا عذابى از جانب خودش يا به دستان ما برساند (هلاكت در حال كفر يا قتل در حال كفر). (4)


پی‌نوشت:
1) https://www.ziaossalehin.ir/fa/content/24543
2) کهف، آیه 13
3) محمد، آیه 7
4) توبه، آیه 52

یکشنبه, 25 فروردين 1398 05:51

شادی در اسلام

11111111111123434 سید حسین سیدی

دشمنان اسلام و نیز مغرضان و شبهه افکنان، دین اسلام را مخالف شاد زیستن معرفی می‌کنند؛ درحالی‌که به‌هیچ‌وجه این‌گونه نیست.

واقعیت آن است که دشمنان اسلام و شبهه افکنان، به‌خوبی می‌دانند که دین اسلام، مخالفتی با شادی ندارد؛ اما نه آن شاد بودنی که مدنظر آن‌هاست. به‌عبارت‌دیگر دشمنان اسلام و شبهه افکنان می‌خواهند که هر طوری دلشان می‌خواهد شاد باشند؛ و اسلام این را قبول ندارد. درنتیجه اسلام را دین مخالف شادی، معرفی می‌کنند.

کسانی که با فضای مجازی (اینستاگرام) سروکار دارند، با خیل عظیمی از شبهات راجع به شاد نبودن دین اسلام مواجه‌اند؛ که با شیطنت خاصی به یک از آیه از قرآن نیز استناد کرده‌اند؛ إِنَّ اللَّهَ لَا يحُبُّ الْفَرِحِين (1): قطعاً خدا انسان‌های شاد را دوست ندارد.

اما کسانی که اهل تحقیق و بررسی هستند، به سراغ آیه رفته و قبل و بعد آن را می‌بینند تا دچار فتنه نشوند؛ آیه در مورد قارون است؛ قارون از قوم موسى بود اما بر آنان ستم كرد؛ ما آن‌قدر از گنج‌ها به او داده بوديم كه حمل كليدهاى آن براى يك گروه زورمند مشكل بود! (به خاطر آوريد) هنگامى را كه قومش به او گفتند: این‌همه شادى مغرورانه مكن، كه خداوند شادی کنندگان مغرور را دوست نمی‌دارد؛ (2) بنابراین شادی مغرورانه قارون است که مشکل دارد نه هر شادی که باشد؛ دلیلش آن است که در آیه بعد، قوم خردمند و باایمان او به او می‌گویند: و در آنچه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب؛ و بهره‌ات را از دنيا فراموش مكن؛ و همان‏گونه كه خدا به تونیکی كرده نيكى كن؛ و هرگز در زمين در جستجوى فساد مباش، كه خدا مفسدان را دوست ندارد؛ (3) به‌عبارت‌دیگر قوم قارون به او گفتند که تو با ثروت و دارایی خود خوش باش (استفاده حلال ببر)؛ ولی نیازمندان را نیز فراموش نکن، ثروت خود را به رخ آن‌ها نکش، مغرور و خودخواه نباش (سخن حضرت موسی علیه‌السلام و خدا را گوش کن).

الغرض قارون سخن آن‌ها را رد کرد و سخنی گفت که مدنظر دشمنان اسلام و شبهه افکنان است؛ (قارون) گفت: جز اين نيست كه اين اموال از روى دانشى كه دارم (دانش به تورات و کیمیا و تجارت و كشاورزى) به دست آورده‌ام؛ (4) به‌عبارت‌دیگر قارون گفت که من هر طوری بخواهم رفتار خواهم کرد و کاری به خدا و پیامبر او و نیازمندان ندارم؛ من می‌خواهم خوش باشم.

آری! دشمنان اسلام و شبهه افکنان نیز می‌خواهند خوش باشند؛ هر حرفی بزنند، هرجایی بروند، هر کاری انجام دهند و خلاصه طبق مرام شیطانی خود، هر چه دلشان بخواهد انجام دهند؛ چون اسلام این را قبول ندارد بر ضد آن موضع گرفته و شبهه می‌سازند.


پی‌نوشت
1) قصص، آیه 76
2) قصص، آیه 76
3) قصص، آیه 77
4) قصص، آیه 78

یکشنبه, 25 فروردين 1398 07:10

جوانان و نابودی فاصله طبقاتی

111111111111111111111111111111111111234334 سید حسین سیدی

یکی از انتظارات رهبری در بیانیه گام دوم از جوانان، تلاش در زمینه «کم کردن فاصله بین آنچه صورت گرفته و آنچه باید صورت بگیرد» است که یکی از آن‌ها فاصله طبقاتی است: اینجانب به جوانان عزیزی که آینده‌ی کشور، چشم‌انتظار آن‌ها است صریحاً می‌گویم آنچه تاکنون شده با آنچه باید می‌شده و بشود، دارای فاصله‌ای ژرف است؛ در جمهوری اسلامی دل‌های مسئولان به‌طور دائم باید برای رفع محرومیت‌ها بتپد و از شکاف‌های عمیق طبقاتی به‌شدت بیمناک باشد. (1)

همواره ناهماهنگی بین قشرهای جامعه (مخصوصاً ناهماهنگی اقتصادی) آسیب‌های مختص به خود را دارد.

امام علی علیه‌السلام در فرمایشات خویش به مالک اشتر نسبت به ناهماهنگی در رضایت مردم از شرایط موجود هشدار می‌دهد: لْيَكُنْ أَحَبُّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَوْسَطَهَا فِی الْحَقِّ وَ أَعَمَّهَا فِی الْعَدْلِ وَ أَجْمَعَهَا لِلرَّعِيَّةِ فَإِنَ‏ سَخَطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَا الْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سَخَطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَا الْعَامَّة (2): باید پسندیده‌ترین کارها در نزد تو معتدل‌ترین آن‌ها به‌حق و کامل‌ترین آن‌ها در عدل و داد و جامع‌ترین آن‌ها در رضایت عامه‌ی مردم باشد، پس به‌راستی ناخشنودی عامه‌ی مردم اثر رضایت خواص را از بین برده و ناخشنودی خواص، اثر رضایت عوام را از کار می‌اندازد.

البته به خاطر سلایق گوناگون و استعدادها و غیره، به نظر می‌رسد درصدی از فاصله طبقاتی، طبیعی باشد؛ مثلاً حتی در بین کارمندان دولت که حقوقی یکسانی می‌گیرند و همه در یک سطح تحصیلی هستند، به خاطر شرایط محیطی و غیره، سطح زندگی یکسانی ندارند؛ اما زمانی دیگر علت فاصله طبقاتی به خاطر توزیع نامناسب ثروت در جامعه و سایر سیاست‌های نامناسب است که در اینجا باید جامعه اسلامی، احساس خطر کند.

رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم از جوانان می‌خواهد که با مصادیق فاصله طبقاتی مبارزه کنند: میدان دادن به‌ویژه‌ خواری و مدارا با فریب‌گران اقتصادی که همه به بی‌عدالتی می‌انجامد، به‌شدت ممنوع است؛ همچنین غفلت از قشرهای نیازمند حمایت به هیچ رو موردقبول نیست؛ این سخنان در قالب سیاست‌ها و قوانین، بارها تکرار شده است ولی برای اجرای شایسته‌ی آن چشم امید به شما جوان‌ها است؛ و اگر زمام اداره‌ی بخش‌های گوناگون کشور به جوانان مؤمن و انقلابی و دانا و کاردان ــ که بحمدالله کم نیستند ــ سپرده شود، این امید برآورده خواهد شد؛ ان‌شاءالله. (3)

 

جوانان مؤمن و کاردان به طریق‌های مختلف می‌توانند این انتظار رهبری را برآورده سازند:

اول: ورود در بخش‌های اقتصادی و بخش‌های دیگر و سعی در تأثیرگذاری بر آن (اگر مدیر باشند که فبها).

دوم: نوشتن کتاب و مقالات علمی در زمینه رفع فاصله طبقاتی (توزیع مناسب ثروت و...).

سوم: تهیه مستند و گزارش از کوه خواری و جنگل خواری و سایر مشکلات این‌چنینی (توسط تلفن همراه) و موارد دیگر.


پی‌نوشت:
1) https://www.ziaossalehin.ir/fa/content/24543
2) ترجمه نهج‌البلاغه فقیهی، خطبه 53، صفحه 313
3) ارجاع به پی‌نوشت 1

large_5c65696a7eafd_Copy سید حسین سیدی

چنان‌که می‌دانیم خطاب رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانیه گام دوم، بیشتر معطوف به جوانان بود؛ زیرا که معمولاً جوانان به اقتضای شور جوانی، انگیزه بیشتری برای حل مسائل دارند؛ در روایات ما نیز به جوانان نگاه ویژه‌ای شده است.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: عَلَيكَ بِالاحداثِ فَإنَّهُم أَسرَعُ إلى كُلِّ خَيرٍ(1): نوجوانان را درياب زيرا كه آنان سریع‌تر به كارهاى خير روى می‌آورند.

یکی از کارهای خیر برای کشور ما، پیشرفت است که همت و تلاش و انگیزه جوانان را می‌طلبد؛ چنان‌که رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم با اشاره به رتبه‌ی دوم جهان در دانش‌آموختگان علوم و مهندسی ــ که عمدتاً جوان هستند ــ گفتند: انبوه جوانانی که باروحیه‌ی انقلابی رشد کرده و آماده‌ی تلاش جهادی برای کشورند و جمع چشمگیر جوانان محقق و اندیشمندی که به آفرینش‌های علمی و فرهنگی و صنعتی و غیره اشتغال دارند؛ این‌ها ثروت عظیمی برای کشور است که هیچ اندوخته‌ی مادی با آن مقایسه نمی‌تواند شد. (2)

یکی دیگر از نکاتی که رهبری در بیانیه گام دوم به جوانان توصیه کردند، استفاده از تجربه‌ها بود: عزیزان! نادانسته‌ها را جز باتجربه‌ی خود یا گوش سپردن به تجربه‌ی دیگران نمی‌توان دانست؛ بسیاری از آنچه را ما دیده و آزموده‌ایم، نسل شما هنوز نیازموده و ندیده است؛ ما دیده‌ایم و شما خواهید دید؛ دهه‌های آینده دهه‌های شما است و شمایید که باید کارآزموده و پُرانگیزه از انقلاب خود حراست کنید؛ (3) بدین منظور جوانان باید تاریخ ایران را (مخصوصاً تاریخ معاصر) را مطالعه کنند و علت موفقیت‌ها و شکست‌های ایران را، حلاجی کنند.

نکته بسیار مهم: نکته مهم‌تر از تجربه، ایمان و اعتقاد اسلامی است؛ مثلاً کسی که اعتقاد به نصرت خدا نداشته باشد، نمی‌تواند پیروزی ملت ایران را در جنگ هشت‌ساله هضم کند؛ برای او سخت است که باور کند چگونه ما در مقابل آن‌همه سلاح‌های مدرن صدام ایستادیم و پیروز شدیم؛ بنابراین آن پیروزی عظیم را یک‌چیزی شبیه به شانس می‌داند و از تجربه جنگ هشت‌ساله، نمی‌تواند و نخواهد توانست استفاده کند؛ خلاصه تجربه‌ای برای او قابل‌درک است که دودوتاچهارتا باشد.


پی‌نوشت:
1) كافى (ط-الاسلامیه)، جلد 8، صفحه 93، حدیث 66
2) https://www.ziaossalehin.ir/fa/content/24543
3) همان

چهارشنبه, 21 فروردين 1398 13:04

نوروز و شادی منطبق بر فرهنگ اسلامی

2409956_Copy سید حسین سیدی

دین عزیز اسلام برخلاف نظر دشمنان به شادی و شادمانی توجه کرده است؛ اما نه هر شادی و شادمانی. آن شاد بودنی ازنظر اسلام خوب است که دیگران را نیز موردتوجه قرار دهد و نیز همراه با گناه نباشد؛ این دو خصوصیت را باید در این ایام شاد نوروز، مدنظر قرار دهیم.

اینک به چهار مورد از موارد شادی ما ایرانیان که برگرفته از فرهنگ اسلام است، اشاره می‌کنیم.

1) سنت ازدواج: ایامی مثل نوروز، فرصت مناسبی برای مراسمات ازدواج است؛ سنت ازدواج از سنت‌های مورد تأکید اسلام است؛ که البته باید این سنت را به گناهان مختلف و اسراف و تبذیر آلوده نکنیم.

2) صله‌رحم: در ایام نوروز معمولاً خانواده‌ها به دیدار هم می‌روند و ضمن بجا آوردن سنت زیبای صله‌رحم، روزهای شاد و فرح‌بخشی را نیز در کنار هم تجربه می‌کنند؛ در اینجا نیز باید به مسئله مهم محرم و نامحرم و دیگر گناهان (مثل غیبت کردن که متأسفانه در جمع‌ها شایع است) توجه شود.

3) کمک به دیگران و در رأس آن فامیل: این سنت زیبا در کشور ماتحت عنوان «شاد کردن دل دیگران» و نظایر آن شناخته می‌شود؛ که این عنوان برگرفته از احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام است.

امام صادق (علیه‌السلام) دراین‌باره می‌فرماید: مِن اَحَبَّ الاَعمالِ اِلی اللهِ عَزَّوَجَلَّ اِذخالُ السُّرُوِر عَلَی المُؤمِنِ اِشباعُ جُوعَتِهِ أَو تَنفِیسِ کُربَتِهِ اَو قَضاءِ دَینِهِ (1): از باارزش‌ترین کارها نزد خداوند متعال، شاد کردن مؤمنین است؛ مثل سیر نمودن آن‌ها یا نجات دادن آنان از سختی‌ها و گرفتاری‌ها، یا ادای بدهی آن‌ها.

4) تفریحات حلال و سالم: امام کاظم علیه‌السلام دراین‌باره می‌فرماید: بكوشید كه اوقات شبانه‌روز شما چهار قسمت باشد:... و قسمتی را هم در آن خلوت می‌کنید برای درك لذت‌های حلال [و تفریحات سالم]؛ (2) این قسم از شاد بودن تحت عنوان «اختصاص وقت به خانواده» تعریف می‌شود که شامل سفرهای نوروزیِ این روزها با خانواده، مهمانی رفتن و پارک رفتن با خانواده و مواردی از این قبیل نیز می‌شود.

بنابراین اسلام مخالف شادی نیست؛ اما آن را نیز مقید کرده است؛ ازاین‌رو شادی همراه با گناه را توصیه نمی‌کند و نیز توصیه می‌کند که شادی خود را در شادی دیگران بدانیم (کمک کردن به آنان و مانند آن).


پی‌نوشت:
1) الکافی، جلد 2، صفحه 192
2) تحف العقول، 409

چهارشنبه, 21 فروردين 1398 13:17

نوروز و فامیل نیازمند

ima4521ges_Copy سید حسین سیدی

یکی از کارهای خوبی که الحمدالله این سال‌ها در ایام منتهی به سال جدید، روند رو به رشدی داشته است، کمک به نیازمندان است (در قالب جشن نیکوکاری و غیره)؛ بدون شک هر چه این کار خداپسندانه با اولویت رسیدگی به ذی رحم و فامیل باشد، ارزشمندتر است؛ خداوند در کلام جاودانش می‌فرماید: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إيتاءِ ذِي‏ الْقُرْبى‏ (1): خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان فرمان می‌دهد.
وقتی‌که انسان به فامیلی که وسع مالی چندانی ندارد، کمک می‌نماید و دل او را در ایام فرخنده نوروز، شاد می‌کند؛ این حدیث حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام را عینیت بخشیده است؛ صِلَةُ الرَّحِمِ تُدِرُّ النِّعَمَ وَتَدفَعُ النِّقَمَ (2): صله‌رحم نعمت‌ها را فراوان می‌کند و سختی‌ها را از بين می‌برد.

پیام حدیث این است اگر فامیلی که خداوند به او عنایت بیشتری کرده است، حواسش به دیگر فامیل‌هایش باشد و کم و کاستی (مالی) آن‌ها را برآورده سازد، سختی‌های آن‌ها کم و نعمت‌ها و امکانات آن‌ها زیاد می‌شود؛ در این صورت علاوه بر ثواب معنوی در درگاه خدا، نام او در میان فامیل به نیکی و بزرگی یاد می‌شود؛ چنان‌که امام صادق علیه‌السلام در حدیثی می‌فرمایند: ثَلاثٌ مَن کُنَّ فِیهِ کانِ سَیِّداً و الصِّله بِالنَفسِ و َالمالِ (3): سه چیز است که در هر که بـاشد آقا و سرور است (3): و کمک و صله‌رحم باجان و مال.

خوش به حال کسانی که در این ایام شاد و فرح‌بخش، در رسیدگی به امور فامیل و بستگان کوتاهی ننموده و خیر دنیا و آخرت را برای خود خریداری می‌کنند.


پی‌نوشت:
1) نحل، آیه 90
2) شرح آقا جمال‌الدین خوانساری بر غررالحکم و درر الکلم، جلد 4، صفحه 204، حدیث 5836
3) تحف العقول، صفحه 317

چهارشنبه, 21 فروردين 1398 18:35

اقتدار و ارزش آن

n83244589-72905109_Copy سید حسین سیدی

الحمدالله ایران اسلامی بعد از انقلاب در مقابل دشمنان، به یک اقتدار مطلوبی رسیده است و توانسته آن‌ها را به چالش بکشاند؛ پیروزی‌های جبهه مقاومت در عراق و سوریه، گوشه‌ای از اقتدار ایران اسلامی در مقابل دشمنان است؛ اقتداری که باید قدرش را دانست و هجمه‌های دشمنان علیه آن را دفع کرد.

رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم با اشاره اقتدارِ حاصل از انقلاب گفتند: ایران مقتدر، امروز هم مانند آغاز انقلاب با چالش‌های مستکبران روبه‌رو است اما با تفاوتی کاملاً معنی‌دار؛ اگر آن روز چالش با آمریکا بر سر کوتاه کردن دست عمال بیگانه یا تعطیلی سفارت رژیم صهیونیستی در تهران یا رسوا کردن لانه‌ی جاسوسی بود، امروز چالش بر سرِ حضور ایران مقتدر در مرزهای رژیم صهیونیستی و برچیدن بساط نفوذ نامشروع آمریکا از منطقه‌ی غرب آسیا و حمایت جمهوری اسلامی از مبارزات مجاهدان فلسطینی در قلب سرزمین‌های اشغالی و دفاع از پرچم برافراشته‌ی حزب‌الله و مقاومت در سراسر این منطقه است؛ و اگر آن روز، مشکل غرب جلوگیری از خرید تسلیحات ابتدایی برای ایران بود،‌ امروز مشکل او جلوگیری از انتقال سلاح‌های پیشرفته‌ی ایرانی به نیروهای مقاومت است؛ و اگر آن روز گمان آمریکا آن بود که با چند ایرانی خودفروخته یا با چند هواپیما و بالگرد خواهد توانست بر نظام اسلامی و ملّت ایران فائق آید، امروز برای مقابله‌ی سیاسی و امنیتی با جمهوری اسلامی، خود را محتاج به یک ائتلاف بزرگ از ده‌ها دولت معاند یا مرعوب می‌بیند و البته بازهم در رویارویی، شکست می‌خورد؛ (1) سخنان رهبری حاوی این پیام است که ما قدر این اقتدارِ حاصل از انقلاب را بدانیم؛ چنان‌که در ادامه بیانیه فرمودند: دنباله‌ی این مسیر که به گمان زیاد، به‌دشواری گذشته‌ها نیست، باید باهمت و هشیاری و سرعت عمل و ابتکار شما جوانان طی شود. (2)

 

اقتدار ایران، نعمتی ناشناخته

نعمت امنیت از آن نعمت‌های است که غالباً مجهول می‌ماند؛ چنانکه رسول خدا می‌فرماید: نعمتان‏ مجهولتان الصحة والأمان‏ (3): دو نعمت هستند که قدرشان شناخته نمی‌شود؛ سلامتی بدن و امنیت. (3)

انسان معمولاً تا از نعمتی برخوردار است، برایش عادی جلوه کرده و قدر آن را نمی‌داند (مثل هوا، آب) ولی هنگامی‌که از دست رفت، تازه متوجه می‌شود که ای‌کاش... در این میان شاید نعمت امنیت و سلامت از همه مجهول‌تر باشند؛ زیرا که انسان تا در امنیت و سلامت است، سرگرم امورات خود است و به کمتر چیزی که فکر نمی‌کند، این دو نعمت است.

خدا نکند امنیت و اقتدار امروز ایران اسلامی به سرنوشت فوق دچار شود و کشف چندین عملیات تروریستی توسط حافظان امنیت ایران را عادی تلقی کرده و زمانی که احیاناً تروریست‌ها در گوشه‌ای خرابکاری به وجود می‌آورند، آن موقع متوجه ارزش امنیت شده و حتی متأسفانه با برجسته‌سازی این موضوع، وجود امنیت را برای ایران کتمان کرده و گرفتار کفران این نعمت شویم؛ نعمتان‏ مكفورتان الأمن و العافية (4): دو نعمت هستند که مورد کفران قرار می‌گیرند؛ امنیت و عافیت بدن.

نکته مهم: وجود مشکلات اقتصادی و غیره، نباید سبب شود که نعمت امنیت و اقتدار را کفران کنیم و در دام توطئه دشمنان اسلام بیفتیم؛ آن‌ها با این کارها می‌خواهند که ما را از اقتدار منطقه‌ای بیندازند؛ چنان‌که بارها خواستار گفتگو درباره نقش منطقه‌ای ایران شده‌اند.

به امید تقویت روزان افزون اقتدار ایران.


پی‌نوشت:
1) https://www.ziaossalehin.ir/fa/content/24543
2) همان
3) مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى، جلد ‏2، صفحه 254
4) حدیث از پیامبر اسلام در خصال، جلد 1، صفحه 34

چهارشنبه, 21 فروردين 1398 18:45

نوروز؛ صله‌رحم و آشتی‌کنان

nwrwz_Slh_rHm_ashty_khnn_Copy سید حسین سیدی
عید نوروز یکی از آن فرصت‌های ناب است که در میان ما ایرانیان به فرصتی برای رفع کدورت‌های احتمالی و نیز ازدیاد محبت تبدیل‌شده است؛ همچنان که مولی‌الموحدین امام علی علیه‌السلام بر محبت آور بودن صله‌رحم تأکید می‌کند: صِلَةُ الرَّحِمِ توجِبُ المَحَبَّةَ (1): صله‌رحم محبت آور است؛ اما باوجوداین دورهمی و شب‌نشینی و صله‌رحم، نباید موقتی باشد؛ به‌عبارت‌دیگر صله‌رحم باید در اوقات دیگر سال باشد؛ اما در نوروز شدیدتر.

گر چه مردم در عید نوروز، مشغله کاری کمتری دارند و می‌توانند با خیال راحت به خانه فامیل و بستگان سر بزنند و یا با ماشین شخصی از شهر خود به مقصد شهرهای بستگان حرکت کنند؛ اما نباید از یا ببریم که صله‌رحم فقط مختص به سرکشی نیست (هرچند افضل این است) و می‌توان با تلفن و پیامک و غیره، جویای حال یکدیگر شد.

امام صادق علیه‌السلام در این زمینه می‌فرماید: صله‌رحم نماييد و به برادران (دينى) خود نيكى كنيد، هرچند با سلام كردن خوب و يا جواب سلام خوب باشد؛ (2) طبق این حدیث، صله‌رحم بسته به موقعیت می‌تواند یک احوالپرسی ساده باشد؛ که در زمان ما می‌توان از طریق پیامک و تلفن و غیره، این احوالپرسی را بجا آورد.

نکته: هر کاری که با اخلاص بیشتری انجام شود، ماندگاری بهتری خواهد داشت؛ صله‌رحم نیز همین‌گونه است؛ بنابراین اگر کسی به خاطر ارزش دینی صله‌رحم، در عید نوروز و مانند آن به دیدن اقوام و آشنایان برود، غالباً در بقیه ایام سال نسبت به انجام صله‌رحم (لااقل با تلفن کردن) اهتمام خواهد داشت و کسی که به خاطر تفریح و خوش‌گذرانی و جو عید نوروز به دیدن اقوام برود (چشم‌وهم‌چشمی با برادر و خواهر)، هرچند این هم ارزش دارد اما طبعاً پایداری کمتری دارد.


پی‌نوشت:
1 شرح آقا جمال‌الدین خوانساری بر غررالحکم و درر الکلم، جلد 4، صفحه 209، حدیث 5825
2 كافى (ط-الاسلامیه)، جلد 2، صفحه 157

13971124_0741678_Copy سید حسین سیدی

متأسفانه در این سال‌ها سبک زندگی غربی بر جامعه ما تأثیر زیادی گذاشته است؛ مقابله نسبت به این موضوع، نکته‌ای است که رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم به جوانان تذکر دادند: تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران، زیان‌های بی جبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملت ما زده است؛ مقابله با آن، جهادی همه‌جانبه و هوشمندانه می‌طلبد که باز چشم امید در آن به شما جوان‌ها است. (1)

ازآنجاکه جوانان در کانون تحول جامعه قرار دارند، اگر بر طبق فرهنگ بومی و اسلامی زندگی کنند، راه را برای ورود سبک زندگی غربی تا حدودی می‌بندند؛ اگر جوانان به این آیه از قرآن توجه کنند، ضربه محکمی بر سبک زندگی غربی خواهند زد: لاتَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ‏ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنينَ (2): (بنابراین) هرگز چشم خود را به نعمت‌های (مادى) كه به گروه ‏هايى از آن‌ها [كفار] داديم ميفكن! و به خاطر آنچه آن‌ها دارند غمگين مباش! و بال (عطوفت) خود را براى مؤمنين فرود آر؛ (2) این آیه به نکاتی اشاره می‌کند.

1) مسلمان باید مادی‌گرا نباشد و سبک زندگی خود را بر این اساس قرار ندهد: اين زندگانى چندروزه دنيا (اگرنه در پرستش حق و سعادت آخرت صرف شود) افسوس و بازیچه‌ای بيش نيست و زندگانى حقیقی در سرای آخرت است اگر مردم بدانند؛ (3) کسی که زندگی خود را بر اساس مادی‌گرایی قرار دهد، طبعاً تجملات و مصرف‌گرایی و غیره در زندگی او وارد می‌شود و این یعنی دور شدن از سبک زندگی اسلامی (و نزدیکی به سبک زندگی غربی).

2) نگاه به درون (اقتصاد بومی، علم بومی): شکی نیست اگر ما نگاه به ظرفیت‌های درون جامعه خود نداشته باشیم، در بهترین حالت، وابسته به خارج هستیم و باید همه‌چیز را وارد کنیم؛ طبعاً در این شرایط، راه را برای ورود سبک زندگی غربی مهیا کرده‌ایم؛ مثلاً چون بخش خودروسازی ما وابسته است، دلال‌ها از فرصت استفاده کرده و ماشین‌های گران‌قیمت را وارد کشور می‌کنند؛ این یعنی سبک زندگی مادی‌گرایی غربی.


پی‌نوشت:
1) https://www.ziaossalehin.ir/fa/content/24543
2) حجر، آیه 88
3) عنکبوت، آیه 64

صفحه1 از7
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.